The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

بررسي وال استريت در دانشگاه تهران بديل ما سوسياليسم است!

گزارش از فواد شمس

سه‌شنبه ٨ آذر ۱٣۹۰

بررسي وال استريت در دانشگاه تهران
! بديل ما سوسياليسم است
روز دوشنبه ۷ آذر در محل انجمن جامعه شناسي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، جلسه بررسي اجتماعي – اقتصادي جنبش وال استريت با حضور فريبرز رئيس دانا (اقتصاد دان)، ناصر فکوهي (استاد انسان شناسي)، محمد مالجو (اقتصاد دان)، محسن حکيمي (نويسنده و مترجم)، علي رضا ثقفي (نويسنده و مترجم) برگزار شد. نکته قابل توجه استقبال زياد مخاطبان بود که بيش از ظرفيت سالن برگزاري بود. در نتيجه به قول مجري برنامه عده اي از حضار بر روي زمين نشستند. بسياري هم به صورت سرپا به سخنراني ها گوش دادند.
در ابتداي جلسه مجري برنامه اعلام کرد در اين جلسه ابتدا هر کدام از سخنرانان به تشريح ماهيت جنبش و خواست هاي آن و همچنين چشم انداز هاي پيش روي جنبش مي پردازند سپس در بخش دوم به پرسش هاي حضار پاسخ خواهند داد.

ثقفي: بنيان جنبش وال استريت بر تغيير جهان است
اولين سخنران جلسه علي رضا ثقفي بود که ابتدا به مقايسه بين جامعه شناسي آکادميک و جامعه شناسي علمي پرداخت و در اين زمينه گفت: جامعه شناسي علمي از فلسفه منتج شده است. البته فلسفه تا قبل قرن ۱۹ عمدتا در پي تفسير جهان بود اما از قرن ۱۹ به بعد بحث درست بر سر تغيير آن است. فرق جامعه شناسي علمي با جامعه شناسي دانشگاهي درست در اين نقطه است که جامعه شناسي علمي در پي تغيير جهان است در حالي که آکادميک ها تنها در تفسير جهان باقي مي مانند.
وي در ادامه تاکيد کرد: جنبش وال استريت هم بحث اصلي است و بنيانش بر مسئله تغيير جهان استوار است. جنبش وال استريت براي تغيير اين جهاني آمده است. جهاني که نا به سامان است، غير عادلانه است، اين همه بي خانمان دارد اين همه کودک کار دارد. در واقع بحث بر سر تغيير اين وضعيت است. وضعيتي که در آن يک اقتصاد انگلي در جامعه جهاني امروز حاکم است و بايد تغيير کند. دراين جا اسن سوال مطرح است که چه چيزي باعث به وجود آمدن اين شده است که عده اي بخواهند براي تغيير وضع موجود موجود در جهان جنبش به راه بياندازند؟
اين نويسنده و مترجم در ادامه به تشريح پاسخ خود از اين سوال پرداخت: در اين جنبش ضد سرمايه داري که در بسياري از کشور هاي جهان به راه افتاده است يک مبناي اصلي و مشترک وجود دارد اين که همه معترضان بر اين اعتقاد هستند که سلطه بازار مالي بر جهان باعث بد بختي هاي موجود در سطح جوامع شده است. در همان آمريکا که جنبش وال استريت در ان جريان دارد بر طبق آمار هاي رسمي ۴۰ ميليون نفر زير خط فقر زندگي مي کنند. اين بازار مالي به شکل اختاپوسي در آمده است که همه جامعه را تحت سلطه خود قرار داده است و در اين ميان حتي بسياري از طبقات ديگر هم از اين وضع ناراضي شده اند.
وي در ادامه گفت: وضع اسفناک اين سرمايه داري حتي به جايي رسيده است که خود طرفداران سرمايه داري هم خواهان بازگشت به وضعيت گذشته شده اند. صداي خود سرمايه دار ها هم در آمده است. از سال ۱۹۹۰-۱۹۹۱ به بعد بود که تمام شغل هاي رسمي به قراردادي تبديل شدند. بسياري از امتيازاتي که در طول دهه هاي قبل داده شده بود از طرف سرمايه داري بازپس گرفته شد. در واقع اقتصاد بازار رسمي اکنون به يک اقتصاد غير رسمي قاچاقچي و انگلي تبديل شده است . در اين وضعيت ايت که بازر هاي مالي همچون يک حباب عمل مي کنند. تنها با تزريق پول بدون پشتوانه است که مي خواهد بحران را دور بزند که خود اين امر بحران هاي جدي تري را ناشي مي شود که ناگهان با ترکيدن بحران خودش را نشان مي دهد که ما نشانه هاي بحران اخير را در سال ۲۰۰٨ مي بيني. در واقع موج بزرگ بي کاري و رکود شديد نشان گر آن است.
ثقفي تصريح کرد: در اين شرايط است که ما با يک اقتصاد انگلي رو برو هستيم. وضعيت سرمايه داري کنوني را مي توان با اواخر دوران اشرافيت فئودالي مقايسه کرد. ديگر اين سيستم نمي تواند پاسخگوي نياز مردم باشد. کارگران بي کارند، مردم گرسنه اند. خانه ندارند و دهها مشکل ديگر از اين دست. در اين جا ما با ۲ مسئله اساسي رو برو مي شويم.
وي در انتها اين دو مسئله را اين گونه دسته بندي کرد: ۱- مبارزات جديد و خواست هاي جديد با روش هاي جديد اعتراضي وارد ميدان شده اند و با مدل هاي مبارزاتي گذشته بسيار متفاوت هستند. بايد اين امر را به دقت بررسي کرد. جنبش وال استريت از همين جنس است.۲- راه حل سرمايه داري در اين ميان چيست؟ آيا باز هم سرمايه داري مي خواهد پول تزريق کند؟ و حباب قيمت ها را باد کند؟ سرنوشت يونان، پرتغال، اسپانيا، فرانسه، انگلستان و خود امريکا روبروي ما است براي برون رفت از اين بحران چه بايد کرد؟ در واقع جنبش وال استريت براي پاسخ به اين مسئله پا به ميدان گذاشته و جواب خود را از دل همين جنبش بيرون مي کشد.
در ادامه جلسه فريبرز رئيس دانا اقتصاد دان مقاله اي را قرائت کرد که در چند روز آينده متن کامل آن منتشر مي شود که در اين جا صرفا اشاره اي گذرا به آن مي شود. وي در اين مقاله علاوه بر نقد سرمايه داري جهاني به برخي از مدافعان وطني آن نيز نقد وارد کرد که در نشريات خود دروغ ها و لجن پراکني هاي بر ضد جنبش وال استريت کرده اند. همچنين به ترسيم افق هاي مبارزاتي فعالان ضد سرمايه داري در جنبش وال استريت پرداخت.

حکيمي: جنبش وال استريت از سلطه احزاب و اتحاديه سنتي رهايي يافته است
سخران بعدي جلسه محسن حکيمي مترجم و نويسنده بود وي سخنان خود را با ذکر اين نکته آغاز کرد که: در واقع مي توان گفت حدود ۲ ماه از عمر جنبش وال استريت مي گذرد اما در واقع سابقه ي اين جنبش خيلي بيشتر از اين ها است. در اصل اين نوک قله کوه يخي است که از آب بيرون زده است و حضور آشکار پيدا کرده است. بر اساس اين حضور آشکار است که برخي فاکت ها به دست ما مي آيد که بر مبناي همين فاکت ها نيز مي توانيم به ارزيابي نقاط قوت و ضعف اين جنبش بپردازيم.
وي در ادامه گفت: من بر مبناي آن چيزي که مي توان مانيفست اين جنبش ناميد و خود فعالان اين جنبش آن را منتشر کرده اند پيش مي روم. انان نوشته اند که: جنبش تصرف وال استريت مقاومت بدون رهبري عده اي است از رنگ ها، حنسيت ها و باور هاي سياسي مختلف که تنها نقطه مشترک بين آنان اين است که ۹۹ درصدي هستند که توسط ۱ درصد سرمايه داران ناديده گرفته شده اند. راهکار ما برگرفته از بهار عربي است و براي اين که حداکثر ايمني را براي همه ي شرکت کنندگان در اين جنبش فراهم کنيم بر استراتژي عدم خشونت تاکيد مي کنيم. در ضمن ما مي خواهيم از پايين تا بالاي اين مناسبات را تغيير دهيم و در هر خانه و هر گوشه ي خياباني مجامع عمومي خود را برپاداريم.ما مي خواهيم سرنوشت خود را بسازيم نه بورس بازان وال استريت و سياستمدراني که ادعاي ساختن جهان بهتري براي ما دارند. تنها راه حل از نظر ما همان انقلاب جهاني است .
حکيمي در ادامه نقاط قوت اين جنبش را از نظر خودش اين گونه بر شمرد: اين جنبش يک جنبش اصالتا "ضد سرمايه داري" است. پيش از اين تمام جنبش هايي که در آمريکا و اروپا بوده است بيشتر بر ضد امپرياليسم و جنگ و ضد جهاني سازي بوده است اين اولين بار است که نوک حمله درست بر ضد خود سرمايه داري است. در اين جنبش البته نقش زنان، دانشجويان، بيکاران و بي خانمانان نيز بسيار پر رنگ است.
وي در ادامه گفت: بر خلاف تصور عمومي که وجود دارد با وجود اين که از نظر قانوني و حقوقي زنان با مردان در غرب و آمريکا برابر هستند اما در همان مناسبات سرمايه دارانه هنوز ستم جنسيتي بر زنان همچنان ادامه دارد. بر اساس آماري که خود سازمان جهاني کار منتشر کرده است. نرخ دستمزد زنان هنوز هم حدود ۷۰-٨۰ درصد دستمزدي است که مردان در برابر کار برابر مي گيرند. از طرف ديگر زنان در امريکا خواهان تسلط بر بدن خود هستند. مسئله سقط جنين همچنان مطرح است بسياري از زنان به اين جرم در زندان هاي آمريکا هستند. خشونت بر ضد زنان هنوز در اين جامعه جريان است. اين همه به نظر من معلول نظام سرمايه داري است. در نتيجه زنان در اين جنبش يک رکن هستند.
در کنار زنان شاهد حضور دانشجويان هستيم. دانشجويان به دليل سياست هاي نئوليبرالي در دهه هاي اخير ضربات بسياري ديده اند. آموزش تماما تبديل به يک امر پولي و تجاري شده است . به همين دليل دانشجويان اکنون زير بار قرض هاي هنگفت دانشگاهي هستند و جنبش دانشجويي جدي در اين زمينه وجود دارد که تحصيل رايگان را يک حق خود مي داند. در کنار اين ها بي کاران و بي خانمان ها نيز وجود دارد.
اين نويسنده و مترجم همچنين از علل ديگر ضد سرمايه دارانه بودن اين جنبش را اين گونه تشريح کرد: براي اولين باز است که فضا هايي در شهر ها به وجود امده است که تحت کنترل و پوشش عده اي که خواهان تغيير هستند قرار گرفته است. مثلا در اين فضا ها است که بيماران ايدزي و ديگر بيماراني که محصول جامعه سرمايه داري هستند تحت درمان و مراقبت قرار گرفته اند. به بي خانمانان و کساني که از تنهايي رنج مي برند کمک مي شود. در واقع افرادي که در جنبش هاي قبلي به حاشيه رانده مي شدند الان مورد توجه هستند.
وي تاکيد کرد: اين که گفته مي شود اين جنبش ۹۹ درصدي است شعار نيست. تحصن هاي که در پارک ها و مراکز دولتي اشغال شده ديديه مي شود تنها نوک آن کوه عظيمي است که از يخ بيرون زده است. بدنه ي اصلي اين جنبش در اعماق جامعه خوابيده است. در واقع ما شاهد يک نوع صف بندي طبقاتي هستيم. يک طف طبقه کارگر است که در مقابل سرمايه داري ايستاده است. در واقع اين بحث ۹۹ درصدي آن درک هاي قديمي از طبقه کارگر را تغيير داده است. طبقه کارگر بر خلاف ادعايي که در همين آمريکا مي شد که آب رفته است و کمتر شده است بيشتر هم شده است. بر خلاف اين تصور که تنها کارگران صنعتي را نگاه مي کردند و بخش خدمات را ناديده مي گرفتند. اکنون اين جنبش نشان داده است که فقط کارگران صنعتي نيستند که در صف مبارزه بر ضد سرمايه داري ايستاده اند. بلکه کارگران غير مولد نيز هستند کارگران خدماتيف معلمان، پرستاران فروشندگان بي خانمانان هنرمندان معترض همه ي اين ها در اين صف قرار دارند به اين معنا ۹۹ درصدي ها قابل درک است.
اين نويسنده و مترجم تاکيد کرد: البته اين تعريف جديد از طبقه کارگر نيست. بلکه همان تعريف اصولي است که سال ها زير آوار هاي سرمايه داري مانده بود و اکنون با اين جنبش بيرون کشيده شده است . در کنار اين امر يکي از خواست هاي اين جنبش تغيير از پايين تا بالاي جامعه بوده است که در واقع يک دگرگوني اساسي است نه يک رفورم سطحي. انقلاب در تمامي مناسبات اجتماعي_ اقتصادي و بحث برپايي مجامع عمومي در سرتاسر جامعه! اکنون بحث براي برگزاري مجامع عمومي در ۴ جولاي در تمام شهر هاي امريکا است.
حکيمي در ادامه افزود: بحث ديگر اين جنبش اين است که اين يک انقلاب جهاني بر ضد سرمايه داري است نه تنها مخصوص آمريکا در واقع بحران جهاني به جايي رسيده که بايد براي ان يک راه حل ديگر جست و اين جنبش يک انقلاب جهاني را راه حل خود مي داند. اما در اين جا بايد اين نکته را در نظر گرفت که اين جنبش از سلطه احزاب و اتحاديه هاي سنتي که همواره سعي در انحراف جنبش هاي مردمي داشته اند رهايي يافته است. اين جنبش به اين معنا بدون رهبر است وگرنه خودش براي خودش نوعي رهبري و سازماندهي را تعريف کرده است و اجرايي نيز کرده است.
وي در ادامه در مورد درسي که ايرانيان از اين جنبش مي گيرند اين گونه گفت: مهمترين بحصي که براي ما ايرانيان مطرح است اين نکته کليدي است که برخلاف کساني کهدر اين چند سال خصوصا در رسانه هاي انچناني شان مي خواهند به ما نشان دهند که دموکراسي ليبرال آمال و آرزوي و غايت ما است و بهشت برين ماست بايد بهشان گفت که نه خير ! اين جنبش نشان داد که ليبرال دموکراسي آن بهشتي نيست که شما ترسيم کرده ايد ما مي خواهيم از ان فراتر رويم و دموکراسي واقعي را بر قرار کنيم.
حکيمي برخي از نگراني ها ي خود را از برخي ضعف هاي حنبش وال استريت بر شمرد و تاکيد کرد در صورت رفع اين ضعف ها است که مي توان اميد داشت چشم انداز روشني براي اين جنبش ضد سرمايه داري در نظر گفت: اين جنبش يک رابطه ارگانيک با طبقه کارگر و جنبش کارگري نگرفته است و بايد به ان سمت برود. از ان طرف هنوز برخي توهمات به دولت وجود دارد و برخي در اين جنبش سعي دارند آن را وابسته به کمپ انتخاباتي اوباما بکنند که بايد مراقب آن بود. بايد مراقب گرايشاتي باشند که مي خواهند سلطه خود را بر اين جنبش تحميل کنند.
وي در انتها تاکيد کرد: اين جنبش زماني مي تواند اميد به پيروزي داشته باشد که يک منشور پايه اي و مطالباتي مدون و مشخص از خودش منتشر کند و در واقع تعيين کند چه ميخ واهد و براي رسيدن به اين خواست ها چه کاري مي خواهد انجام دهد؟

مالجو: کدام بديل ؟ با چه راه حل سياسي
در ادامه جلسه محمد مالجو اقتصاد دان سخنان خود را حول سه محور اصلي آغاز کرد . وي گفت: ما براي اين که وارد بحث شويم بايد ٣ محور را در نظر بگيريم۱- تعميق بحران هاي سرمايه داري ۲- تشديد مبارزه و منازعه طبقاتي ٣- تشکيل نظام بديل
از نظر اين اقتصاد دان مارکسيسم کلاسيک براي اين ٣ بحث ادعا هايي دارد: مارکسيسم کلاسيک مي گويد سرمايه داري الزاما بذر هاي نابودي خود را در خودش مي افشاند و به موازات تعميق بحران است که تجمع ثروت و فقر جامعه را دو قطبي مي کند و در اين جا مبارزه طبقاتي تشديد مي شود. و اين مبارزه مي رود به سمت تشکيل اتحاديه ها و حزب سياسي طبقه کارگر و نظام بديل از همين شرايط مادي به وجود مي آيد و کمونيسم در زهدان سرمايه داري پرورش مي يابد.
وي گفت: البته بايد در سده ۲۰ به جنگ اين واقعيت رفت که چرا اين نظر مارکسيسم کلاسيک محقق نشد. به نظر ليني امپرياليسم با فرافکني بحران به کشور هاي جهان سوم ازتعميق بحران جلوگيري کرد و با تشکيل طبقه متوسط هم منازعات طبقاتي را کاهش داد. ديويد هاروي نيز با وارد کردن عنصر فضا و جغرافيا به بحث به مفهوم انباشت سرمايه به اين نتيجه رسيد که مرز نهايي بحران جايي است که همه چيز حتا کليه هاي بدن انسان ها نيز تبديل به کالا بشود. به نظر مي رسد بحران هرچقدر هم عميق باشد تا زماني که مبارزه طبقاتي تشديد نشود سرمايه داري با رفورم هايي مي تواند از ان فرار کند و بيرون بيايد. در اين جا بحث اصلي در مورد هژموني سرمايه داري است.
مالجو در ادامه گفت: هر جا که قدرت است مقاومت هم است. در واقع اين عمق بحران نيست که عامل تعيين کننده است. بلکه اين پروژه ي هژموني و پروژه ي ضد هژمونيک است که تعيين کننده است . در واقع نيروي محرکه اين پروژه ي ضد هژمونيک هم همان بديلي است که ارائه داده مي شود.هم خود بديل هم راه رسيدن به آن!
وي در مورد جنبش وال استريت هم گفت: اين جنبش درست هم در زمان مناسب که همين زمان است که عميق ترين بحران هاي سرمايه داري بروز کرده است. و هم در مکان مناسب رخ داده است. يعني وال استريت جايي که اولين نشانه هاي بحران در سال ۲۰۰٨ از ان جا ساطع شد. البته سرمايه داري نشان داده است که اگر هژموني خود را حاکم کند بحران هاي عميق تر از اين را هم مي تواند از سر رد کند. اما در اين جا درست بحث توازن قوا است. يعي در يک طرف نظام سرمايه داري که تمام جنبه هاي زندگي مردم را در دست گرفته است وجود دارد. در طرف ديگر نيز ۹۹ درصد اناني که زير سلطه هستند.
مالجو در انتها تاکيد کرد: اين جنبش بايد از خيابان ها نيز فراتر رود. استمرار جنبش وال استريت در گرو حداقلي از اجماع است که در تعريف نظام بديل و راه حل سياسي مناسب رسيدن به ان است. اجماع بر سر اين که کدام نظام بديل ؟ و چه راه حل مناسبي براي رسيدن به آن وجود دارد؟ در اين جا هم نياز است که جنبش به پيش برود و از دل جنبش و از دل ديالوگي که بين نخبگان و توده ها وجود دارد اين بحث بيرون بيايد

فکوهي: ژورناليست هاي ايراني نئوفاشيست در خدمت نئوليبراليسم هيولايي
در ادامه جلسه ناصر فکوهي استاد دانشگاه تهران از منظر ديگري وارد بحث شد. بحث وي بيشتر معطوف به برخورد برخي رسانه ها که وي آنان را شرم ژورناليسم ناميد با جنبش وال استريت مي ناميد بود. فکوهي در اين زمينه گفت: متسافانه در اين چند سال ما شاهد يک سناريو ژورناليستي در ايران هستيم که روزي به کانون نويسندگان ايران توهين مي کند و روزي به دکتر مصدق گير مي دهد. اين افراد که خود روزگاري رانت خوار نفتي دولت بوده اند اکنون به مصدق تهمت بي سوادي سياسي مي زنند. همين به ظاهر ژورناليست ها که آبروي ژورناليسم را برده اند به وال استريت حمله مي کنند. به ژيژک با ادبيات نيش دار مي تازند. با يک ادبيات که بيشتر شبيه انشا هاي بچه هاي دبيرستاني است مطلبي را بر ضد اين جنبش مي نويسند که حتي نشريات شبه فاشيستي در اروپا هم شرم مي کنند آن را چاپ کنند.
فکوهي در ادامه تاکيد کرد: من نمي دانم اين توهم آقايان کي مي خواهد تمام شود؟ حرف هايي که اين به اصطلاح ژروناليست ها و روشنفکران ايراني مي زنند را حتي جرياناتنئوفاشيست هم در اروپا ديگر نمي زنند. و در اين جا ادعاي چاپ نشريات مترقي هم دارند. آنان حتي از خود مک کين و سارکوزي هم فراتر مي روند
اين استاد دانشگاه تهران دليل اين نوع برخورد را اين گونه تشريح کرد: البته من به گمانم ما با يک نئوليبراليسم هيولايي طرف هستيم که همه چيز ما را بلعيده است الان در همه کوچه هاي تهران ما شاهد رشد قارچگونه بانک هستيم به شکلي که ديگر جايي براي سوپرمارکت هاي درياني هم باقي نمانده است. اگر در نئوليبراليسم آمريکايي شاهد يک نوع سوپاپ اطمينان هستيم اما در ايران حتي آن را هم نمي بينيم. در واقع اگر الان از وال استريت صحبت مي شود بايد بگوييم که ما چه درسي از اين مي توانيم بگيريم در واقع ما درون يک نئوليبراليسم هيولايي داريم زيست مي کنيم.

فريبرز رئيس دانا: بديل ما سوسياليسم است
در ادامه جلسه پرسش و پاسخ حضار بود که بيشتر در حول بحث ارائه بديل مي گذشت که در اي زمينه تنها به ذکر کوتاه سخني از دکتر مالجو و دکتر فريبرز رئيس دانا اکتفا مي کنيم
مالجو بديل را اينگونه تشريح کرد که بايد جامعه اي درست شود که در آن ديگر ٣ رکن اساسي کار، طبيعت و پول از کالايي بودن رها شود. در واقع ما بايد از اين ٣ عنصر اصلي کالايي زدايي بکنيم تا به ان جامعه که مرحله گذار است وارد شويم.
و اما دکتر فريبرز رئيس دانا با لحني شور انگيز که بار ها مورد تشويق حضار قرار گرفت در مقابل يکي از سوال کنندگان که نظرگاهي مخالف داشت اين گونه پاسخ داد که ما به صراحت بار هاي اعلام کرده ايم که بديل ما چيزي نيست جز سوسياليسم! اما ما برخلاف سياستمداران دزد و دروغگوي سرمايه داري همين الان بديل خود را از آستين بيرون نمي کشيم بلکه بديل ما از دل جنبش و همراه با آموختن از جنبش مردمي ساخته مي شود.
سوسياليسمي که ما مي گوييم از اين نظام سرمايه داري آدم کش و انسان ستيز فراتر خواهد رفت و يک سوسياليسم انساني خواهد بود که معايب قبلي را هم نخواهد داشت.
رئيس دانا در مقابل سوالات اين فرد که اصرار داشت که بديل خود را روشن بگوييد، پاسخ داد: زماني شما از ما بديل مي خواهيد که روزگاري که همه به سوسياليسم فحاشي مي کردند و ان را تمام شده تلقي مي کردند من و اين دو دوستم با اشاره به محسن حکيمي و علي رضا ثقفي در گوشه زندان بوديم. الان شما از من انتظار داريد به شما بديل ارائه دهم که بار ديگر بروم حبس بکشم؟ اما با يان وجود من اعلام مي کنم،ما مي خواهيم همه ي انسان ها به حکم انسان بودن شان داراي حق زندگي باشند. حق خوراک، پوشاک، مسکن، تحصيل، بهداشت رايگان! البته اگر اين تيغ تيز سانسور و سرکوب از روي سر ما برداشته شود ما با صداي بلند بديل خود را که همان سوسياليسم است فرياد خواهيم زد. سوسياليسمي که از دل خود جنبش مردمي مثل جنبش وال استريت بيرون مي آيد.

گزارش از فواد شمس

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration