The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

دعوت از نمايندگان نهاد هاي مدني و دموکراتيک ايرانيان به پارلمان اروپا

گزارش از انور ميرستاري

پس از کودتاي انتخاباتي سال ۱۳۸۸ در ايران، نمايندگان پارلمان اروپا در کميسيون امور روابط ايران و اروپا به رياست خانم باربارا لوخبيلر، از حزب سبزهاي اروپا و رئيس پيشين سازمان عفو بين الملل آلمان، تصميم گرفتند به ايران مسافرت کنند و با مسئولين دولتي و هم چنين با نمايندگان قشرها، احزاب، سازمان هاي مدني و زيستگاهي در ايران، از نزديک و بطور حضوري ديدار نمايند تا بتوانند ارزيابي درستي از وضعيت حقوق بشر در ايران داشته باشند.
دولت ايران با اين سفر مخالفت کرد. چرا؟
در‌واقع، دولت ايران مانند دوره هاي پيشين انتظار داشت که اين نمايندگان فقط با ارگان هاي رسمي و نيروهاي خودي ديدار کنند.
اما اين بار چنين نشد. زيرا هم نمايندگان اروپا مصمم بودند با مردم ايران و نهادهاي مدني و بويژه با زندانيان سياسي و يا خانواده‌هاي آن‌ها ملاقات کنند و هم نهاد ها و شخصيت‌هاي سياسي و مخالف دولت آمادگي خود را براي گواهي دادن و افشاي جنايت هاي انجام شده اعلام کردند.
خانم لوخبيلر ادامه مذاکرات و روابط ايران و اروپا را به ديدار خود و ديگر نمايندگان از ايران منوط کرده بود. رژيم ايران از لحاظ ديپلماتيک نمي‌توانست به اين درخواست پاسخ منفي دهد، اما به خيال خود با آن‌ها بازي سياسي مي‌کرد و آنرا به عقب مي انداخت.
دولت ايران بالاخره، پذيرفت که هيئت اروپايي از ۳۱ اکتبر تا ۴ نوامبر به ايران بروند.
درست يک ماه پيش از اين برنامه، خانم لوخبيلر به رياست کميسيون حقوق بشر اروپا برگزيده شد و از مقام خود استعفا داد و به جاي وي، خانم تاريا کرونبرگ از حزب سبزهاي اروپا و وزير امور خارجه پيشين کشور فنلاند به رياست روابط ايران و اروپا انتخاب شد.
اما اين بار نيز زنان و مردان مبارز در داخل کشور، چون هميشه، تمامي خطرات را آگاهانه به جان خريده و آمادگي خود را براي ديدار اين هيئت، حتي در حضور ماموران اطلاعاتي و يا در زير دوربين هاي مخفي و شنودهاي امنيتي ها بيان داشتند. مادران خاوران و جانباختگان دهه ۶۰، مادران داغديده پارک لاله، نمايندگان دانشجويان، خانواده‌هاي وکلا و روزنامه نگاران زنداني، نمايندگان کارگران، دانشجويان، اقليت‌هاي قومي، مذهبي، دراويش، بهايي‌ها و زيستگران و استادان دانشگاه‌ها اعلام کردند که حاضرند در باره مشکلات خود و جامعه و مشکلات زيستگاهي مانند مسائل درياچه اروميه، رودخانه زاينده رود، انرژي اتمي و بمب اتمي... گفتگو کنند.
درست يک روز پيش از اين مسافرت، در حالي که تمام نمايندگان چمدان هاي خود را بسته بودند، بار ديگر رژيم ايران با ديدن ليست ناراضيان به وحشت افتاده و سفر نمايندگان اروپا به ايران را با رد رواديد، لغو کرد.
خانم کرونبرک به منظور اعتراض به رفتار دولت ايران و براي نشان دادن نارضايتي خود و ديگر نمايندگان اروپا، تصميم گرفت تعدادي از نمايندگان نهادهاي مدني ايراني تبار را که در اروپا زندگي مي‌کنند و مستقل از دولت ايران مي باشند، به پارلمان اروپا دعوت کند تا نمايندگان پارلمان که عضو کميسيون ايران هستند با آنان از وضعيت حقوق بشر و مسائل اتمي ايران به گفتگو بپردازند.

اين نشست در روز سه شنبه هشتم آذرماه ۱۳۹۰ (۲۹ نوامبر ۲۰۱۱) با شرکت افراد زير در پارلمان اروپا برگزار شد:
• آندرو سوان و آندرا هاک: نمايندگان مردمان و ملل بدون نماينده
• آن ـ ماري وان دن برکن و ليديا بونس: از سازمان بين‌المللي مراقبت از حقوق بشر در ايران
• جلال ايجادي: استاد دانشگاه پاريس، عضو حزب سبزهاي فرانسه، نماينده شوراي شهر پاريس و متخصص محيط زيست: در باره درياچه اروميه، زاينده رود، انرژي اتمي و ديگر مشکلات زيستگاهي
• سارا وادر: سخنگوي جامعه بين‌المللي بهائيان
• صادق صبا: مدير بخش زبان پارسي راديو، تلويزيون و وب گاه بي بي سي
• مانيوس پالمگرن: نماينده کنفدراسيونبين‌المللي سنديکاهاي کارگران
• مهدي اصلاني: زنداني سياسي سابق، در باره وضعيت زندانيان سياسي
• ناهيد جعفرپور: از سوي بخش زنان جنبش جمهوريخواهان دمکرات و لائيک ايران، در باره وضعيت زنان در ايران

در اين کنفرانس به هر يک از سخنرانان پنج دقيقه وقت داده شد تا نقطه نظرات خود را در باره موضوعي که دعوت شده بودند، بيان کنند.
سخنان اين جلسه توسط مترجمين رسمي به زبان هاي آلماني، فرانسه، هلندي، انگليسي، اسپانيائي و چند زبان ديگر اروپايي ترجمه مي شد.
اين کنفرانس همزمان با حمله ماموران و دانشجويان رژيم به سفارت انگليس برگزار مي‌شد و خانم تاريا کرنبرگ از سوي خودش، خانم کاترين آشتون و اروپا، حمله به سفارت انگليس در تهران را محکوم کرد.
پس از پايان سخنان مهمانان، نوبت پرسش و پاسخ به ديگر حاضرين در سالن داده شد. در اين بخش، يکي از اعضاي اتحاد براي ايران، ضمن تشريح اهداف اين نهاد از نمايندگان اروپا خواست که آن ها را در راه رسيدن به دموکراسي، صلح و ايران بدون بمب اتم کمک کرده و براي آزادي همه زندانيان سياسي ـ عقيدتي از هيچ اقدامي کوتاهي نکنند. ايشان گفت که اتحاد براي ايران، در برگيرنده همه ايرانيان آزاديخواه است و به هيچوجه گرايشي به حزب، گروه و دسته خاصي ندارد و در عين حال با هواداران و اعضاي همه آنان آماده همکاري است.
در پرونده اي که از سوي پارلمان اروپا براي نمايندگان، رسانه‌ها و تمام حاضرين در سالن کنفرانس درست شده بود، بيانيه مطبوعاتي سازمان خارج از کشور جبهه ملي ايران، با تيتر «ما اورانيوم غني شده نمي خواهيم، ما ايران رامي خواهيم» پخش شد و پيام سيد حسين کاظميني بروجردي، زنداني سياسي کنوني، که قرار بود تلفني توسط نماينده ايشان، خانم مريم مؤذن زاده، خوانده شود، به دليل مشکلات فني عملي نشد اما از طريق ايميلي در اختيار خانم کورنبرگ قرار داده شد.
نمايندگان دراويش، بهائيان و مردمان بي دولت و سنديکاي کارگران نيز به نوبه خود در باره زنداني شدن و عدم آزادي براي اعضا و هواداران خود صحبت کرده و اعتراضات خود را نسبت به جمهوري اسلامي ايران ابراز داشتند.
در آغاز برنامه، رياست جلسه به طور کوتاه در باره وضعيت ناگوار حقوق بشر، موقعيت انرژي اتمي ايران و خطر جنگ در منطقه خاورميانه هشدار داد. ايشان اعلام نمودند که در ۱۹ ماه دسامبر، نشست مهم ديگري در باره مسئله اتمي ايران، در پارلمان اروپا برگزار خواهد شد.
پس از خانم کرنبرگ، آقاي باستيان بلدر يکي از نمايندگان اروپا از کشور هلند و عضو کميسيون روابط ايران و اروپا در باره دو لايحه جديد ضد زن که در مجلس ايران در حال تصويب شدن است، صحبت کرده و آن قوانين را ارتجاعي و ضد بشري خواند و از خانم کرنبرگ خواست تا با شدت بيشتري دولت ايران را محکوم کند.

در زير سخنان بعضي از سخنرانان آورده مي شود.

• آقاي صادق صبا از بي بي سي:

اولين سخنران از سوي ايرانيان آقاي صادق صبا بود که از پارازيت، حقوق بشر و قوانين بين‌المللي رسانه‌هاي همگاني و لزوم رعايت آن‌ها از سوي دولت هاي عضو سازمان ملل و به ويژه از حق مردم به استفاده آزادانه از رسانه‌ها اشاره کرد و نسبت به دستگيري روزنامه نگاران ايراني ابراز تأسف نمودد.
صادق صبا گفت که دسترسي مردم ايران به منابع متفاوت و مستقل خبري از حقوق اوليه آنهاست و دولت ايران با پارازيت اندازي بر روي کانال هاي ماهواره اي مردم را از اين حق محروم مي کند.
او تاکيد کرد که اين اقدام حکومت ايران نقض آشکار يکي از اصول مهم حقوق بشر است.
آقاي صبا در ادامه افزود که حکومت جمهوري اسلامي همچنين با بازداشت کساني که از ايران به عنوان تحليلگران مستقل با بي بي سي مصاحبه مي کنند، حق آزادي بيان را از آنان سلب مي کند.
او به بازداشت آقاي حسن فتحي اشاره کرد که حدود دو هفته پيش بعد از انفجار در يکي از مراکز نظامي سپاه پاسداران در نزديک ملارد کرج با بي بي سي مصاحبه کرد و بلافاصله بازداشت شد و خانواده اش هيچ اطلاعي از او ندارند.
آقاي صبا گفت که حکومت ايران از ماهواره هاي غربي براي پخش برنامه هاي راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي استفاده مي کند. ولي با پارازيت اندازي بر روي کانالهاي ديگر بر روي همان ماهواره ها ديگران را از اين حق محروم مي کند.
او گفت که صاحبان ماهواره ها و جامعه جهاني بايد همه تلاش خود را به کار گيرند تا اجازه ندهند که حکومت ايران به اين راحتي بر روي کانال هاي تلويزيوني پارازيت بياندازد.
آقاي صبا در ادامه اظهارات خود از قطعنامه اخير پارلمان اروپا که حکومت ايران را به دليل پارازيت اندازي محکوم کرده بود، استقبال کرد.


• متن سخنراني خانم ناهيد جعفرپور در باره وضعيت کنوني زنان در ايران :

خانمها و آقايان!
با درود و سپاس از اينکه جنبش جمهوري خواهان دموکراتيک و لائيک ايران را به اين کنفرانس دعوت کرده ايد.
۱ ـ در ايران، تبعيض جنسيتي و جداسازي جنسي که از پشتوانه قانوني برخوردار است، فراگيرترين شکل هاي خشونت عليه زنان بشمار مي‌رود. براي مثال به چند نمونه از قانون اساسي و قوانين جزائي اشاره مي کنم:
• اصل ۱۱۵ قانون اساسي ايران: رئيس جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي انتخاب گردد. يعني زنان حق انتخاب شدن به مقام رياست جمهوري را ندارند.
• زن، حق قضاوت ندارد.
• پسر دو برابر دختر از اموال پدر و مادر ارث مي برد.
• شوهر پس از مرگ زن يک چهارم اموال وي را به ارث مي برد، در حالي که يک هشتم از اموال و دارائي شوهر، به زن تعلق مي گيرد.
• ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان جايز نيست، در صورتي که مرد مسلمان مي تواند با زن غير مسلمان ازدواج کند.
• حق طلاق، بطور يک جانبه به مرد داده شده است.
• ماده ۲۳ قانون قصاص به شوهر حق مي دهد در صورتي که زن خود را در حال همبستري با غير ببيند، او را بکشد.
• براي مردان چند همسري مجاز شمرده شده است.
• حق حضانت فرزند، حق طلاق در انحصار مردان است.
• اجازه کار و سفر زن به خارج از کشور در گرو موافقت مرد است.
۲ ـ سن قانوني ازدواج براي دختران ۱۳ سالگي است و حق تحصيل در مدارس روزانه از زنان شوهر دار سلب شده است.
۳ ـ ماده ۱۱۴ قانون اساسي جمهوري اسلامي سنگسار کردن تا مرگ را مجاز مي شمرد.
۴ ـ زنان تنها ۱۴٪ از کل شاغلين ايران را تشکيل مي دهند و اولين کساني هستند که از کار اخراج مي شوند. دستمزد نابرابر در برابر کار برابر و آزار جنسي زنان در محيط کار و عدم وجود هر نوع حمايت قانوني از انان در محيط کار و وابستگي مالي زنان به مردان فشار و خشونت هاي خانگي و اجتماعي به زنان را به امري روزمره بدل ساخته است.
۵ ـ جداسازي جنسيتي در دانشگاه ها، آموزشگاه ها، مدارس، محيط کار، اتوبوس هاي شهري، محيط هاي ورزشي، ورزشگاها، سواحل دريا ها... از ديگر تبعيضات عليه زنان در جمهوري اسلامي است
۶ ـ اعدام و شکنجه و تجاوز در طي دوران حاکميت جمهوري اسلامي و خشونت عليه زنان، هر روز ابعاد گسترده به خود مي گيرد. قربانيان عمده سنگسار را زنان تشکيل مي دهند. تجاوز، تهديد و تحقيرهاي جنسي در زندان ها، تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام، قتل هاي ناموسي، ختنه دختران، خريد و فروش زنان و دختران، رواج فحشا تحت عنوان شرعي صيغه و حجاب اجباري موضوعات تحقير و کاهش منزلت اجتماعي زنان است.
۷ ـ در ۱۱ ماه گذشته ۱۱۰ قرباني تجاوز جنسي وجود داشته است که در ميان آن ها ۱۷ قرباني خردسال، ۱۷ مورد تجاوز گروهي و ۷ مورد تجاوز زنجيره اي ـ اطلاعاتي است که از بررسي ۴۰ پرونده رسانه اي شده به دست مي آيد. تعداد ۱۱۰ مورد تجاوز با توجه به سانسور شديد دولتي در اين گونه موارد و خود سانسوري اکثريت تجاوز شونده ها حاکي از رشد ميزان تجاوز است که بنا به گفته خبر آنلاين، رشدي ۱۱۳ در صدي داشته است.
۸ ـ فعالان جنبش زنان، نويسندگان، وکلا، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و ورزشکاران زن زير فشار مستقيم هر روزه رژيم زن‌ ستيز جمهوري اسلامي قرار دارند.
۹ ـ همچنين، مادران پارک لاله، مادران خاوران، خانواده‌هاي جانباختگان و حاميان آنان نيز همواره مورد اذيت و آزار، تحقير، ضرب و شتم قرار مي گيرند و فقط به جرم دادخواهي، حمايت و همدردي زنداني مي شوند.
۱۰ ـ زنان نه تنها قرباني اصلي حکومت اسلامي، بلکه قربانيان اصلي هر جنگي که در ايران شروع مي شود، نيز هستند. حمله نظامي به ايران يا دستيابي رژيم جمهوري اسلامي به سلاح هاي هسته اي، سناريوهايي هستند که مي‌توانند به تخريب و کشتار، خانه خرابي مردم، تقويت استبداد و سرکوب نيرو هاي ترقي خواه و دمکرات کشور منجر شوند.
از اين رو ما ضمن مخالفت با هر نوع حمله نظامي به ايران، براين باوريم که وادار کردن رژيم به پذيرش توقف غني سازي اورانيوم، بهترين راه جلوگيري از خطر حمله نظامي به ايران و پايان بخشيدن به تحريم هاي بين المللي است.
آينده ايران بايد توسط خود مردم کشور ما رقم بخورد. جايگزيني رژيم جمهوري اسلامي، توسط مردم ايران در محيطي‌ دمکراتيک، آزاد و با رعايت کامل حقوق بشر و در اثر گسترش مبارزات اعتراضي و مسالمت آميز و با نزديکي و همکاري هر چه گسترده تر اپوزيسيون جمهوري خواه، طرفدار دمکراسي و جدايي دين و دولت، شکل گيرد. اين مطلوب ترين راهي است که به جاي تمکين به حکومت اسلامي و يا همراهي با حمله نظامي، مي تواند روند تنش زدايي، صلح، امنيت و دمکراسي را در منطقه تقويت کند و راه را براي گسترش جنبش زنان هموار سازد.
۱۱ ـ ما از اتحاديه اروپا درخواست مي کنيم:
• از خواسته هاي بحق مردم ايران براي حاکميت برسرنوشت خويش که از جمله قوانين پذيرفته شده حقوق بشري است، حمايت کند و در راستاي اين مهم به پشتيباني از حقوق زنان عليه قوانين ضد زن در جمهوري اسلامي اعتراض کند.
• با برگزاري کنفرانس هاي بين المللي در باره زنان ايران و دعوت از فعالان زنان ايراني در داخل کشور و اعطاي جايزه هاي حقوق بشري به آنه،ا صداي زنان ايران را پژواک دهد.
• پشتيباني اتحاديه اروپا از مبارزات زنان درتشکل هاي کمپين يک ميليون امضاء، کمپين عليه سنگسار و کمپين عليه اعدام و شکنجه، تشويقي بر ادامه مبارزه زنان ايراني است و اميد به آينده بهتر را در آنان تقويت مي کند.
با تشکر از توجه شما ناهيد جعفرپور
▪ متن سخنراني آقاي مهدي اصلاني: « تابستان۶٧، پرونده‌اي‌ست هنوز ناگشوده «
خانم‌ها، آقايان!
سلام بر شما. از شما متشکرم که اين فرصتِ مغتنم را در اختيار من قرار داده‌ايد.
اين نخستين بار نيست که جمهوري اسلامي از ورود هيئت‌هاي نمايندگي به ايران جلوگيري به عمل مي‌آورد. به عنوان نمونه چندي پيش نيز و پس از آن‌که جامعه‌ي جهاني از سر تعامل همه‌ي پيش‌شرط‌هاي نظام اسلامي مبني بر غير اروپايي و مسلمان و مرد بودن گزارشگر ويژه سازمان ملل را پذيرفت، از ورودِ آقاي احمد شهيد به ايران ممانعت به عمل آوردند.
خانم‌ها آقايان! اگر شما به گونه‌اي ادواري با اين شکل از عدم تعاملِ اين عنصر شرير و اصلاح‌ناپذيرِ جامعه‌ي جهاني يعني نظام اسلامي مواجهه مي‌شويد، اين نظامِ خدا‌سالار از بدو تولدش، روزانه بي‌‌هيچ تعاملي با شهروندان خود، نوعي تحقير اجتماعي را بر جامعه‌ي ايراني تحميل کرده است.
شما قرار بود در سفرتان به تهران با مسئولينِ نظام اسلامي در مواردي هم‌چون حقوق بشر و برنامه‌ي هسته‌اي «گفت‌و‌گوي سازنده» داشته باشيد. پس به من اجازه دهيد کمي از موقعيت خود و ارتباط آن با نقض حقوق بشر و غيرِ ‌سازنده بودنِ اين حد از تعامل بگويم.
من يکي از بازمانده‌گان کشتار سراسري در زندان‌هاي ايران در تابستان سال ۱۳۶٧ هستم. سالي که پس از پايانِ جنگ ايران و عراق به فرمانِ بالاترين مقامِ مذهبي- سياسي ايران آيت‌الله خميني و هم‌راهي و هم‌دستي تاًئيد‌آميزِ تمامي کار به‌دستان نظام اسلامي که بسياري‌شان در مقام قضاوت و مسند قدرت هستند دست‌کم نزديک به چهار هزار نفر زنداني حکم گرفته‌‌ي نظام اسلامي در فاصله‌اي کم‌تر از يک ماه در مقابل هيئتِ مرگِ منصوب از جانب آيت‌الله خميني که يادآور دادگاه‌هاي تفتيش عقايد در دوران مدرن بود قرار گرفته و سهميه‌ي گورستان‌هاي بي‌نام و نشان شدند. تکرار مي‌کنم دست‌کم نزديک به چهار هزار نفر. اين کشتارِ بي‌بديل که به جهت سکوتِ همه‌ي دولت‌مردان وقت هم‌چنان در نظام اسلامي يک رازِ دولتي است، متاسفاًنه در زمانِ وقوع با سکوتي جهاني نيز مواجه شد. شادماني از پايان يافتن جنگي هشت ساله و بازگشت جمهوري اسلامي به جامعه‌ي جهاني و کمک به بازسازي و سهم‌بري از نفت و ديگر مزاياي اقتصادي بي‌ترديد در چشم بستنِ بر آن اسيرکشي نقشي انکارناپذير داشت.
خانم ها آقايان! شما در سفر احتمالي‌تان به ايران فرصت نمي‌کرديد يا اين فرصت به شما ارزاني نمي‌شد تا از مکاني که مي‌خواهم به شما معرفي کنم، ديدار کنيد. اين مکان گورستاني متروکه در کيلومتر سيزده جاده‌ي خراسان در جنوب شرقي تهران است. گورستاني که پس از انقلاب دفن‌گاه بي‌خدايان، مشرکان و کفار و بهائيان شد. اين گورستان که حکومتيان آن را لعنت‌آباد نام نهادند، امروز از جانب خانواده‌هاي قربانيان گلزار خاوران ناميده مي‌شود. خاوران امروز مکاني است براي فراموش نکردن. آن‌چنان که آشويتس و داخائو نزد همه‌گي‌مان چنين مرتبتي دارد. خاوران دفن‌گاه پاره‌اي از روشنفکران و فعالين سياسي ايراني است که تنها به جهت داشتن فکر مخالف در گورهايي بي‌نشان جاي گرفته‌اند. هنوز دفن‌گاه هزاران اعدامي ديگر بر ما دانسته نيست. در تابستان شصت و هفت اما به جهتِ ابعاد و ويژه‌گي جنايت، اعدام‌شده‌گان را پس از دار زدن، با کاميون‌هاي يخچال‌دار حمل گوشت بدين مکان حمل و شبانه در گورهاي جمعي پنهان کرده‌اند.
خاوران تنها گورستاني از اين دست نيست که مشهورترين آن است. اغلب گورهاي جمعي پس از سرنگوني‌ي حکومت‌ها کشف مي‌شوند و محافل حقوق بشري از آن‌ها به عنوانِ اسنادِ آشکارِ جنايت عليه بشريت سخن به ميان مي‌آورند. خاوران را اما مادرانِ ايران‌زمين زماني کشف کردند و با چنگ و ناخن شخم زدند، که هنوز حکومت اسلامي پابرجا است. خاوران شناسنامه‌ي دگرانديش کُشي نظام اسلامي مي‌باشد.
براي يافتن اورانيوم غني شده و برنامه‌ي اتمي جمهوري اسلامي شما نيازمند دستگاه‌هاي پيچيده و ماهواره‌هاي فوق مدرن هستيد، اما اگر گذارتان به گورستان خاوران افتاد، با کمي خراش خاک به استخوان مي‌رسيد. حفاري خاوران يعني کشف استخوان هزاران جان جوان و غيبت انسان. حکومتيان بارها قصد تخريب و تغيير جغرافياي اين مکان را داشته‌اند. مادران خاوران اما اين گورستان را براي روز دادخواهي عادلانه که دور نيست حفظ کرده‌اند.
امروز که اين شانس نصيب من شده تا از اين مکان خواستِ هزاران خانواده و وجدانِ زخمي و بيدار، که جز دادخواهي عادلانه نمي‌باشد را پژواک دهم، آن‌چه از دست‌تان بر مي‌آيد براي ثبت و حفظِ اين مهم‌ترين بناي يادبود و سند جنايت جمهوري اسلامي دريغ نکنيد و کشتار تابستان ۶٧ را مصداق جنايت عليه بشريت به رسميت بشناسيد و برخوردي شايسته‌ي قاتل داشته باشيد!
متشکرم.
• متن سخنراني آقاي جلال ايجادي
آقاي جلال ايجادي که يک استاد دانشگاه در پاريس و عضو شوراي شهر پاريس از سوي حزب سبز فرانسه مي باشد، يکي از کارشناسان ايراني در خارج از کشور در امور زيستگاهي ايران مي باشد. ايشان در پارلمان، در مدت زمان کوتاهي که در اختيار داشت، از نابساماني هاي زيستي و بي توجهي و ناداني رژيم ايران در اين رشته سخن گفت:
با سپاس فراوان از پارلمان اروپا وخانم تاريا کرونبرگ رئيس کميسيون ايران، خوشحالم که فرصتي يافتم تا مسائل حادي چون ويرانگري زيست محيطي و سياست اتمي جمهوري اسلامي را در اين پارلمان مطرح نمايم. در ايران زندگي انسان ها در خطر دائم است، آزادي پيوسته منکوب ميشود، حقوق بشر هم از نظر سياسي و هم از جهت زيست محيطي پايمال ميگردد. داشتن زندگي سالم در زيستنگاه سالم حق هر فرد است و عليرغم اينکه قانون اساسي جمهوري اسلامي اين اصل را برسميت مي شناسد ولي در کردار مداوم زيستبوم ايران مورد هجوم رژيم موجود است. سياست حکومت در تناقض با محيط زيست سالم مي باشد. بعنوان نمونه از درياچه اروميه دستخوش يک بحران جانفرساي اکولوژيکي است. اين درياچه شش هزار کيلومتري طي ۱۵ سال اخير ۶۰ درصد سطح آب هاي خود را از دست داده و اگر اوضاع به همين صورت ادامه پيدا کند تا سه سال از بين خواهدرفت. اين وضع ناگوار ناشي از عوامل زير است:
• ايجاد بيش از سي سد و تعداد بسياري چاه عميق در اطراف اين درياچه بمنظور استفاده از آب جهت فعاليت کشاورزي و مصرف صنعتي
• ايجاد جاده ميانگذر براي خودرو ها و براي راه آهن جهت وصل نمودن ساحل شرقي به ساحل غربي
• وارد کردن آب هاي آلوده و پساب هاي صنعتي به درون درياچه با اجازه مقامات دولتي.
درياچه اي که بيش از سي هزار سال قدمت دارد در حال مردن است و دولت کوچکترين اقدام در جهت حفظ آن نکرده است. دولت پيوسته از هرگونه تخصيص بودجه جهت بهبود وضع ممانعت نموده است. اقدام حکومت جهت خشک کردن درياچه اقدامي است که نزديک سي سال ادامه دارد. براستي از خود مي توان پرسش نمود چرا حکومت براي نابودي درياچه کمر همت بسته است؟ برخي از رسانه‌ها برآنند که در کف اين درياچه معادن اروانيوم وجود دارد و از آنجا که رژيم خواهان دستيابي بدان است، آگاهانه در پي خشک نمودن درياچه اروميه مي باشد. طي اين دوران تخريبي هرگونه نظر دهي و هشدار متخصصان و طرفداران محيط زيست پيوسته نا ديده انگاشته شده است و فعالين و مدافعان محيط زيست، درياچه اروميه مورد سرکوب قرارگرفته اند.
امکان نجات درياچه هنوز موجود است و اروپا مي تواند کمک کند و با درخواست يک کنفرانس بين المللي در ايران به حکومت فشار وارد آورد تا با باز نمودن سدها از فشار روي درياچه کاسته شود. بيش از چهل سال است که ايران کنوانسيون رامسر را امضا نموده ودرياچه اروميه در ليست مورد توجه کنوانسيون قرار دارد.
ويرانگري زيست بومي را نيز در ساير نقاط ايران مي توان مشاهده کرد. زاينده رود که بطول۳۵۰ کيلومترمي باشد، بدنبال مديريت نادرست مسئولان در بخش شرقي خود خشک شد و توليد و زندگي اقتصادي تعداد بيشماري از کشاورزان اصفهان نابود گرديد. هزاران شکايت توسط کشاورزان به دادگاه تسليم شده است و آنها خواهان حقوق و حقابه خويشند. اخيرا زير فشار مردم مقدار کمي از آب پشت سدها به جريان افتاده است و در واقع قصد رژيم فقط نرمش در يک دوره کوتاه است. حال آنکه اصفهان خواهان آنست تا دوباره آب ها زير پل ها رها شود و به سياست سرا پا اشتباه دولت پايان داده شود. تالاب گاوخوني نابود شده است. تالاب انزلي در بحران اکولوژيکي عميقي بسرمي برد. درياچه بختگان خشک شد، کارون بحراني است و درياي مازندران بطور شديد آلوده است. جنگل ها تخريب مي شوند، بيوديورسيته و ميراث طبيعي ايران بطور جدي تهديد ميگردد.
جنبه ديگر در باره سياست اتمي حکومت اسلامي است. اين سياست، ماجراجويانه، بحران زا، و در برابر سياست مسالمت آميز است. مردم ما آتم نميخواهد، در ايران آزادي نظر موجود نيست تا شهروند ايراني نقد و نظر خود را آشکار بيان کند. توسعه سياست اتمي از نظر اقتصادي اشتباه محض است، براي کشوري که سيصد روز آفتابي دارد و منابع فسيلي بيشمار درآن وجود دارد. هدف رژيم اسلامي هدف سياسي و نظامي است و او خواهان دسترسي به بمب اتم است. امري که به زيان منافع مردم ايران و امر صلح مي باشد. اروپا بايد سياست قاطع و روشن نسبت به رژيم حاکم داشته باشد. مداخله نظامي در ايران درست نيست. ولي فشار و مجازات اقتصادي نفتي و نيز فشار روي مسئولان سياسي و نظامي درست است. ۸۰ درصد بودجه ۳۵۰ ميليارد يورو ايران متکي بر درآمد نفتي است. اگر شرکت هاي نفتي غربي نفت ايران را نخرند، رژيم ايران از نفس مي افتد. اتحاديه اروپا بايد سياست قاطع نسبت به رژيم ايران داشته باشد. اما متاسفانه منافع گوناگون کشورهاي اروپائي مانع يک سياست قدرتمند است. اروپا مي تواند به مردم ايران مدد برساند، حمايت از دمکراسي خواهي و فعالان حقوق بشر و نيز حمايت فعال از طرفداران زيستبوم يک وظيفه بين المللي است. از توجه همه شما سپاسگزارم.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration