The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

چه کسي از «جنگ» سود خواهد برد ؟

سيامند

چه کسي از «جنگ» سود خواهد برد ؟ سيامند



روزهاي اخير سرشار از زمزمه‏هاي ناخوشايند جنگي قريب‏الوقوع است، چيزي که عمده‏ي ايرانيان را در سراسر جهان نگران کرده است. در سطور پائين خواهم کوشيد به دلايل و زمينه‏هاي اين «جنگ» پرداخته، احتمالات و پيامدهاي آن را مورد بررسي قرار دهم.
کارل فون کلاوز‏ويتز ، استراتژيست پروسي که در ميانه‏ي دو قرن هجده و نوزده زيست، را مي‏توان يکي از شاخص‏ترين افراد در تدوين تئوري و فلسفه‏ي جنگ ناميد. او معتقد بود که «جنگ ادامه‏ي سياست، با وسايلي متفاوت است ». براي وفادار ماندنِ به فلسفه‏ي کلاوزويتز و درک بهتر آنچه که در تحولات آتي ايران و منطقه نامِ «جنگ» بر خود مي‏گيرد، مي‏بايست نگاهي به مجموعه تحولاتِ منطقه داشت ؛ مي‏بايست در درجه‏ي اول به چراييِ جنگ پاسخ گفت. برپايي جنگ در منطقه، ادامه‏ي کدام سياست‏ها خواهد بود و چه کساني از برپايي چنين جنگي منتفع خواهند شد ؟ برنده‏ي چنين جنگي چه کسي خواهد بود ؟
به قصد اختصار در پرداختن به همه‏ي نکاتِ فوق، خواهم کوشيد تيتروار به زمينه‏هاي آغازِ احتماليِ اين «جنگ» بپردازم.

زمينه‏ها

 بهار عربي، وقوع انقلاباتِ ضدديکتاتوري در تونس، مصر، و جاري بودنِ اعتراضاتي با همين مضمون در سوريه، يمن، بحرين و اردن، سرنگوني و قتلِ معمر قذافي در ليبي و ... چهره‏ي خاورميانه را از ابتداي سال 2011 ميلادي کاملاً تغيير داد. استبدادِ جان سختِ عربي با گمان بر اين‏که همچنان به روش‏هاي پيشين قادر به ادامه‏ي حکومت است، با پايِ خود به مقتل رفت. تجربه‏هاي ناصريسم و بعث در جوامع عربي هيچ يک به نتايجي چندان موفق نيانجاميد ؛ ناصريسم در امتداد تاريخي خود، انور سادات و سپس حسني مبارک را در پي داشت، تجربه‏ي بعث نيز در عراق و سوريه، به صدام حسين و خاندانِ اسد فراروئيد ؛ موخر ترين تجربه بنيادگرايي اسلامي بود که نمونه‏ي جمهوري اسلامي در ايران را در مقابل ديدگان توده‏هاي عربِ شهري گذاشت. هر کدام از تجارب برشمرده که در ابتداي ظهور خود موجب برخاستن شور و شوق اجتماعي در ميان توده‏هاي عربي شده بود، اما در تداوم منطقي خود، به سرخوردگي اين توده‏ها انجاميد. توده‏هايي که در اثر استبدادِ موروثي و حاکم در اين سرزمين‏ها در پيِ تحقق و دستيابي به حقوقِ برابر و مزاياي شهروندي خود بودند، توده‏هايي که دهه‏هاي مديد در فضايي نظامي و امنيتي، تنها با شعارهاي حکومت‏هاي خود در مقابله با اسرائيل و مطالبه‏ي حقوق مشروع مردم فلسطين از حقوق اوليه و انساني خود غافل شده بودند.
 جنگ جهاني دوم و واقعه‏ي هالوکاست، موجب برخاستنِ موجي از همدليِ جهاني با يهوديان شد، و زمينه‏ي قطعنامه‏ي سازمان ملل متحد در 29 نوامبر 1947 مبني بر تشکيل دو دولتِ عرب و يهودي در کنار هم در اين منطقه را فراهم آورد. در فرداي تصويب اين قطعنامه جنگِ داخلي ميان اعراب و يهوديان مقيم در اين منطقه شدت گرفت. جنگي که از همان ابتدا با تشکيل گروه‏هاي مسلح صهيونيستي به قصد اخراجِ فلسطيني‏ها از سرزمينِ خود و اشغال مناطقِ مسکونيِ آنان آغاز شده و جريان داشت، اين‏بار علني و آشکار شد. دولت اسرائيل در پايانِ قيموميتِ انگلستان، در ماه مِه 1948 اعلام استقلال کرد، و در فرداي اعلام استقلال خود از چهار جانب مورد حمله‏ي نظامي قرار گرفت. مصر، سوريه، عراق و ارتش‏ها و سپاهيان داوطلب از لبنان، عربستان سعودي و يمن به مصاف اسرائيل شتافتند. جنگي که به شکست نيروهاي عربي و توسعه‏ي سرزمين‏هاي اسرائيل انجاميد. در پايان اين جنگ درصد بالايي از ساکنانِ فلسطيني در اثر جنگ و يا اخراج توسط نيروهاي نظامي اسرائيل از خانه و سرزمين خود رانده شدند. پس از اين دوره چند جنگِ ديگر ميان ارتش اسرائيل و ديگر کشورهاي عربي صورت گرفته، که هر بار به تصرف بخش‏هاي بيشتري از اراضي عربي توسط اسرائيل، و محدودتر شدن منطقه‏ي اختصاص داده شده به فلسطيني‎‏ها منجر شده است .
 پذيرشِ موجوديتِ اسرائيل و تنظيم روابط با اين کشور توسط کشورهاي عربي همسايه، سپس تغيير منشور سازمان آزاديبخش فلسطين به نفعِ پذيرشِ موجوديت اسرائيل، و تلاش جهتِ پيشبرد قطعنامه‏ي 242 شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر بازگشت اسرائيل به مرزهاي 1967 و پذيرشِ تشکيل دو دولت در منطقه و ... همه نشان از وزيدنِ نسيمي نو بر منطقه داشت. تا اين زمان دولت‏هاي عرب منطقه با شعار «ملت واحد عرب» عمده‏ي تضادهاي درون جامعه‏ي خود را به جايي خارج از مرزها و به ميان جنبش فلسطين پرتاب مي‏کردند، اما کشتار فلسطيني‏ها در سپتامبر سياه (1970) و اخراج آنان از اردن، سپس قتل عام وحشيانه‏ي آنان در لبنان در اردوگاه‏هاي تل‏زعتر، صبرا و شتيلا در هماهنگي و پيماني نانوشته ميان ارتش‏هاي اسرائيل، سوريه و فالانژيست‏هاي لبناني، و اين همه در ميانِ بي‏تفاوتيِ کشورهاي عربيِ منطقه و ... نشان از دغدغه‏ي اصلي اين حکومت‏ها داشت. آنچه که در رابطه با حقوق مردم فلسطين و «ملت واحده‏ي عرب» و ... توسط اين حکومت‏ها گفته مي‏شد، شعاري بيش براي سرپوش نهادن بر تضادهاي درون جامعه‏ي خود نبود.
 انشعاب در جنبش فلسطين و شکل‏گيري حماس، دو مشوق اصلي داشت. دولت اسرائيل، با هدفِ تضعيفِ سازمان آزاديبخش فلسطين و ايجاد دو دستگي ؛ و مشوقِ دوم، البته حکومت جمهوري اسلامي در ايران به قصد پاشيدن رنگ و بوي اسلامي بر جنبش فلسطين و افزايش ميزان تاثيرگذاري ايدئولوژيک و سپس سياسي خود در تحولات منطقه. اسرائيل در محاسبات سياسي خود، تنها تضعيف سازمان آزاديبخش فلسطين را در نظر داشت، و به اين هدف خود دست يافت. اما آنچه که از ديده‏ي دولتمردان و سياست‏پردازان اسرائيلي پنهان ماند، غالب شدن فضاي بنيادگرايي اسلامي بود ؛ جمهوري اسلامي، از رشد بنيادگرايي اسلامي در جنبش فلسطين و تشکيل حماس، بيشترين بهره‏ي سياسي را برد، و به اتفاق حزب‏اله لبنان، بلوکِ بنيادگرايي در مرزهاي اسرائيل را شکل داد، و به اين ترتيب اسرائيل را در مرزهاي خود غافلگير کرد. سوريه متحدِ استراتژيکِ جمهوري اسلامي در منطقه، وظيفه‎‏ي ايجاد ارتباط ميانِ راسِ بلوک با اعضايِ بلوک را به عهده گرفت ؛ حماس با انفجار و پرتابِ خمپاره‏هاي دست‏ساز «قسام» و حزب‏اله با گروگان گرفتنِ سربازان اسرائيلي در مرز لبنان و اسرائيل، هر زمان که اراده کردند، به بهايي بسيار سنگين براي غيرنظاميان و مردمان عاديِ هر دو سوي مرز، ماشينِ جنگيِ دولت اسرائيل را به حرکت انداخته و علاوه بر تحميلِ فضاي جنگي به اسرائيل، موجب قرباني شدن شمار بسيار بزرگي از غيرنظاميان در مناطق اشغالي فلسطين و همينطور جنوب لبنان شده‏اند. جنگِ غزه و همينطور جنگِ سي و سه روزه‏ي حزب‏اله از نمونه‏هاي اين حرکاتِ ايذاييِ اين گروه‎‏هاست.

 سخنرانيِ محمود عباس در مجمع عمومي سازمان ملل متحد و طرح درخواست عضويت فلسطين به عنوان عضوي جامع‏الشرايط و داراي حق راي به سازمان ملل، دولت‏هاي عربي، جمهوري اسلامي و اسرائيل را در مقابل عملي انجام شده‏ قرار داد. در درجه‏ي اول بيشترين حمايت از سخنراني محمود عباس در مجمع عمومي سازمان ملل صورت گرفت، در حالي که نتانياهو نخست وزير اسرائيل که از زمان به عهده گرفتن پست نخست وزيري، همچنان از ادامه‏ي مذاکرات صلح امتناع کرده بود، در مقابلِ ابتکار عمل سياسي محمود عباس، خود پيشنهاد مذاکرات هرچه سريع‏تر را ارائه ‎‏داد، احمدي نژاد در نيويورک، در حالي که هنوز قادر به اتخاذ تصميمي در اين رابطه نشده بودند، از تشکيل دولت مستقل فلسطين اعلام حمايت ‏کرد ؛ در حالي که به فاصله‏ي کوتاهي همه‏ي نهادهاي حکومتي در ايران به ضديت و دشمني با محمود عباس دامن زده و او را عامل صهيونيست‏ها، بهايي، فراماسون و ... نام نهادند. ابتکار سياسيِ سازمانِ آزاديبخش عملاً بلوک بنيادگرايي اسلامي در منطقه را، که پس از فروپاشي «جبهه‏ي رد» متشکل از سوريه، عراق و ليبي، خود را تنها پرچم‏دار جنبش فلسطين قلمداد مي‏کرد، خلع سلاح نمود. اين بلوک به سردمداري جمهوري اسلامي طي سه دهه‏ي اخير کوشيده خود را تنها نماينده‏ي منافع ملت فلسطين معرفي کرده و به اين طريق نه تنها توده‏هاي عدالت طلبِ داخل کشور، بلکه توده‏هاي عرب منطقه را به خود جلب کند. با اين ابتکار سياسي، اين بلوک در موقعيتي ضعيف قرار گرفت و پرچم مبارزه براي تشکيل دولتِ فلسطيني مستقل بار ديگر به سازمان آزاديبخش فلسطين بازگشت.

 يکي از نخستين و برجسته‏ترين ويژگي‏هاي اين بلوک يهودستيزيِ آن است. بلوک نامبرده، هدفِ اعلام شده‏ي خود را نه در تشکيل دولتِ مستقل فلسطين، بلکه در «نابودي اسرائيل» و «پاک کردن اسرائيل از صفحه‏ي روزگار» تعريف کرده است. حماس به رغم اشتراک نظر سياسي با باقيِ اعضاي بلوک، در رابطه با موجوديت اسرائيل، شيعه نيست، اما به يُمن همين اشتراک نظر سياسي از سخاوتمندي‏هاي مالي حکومت تهران بهره مي‏برد. اين جريان براي حفظِ اعتبار اجتماعي خود در ميان توده‏هاي فلسطيني مي‏بايست رفتار خود را در رابطه با منافع و مطالبات آنها تنظيم کند، و نه پيشبرد سياست‏هاي جمهوري اسلامي در منطقه. در نتيجه حماس در اولين واکنش خود به ابتکار سازمان آزاديبخش فلسطين، اقدام به آزادي گيلاد شاليت سرباز اسير اسرائيلي در مقابل آزادي شماري از زندانيان فلسطيني کرد، و کوشيد اعتبار اجتماعي خود را در ميان توده‏هاي فلسطيني و ساکنين غزه به اين طريق افزايش دهد ؛ حماس طي همه‏ي سال‏هاي پيشين، به بهاي حمله‏ي اسرائيل به نوار غزه و تلفات بسيار سنگين از غيرنظاميان فلسطيني، از آزادي گيلاد شاليت سر باز زده بود. يکي ديگر از نشانه‏هاي شکاف در بنيان بلوک نامبرده به فاصله‏ي کوتاهي در کنفرانس موسوم به «حمايت از انتفاضه» در تهران نمايان شد. در اين اجلاس سيدعلي خامنه‏اي در رابطه با اقدام محمود عباس گفت : «مدعاي ما آزادي فلسطين است، نه آزادي بخشي از فلسطين. هر طرحي که بخواهد فلسطين را تقسيم کند، يکسره مردود است. طرح دو دولت که لباس حق به جانب پذيرش دولت فلسطين به عضويت سازمان ملل را بر آن پوشانده‌اند، چيزي جز تن دادن به خواسته صهيونيست‌ها، يعني پذيرش دولت صهيونيستي در سرزمين فلسطين نيست»، در حالي‏که خالد مشعل، رئيس دفتر سياسي حماس در همان نشست، در مقابله با اين موضع گفت : «برادر ما ابومازن زير بار فشارهاي آمريکا نرفت و بر اقدام خود اصرار کرد. اين جراتي ستودني است که آن را ارج مي نهيم». و اين‏ها همه از اولين نشانه‏هاي فترت و شکست در بلوک بنيادگرايي به سردمداريِ جمهوري اسلامي بود.

 اسرائيل از ماه ژوئيه امسال با بزرگ‏ترين جنبش اجتماعي تاريخِ کوتاه خود مواجه شد. جنبشي که از چهاردهم ژوئيه توسطِ شماري از جوانان که طيِ فراخواني فيس‏بوکي در اعتراض به گرانيِ اجاره بهاي مسکن با چادر و کيسه‏خواب به خيابان روتچيلدِ تل‏آويو آمده و در آنجا ساکن شدند، به فاصله‏ي بسيار کوتاهي توسط اقشار ديگر پيگيري و مطالبات اجتماعي ديگري نيز به آن افزوده شد ؛ اولين راهپيمايي معترضين به فاصله‏ي کمتر از ده روز پس از آغاز جنبش، سي‏هزار نفر را به خود جلب نمود. اين روند در ادامه‏ي خود به تظاهرات سراسريِ نيم‏ميليون نفريِ اوايل سپتامبر امسال فراروئيد. امري که براي نخستين بار در اسرائيل رخ مي‏دهد. اين کشور در تاريخِ کوتاه خود هرگز با جنبش‏هاي اجتماعي و اعتراضي گسترده روبرو نبوده است. حاکم بودن فضاي امنيتي و جنگي بر اسرائيل، درست همانند کشورهاي عربي منطقه، تا کنون از بروز نارضايتي‏ها و جنبش‏هاي اجتماعي اعتراضي جلوگيري کرده، و هرگونه اعتراض اجتماعي را تحت‏الشعاع فضاي امنيتي و جنگي قرار داده است. امروز با حاکميت راست‏ترين جناحِ سياسي اسرائيل، پذيرشِ موجوديت و امنيت اسرائيل توسط عمده‏ي کشورهاي عربِ همسايه، پذيرش اصلِ موجوديتِ دو دولت توسط سازمان آزاديبخش فلسطين و ...، راست افراطي و جنگ‏طلب اسرائيل براي تحميل فضاي امنيتي و نظامي به جامعه با دشواري روبروست و قادر به تأمينِ صلحِ اجتماعي نيست. تضادهاي جامعه‏ي اسرائيل تازه سر گشوده‏ و نياز به تحول هرچه گسترده‏تر آشکار مي‏شود .
 تلاش‏هاي جمهوري اسلامي براي دستيابي به «انرژي هسته‏اي» مدتي نزديک به دو دهه به روشي پنهاني صورت گرفته و پيش رفت، تا اين‏که با افشاي مراکز غني‏سازي اورانيوم در نقاط مختلف کشور، بازرسان سازمان انرژي اتمي، در اجراي سياستِ منع گسترش سلاح‏هاي هسته‏اي، که ايران يکي از امضاکنندگان و متعهدين به اين معاهده است، وارد ايران شده و به بازرسيِ مراکز مختلف جمهوري اسلامي پرداختند. پنهان‏کاري‏هاي متوالي جمهوري اسلامي، تماس‏ها و اطلاعات خريداري شده از عبدالقادر خان ، ترديدهاي جدي بر اهدافِ «صلح‏آميز» پروژه‏هاي هسته‏اي جمهوري اسلامي انداخت. پديده‏ي دوگانه‏اي که در همه‏ي سال‏هاي حکومت جمهوري اسلامي در ايران عمل کرده است، وجود دو عاملِ «منافع نظام» و «منافع ملي» بوده است. در حالتي که تعيين‏کننده‏ي رفتار و اتخاذ سياستِ دولتمردان در همه‏ي حکومت‏هاي متعارفِ جهان، منافع ملي است، در جمهوري اسلامي، اما تعيين کننده‏ و عامل اتخاذ هر سياستي در عرصه‏ي ديپلماسي و پروژه‏هاي درازمدتِ حکومت، «منافع نظام» بوده است. در طي سه دهه‏ي اخير اين دو پديده کاملاً در تقابلِ با يکديگر بوده و هرگز بر يکديگر منطبق نشده و در يک راستا قرار نگرفته‏اند. براي پيشبرد «منافع نظام» مي توان از بخش‏هاي بزرگي از درياي خزر گذشت و سهم ايران را در محدوده‏ي 11% پذيرفت، «منافع نظام» اقتضا مي‏کند که در اجلاس اميرنشين‏هاي حوزه‏ي خليج زير پرچم و نقشه‏ي «خليج عربي» نشست و هيچ اعتراضي نکرد، پيشبرد «منافع نظام» در گرو سخاوتمندي بي‏پايان در رابطه با بخشيدن سرمايه‏هاي ملي و توزيع آن در لبنان و غزه و ... در ميانِ گروه‏هاي موافق از نظر ايدئولوژيک، و به خدمت گرفتنِ گروه‏هاي ايدئولوژيک در کشورهاي عربي است، براي پيشبرد «منافع نظام» مي‏توان بودجه‏ي نظامي نامشخصي داشت و بخش بزرگي از بودجه و درآمدهاي کشور را به دامان گروه‏ها و قاچاقچيان بين‏المللي اسلحه ريخت و ...، اما هيچيک از رفتارهاي برشمرده که طي سال‏هاي طولاني تبديل به يک نُرم رفتاري در ديپلماسي جمهوري اسلامي شده است، سنخيتي با منافع ملي ايران نداشته است.

جنگ‏هاي چند دهه‏ي اخير در خاورميانه

در دو دهه‏ي اخير شاهد انواع مختلفي از تهاجمات نظامي توسط قدرت‏هاي بزرگ عليه کشورهاي منطقه‏ي خاورميانه بوده‏ايم. نخستين نمونه‏ي آنها ائتلافِ بيش از بيست کشور جهان براي حمله به عراق، راندنِ ارتش عراق از کويت و آزادسازي اين کشور کوچکِ خليج فارس، و آخرينِ آنها عملياتِ نظامي ناتو در ليبي در حمايت از شورشيان ليبيايي و مقابله با نيروهاي حامي معمر قذافي بود.

با همه‏ي تبليغاتي که به ويژه در دوره‏ي اخير اسرائيل در رابطه با حمله به تاسيسات هسته‏اي جمهوري اسلامي و احتمال جنگ به راه انداخته است، مي‏بايست پرسيد که اين جنگ قرار است از کدام الگو پيروي کند ؟ آيا قرار است همانند حمله‏ي امريکا به عراق در سال 2003 منتهي به از ميان برداشتنِ هيئتِ حاکمه‏ي کنوني ايران و تغيير نظام مستقر در ايران شود ؟ آيا اين «جنگ» قرار است که همانند حمله‏ي امريکا و متحدين به عراق در 1990، توان نظامي جمهوري اسلامي را از ميان برده و توانايي ايذايي اين حکومت را در صحنه‏ي تحولات خاورميانه از ميان ببرد و يا لااقل کاهش دهد ؟

بنا به گزارشِ 114 صفحه‏اي دو سال قبل مرکز مطالعات استراتژيک در رابطه با حمله‏ي احتمالي اسرائيل به تاسيسات هسته‏اي جمهوري اسلامي، اين امر ممکن، اما بسيار دشوار است. تضميني بر موفقيتِ صد در صد آن وجود ندارد و اسرائيل نيز به عنوان کشورِ مهاجم متحمل صدمات و تلفاتِ قابلِ توجهي خواهد شد.

پس از تجربه‏ي افغانستان و عراق، افکار عمومي امريکايي و همينطور اروپايي، آماده‏ي پذيرشِ جنگي ديگر از نوع پياده کردن نيرو و اشغال هر کشوري نيست. در نتيجه تنها گزينه‏ي جنگي براي اسرائيل و يا امريکا و متحدانش در ناتو، گزينه‏ي بمبارانِ هوايي و احتمالاً پرتاب موشک به مراکز هسته‏اي واقع شده در نقاط مختلف ايران، و در کنار آن تداوم و تشديد تحريم‏هاي اقتصادي عليه جمهوري اسلامي خواهد بود. گزينه‏اي که الگوي عملياتيِ خود را از جنگِ اول امريکا و متحدان عليه عراق (1990)، خواهد گرفت. در اين جنگ هدف اصلي امريکا و متحدان بيرون راندنِ نيروهاي عراق از کويتِ اشغال شده و تضعيف نيروهاي نظامي عراق بود. در اين روند از آنجا که هيچ اپوزيسيون متشکل و قدرتمند عراقي به عنوان جايگزين رژيم عراق موجود نبود، امريکا و متحدان آن در جريانِ جنگ، چشم به روي کشتار وحشتناک کردها در شمال و شيعيان در جنوب توسط ارتش درهم شکسته‏ي عراق بستند و دست اين رژيم را در اين کشتار و سرکوب کاملاً باز گذاشتند.

جمهوري اسلامي و جنگ

اين گزينه‏ي جنگي براي جمهوري اسلامي، بهترين و مطلوب‏ترين گزينه است. تبليغات گسترده‏ي فرماندهان سپاه، مانورهاي نظامي بيشمار، تاکيدات مستمر بر استفاده از نيروي نظامي براي بستن تنگه‏ي هرمز، به خطر افکندن پايگاه‏هاي امريکا در کشورهاي همجوار و خليج فارس، تاکيد مصرانه بر تداوم سياست‏هاي پنهانيِ هسته‏اي، ادامه‏ي گسترده‏ي قاچاق سلاح به رغم تحريم‏هاي بين‏المللي به افريقا و باقي نقاطِ ملتهب جهان و ... همه بخشي از ديپلماسيِ «پرووکاسيوني» است که جمهوري اسلامي براي دستيابي به اين مطلوب در دستور کار قرار داده است. سياست «پرووکاسيون» همواره بخشي از ماهيتِ وجوديِ نظام جمهوري اسلامي را تشکيل مي‏داده است، در واقع حکومت جمهوري اسلامي دسترسي به اهداف سياسي و ديپلماتيک خود را در عرصه‏هاي داخلي و همينطور بين‏المللي همواره با استفاده از همين الگو پيگيري کرده است. در نخستين ماه‏هاي پس از استقرار حکومت جمهوري اسلامي در ايران، آيت‏اله خميني از طريق بلندگوهاي رسمي کشور ارتش عراق را به قيام عليه حکومت بعثي فرامي‏خواند و سفارت حکومت نوين در بغداد، محل توزيع پوسترهاي تبليغاتي عليه حکومت وقت عراق (رژيم صدام حسين) بود. به فاصله‏ي کوتاهي پس از آغاز جنگِ ايران – عراق، جمهوري اسلامي در واکنش به موضعِ اروپايي‏ها در رابطه با جنگ ايران – عراق و همينطور سياستي که اين دولت‏ها در رابطه با اپوزيسيون ايراني مقيم در اين کشورها در پيش گرفته بودند، به گروگان‏گيري و تروريسم روي آورد. از آنجا که فرانسه تا مدتي محلِ اسکان بخش بزرگي از اپوزيسيون ايراني بود، شمار زيادي از تابعين فرانسه را در لبنان به تناوب توسط گروه‏هاي خلق‏الساعه‏ي لبناني، از نوع جهاد اسلامي، به گروگان گرفته شدند ؛ بمب‏گذاري و انفجارات متوالي در خيابان‏ها و معابر عموميِ شهرهاي اروپايي، به ويژه فرانسه، ترور شاپور بختيار، غلامعلي اويسي، شهريار شفيق، عبدالرحمن برومند و همينطور شمار چشمگير ديگري از افراد شناخته شده‏ي اپوزيسيون ايراني در فرانسه طي ماه‏ها و سال‏هاي پس از استقرار جمهوري اسلامي در ايران، به يکي از اولويت‏هاي ديپلماسي حکومت نوين در ايران تبديل شد. بطور مثال وحيد گرجي، مترجم سفارت جمهوري اسلامي در پاريس، يکي از مواردي بود که به مطبوعات و رسانه‏هاي جمعي جهان راه يافت، و اين فرد که در رابطه با بمب‏گذاري‏هاي بي‏شمار در پاريس تحتِ تعقيبِ پليس فرانسه بود، در ادامه‏ي سياست «پرووکاسيون» و گروگان‏گيريِ اتباع فرانسه در لبنان، عملاً در مقابل آزادي سه گروگان فرانسوي در لبنان، به تهران فرستاده شد. در ماه‏ها و سال‏هاي بعد، بسياري همچون حميدرضا چيتگر، غلام کشاورز، عبدالرحمن قاسملو، کاظم رجوي، صادق شرفکندي، عفت قاضي و ... در شهرها و کشورهاي مختلف اروپا قرباني تداوم همين سياست شدند.

در تداوم همين ديپلماسيِ «پرووکاسيون»، جمهوري اسلامي سياست دفاعي خود را نيز بر پايه‏اي نوين تنظيم کرد. تلاشِ اصلي جمهوري اسلامي متوجهِ توليد سلاح‏هاي تهاجمي و به ويژه موشک‏هاي ميان‏برد و دوربردِ باليستيک شد، که با همکاري کره‏ي شمالي و خريد تکنولوژيِ اين سلاحِ تهاجمي از چين، کره‏ي شمالي و همينطور قاچاقچيانِ بين‏المللي اسلحه در سطح جهان صورت گرفت، و به اين روش کوشيد توانايي تهاجمي خود را افزايش دهد. در اين زمينه، نيروي دريايي جمهوري اسلامي در خليج فارس را مسلح به قايق‏هاي تندرو با قابليت شليک موشک کرد ؛ در زمين، عمده‏ي تلاش خود را متوجه توسعه و گسترش انواع بمب‏هاي خوشه‏اي با قابليتِ ايجاد تلفات بالا کرد و ... عمده‏ي اين «ابداعات» و «اختراعات» نظامي، نه درراستاي سياستي دفاعي، بلکه ساختاري تهاجمي و در اصل ايذايي داشتند. هدفِ اين سياستِ «دفاعي» ايجاد تلفاتِ بيشتر در ميان غيرنظاميان و وارد آوردنِ ضرباتِ ايذايي در راستاي آنچه که خود جنگِ نامتقارن مي‏خوانند، بوده است. در واقع در ادامه‏ي همين ديپلماسي «پرووکاسيون» جمهوري اسلامي به جهانيان پيام مي‏داد، اگر در دورانِ «صلح» پيش‏برنده‏ي سياست و ديپلماسي آنها، انفجار بمبي در مناطق مسکوني، يا فروشگاه و محله‏اي پر آمد و شد، گروگان‏گيري از شهروندان کشورهاي مختلف و ... بوده است، در دورانِ «جنگ» اين اهرم ها تبديل به بمب‏هاي خوشه‏اي، و موشک‏هاي باليستيک و ميان برد، بازهم به قصد ايجاد تلفات در ميانِ غيرنظاميان و ايجاد رعب و وحشت است.
يکي ديگر از روش‏هاي پروپاگاند جمهوري اسلامي، به همين ترتيب در رابطه با اسرائيل و موجوديت اين کشور بوده است. در ابتدا آيت‏اله خميني و سپس باقي مسئولين ارشد جمهوري اسلامي از «پاک کردن اسرائيل از صفحه‏ي روزگار» سخن گفته‏اند. برگزاري سمينارها و نشست‏هاي گوناگون با همين دستور کار، و سپس برگزاري سمينارِ بين‎‏المللي هالوکاست با دعوت از عمده‏ي فاشيست‎‏ها و رويزيونيست‏هاي اروپايي و امريکايي، جدا از اين‏که به نظر مي‏رسيد قدمي در راه برگزاري انترناسيونال فاشيست‏ها در تهران باشد، بلکه همچنان تلاشي جهت پرووکاسيون و بحران‏آفريني در سطح بين‏المللي بود.

«آقاي محمدعلي رامين، مشاور رئيس جمهور ايران كه بر اساس برخي گزارشها از او به عنوان طراح ايده "نفي هولوكاست" ياد مي‌شود نيز يكي از سخنرانان اين همايش بوده است. او در سخنان خود گفته است كه: «بايد يك كميته‌ حقيقت‌ياب با حضور همه‌ نخبگان، مورخان، دانشمندان و كساني كه اسناد و شواهد زنده‌اي در خصوص هولوكاست در اختيار دارند تشكيل شود و اين موضوع دقيقا مورد بررسي قرار گيرد.» ... آقاي "رابرت فوربسو"، استاد دانشگاه سوربن فرانسه و يكي از سخنرانان اين همايش نيز در سخنان خود ضمن تقدير از رييس‌جمهور ايران گفته است:« از آقاي احمدي‌نژاد بسيار تشكر مي‌كنم كه فرصت بررسي اين واقعه را با سخنراني‌هايشان درباره‌ اين موضوع به مورخين داده‌اند. ايشان با اين سخنان در مقابل قدرت‌هاي بزرگ ايستادند و واقعيت‌هاي هولوكاست را بيان كردند».... ديويد دوك، استاد علوم سياسي دانشگاه مايپ اوكراين و رهبر گروه نژادپرست "كوكلاس كلان" نيز طي سخناني در اين كنفرانس، پرسيده است: «دنيا همواره بر روي هولوكاست و كشتارهاي آن بحث كرده است، اما چرا در مورد كشتارهاي بولشوويك‌ها در شوروي كه بيشتر از هولوكاست نيز آدم كشتند چيزي گفته نمي‌شود؟» او در ادامه و در پاسخ گفته است:« تمام اين‌ها به خاطر حمايت صهيونيست‌ها از هولوكاست است»... نبيل سليمان، مشاور وزير اوقاف سوريه نيز با بيان اينكه «نازيسم مي‌خواست آلمان را از يهود پاك كند، لذا آنها را به فلسطين روانه كرد»، در اين همايش گفته: «صهيونيسم با نازيسم همكاري كرد و توافقنامه‌اي را امضا كردند براي مهاجرت دادن يهوديان به سرزمين فلسطين.» کنفرانس هالوکاست در تهران: تشکيل "کميته حقيقت‏ياب" به رياست ايران- دويچه‏وله، 12 دسامبر 2006

جمهوري اسلامي و انرژي هسته‏اي «صلح‏آميز»

تلاش‏هاي هسته‏اي جمهوري اسلامي را مي‏بايست به عنوانِ بخشي از اين ديپلماسي در نظر گرفت. در واقع تداوم تلاش‏هاي جمهوري اسلامي در اين زمينه به رغم همه‏ي محدوديت‏ها و تحريم‏هايي که اين حکومت در اين رابطه با آن مواجه شده است، را مي‏بايست از دو منظر متفاوت به تماشا نشست ؛ دو منظري که دستيابي به يک هدف واحد را در نظر دارند. از سويي، مسلح شدن به سلاح هسته‏اي و يا حتي تکنولوژي اين سلاح، «منافع نظام» را تامين کرده و تضميني امنيتي در اختيار آن قرار خواهد داد. جمهوري اسلامي به رغم در پيش گرفتن هر سياستي، و به رغم ادامه‏ي «پرووکاسيون» در هر گوشته‏ي جهان، با دستيابي به تکنولوژي سلاح هسته‏اي از مصونيتي پولادين برخوردار شده، و به قولِ علي لاريجاني دبير پيشين شوراي عالي امنيت ملي موجب پرش آنها به «جهان اول» خواهد شد.

«دبير شوراي عالي امنيت ملي اضافه كرد : مساله فقط اتم نيست، ايران و كل جهان اسلام نبايد به فناوري پيشرفته دست پيدا كنند، چرا مي دانند چنين امري باعث پرش ايران به دسته جهان اولي ها خواهد شد آنها به ما" نانوتكنولوژي" و" بايوتكنولوژي" هم نمي دهند، آنها مي گويند ايران بايد" رب گوجه" توليد كند نبايد به انرژي اتمي برسد.» (ايلنا 9 آبان 1384)

اما دغدغه‏ي آقاي لاريجاني نه پرش به «جهان اول»، بلکه اخذ «تضمين امنيتي» و يا به عبارتي ديگر تضمين بقاي حکومت جمهوري اسلامي در تحولاتِ آتي بود و هست. صراحت ايشان در بيان اهداف حکومت در تداوم سياست پرووکاسيون قابل تقدير است :

«لاريجاني با انتقاد تلويحي از كساني كه با سخنان ساده انديشانه سعي دارند پرونده هسته اي ايران را از مساله اي ملي به پروژه اي گروهي ودولتي تنزل دهند واز روي تحليل نادرست وكوته بينانه تبليغاتي مي كنند كه نتيجه اش كوتاه امدن در مقابل امريكا وغرب وپذيرش قطعنامه اخيراست ؛ ... دكتر لاريجاني تاكيد كرد : مشكل آمريكا با ما فقط مسائل اتمي نيست‏، بلكه اين يك جنگ است كه اگر امروز به آن گردن نهيم‏، فردا حقوق بشر، روز ديگر حزب‌الله، دموكراسي و مسائل ديگر را بهانه مي‌كنند.» سايت خبري تحليلي انتخاب- پنج‏شنبه 7 مهر 1384

عمده‏ي تبليغات حکومت جمهوري اسلامي، اتفاقاً متوجه دميدن بر آتشِ افروخته شده است : «رئيس شوراي اجرايي حزب‏اله لبنان از آمادگي هزاران نيروي شهادت‏طلب اين جنبش براي عمليات استشهادي در پاسخ به تهديدهاي رژيم صهيونيستي خبر داد... همزمان با سخنان رئيس شوراي اجرايي حزب‏اله، جبهه‏ي مردمي براي آزادي فلسطين (فرماندهي کل) با صدور بيانيه‏اي اعلام کرد : جريان مقاومت قادر است ضربات مهلکي بر قلب محور شر امريکايي – صهيونيستي وارد کند. در اين بيانيه تصريح شده است : ادعاهاي دروغين امريکا عليه برنامه هسته‏اي ايران پس از آن عنوان مي‏شود که اين رژيم در شکستن اراده‏ي سياسي جمهوري اسلامي ايران به بن‏بست خورده است. ما اعلام مي‏کنيم که در صورت هر نوع تهديدي عليه ايران، در كنار اين كشور مي ايستيم.‏» (کيهان دوشنبه 23 آبان 1390)

اين تبليغات و جنگ‏افروزي‏ها، در کنار تهديداتي مبني بر «گردان‏هاي انتحاري» و ... هيچکدام نشان از چرخش جمهوري اسلامي به در پيش گرفتن سياستي جديد نداشت، در واقع جمهوري اسلامي همان سياستي را ادامه مي‏داد که همواره و در همه‏ي سال‏هاي پيشين در سرلوحه‏ي رفتار ديپلماتيک خود قرار داده بوده است، «پرووکاسيون» و تلاش در ارعاب، براي حصول مقصود :

« از نخستين روزي كه اروپايي ها بيش از دو سال پيش گفت وگوهاي خود درباره پرونده هسته اي را با ايران آغاز كردند، 3گزاره زير همواره به عنوان اصول موضوعه غيرقابل چشم پوشي اين مذاكرات از جانب آنها پي درپي تكرار شده است: بدون حفظ تعليق مذاكره نمي كنيم، در صورت خروج از تعليق پرونده براي اعمال مجازات عليه ايران به شوراي امنيت ارسال خواهد شد و هدف نهايي مذاكرات از ديد ما (اروپا) توقف كامل همه فعاليت هاي مربوط به چرخه سوخت در ايران است. ما اكنون در شرايطي قرار داريم كه اروپايي ها بي سروصدا از هر سه اين اصول موضوعه كوتاه آمده اند. ايران در مردادماه گذشته كارخانه UCF اصفهان را از تعليق خارج ساخت. در داخل و خارج باور بسياري اين بود كه از فرداي شروع به كار UCF بايد پرونده ايران را در نيويورك سراغ گرفت نه در وين، يعني ارجاع به شوراي امنيت ردخور ندارد. اكنون بيش از 3ماه از آن روز مي گذرد و پرونده ايران به شوراي امنيت نرفته است. اين كه مسئله به ناتواني اروپا در درگيري با ايران بازمي گردد يا بي ميلي اش، خيلي مهم نيست؛ مهم اين است كه اصل موضوع دوم، فاتحه! ... اين بود كه پذيرفتند مذاكرات مستقيم با ايران دوباره آغاز شود، ولو كار در UCF معلق نشده باشد. اين تاكتيك است يا استراتژي؟ اهميتي ندارد، پيام اصلي اين است كه اصل موضوع اول دود شده و به هوا رفته است. محل اصلي نزاع در طول دو سال گذشته اين بوده كه اروپايي ها خواستار توقف همه فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري در ايران بوده اند با اين بهانه كه اينها فعاليت هايي با كاربرد دوگانه است و بالقوه مي تواند به جانب تلاش براي ساخت سلاح منحرف شود. اكنون پيام هايي آشكار به تهران مي رسد كه چرخه سوخت تا قبل از نطنز، قبول ولي از خير اين آخري بگذريد. ايران با شنيدن اين خبر نه ذوق زده شده و نه دستپاچه. سياستگذاران پرونده هسته اي در داخل آرام، اوضاع را مي نگرند: اگر تا اينجا آمده ايم، چرا نتوانيم جلوتر برويم؟ » کيهان يکشنبه 13 آذر 1384- يادداشت روز، آخر قصه – مهدي محمدي

روز پنج‏شنبه 18 آبان آيت‏اله خامنه‏اي در دانشکده‏ي افسري ارتش طي سخنراني‏اي اعلام کرد که : «ساخت مستحکم نظام جمهوري اسلامي و اتحاد ملي و نزديکي دل‏هاي آحاد ملت ايران، مهم‏ترين قدرت بازدارنده است و همه موظف هستند اين ساخت استوار و مستحکم نظام را حفظ کرده و به آن استحکام بيشتري ببخشند» و همه‏ي اين گفتارها در زمينه‏ي تهديدات مجدد بر نواختن «سيلي محکم و مشتِ پولادين» صورت گرفت.

آيت‏اله خامنه‏اي در تداوم اين سياست احتمالاً دستيابي به دو هدف را مد نظر دارد. در درجه‏ي نخست، تزريقِ روح ناسيوناليسم و استفاده از آن در جهتِ «منافعِ نظام» و از سوي ديگر يافتنِ فرصتي براي سرکوب و قلع و قمعِ کامل جنبش اجتماعيِ موجود در لايه‏هاي مختلف جمعيت کشور، باز هم در جهتِ «منافعِ نظام». حمله و بمباران احتماليِ مراکز هسته‏اي جمهوري اسلامي، گزندي به تداوم حکومت جمهوري اسلامي وارد نخواهد آورد، به همان روشي که صدام حسين در عراق، پس از حمله و بيرون راندن نيروهاي اين کشور از کويت توسط متحدين، همچنان به حکومت ادامه داد و گزندي به ساختار حکومت نرسيد، مي توان به تداوم نظام اميدوار بود. در اين ميان اگر منافعِ ملي با کشتار غيرنظاميان و از ميان رفتنِ زيرساخت‏هاي صنعتي و تسهيلاتي کشور از ميان مي‏روند، در مقابلِ منافعِ نظام چندان اهميتي براي آن نمي‏توان قائل شد، به همان روشي که تا کنون جمهوري اسلامي همواره منافع نظام را در اولويتي بسيار فراتر از منافع ملي قرار داده است.

چنين جنگي نه براي امريکا، نه اروپا و نه ناتو گزينه‏ي مطلوبي نيست و در اوج بحرانِ اقتصادي حاضر، گزينه‏ي ورود به جنگي جديد، و خطر بسته شدن تنگه‏ي هرمز، حتي براي کوتاه مدت، تنها موجب تشديد بحران شده و بي‏ثباتي دولت‏هاي اروپايي را در پي خواهد داشت.

چنين جنگي احتمالاً منافعِ سياسي کوتاه مدتِ دولت اسرائيل را تامين کرده و دغدغه‏ي جنبش‏هاي اجتماعي داخل کشور را از دوش آنها برخواهد داشت. اين دولت در روزهاي اخير بطور ممتد بر طبل جنگ نواخته و از آمادگيِ نيروهاي خود براي حمله به مراکز هسته‏اي جمهوري اسلامي سخن گفته است. تلاش اين دولت در ابتدا متوجه تحت‏الشعاع قرار دادنِ جنبش اجتماعي درون کشور و سپس، مجبور کردن دولت امريکا و اعضاي پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) به موضع‏گيري در مقابل جمهوري اسلامي و تزريق فضاي جنگ، بدون دست بردن به سلاح است. تداوم چنين فضايي، در شرايطي که اين دولت در پي تحولاتِ کشورهاي عربي در موقعيتي ضعيف قرار گرفته، به خروج موقتِ آنها از بحران کمک خواهد کرد.
اما در چنين جنگي بي‏ترديد، برنده «منافع نظام» جمهوري اسلامي خواهد بود. آغاز جنگي اين چنين، موجوديت «نظام» را تهديد نخواهد کرد. جمهوري اسلامي الگوي عملي خود را از عراق در سال 1990 مي‏گيرد، بر اساس ارزيابي‏هاي آنان، هيچيک از اعضاي ناتو، امريکا و اروپا با بحران کنوني در اين کشورها و تجربه‏ي اشغال نظامي عراق و افغانستان و بهاي سنگين اين سياست اشغالگري، خود را درگير جنگِ زميني و احتمالاً اشغال ايران نخواهند کرد. تنها گزينه‏ي عملي و اجرايي براي اين مجموعه بمبارانِ مراکز هسته‏اي و سپس تحريم‏هاي سنگين‏تر اقتصادي خواهد بود.

اين امر دست حکومت جمهوري اسلامي را در سرکوب جنبش اجتماعي در داخل کشور کاملاً خواهد گشود و بي‏دغدغه قادر خواهد بود، به دوران سال‏هاي 1360 و احتمالاً سال 1367 بازگشت کرده و هرگونه حرکت اعتراضي را با «سيلي محکم و مشت پولادين» پاسخ گويد.
«سرلشکر جعفري فرمانده کل سپاه با اشاره به فرمايشات رهبر معظم انقلاب در سال 68 و تعيين استراتژي راهبردي سپاه در آن دوران از سوي فرماندهي معظم كل قوا خاطرنشان كرد: همانطور كه بارها رهبري تاكيد كردند مسئوليت اصلي سپاه مقابله با تمامي تهديدات از جمله تهديدات داخلي بوده است ولي در استراتژي فعلي كه از سوي رهبر انقلاب مشخص شده، استراتژي راهبردي سپاه با آن سالها فرق كرده است.بدين ترتيب كه ماموريت اصلي سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهاي داخلي است و سپس در صورت تهديد نظامي خارجي سپاه به كمك ارتش خواهد شتافت» آفتاب نيوز، سه شنبه 7 مهر 1386، آمادگي سپاه براي مقابله با تهديدات داخلي

سيامند

---------------------------------------------------------

- Carl Von Clausewitz
- Der Krieg ist eine bloße Fortsetzung der Politik mit anderen Mitteln
- تنها در جنگِ موسوم به «جنگِ رمضان» در اکتبر 1973 بود که ارتش‏هاي متحد مصر و سوريه موفق شدند، در صحراي سينا پيشروي برق‏آسا انجام داده و اين منطقه را که اسرائيل به خاک خود ضميمه کرده بود، پس بگيرند. هرچند که با تداوم چند روزه‏ي جنگ ارتش سوريه متحمل شکست و تلفات سنگيني شده و نيروهايش در بلندي‏هاي جولان به محاصره‏ي ارتش اسرائيل درآمد، با مذاکرات بعدي و پادرمياني سازمان ملل متحد، ارتش اسرائيل در جولان ماند، اما نيروهاي سوريه از محاصره خارج شدند.

- آنچه که «جنگ غزه» نام گرفت، تهاجم ارتش اسرائيل در پي پرتاب مداوم خمپاره‏هاي دست‏ساز قسام توسط حماس به شهرها و مناطق مسکوني اسرائيل بود. در حالي که در دوره‏ي حزب کاديما و نخست‏وزيريِ ايهود اولمرت آتش بسي دراز مدت ميان اسرائيل و حماس برقرار بود، در اوايل 2009، دوره‏ي آتش بس به پايان رسيد و در شرايطي که همگان انتظار تمديد خودبخودي دوره‏ي آتش‏بس را داشتند، حماس در آستانه‏ي انتخابات اسرائيل و پس از انتخاب باراک اوباما به رياست جمهوري امريکا (نوامبر 2008) اعلام کرد که از تمديد آتش‏بس خودداري خواهد کرد (نيويورک تايمز- 13 فوريه 2009). ادامه‏ي حملاتِ حماس به مناطق مسکوني و غيرنظامي اسرائيل، تهاجم همه‏جانبه‏ي ارتش اسرائيل به غزه را به مدت سه هفته در پي داشت، که با انواع سلاح‏هاي خارج از عرف بين‏المللي در برخورد با غيرنظاميان، تلفاتي بيش از 1300 نفر در ميان فلسطيني‏ها و ساکنان غزه در پي داشت. در جريان اين حمله هزاران خانه و تاسيسات اين منطقه نابود شدند. ارتش اسرائيل در جريان اين تهاجم 13 نفر تلفات داشت که 3 نفر از کشته‏گان اسرائيل نيز غيرنظامي بودند. در جريان انتخابات اسرائيل و در فضاي ايجاد شده پس از اين جنگ، ائتلاف راست افراطي در اسرائيل به قدرت رسيد و بنيامين نتانياهو به نخست وزيري برگزيده شد.

- گيلاد شاليت، سرباز اسرائيلي در تابستان 2006 به اسارت حماس درآمد.

- از نحوه‏ي برخورد و لحن دولت اسرائيل به تحولاتِ موسوم به بهار عربي مي‏توان به عدم خشنودي اين دولت پي برد. ابهام در رابطه با آينده‏ي هرکدام از اين کشورها، به ويژه مصر و سوريه، اسرائيل را در موضعي نه چندان خشنود از اين تحولات قرار مي‏دهد. پس از سرنگوني حسني مبارک در مصر، اسرائيل نگرانِ حفظِ بشار اسد در حکومت سوريه، براي حفظ امنيت مرزهاي شمالي و توجيه ادامه‏ي حضور ارتش خود در بلندي‏هاي جولان است. حضور حکومتي «متخاصم»، اما بي‏خطر در مرزهاي شمالي با سوريه، توجيهي مناسب براي دولت اسرائيل براي دائمي کردن اشغالگري خود در بلندي‏هاي جولان است. با تغيير حکومت در سوريه و تغيير نظام حکومتي، به سمتي مبهم و نامتعين، اسرائيل احتمالاً بهانه‏ي خود براي تداوم اشغال اين مناطق را از دست خواهد داد.
- او را پدر بمبِ اتمي پاکستان مي‏خوانند و در سال 2004 مشخص شد، که او اطلاعات مربوط به ساختن سلاح هسته‏اي و کلاهک‏هاي هسته‏اي را به کره‏ي شمالي، ليبي و ايران فروخته است.
- Study on a Possible Israeli Strike on Iran’s Nuclear Development Facilities – Abdullah Toukan, Anthony H. Cordesman. http://csis.org/files/media/csis/pubs/090316_israelistrikeiran.pdf
يازدهم آذر ۱۳۹۰ برابر با دوم دسامبر ۲۰۱۱

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration