The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

آزادي زندانيان سياسي يک خواست همگاني است

مسعود فتحي



در کشور ما نه فقط داشتن عقيده متفاوت با عقايد حاکمان و مخالفت با سياست ها و يا انتقاد از آنان جرم محسوب مي شود و مستوجب حبس و زندان است، بلکه بازداشت شدگان بخاطر عقيده و مرام و يا مخالفت با حکومتگران و نقد سياست هاي آنان از حقوق قانوني هم برخوردار نيستند. در کشور ما که يکي از سرکوبگر ترين رژيم هاي تاريخ بر آن حاکم است، در طول ۲۷ سال گذشته زنداني سياسي رسما وجود خارجي ندارد. اما همواره زندان ها از اين قبيل زندانيان پر بوده است. دليل اين رسميت نداشتن چيزي جز انکار هر گونه حق و حقوقي براي زندانيان و محروم نمودن آن ها از ابتدائي ترين شرائط دفاع از خود نيست. روال کار بازداشت و محاکمه زندانيان هم متناسب با همين واقعيت است. افراد اول بازداشت مي شوند و بعد از بازداشت و در حين ماه ها بازجوئي و شکنجه و سلول انفرادي موضوع اتهام افراد روشن مي شود. در جريان همين بازجوئي ها نيز مسئولين حکومتي و مطبوعات نزديک به مراکز سرکوب دست به کار شده، با انتشار اتهاماتي که هنوز در هيچ دادگاهي مطرح نشده اند، حقوق اوليه انساني بازداشت شدگان را زير پا مي گذارند و دست آخر وقتي که دادگاهي تشکيل مي شود، همه اين قبيل اتهامات دود شده و به هوا مي روند و هيچ کس هم پاسخگوي اين همه بي قانوني و رنجي که در دوران بازجوئي ها و زندان افراد بر آن ها روا شده است، نيست. بازداشت دسته جمعي ملي مذهبي ها به اتهام «براندازي آرام» و سپس محاکمات آن ها در پشت درهاي بسته و آزادي آن ها بعد از بک دوره طولاني نگهداري در سلول هاي انفرادي از اين جمله است. اما اين روش کار فقط به اين نيروها منحصر نبوده است. در مورد زرافشان حتي دادگاهي قلابي هم با حکم رسمي شخص رئيس قوه قضائيه ترتيب داده شد تا با اتهام واهي نگهداري اسلحه در دفتر کارش و ...، ۵ سال به زندان فرستاده شود و نتواند بر خواست معرفي و محاکمه آمران و عاملان اصلي قتل هاي زنجيره اي پافشاري کند.
اکنون سياست اول بازداشت و بعد پرونده سازي حکومت قربانيان جديدي يافته است:
بيش از شش ماه است که منصور اسانلو در بازداشت به سر مي برد. مامورين دادستاني تهران صبح روز اول دي ماه سال گذشته اسانلو و ديگر همکاران او در هيات مديره سنديکاي شرکت واحد را در حين رفتن بر سر کار ربودند، بعد از اعتصاب کارگران شرکت واحد اول قول آزادي او و ديگر دستگير شدگان را دادند. اما به اين قول هر گز عمل نکردند و با سرکوب دومين اعتصاب کارگران و بازداشت بيش از هزار نفر از آنان و حتي خانواده هاي آنان به تهديد و اخراج فعالين سنديکا دست زدند. آقاي اسانلو هنوز هم در زندان است بدون آن که روشن شود براي چه بايد ايشان دستگير مي شدند. تنها جرم آقاي اسانلو دفاع از حقوق اوليه کارگران شرکت واحد و احياي فعاليت سنديکاي شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه بوده است. ماه ها بازجوئي و سلول انفرادي براي آن است که ايشان را وادار کنند که پاي اعترافات دروغ عليه خود و همکارانش را امضا کند و از فعاليت براي دفاع از حقوق صنفي کارگران دست بردارد.
نزديک به دو ماه پيش آقاي رامين جهانبگلو استاد دانشگاه و متفکر سرشناس کشورمان در حين بازگشت از هند در فرودگاه تهران بازداشت شد، بدون آن که دليلي براي اين بازداشت و چرائي آن اعلام شود. تنها بعد از اعتراضات وسيع و گسترده در ايران و خارج از کشور بود که دليل بازداشت ايشان را «جاسوسي به نفع بيگانگان» اعلام کردند. و اخيرا وزير اطلاعات که خود از طرف سازمان هاي حقوق بشري متهم به صدور دستور قتل دگرانديشان است، رامين جهانبگلو را متهم کرده است که کانديداي آمريکا براي انجام «انقلاب مخملي و يا رنگين» در ايران بوده است. ايشان گفته اند که: «يكي از راهكارهايي كه آمريكا براي براندازي دنبال مي‌‏كند، انقلاب‌‏هاي مخملي يا رنگيني است كه موضوع دستگيري رامين جهانبگلو نيز در همين راستاست.» وزير اطلاعات در مورد آقاي جهانبگلو که هم اکنون بعد از دو ماه هنوز زير بازجوئي و شکنجه قرار دارد، اظهار نظر کرده است که :«آقاي جهانبگلو ماموريت يافته بود كه براي بخشي از اين هدف آمريكا تلاش‌‏هايي را درداخل داشته باشد، از جمله اين كه جريان‌‏هايي را به اين منظور هماهنگ كنند.»
همزمان با اين اظهارات وزير اطلاعات برخي سايت هاي نزديک به مراجع سرکوب از اين هم فراتر رفته، آقاي جهانبگلو، استاد سرشناس دانشگاه هاي معتبر جهان را به دزدي هم متهم نموده اند و اعلام کرده اند که گويا ايشان کيف آقاي رمضان زاده سخنگوي دولت خاتمي را هم دزديده اند و اطلاعات محرمانه آن را در اختيار بيگانگان قرار داده اند.
محسني اژه اي وزير اطلاعات دولت احمدي نژاد در مورد آقاي موسوي خوئيني يکي ديگر از بازداشت شدگان اخير نيز با همين ذهنيت بيمار که در پشت هر مخالفت و يا حرکتي به دنبال توطئه اي مي گردد، ادعا مي کند که بازداشت و بازجوئي از آقاي موسوي خوئيني براي جلوگيري از افتادن ايشان در «توري» بوده است که به زعم ايشان «دشمن باز كرده است و تلاش مي‌‏كند برخي افراد را به داخل آن بكشد» و از قرار معلوم «تلاش وزارت اطلاعات اين است كه مواردي كه ناخودآگاه برخي افراد در داخل اين تور قرار مي‌‏گيرند را به آنها متذكر شود تا آنها را از افتادن در اين تور نجات دهد.» وزير اطلاعات تجمع آرام زنان در ميدان هفت تير را «خواست دشمن» اعلام مي کند و با اين بهانه، بازداشت غير قانوني افراد و از جمله آقاي موسوي خوئيني را توجيه مي کند.
فقط دستگيري جهانبگلو و موسوي خوئيني ها نيست که با توسل به تحرکات «دشمن» خيالي توجيه مي شود. رهبر جمهوري اسلامي که خود نام يکي از شهر هاي آذربايجان را هم يدک مي کشد، تظاهرات مردم در تبريز، اروميه، اردبيل، مشکين شهر و ديگر شهر هاي آذربايجان براي برسميت شناختن حقوق فرهنگي و سياسي مردم، از جمله آموزش به زبان مادري در مدارس و دانشگاه ها و مشارکت در ادره امور محلي شان را تحريک بيگانگان اعلام مي کند و دستور سرکوب مي دهد. هم اکنون بيش از يک صد نفر از دستگير شدگان اين سرکوب ها، در بازداشت به سر مي برند و از ابتدائي ترين حقوق يک زنداني محروم اند. برخي از آن ها در اعتراض به اين وضعيت دست به اعتصاب غذا زده اند. از جمله اين بازداشت شدگان آقايان علي حامد ايمان ( مدير مسئول نشريه توقيف شده شمس تبريز) ابوالفضل وصالي (مدير مسئول هفته نامه نداي آذرآبادگان)، امير موحدي روزنامه نگار در مشکين شهر و ده ها نفر از فعالين فرهنگي و سياسي در شهر هاي ديگر است. جرم همه اين افراد پافشاري بر حقوق اوليه اي است که حتي در قوانين موجود حکومت فعلي نيز بخشا برسميت شناخته شده اند، اما هر گز عملي نگشته اند و امروز پافشاري بر آن ها جرم تلقي مي شود.
وضعيت در ديگر مناطق ايران بهتر از اين نيست. در کردستان، دادگاه هاي انقلاب اسلامي بدون رعايت اصول و استانداردهاي قضايي هم اکنون صد ها نفر را با محکوميت هاي طولاني مدت و اعدام روانه زندانها نموده اند. باداشت ها و محاکمات برق آسا و صدور احکام اعدام در خوزستان نيز طي ماه هاي اخير به بهانه بمب گذاري ها در شهر اهواز، دامن تعدادي از جوانان اين منطقه را گرفته است.
فعالين جنبش هاي اجتماعي از جمله جنبش دانشجوئي سرنوشت بهتري نداشته اند. هنوز بازداشت شدگان ۱۸ تير ۷۸ در زندان به سر مي برند. بسياري از فعالين اين جنبش تجربه زندان را پشت سر گذاشته و يا هنوز پرونده بازي در دست دستگاه سرکوب دارند. طي يک سال گذشته، تلاش دولت احمدي نژاد براي انحلال انجمن هاي دانشجوئي و تبديل دانشگاه ها به گورستان قربانيان جنگ با عراق، همواره با مقاومت وسيع دانشجويان روبرو شده است اما در ماه هاي اخير تلاش حکومت براي شکستن اين مقاومت ابعاد جديدي به خود گرفته است که ربودن دانشجويان فعال دانشگاه، از جمله دو دانشجوي دانشگاه امير کبير ياشار قاجار و عابد توانچه از آن جمله است.

***
خواست آزادي زندانيان سياسي، در کشور ما همواره يک خواست همگاني بوده است و تا زماني که هم چنان بازداشت و زنداني کردن معترضين به سياست هاي حکومت، حمله به شرکت کنندگان در تجمعات اعتراضي، دستگيري روشنفکران، روزنامه نگاران و نويسندگان کشور به با توسل به اتهامات واهي، تحت فشار قرار دادن فعالين جنبش هاي مدني ادامه دارد، اين خواست هم چنان در راس درخواست هاي همه آزاديخواهان ايران قرار خو.اهد داشت.
در بحبوحه کارزاري که از ما ه ها پيش براي آزادي منصور اسانلو، رامين جهانبگلو و نيز بعد از ۲۲ خرداد ماه علي اکبر موسوي خوئيني و نيز بازداشت شدگان ديگر در آذربايجان، کردستان وديگر مناطق ايران جريان دارد، آقاي اکبر گنجي طي مصاحبه اي پيشنهاد نموده است که جامعه روشنفکري ايران خواستار آزادي فوري اين سه نفر بشود و اگر اين سه‌تن در اسرع وقت آزاد نشدند، يک اعتصاب غذاي گسترده در سطح جهاني براه انداخته شود.
آقاي گنجي روزهاي جمعه، شنبه و يکشنبه ۲۳ ،۲۴ و ۲۵ تير ماه برابر با ۱۴، ۱۵ و ۱۶ ژوئيه را براي اين کار پيشنهاد کرده است و از نيروها و افراد آزاديخواه در ايران و سراسر جهان درخواست همکاري نموده است. پشنهاد وي با واکنش مثبت بسياري از نيروها در داخل و خارج ايران مواجه شده است و آنها با انجام مصاحبه و صدور اطلاعيه ها از اين پيشنهاد استقبال نموده اند و برخي بر اشکال مختلف در انجام اين اعتراضات تاکيد کرده اند.
در عين حال اين دعوت و نام بردن از سه زنداني سياسي فوق بحث هائي را نيز دامن زده است و بعضا شائبه بي توجهي به زندانيان و بازداشت شدگان ديگر در روزها و ماه هاي اخير را دامن زده است. اما بايد توجه کرد که اين اولين بار نيست که کارزار براي آزادي زندانيان سياسي با نام برخي از آن ها پيوند مي خورد و به يک خواست مشخص تبديل مي شود. تاکنون چندين بار نام هاي مشخصي بر پيشاني اين کارزار نقش بسته است. از جمله نام فرج سرکوهي بعد از ربودن او توسط سعيد امامي و دارودسته اش در وزارت اطلاعات. آزادي فرج سرکوهي، جدا از جسارت خود او در انتشار نامه اي در افشاي آنچه که بر او رفته بود، در عين حال مرهون تلاش هائي بود که با کارزاري وسيع براي آزادي وي صورت گرفت و تمامي مجامع حقوق بشري و نيز بخش مهمي از افکار عمومي جامعه بين المللي را براي فشار به جمهوري اسلامي بسيج نمود. ادامه همين کارزار و افشاگري هاي مهم در مورد نقش آدم ربايان وزارت اطلاعات نيز بود که به باور عمومي در مورد انجام قتل هاي زنجيره اي توسط همين ماموران دامن زد و دولت را وادار بر قبول نقش وزارت اطلاعات رژيم در سازماندهي اين قتل ها ساخت و به بازداشت عاملان آن منجر شد که بعد ها اعلام گشت که سازمانده اصلي اين قتل ها «خودکشي» کرده است.
بار ديگر زماني بود که ناصر زرافشان وکيل خانواده هاي مختاري و پوينده دو تن از قربانيان قتل هاي زنجيره اي، در جريان تلاش حکومت براي مختومه اعلام کردن پرونده اين قتل ها، با پرونده سازي و جعل اسناد و حتي جعل دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت و در مقابل چشمان حيرت زده همگان محکوم به پنج سال زندان شد. تلاش وسيعي در ايران و خارج از ايران صورت گرفت تا از زنداني شدن آقاي زرافشان که تنها جرم او پافشاري بر کشف حقايق مربوط به قتل هاي زنجيره اي و محاکمه آمران و عاملان اصلي آن بود، جلوگيري شود. هر چند اين تلاش ها ره به جائي نبرد و آقاي زرافشان عليرغم اين اعتراضات بعد از يک محاکمه ساختگي و غيرقانوني زنداني شد، اما همين کارزار مساله زندانيان سياسي در ايران و نقض حقوق اوليه آن ها در دفاع از خود را در سطح بين المللي بيش از پيش برملا نمود..
زماني که بعد از ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸ فعالين دانشجوئي بازداشت شدند، نام باطبي و عکس او با پيراهن خونين به پرچمي براي آزادي اين بازداشت شدگان تبديل شد.
در مورد نيروهاي ملي مذهبي هم همين طور بود. تاکيد عمومي بر وضعيت بازداشت شدگان ملي مذهبي در آن دوره بخصوص چهره هاي سرشناسي هم چون عزت الله سحابي دليلي بر فراموشي ديگران نبود. هم چنان که آخرين باري که سه روزنامه نگار ملي – مذهبي، عليجاني، صابر و رحماني که مدت هاي مديدي با اتهامات واهي تحت بازداشت بودند، تاکيد عمومي بر آزادي فوري آن ها به معناي نه ترجيح آن ها بر ديگران بلکه متمرکز شدن توجه عمومي بر اتفاقي که مي افتد و دفاع از حقوق انسان هائي بود که بدون هيچ دليلي ماه ها و حتي سال ها در سلول انفرادي نگه داشته مي شوند، بدون آن که اتهامي بر آن ها وارد باشد.
همين طور بدون تلاش عمومي براي نجات هاشم آغاجري از حکم اعدامي که براي او صادر شده بود، حداقل آزادي وي غير ممکن بود. هم چنين دفاع همگاني از زندانيان ديگر در مقاطعي که تحت فشار بودند، مثل مورد آقاي سيامک پورزند و يا در اعتصاب غذا به سر مي بردند، مثل محس سازگارا و يا اين اواخر وبلاگ نويساني مثل اميد معماريان و دوستانش که حتي وادار به مصاحبه تلويزيوني هم شده بودند، در بهبود وضعيت ان ها و يا آزادي آن ها نقش مهمي داشته است.
يا در همين مورد آخر و اعتصاب غذاي طولاني خود آقاي گنجي، خواست آزادي گنجي به يک خواست جهاني تبديل شد. حتي دبير کل سازمان ملل نيز شخصا آزادي ايشان را خواستار شد. گنجي تا آخرين روز آزاد نشد، اما کارزار براي آزادي گنجي در دوران اعتصاب غذاي او همه اذهان را متوجه زندان سياسي در ايران نمود.
تاکيد بر نام هاي مشخص در مقاطعي از مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي، در خدمت کانوني کردن اين خواست و قبل از همه دفاع از حق همه کساني است که به دليل اعتقادات خود تحت فشار قررار دارند و تلاشي براي پايان دادن به ساختاري از سياست و دولت است که زنداني سياسي از ابزار وجودي آن است.

***
خواست آزادي فوري آقايان منصور اسانلو، رامين جهانبگلو، علي اکبر موسوي خوئيني ها و ديگر بازداشت شدگان ماه هاي اخير در آذربايجان، تهران و ديگر نقاط ايران، دفاع از حق همه شهروندان در برخورداري از حريم قانوني و براي پايان دادن بر بازداشت هاي بدون دليل و زنداني نمودن و تحت فشار قرار دادن افراد به دليل عقايد و يا مواضع سياسي آنان است.




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration