The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

بحران هسته اي ايران، تحريم ها و احتمال جنگ

رسول اذرنوش


٨ دي ۱٣۹۰ - ۲۹ دسامبر ۲۰۱۱
اخرين گزارش اژانس بين المللي انرژي هسته اي در باره فعاليت هاي هسته اي ايران و در پي ان تهديدات نظامي اسرائيل و سپس اغاز تحريم هاي جديد امريکا و قدرتهاي غربي عليه صادرات نفتي و بانک مرکزي ايران، بحران هسته اي ايران را وارد فاز جديدي کرده است. تهديدات جديد اسرائيل و اين تحريم ها نشان ميدهند که بيش از بيش به دو راهي جنگ يا ايران هسته اي نزديک ميشويم. به نظر ميرسد که اين اخرين مرحله تحريم هاست و خطر يک جنگ ويرانگر عليه ايران هر روز بيشتر به يک خطر واقعي براي کشور تبديل ميشود.

سه شاخص سياست هسته اي ايران
جمهوري اسلامي در پي دستيابي به تسليحات هسته ايست. اين تنها دليلي است که ميتواند توضيح دهنده سماجت و پا فشاري رژيم در برابر مجموعه فشارهاي گسترده بين المللي باشد. ديگر کمتر کسي ميتواند به ادعاي رژيم مبني بر صلح اميز بودن فعاليت هاي هسته ايش باور داشته باشد. اگر اين ادعا درست بود، رژيم نيازي به پنهان کاري و دروغگوئي نداشت و بجاي آن ميتوانست با شفاف سازي فعاليت هايش در برابر آژانس بين المللي مانع از تحريم ها شده و بسادگي به بحران هسته اي پايان دهد. اين نخستين شاخص سياست هسته اي رژيم است.
دومين شاخص اين سياست پيشبرد و گسترش صنايع موشکي دور برد با توان حمل کلاهک هاي هسته ايست که نگراني هاي بزرگي نه تنها در اسرائيل که در کشور هاي عربي خليج فارس و همچنين در ترکيه ايجاد کرده است. تهديد ترکيه و يا تهديد به بستن تنگه هرمز اين نگراني ها را بيش از پيش تشديد کرده است.
و بالاخره سومين شاخص اين سياست، شعارها و تهديدات رژيم در جهت نابودي اسرائيل از نقشه جهان است. بهمين دليل اسرائيل، مساله هسته اي ايران را مساله اگزيستانسيل يا مساله مرگ و زندگي براي خود تلقي ميکند و حاضر است هر بهائي را براي جلو گيري از دستيابي ايران به سلاح هسته اي بپردازد.
علاوه بر تهديد امنيت اسرائيل که براي آمريکا و غرب نيز از اهميت بالائي برخوردار است، تسليح ايران به سلاح هسته اي بمفهوم تغيير تعادل استراتژيک موجود در خاورميانه است که ناگزير تلاش ديگر کشورها نظير عربستان سعودي و ترکيه را براي دستيابي به سلاح هسته اي را به دنبال خواهد داشت. در اين صورت بجاي تلاش در جهت خلع سلاح اتمي اسرا ئيل و ايجاد فضاي صلح اميز و خاورميانه اي عاري از سلاح هسته اي، جهان شاهد منطقه اي انباشته از سلاح اتمي و مسابقه تسليحاتي در جهت برتري هسته اي خواهد بود که اين در عين حال بمعناي باطل شدن عملي پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي است.
در شرايطي که جهان سرمايه داري در بحران اقتصادي عميقي بسر ميبرد، تحريم بانک مرکزي و نفت ايران و بسي فراتر از ان حمله نظامي به ايران، بيشک تاثيرات قابل توجهي در تشديد اين بحران بر جاي خواهد گذاشت. اما براي قدرت هاي غربي هيچ چيز ضايع تر از تبديل شدن جمهوري اسلامي به يک قدرت هسته اي نيست.
از سوي ديگر تاکنون رژيم بين دو گزينه تحريم ها يا بازگشت بميز مذاکره اولي را انتخاب کرده است. علاوه بر اين، اقدامات اخير رژيم مانند حمله به سفارت انگليس، تهديد ترکيه و يا مانور نظامي در تنگه هرمز تماما در جهت گسترش دامنه بحران بوده است. بعبارت ديگر منطق کنوني رژيم منطق جنگ است. در حاليکه جنگ بدترين
و مصيبت بارترين الترناتيو ممکن براي مردم ايران است. جنگ نه فقط جنبش دموکراسي در ايران را تقويت نميکند بلکه به تحکيم استبداد هم کمک ميکند. رژيم ميداند که گزينه نظامي نميتواند از نوع حمله ناتو به افغاتستان و يا لشگرکشي امريکا و متحدانش به عراق باشد که به سرنگوني طالبان و صدام حسين منجر شدند.
و اينکه دامنه گزينه نظامي نمي تواند از حد حمله هوائي به تاسيسات هسته اي و پاره اي از مراکز نظامي ايران فراتر رفته و حيات او را بمخاطره بيا فکند. در مقابل اين هزينه نطامي، نتايج سياسي حاصله از جنگ احتمالي بنا به دلايل زير فقط به تقويت استبداد منجر خواهد شد.
حمله نطامي به ايران که گفته ميشود با استفاده از بمب هاي اتمي تاکتيکي صورت ميگيرد، براي مردم يک فاجعه بزرگ ملي ببار خواهد اورد. علاوه بر نابودي زير ساخت هاي اقتصادي جامعه، هزاران تن از مردم بي دفاع را به کام مرگ خواهد کشاند و اين طبعا واکنش مردم عليه اسرائيل و امريکا را بر انگيخته و شعارهاي مرگ بر اسرائيل و مرگ بر امريکا جايگزين شعار هاي مرگ بر روسيه و مرگ بر چين در جنبش سبز مي گردند. باين ترتيب انچه را که رژيم با داغ و درفش نتوانسته بود بدست اورد به «برکت جنگ» حاصل خواهد شد. باين ترتيب، رژيم از کابوس بازگشت جنبش اعتراضي مردم به خيابان رهائي يافته و اعتراضات مردمي را عليه «دشمن خارجي» کاناليزه خواهد کرد. آنچه که رژيم را نگران کرده کرده است نه جنگ، بلکه تحريم هاي گسترده اي است که ميتواند به بازگشت امواج اعتراضي مردم در سال ٨٨ عليه رژيم منجر گردد.
همچنين رژيم اگاه است که يک حمله نظامي به ايران از سوي اسرائيل و امريکا، دستکم بخشي از اصلاح طلبان را در موضع پشتيباني و همکاري با وي قرار ميدهد که مي تواند تضادهاي دروني اپوزيسيون را تشديد کرده و در کاهش انزواي سياسي رژيم در داخل نقش داشته باشد. همچنانکه محمد خاتمي چهره شاخص اصلاح طلبان اخيرا اعلام کرده است که در برابر تهاجم نظامي فرقي بين اصلاح طلبان و اصولگرايان وجود ندارد و تاکيد کرده است که کار کيفي براي پروژه هسته اي ايران در دوران اصلاحات پي ريزي شده است و احمدي نژاد انرا صرفا بلحاظ کمي گسترش داده است. اين موضع گيري خاتمي و سکوت تاکنوني احزاب و جريان هاي اصلي اصلاح طلب در مورد سياست هاي جنگ افروزانه رژيم از جمله منافعي است که حاکميت روي ان حساب مي کند.
حمله نظامي به ايران همچنين وسيله جديدي در اختيار خامنه اي براي عوام فريبي قرار داده و موقعيت وي را تقويت ميکند. جنگ در عين حال اختلافات حاد اصولگرايان را تحت الشعاع قرار داده و به تمرکز بيشتر استبداد و سرکوب منجر ميشود و به رژيم امکان ميدهد که بر بحران هاي حاد اقتصادي و اجتماعي بويژه شکست اشکار
طرح هدفمند کردن يارانه ها سرپوش نهاده و مسئوليت انرا به دشمنان خارجي نسبت دهد.

بحران هسته اي ايران و بهار عرب
بعد ديگر بحران هسته اي ايران بعد منطقه اي انست. بهار عرب در خاورميانه و شمال افريقا، بعد جديدي به اين بحران داده است که تا يکسال پيش وجود نداشت. در واقع، يکي از بازنده هاي اصلي و تاکنوني انقلابات عرب، رژيم جمهوري اسلامي بوده است. در اين انقلابات نه تنها کمترين سمپاتي به رژيم ولايت فقيه نشان داده نشد بلکه بهار عرب در سوريه رژيم بشار اسد را بعنوان تکيه گاه استراتژيک جمهوري اسلامي در خاورميانه در استانه سقوط قرار داده است. طي ده ماه گذشته، پشتيباني همه جانبه رژيم از بشار اسد و موضع گيري اش عليه انقلاب مردم سوريه تحت عنوان «فتنه اسرائيلي- امريکائي» به نحو بيسابقه اي به انزواي سياسي رژيم در دنياي عرب انجاميده است. بعلاوه، قرار گرفتن ديکتاتوري اسد در سراشيب سقوط، تمام انچه را که رژيم از ان بعنوان «عمق استراتژيک امنيت ملي ايران» ياد ميکند، به مخاطره افکنده است. اکنون سوريه به حلقه ضعيف محور ايران ـ سوريه ـ حزب اله ـ حماس تبديل شده است. سرنگوني اسد و گسست اين حلقه ضعيف حزب اله را در لبنان (و همچنين طرفداران رژيم در عراق را) در وضعيت شکننده اي قرار ميدهد. هم اکنون حماس از اين محور جدا شده است. اين سازمان اسلامي فلسطيني به دليل پشتيباني فلسطيني ها و بطور کلي توده هاي عرب از انقلاب سوريه، برغم فشارهاي ايران و سوريه، از حمايت از رژيم اسد سر باز ميزند.
شکي نيست که سقوط اسد کارت هاي جمهوري اسلامي را در منطقه مي سوزاند و تمام سرمايه گذاري هاي سي ساله جمهوري اسلامي در منطقه را بر باد ميدهد.
در چنين شرايطي، حمله نظامي به ايران که دست کم ورود حزب اله لبنان را در پي خواهد داشت، از يک طرف انقلابات عرب را تحت الشعاع قرار داده و فضاي سياسي منطقه را بسود جمهوري اسلامي بعنوان نيروي مقاومت در برابر تجاوزات اسرائيل و امريکا تغيير ميدهد، و از طرف ديگر يک فرصت طلائي براي بشار اسد
جهت فرا جستن از وضعيت وخيمي که در ان قرار گرفته فراهم خواهد کرد. نه شعارهاي ضد اسرائيلي ـ ضد امريکائي رژيم اسد و نه سرکوب گسترده مردم سوريه تاکنون نتوانسته خللي در اراده انان جهت پيشبرد انقلاب و سرنگوني اسد ايجاد کند. اما اغاز يک جنگ بزرگ از سوي اسرائيل در خاورميانه شرايط سياسي منطقه
را بکلي تغيير داده و مفري براي نجات رژيم اسد ايجاد خواهد کرد. اين هدفي است که رژيم تاکنون از تحقق ان عاجز بوده است.
بنا به دلايلي که ذکر شد، گزينه نظامي هم از جهت داخلي و هم از نظر منطقه اي گزينه ايست که نتايج اش بيشتربه نفع جمهوري اسلامي است تا به زيانش.

با اين حال ايا در شرايط کنوني خطر جنگ منتفي است؟
در شرايط حاضر بنظر نميرسد که سياست دولت امريکا حمله نظامي به ايران باشد هر چند که شواهد نشان ميدهند که بسيج نظامي و تدارک براي چنين حمله اي مدتهاست که بمرحله اجرا گذاشته شده است. اوباما طي دوران زمامداري اش سعي کرده است بعنوان رئيس جمهور پايان دهنده جنگ ها و نه اغازکننده انها شناخته شود. تاکيد اوباما مبني بر روي ميز بودن گزينه نظامي بيشتر مصرف داخلي داشته و هدفش عمدتا جلب اراي يهوديان ساکن امريکا در انتخابات رياست جمهوري پيش روست.
اما موضوع در رابطه با اسرائيل کمي متفاوت بنظر ميرسد. اسرائيل يکي از بازنده هاي بهار عرب است. هر چه انقلابات عرب گسترش بيشتري مي يابند ادامه سياست اشغالگرانه اسرائيل دشوارتر شده و نگراني دولت افراطي نتانياهو از پيامدهاي بهار عرب براي «امنيت اسرائيل» بيشتر مي شود. بعلاوه نظر به اختلافات موجود بين نتانياهو و اوباما، بعيد نيست که اسرائيل بدون موافقت امريکا دست به يک حمله ناگهاني به تاسيسات هسته اي ايران زده و امريکا را در برابر عمل انجام شده قرار دهد. نبايد فراموش کرد که رژيم هاي ايران و اسرائيل بعنوان دو قطب افراطي، در عين ضديت با هم، دائما يکديگر را در منطقه تقويت کرده اند.

در برابر برنامه هسته اي و خطر جنگ چه بايد کرد؟
باين سئوال مشخص بايد پاسخ مشخص داد. نمي توان صرفا با مخالفت با جنگ، مخالفت با ديکتاتوري و يا مخالفت با برنامه هسته اي ايران از پاسخگوئي باين سئوال شانه خالي کرد. سکوت در برابر اين سئوال و فراتر از ان مخالفت با تحريم ها، اپوزيسيون را از پاسخگوئي معاف نميکند. مواضع سلبي کافي نيست، اپوزيسيون بايد پيشنهاد مشخص و اثباتي داشته باشد.
بدون شک گزينه نظامي بدترين الترناتيو موجود در برابر بحران هسته اي ايران است و اين سياست هاي رژيم است که کشور را بيش از بيش بسوي اين گزينه يعني جنگ سوق ميدهد؛ جنگي مرگبار و ويرانگر. نميتوان کتمان کرد که هدف تحريم هاي بين المللي جلوگيري از حمله اسرائيل به ايران از يکسو و از سوي ديگر سد کردن راه جمهوري اسلامي در دستيابي به سلاح هسته اي و وادار ساختن رژيم به عقب نشيني و بازگشت بميز مذاکره براي حل ديپلماتيک بحران هسته ايست.
نميتوان با جنگ و در عين حال با تحريم ها مخالفت ورزيد. اين دو غير قابل تجميع اند. مخالفت با تحريم ها در شرايط عدم حضور و وجود يک جنبش اعتراضي مردمي؛ مفهومي جز باز گذاشتن دست رژيم براي رسيدن به تسليحات هسته اي ندارد؛ که اين دير يا زود؛ فرجامي جز جنگ بهمراه نخواهد داشت. از سوي ديگر جلوگيري از جنگ نيزعملا فقط با اعمال فشارهاي سياسي و تحريم هاي نظامي و اقتصادي عليه رژيم قابل تصور و شدني ست. تحريم ها تنها الترناتيو موجود در برابر الترباتيو نظامي است. نفي ان بطور ابژکتيو و در عمل نتيجه اي جز گشوده شدن راه براي گزينه نظامي ببار نمي اورد. شکي نيست که تحريم هاي گسترده انهم در شرايط بحران اقتصادي موجود در ايران، فشارهاي فوق العاده اي نه تنها بر رژيم بلکه بر زندگي ومعيشت مردم خصوصا مزدبگيران و اقشار محروم جامعه وارد ميکند، اما اين بهاي گريز ناپزيري است که بايد براي اجتناب از جنگ پرداخت. تحريم ها تنها وسيله ايستکه ميتواند از سقوط کشور به ورطه جنگ جلوگيري کند.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration