The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نقش رژيم در «قتل‌هاي زنجيره‌اي متخصصان» ايراني

ايرج مصداقي

نقش رژيم در «قتل‌هاي زنجيره‌اي متخصصان» ايراني

ايرج مصداقي

يکشنبه ۲۸ دي ۱٣۹۰

بنا به ادعاي مقامات اطلاعاتي، امنيتي و سياسي رژيم، ۴ «دانشمند هسته‌اي» ايراني از جمله مسعود علي محمدي، ۲۲ ديماه ۸۸، مجيد شهرياري، ۸ آذر ۸۹، داريوش رضايي نژاد، ۲ مرداد ۱۳۹۰، و مصطفي احمدي روشن، ۲۲ ديماه ۱۳۹۰ توسط سرويس‌هاي امنيتي اسرائيل، «مزدوران استکبار جهاني» و «منافقين» به قتل رسيده‌اند و چند تن از جمله فريدون عباسي دواني و تعدادي ناشناس نيز جان سالم به در برده‌اند.

از نظر من با توجه به سابقه‌ي دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي رژيم در بمب‌گذازي‌ها و ترورهاي داخلي، «قتل‌هاي زنجيره‌اي» مزبور توسط دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي و با مقاصد خاص سياسي و تبليغي انجام گرفته است.
نگاه من به اين موضوع همراهي با تئوري‌هاي معروف «کار، کار خودشان است» و «توطئه‌هاي دايي‌جان ناپلئوني» نيست بلکه بر پايه‌ي استدلال و منطق و تکيه بر تجربيات ۳۳ سال گذشته است.

***

سابقه‌ي گردانندگان نظام در ارتکاب جنايت و انداختن مسئوليت آن به دوش ديگران به پيش از تشکيل حکومت اسلامي بر مي‌گردد.

به خاطر داريم که چگونه حاکمان ميهن‌مان «سينما رکس» آبادان را به آتش کشيده و صدها انسان بيگناه‌ را در آتش جهل و کينه‌توزي خود سوزاندند و به خاکستر تبديل کردند تا مسئوليت آن را به دوش حکومت پهلوي بياندازند و به زعم خودشان آتش «انقلاب» را شعله ور کنند. ما شاهد بوديم که سيد حسين موسوي تبريزي «اصلا‌ح طلب» چگونه خيمه‌شب‌بازي دادگاه سينما رکس آبادان را اداره کرد تا رد پاي جنايتکاران به حوزه علميه و «بيوت» قم نرسد.

از اولين سال‌هاي تشکيل نظام ولايت فقيه دولت جمهوري اسلامي با دست بازتري اين سياست را به شکل‌هاي گوناگون مورد استفاده قرار داد. در طول اين سال‌ها ما شاهد جنايات گوناگون‌ دستگاه امنيتي و اطلاعاتي رژيم بوده‌ايم که مسئوليت آن را به دوش مخالفان‌شان انداخته‌اند.

از جمله به خاطر داريم که:

اين سيستم در سال ۱۳۶۱چگونه با هدايت حزب توده، صحنه‌آرايي کودتا توسط قطب زاده را سازماندهي کرد و سپس به کشف آن نائل آمد و با ترفندي قطب‌زاده را به اعتراف واداشت و نه تنها او را مقابل جوخه‌ي اعدام قرار داد بلکه آيت‌الله شريعتمداري را با ميليون‌ها مقلد و هواخواه از صحنه خارج کرد.

چگونه در «ظهر عاشورا»، که با سي خرداد ۱۳۷۳ مصادف شده بود، در حرم «امام رضا»، «مقدس» ترين مکان شيعه در ايران، بمب‌گذاري کرد و ده‌ها تن را به شکلي فجيع به قتل رساند و صدها تن را زخمي کرد تا مسئوليت آن را به دوش مجاهدين بياندازد. از خامنه‌اي گرفته تا رفسنجاني و ولايتي و وزراي اطلاعات و کشور و ... همگي به ميدان آمدند و مجاهدين را مسئول اين عمليات جنايتکارانه معرفي کردند.

چگونه در سال ۱۳۷۳ عوامل وزارت اطلاعات در مسجد سني‌ها در سيستان و بلوچستان بمب منفجر کردند و آن را به مجاهدين نسبت دادند.

چگونه در سال ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳ کشيش‌هاي مسيحي، هايک هوسپيان، مهدي ديباج و طاطائوس ميکائيليان را بيرحمانه به قتل رساندند و مسئوليت آن‌ها را به دوش مجاهدين انداختند.

جنايتکاران براي همه‌ي اين توطئه‌ها متهماني را نيز دست و پا کردند و با شکنجه‌هاي هولناک آن‌ها را وادار کردند که طبق سناريو‌هاي ساخته و پرداخته‌ شده‌ي بازجويان، مسئوليت اين قتل‌ها و انفجار‌ها را بپذيرند.

هنوز يادمان نرفته است که:

چگونه احمد خميني يادگار امام را به قتل رساندند و از آن به عنوان مرگ مغزي ياد کردند.
چگونه بازجويان وزارت اطلاعات بنا به دستور خامنه‌اي که گفته بود هر طور شده بايستي متهمان «قتل‌هاي زنجيره‌اي» پاييز ۷۷ را به موساد و اسرائيل وصل کرد، سعيد امامي را به قتل رساندند و از او به عنوان جاسوس موساد ياد کردند و همسر و همکارانش را تحت شديدترين شکنجه‌ها قرار دادند تا به نکات ديکته‌ شده از سوي بازجويان اعتراف کنند. فيلم‌هايش را روي اينترنت انتشار داده و جزوه‌ي هشتصاد صفحه‌اي از اعترافات متهمان پخش کردند.

چگونه در اثر بي‌مبالاتي بسيج و درگيري‌هاي دروني باندهاي رژيم در شيراز حسينيه رهپويان وصال مواد انفجاري نگهداري شده در آن‌جا، منفجر شد و ده‌ها تن کشته و زخمي شدند و عاقبت پس از سفر خامنه‌اي به شيراز و بنا به دستور او مسئوليت اين انفجار به عهده‌ي «انجمن پادشاهي» گذاشته شد و چند جوان بي‌خبر از همه جا را با خدعه و نيرنگ مورد محاکمه قرار داده و به جوخه‌ي اعدام سپردند.

www.irajmesdaghi.com

چگونه پس از کشتار مردم در جريان اعتراضات تابستان ۸۸ مقامات امنيتي، اطلاعاتي و قضايي و سياسي و تبليغاتي رژيم در بالاترين سطح از لاريجاني‌ها و اژه‌اي گرفته تا احمدي‌نژاد و مصلحي و حداد عادل و طائب و نقدي و جعفري و ... تلاش کردند با خلق سناريو‌هاي عجيب و غريب قتل ندا آقا سلطان را به «منافقين» و «استکبار جهاني» و «سرويس جاسوسي بريتانيا» و «بي بي سي» و ... منتسب کنند و تا آن‌جا پيش رفتند که خود ندا آقا سلطان و دکتر آرش حجازي شاهد قتل را از عوامل اين جنايت معرفي و در راستاي تحقق جعليات‌شان فيلم‌هاي مختلف و گاه متضادي هم توليد کردند.

چگونه بالاترين مقامات قضايي و اطلاعاتي و امنيتي رژيم براي زير سوال بردن ادعاهاي کروبي در مورد شکنجه و تجاوز در زندان‌ها، سناريوي «سعيده پورآقايي» را خلق کردند. و در فريب‌کاري خود تا آن‌جا پيش رفتند که ميرحسين موسوي و اعضاي دولت خاتمي را نيز به اشتباه انداختند و در مراسم ختمي که وزارت اطلاعات معرکه گردان آن بود شرکت کردند.

چگونه مقامات نظامي، سياسي و امنيتي رژيم از جعفري گرفته تا حداد‌ عادل و نمايندگان رژيم در مجلس و... در حالي که نزديک به صد نفر را در تظاهرات‌هاي خياباني به قتل رسانده بودند اعلام ‌‌کردند که در جريان تظاهرات‌ها ۲۰ بسيجي کشته شده‌اند و ۹ نفر از مردم. يعني مردم بي دفاع ۲۰ بسيجي را کشته‌اند و نيرو‌هاي نظامي و انتظامي و چماقداران و جوخه‌هاي ترور رژيم تنها ۹ نفر را به قتل رسانده‌‌اند. به گفته‌هاي محمدعلي جعفري فرمانده سپاه توجه کنيد:‌

«در حوادث اخير ۱۳ نفر از نيروهاي بسيج و حدود ۷ نفر از نيروهاي مردمي که بعضا سابقه بسيجي نيز داشتند به شهادت رسيدند که نيروهاي مردمي در ترورهاي کور و نيروهاي بسيجي با اقدام از پيش تعيين شده به وسيله زير گرفتن با خودرو يا با پرتاب سنگ و اشياي مختلف به شهادت رسيدند. از مخالفين و معارضين نيز ۹ نفر کشته شدند که مقايسه اين آمار نشان مي‌دهد نيروهاي امنيتي و بسيج علي‌رغم گستردگي بالاي اين حوادث به خوبي متوجه حفظ جان مردم بودند.»

www.radiofarda.com

ادعاهاي جعفري فرمانده سپاه در حالي صورت گرفت که صدها ساعت فيلم از سرکوب و کشتار مردم به دست نيروهاي امنيتي و انتظامي در جهان پخش شده، فيلم زير گرفتن مردم با خودروهاي نيروي انتظامي‌ در مهم‌ترين رسانه‌هاي بين‌المللي انتشار يافته بود. او در حالي از کشته شدن ۲۰ بسيجي ياد کرد که از ذکر نام يک بسيجي کشته شده عاجز بود. و تنها موردي که روي آن دست گذاشتند حسين غلام‌ کبيري بسيجي اهل شهر‌ري بود که در تصادف با ماشين در سعادت آباد کشته شده بود. اصغري روشن نماينده دادستان پس از گذشت دو سال و نيم از واقعه خواستار اشد مجازات فردي شد که به اين اتهام فشارهاي زيادي را تحمل کرده بود اما در جريان دادگاه مشخص شد که متهم در زمان تصادف، در بازداشت بوده است.

rajanews.com

با توجه به نمونه‌هاي ذکر شده، در اين يادداشت نگاهي خواهم داشت به روايت رژيم از ترور متخصصان ايراني

سابقه‌ي مرگ نابه‌هنگام اعلام‌شده‌ي يک متخصص اتمي ايراني به ديماه ۸۵ بر مي‌گردد. اردشير حسين پور ۴۴ ساله استاديار دانشگاه و متخصص در الکترومغناطيس که درحال کار بر روي پروژه هسته‌‌اي اصفهان بود در اثر مسموميت هنگام انجام فعاليت‌هاي تحقيقاتي در مراکز هسته‌اي رژيم فوت کرد. بعضي از منابع تلاش کردند فوت وي را که ناشي از عدم رعايت استانداردهاي لازم (۱) در مراکز هسته‌اي رژيم بود به توطئه‌‌ي موساد ربط دهند. با اين حال رژيم پس از گذشت شش روز مدعي شد که وي در اثر گازگرفتگي در منزلش در شيراز فوت کرده است و بعدها نيز از متهم‌کردن موساد خودداري کرد.

اولين قرباني «قتل‌هاي زنجيره‌اي متخصصان»، مسعود علي‌محمدي، استاد فيزيک دانشگاه تهران بود که اتفاقاً در انتخابات سال ۸۸ به نفع موسوي رأي داده و به دانش‌جويانش توصيه ‌کرده بود که در تظاهرات‌هاي مردمي بر عليه کودتاچيان شرکت کنند.

aftabnews.ir

ترور وي پس از وقايع عاشورا ۸۸ و ترور خواهرزاده ميرحسين موسوي صورت گرفت و در همان ساعات اوليه انگشت اتهام متوجه دستگاه امنيتي رژيم و نيروهاي سرکوبگر سپاه پاسداران شد.
دستگاه امنيتي و رسانه‌هاي وابسته‌ به آن‌ها براي فرار از زير بار مسئوليت اين جنايت، ابتدا «انجمن پادشاهي» را که در آن روزها وجود خارجي هم نداشت و دستگاه اطلاعاتي و امنيتي از عنوان آن براي پيشبرد مقاصد شوم خود استفاده مي‌‌کرد عامل ترور معرفي کردند و سپس پاي اسرائيل و آمريکا و انگليس و «منافقين» را به ميان کشيدند. و در ادامه تلاش نمودند با ربودن جنازه‌ و تابوت مسعود علي‌محمدي و گسيل عزاداران استخدامي کنترل صحنه را در دست داشته باشد.
www.aftabnews.ir

موضوع پرونده‌ي مسعود علي محمدي مي‌رفت تا به دست فراموشي سپرده شود که در تاريخ ۸ آذرماه ۱۳۸۹ و در هفته‌ي بسيج که قاعدتاً غلظت جو امنيتي شهر به مراتب بيش از مواقع عادي ديگر مي‌شود رسانه‌هاي رژيم خبر از سه انفجار به فاصله‌‌ي زماني نزديک در شمال تهران را دادند.

پيش از آن که به موضوع انفجار‌هاي مربوطه بپردازم به تحولات پيش از آن اشاره مي‌کنم.

در اواسط تيرماه ۱۳۸۹ اخباري مبني بر انتشار ويروس «استاکس نت» در جهان انتشار يافت. تقي پور وزير ارتباطات و فن‌آوري جمهوري اسلامي در آبان ۱۳۸۹ اعلام کرد که رايانه‌هاي آلوده شده به اين ويروس، شناسايي شده و در مرحله‌ي پاکسازي قرار دارند.

www.rahpouyan.net

سايت «گرداب» وابسته به وزارت اطلاعات با انتشار گزارش «اشپيگل» در مورد نحوه‌ي کار ويروس «استاکس نت» که توسط اسرائيل طراحي شده بود به ميزان تخريب‌هاي ايجاد شده توسط اين ويروس اشاره کرد:

«استاکس‌نت، يک ويروس رايانه‌اي‌است که قابليت نفوذ از رايانه هاي فوق العاده ايمن را دارد که (اتفاقا) به شبکه اينترنت نيز متصل نيستند. هر چند پيش‌تر اين اعتقاد وجود داشت که نفوذ مجازي، امري غيرممکن است اما حدود يک‌سال پيش يعني ژوئن سال 2010 بود که اين نفوذ و رسوخ، وارد عرصه سياست جهاني نيز شد. در آن تاريخ، ويروس استاکس‌نت، وارد تاسيسات اتمي نطنز ايران شد؛ سايتي که دانشمندان ايراني در آن مشغول غني سازي اورانيوم هستند.
استاکس‌نت با ورود و تاثيرگذاري بر دستگاه‌هاي سانتريفوژ فعال در نطنز، آنها را از درون ويران و غيرفعال کرد. اين حمله نفوذ به قلب برنامه اتمي ايران بود. استاکس‌نت، نخستين سلاح سايبري ژئويلتيک دنيا است. ... استاکس‌نت، در واقع يک مخفي‌گاه شکن ديجيتال است که قابليت نفوذ به زرادخانه‌هاي تسليحات مدرن را داراست. اين حمله نظامي با استفاده از يک برنامه رايانه‌اي، به طور هدفمند صورت گرفت.»

www.gerdab.ir

درست هنگامي که اسرائيل و کشورهاي غربي با طراحي ويروس «استاکس نت» و نفوذ آن در سانتريفوژ‌هاي نطنز و نيروگاه اتمي بوشهر و طرح‌هاي فوق صنعتي رژيم ضربات کاري و حساسي به پروژه‌‌ي اتمي آن وارد کرده و با موفقيتي بزرگ روبرو شده بودند، رژيم جمهوري اسلامي براي مظلوم‌نمايي مدعي شد که سه انفجار توسط موساد در تهران انجام گرفته است. در حالي که سرويس‌هاي امنيتي اسرائيل و غرب پس از پيروزي بزرگي که به دست آورده بودند نيازي به ترور بي حاصل چند پاسدار يا متخصص فيزيک و برق و نفت که هزاران نفر هم‌سطح يا بالاتر از آن‌ها در ايران وجود دارند نداشتند که در صورت موفقيت مي‌توانست يک فرد را از صحنه حذف کند و يا در صورت دستگيري تروريست‌ها افتضاح بزرگي براي آنان به وجود آورد. توجه داشته باشيد منابع مستقل، تخريب‌هاي ناشي از حملات ويروس «استاکس نت» را بيش از بمباران‌هاي نظامي تلقي مي‌کنند.

sabzlink.com/story.php?id=43667

«استاکس‌نت» محصول کار هزاران متخصص هسته‌اي ايران را از بين برد و يا دچار تخريب کرد. اين حمله باعث عقب‌افتادن راه‌اندازي نيروگاه اتمي بوشهر شد.

aftabnews.ir

نگاهي به سه انفجار همزمان در تهران و در هفته‌ي بسيج

اولين انفجار ساعت هفت و ده دقيقه صبح دوشنبه در منطقه بلوار ارتش در اقدسيه تهران روي داد، دکتر مجيد شهرياري استاد فيزيک دانشگاه بهشتي، به قتل رسيد. در اين حادثه همسر و راننده وي نيز مجروح شدند.
در انفجار دوم که ساعت هفت و سي دقيقه صبح و به فاصله‌ي بيست دقيقه بعد از حادثه‌ي اول در منطقه ولنجک تهران روي داد، دکتر فريدون عباسي استاد دانشگاه بهشتي به همراه همسرش که سوار پژوي ۲۰۶ خود بودند مورد هجوم تروريست‌ها قرار گرفته و بدون آن که آسيبي ببينند از مهلکه گريختند.
بنا به گزارش سايت جوان آنلاين ارگان رسانه‌‌اي نيروهاي امنيتي سپاه پاسداران، در انفجار سوم که در «شهرک شهيد محلاتي» روبروي داروخانه‌ اين شهرک ۲۵ هزارنفري به وقوع پيوست، يک پژوي ۲۰۶ منهدم و دو نفر به قتل رسيدند. خبر انفجار در شهرک محلاتي بلافاصله توسط‌ سايت‌هاي تابناک، الف و ... که به سپاه پاسداران نزديک هستند انتشار يافت. بعد از گذشت چند ساعت خبر انفجار مذکور توسط سرتيپ دوم پاسدار حسين ساجدي نيا رئيس نيروي انتظامي تهران بزرگ تکذيب شد و پس از آن جوان آنلاين بدون هيچ توضيحي خبر اوليه خود را حذف کرد.

www.khabaronline.ir

بديهي است موضوع انفجار در پژوي ۲۰۶ در شهرک نظامي محلاتي آن‌هم در مقابل «داروخانه لشکرک» و کشته شدن دو سرنشين آن نمي‌تواند موضوعي باشد که يک خبرنگار در ذهن خود توليد کند.
جزئيات اين خبر نشان مي‌داد که جوان آنلاين از مکان اين انفجار، نوع خودرو و تعداد کساني که جان باخته اند مطلع بوده است و در واقع ارتباط تنگاتنگي با کساني که اين عمليات را مديريت کرده‌اند داشته است.
توجه شما را به اين نکته جلب مي‌کنم که بسياري از فرماندهان سپاه پاسداران و خانواده‌هاي کشته‌ شدگان سپاه در جنگ در اين شهرک زندگي مي‌کنند و و ورود و خروج از آن تحت کنترل نيروهاي وابسته به سپاه پاسداران است. اهميت شهرک براي نظام تا آن‌جاست که ساکنان آن تحت آموزش‌هاي ويژه فرهنگي و تبليغي سپاه پاسداران قرار مي‌گيرند.

www.sepahnews.com

موضوع از دو حال خارج نيست. يا طراحان عمليات فوق در سپاه پاسداران پيش از آن که عمليات انجام شود به تصور اين که مانند دو عمليات ديگر با موفقيت توأم بوده خبر آن را پخش کرده‌اند؛ غافل از آن که عمليات مذکور به خاطر مشکلاتي که در حين اجرا پيش آمده انجام نگرفته است؛ يا عمليات انجام گرفته و بنا به دلايل امنيتي آن را تکذيب کرده‌اند.
در صورت صحت خبر اين سوال پيش مي‌آيد که قربانيان پژوي ۲۰۶ شهرک نظامي محلاتي چه کساني بودند؟

هر عقل سليمي مي‌داند وقوع يک عمليات تروريستي در هفته‌ي بسيج و در شهرک نظامي محلاتي فقط و فقط از عهده‌ي نيروهاي امنيتي بر مي‌آيد و بس و تأکيد روي اين عمليات و قربانيان آن مي‌توانست حرف و حديث‌هايي براي دو عمليات ديگر هم که همان روز به مورد اجرا گذاشته شده بودند به وجود آورد.

از سوي ديگر فاصله‌ي بين سه انفجار در شهرک محلاتي واقع در «ميني‌سيتي»، بلوار ارتش در اقدسيه و ولنجک کمتر از ۱۰ کيلومتر است. براي يک گروه تروريستي در ايران آن هم در هفته‌ي بسيج بسيار دشوار است که بتواند با اين دقت در فاصله زماني نيم ساعت دست به عمليات بزند و هيچ‌يک از عوامل آن با وجود گذشت بيش از ۱۳ ماه دستگير نشوند و هيچ اطلاع رساني در مورد آن انجام نگيرد.
پيش‌دستي جوان آنلاين در انتشار خبر انفجار در شهرک محلاتي و کشته شدن سرنشينان يک پژوي ۲۰۶ من را ياد يکي از عمليات‌هاي تروريستي رژيم در ترکيه مي‌اندازد.

در اسفند ۱۳۶۸ جوخه‌هاي ترور رژيم در ترکيه با ايجاد راه‌بند در اتوباني که به فرودگاه استانبول منتهي مي‌شد تلاش کردند محمد سيد‌‌المحدثين مسئول روابط خارجي مجاهدين را به قتل برسانند. اما وي به همراه علي اکبر قرباني که بعدها توسط رژيم در ترکيه ربوده و بعد از شکنجه‌هاي وحشيانه به قتل رسيد و جسدش مثله شد از مسير ديگري به فرودگاه رفته بودند و ‌تروريست‌ها به جاي سيد‌المحدثين، حسين عابديني يکي از اعضاي مجاهدين را هدف قرار دادند.
دستگاه امنيتي رژيم بعد از انجام ترور و پيش از آن که مقامات ترکيه خبري انتشار دهند در رسانه‌هاي دولتي از سوءقصد به جان محمد سيد‌المحدثين خبر داد و به اين ترتيب دست خود را در طراحي و اجراي اين ترور رو کرد.

www.persian.se

نحوه‌ي بمب‌گذاري در ترورهاي انجام گرفته در هفته‌ي بسيج، دقيقاً مانند ترور علي رازيني در ۱۷ ديماه ۱۳۷۷ است که قرباني درگيري باندهاي رژيم شد. علي رازيني مي‌رفت تا جايگزين شيخ محمد يزدي در قوه قضاييه شود که از سوي باندهاي رژيم مورد سو‌قصد قرار گرفت و شانس رياست قوه قضاييه را از دست داد. در شيوه‌ي ياد شده تروريست‌ها با چسباندن مواد منفجره به درب ماشين و دور شدن از آن، بعد از چند ثانيه انفجار مهيبي ايجاد مي‌‌کنند.

ترورهاي بعدي در چه شرايطي صورت گرفت؟
در سي و يکم فروردين ۱۳۹۰ رسانه‌هاي رژيم خبر دادند که خامنه‌اي، در نامه‌اي خطاب به حيدر مصلحي که از سوي احمدي‌نژاد برکنار شده بود، سمت وي در وزارت اطلاعات را تأييد کرده و او را به سر کار بازگردانده است. اين حکم باعث قهر يازده‌روزه‌ي احمدي‌نژاد و خانه نشيني او شد. موضوع برکناري مصلحي از سوي احمدي‌نژاد و ابقاي او از سوي خامنه‌اي و قهر احمدي‌نژاد بحران عجيبي را در حاکميت به وجود آورد که تا آن روز سابقه نداشت. جنگ و جدال ميان باند‌هاي حاکم تا آن‌جا بالا گرفت که مجلس خود را براي برکناري احمدي‌نژاد آماده مي‌کرد و خامنه‌اي به صراحت به او گفته بود که يا بايستي مصلحي را بپذيرد و يا استعفا دهد.
در چنين شرايطي بود که در ۱۸ ارديبهشت‌ماه سايت‌هاي رژيم خبر از ترور نافرجام يک «دانشمند هسته‌اي»‌ توسط «منافقين» در تاريخ ۱۲ ارديبهشت ۹۰ در تهران را دادند:

«به گزارش مشرق به نقل از نداي انقلاب، به تازگي شش نفر مسلح ناشناس که راکبين سه دستگاه موتورسيکلت بودند قصد ترور يکي از دانشمندان هسته اي را داشتند که با اقدام به موقع محافظين ناکام ماندند. در روز ۱۱ ارديبشهت مصادف با سالروز ترور استاد شهيد مرتضي مطهري يک تيم از منافقين کوردل قصد ترور يکي از دانشمندان هسته‌اي را در خيابان يوسف آباد شهر تهران را داشتند و اقدام به تيراندازي به سوي اين دانشمند هسته اي نمودند که با هوشياري محافظين اين اقدام تروريستي ناکام ماند.»

www.mashreghnews.ir

اين خبر از سوي منابع امنيتي رژيم تکذيب نشد و به علت اين که موضوع خانه‌نشيني احمدي‌نژاد ختم به خير شد جنجالي روي آن صورت نگرفت و موضوع به سرعت به دست فراموشي سپرده شد.

براي کشتن يک «دانشمند هسته‌اي» که اسمش هم فاش نمي‌شود ۶ نفر مسلح با سه موتورسيکلت بسيج مي‌شوند. در خط اول خبر، افراد مسلح «ناشناس» هستند. اما در خط سوم تبديل به «منافقين» مي‌شوند. از کجا و چگونه به ماهيت کساني که دستگير نشده‌اند پي‌برده‌اند الله و اعلم.

رسانه‌هاي رژيم خبري از محل حادثه نمي‌دهند. با توجه به اين که دوربين‌هاي اداره‌ي راهنمايي و رانندگي و دستگاه‌هاي امنيتي و انتظامي در تهران اکثر نقاط حساس شهر را زير پوشش دارند سه موتور سوار به سادگي مي‌توانند در خيابان‌هاي شهر تردد داشته، با نيروهاي امنيتي درگير شوند و به سادگي محل را ترک کنند و هيچ اثري از آثارشان پيدا نشود.
با توجه به تجربه‌اي که از سال‌هاي اوليه دهه‌ي ۶۰ دارم، با قاطعيت مي‌گويم که چنين امري محال است. امکان ندارد که تحرک نظامي داشته باشيد و ضربه نخوريد. ۹ ماه از تاريخ ياد شده مي‌گذرد، ۶ «منافق تروريست» در تهران با نيروهاي امنيتي رژيم درگير مي‌شوند به رد و بدل‌ کردن آتش مي‌پردازند اما هيچ خبري از دستگيري آن‌ها نمي‌شود. عجيب نيست؟‌ به شما قول مي‌دهم «منافقين تروريست» ياد شده هيچ‌گاه دستگير نشوند.

در تاريخ ۱ مرداد ۱۳۹۰ رسانه‌هاي رژيم خبر از سو‌ء قصد به جان داريوش رضايي نژاد «يک متخصص هسته‌اي ايران» در خيابان بني‌هاشم تهران دادند اما پس از گذشت ساعاتي خبرگزاري فارس فرد ترور شده را «دانشجوي کارشناسي ارشد رشته برق دانشگاه خواجه نصير و از همکاران وزارت دفاع» معرفي کرد. رئيس دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي، داريوش رضايي‌نژاد را «از نخبگان علمي و دانشجوي سال اول مقطع کارشناسي‌ارشد دانشکده برق با گرايش قدرت»، معرفي کرد. پوکه‌هاي باقي مانده در محل نشان مي‌داد که در اين ترور ۵ گلوله شليک شده است که يک گلوله به گردن قرباني و گلوله ديگر به دست وي اصابت کرده است.
به گزارش مهر؛ حجت الاسلام حيدر مصلحي در جمع خبرنگاران افزود: اين ترور کوري بود که در حال بررسي ان هستيم و هنوز به نتيجه‌اي نرسيده‌ايم. وي اضافه کرد: رضائي نژاد شخصيت هسته‌اي نبود و نبايد بي جهت فضا را خاص جلوه داد. وزير اطلاعات با تاکيد بر اينکه اين ترور نقاط مبهم و کوري دارد که روشن نيست افزود: نحوه ترور سرويس‌هاي جاسوسي نشانه هايي دارد اين مورد هنوز براي ما روشن نشده است تا بتوانيم نظر قطعي بدهيم. وي تصريح کرد: اينکه پشت اين ترور عوامل سرويس‌هاي جاسوسي بوده‌اند يا خير هنوز به نتيجه نرسيده‌ايم و هر زمان به نتيجه رسيديم اعلام خواهيم کرد.

www.ayandenews.com

اگر داريوش رضايي نژاد «شخصيت هسته‌اي» نبوده و ترور او «نقاط مبهم و کوري دارد» و نمي‌توان «عوامل سرويس‌هاي جاسوسي» را مسئول آن دانست پس چه کسي پشت اين ترور است؟ چرا اطلاع رساني لازم در مورد اين ترور که در جلوي مهد‌کودک صورت گرفته نشده است؟

چنانچه ملاحظه مي‌شود ۶ تروريستي که در حمله به «دانشمند هسته‌اي» در ۱۲ ارديبهشت ناکام ماندند و تروريست‌هايي که رضايي نژاد را به قتل رساندند برخلاف موارد قبلي از شليک گلوله استفاده کردند.

در اولين سالگرد ترور مسعود علي‌‌محمدي دستگاه‌هاي امنيتي، اطلاعاتي و تبليغي رژيم با تهيه‌ي سناريويي مضحک مدعي دستگير تيمي که مبادرت به ترور وي کرده بود شدند و در دومين سالگرد ترور مسعود علي‌محمدي رسانه‌هاي رژيم خبر از ترور مصطفي احمدي روشن فارغ‌التحصيل رشته کارشناسي نفت از دانشگاه شريف دادند.
ظاهراً هر سال در حول و حوش سالگرد ترور اولين قرباني «قتل‌هاي زنجيره‌اي متخصصان» ايراني بايستي منتظر
حوادث گوناگوني در اين ارتباط باشيم. معلوم نيست قاتلان و مديران بحران در سال آينده چه برگي رو خواهند کرد.
در خبرها آمده است که ساعت ۸:۳۰ صبح روز ۲۱ ديماه ۱۳۹۰ يک ‌موتورسيکلت با چسباندن يک بمب مغناطيسي به يک دستگاه پژو ۴۰۵ در سيدخندان ابتداي خيابان گل نبي روبروي دانشگاه علامه طباطبايي اين خودرو را منفجر کرد. در اين حمله مصطفي احمدي روشن معاون بازرگاني سايت نطنز و رضا قشقايي به قتل رسيدند و ديگر سرنشين پژو به سختي مجروح شد. پس از مدتي خبرگزاري هاي فارس و مهر گزارش دادند :ساعت ۸:۳۰ صبح امروز يک دستگاه پژو ۴۰۵ با دو سرنشين که هويت يکي از آنها مشخص شده و با نام مصطفي احمدي روشن مي‌باشد، در خيابان گل نبي به سمت خيابان کتابي در حرکت بوده که يک دستگاه موتور سيکلت نزديک اين خوردو شده و دو ماده انفجاري به داخل خودرو پرتاب مي‌کنند که موجب انفجار داخل خودرو مي‌شود.

www.afkarnews.ir

مصطفي احمدي روشن قرباني جديد دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي نظام جمهوري اسلامي در حالي هدف جوخه‌هاي مرگ قرار مي‌گيرد که نظام ولايت فقيه با اعلام راه اندازي سايت زيرزميني فرودو قم با قابليت غني سازي براي ساخت سلاح اتمي، شوراي امنيت را در آستانه‌ي صدور قطعنامه‌‌‌ي ديگري عليه کشور قرار داده است. و نظام براي فرار از بحران با پيش‌دستي بحران جديدي را ايجاد مي‌کند تا در سايه‌ي آن به طلبکاري از جامعه‌ي جهاني بپردازد و به نيروهاي خود در داخل کشور بقبولاند که دشمنان از دستاورد‌هاي نظام به خشم آمده‌اند و با رجزخواني کاذب در مورد انتقام‌گيري به آن‌ها روحيه دهد.

نگاهي به سابقه‌ي سوژه‌هايي که هدف ترور قرار گرفتند

مسعود علي‌محمدي و مجيد شهرياري نماينده‌هاي جمهوري اسلامي در پروژه‌ي مهم سزامي بوده‌اند. در اين پروژه علاوه بر نمايندگان ايران، دانشمندان اسرائيل، اردن، ترکيه، قبرس، مصر، بحرين، پاکستان و ... شرکت دارند.
هدف اين پروژه راه اندازي مرکزي بين‌المللي موسوم به تابش «سينکروترون» در منطقه‌ي خاورميانه است که از چندين سال پيش و تحت نظارت يونسکو آغاز شده است. طبق برنامه اعلام شده قرار است نخستين سيستم شتابدهنده خاورميانه در حوالي امان، پايتخت اردن، به بهره‌برداري برسد. از پرتوهاي توليدي اين دستگاه مي‌توان تحولي بنيادين در تحقيقات و پروژه هاي علمي نظير نانو، پزشکي، مکانيک، فيزيک، داروسازي و غيره ايجاد کرد.

اتفاقاً انتخاب چنين سوژه‌هايي براي ترور با توجه به حضور آن‌ها در اجلاس‌هايي که دانشمندان اسرائيلي هم شرکت مي‌کنند مي‌تواند دست رژيم را باز بگذارد که مدعي شود مجامع‌ بين‌المللي محلي بوده که در آن دانشمندان ايراني مورد شناسايي قرار گرفته‌اند و به اين ترتيب بي‌اعتمادي و عدم همکاري خود با مجامع‌ بين‌المللي را توجيه کند. در حالي که با مراجعه به اينترنت به سادگي مي‌توان ليست اسامي فيزيک‌دانان ايراني و محل تحقيق و تدريس آن‌ها را به دست آورد.

دکتر مجيد شهرياري داراي دکتراي فيزيک، علاوه بر آن که عضو شوراي ملي سزامي ايران بوده داراي مقالات متعدد در خصوص کدهاي کامپيوتري بوده و در راه‏اندازي دوره کاربرد پرتوها در دانشگاه بهشتي مشارکت داشته و به صنعت حفاري کشور و اکتشاف نفت کمک کرده است.

مسعود علي‌محمدي داراي دکتراي فيزيک و تخصص اصلي او ذرات بنيادي، انرژي‌هاي بالا و کيهان‌شناسي بوده‌است. و در رشته‌هاي مکانيک کوانتومي، مکانيک آماري، الکترومغناطيس، ذرات بنيادي و نظريه ميدان‌هاي کوانتمي به تدريس پرداخته است.
بسيج و سپاه پاسداران که از ابتدا انگشت اتهام به سمت آن‌ها دراز بود تلاش نمودند تا به دروغ اين دو استاد دانشگاه را همکار تحقيقات اتمي ايران معرفي کنند تا بتوانند روي سناريو ترور آن‌ها توسط سرويس‌هاي اسرائيلي و آمريکايي و «مزدوران استکبار جهاني» مانور دهند.

با آن‌که مصلحي وزير اطلاعات نيز اعتراف مي‌کند که داريوش رضايي نژاد «شخصيت هسته‌اي نبود» و با وجود آن که تأکيد کرده بود «اين ترور نقاط مبهم و کوري دارد و هنوز براي ما روشن نشده است تا بتوانيم نظر قطعي بدهيم» اما همچنان بدون آن که «نظر قطعي» دهند، در تبليغات رسانه‌‌اي از وي به عنوان شخصيت هسته‌اي و همکار پروژه‌هاي اتمي رژيم نام مي‌برند. در حالي که او ليسانسيه برق بود و تازه دوره فوق ليسانس خود را شروع کرده‌ بود.

تخصص مصطفي احمدي روشن مهندسي نفت است و هيچ ربطي به موضوع هسته‌اي و تحقيقات هسته‌اي نداشت. تنها دليلي که مي‌توان براي انتخاب او از سوي مديران بحران پيدا کرد اين است که وي بنا به مسئوليتي که در معاونت بازرگاني سايت نظنز داشت با بازرسان آژانس بين‌المللي اتمي ديدار کرده بود و در منطق جنايتکاران سوژه‌‌ي خوبي براي مرگ به حساب مي‌آمد چرا که با مرگ وي مي‌توانستند روي بازرسان آژانس بين‌المللي اتمي فشار بياورند و براي عدم همکاري با آن‌ها دليل و توجيه بتراشند.

نام ده‌ها تن از متخصصان هسته‌اي و مقامات درگير پروژه‌هاي هسته‌اي رژيم در قطعنامه‌هاي بين‌المللي آمده است، هيچکدام هدف جوخه‌هاي مرگ توانمند «موساد» قرار نمي‌گيرند و اما در سربزنگاه‌ها، افرادي که هيچ ارتباطي با پروژه‌ي اتمي ايران ندارند به قتل مي‌رسند و پس از مرگ از سوي رسانه‌‌هاي نزديک به سپاه پاسداران و دستگاه امنيتي به عنوان متخصص اتمي و درگير در پروژه‌هاي هسته‌اي رژيم معرفي مي‌شوند.

سوژه‌‌اي که از ترور جان به در برد

در اين ميان تنها يک استثنا وجود دارد. دکتر فريدون عباسي از توطئه‌ي ترور جان سلام به در مي‌برد و دو ماه بعد ارتقا مقام يافته و به رياست سازمان انرژي اتمي ايران مي‌رسد. گويا از ابتدا براي اين پست مد نظر قرار گرفته بود و براي ترفيع مقام او برنامه ريزي مي‌شد.
وي از اساتيد بسيجي کشور است که در سابقه‌ي خود عضويت در سپاه پاسداران از ابتداي انقلاب؛ حضور متوالي در جبهه جنگ هشت‌ساله؛ عضويت در هيئت علمي دانشکده فيزيک دانشگاه امام حسين(ع) سپاه پاسداران از سال 72 ؛ رياست دانشکده فيزيک دانشگاه امام حسين(ع)؛ انجام تحقيقات هسته اي در وزارت دفاع؛ و مسئوليت آموزش و تحقيقات هسته‏اي وزارت دفاع را داشته و جزو متخصصان ليزري وزارت دفاع و متخصصان جداسازي ايزتوپ است و از وي در قطعنامه 1747 شوراي امنيت ملل متحد براي تحريم ايران با عنوان دانشمند ارشد وزارت دفاع و مرتبط با انستيتو فيزيک کاربردي نام برده شده و مشمول تحريم قرار گرفته است.

آيا عجيب نيست جوخه‌هاي «موساد» قادر به کشتن تنها سوژه‌اي که نه تنها در خدمت پروژه‌هاي اتمي رژيم بوده بلکه نامش در تحريم‌هاي شوراي امنيت آمده نمي‌شوند. آيا عجيب نيست که فريدون عباسي تنها سوژه‌ي درگير در پروژه‌ي اتمي رژيم نه تنها متوجه‌ي مقصود تروريست‌ها مي‌شود بلکه فرصت کافي براي بيرون کشيدن همسرش را نيز دارد. توجه کنيد:‌

«من در حال رانندگي بودم و خانمم صندلي کنار راننده نشسته بود که يک موتورسيکلت با دو سرنشين که لباس کاملاً سياه و کلاه کاسکت تيره با طلق انعکاسي داشتند به اتومبيل نزديک شد. از فضاي هفته بسيج استفاده کرده بودند و خود را شبيه نيروهاي شبه نظامي ما کرده بودند.
از کنار اتومبيل من که عبور کردند، صدايي شنيدم. مثل اينکه چيزي به اتومبيل برخورد کرده باشد. طرح فريبي هم اجرا کرده بودند. يعني نفر جلويي جوري دست خودش را به آينه ماشين زد که من فکر کردم آن صدا از برخورد آن‌ها با آينه ماشين بوده. شمايل موتورسواران و صداي برخورد از نظر من از يک حادثه خبر مي‌داد. وقتي نگاه کردم بمب را ديدم که چسبيده بود به درب راننده، با ديدن آنتن بمب متوجه اين شدم که اگر اين موتورسواران دور شوند، بمب را فعال مي‌کنند.
بلافاصله اتومبيل را به سمت راست منحرف کردم، ترمز کردم و به خانومم گفتم: «سريع برو پايين که بمب است». با سرعت خودم پياده شدم و به سمت عقب اتومبيل دويدم. به پشت اتومبيل که رسيدم ديدم که بمب هنوز منفجر نشده و خانمم هم هنوز داخل اتومبيل است، گويا متوجه بمب نشده بود. سريع دويدم و درب را باز کردم و او را کشيدم بيرون. هنوز شروع به دويدن نکرده بوديم که بمب منفجر شد و مورد اصابت ترکش قرار گرفتيم.»

اين اتفاق در حالي مي‌افتد که فريدون عباسي در جريان يک کنفرانس خبري در وين در ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ گفت :‌

«از شش سال پيش سازمان جاسوسي بريتانيا شروع به جمع‌آوري اطلاعات درباره من کرده است اطلاعاتي درباره گذشته من، خانواده و تعداد فرزندانم . طي اين مدت ماموران سازمان جاسوسي خارجي بريتانيا در جاهاي مختلف از جمله فرودگاه فرانسه، مراکز علمي لهستان، ايتاليا، هلند و مالزي و ... همواره به دنبال جمع‌آوري اطلاعات از من بوده‌اند. آنها حتي تا پشت در اتاق من در دانشگاه هم آمدند و به دنبال اين بودند تا ببينند آيا من محافظ شخصي دارم يا نه؟»

www.asriran.com

در افشاگري فريدون عباسي، «موساد» و اسرائيل جايي ندارند و همه چيز به ام آي ۶ و سرويس جاسوسي بريتانيا ختم مي‌شود چرا که دولت انگليس مواضع سختي عليه برنامه‌هاي اتمي رژيم اتخاذ کرده بود و رژيم درصدد تلافي بود و فريدون عباسي تنها به دنبال مقاصد سياسي است.
به نظر من موضوع جان به در بردن پاسدار فريدون عباسي دواني از دو حال خارج نيست، يا خود در جريان امر قرار داشته و يا جوخه‌ي ترور به هنگام جسباندن بمب مقصود خود را به اطلاع او رسانده و فرصت کافي در اختيار او قرار داده تا همراه با همسرش بدون اين که آسيبي ببينند از مهلکه دور شوند.


تروريست‌هاي دستگير شده‌ي وابسته به موساد آب مي‌روند

در حالي که موساد از طريق ويروس «استاکس نت» به قلب پروژه‌هاي اتمي رژيم نفوذ کرده و ضربات جدي به آن وارد کرده بود يکباره دستگاه‌هاي امنيتي رژيم مدعي شدند که در قلب موساد نفوذ کرده و شبکه‌ي مهمي از جاسوسان و تروريست‌ها را دستگير کرده‌اند.

اما دستگاه‌ه امنيتي در طول يک سال گذشته تنها قادر به صحنه‌آرايي در مورد دستگيري و محاکمه‌ي قاتل مسعود علي‌‌محمدي شد. اطلاعات ارائه شده از سوي دستگاه امنيتي، دستگاه تبليغاتي و اعترافات متهم و دادگاه تشکيل شده به رياست «قاضي صلوتي» و کيفرخواست تنظيمي بيش از پيش انگشت اتهام را متوجه دستگاه‌هاي امنيتي رژيم مي‌کند.

وزارت اطلاعات در ديماه ۱۳۸۹ طي اطلاعيه اعلام کرد:

«بسمه تعالي
همزمان با اولين سالگرد شهادت دکتر مسعود عليمحمدي استاد دانشگاه و دانشمند برجسته کشورمان سربازان گمنام امام زمان‌(عج) در پي اقدامات گسترده امنيتي و رصد دقيق اطلاعاتي و با عنايات خاص الهي موفق شدند عوامل اصلي اين جنايت تروريستي را شناسايي و دستگير و يک شبکه متشکل از جاسوسان‌ و تروريست‌هاي وابسته به رژيم اشغالگر قدس را منهدم کنند.
عمليات همه جانبه شناسايي و دستگيري اين جاسوسان و تروريست‌ها با تمرکز اطلاعاتي و امنيتي بر روي سرنخ عوامل و شبکه‌هاي وابسته به رژيم صهيونيستي آغاز شد و پس از ماه‌ها مجاهدت‌هاي خاموش و اقدامات پيچيده و چند لايه آفندي و پدافندي و نفوذ به عمق اطلاعاتي رژيم صهيونيستي منجر به کشف اطلاعات بسيار مهم و حساس از تيم‌هاي جاسوسي و عملياتي موساد شد که در پي آن ضربات سهمگيني به ساختارهاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم صهيونيستي وارد شد. »

rajanews.com

بولتن نيوز به نقل از حجت الاسلام حيدر مصلحي و شنيده‌هاي خود گزارش داد: «در پيگيري هاي سربازان گمنام امام زمان(عج) همه ترفندهايي که اين عوامل استکباري براي ترور دانشمندان هسته‌اي ما به کار مي‌بردند شناسايي شدند و به زودي اطلاعات خوبي را دراين باره به مردم خواهيم داد. شنيده مي‌شود يک دختر دانشجو در جريان ترور استاد علي محمدي دست داشته است. اين دختر که از مدت‌ها پيش ارتباط ويژه‌اي با سرتيم‌هاي اطلاعاتي موساد داشته عامل اصلي ورود مجيد جمالي فشي (عامل ترور) به اين جريان بوده است. اين دختر با طرح دوستي و برقراري ارتباط نامشروع با جمالي فشي زمينه همکاري نامبرده و موساد را فراهم ساخته است.

www.sabairan.com

منصوره کرمي همسر دکتر علي‌محمدي در گفتگو با جرس تأکيد مي‌کند که قرار است کساني که اعتراف کرده‌اند را ببيند.

اما همه چيز به ناگهان رنگ باخت و مجيد جمالي فشي متهم به قتل علي‌محمدي در دادگاه اعترافات کرد که همدستي نداشته و همه مراحل ترور را به تنهايي انجام داده است:

«هيچ اطلاعي از آنها (همدستان) ندارم و از نزديک هيچ کسي را نمي‌شناختم و در ايران با هيچ فرد ايراني ملاقات نکردم.»

www.khabaryaab.com

طبق اعترافات جمالي در تلويزيون و دادگاه، وي موتوري را که منفجر شد تحويل مي‌گيرد، در انباري آن را نگهداري مي‌کند، جعبه بمب و ... را تحويل مي‌گيرد اما رد هيچ‌کدام مشخص نمي‌شود. آيا نمي‌‌توان فهميد چه کسي انبار را اجاره کرده يا مالک آن کيست؟ ارتباط اين شخص با «موساد» را نمي شود در آورد؟ چرا دادگاه فقط براي يک نفر برگزار مي‌شود؟
طبق سناريوي تهيه شده در وزارت اطلاعات، مجيد جمالي از طريق «لب تاپ» و «ويندوز قرمز» و «تلفن ماهواره‌‌اي»، «مموري کارت» به اسرائيل و موساد وصل است. موضوع «لب تاپ» و «برنامه‌ي ويژه کامپيوتري» و «تلفن ماهواره‌‌اي» و «مموري کارت» و رقم «۵۰ هزار دلار» براي اجراي پروژه و «کيف جاسازي پول»، دقيقاً از روي اعترافات علي اشتري جاسوس موساد که يک شرکت تجاري موفق در دبي داشت و سال‌ها کالا‌هاي حفاظتي، امنيتي و مخابراتي به سپاه پاسداران، ارتش، نهاد‌هاي امنيتي، و «پروژه‌هاي خاص» رژيم مي‌فروخت کپي‌برداري شده است. علي اشتري از طريق فروش سيستم‌هاي آلوده‌ي ارائه شده از سوي موساد ضربات جدي به نظام وارد کرده بود و در سال ۸۷ اعدام شد.

news.gooya.com

در کيفرخواست صادره از سوي دادستان، تاريخ دستگيري مجيد جمالي فشي مشخص نيست. مگر مي‌شود دادگاهي تشکيل داد، کيفرخواستي نوشت و در آن از تاريخ دستگيري متهم صحبتي نکرد!؟
منابع خبري تأکيد مي‌کنند که مجيد جمالي در زمان ترور مسعود علي‌محمدي در ترکيه بوده است. اين خبر تاکنون از سوي وي و منابع امنيتي تکذيب نشده است.

چه چيز باعث دستگيري مجيد جمالي فشي شد؟
مجيد جمالي فشي در اعترافاتش از مراجعه‌ي متعدد خود به کنسولگري اسرائيل در ترکيه و باکو و ... مي‌گويد در حالي که هيچ صحبتي از مراجعه‌اش به سفارت آمريکا در باکو نمي‌کند.
دليل اصلي دستگيري جمالي فشي مراجعه‌ به سفارت آمريکا در باکو بوده است. بعدها مأموران امنيتي تشخيص داده‌اند که وي فرد مناسبي است تا در نقش قاتل دکتر مسعود علي‌محمدي ظاهر شود.

اسناد منتشر شده توسط ويکي‌ليکس نشان مي‌دهد که مجيد جمالي فشي در تابستان ۸۸ در باکو براي اخذ ويزا به سفارت آمريکا مراجعه کرده که بنا به دلايل ناروشن با درخواست او موافقت نشده است. مجيد جمالي در مصاحبه با «ناظر ايران» مستقر در سفارت آمريکا در باکو « Baku Iran watcher » و به منظور متقاعد کردن مقامات آمريکايي براي موافقت با درخواست ويزايش، اطلاعاتي در مورد تلاش‌هاي دستگاه سرکوب رژيم براي استفاده از باشگاه‌هاي رزمي در سرکوب مردم و انجام «کارهاي کثيف» در اختيار مقامات آمريکايي مي‌گذارد.
ويکي ليکس فاش مي‌کند که کنسول ROB GARVERICKدر گزارش خود به مقامات وزارت خارجه آمريکا در اول سپتامبر ۲۰۰۹ به نقل از يک مربي ورزش‌هاي رزمي مي‌‌نويسد:
«باشگاه‌هاي خصوصي ورزش‌هاي رزمي و مديران آنها به شدت تحت فشار قرار دارند، تا با دستگاه‌هاي اطلاعاتي و سپاه پاسداران در زمينه آموزش اعضاي آنها همکاري کرده و همچنين به عنوان مجري سرکوب اعتراض‌ها و قتل‌هاي سياسي عمل کنند.»
بر اساس اين گزارش «مربيان و مديران باشگاه‌هاي ورزش‌هاي رزمي در ايران «به سختي»‌ مي‌توانند، استقلال خود را از سپاه پاسداران و نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي حفظ کنند.»
در گزارش سفارت آمريکا در باکو به وزارت امور خارجه آمريکا در اين باره آمده است، «مقام‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي نسبت به فعاليت باشگاه‌هاي ورزش‌هاي رزمي در ايران بدبين هستند و آنها را «عامل بالقوه سازماندهي و آموزش اعتراض‌هاي بعدي» ارزيابي مي‌کنند.» در بخش ديگري از اين گزارش آمده است، «کنترل باشگاه‌هاي رزمي بيشتر از آن که به دليل هراس دستگاه‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي از آنان باشد، به دليل تمايل دستگاه‌هاي امنيتي براي استفاده از اعضاي آموزش ديده آنها براي انجام «عمليات ويژه» است.» بر اساس اين گزارش دستگاه‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي از اين باشگاه‌ها انتظار دارند، «علاوه بر آموزش اعضاي بسيج و سپاه، ترساندن مردم و سرکوب تظاهرات در انجام قتل‌هاي سياسي نيز همکاري کنند.» به گفته منبع مورد استناد سفارت آمريکا در باکو، «استفاده از اعضاي باشگاه‌هاي ورزش‌هاي رزمي براي انجام اين گونه عمليات، به نيروهاي امنيتي اين امکان را مي‌دهد که خود را از انجام «کارهاي کثيف» کنار بکشند.» در گزارش سفارت آمريکا در باکو، اين فرد «مطلع» به موردي اشاره کرده است که در آن «يکي از استادان ورزش‌هاي رزمي دست کم شش نفر را به سفارش دستگاه‌هاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي در کمتر از چند ماه کشته است؛ به گفته اين فرد «مطلع» اين شخص خود نيز به دست نيروهاي امنيتي کشته شده، اما صحنه‌سازي قتل طوري بوده است که علت مرگ «خودکشي» جلوه کند.» به گفته اين فرد «مطلع» قربانيان از جمله شامل روشنفکران و فعالان جوان طرفدار دموکراسي در ايران بوده‌اند. منبع سفارت آمريکا مي‌گويد «پس از آنکه مربي و مدير يکي از باشگاه‌ها در مقابل درخواست نيروهاي اطلاعات و سپاه مقاومت کردند، آنها به باشگاه حمله کرده و فعاليت آنها را به شدت محدود کردند. همچنين مربي مذکور تحت شديدترين فشارها قرار گرفت تا با آنها همکاري کند.»

wikileaks.ch

در کيفرخواست تنظيمي از سوي دادستان و رسانه‌هاي رژيم به هنگام معرفي او به عنوان قاتل دکتر مسعود علي‌محمدي هيچ اشاره‌اي به خدمت او در سپاه پاسداران وعضويت در تيم منتخب پانکرشن ايران در تابستان ۸۸ و کسب عنوان سومي مسابقات جهاني آذربايجان و ... نمي‌شود. در حالي که پيش‌تر رسانه‌هاي وابسته به سپاه پاسداران کلي روي آن مانور داده بودند.

تنها بعد از افشاگري سايت‌هاي اينترنتي، رسانه‌هاي رژيم مجبور به اعتراف به اين واقعيت شدند. با اين حال براي لوث کردن موضوع، مدعي شدند که جمالي در مسابقات جهاني با عنوان ايران شرکت مي‌کرده و مأموريت داشته با باخت‌هاي تصنعي براي جمهوري اسلامي آبرو ريزي به بار آورد:‌

«جمالي فشي ماموريت داشت در مسابقات ببازد
باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صدا و سيما به نقل از يک منبع آگاه اعلام کرد مجيد جمالي فشي از سوي موساد ماموريت داشته که در مسابقات ورزشي با نام ايران شرکت کند و شکست بخورد. » اين منبع آگاه که نامش فاش نشده در عين حال گفته جمالي فشي در شرايطي مقابل حريف‌هاي ضعيف‌تر از خود شکسته خورده که «از سطح آمادگي و جسماني بسيار پاييني برخوردار بودند»

www.digarban.com

تهيه سناريوي قتل از روي گفته‌هاي همسر مسعود علي‌محمدي

در گفتگوي منصوره کرمي همسر مسعود علي‌محمدي با مسيح علي‌نژاد مشخص مي‌شود که مأموران اطلاعات طي جلسات متعددي که قبل از پخش فيلم با وي داشتند سناريوي قتل را پلان به پلان از روي گفته‌هاي او نوشته‌اند.

«مسيح علي‌نژاد: چه کساني به منزل شما آمده اند؟ نظرتان در مورد اعترافات چيست؟
منصوره کرمي:‌ من خودم به اين اعترافات مطمئن هستم. چون قبل از اينکه تلويزيون اعترافات را پخش کند، کساني چندين بار به منزل ما آمده بودند خيلي سوالات از من پرسيدند. بعد هم با سوال‌هايي که از من پرسيدند و سوال‌هايي که از عامل ترور همسرم پرسيدند ديگه مطمئن شده بودند که اين اعترافات درست است. »

«اين حرف ها به قبل از اينکه اعترافات تهيه و پخش شود بر مي‌گردد؟»

منصوره کرمي: بله، بله، همه را قبلش از من سوال مي‌کردند، و با صحبت‌هايي که يک مقدار از من مي‌پرسيدند و يک مقدار از آنها(اعتراف کنندگان) مي‌پرسيدند و بعد و اين صحبت‌ها را با هم چيز مي‌کردند، يعني من مطمئن هستم کار خودشون بوده و من قرار هست برم اين چند نفر را ببينم.»

www.rahesabz.net


همسر مقتول همچنين مي‌گويد:

«مثلا سه شنبه اين اتفاق (ترور) براي همسرم افتاد، من روز يکشنبه به همراه همسرم رفته بودم تا بچه خواهرم را از مدرسه بياوريم. ايشون ( عامل ترور) گفته بود که مي‌خواستند يکشنبه بمب را منفجر کنند ولي به اين علت که ما هميشه مسيرمون بالاي کوچه بود (ولي اون روز چون به تجريش مي خواستيم برويم مسير ما پايين کوچه بود)، گفتند چون زن و بچه همراهشون بود، ما ترور نکرديم و حتي يک بمب را از ضامن خارج کردند ولي منفجر نکردند، که من هم گفتم اينها دروغ مي‌گويند به خاطر اينکه ما پايين کوچه رفتيم»

www.rahesabz.net

چنانچه ملاحظه مي‌شود اعترافات متهم در مورد مسير علي‌محمدي و همسرش درست عکس واقعه بوده است. براي همين سناريو پردازان در وزارت اطلاعات کل داستان را تغيير مي‌دهند.

متهم به قتل در اعترافات تلويزيوني و شرحي که در دادگاه مي‌دهد مطلقاً اشاره‌اي به روبرو شدن با دکتر علي‌محمدي و همسرش دو روز پيش از ترور نمي‌کند. وي اعتراف مي‌کند که روز قبل يعني دوشنبه، براي انجام عمليات مي‌رود اما از اسرائيل دستور توقف عمليات مي‌رسد و روز بعد يعني سه شنبه او عمليات را به دستور موساد انجام مي‌دهد. چنانچه ملاحظه مي‌شود همسر علي‌محمدي دائماً از آن‌ها نام مي‌برد چرا که بازجويان وزارت اطلاعات به او از چند تروريست گفته بودند اما در خاتمه تصميم مي‌گيرند سناريو را با يک نفر اجرا کنند.

www.farsnews.com

«مسيح علي نژاد: پس در واقع پيش از اين هماهنگي‌هايي صورت گرفت و شما در جريان قرار گرفتيد؟

منصوره کرمي: بله بله ما را در جريان قرار مي‌دادند ولي به ما گفته بودند به هيچ کسي نگوييد تا اين کار تمام شود. مي‌گفتند اطلاعات سوخته مي‌شود اگر پخش شود. قبلش به من يک سري اطلاعات را دادند ولي چون گفتند به کسي نگوييد من حتي به خانواده ام و مادر و خواهر همسرم هم نگفته بودم. چند باري مي‌آمدند منزل ما سوالاتي را مي‌پرسيدند ولي خب قرار نبود جايي گفته شود.»

www.rahesabz.net


سناريو مجيد جمالي فشي از چه تاريخي کليد مي‌خورد؟

همه چيز بعد از ترور دکتر شهرياري شروع مي‌شود. يعني از روز ۸ آذر ماه ۸۹ تا تا ۲۱ ديماه ۸۹ که مصاحبه‌ي مجيد جمالي پخش مي‌شود.

«مسيح علي نژاد: من پيش از اين هم مصاحبه‌اي با شما انجام دادم ، که شما انتقاد کرده بوديد و گفته بوديد که هيچ کسي پيگير پرونده شما نيست.
منصوره کرمي همسر علي‌محمدي: آن زمان هيچي به ما گفته نشد. بعد از ترور دکتر شهرياري استاد دانشگاهي که ترور شد مسولان آمدند سراغ ما و گزارش دادند. من گفتم چرا آنقدر دير آمديد سراغ ما و گزارش داديد؟ گفتند، دوستان خودتان نگذاشتند. من گفتم اگر مي‌دانستم شما آنقدر تا حالا فعاليت کرديد، دعاي خير من بدرقه شما بود، متاسفانه دير فهميدم و واقعاً هم از مسوولان خيلي تشکر مي‌کنم چون خودشان مي‌گفتند در اين يک سال به صورت شبانه روزي کار کردند و به من گفتند شايد بعضي‌ها حتي بيست روز نتوانستند بروند منزل و خانواده‌هايشان را ببينند و چند روز چند روز نمي‌خوابيدند در اين يک سال .

علي نژاد : براي چه کاري؟ براي دستگيري و گرفتن همين اعترافات؟

منصوره کرمي: بله بله براي گرفتن همين مزدوران.»

www.rahesabz.net

محصول يک سال کار شبانه‌روزي ادعايي و خانه نرفتن و چند روز چند روز نخوابيدن مأموران اطلاعاتي اعترافات مجيد جمالي فشي است که مورد مضحکه‌ي جناح‌هاي نظام هم شده است و هنوز پس از گذشت يک سال نتوانسته‌اند تصميم بگيرند چگونه از شر او و اين پرونده خلاص شوند.
«قاضي صلواتي» در خيمه‌شب بازي «دادگاه ولايت» مرتکب اشتباه شده و دوباره از مجيد جمالي فشي متهم به قتل مسعود علي‌محمدي مي‌‌پرسد آيا سوژه‌‌ي بعدي شما مجيد شهرياري بود؟ و او هم پاسخ مي‌دهد: «بله حتي آموزش‌هايي را در خصوص ترور شهرياري نيز فرا گرفته بودم.»

از سوال و جواب مربوطه و اظهارات منصوره کرمي مشخص مي‌شود که تاريخ سوار کردن سناريو روي مجيد جمالي فشي در آذرماه و ديماه ۸۹ و پس از ترور مجيد شهرياري بوده است. اگر موضوع به قبل از اين تاريخ برگردد مقامات امنيتي بايستي به اين سوال پاسخ دهند که چرا از شهرياري محافظت به عمل نياوردند؟ آن‌ها که مي‌دانستند او قرار است ترور شود و متهم راجع به آموزشي که در مورد ترور او ديده بود نيز اعتراف کرده بود.

دستگاه امنيتي نمي‌‌تواند مدعي شود از ماه‌‌ها پيش مجيد جمالي فشي را دستگير کرده اما به ماهيت او پي نبرده بود چرا که در اطلاعيه‌هاي خود تأکيد کرده‌اند که با نفوذ در موساد تروريست‌هاي عامل ترور را دستگير کرده بودند. يعني پيش از دستگيري نسبت به آن‌ها شناخت داشتند.

نکته‌ي ديگر اين که در سناريوي مجيد جمالي فشي صحبتي از ترور فريدون عباسي که در هشتم آذرماه از حادثه‌ي ترور جان سالم به در برد نيست. احتمالاً بازجويان يادشان رفته بود که وي نيز قرار بوده ترور شود. همين اشتباه را «قاضي صلواتي» هم مي‌کند و پرسشي در مورد نقشه‌ي ترور فريدون عباسي نمي‌کند. معلوم نيست چرا جمالي فشي در مورد اين ترور توسط موساد آموزش نديده بود؟

اين در حالي است که فشي در دادگاه و در مصاحبه‌ي تلويزيوني مدعي شده بود که تا سه روز قبل از ترور دکتر مسعود علي‌محمدي شناختي از وي نداشته و آدرس منزل او را هم نمي‌دانسته.

«يک روز قبل از بستن جعبه، آدرس منزل آقاي علي محمدي که قبلاً ماکت آن را ديده بودم به من دادند و دليلش هم واضح بود که هر زمان برنامه لو رفت بقيه آدرس‌ها لو نرفته باشد.»

وي هنوز عمليات اولي را انجام نداده مي‌دانسته که سوژه‌ي بعدي شهرياري است و قرار است ۵ «دانشمند هسته‌اي» ديگر نيز ترور شوند. اگر عمليات اولي لو مي‌رفت آيا مقامات امنيتي نمي‌فهميدند که سوژه‌ي بعدي شهرياري است و ۵ نفر هم در ليست هستند؟

چرا رژيم نياز به ترور دانشمندان ايراني دارد و چه مسئله‌اي را از او حل مي‌کند؟

در آبانماه ۱۳۹۰ چهل و پنج دقيقه قبل از حضور خامنه‌اي در پادگان ملارد سپاه پاسداران که محل نگهداري و آزمايش موشک‌هاي باليستيک رژيم بود انفجار عظيمي رخ داد که به گفته‌ي مقامات سپاه پاسداران ۱۷ نفر طي آن کشته شدند، و سايت‌هاي رژيم اسامي بيش از ۳۵ قرباني حادثه را انتشار دادند و به گفته‌ي منابع آگاه نزديک به ۴۰۰ نفر از جمله فرمانده‌ي موشکي سپاه پاسداران حسن طهراني مقدم در اين انفجار عظيم جان خود را از دست دادند. با آن که گفته مي‌شود سرويس‌هاي امنيتي غربي و اسرائيلي با دستکاري در برنامه‌هاي کامپيوتري موشک‌هاي ياد شده موجب انفجار موشک‌هاي بالستيک که با سوخت جامد حرکت مي‌کنند شده‌اند اما رژيم جمهوري اسلامي همچنان تلاش مي‌کند انفجار مزبور را که ضربه‌ي بزرگي به برنامه‌هاي موشکي‌اش بود حادثه معرفي کند. چرا که نمي‌تواند در مراجع بين‌‌المللي بابت آن مظلوم نمايي کند و يا از سازمان ملل و دبيرکل و طرف‌حساب‌هاي خارجي بخواهد که آن را محکوم کنند و يا وعده‌ي مقابله به مثل دهد.
وقتي سرويس‌هاي امنيتي مي‌توانند از طريق ويروس «استاکس نت» و انفجار در پادگان سپاه ضربات جدي به برنامه‌هاي هسته‌اي و موشکي رژيم وارد کنند چه نيازي دارند که يک دانشجوي فوق‌ليسانس برق يا نفت را ترور کنند؟ ضربات عظيم ياد شده هيچ محکوميت بين‌المللي را در پي ندارد اما ترور‌هاي ياد شده قطعاً دارد.
به واکنش‌هاي خامنه‌اي و رسانه‌ّ‌هاي رژيم توجه کنيد که چگونه از مقابله به مثل ياد مي‌‌کنند. چرا اين رجز‌خواني‌ها را هنگام انفجار پادگان ملارد نمي‌کردند، چرا وقتي مورد هجوم «استاکس نت» قرار گرفتند چنين واکنش‌هايي از خود نشان نمي‌دادند؟ آيا رژيمي که بالاترين مقامات نظامي و سياسي آن تهديد کردند ناو هواپيمابر آمريکايي حق بازگشت به خليج فارس را ندارد و پس از نامه‌ي تهديد آميز اوباما به خامنه‌اي چنان جا زدند که وزير دفاع رزيم منکر چنين تهديدي شد جرأت قتل مقامات آمريکايي و اسرائيلي را دارد؟‌ آينده نشان خواهد داد. رژيم که از سال گذشته تاکنون مدعي چندين عمليات تروريستي از سوي موساد در تهران شده است مجبور است براي قدرت‌نمايي و توجيه نيروهاي وارفته‌اش چنين تهديداتي را بر زبان براند. اما بعيد است در شرايط فعلي به دنبال اجراي آن باشد. مگر اين که بخواهد به استقبال جنگ برود که قطعاً به نابودي آن منجر مي‌شود.
رژيم در اين شرايط تلاش مي‌کند موضوع راه‌اندازي فردوو و تشکيل شوراي امنيت و تصويب قطعنامه و عدم همکاري با بازرسان آژانس را تحت‌الشعاع ترور احمدي روشن قرار دهد.

نگاهي به انفجارهاي خودي رژيم در گذشته

انفجارهاي خرداد ۸۴ تهران و اهواز و کشتار مردم بيگناه
شش سال پيش درست قبل از انتخابات رياست جمهوري دور نهم، در بعد از ظهر يک شنبه ۲۲ خرداد ۸۴ که مصادف است با ۱۲ ژوئن ۲۰۰۵ در گرماگرم رقابت‌هاي انتخاباتي ،سه بمب از سوي يکي از جناح‌هاي رقيب و جنايتکار رژيم در قسمت‌هاي مختلف تهران منفجر شد که در يک مورد با تلفات جاني در ميدان امام حسين نيز همراه بود. جناح نظامي رژيم و باندهاي سياه وابسته به سپاه پاسداران عامل اين جنايت بودند. هدف اصلي اين انفجارها ايجاد هراس در دل مردم و معطوف کردن نگاه آن‌ها به مسئله‌ي امنيت و ثبات در کشور بود. به اين ترتيب آن‌ها مي‌‌خواستند به مردم تفهيم کنند به جناحي که شعار برقراري «امنيت» مي‌دهد رأي دهيد تا شاهد چنين مواردي نباشيد.

بنگاه خبر پراکني بي بي سي روز ۱۳ ژوئن ۲۰۰۵ گزارش داد:
«به گفته خبرگزاري هاي ايران در اين انفجار دو نفر کشته شده اند اما سايت پليس ايران به نقل از سعيد مرتضوي دادستان تهران تعداد کشته شدگان را 3 نفر ذکر کرده است. حال دو نفر از مجروحان حادثه نيز وخيم گزارش شده است. مقامات مي‌گويند ماموران امنيتي ايران، دست کم سه بمب ديگر را در سطح پايتخت خنثي کرده‌اند. يک مقام ارشد امنيتي مدعي شد که آمريکا و احتمالا بريتانيا در اين حملات دخالت داشته اند. با اينهمه، جهانبخش خانجاني، سخنگوي وزارت کشور ايران در گفتگويي با بخش فارسي بي بي سي اين احتمال را بعيد ندانست که اين انفجارها منشا داخلي داشته باشد.»

www.bbc.co.uk

بي بي سي در ادامه گزارش خود نوشت:
«ساعاتي پيش از بمبگذاري در تهران، شهر اهواز در جنوب ايران نيز صحنه چهار انفجار بود که گفته مي‌شود هشت کشته و بيش از هفتاد زخمي بر جاي گذاشته است.
هيئت دولت ايران دستگاه‌هاي اطلاعاتي، امنيتي و سياسي را مأمور کرد تا موضوع انفجارهاي شهر اهواز را که "اقدامات تروريستي و جنايت آميز" خوانده شد، پيگيري کند. دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي، عالي ترين نهاد امنيتي در ايران، شامگاه يکشنبه با انتشار اطلاعيه اي، انفجار در شهرهاي ايران را به منظور جلوگيري از "حضور پرشور مردم" در انتخابات آتي رياست جمهوري دانست.

بمبگذاري مرگبار
انفجار مرگبار روز يکشنبه در جنب يک پمب بنزين و نزديک ايستگاه اتوبوس خط پررفت و آمد امام حسين - ميدان خراسان رخ داد. هنگام وقوع حادثه، اتوبوسي در ايستگاه نبود. بمب، درون يک سطل زباله در ابتداي خيابان هفده شهريور، حوالي ميدان امام حسين تهران کار گذاشته شده بود. ماموران پليس و آتش نشاني در صحنه حادثه حضور يافتند و اين منطقه تجاري و پرازدحام را احاطه کردند.
مقامات امنيتي و انتظامي تاييد کردند که در رويدادي ديگر، يک بطري حاوي مواد منفجره در مرکز تهران، ظاهرا به کمک دستگاه کنترل از راه دور آتش گرفته است. اين حادثه، در زيرزمين يک مرکز کامپيوتري در خيابان وليعصر تهران، بالاتر از چهارراه طالقاني رخ داده و تلفاتي نداشته است.
جهانبخش خانجاني، سخنگوي وزارت کشور ايران هم در گفتگو با بي بي سي خبر انفجار ديگري در حوالي خيابان دماوند در شرق تهران را تاييد کرد.
بر اساس گزارش‌ها، اين انفجار نزديک مسجدي در ميدان تسليحات در منطقه وحيديه رخ داد و يک بمب صوتي و دست ساز در مقابل منزل يک روحاني کار گذاشته شد که به شيشه هاي چند خانه و خودرو خساراتي را وارد کرد اما تلفاتي را در بر نداشت.

"دخالت خارجي"
علي آقامحمدي، رئيس کميته تبليغات شوراي عالي امنيت ملي ايران به خبرنگار بي بي سي در تهران گفت که مسئولان ايراني سه بمب ديگر را نيز در تهران پيش از انفجار خنثي کرده اند.
او گفت مطمئن است که آمريکايي‌ها در اين حملات نقش دارند و همچنين اظهار داشت که بريتانيا نيز ممکن است در اين ماجرا دخالت داشته باشد اما هيچ دليلي براي ادعاي خود ارائه نکرد.
آقاي آقامحمدي همچنين در گفتگوي جداگانه اي با ايسنا "گروههاي وابسته به رژيم سابق صدام را مسوول انفجارهاي اخير اهواز دانست".
"گروههاي وابسته به رژيم سابق صدام که در جنگ تحميلي عليه ملت ايران به اين رژيم کمک کرده بودند و مقر آنان تاکنون در کشورهاي غربي مي‌باشد مسوول انفجارهاي اهواز مي‌باشند."
با اينهمه، آقاي آقامحمدي در پاسخ به اين سوال که "آيا سازمان مجاهدين خلق مسئول اين انفجارها بوده يا خير گفت: خير در اين مقطع منظور ما مجاهدين نيست".
در مقابل، جهانبخش خانجاني سخنگوي وزارت کشور اين احتمال را رد نکرد که ممکن است گروههايي براي ايجاد فضاي امنيتي در کشور و سوق دادن راي دهندگان به سمت نامزدي خاص دست به اين انفجارها زده باشند.»

www.bbc.co.uk

از همان ابتدا ترديدي نبود که بمب‌گذاري‌هاي مزبور، کار سپاه پاسداران است. براي همين با گذشت ۶ سال هيچ‌ يک از جناح‌هاي رژيم صلاح نديده‌اند که خبري در باره‌ي عاملان مربوطه انتشار دهند و يا موضوع را پيگيري کنند. علي آقا محمدي که مسئول ميز عراق شوراي امنيت ملي و ترورهاي انجام گرفته در اين کشور است نيز ديگر صحبتي از دخالت آمريکا و انگليس به ميان نياورد و موضوع از آن‌جايي که منشاء «خودي» داشت به سرعت به دست فراموشي سپرده شد. سخنگوي وزارت کشور دولت خاتمي هم مشخص نکرد منظورش از «نامزد خاص» کيست و چه گروه‌هايي قصد «ايجاد فضاي امنيتي در کشور» داشته‌اند؟

اصلاح‌طلب‌هاي حکومتي و موضوع ترورها

حتي امروز نيز که بخشي از اصلاح‌طلب‌هاي حکومتي در زندان هستند و بخشي در خارج از زندان و منفعل و موقعيت‌شان به کلي تغيير کرده پس از وقوع انفجار‌هايي از اين دست همراه و همگام با خامنه‌اي و جناح غالب رژيم و دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي، به محکوميت اين ترورها مي‌پردازند و تبليغات جناح غالب را تکرار مي‌کنند. به اطلاعيه‌‌ي جبهه مشارکت اسلامي توجه کنيد که به محکوم کردن «تروريسم کور و وابسته» پرداخته و تبليغات ۳۳ سال گذشته‌ي نظام را تکرار مي‌کند و در مذمت «دشمنان قسم خورده‌اي که چون منطق ندارند دست به خشونت و ترور مي‌زنند.» قلم‌فرسايي مي‌کند.

www.kaleme.com

البته به زعم خود زرنگي کرده و به خاطر حضور نمايندگان‌شان در خارج از کشور از به کار بردن عباراتي همچون «مزدوران استکبار» و «مهره‌هاي سيا و انتليجنس سرويس و موساد» و «نوکران امپرياليسم» خودداري کرده و به «وابسته» و «دشمنان قسم‌خورده» بسنده کرده اند تا بعدها بتوانند بسته به موقعيت و شرايط به تفسير آن بپردازند.

سطح افشاگري افرادي مانند تاج‌زاده معاون وزارت کشور دولت خاتمي که از ماهيت بمب‌گذاران و قاتلان مردم ايران به خوبي مطلع است در اين خلاصه مي‌شود که بگويد پرونده‌ي او و همسرش زير نظر مجتبي خامنه‌اي است! تا پيش از اين من فکر مي‌کردم خود خامنه‌اي پي‌گير ماجراست، بعد از افشاگري بزرگ و شجاعانه‌ي تاج‌زاده تازه فهميدم که نه «آقا مجتبي» فرزند ناخلف «آقا» پشت داستان است و گرنه دامان رهبري از اين گونه امور مبرا است.

اکبر گنجي در بحبوحه‌ي اين ترورها با سرهم‌کردن مشتي دروغ و دغل سعي مي‌کند پاي مجاهديني را به ميان بکشد که امروز تمامي هم و غم‌‌شان عقب‌انداختن ضر‌ب‌الاجل دولت عراق براي تخليه‌‌ي اشرف و حذف نام‌شان از ليست تروريستي آمريکا است و‌ در اين راه همه‌ي سرمايه‌هاي مادي و معنوي و تشکيلاتي خود را بسيج کرده‌اند.

اکبر گنجي که پيشتر توطئه‌ي ترور سفير عربستان در واشنگتن را که خبر آن همراه با مدارک مستند از طرف بالاترين مسئولان سياسي، قضايي و امنيتي آمريکا يعني رئيس جمهور ، وزير دادگستري آمريکا و رئيس اف بي أي اعلام شده بود منکر مي‌شد، وقتي پاي تأييد مظلوم‌نمايي‌هاي خامنه‌اي به ميان مي‌آيد با انتشار جعليات يک وبلاگ‌نويس آمريکايي تلاش مي‌کند پاي مجاهدين را به ميان بکشد. او در مقاله‌ي خود که در «روزآنلاين» انتشار يافته مي‌نويسد:
«در مورد ترور دانشمندان هسته‌اي ايران نيز تاکنون حداقل چندين منبع آن را طرح موساد دانسته که توسط سازمان مجاهدين خلق عملي شده است. ريچارد سيلور استين، کارشناس امنيتي آمريکائي در گفت و گو با "پايگاه خبري حقوق انساني و اوليه بشر" مي‌گويد بنا بر اطلاعات موثق سرويس اطلاعاتي موساد با بهره‌گيري از عوامل مجاهدين خلق پادگان سپاه پاسداران را در ملارد که محل نگهداري موشکهاي شهاب سه بوده را منفجر کرده است[1]. ريچارد سيلور استاين، روزنامه‌نگار يهودي آمريکايي به نقل از يک منبع اسرائيلي که وي را داراي سابقه‌ي سياسي و نظامي معرفي کرده، نوشته است که ترور مصطفي احمدي روشن در 21/10/1390، کار مشترک موساد و سازمان مجاهدين خلق است[2].

www.roozonline.com

ريچارد سيلور استين برخلاف آن‌ چه که گنجي مي‌نويسد تنها يک وبلاگ‌نويس ساکن سياتل است که خودش را يک «يهودي مترقي» معرفي مي‌کند

cifwatch.com

او توسط روزنامه‌ي انقلاب اسلامي ابوالحسن بني‌صدر و اکبر گنجي تبديل به «کارشناس امنيتي آمريکايي» و «روزنامه‌نگار» مي‌شود.

ريچارد سيلور استين در معرفي خود و در سايت شخصي‌اش مي‌گويد:‌ داراي تحصيلات مذهبي يهودي است و در دانشگاه کلمبيا نيز تحصيل کرده و موفق به کسب ليسانس زبان عبري شده و فوق‌ليسانس خود را در زمينه‌ي ادبيات تطبيقي از دانشگاه يو سي ال اي کسب کرده و در مقطع دکترا در برکلي تحصيل کرده است. وي يکي از بنيانگذاران فستيوال موزيک يهودي در منطقه Bay Area در شمال کاليفرنيا است.

www.richardsilverstein.com

ملاحظه کنيد چگونه يک وبلاگ‌نويس متخصص در علوم مذهبي يهوديت و زبان عبري و بنيانگذار فستيوال موزيک يهودي تبديل به «کارشناس امنيتي آمريکايي» و «روزنامه‌نگار» مي‌شود تا اراجيفي را که هيچ سند و مدرک و حتي استدلالي ندارد تحت عنوان گفته‌هاي يک مقام ناشناس اسرائيلي به خورد خلايق بي‌خبر از همه‌جا بدهند.
اکبر گنجي که در رد خبر توطئه‌‌ي رژيم در ترور سفير عربستان به توانمندي دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي و نظامي و تروريستي رژيم استناد مي‌کرد وقتي پاي متهم کردن مجاهدين به تروريسم به ميان مي‌آيد استدلال‌هاي پيشن‌اش را فراموش مي‌کند و نمي‌گويد چرا اين دستگاه امنيتي و اطلاعاتي قوي در طول سال‌هاي گذشته نتوانسته حتي يک مجاهد را در ارتباط با اين عمليات‌ها دستگير کند؟
اکبر گنجي روي دست وزارت اطلاعات و دستگاه‌هاي امنيتي رژيم بلند شده و کم‌کاري‌هاي آن‌ها در اين زمينه را جبران مي‌کند.

«قتل‌هاي زنجيره‌اي متخصصان» تأکيد ديگري است بر ماهيت ضدبشري نظام نکبت ولايت که براي پيش‌برد مقاصدش به هيچ چيز و هيچ‌کس رحم نمي‌کند. از احمد خميني گرفته تا سعيد امامي و تا متخصصان اتمي. هرکسي که تاريخ مصرف‌اش به پايان برسد مي‌تواند به سادگي حذف شود.

بايستي توجه داشت در طول سال‌هاي گذشته و به ويژه در دهه‌ي ۸۰ چندين متخصص اتمي ايراني در سوانح مختلف توسط رژيم به قتل رسيدند و در هيچ‌کجا انعکاسي نيافت. ده‌ها نفر از آن‌ها توسط رژيم دستگير و سربه نيست شدند. يک نمونه‌ي آن ۹ نفر از متخصصان هسته‌اي ايران در پروژه UCF اصفهان که در سال ۸۵ توسط سرويس‌هاي امنيتي دستگير شدند و کسي از سرنوشت‌ آن‌ها اطلاعي نيافت.


ايرج مصداقي ۲۴ دي ۱۳۹۰
www.irajmesdaghi.com
irajmesdaghi@yahoo.com


پانويس: کيک زرد که در اصفهان توليد مي‌شود يکي از خطرناکترين محصولات است که مي‌بايستي در شرايط استانداردي در کپسول‌هاي ويژه و داراي کيفيت بالايي نگهداري شود. کپسول‌هاي مورد استفاده‌ي رژيم دست دوم و غيراستاندارد هستند. در جريان يک حادثه يکي از کپسول‌ها افتاده و درش باز مي‌شود و تعداد زيادي از پرسنل شاغل در محل مسموم مي‌شوند.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration