The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

ايران، ايالات متحده و تنگه هرمز

جورج فريدمان - برگردان: مجيد سيادت

استراتفور – 17 ژانويه 2012


گزارش شده است که در هفته گذشته ايالات متحده از طريق چند واسطه نامه اي به ايران فرستاد و به تهران اخطار کرد که بستن تنگه هرمز از نظر امريکا عبور از يک خط قرمز شمرده مي شود. در همين هفته يک شيميست وابسته به برنامه اتمي ايران در تهران به قتل رسيد. در آنکارا، سخنگوي پارلمان ايران، علي لاريجاني، با مقامات ترکيه ملاقات کرده و فحواي کلامش اشاره به نرمش در مذاکرات مربوط به برنامه اتمي ايران دارد.
در اين هفته يک جابجائي برنامه ريزي شده ناوهاي هواپيمابر امريکا در خاورميانه در شرف وقوع است. اين پتانسيل وجود دارد که سه گروه ضربتي نيروهاي دريائي در منطقه عملياتي ناوگان پنجم ايالات متحده قرار بگيرند و يک گروه چهارم هم که در ژاپن مسنقر است در فاصله يک هفته اي انتقال به اين منطقه واقع شود. طي هفته آينده، ژنرال مايکل دمپسي، رئيس ستاد مشترک (ارتش امريکا)، براي ملاقت با مقامات عاليرتبه اسرائيل به آن کشور سفر مي کند. ايران هم يک دور جديد رزمايش در خليج فارس را براي ماه فوريه برنامه ريزي مي کند که روي تاکتيکهاي نامتعارف نيروي دريائي سپاه براي بستن تنگه هرمز تمرکزمي کند.
در حالي که تنشها در خليج فارس رو به افزايش دارند بحران مالي اروپا هم با پائين آوردن رتبه اعتبار مالي فرانسه ادامه دارد . در همين حال چين تقلا مي کند که سطح صادراتش راعليرغم ضعف اقتصادي مشتريان عمده اش در شرايطي حفظ کند که تورم، مخارج صادرات چين را همچنان افزايش مي دهند.
تغييرات پايه اي در چگونگي عملکرد اروپا و چين، ونتايج دراز مدت آنان، نماينده تحولات نظام مند عمده در سيستم بين المللي هستند. با تمام اينها در آينده بلافصل ما، ديناميک ايران و امريکا پتانسيل جدي ترين بازتابها براي جهان را داراست.

ديناميک ايران – امريکا
رشد تنش در منطقه غير قابل انتظار نبود. همانطور که بارها گفته ايم، حمله امريکا به عراق و تصميم بعدي براي تخليه عراق خلائ قدرت عظيمي را ايجاد کرد که ايران بدان نياز داشت – و قادر بود پرکند. ايران و عراق در سالهاي دهه 80 ميلادي درگير جنگي بي رحمانه شدند که منجر به تلفات قريب يک مليون ايراني شد. منافع ملي پايه اي ايران حکم مي کنند که مطمئن شود هيچ رژيم عراقي اي که قادر به تهديد امنيت ملي ايران باشد نتواند دوباره ظهور کند. حمله امريکا به عراق و تخليه بعدي عراق ، فرصتي به ايران داد که امنيت مرزهاي غربيش را تامين کند، فر صتي که ايران نمي تواند از دست بدهد.
اگر ايران به نفوذ برتر در عراق دست بيابد – من منظورم تبديل عراق به يک کشور دنباله رو و وابسته نيست – چند چيز اتفاق مي افتند. مهمترين اتفاق اينست که موقعيت شبه جزيره عربستان دستخوش تغيير مي شود. ايران – در روي کاغذ – بزرگترين نيروي متعارف (غير اتمي) کشورهاي منطقه خليج فارس را داراست. اگر نيروهاي خارجي در صحنه نباشند اين نيروي روي کاغذ آنقدرها هم بي اهميت نيست. نيروهاي نظامي کشورهاي شبه جزيره عرب، در حالي که از زاويه تکنولوژيک پيشرفته هستند بسيار کوچکتر بوده و فاقد نيروي انساني متعهد و ايده ئولوژيکي اي مشابه ارتش ايران هستند .
اما قدرت نظامي ايران بيشتر يک زمينه است و نه موتور قدرت ايران. توان عمليات پنهاني و نفوذ ايران است که به ايران اهميت مي بخشند. توان اطلاعاتي مخفي ايران کاملا خوب است. ايران چند دهه را براي برپاکردن اتحادهاي سياسي به وسائل گوناگون – و نه تنها شيوه هاي شيطاني – صرف کرده است. ايرانيها در ميان شيعيان کار کرده اند، ولي نه فقط محدود به شيعيان، و شبکه اي از نفوذ در طيفي از طبقات، و گروههاي مذهبي و ملي فراهم آورده اند. و بطور سيستماتيک اتحادها و روابطي را با چهره هاي مهم براي مقابله با قدرت آشکار ايالات متحده بنا کرده اند. حالا که قدرت نظامي امريکا عراق را ترک مي کند، اين روابط ايرانيان هرچه بيشتر ارزشمند مي شوند.
خروج نيروهاي ايالات متحده تاثيررواني عميقي در ميان نخبگان سياسي خليج فارس داشته است. از زمان افول قدرت بريتانيا پس از جنگ جهاني دوم، ايالات متحده محافظ نخبگان شبه جزيره عربستان و تداوم جريان نفت از منطقه بوده است. همچنان که در واکنش امريکا نسبت به حمله 1990عراق به کويت ديده شد، قدرت نظامي بنياد اين ضمانت بوده است. ايالات متحده هنوز هم داراي نيروي نظامي چشمگيري در خليج فارس مي باشد و نيروهاي هوائي و دريائي امريکا مي توانند با هر گونه تحريکات علني ايران به خوبي مقابله کنند.
اما ايراني ها به اين شيوه عمل نمي کنند. عليرغم هياهوي آنان، سياستهايشان محتاطانه هستند. منظور اين نيست که آنها منفعلانه عمل مي کنند. منظور اينست که آنها از اقداماتي با ريسک زياد احتراز مي کنند. آنها با تکيه به توان وارتباطهاي پوشيده شان عمل مي کنند. اين ارتباطها اکنون در فضائي جريان دارند که بسياري رهبران واقع بين عرب شاهد ند ايالات متحده ضعيفتر، و کمتر قابل پيش بيني شده، و ايران قوي تر مي شود. اين موضوع زمينه مساعدي براي متحدين ايران فراهم مي سازد که رژيمهاي منطقه را براي کنار آمدن با ايران تحت فشار قرار دهند.

زاويه سوريه
وقايع سوريه اين وضعيت را پيچيده مي کنند. سقوط رژيم بشارالاسد، رئيس جمهور سوريه، که ادعا شده بود به زودي اتفاق مي افتد، ديرتر از آنکه بسياري در غرب تصور مي کردند "نزديک به وقوع" از آب در آمده است. در عين حال انزواي رژيم الاسد توسط غرب – و مهمتر ازآن توسط کشورهاي عربي - شرايطي را به وجود آورده که اين رژيم بيش از هر زمان ديگري وابسته به ايران شده است.
اگر رژيم الاسد - ويا رژيم سوريه بدون الاسد – جان سالم بدر ببرد، در نتيجه آن ايران نفوذ عظيمي در سوريه و همچنين در حزب الله لبنان بدست خواهد آورد. روند جاري وقايع در عراق به همراه سرپا ماندن يک رژيم علوي (شيعي) در سوريه يک منطقه نفوذ ايراني را به وجود مي آورد که از غرب افغانستان تا مديترانه امتداد دارد. اين اتفاقات نماينده يک تحول اساسي در توازن قواي منطقه اي بوده که احتمالا به بازتعريف روابط ايران و شبه جزيره عربستان بيانجامد. اين تحول به وضوح به نفع ايران است. معذلک اين تحول به نفع ايالات متحده نيست.
ايالات متحده کوشيده است که با سياستي دو جانبه از اين پيشامد جلوگيري کند. از يک طرف، در يک کامپين مخفيانه درگير شده است که هدفش سابوتاژ و ترور در فعاليتهاي هسته اي ايران است. از جنبه علني، يک برنامه تحريمها عليه ايران را به راه انداخته که در آخرين قدم صادرات نفت ايران را هدف قرار داده است. معذلک اين آخرين قدم با چالشهاي متعددي روبروست.
ژاپن، دومين خريدار نفت خام ايران، پشتيباني خودش از تحريمها را اعلام کرده است ولي هيچ برنامه مشخصي براي پائين آوردن خريدهايش ارائه نداده است. چين و هندوستان، که به ترتيب خريداران شماره 1 و 3 نفت خام ايران هستند، عليرغم افزايش فشارهاي ايالات متحده به خريدهاي خود از ايران ادامه خواهند داد. عليرغم سفر وزيرخزانه داري، تيموتي گايتنر، به چين، چيني ها حاضر به کاربرد تحريم نيستند و روسها هم، حتي اگر اعلام موافقت با برقراري تحريم بکنند، حاضر به اجراي آن نخواهند بود. ترکيه مايل به ايجاد برخورد با ايران نيست و کوشش مي کند عليرغم تحريمها به مثابه يک کانال تجارتي حياتي براي ايران باقي بماند. در همين حال، در حالي که به نظر مي رسد اروپائيها آماده اند در تحريمهاي شکننده تر نفتي شرکت کنند، تا کنون مشارکت در اين مورد را به تاخير انداخته اند وچه از نظر سياسي و چه از زواياي ديگر، اماده شرکت در عمليات نظامي عليه ايران نيستند. بحران اقتصادي اروپا ريشه يک بحران سياسي است که بنابراين حتي اگر اروپا مي توانست وزنه نظامي قابل ملاحظه اي به ميدان آورد، که بطور کلي فاقد آنست،در هر حال هرگونه عمليات مشترک و هماهنگ بعيد مي بود.
از اين زاويه ايالات متحده هم قدرت چنداني براي اقدام نظامي ندارد. تهاجم نظامي به ايران که جاي بحث ندارد. با توجه به نيروهاي قابل دسترس امريکا، جغرافياي کوهستاني ايراني، کشوري با جمعيت هفتاد مليون، تصرف مستقيم کشور را غير ممکن مي کند.

گزينه عمليات هوائي عليه ايران وجود دارند اما اين عمليات نمي توانند به تاسيسات هسته اي محدود شوند. ايران هنوز سلاحهاي هسته اي ندارد. در حالي که سلاحهاي هسته اي مسئله را پيچيده تر مي کنند، خود مسئله بدون وجود آن سلاحها هم همچنان وجود دارد. مرکز ثقل قدرت ايران، قدرت نسبي نيروهاي غير اتمي اش در منطقه هستند. بدون آن نيروها،ماتريکس رواني به هم مي ريزد و ايران کمتر قادر خواهد بود که قدرت پنهانش را به کار بگيرد.
نبرد هوائي عليه نيروهاي متعارف ايران، بازي در صحنه (ممتاز) قدرت نظامي امريکاست ولي دو مشکل دارد. اولا اين نبردي طولاني است که براي ماهها ادامه خواهد داشت. توانهاي ايران وسيع و پراکنده هستند. همچنانکه در عمليات "طوفان صحرا" و کوسووو عليه دشمنان ضعيفتري مشاهده شد، اينگونه عمليات به زمان زيادي نياز دارند و تاثير پذيري آنها هم تضمين شده نيست. ثانيا ايراني ها هم پاتک هائي دارند. البته يکي از آنها تنگه هرمز است. دومين آنها کاربرد نيروهاي عمليات ويژه و متحدين آنها در داخل و خارج منطقه براي اجراي عمليات تروريستي هستند. يک نبرد هوائي درازمدت در کنار حملات تروريستي عدم اعتماد به قدرت ايالات متحده در ميان متحدينش را بيشتر – نه کمتر – مي کند. تازه اين سئوال هم هست که آيا امريکا مي تواند پشتيباني سياسي متحدين ائتلافيش و حتي پشتيباني سياسي داخلي در خود ايالات متحده را حفظ کند.

گزينه عمليات پنهان
ايالت متحده و اسرائيل گزينه عمليات پنهان را هم دارا هستند. آنها داراي شبکه هائي از نفوذ با توانائي هاي عالي در منطقه هستند . آنها علنا گفته اند که از اين امکانات هم براي جلوگيري از دستيابي ايران به سلاحهاي هسته اي، بدون دست يازي به جنگ آشکار، استفاده خواهند کرد. حدس مي زنيم، هرچند مدرکي نداريم، که ترور هفته گذشته شيميست ايراني اي که وابسته به برنامه هسته اي کشور بود، يا کار امريکا و يا اسرائيل و يا هم ترکيبي از اين دو بود. نه تنها يک دانشمند را از صحنه حذف کرد بلکه ناامني و ضعف روحي را به ميان کساني که در اين برنامه کار مي کنند سرايت داد. اين عمليات همچنين، به مردم منطقه نشان داد که ايالات متحده و اسرائيل هم گزينه هائي در داخل ايران در اختيار دارند.
به طور کلي، تمايل ايالات متحده براي پشتيباني از يک جنبش ضد رژيم ايراني به شکست انجاميده است. تهران، در سال 2009 ، نشان داد که که مي تواند تظاهرکنندگان را سرکوب کند و روشن بود که تظاهرکنندگان از پشتيباني وسيع مورد نياز براي مقاومت عليه اين سرکوب برخوردار نبودند. هر چند از سال 1979 ايالات متحده کوشيده است که از ناراضيان داخلي پشتيباني کند ولي موفق نشده خطر قابل ملاحظه اي براي رژيم روحانيون به وجود آورد. به اين دليل عمليات پنهان عليه برنامه هسته اي هدف گيري شده اند و اميد دارند که شايد موفقيت در اين زمينه به بخشهاي ديگر، بخشهائي که اهميت قابل ملاحظه بيشتري دارند سرايت کند.
مدتهاست که ما مي گوئيم ايران " گزينه هسته اي" خودش را دارد، منظورمان چشم انداز بستن تنگه هرمز بود که تقريبا 35% نفت خام حمل دريائي و يا 20% نفت فروش رفته شده جهاني هر روز از آن عبور مي کند. البته اين کار به خود آنها هم ضرر مي زند. اما اگر نتوانستند جلوي يک نبرد پنهان و يا يک نبرد هوائي را بگيرند ممکن است اين گزينه را انتخاب کنند. با در نظر گرفتن شکنندگي اقتصاد جهاني، قطع موقت جريان نفت و يا قطع گاه به گاه آن مي تواند به سرعت به يک بحران اقتصادي بين المللي بيانجامد.
ايالات متحده نمي خواهد شاهد چنين واقعه اي باشد. اقدامات ايالات متحده بسيار محتاطانه خواهند بود، مگر اينکه با درجه اطمينان بالائي از اينکه مي تواند از چنين انقطاع (جريان نفت ) جلوگيري کند، چيزي که تضمين آن بسيار مشکل است. ايالات متحده هم چنين، اسرائيل را هم (از اقدامات يک جانبه) باز خواهد داشت. اسرائيل ممکن است توان آن را داشته باشد که چند تاسيسات هسته اي را بزند ولي نيروي آن را ندارد که برنامه هسته اي ايران را کاملا حذف کند چه برسد به اينکه بتواند با نيروهاي متعارف ايران درگير شود وبا نتايج اين چنين حمله اي هم در تنگه هرمز سرو کله بزند. تنها ايالات متحده قادر به اجراي همه اين برنامه هاست که با توجه به نتايج احتمالي چنين اقدامي، امريکا هم به سختي حاضر به چنين اقدامي است.
بنابراين ايالات متحده به تحريمها و عمليات پنهاني ادامه خواهد داد همچنان که ايران هم به پرورش قدرت پنهاني خود در عراق و منطقه ادامه خواهد داد. هرکدام از طرفين خواهند کوشيد که منطقه را قانع کنند که قدرت آنها در طي يک سال قدرت غالب خواهد بود. منطقه (خاورميانه) نسبت به هر دو طرف مشکوک است ولي بايد با يکي از دو طرف سرکند و يا هم با يک زورآزمائي اراده ها، چشم اندازي نگران کننده، درگير شود. هر کدام از طرفين مي کوشد که قدرت خود را به خاطر تاثيرات رواني آن، بزرگتر نمايش دهد ولي از خط قرمزي عبور نکند که طرف مقابل را وادار به اتخاذ اقدامات افراطي مي کند. ايران امادگي خود را براي کوشش جهت بستن تنگه هرمز و توليد سلاحهاي هسته اي اعلام مي کند ولي از خط قرمز عبور نمي کند، تنگه هرمز را در عمل نمي بندد و يک وسيله هسته اي را آزمايش نمي کند. ايالات متحده ايران را زير فشار مي گذارد و نيروهايش را جابجا مي کند ولي از خط قرمز، شروع عمليات نظامي، عبور نمي کند. بنابراين هر دو طرف از جرقه زدن به عمليات غير قابل قبول طرف مقابل احتراز مي کنند.
از زاويه ايالات متحده، مشکل در اينست که ادامه وضع موجود در نهايت عليه او عمل مي کنند. اگر رژيم الاسد جان به در برد و اگر اوضاع عراق به همان نحوي که تا کنون سير کرده تحول پيدا کنند، آنگاه ايران يک واقعيت جديد را در منطقه تعريف کرده است. ايالات متحده جمع متحدان وسيع و موثري را در منطقه ندارد، مخصوصا اگر قرار باشد آنها را براي جنگ به دور هم جمع کند. ايالات متحده تنها اسرائيل را دارد و اسرائيل هم همانند ايالات متحده نسبت به عمليات مستقيم نظامي دل خوشي ندارد. اسرائيل مايل نيست شاهد کوششهاي شکست خورده باشد و نمي خواهد شاهد ناآرامي بيشتر در جهان عرب باشد. عليرغم هياهويش، اسرائيل دست ضعيفي در اين بازي دارد. تنها امتياز دست امريکا اينست که قوي تر است ولي آن هم به عبارتي نسبي.
جلوگيري از بسط دايره نفوذ ايران براي ايالات متحده يک مقوله اساسي است. براي جلوگيري از بسط نفوذ ايران، عراق صحنه مشکلي است. بنابراين در حال حاضر سوريه کليد مسئله است. الاسد ضعيف به نظر مي رسد و تعويض او با يک دولت سني دايره نفوذ ايران را ضعيف مي کند – اما آن نفوذ را از بين نمي برد. اين چنين واقعه اي براي ايران يک شکست خواهد بود و اين همان چيزي است که ايالات متحده بشدت بدان نياز دارد. مسئله در اينست که ايالات متحده نبايد به عنوان عامل مستقيم تغيير رژيم در سوريه ديده شود در حالي که رژيم الاسد به آن حد ضعفي که ادعا شده ضعيف نيست. با تمام اينها، سوريه نقطه ايست که ايالات متحده مي تواند از بسط نفوذ ايران ، بدون عبور از خط قرمز ايران، جلوگيري کند.
ماحصل طبيعي شرايطي مشابه، که در آن نه ايران و نه ايالات متحده نمي توانند از خط قرمز ديگري عبور کنند، چرا که نتايج آن براي هر کدام از طرفين بزرگتر از تحمل آنان هست،نوعي از مذاکره براي همزيستي درازمدت تر خواهد بود. اگر ايده ئولوژي را کنار بگذاريم، يعني ايالات متحده با يکي از اعضاي "محور شرارت" مذاکره کند و يا ايران با "شيطان بزرگ" مذاکره کند، باز هم ارائه به و اقناع جامعه خودي برايشان مشکل خواهد بود. مسئله در اينست که مشکل است ببينيم هر کدام از طرفين چه چيزي را براي عرضه به طرف مقابل در دست دارند. آنچه که ايران مي خواهد، موقعيت برتر در منطقه و تجديد تعريف چگونگي تقسيم و تسهيم درآمدهاي نفتي است، امري که ايالات متحده را به ايران وابسته مي کند. آنچه که ايالات متحده مي خواهد، ايراني هست که به ساختن دايره نفوذ نمي پردازد و به داخل مرزهاي خودش بسنده مي کند. اين امر به معناي کنارگذاشتن فرصتي تاريخي براي تامين خواستهاي ديرينه ايران است.
ما خود را در شرايطي مي يابيم که هيچ کدام از دو طرف نمي خواهند طرف مقابل را وادار به اقدامات افراطي کنند و هيچ کدام در شرايطي نيستند که به تفاهم وسيعتري با طرف مقابل دست يابند. اين نکته، شرايط حاضر را خطرناک مي کند. وقتي که صحبت بر سر مسائل اساسي مطرح است، هر کدام از طرفين مي توانند ، اگر در گوشه قرار بگيرند ، به طرف مقابل آسيب اساسي وارد کنند و هيچ کدام از طرفين در موقعيتي نيستند که به توافق وسيعي دست يابند . يک بازي شطرنج طولاني به راه مي افتد. در اين بازي شطرنج، احتمالات سوئ محاسبه، بلوفي که طرف مقابل به اشتباه به معناي يک اقدام مي بيند، بسيار واقعي هستند.
اروپا و چين دارند شيوه عملکرد دنيا را بازتعريف مي کنند. اما قلمروهاي بزرگ هم به نفت نياز دارند. همچنان که آدمي در زماني گفت، نفت فراواني از تنگه هرمز مي گذرد. ايران ممکن است بتواند يا نتواند تنگه را ببندد و اين موضوع به اروپا و چين شکل ديگري مي دهد. بنابراين سال نو همان جا شروع شد که انتظار داشتيم. در تنگه هرمز.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration