The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

گفت و گو با کارگران

حسن موسوي

گفت و گو با کارگران

شنبه ۶ اسفند ۱٣۹۰

حسن موسوي

کانون مدافعان حقوق کارگر - در آخرين ماه هاي سال، مساله دستمزدها يک بار ديگر به عنوان يک مساله مهم و مبرم و هميشه مطرح مي بايد از طرف کارگران پيشرو و فعالين کارگري پاسخي مناسب دريافت کند. درحالي که مي بينيم حتا خانه ي کارگر هم صحبت از افزايش خط فقر تا مرز 900 هزار تومان و... مي شود و انتظار حداقل 50درصد افزايش دستمزدها را دارند، اما وجود موانع بسيار باعث شده تا کارگران ايران نتوانند خواسته ها و مطالبات خود را يک پارچه و به صورت جدي مطرح نمايند. امري که ضرورت آن هر روز بيش از پيش احساس مي شود. براي پي بردن به دلايل و ريشه هاي اين مساله با تعدادي از کارگران و زحمتکشان گفت وگو کرديم. باشد تا با توجه به گوشه اي از واقعيت زندگي کارگران، گامي هر چند ابتدايي در اين راستا برداشته شود.
موضوع دستمزدها ، ساعات کار و تغييرات قانون کار و ... موضوع اصلي صحبت ها بود، اما مثل هر گفت وگوي مشابهي گاهي فراتر رفته و خود به خود به موضوعات مرتبط ديگري کشانده شده است که خواننده ي با حوصله با جمع بندي نهايي از آن مي تواند ارتباط اين صحبت ها را به خوبي دريابد و براي پاسخگويي به يک "چه بايد کرد" هم تعميم دهد. پاسخي در خور و شايسته که اين خيل عظيم و پراکنده  اين واقعيت موجود چه تاثيراتي را در جنبش کارگري موجب مي شوند. توضيح مختصري پيرامون اين موضوع لازم به نظر مي رسد.
تعداد قابل توجهي از کارگران ايران را کساني تشکيل مي دهند که يا در واحدهاي توليدي کوچک وموسسات خدماتي مشغول به کارند يا به صورت انفرادي. با اين که بسياري از نزديکان آنان در واحدهاي بزرگتر کار مي کنند و همه ي آن ها به اشکال مختلف در تماس وارتباط هستند. مسلما اين پديده تاثيرات خاص خود را در بسياري از زمينه ها و مسايل از جمله تشکل پذيري و سازمان يابي نشان مي دهد. در شرايط حاضر که ابعاد اخراج و بيکار سازي به خاطر بحران ها و ورشکستگي شرکت ها و کارخانه ها، بسيار گسترده شده و به خاطر تورم و گراني و رکود به خصوص در هفته هاي اخير با کاهش شديد و سريع ارزش ريال در مقابل ارزهاي خارجي شدت و حدتي بي سابقه يافته است، اين تاثيرات نامطلوب بيشتر به چشم مي آيد. کليه ي کساني که دستمزدهاي ثابت مي گيرند، به ويژه محروم ترين آنان مشاهده مي کنند که با چندرغازي که دريافت مي کنند حتا قادر به تهيه مايحتاج اوليه خود مثل روزها و هفته هاي قبل نيز نيستند. اسکناس در دستشان آب مي رود و به دستمال کاغذي بي ارزشي مي ماند . بدون اين که کار خاصي از دست آنان بر آيد. کارگراني که به ريال دستمزد مي گيرند وعملا به دلار هزينه مي کنند.
به علت کثرت اين تعداد از زحمتکشان، شاهد رشد اين بينش هستيم که کارگران مرتبا از جوانب مختلف (حتا از طرف افراد خانواده ودوستان و آشنايان) تحت فشار هستند که براي بهبود بخشيدن به وضعيت خود "کار و کاسبي" براي خود به راه ا ندازند و سعي کنند با کار فردي گريبان خود را از اين همه بدبختي و فلاکت خلاص کنند. تشديد روز افزون فقر و استيصال و ناتواني در تغيير شرايط اقتصادي و اجتماعي مرتبا اين نوع بينش را قوت مي بخشد. کارگراني که مي بينند کارفرمايان دستمزدها و حقوق هاي چندين ماهه معوقه را هم مي خواهند با چک هاي طولاني پاسخ دهند(با بهترين و مثبت ترين نگاه!) از طرف ديگر با استفاده از دريافت حق سنوات و شايد کمي قرض و قوله و وام و با فراهم کردن يک ماشين براي مسافر کشي و يا امکاناتي از اين دست به اصطلاح آقاي خود باشند.
در شرايط بحران اقتصادي شديد عامدانه اين فرهنگ ارتجاعي گسترش داده مي شود که بهبود زندگي را نه در جريان يک مبارزه ي سازمان يافته و همکاري و همگامي و اقدامات دسته جمعي ، بلکه در تلاش فردي بايد جست وجو کرد و دائما به آن ها القا مي شود که هر کس فقط نتيجه ي کار خود را برداشت مي کند. از آن سو هر روز شاهد هستيم که موسسات توليدي و خدماتي بزرگ تقريبا در تمام رشته ها يا کار ندارند و يا به دلايل مختلف قادر به گسترش کار و توسعه ي فعاليت هاي خود نيستند. بنابراين طبيعي است که استخدامي هم درکار نباشد و کارهاي موجود هم عملا به شيوه هايي مانند کار کنتراتي، پيمانکاري، دورکاري ، قطعه کاري و هزار و يک شيوه ي ارتجاعي ديگر جهت مي يابد. پس اولين نتيجه اي که در ذهن و عملکرد توده هاي کارگري شکل مي گيرد که بخصوص آشنايي چنداني با منافع طبقاتي و دراز مدت خود ندارند، آن است که هر کس بايد گليم خود را از آب بکشد و در اين وانفساي غير انساني فقط به فکر خود و نزديکان خودش باشد. اين پديده همچون يک بيماري مسري دائما به لايه ها واقشار گوناگون طبقه سرايت مي کند.
اما پيش کشيدن موضوع و صحبت پيرامون آن به معناي تسليم شدن در برابر آن و يا کنار نهادن خط مشي اصلي و اصولي نمي باشد بلکه همانا ضرورت کار دائم و فعاليت بر روي کارگران پيشرو را خاطر نشان مي کند ؛ بخصوص در مراکز حساس و بزرگ و کليدي صنعتي. به هيچ وجه نبايد و نمي توان اين وظيفه را به اين يا آن شرايط منوط کرد و يا به هر دليل ظاهرا موجه يا غير موجه آن را به تغيير اوضاع موکول کرد.
بايد به دور از کليشه هاي رايج ذهني و با در نظر داشتن هوشمندانه ي تمام جوانب کار را دقيق تر و حساب شده تر پيش بريم که اين نکته ضرورت کار آگاهانه و سازمان گرانه را صد چندان کرده است.

و اما گفت وگو ها
حميد آقا 50 ساله:
- در ماه چقدرحقوق مي گيريد؟
من برشکار شلوار هستم. هر چه بيشتر کار کنم بيشتر مي گيرم و بطور متوسط ماهيانه حدود 500 هزار تومان.
- چطوري اين پول را مي گيريد؟ نقد ، نسيه، سرماه، ساعتي ؟
تقريبا هر 40 يا 45 روز تسويه مي کنم. صاحب کار فاميلمان است. بعضي از مواقع که خيلي گرفتارم هفتگي پول مرا مي دهد. بعضي ار روزها که دير مي روم يا کار دارم مجبورم زود تعطيل کنم هيچي نمي گويد. ولي ما زياد ساعت کار مشخصي نداريم. بايد کل کار خود را به موقع تحويل دهيم.
- با اين مبلغ امورات شما چه جوري مي گذرد؟
مي گذرد بخور و نمير.
- تا به حال براي افزايش حقوق با صاحب کارتان صحبت کرده ايد؟ بيمه هستيد؟
مستقيما که نه . روم نمي شود. آخه پسرم که دانشگاه آزاد قبول شد کمک خوبي بهم کرد و ما را خيلي خجالت زده کرد.
- در باره تغيير قانون کار و تغييرات آن شنيده ايد؟
نه زياد.
- يعني از ميزان حداقل دستمزد و بيمه و ساعات کار و مرخصي و... اطلاع داري؟
نه زياد. اينها مال کارخانه هاي بزرگ ودولتي هاست. ما فقط 5 نفر هستيم.دو نفر از بچه ها بعد از ساعت کار تازه مي روند دستفروشي . خودم هم مي خواهم بروم ويزيتوري به فروشگاه ها براي لباس هاي توليدي خودمان. من بيمه هستم ولي بقيه نه.
- به نظرت حقوق و دستمزد چقدر بايد باشد؟
خوب هر چه بيشتر
- چه طوري مي توان آن را زياد کرد؟
تازه الان که زمستان است و شب عيد کار ما يک مقداري خوب مي شود. سفارش داريم بعد عيد که کار کلا مي خوابد من نمي دانم با اين مخارج چه کار کنم. خودم هم توش مانده ام.
- يارانه مي گيري؟
نگيرم که آب و برق و گاز خانه مان قطع مي شود. کاش يارانه نمي دادند و پول اين چيزها زياد نمي شد.امسال خيلي کمرشکن شده است.

قادر 34 ساله، باربر در بازار تهران، اهل روستاهاي ايلام
- آقا قادر روزي چقدر در مي آوري؟
بستگي به بازار دارد. هر چه بازار بهتر باشه ما هم بار بيشتري مي بريم. يک روز 30هزار تومان روز ديگر 15 هزار تومان. اگر برف و باران باشه بهتره.
- خانواده اين جا هستند يا شهرستان؟
نه تو ايلام هستند. ما هر چه در مي آوريم بيشترش را مي فرستيم براي آن ها فقط به اندازه ي خرج و مخارج و کرايه اتاق نگه مي داريم. حدود يک ماه پيش چرخ دستي ام را دزد برد. پدرم در ‌آمد تا يک چرخ ديگه تهيه کنم. همه بارها را روي کولم مي بردم. شب تا صبح از کمر درد و زانو درد خواب نداشتم. حالا بايد مقداري از پولم را براي قرض هايم بدهم . پول مردم را که نمي شه نداد.
- تا حالا شده که بخواهي توي شرکتي مغازه اي جايي کار کني؟
آره . ولي من سواد ندارم. آن ها به من احتياجي ندارند. کسي من را استخدام مي کند؟ با کدام پارتي؟ کار فني هم که بلد نيستم.
- آيا از جاي ديگري هم درآمد داري؟
مثلا از کجا؟
- تودهات و اينها...
يه تکه زمين داريم که ديم مي کارم. ا گر بارون وبرف بياد که براي ما بهتره. هر چي هوا خشک تر باشه بيشتر بايد کار کنيم. پدرزنم زمين را مي کارد و من هم بعضي از وقت ها براي کمک مي روم. ايام عيد و تعطيل هم که خبري نيست.
- خوب آن جا برات بهتره يا اين جا؟
اين جا بهتره ولي آن جا آدم پيش خانواده اش راحت تره و مجبور نيست همه ي کارها راخودش انجام دهد. با يک لقمه نون هم ميشه گذراند.

ليلا خانم، کارگر شرکت خدماتي
- شما براي يک روز نظافت منزل چقدر حقوق مي گيري؟
صاحب شرکت ها براي 8 ساعت کار روزي 20 تا 25 هزار تومان طي مي کنند. البته به خانه و سختي کار هم بستگي دارد. بيست درصد آن را هم به عنوان کميسيون براي خود مي گيرد.
- شما چند نفر توي اين شرکت مشغول به کار هستيد؟
ما ده تا زن و حدود 15 مرد هستيم.
- هر روز کار داريد؟
آخر سال وقت سر خاراندن هم نداريم. مردم هم خيلي بيشتر انعام مي دهند. و تقريبا 5 روز هفته کار داريم.
- اگر ساعات کارت زياد شود چي؟
صاحب شرکت مي گويد شما بيشتر از 8 ساعت کار نکنيد. بگذاريد براي فردا. ولي خانه ي مردم را که نمي شود نصفه کاره ول کرد. ناراحت مي شوند. تازه خيلي وقت ها يک چيزي به ما مي دهند که ما مجبورمي شويم تا کار را تمام کنيم. من هم که بچه هايم را با خودم سرکار مي برم. آن ها کوچکند و با بچه هاي صاحب خانه بازي مي کنند. (بعضي از صاحبخانه ها از اين کار خوششان نمي آيد فکر مي کنند ما مي خواهيم همه اش به بچه ي خودمان برسيم.) شوهرم هم خودش دير مي آيد.
- شوهر شما کجا کار مي کند؟
توي يک انتشاراتي که هميشه ي خدا سه يا 4 ماه حقوق طلب داره...
- پس حقوق شما خيلي به درد خور است و به موقع....
آره والا. خيلي وقت نيست که يکي از فاميل هامون ضامن شده که توي اين شرکت استخدام بشوم.ولي چون هميشه پولم را نقدا مي گيرم مي دانم که با آن چه کار کنم. تازه بعضي از وقت ها بعضي از صاحب خانه ها به ما لباس و غذا و چيزهاي ديگري مي دهند که خيلي کمک حالمان است. مثلا بعضي از شب ها که خيلي خسته هستم تازه بايد شام و نهار هم براي شوهرم درست کنم و به کارهاي خانه خودم هم برسم. چند وقت پيش يخچال ما سوخت. من ماتم گرفته بودم چه کار کنم. يکي از خانم هايي که در خانه شان کار مي کردم وقتي فهميد دم غروب يک وانت گرفت و يک يخچال که توي پارکينگ بود را بار کرد و پدر آمرزيده کرايه را هم خودش حساب کرد تا دم خانه آورد. البته نو نبود ولي خوب بود. يکي از همکارام مي گفت که همه ي سيسموني بچه اش را يکي از اين ها بهش داده است.
- يعني زمان حاملگي هم کار مي کرده؟
خوب اگه کار نکنيم که از گشنگي مي ميريم.
- خبر داري در قانون کار در مورد ساعات کار خانم هاي باردار و بيمه و ... چي نوشته؟
من فقط مي دانم که بايد روزي 8 ساعت کار کنم و دولت هم 300 هزار تومان حقوق در نظر گرفته، صاحب شرکت هم گفته هر کس مي خواد خودش پول بده تا بيمه اش کنم. چون پول بيمه زياد مي شه هيچ کس بيمه نيست.
- به نظر شما چه طوري مي شه حقوق و درآمد ها را زياد کرد؟
(با شوخي وخنده) بايد دعا کنيم تا پولدارها وضعشان بهتر شود تا حقوق و انعام بيشتري بدهند به ما...
- خوب ازشوخي گذشته چي؟
دولت بايد خودش اين شرکت ها را کنترل کند. ما که همه ي زحمت ها را مي کشيم چرا آن ها بايد 20 درصد از ما کميسيون بگيرند. تازه تلفني از صاحبخانه ها مي پرسند شما چقدر داديد؟ آيا ازکار ما راضي هستند يا نه . من هيچ وقت از کارم نمي زنم ولي به صاحبخانه ها مي گويم نگوييد انعام داديد و يا چقدر داديد. اين ديگه حق خود ماست.

حسين آقا، کارگر پمپ بنزين، 23 ساله
- چقدر حقوق مي گيري؟
ماهي 300 هزار تومان.
- چند ساعت کار مي کني؟
يک هفته از 7 صبح تا 7 شب و يک هفته از 7 شب تا 7 صبح.
- يعني اين حقوق براي 12 ساعت کار است؟
بله . البته شام و ناهار هم مي دهند.
- در مورد قانون کار و ساعات کار و اضافه کار و کار شبانه و غيره هم اطلاعي داري؟
نه! من بچه ي مشکين شهر هستم. آدم هاي زيادي را نمي شناسم. خيلي وقت هم نيست که اين جا کار مي کنم. دوسالي مي شه که تهرانم . ده ماهه که اين جا کار مي کنم.
- مگه اون جا کار نبود؟ مي گن براي کار کشاورزي خيلي دنبال کارگر مي گردند؟
سربازي ام که تمام شد طرف هاي ما کار نبود يا اگر هم بود خيلي کم بود. اول رفتم تبريز. ديدم خبري نيست. اومدم تهران. تمام کارخانجات جاده مخصوص و قديم و کرج را گشتم. جاده ساوه هم رفتم. خيلي جاها فرم پرکردم ولي نشد که نشد. با اين سن و سال خجالت مي کشيدم از بابام پول بگيرم. هر چند که اونم پول نداشت. يک فاميل داشتيم که باهم توي پارک سوار و ميدان آزادي بادکنک و آدامس و بيسکويت مي فروختيم. يا توي مترو ... مامورها هر روز گير مي دادند. يکي از روزها يکي از فاميل هامون منو ديد. خيلي خجالت کشيدم. او مرا به صاحب پمپ بنزين معرفي کرد و منم مشغول شدم. من تا سيکل بيشتر درس نخواندم حال مي فهمم که چه خريتي کردم.
- الان خيلي تحصيل کرده ها هم هستند که بيکارند وخيلي وضع خوبي ندارند.
بله ولي آن ها حداقل بوي بنزين و گازوييل نمي دهند. من تازه با دختر يکي از فاميلامون نامزد کردم. دو سه دفعه هم ديگه رو ديديم. مي گه تو هميشه بوي بنزين و نفت مي دي! تو تهران خانم هايي هستند مثل ماه با کلاس با ماشين هاي آخرين سيستم. از ماشين پياده نمي شوند. فقط کارت سوخت و پول را مي دهند تا من برايشان بنزين بزنم. اضافه پول خودشان را هم نمي گيرند مي دهند به خودم. اما نامزد من اين حرف ها را به من مي زنه.(سري با افسوس تکان مي دهد)
- تا حالا براي اضافه حقوق و يا کم کردن ساعت کار با صاحب پمپ بنزين صحبت کرده اي؟
نه بابا. مي خواهي با يک تيپا بزنه و دوباره برم بادکنک فروشي؟
- خوب از اين کار هم که راضي نيستي. پس دلت مي خواست کجا کار کني؟
يک روز يک ماشين مدل بالا مال وزارت نفت آمد بنزين بزنه. و رفتم جلو و بعد از سلام وعليک گفتم مي شه براي کارگري توي پالايشگاه يا يه جاي خوب استخدام بشم؟ گفتند الان استخدام دولتي ممنوع است. يکي هم خيلي شوخ بود گفت هيکل تو به درد نيروي انتظامي و گشت مي خوره. برو آموزشگاه گروهباني. گفتم مگه من خلم تازه از سربازي راحت شدم اگر مي خواستم برم بايد هفت هشت سال قبل مي رفتم تا الان حداقل گروهبان يک شده بودم. آن ها هم خنديدند و گفتند هر طور دلت مي خواهد و رفتند . من هم فعلا بايد همين طور کار کنم و پول هامو پس انداز کنم. مواظب باشم تا دخلم کم نياره تا ببينم چي مي شه!!

سميه خانم، کارگر آرايشگاه زنانه ،40 ساله
- چند ساعت کار مي کنيد و چقدر حقوق مي گيريد؟
حدود 250 هزار تومان . کار ما ساعت نداره تقريبا از 9 صبح شروع مي شود و تا هر وقت مشتري داشته باشيم ما هم بايد باشيم. بيشتر موقع ها تا حدود 8 يا 9 شب سرکار هستيم. بجز ايام محرم و ماه رمضان که از کار خبري نيست.
- فکر مي کني اين مقدار حقوق و ساعات کار مطابق با قانون کار هست؟
خوب خودم قبول کردم. بعضي ها هم هستند که با خانم صاحبکار توافق مي کنند 50 – 50 يعني از وسايل و آرايشگاه بدون مواد مصرف استفاده مي کنند وکار مي کنند و درآمد ها را شريک هستند.
- من شنيده ام که خيلي آرايشگاه هاي زنانه درآمد زيادي دارند. پس چرا به تو اين قدر کم حقوق مي دهند؟
بستگي داره اگر فصل عروسي و عيد و... باشه انعام هم زياد مي دهند بعضي وقت ها که شلوغ نيست، کاريش نمي شه کرد.
- بچه هايتان چه کار مي کنند؟
بچه هاي من همه بزرگ هستند خودشان مراقب هستند. براي ديگران هم که نه مهد کودکي هست نه چيزي... خيلي ها بچه هايشان را پيش مادر و خواهر و... مي گذارند. خب مجبورند. چه کار کنند؟
- فکر نمي کنيد شما هم بايد مثل خيلي ها مثل پرستاران و معلمان و... بايد يک صنف و اتحاديه داشته باشيد؟
اتحاديه آرايشگران که داريم. اما هميشه تذکر مي دهند که حجاب را رعايت کنيم. آهنگ نگذاريم و کاري نکنيم که سرو کارمان به منکرات بيفتد. ما کسي را نداريم. ما بايد به فکر خوشگل کردن زن ها و دختراي مردم باشيم و الکي بخنديم. با عزيزم و جانم گفتن با مردم صحبت کنيم. ولي از توي دل ما کسي خبري ندارد!

آقا امين، کارگر فروشگاه لوازم طبي درتهران، 30 ساله ديپلم
- دريافتي حقوق شما چقدر است؟ چندسال سابقه ي کار داريد و چند ساعت در روز کار مي کنيد؟
دريافتي من تقريبا 400 هزار تومان است.6 سال سابقه کار دارم و هر روز از 8 صبح تا 5 بعد از ظهر کار مي کنم. يک ساعت هم براي ناهار تعطيل هستيم.
- با توجه به سابقه ي کار طبق قانون کار بايد بيشتر حقوق بگيري؟
فعلا که نمي دهند. صاحب کار ما هميشه بر مبناي قانون کار حقوق مي دهد. بيمه هم هستيم. روز اول برج حقوق همه را مي دهد. سالي دو ماه هم عيدي مي دهد.
- توقع داريد دستمزد شما چقدر باشه؟ چه طوري مي شود به آن رسيد؟
به نظر من اگر کسي متاهل باشه مستاجر هم باشه بايد حداقل يک ميليون تومان بگيرد وگرنه ول معطل است.
- خودت صاحبخانه هستي؟
بله. من يک خانه ي 70متري توي کرج دارم.
- مي داني قراره قانون کار را اصلاح کنند؟
يه چيزهايي شنيده ام. ولي راستش به اين قانون مانون ها هيچ اميدي ندارم. کار خاصي هم از دستم برنمي آيد. مي ترسم کاري کنم. شکايتي کنم کل کارم را ازدست بدهم. من زن و دو تا بچه دارم. بايد به فکر آن ها هم باشم.
- از لهجه ات معلومه که کردي؟ کرد و ترس؟
(مي خندد) کرد هم کردهاي قديم. بچه سنندج هستم. مي دوني من چه سختي هايي کشيده ام اگر داستان زندگي ام را برايت بگويم باورت نمي شود. فقط يک کلمه بگويم: آنچه شيران را کند روبه مزاج احتياج است احتياج است احتياج.

مهدي آقا، راننده اتوبوس بين شهري
- براي يک سرويس بين شهري چقدر حقوق مي گيريد؟ بيمه هستيد؟
بستگي داره کجا بريم. مثلا اصفهان يا اراک يک جور حقوق مي دهند، شيراز و مشهد و بندرعباس مقداري بيشتر. ما راننده ي کمکي هستيم.اگر هر شب سرويس داشته باشيم به 700 الي 800 تومان هم مي رسه. توي هر صورت حساب مبلغي هم را بابت بيمه کم مي شود و اگر چند سرويس داشته باشيم جز سابقه ي ماهانه محسوب مي شود.
- در رابطه با قانون کار و تغييرات آن چه اطلاعي داريد؟
شغل ما طوريه که هر وقت همه بيدارند، ما خوابيم و هر وقت همه خوابند. ما مجبوريم دو تا چشم هم قرض کنيم بيدار باشيم. چطوري از چيزي خبر داشته باشيم؟
- مشخصه آدم دنيا ديده و با تجربه اي هستيد همچي هم بي اطلاع نيستيد؟
شما لطف داريد. ولي واقعا ما توي بيابون و با يک مشت شاگر شوفر چه فکر و چه فرهنگي بايد داشته باشيم. درسته؟
- به نظر من که نه . به هر حال اين موها در جريان زندگي سفيد شده . مطمئنم اگه پاي درد دل شما و همکارانتان بنشينيم خيلي چيزها مي فهميم. کنار يکي از اتوبوس ها خواندم که نوشته بود اتحاديه صنف خود رانندگان . شما سنديکا يا اتحاديه داريد؟
نه آن ها مال يکي از صاحب ماشين هاست که خودشان روي ماشين خودشان کار مي کنند. بيشترشان هم قمي هستند. من تا چند ماه پيش تو شرکت واحد بودم که بعد از خصوصي سازي و اينها با سالي دو ماه بازخريد کردند و گفتند به سلامت. ما چون که هر کدام روي يک ماشين هستيم و استخدام شرکت هاي مسافربري بزرگ نيستيم، هيچ چيزي نداريم. کسي هم از ما حمايت نمي کند. من که چند سال ديگر بازنشسته مي شوم اما اگر کسي يک صاحب ماشين با حال و درست و حسابي پيدا کنه با يک خط خوب و ثابت بيشتر مشکلات حل مي شه.
- واقعا؟
اگر اهل کار و زحمت باشه وضعش خوب مي شه.

اميرخان و آقا شمس اله، کارگران باربر در بازار تهران
- اميرخان چقدر درآمد داريد؟
اگر کار خوب باشه ماهي 500 يا600 هزار تومن.اگر افغاني ها بگذارند ماهي يک ميليون هم مي شود.
- چطور مگر افغاني ها چه کار مي کنند؟
خوب باري را که من با اين گاري دستي مي برم 3 يا 4هزار تومان مي گيرم، آنها 2000 تومان مي گيرند. بعضي از مغازه ها هم کار خود را به آن ها مي دهند مگر اين که آن ها نباشند و يا خيلي عجله داشته باشند.
- آقا شمس اله شما با امير موافق هستيد؟
من که حتا گاري هم ندارم. جعبه ها و کارتن هاي سنگين را مي گذارم روي پشتم. و چند طبقه بالا مي برم. و همه ي افغاني ها اين جور نيستند. من فکر مي کنم اون ها هم مثل ما بدبخت هستند و کار مي کنند. بعضي مغازه ها کم مي دهند. بايد اول طي کرد تا بعد زيرش نزنند.
امير: آره بعضي مغازه ها واقعا کم مي دهند. بعد از اين برنامه ي يارانه ها وضع فرق کرده. چون افغان ها يارانه نمي گيرند آنها هم خرجشان زياد شده و بيشترشان حاضر نيستند با هر قيمتي کار کنند. از اين نظر بهتر شده .
- آيا موافق هستي افغان ها را بيرون کنند يا حداقل بروند مجوز بگيرند؟
امير: من نمي خواهم نان کسي بريده شود. ولي اگر بگويند آن ها فقط براي کار به کوره پزخانه ها و يا گاوداري ها و مرغداري ها بروند خيلي بهتر مي شود.
شمس اله: خوب خيلي از افغاني ها که الان همان جا کار مي کنند نصفشون هم که تو کار ساختمون و عملگي هستند. يک عده هم توکار خلاف ومواد...
- آيا مي دانيد قانون کار در مورد کار براي کارگران خارجي چه مي گويد؟
هر دوي آن ها: نه.
- آيا اگر کارگران  چه ترک  چه افغان و چه فارس دست به دست هم بدهند و با هم متحد شوند وضع شان بهتر نمي شود؟
امير: خوب اين طوري بهتره. ولي آخه چطوري؟ نمي شه که.
- من توي يک فيلم قديمي ديدم که کارگران بارانداز يک بندر توي خارج مي خواستند سنديکا درست کنند تا صاحبان کشتي ها و تاجران و شرکت ها نتوانند از آن ها سوءاستفاده کنند. خوب به نظر من يک جور هايي شما ها هم بايد همچون کارهايي بکنيد و يا چيزهايي داشته باشيد شايد فرجي باشد. که حتما هست.
شمس اله: ما که از صبح تا شب آنقدر سگ دو مي زنيم تا خرجمان را در آوريم . ديگه حالي براي آدم باقي نمي ماند. باور مي کني اگر من يک روز مريض باشم و يا خوب کار نکنم آن شب ما کم داريم. من بجز پول بليط تمام درآمدم را به زنم مي دهم تا براي فردا نان و پنير و روغن و چيزهاي ديگر را بخرد من حتا به اندازه ي يک روز پس انداز ندارم. نه اهل سيگار و دود و دمم نه تفريح و خوشگذراني.
مي داني من چند سال است که سينما نرفته ام؟ شما هي مي گويي توي يک فيلم ديدي. من دو سال است که حتا تا ميانه هم نتوانسته ام بروم. يک روز صبح زود يک جيب بر دست کرد توي جيب من. من فهميدم ولي هيچي نگفتم. توي ايستگاه توپخونه که پياده شدم در گوشم گفت بي معرفت اقلا يک صد تومني مي گذاشتي توي جيبت براي دست لاف من!
همگي خنديديم. و گفتم آن را توي تلويزيون ايران ديدم.
امير: من که چشمم آب نمي خوره که وضع بهتر از اين شود. شايد حق با شما باشه. ولي اگر من بتوانم هر طور شده مثل پسرعموم يک وانت بخرم مي رم ايلام زن مي گيرم و راحت مي شم.

سيد محمد کارگر، نظافتچي و سرايدار يک باشگاه ورزشي
از سيد محمد کارگر نظافتچي و سرايدار باشگاه از حقوق و کار و بارش پرسيدم . گفت:
من ماهي 200 هزار تومان حقوق مي گيرم.
- چرا اينقدر کم؟
خب توي باشگاه دو تا اتاق به من داده اند. اين جا زندگي مي کنم. پول کرايه خانه، برق و آب و گاز هم ندارم. از دکه هم درآمد دارم. سيگار و بيسکويت و شکلات و اين جور چيزها مي فروشم.
- ورزشکار هم هستي؟
من که نه! گچ کار بودم و از داربست افتادم و نقص عضو پيدا کردم. توي خونه ي صاحب همين باشگاه کار مي کردم که افتادم ولي خرج عمل منو داد و بعد يه مدت که ديگه نتونستم کار کنم من و وزن و بچه هايم را به اين جا آورد. خدا پدرش را بيامرزد به من جا و مکان و پناه داد. زنم هفته اي يک بار به خانه ي آن ها مي رود و حقوق هم مي گيرد.
- مگر ضمن کار آسيب نديدي؟ آيا طبق قانون کار به وضعيتت رسيدگي شد؟
نه. ساختمون بيمه نبود. حالا همه ي ساختمونا بيمه هستند.
- آيا شکايت کردي؟
به کي و کجا؟
- خب از کار فرمايت به اداره ي کار؟
من خودم از بالا افتادم به او چه ربطي دارد؟
- مگه نبايد امنيت و شرايط اصولي کار را براي تو فراهم مي کرد؟
کي به اين چيزها اهميت مي دهد. باز هم مردانگي کرد و نگذاشت ما از گرسنگي و سرما بميريم. يا توي خيابون بمانيم.
- حالا بيمه هستي؟
آره. پول بيمه را هم صاحب باشگاه مي دهد. خيلي انسانه.
خدا را شکر کار بيشتري از دستم برنمي آيد. همين که محتاج کسي نيستم يک دنيا ارزش دارد و فقط نگران بچه هام هستم. با اين همه معتاد و فساد اگر بتونم بچه هاي خوبي تحويل جامعه بدهم غصه اي ندارم. شاهکار کرده ام.

علي آقا، کارگر آشپزخانه
من کمک آشپزم هر روز ساعت 5 از خانه بيرون مي آيم و تقريبا ده شب به خانه برمي گردم. حدود 600 هزار تومان حقوق مي گيرد و در يک آشپزخانه که براي يک پيمانکاري کار مي کند که طرف قراردادش ارتش است و براي پرسنل و سربازان غذا مي دهد.
- هر روز بايد 3000 پرس غذا را براي ظهر و شب آماده کنيم. کوهي از برنج را بايد پاک کنيم و بپزيم. مقدار زيادي هم مرغ و گوشت و .... را براي خورشت آماده کنيم. روزهايي که چلوکباب کوبيده داريم که صد بار مي ميريم و زنده مي شيم. اگر بهتون بگم روزي چند کيلو مواد مختلف را پاک مي کنيم،‌مي شوريم، خورد مي کنيم ، سرخ مي کنيم و مي پزيم دود از کله تان بلند مي شود. همه ي اين کارها را 5 نفره انجام مي دهيم. به علاوه شستن ديگ هاي بزرگ و چرب. ... نه عاشورا داريم نه عيد. يه نفس و يه کله کار مي کنيم و کار. فقط بعضي مواقع که سربازان به مرخصي مي روند مقداري از حجم و شدت کار کم مي شود. صبحانه ساعت 11 و ناهار ساعت 4 مي خوريم و شام را به خانه مي بريم.
- مي داني حقوق و اين ساعات کار و خيلي از چيزهاي ديگر با همين قانون کار هم غير قانوني است؟
من از قانون کار هيچي نمي دانم.
- آيا بازرس ونظارتي بر روي کار شما وجود ندارد؟
خيلي وقت ها بازرسان بهداشت ارتش به ما سر مي زنند. دست ها و ناخن ها لباس ها و موهاي ما و ظروف را کنترل مي کنند. از وضع آب گرم و دستشويي مرتبا سوال مي کنند و آن جا را بررسي مي کنند به ما سفارش مي کنند که حداقل روزي يک بار حمام برويم و لباس هاي کار و خودمان را هر روز بشوريم و عو ض کنيم. از صابون و ساير لوازم بهداشتي و شست و شو و ... مي پرسند ولي به حقوق و ساعات کار و اين چيزهايي که شما مي گوييد کاري ندارند.
- آيا شما اعتراض يا صحبتي با پيمانکار داشته ايد؟
چند ماه قبل که همگي از اين وضع خسته شده بوديم دست از کار کشيديم و يک وعده شام درست نکرديم. زود رفتيم فردا صاحب کار پيش ما آمد و گفت مي دانيد چقدر من را جريمه کرده اند. گفت اگر مشکلي داريد با خودم مطرح کنيد. بعد از اين که حرف هاي ما را شنيد نفري 50 هزار تومان به حقوقمان اضافه کرد و قرار شده به تعداد افراد خانواده غذا ببريم. ماهي يک روز هم مرخصي با حقوق بدهد. چند تا سرباز هم براي کمک به ما بدهند. ولي اين کار دو روز بيشتر نشد. گفتند سرباز نبايد برود براي پيمانکار خدمت کند. اگر مي خواهيد کارگر بگيريد. که پيمانکار گفت نمي صرفد و منصرف شد. به خاطر کمبود کارگر هم مرخصي نمي دهد.
- فکر مي کنيد تا کي بتوانيد به اين طريق ادامه دهيد؟
نمي دانم. راستش تا حال به اين مساله فکر نکرده بودم. ما براي زن و بچه خودمان کار مي کنيم به کسي کاري نداريم.
- چرا توي يک رستوران کار نمي کني؟
فکر مي کني آن جا بهتر است. من قبلا کار کرده ام. بعضي از رستوران ها بايد تا ساعت 12 شب هم کار کني.
- يعني کارشان اينقدر زياد است؟
همه که نه ولي خوب کار توي همه ي آشپزخانه ها سخت است. خيلي سخت و طاقت فرسا. جاي تنگ و خيلي گرم. بوي چربي و پياز و دود و روغن سوخته بعضي وقت ها تهويه هم از کار مي افتد. ما همه يک جوري مريض هستيم. خودمان خبر نداريم. اگر يک صاحب کار سگ اخلاق هم داشته باشي که خلاص . باز اين جا ما فقط خودمانيم و سرپرستمان کاري به کار ما ندارد. فقط مي آيد مي بيند که ما مشغول کار خودمان هستيم. و کسي از زير کار در نمي رود،‌ مي رود دنبال کار خودش.

kanoonmodafean1.blogspot.com



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration