The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

جنگ به مفهوم برگشت از تمدن به قهقراست، صلح يک مادر است

ناهيد جعفرپور


از کجا مي داني
که صلح زن است؟
من ميدانم، زيرا ديروز او را ديدم در راه پر پيچ و خمي به گذران جهان. او چهره اي غمگين داشت مثل يک گل طلايي که پژمرده شده پيش از آنکه شکوفا شود.
از او پرسيدم چرا چنين غمگين است؟ به من گفت که فرزندش در آشويتز به خاک و خون افتاده، دخترش در هيروشيما، و پسرانش در ويتنام، ايرلند، اسرائيل، لبنان، بوسنيا، رواندا و چچنيا و افغانستان و عراق و...
گفت که فرزندان ديگرش همگي در ليست سياه مردگانِ جنگ هسته اي اند، همه فرزندان ديگرش نيز، مگر آنکه همه جهان بداند که -- صلح يک زن است.
هزاران شمع سپس روشن شدند در چشمان ستاره‌گون‌اش، و من ديدم - صلح در واقع يک زن حامله است، صلح يک مادر است
(دکتر آدا آهاروني، زن اسرائيلي فعال جنبش صلح)
روسو در کتاب قرار دادهاي اجتماعي مي نويسد: "جنگ به هيچ وجه رابطه انسان با انسان نيست رابطه دولت هاست که در آن افراد انسان تنها بر حسب تصادف و اجبار دشمن يکديگر مي شوند".
بزباني ديگر جنگ بيان ترور بر عليه تمامي انسانها بخصوص بر عليه زنان ، مادران و کودکان است. ادعاي توسل به جنگ ها براي اجراي حقوق بشردوستانه و دفاع از حقوق زنان دروغي بيش نيست چرا که بخصوص جنگ هاي کوزوو و افغانستان و عراق و ليبي و بسياري از جنگ هاي ديگر در کشورهاي جنوب جهان نشان دادند که نه تنها اين جنگ ها براي منافع بشردوستانه به اجرا در نيامد بلکه قربانيان اصلي شان همانا زنان و کودکان اين کشور ها بودند ودر نهايت اين جنگ ها به نابودي ابتدائي ترين ملزومات زندگي مردم اين کشورها ختم شد. زنان و کودکان عامل بر انگيختن جنگها نيستند اما هدف خشونت ها در منازعات هستند و اکثريت قربانيان و آوارگان را تشکيل مي دهند. بر اساس يافته هاي سازمان ملل شاخص مشارکت زنان در امر صلح بيانگر شدت آسيب هاي جنگ بر آنهاست. از هر ۱۱ فعال صلح ۸ نفر زن هستند. از هر بيانيه صلح که منتشر مي شود بيشترين امضا متعلق به زنان است.
در مجموع زنان بعنوان خالقان زندگي، پرستاران زندگي و عشق ورزان زندگي ، هميشه از مخالفان اصلي جنگ ها بوده اند و مي باشند. زيرا که جنگ ها باعث مي شوند که زنان هر آنچه را که دوست مي دارند از دست بدهند( زنان در نتيجه جنگ ها فرزندان، همسران، خانواده، محيط کار، فرهنگ ، محيط زيست خويش را از دست مي دهند). در اين دوره دشوار در پنج قاره ي جهان مسئوليت دفاع از انسان و محيط زيست را زنان بر عهده گرفته اند( توجه به سازمان هاي زيست محيطي و جنبش هاي براي صلح که از سوي بسياري از زنان جهان سازماندهي مي گردد). شايد براي برخي اين سئوال پيش آيد که طبق اين تعريف مردان جنگ طلبند؟ به اعتقاد من موضوع بر سر مناسبات پدرسالارانه جوامع جهان است نه خود پديده اي بنام مرد. مشخص است که هم اکنون زناني در جهان وجود دارند که از طرز تفکر سرمايه داري پدرسالارانه و سياست هاي ارتجاعي بنيادگرائي اسلامي و مسيحي و.....دفاع مي کنند و يا بسياري از مردان که مدافع نظريات فمنيستي مي باشند. اما آنچه مورد بحث است اين است که در جهان امروز و تحت مناسبات جهاني سازي نئوليبرالي اولا ساختار کار تغيير نموده است و به ساختاري زن ستيزتبديل شده است( سرمايه داران در کارخانه جات بازار جهاني و در بخش خدمات بجاي نيروي کارکارگرمرد تمام وقت با امنيت کاري، نيروي کار ارزان ونيمه وقت بدون امنيت کاري زنان را در سطح جهان بکار مي گيرند همچنين بخشي از کار توليد را به عهده زنان خانه دار در خانه ها سپرده اند ) و دوما همين جهاني سازي نئوليبرالي براي پياده کردن اين سياست کاري وبراي دستيابي به ذخايرثروت و ذخاير انساني بيشتر و براي باز کردن درهاي کشورهاي جنوب جهان به روي بازار جهاني و خصوصي سازي تمامي شاهرگ هاي اقتصادي و ملزومات زندگي انسانها و حل بحران مالي جهاني از سياست هاي تهاجمي و جنگ ها استفاده مي نمايند. دوما حکومت هاي ارتجاعي بنيادگراي منطقه چون جمهوري اسلامي از يکسو براي تامين منافع خويش و از سوي ديگر براي رهائي از بحران اجتماعي و اقتصادي و سياسي داخلي و سرکوب جنبش هاي اجتماعي و نيروي هاي مخالف خود و از همه مهمتر جنبش دمکراسي خواهي سال هاي اخير به آتش جنگ نفت مي پاشند. تجربه نشان داده است که رژيم هاي پدرسالار ارتجاعي و مستبد و زن ستيزي چون جمهوري اسلامي از هر فرصتي استفاده نموده و در ابتدا به سرکوب زنان و جنبش هاي زنان پرداخته اند. اما اين اشتباه هم نبايد پبش آيد که گويا ضد جنگ بودن زنان و دفاع آنان از صلح به مفهوم عدم دخالت زنان در مبارزات اجتماعي و مبارزات بر عليه رفع تبعيض بر عليه زنان و مبارزات دمکراسي خواهي در کل است. به اعتقاد من تمامي مدافعين عدالت اجتماعي و آزادي و دمکراسي چه زن و چه مرد از مدافعين سرسخت صلح و مخالفين جدي جنگ ها مي باشند ولي در مقابل استثمار و ظلم و تبعيضات اجتماعي ، اقتصادي و جنسيتي از سوي امپرياليسم و ارتجاع داخلي مجبور به مقاومت و مبارزه مي باشند. اين مسلم است که در صورت استقرار عدالت اجتماعي و رفع تبعيضات گوناگون اجتماعي، اقتصادي و جنسيتي و به حقيقت پيوستن جهاني ديگر، چشم انداز زندگي انسانها صلح آميز و زيبا خواهد بود.
اما همانطور که در بالا گفته شد بحث ما در اين جا پرداختن به چگونگي مبارزات زنان منطقه و ايران نيست بلکه پرداختن به آسيب هائي است که در مجموع در صورت وقوع جنگ در کشورهائي چون کشور ما دامنگير تمامي زنان خواهد شد. خانم ماريا ميز فعال جنبش زنان و فعال جنبش صلح در آلمان در اين باره مي نويسد : "جنگ به مفهوم برگشت از تمدن به قهقراست". دقيقا تا کنون تمامي کشورهائي که در آن ها جنگي به وقوع پيوسته است در زير فشار اين جنگ ها اين سير نزولي قهقرائي در ابعاد مختلف طي شده است. افزون بر اين وي اعتقاد دارد که "جنگ ها نه تنها آسيب هاي فيزيکي ( کشته شدن انسانها و انهدام محيط زيست) را باعث مي شوند بلکه آسيب هاي رواني گسترده تري آنهم طي نسل ها بجاي خواهند گذاشت". دقيقا با نگاهي به کشور هاي جنوب جهان ( آفريقا و آسيا) يعني جوامعي که همواره جنگ هائي در آنان به وقوع پيوسته است "پس خشونت" هاي بيشماري در روح اين جوامع نهادينه شده اند واين پس خشونت ها ازطريق مناسبات پدرسالارانه و قوانين پشتيباني کننده اين مناسبات، حريم اجتماعي و شخصي و خانوادگي زنان را مورد خشونت هاي متفاوت انهدام کننده ديگري قرار داده است. البته اين بدان معني نيست که زنان کشورهاي ديگر جهان در صورت جنگ ها زير خشونت جنگ ها قرار نگرفته اند و نخواهند گرفت اما وجود رژيم هاي مستبد وبنيادگرا و ارتجاعي در اين مناطق با وجود درد مشترک اين زنان با ساير زنان جهان اما شرايطي بس دشوار تر و استثنائي تر را براي آنان به وجود آورده است.
باري ، در حال حاضر دربسياري از کشورهاي جهان يا جنگي انجام ميشود و يا جنگي پايان يافته است و يا جنگي در شرف وقوع است و طبق آمار هاي رسمي 90% قربانيان اين جنگها غير نظاميان بوده که از ميان اين تعداد اکثريت با زنان و کودکان است. چرا اکثريت قربانيان زنان و کودکان مي باشند؟
مثلا جنگ 8 ساله ايران و عراق را در نظر مي گيريم : طبق آمار رژيم جمهوري اسلامي، 800000 نفر در جنگ 8 ساله ايران و عراق به قتل رسيده اند. اگر حتي تعداد کشته شدگان زن يکسوم آمار کشته شدگان در مجموع باشد اما کشته شدن همسران و بجاي گذاشتن زنان بعنوان سرپرست خانوار و کشته شدن فرزندان و بجاي گذاشتن مادران داغديده ، خراب شدن خانه ها و بيخانمان شدن زناني که خانواده خويش را از دست داده اند، خراب شدن کارخانه جات و موئسسات و بيکارشدن زنان ، زن ستيزي رژيم بنيادگراي جمهوري اسلامي به بهانه جنگ، فشار ، تجاوز ، بي امنيتي ، روآوردن زنان سرپرست خانوار به کارهاي پست و احيانا تن فروشي براي گذران زندگي کودکان و برخوردار نبودن زنان از امنيت هاي اجتماعي و حقوقي ومرگ و مير کودکان در اثر بيماري هاي ناشي از جنگ و ..........صدمات و آسيب هاي روحي و جسمي است که قرباني شدن را تعريف مي کنند.
اشاره اي قوانين جنگ درباره زنان
تا کنون پروتکل هاي متعددي حاکم بر شرايط جنگي تصويب گرديده است و تنها در پروتکل الحاقي کنوانسيون هاي ژنو مصوب ۱۹۴۹ و ۱۹۷۷ بخش چهارم در ماده ۷۶ به نفع کودکان و زنان مواردي ذکر شده است که نکات برجسته آن به ترتيب زير است:
• بر تفکيک زنان و مردان اسير و عدم اعمال خشونت بر زنان در طول بازداشت تاکيد شده است
• توجه پزشکي به زنان بار دار و کودکان خرد سال را ذکر کرده است
• تحميل هر گونه کار اجباري بر زنان در اردوگاه ها منع کرده است
• همين طور تجاوز به زنان را به عنوان جنايت جنگي شناخته است
• نهايتا در همه موارد اعمال مجازات مرگ براي زنان ممنوع است.
با اين وجود بانگاهي کوتاه به وضعيت زنان در جنگ ها ي کوزوو، افغانستان و عراق و ليبي و... ميتوان تا حدودي به عمق فاجعه جنگ در منطقه و بي اساس بودن اين قوانين پي برد. بر اساس يافته هاي سازمان ملل شاخص مشارکت زنان در امر صلح بيانگر شدت آسيب هاي جنگ بر آنهاست.
از هر ۱۱ فعال صلح ۸ نفر زن هستند. از هر بيانيه صلح که منتشر مي شود بيشترين امضا متعلق به زنان است.
زمان حضور پزشکان در جنگها بيشترين نياز به پزشکان زن گزارش مي شود. علت آن اينست که پس از مجروحين نظامي زنان بواسطه بيشترين خشونت (تجاوز) پر تعدادترين بيماران را تشکيل مي دهند.
به آمار سازمان ملل نگاه کنيم :
• بين ۲۵۰۰۰۰-۵۰۰۰۰۰ زن ودختر در سال ۱۹۹۴ در جريان جنگ رواندا مورد تجاوز و آزار و اذيت قرار گرفتند
• بين ۲۰۰۰۰-۵۰۰۰۰ در سال ۱۹۹۰ در جريان جنگ بوسني و هرزگوين مورد تجاوز قرار گرفتند.
• بين ۵۰۰۰۰-۶۴۰۰۰ در طول جنگ هاي داخلي سيرالئون مورد آزار جنسي قرار گرفتند
• در سودان بطور متوسط هر روز ۴۰ مورد تجاوز وحشيانه جنسي به زنان گزارش شده است. در اين کشور آمار زنان و کودکاني که مورد آزار جنسي بوده اند تنها در يک دهه ۲۰۰۰۰۰ مورد گزارش شده است.
• در جنگ جهاني دوم ۱۲۰۰۰۰۰ زن ربوده شدند و مورد آزار قرار گرفتند و تعداد زيادي مفقود شدند.
• در جريان جنگ کره هر زن مجبور بوده است روزانه به ۳۰ سرباز ژاپني خدمات جنسي ارائه کند
در حقيقت نه تنها ارتش هاي غالب در جنگ ها به غنيمت گرفتن زنان را مشروع مي شمارند، بلکه از تجاوز به عنوان اسلحه جنگي استفاده مي کنند. بطوري که آمارخشونت به زنان کشورهاي در گير جنگ در دهه گذشته بسيار وحشتناک افزايش يافته است. بطور مثال ــ در بوسني براساس آمارهاي متفاوت در مدت 5 ماه به بيست تا پنجاه هزار زن تجاوز جنسي شده است. ـ در سيرالئون از چهار هزار و پانصد كودك ربوده شده شصت درصد دختر بوده اند. ـ در اين دهه در اثر جنگ ها در حدود 40 ميليون آواره جنگي وجود داشته است كه هشتاد درصد آنها را زنان و كودكان تشكيل داده اند. ـ شصت درصد از زناني كه در بوسنيا به بازار فحشا وارد شده اند بين سنين 19 تا 24 ساله بوده اند. بنابر گزارش وزارت بهداشت فلسطين تنها در جنگ اسرائيل فلسطين در سال 2008/2009 در حدود ۱۳۱۴ فلسطيني کشته شده‌اند که در اين ميان ۴۱۲ نفر، کودک بوده‌اند. به گزارش سازمان ملل در سال 2011 کشتار غيرنظاميان افغان بسيار نگران کننده و رو به افزايش بوده است. يوناما در اين گزارش نوشته است که شمار تلفات غيرنظاميان در سال ۲۰۱۱ به ۳۰۲۱ نفر رسيده، در حالي که سال قبل از آن، اين آمار ۲۷۹۰ و در سال ۲۰۰۹ ميلادي ۲۴۱۲ نفر بوده است. . کشته شدگان غالبا زنان و کودکان بوده اند.
در گزارش سازمان ملل، بمب‌هاي کنار جاده‌ و بمبگذاري هاي انتحاري، مرگبارترين عوامل تلفات غيرنظاميان (عمدتا کودکان) دانسته شده است.
يان کوبيش؛ فرستاده ويژه دبير کل سازمان ملل در افغانستان گفته است:”کشتار کودکان، زنان و مردان افغان در اين جنگ همواره رو به افزايش بوده است. غيرنظاميان افغان بهاي جنگ را بيشتر از همه پرداخته اند.”
در اين گزارش، “شبه نظاميان” مسئول کشتار ۲۳۳۱ غيرنظامي در سال ۲۰۱۱ دانسته شده که ۷۷ درصد کل تلفات غيرنظاميان را تشکيل مي‌دهد. اين ميزان در مقايسه با سال ۲۰۱۰ چهارده درصد افزايش يافته است.
در گزارش آمده است:”وسايل انفجاري بزرگترين عامل عمدتا قتل کودکان و زنان افغان در سال ۲۰۱۱ بوده که جان ۹۶۷ نفر يا يک سوم قربانيان غيرنظامي در جنگ (۳۲ درصد) را گرفته است.”
ـ از 17 كشوري كه در جهان بيش از صد هزار كودك يتيم در نتيجه بيماري ايدز داشته اند، 13 کشور جنگ زده بوده است. هم چنين طبق اين گزارش كشتار، ناپديد شدن، تجاوزهاي جنسي، خريد و فروش دختران، پسران و زنان در جنگ افغانستان از رشدي بي حد برخوردار بوده است. مثلا در افغانستان بعد از جنگ ربودن زنان و ازدواجهاي اجباري نسبت به تمام تاريخ گذشته افغانستان اگر بدتر نشده باشد، بهتر هم نشده است.
در کشور عراق تحريم اقتصادي و جنگ بيشترين فشار را بر زنان و کودکان اين کشور به همراه داشته است و علاوه بر از بين رفتن درحدود ده ها هزار انسان که بخش مهمي از آن زن و کودک بي گناه بوده اند، اين جنگ با خود دردها و رنجها و مرگ وميرهاي بسيار زيادي ديگري را در ميان زنان و کودکان اين کشور به ارمغان آورد. ايرنه خان همچنين در گزارش خود در باره عراق مي گويد:" در عراق در سال 2003 نيروهاي آمريکايي بيش از 10500 بمب خوشه اي به کار گرفتند که حاوي حداقل 1.8 ميليون قطعه بمب است. نسبت بمب هاي ناقص و ناموفق به طور متوسط 5 درصد است که به اين معناست که 90000 بمب منفجر نشده اکنون در زمين عراق کاشته شده است که مسلما قربانيانش اکثرا زنان و کودکانند در واقع آن ها قربانيان اصلي در چيزي که "خسارت جانبي" ناميده مي شود هستند، خسارت جانبي براي بمب هاي هوشمند، يا براي مين هاي زميني. در فلوجه، زنان بسياري تنها با يک گلوله که به سرشان شليک شد کشته شدند. 72 زن بدين طريق طي 6 روز جنگ فلوجه به قتل رسيدند و تنها کاري که کرده بودند اين بود که در خانه را باز کرده بودند و به آن ها شليک شد". حنا ابراهيم فعال زنان و روزنامه نگار عراقي در سخنراني تريبونال بين المللي عراق دراستانبول مي گويد:" از همان روز که اشغال در عراق اغاز شد، خشونت سيستماتيک عليه زنان و حقوق آنان نيز آغاز شد. زنان را ربودند، به آن ها تجاوز کردند و حتي آن ها را براي کار در شبکه تن فروشي به کشورهاي ديگر بردند. من با يکي از اين ها که در دستجاتي است که زنان را مي برند صحبت کردم. او به من گفت اگر يک زن باکره نباشد بهاي او بيش از 2000 تا 3000 دلار نيست، ولي اگر باکره باشد ارزشش بسيار بيشتر است. اگر زني سالم باشد و بتوان ارگان هاي بدن او را فروخت بهايش مي تواند تا 10000 دلار بالا برود، در حاليکه در خود عراق اين ها ارزشي ندارند. آنوقت اين نوع جنايات در مورد زنان به طور روزانه توسط يک سازمان مافيايي و منسجم انجام مي شود. اين چيزها قبل از اشغال در عراق وجود نداشت". کارولين دويي.يه" رئيس برنامه. زنان و جنگ کميته. بين.المللي صليب سرخ در عراق مي نويسد: با فقدان مرد خانواده، اين حقيقت که خانواده نان آور سنتي خود را از دست داده نيز تاثير مستقيمي بر وضعيت اقتصادي آن دارد. مشاهدات کميته بين المللي صليب سرخ در عراق ما را به اين نتيجه رسانده که نبود درآمد منظم و کافي در طول ساليان شمار بالايي از خانواده ها را به ورطه فقري شديد کشانده است. هم اکنون زنان سرپرست خانوار بيشماري در حاشيه هاي شهر بغداد در آلونک هاي کنار محل تخليه زباله هاي شهر زندگي مي کنند و تغذيه خود و کودکانشان از پس مانده غذا از ميان زباله هاست. تلويزيون آلمان چندي پيش گزارش مفصلي از زندگي اين زنان پخش نمود به گزارش خبرنگار کودکان خردسال در زباله ها بدنبال شيشه، آهن و تکه پاره هاي ديگر مي گردند تا مادرانشان بتوانند با فروش آن کمي نان تهيه کنند. وضعيت جسمي اين زنان و کودکان به طرز خطرناکي در معرض آسيب هاي جدي قرار دارد.
بر اساس تخمين کميته فوق بين يک تا دو ميليون خانوار عراقي تحت تکفل زنان هستند. اين رقم شامل زناني است که شوهرشان مرده، مفقود شده و يا زنداني است. اين زنان فاقد حمايت و حفاظت اقتصادي، جاني و اجتماعي هستند. اين آمار شامل زنان بي خانمان نيز مي شود که با چالش مضاعفي روبرو هستند.
دويي يه مي افزايد: بدون داشتن فرصت شغلي، بدون کمک از سوي اقوامي که خود فقيرند و بدون حمايت نظام تامين اجتماعي کشور، تلاش روزانه اين زنان عبارت است از تدارک لقمه ناني براي سفره و تامين بهاي سرپناه و تحصيل و درمان گاهي نيز تنها انتخاب آنان بيرون کشيدن پسران جوان خود از مدرسه و فرستادن آنان به خيابان براي کسب چند دينار براي خانواده است. در نتيجه اين نسل آينده خواهد بود که قيمت شرايط سخت کنوني را پرداخت خواهد کرد. همچنين طبق گزارش اتحاديه زنان عراقي تنها در بخش مشاغل اجتماعي وضعيت زنان عقب گرد 180 درجه اي نمود.عموماً در گذشته زنان تنها يک کار خارج از خانه داشتند، اما اکنون براي سير کردن شکم کودکان خود مجبور هستند که دو يا حتي سه کار داشته باشند. رشد زنان سرپرست خانواده در تاريخ عراق بيسابقه است. آنان اغلب شوهران خود را در جنگ با ايران در دهه 1980 و در جنگ خليج فارس در سال 1991 از دست داده اند. معلمي که در زماني با حقوق خود ميتوانست زندگي آبرومندانه اي را فراهم آورد، امروز مجبور است با آشپزي کردن يا خياطي کردن و يا خدمت کاري کردن براي ديگران امورات خود و فرزندانش را بگذراند. کمکهاي دولتي تنها کفاف 10 روز در ماه اين زنان را ميکند. براي بقيه ماه هر کس خود بايد گليمش را از آب بيرون کشد. در صد زناني که در سال 2005 در عراق ناپديد و کشته و مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند و حشتناک است. در اثر اين فجايع درصد بالائي از دختران جوان عراقي ديگر از خانه ها بيرون نيامده و به مدارس نمي روند. زنان مشاغل خود را رها نموده و از ترس در خانه ها خود را محبوس نموده اند". به گزارش نيويورک تايمز تعداد زيادي از زنان عراقي در آلونکهاي فلزي تنگي در پستهاي بازرسي پليس و راهروهاي دفاتر دولت نوري مالکي روزگار مي‌گذرانند. در بعقوبه در استان ديالي عراق زناني هستند که براي تأمين پول برق و اجازه منزلشان حاضر شدند در طرحي براي بازرسي از زنان شرکت کنند. آنها مي‌گويند دولت نوري مالکي مدت يکسال است که به آنان حقوقي پرداخت نکرده است. طرح بکارگيري اين زنان براي مقابله با عمليات انتحاري است که از سوي ارتش آمريکا ريخته شد و تأمين مالي آن راهم آمريکا به عهده گرفت اما دولت عراق يکسال است از اين زنان استفاده مي‌کند اما حاضر به پرداخت حقوق اين زنان نيست. هند جاسم بعد از اين‌که همسرش شغلش را از دست داد به اين شغل روي آورد. وي به نيويورک تايمز گفت: آنها فقط قول مي‌دهند که ماه آينده حقوقتان را مي‌دهيم و ماه آينده همين را تکرار مي‌کنند. يک خانم عراقي ديگر که 45ساله است به نيويورک تايمز مي‌گويد: همسر او که يک سرباز عراقي بود در سال ۲۰۰۶ توسط شبه‌نظاميان به قتل رسيد. يک ماه بعد پسر 17ساله‌اش را هم کشتند. او به تنهايي مجبور بود از 4 دختر و دو پسر جوانش مراقبت کند و خرج آنها را تأمين نمايد. گرفتن اين شغل تنها راه زنده ماندن او و خانواده‌اش بود.
خانم ربکا موراي در روزنامه آلماني يونگه ولت در سال 2011 مي نويسد:" در کشوري که تحت اشغال آمريکايي ها قرار دارد و به محل درگيري هاي قومي مبدل شده است تجارت و خود فروشي زنان بشدت گسترش پيدا کرده است. رانيا بالاخره بعنوان دست راست يکي از تجار زنان مشغول بکار شده و مسئول جمع آوري پول از مشتريان مي شود. او مي گويد دلالان زنان روزانه تا بيست هزار دلار درآمد کسب مي کردند. دختران باکره در شمال کشور خود را به مبلغ پنج هزار دلار به سوري ها و امارات متحد عربي ها مي فروشند در حالي که بقيه زنان براي نصف اين مبلغ حاضر به فروش خود مي شوند. دختراني که از خشونت خانگي فرار مي کنند سريعا به دام دلالان زنان مي افتند. بخش ديگري از زنان نيز به وسيله اعضاي مرد خانواده خود يا باندهاي بزه کار به فروش مي رسند.
اکثر دلالان تجارت زن از خود زنان تشکيل شده است. اين زنان خانه هاي فساد کوچک را در محله هايي فقير نشين چون «ال باتاوين» در مرکز شهر بغداد را اداره مي کنند. رانيا شش سال پيش همراه يک عده اي از زنان خود فروش ديگر توسط نظاميان آمريکايي دستگير و متهم به همکاري با تروريست ها مي شود. او به زندان «ال قادميه» منتقل مي شود و در همين جاست که يک سازمان کمک به زنان با وي تماس برقرار کرده و خواهان همکاري مي شود. رانيا براي اين سازمان شروع به کار مي کند. او مخفيانه با فاحشه خانه ها ارتباط برقرار کرده و اطلاعات مربوط به وضعيت خانه هاي فساد را در اختيار سازمان کمک به زنان قرار مي دهد. رانيا از تجربيات خود استفاده کرده و خود را به عنوان دلال زن جا مي زند و بدين شکل موفق به کشف يک فاحشه خانه در بغداد مي شود که در آن دختر ان 16ساله در اختيار سربازان آمريکائي قرار داده مي شدند".
طبق گزارش يونيسف تا سال 2006 ثمره‌ خشونت‌هاي ناشي از حضور نظاميان خارجي در عراق به بيش از 5 ميليون و 700 هزار يتيم رسيده كه پدارانشان در اثر ترور، انفجارهاي روزانه، عمليات‌هاي مسلحانه، موشك‌باران و كشتار قبيله‌اي جان خود را ازدست داده‌اند.
در آمارهاي سال 2009، مؤسسه هماهنگ كننده بشردوستانه سازمان ملل در عراق، گزارشي ارائه كرده مبني بر اينكه تعداد زنان بيوه تا نيمه اول سال 2009، به 565 هزار تن افزايش يافته است، اين در حالي است كه روزانه 400 كودك بر اثر افزايش رفتارهاي خشونت‌آميز در جامعه، يتيم مي شوند، همانطور كه بر اساس آمارهاي عراقي شاهد افزايش 22 درصدي ميانگين طلاق و كاهش 50 درصدي آمار ازدواج هستيم، در برابر اين شكافي كه جامعه عراق شاهد آنست، بسياري از جامعه شناسان نسبت به رشد رفتارهاي خشونت‌آميز در جامعه، هشدار داده‌اند، مسأله‌اي كه قطعاً اين يتيمان در نبود نقش تربيتي يكي از والدين يا هر دو، تحت تأثير آن قرار خواهند گرفت.
در ليبي طبق آمار وزارت بهداشت و درمان جديد اين کشور حداقل
سي هزار نفر از مردم غير نظامي كشور در بمباران هاي ناتو در طول هفت ماه جنگ اين كشور كشته شده اند. در ماه هاي اول رسانه هاي غربي اعلام کرده بودند "که اطلاعات به دست آمده حاکي از استفاده آمريکايي ها از اورانيوم ضعيف شده در جنگ ليبي مانند يوگسلاوي و عراق است. موضوعي که منجر به تلفات شديد غير نظاميان درليبي و آلودگي محيط زيست اين کشور به راديو اکتيو شده است".

بر اساس گزارش هاي موجود ميزان تلفات در فاصله 19 مارس تا 26 مه بالغ بر 700 نفر بوده است. منابع رسمي ليبي اعلام کرده بودند که چهار هزار و 67 تن از غير نظاميان در حملات ناتو مجروح شدند که وضع 433 نفراز آنان وخيم گزارش شده بود البته آمار غير رسمي بسيار بالا تر گزارش داده شده است. هنوز اطلاعات دقيق و قابل اتکايي در خصوص آمار تلقات انساني ليبي وجود ندارد. بر اساس ادعا هاي موجود تعداد جان باختگان بين بيست تا سي هزار نفر تخمين زده مي شود. طبق گزارش هاي منتشر شده از سوي وبلاگر هاي ليبيايي، گروه هاي حقوق بشري، ناتو، منابع دولتي و سازمان هاي ناظر مستقل، اگر حد بالا در رنج تخمين ها در آمار کشته شد گان را در نظر بگيريم در مجموع 16244 نفر جان شان را از دست داده اند و 4000 نفر هم مفقود شده اند. بنا به مستندات موجود نمي توان راست آزمايي در خصوص اين آمار انجام داد. اما فرض مي کنيم واقعيت چنين باشد در بين اين تعداد 7059 نفر از نيرو هاي انقلابي، 2531 از طرفداران قذافي و 6654 از شهروندان زن و کودک و مرد بي پناه هستند. آمار تلفات انساني بمباران نيرو هاي خارجي حدود 1176 است که 1125 نفر از آنان غير نظامي بوده اند
از سوي ديگر هزينه هاي تحميلي اين جنگ بر مردم ليبي بسيار بالاست. روزنامه وطن چاپ آمريکا هزينه ناشي از تخريب ليبي در اثر جنگ را بالغ بر 480 ميليارد برآورد کرده است.

و اما جنگ 8 ساله ايران و عراق نمونه اي کوچک براي بيان وضعيت وحشتناک زنان ايران در صورت احتمال جنگ است. خرابي در اثر بمباران شهرها، بمب باران کارخانه جات و از کاربيکار شدن کارگران در کارخانه جاتي که بخشي از خط توليدش به لحاظ کمبود مواد اوليه بسته شد، (طبيعتا اولين اخراجي ها اخراج زنان ازکار بعنوان شرايط جنگي بود)همچنين کشته شدن همسران و پسران ، احتکار،جيره بندي گراني، دستگيري و زندان ، تجاوز جنسي به زنان در روستاهائي مرزي عراق، جيره بندي مهمترين مواد غذائي روزانه چون گوشت و شير و ...... ، جيره بندي مواد سوختي چون نفت و گازوئيل در سرماي زمستان، حملات شبانه بمب افکن هاي عراقي، موشک باران هاي منازل مسکوني و از بين رفتن زنان خانه دار و کودکان ساکن در منازل به هنگام موشک باران ها، نبودن پناهگاه براي مواقع اضطراري چون بمب باران ها ، باند هاي فشار خياباني، چماق داران حزب الله و هجوم آنان به زنان به عنوان دفاع از ناموس شهدا و ناموس زنان محجبه، عدم امنيت براي زنان سرپرست خانوار، تن فروشي براي تامين مخارج زندگي خود و فرزندان و ............ از بزرگترين معضلات و مشکلاتي بود که بخصوص زندگي زنان اقشار پائيني جامعه ايران و زنان خانه دار و سرپرست خانواررا در اين دوره مورد مخاطرات جدي و منهدم کننده اي قرار داده بود. در اين دوره بخصوص زنان پناهنده افغاني و عراقي در ايران در زير بدترين فشار هاي موجود بسر مي بردند. مسئله قابل توجه در اين زمان خارج شدن هر چه بيشتر زنان از صحنه اشتغال بود. با نگاهي کوتاه به وضعيت اشتغالي بين سال هاي جنگ با عراق (۸۸ - ۱۹۸۰) علاوه بر صنايع نفتي ، سرمايه گذارى كشور به سوى صنايع دفاعى سوق داده شد كه اين هر دو صنايع نيز به طور سنتى صنايعى مردانه تلقى مى شد و زنان در آن نقشي نداشتند. براساس گزارشهاى موجود در پايان سال ۱۹۸۸ يعني پايان جنگ اغلب كارخانجات ايران با كمتر از ۵۰ درصد ظرفيت خود كار مى كردند كه علت اين امر ، كمبود مواد اوليه وارداتى از خارج بود. اين مسئله تأثير مستقيم خود را بر وضعيت شغلي زنان در اين دوره برجاى گذاشت و باعث شد که زنان اکثرااز صحنه اشتغال خارج شوند( مثلا بسياري از سالن هاي توليدي کارخانه جات بسياري چون صنايع داروئي ، زيبائي و پاکيزگي و نساجي و توليد کفش و صنايع غذائي و ..... که عمدتا زنان بسته بند در آن کار مي کردند تعطيل گرديد). اين بيکاري گسترده در بخش خدمات و بخش کشاورزي هم تاثير خود را گذاشت و باعث بيکاري بسياري از زنان گرديد. طبق آمار سرشماري 1986 ، حدود 11 ميليون و نهصد هزار مرد در ايران شاغل بوده اند که سهم اشتغال زنان طبق اين سرشماري تنها 9% بوده است.
بنابراين رژيم جمهوري اسلامي به بهانه جنگ و نبودن مواد اوليه و همچنين بنام دفاع از ناموس زن اسلامي تلاش نمود هر چه بيشتر زنان را از صحنه کار خارج نمايد و کار زنان را تنها به عنوان کار توليد مثل و کار بازتوليد نيروي کار مردان خلاصه نمايد. بعد از جنگ و با نام بازسازي دوران بعد از جنگ مرحله سخت تري در زندگي زنان ايران آغاز گشت که درنتيجه به تولد صد ها معضل و آسيب اجتماعي ديگر براي زندگي زنان انجاميد. رشد خشونت هاي اجتماعي و خانوادگي و پشتيباني مراجع قانوني از اين خشونت ها ، فقري گسترده، بيکاري بالا، تن فروشي براي اداره زندگي خود و فرزندان ، ايجاد خانه هاي فحشا، سنگسار، دستگيري، زندان، اعدام ، اعتياد و فرار و خود سوزي ، ترويج صيغه ، ............................ از جمله اين آسيب هاي اجتماعي اقتصادي بعد از جنگ بود.

رژيم جمهوري اسلامي اينبار به بهانه بازسازي "کشور اسلامي" بر تن خشونت هاي قانوني اجتماعي سياسي اقتصادي خود بر عليه زنان لباسي تازه پوشانده و هر خشونتي به زنان را تلاش نمود با نام صرفه جوئي و دوران سازندگي و پاکسازي و دفاع از ناموس امت اسلامي توجيه نمايد. موج دستگيري ها ، سنگسار ها ، محبوس کردن ها، اعدام ها درست در اين دوره با نام بازسازي "کشور اسلامي" از شدت و حدتي خاص برخوردار شد توجه کنيد به آمار دستگيري ها و اعدام ها و شکنجه ها در در فاصله 8 سال جنگ و دوران بعد از جنگ يعني دوران بازسازي از چه بعدي برخوردار بود. دقيقا از اين دوره به بعد مي بينيم که معضلات اجتماعي و اقتصادي و خانگي زنان روز بروز رشدي تصاعدي دارد . البته دقيقا بر بستر همين خشونت ها و تبعيضات قانوني و شرعي و اجتماعي اقتصادي وخانگي بر عليه زنان بود که جنبش قدرتمند اجتماعي زنان ايران رشد نمود.
براي بتصوير درآوردن يک جنبه از معضلات کنوني زنان در ايران تنها به يک مثال در روزنامه ايلنا اشاره مي نمايم:

"دكتر امان‌‏الله قرايي‌‏مقدم، جامعه‌‏شناس و استاد دانشگاه، درگفت و گو با خبرنگار ايلنا در اوائل سال 2006 گفته بود که:«در حال حاضر 300 هزار زن خياباني در تهران وجود دارد.»
300 هزار زن خياباني در تهران و4 ميليون بيكار, 5 ميليون معتاد و 9 ميليون دختر و پسر ازدواج نكرده (5/5 ميليون دختر، 5/3 ميليون پسر) در سال 2006 يعني 6 سال پيش. امروز مسلما اين آمار چند برابر شده است. در حال حاضر چندين ميليون حاشيه‌‏نشين در كشور و دو ميليون حاشيه‌‏نشين در تهران وجود دارد.»
همچنين گزارش ايلنا در سال 1388 از يک کارشناس آسيب هاي اجتماعي، آمار مراکز فحشا در سطح شهر تهران را 8 هزار باند اعلام کرده بود. معيني کارشناس آسيب هاي اجتماعي، در همايش بررسي آسيب هاي اجتماعي، گفته بود:" طبق آمار در مدت 7 سال متوسط سن فحشا از 28 سال به زير 20 سال رسيده ودر حال حاضر کف اين سن تا 13 سالگي پايين آمده يعني در ميان نوجوانان به طور روزافزوني گسترش يافته است.".اين کارشناس مسائل اجتماعي تصريح کرد:" بين 300 تا 600 هزار زن خودفروش در جامعه ما قابل رديابي هستند.
با وجود فقر آماري در اين زمينه کارشناسان در يک مسئله اتفاق نظر دارندو آن مسئله اين است که فحشا در ايران در شرايط نگران کننده به سر مي برد و با توجه به بحران اقتصادي وتحريم ها وشرايط بد اقتصادي و افزايش فقر،همچنين بالا رفتن سطح زندگي، اين وضعيت روز به روزبدتر هم خواهد شد..

بالا رفتن اين آسيب هاي اجتماعي بيانگر اوج خشونت هاي اجتماعي، اقتصادي نسبت به زنان است. زناني که اکثرا براي گذران زندگي خود و فرزندان و خانواده مجبور به فروش تنها ثروت خود يعني پيکرشان مي باشند.
با توجه به اين آمار و ارقام و صدها آمار از صد ها معضل ديگر زندگي زنان ايران و با توجه به قدرت تخريب تسليحات نظامي پيشرفته اي که از سوي ارتش آمريکا در جنگ عراق بکار گرفته شد، که اصلا قابل مقايسه با تسليحات بکارگرفته شده در جنگ ايران و عراق نيست مي توان حدس زد که در صورت احتمال يک حمله نظامي به ايران وسعت اين آسيب هاي مخرب تا چه حد زندگي آينده مردم ايران بخصوص زنان و کودکان ايران را تهديد خواهد نمود:

در اين صورت قبل از همه چيز اين جنگ باعث جان گرفتن دوباره رژيم جمهوري اسلامي شده و در نتيجه عاملان رژيم با نواختن در بوق و کرناي "شرايط جنگي" در مرحله نخست به تشديد فشار و دستگيري و زير ضرب بردن شديد جنبش اجتماعي و جنبش دمکراسي خواهي ايران بخصوص نهاد ها و تشکل هاي غير دولتي زنان و دستگيري هاي گسترده مي پردازند.

همچنين در صحنه اجتماعي و اقتصادي در صورت احتمالي جنگي در ايران ، آسيب ها و صدمات زير زندگي مردم ايران بخصوص زنان و کودکان را مورد مخاطره قرار خواهد داد:

ـ تخريب کارخانه جات و موسسات و ادارات و رشد گسترده بيکاري و بدنيال آن بيکار شدن زنان از کار بعنوان اولين قربانيان شرايط جنگي

ـ تخريب محل هاي سکوني و کشته شدن زنان و کودکان ساکن اين خانه ها در نقاط شهري و روستائي( قدرت تخريب در روستا ها به لحاظ غير مقاوم بودن خانه هاي روستائي بالا تر از شهر هاست. افزون بر اين در ايام روز که بيشتر زنان و کودکان در محل هاي مسکوني بسر مي برند اين دسته از شهروندان در معرض خطرات بيشتري بسر مي برند)

ـ رشد تجاوزات جنسي به زنان در شرايط ناامن و هرج و مرج دوران جنگي ( چه از سوي نظاميان و چه از سوي غير نظاميان)

ـ بکارگيري زنان به عنوان تدارکات پشت جبهه جنگي( پرستاري مجروحين، آشپزي، تهيه آذوقه و.....

ـ افزايش زنان سرپرست خانوار بدليل کشته شدن همسران

ـ رشد کودکان بي سرپرستي که خانواده هاي خود را در اثر حملات جنگي از دست مي دهند.

ـ جيره بندي آذوقه ، مواد سوختي و دارو و آب آشاميدني و عدم دسترسي اقشار پائيني جامعه و زنان سرپرست خانوار بي درآمد و کم درآمد به اين ضروريات زندگي و مردن بسياري از نوزادان خانواده هاي اقشار پائيني جوامع شهري و روستائي در اثر سوء تغذيه

ـ احتکار و بازار سياه و بالا رفتن نجومي قيمت نياز هاي ابتدائي مردم و عدم قدرت خريد اقشار پائيني جامعه بخصوص زنان سرپرست خانوار و خانواده هاي متوسط و کم در آمد از بازار آزاد و بازار سياه ( توجه شود که هم اکنون در شرايط تحريم ها جامعه ما اسير اين معضل است حال با وقوع هر گونه حملات نظامي مسلما شرايط غير قابل تحمل تر خواهد گرديد)

ـ افزايش ازدواج هاي موقتي و چند همسري بدليل کشته شدن بسياري از مردان

ـ رشد اعتياد ميان زنان و مردان و نوجوانان بعنوان اولين راه فرار از فقر و افسردگي و ترس

ـ کشته شدن زنان و مردان و نو جواناني که در پارک ها و زير پل ها ي شهر ها بخصوص شهر تهران بسر مي برند.( در جنگ ايران و عراق بسياري از مردم در اثرموج انفجار ها در فضاهاي باز خيابان ها و معابر و پارک ها کشته شدند)

ـ رشد روز افرون تن فروشي بعنوان تنها ممردرآمد زنان سرپرست خانوار
کشته شدن زنان تن فروش توسط گروه هاي ضربتي اسلامي ناشناخته در دوران هرج و مرج جنگي ( نمونه در عراق کنوني و هم اکنون در تهران)

ـ رشد خشونت هاي چماغ داران رژيم با نام دفاع از ناموس اسلامي و خون شهدا و حمله گسترده به زنان و دختران با نام بدحجابي و ....................

ـ ربودن و قاچاق زنان و دختران جوان و خردسال وخروج آنان از مرزهاي کشور توسط دلالان آدم فروش

ـ مردن زنان در هنگام زايمان و در نتيجه مردن نوزادان در مناطق کشوري که بيمارستانها و درمانگاه ها تخريب گشته اند.

ـ شيوع ييماري هاي واگير و کشته شدن بسياري از زنان و کودکان در اثر اين بيماري ها

ـ افسردگي و آسيب روحي مادران در اثر کشته شدن فرزندان

ـ بي خانمان شدن زنان و کودکاني که خانه هاي خود را از دست داده اند و آواره شدن آنها و خشونت به زنان و کودکان در مقر هاي جنگ زدگان از سوي عوامل رژيم اسلامي

ـ آسيب به محيط زيست زندگي نسل هاي آينده ( وجود مواد منفجره و عمل نشده در سطح زمين و آلوده شدن آب ها و از بين رفتن موجودات دريائي و از بين رفتن جنگل ها و حيوانات در اثر بمباران و.......
خانم مهرانگيز کار در باره زنان در جنگ ايران و عراق مي نويسند" زنان، اين شهداي زنده ي جنگ ايران و عراق تا کار را تمام نکنند از پا نمي نشينند. از اين جنگ گسترده که در تمام خانه هاي ايران سربازاني دارد، تمام ماموران و مجريان نهادهائي که از تبعيض هاي قانوني و غير قانوني بر ضد زنان پاسداري مي کنند خبر دارند و در محاصره ي زنان خانگي که محاصره شان کرده اند و سربازان اين جنگ به شمار مي روند، احساس امنيت نمي کنند. سرداران از درگيري با اين سربازان خانگي خود معاف نيستند. نافرماني سربازان خانگي از آنان چنان است که به جان آمده اند و عجز خود را جاهاي ديگري جبران مي کنند".
بنا براين کشتار زنان و کودکان، تجاوز به زنان و کودکان، آواراگي و وحشت در جنگ هاي ويرانگر نشانه هايي خوف انگيز در جهان سرمايه داري کنوني هستند. شکي نيست که بازندگان اصلي همه اين جنگ ها و خشونت ها عمدتا زنان تهي دست و عادي، مزدبگير بوده و تنها برندگان خشونت، جنگ و ترور، در کنار رژيم هاي ديکتاتوري، اقليتي سرمايه دار به ويژه صاحبان صنايع بزرگ چند مليتي و شرکت هاي توليدکننده سلاح و احزاب و دولت هاي وابسته به آن ها ميباشند..
جان کلام : هرگونه حمله نظامي به ايران جنگي عليه بشريت، عليه مردم ايران و بخصوص عليه زندگي زنان و کودکان ايران است. از سوي ديگر چنين جنگي پيش پرده اي براي سرکوبهاي در آينده بخصوص سرکوب جنبشهاي مستقل زنان خواهد بود. بديهي است که آزادي، برابري، رفاه، عدالت اجتماعي از جمله ممنوعيت استثمار، ممنوعيت سرکوب، ممنوعيت تبعيض و برقراري بهداشت و آموزش و امنيت و... حق مردم ايران است و رژيم جمهوري اسلامي تمامي اين حقوق را از مردم ايران دريغ کرده است و عامل اختناق و فقر حاکم بر ايران است و باز هم بديهي است زنان و مردان ايران در ماجراجوئي اتمي رژيم جمهوري اسلامي ايران شريک نبوده و بمب اتم نمي خواهند.
اما اگر قرار بود براي نابودي هر ديکتاتور و زور گو و مستبدي و هر حکومت ديکتاتوري کشوري را با بمب و موشک و خمپاره بر روي ساکنين اش منهدم نمود تا امروز مي بايست آمريکا، اسرائيل و انگليس و... را هم فقط به خاطر تمامي کشتار هايشان در عراق و فلسطين، و افغانستان و ليبي و .... بارها با خاک يکسان کرد. اين منطق غير انساني جايي در مبارزه آزاديخواهانه زنان و مردان ايران ندارد.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration