The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

سرکوب زنان از کجا آغاز شد؟

اکرم پدرام نيا

سرکوب زنان از کجا آغاز شد؟


اکرم پدرام نيا

دوشنبه ۱۵ اسفند ۱٣۹۰ -

آيا در طول تاريخ هميشه به زنان بي‌رحمي و بي‌احترامي شده؟ آيا از آغاز مردها بر جامعه‌ي انساني سلطه داشته‌اند؟ آيا به‌راستي يک روز زن به آن جايگاه انساني‌اي که شايسته‌ي اوست خواهد رسيد؟

براي پاسخ به اين پرسش‌ها بد نيست که به نقش زن در تاريخ نگاهي بياندازيم. واقعيت اين است که با بررسي تاريخ به نتيجه‌ي شگفت‌انگيزي مي‌رسيم و آن اين‌که دوره‌ي زماني سرکوب زنان در طول تاريخ انسان از يک درصد کل تاريخ بشر کم‌تر است.
مطالعه روي وضعيت زنان در پيش از تاريخ مکتوب نشان مي‌دهد که ساختار جوامع اوليه‌ي انساني با امروز بسيار متفاوت بوده. انگلس در کتاب «منشا خانواده‌، مالکيت خصوصي و دولت» که در سال ۱٨٨۴ چاپ شد، اين مورد را به‌خوبي بررسي کرده است. او مي‌نويسد، «وقتي کشورگشاهاي اروپايي به سرزمين بوميان آمريکاي شمالي وارد شدند، دريافتند که اين مردم نيازهاي ضروري زندگي‌شان را از تلاش گروهي و مشترک به‌دست مي‌آوردند و براي همه‌ي اعضاي جامعه حقوق يکسان قائل‌اند. براي مهار و نظم دادن به مردم نيازي به تشکيلات دولت سرکوب و زورگو با ارتش و مردان مسلح ندارند. جوامعي‌ هستند خودگردان و دموکراتيک با رعايت برابري براي همه‌ي اعضا.»
اولن ريد، مارکسيست آمريکايي در کتاب «مشکلات دستيابي به آزادي و برابري زنان» مي‌گويد، «در گذشته واحد خانواده به اين شکلي که ما امروز مي‌شناسيم وجود نداشته. جوامع ايلي به شکل دودمان مي‌زيستند و مثل خواهر و برادر زندگي مي‌کردند. در اين نظامِ خويشاوندي هويت هر فرد براساس رابطه‌ي او با ايل و تبارش مشخص مي‌شد نه براساس ثروت و مکنتش... چيزي به‌نام سلطه و برتري يک جنس بر جنس ديگر وجود نداشت يا زورگويي طبقه‌ي ثروتمند بر توده‌هاي کارگر.» (ص ۲۳)
در قرن هفدهم يکي از موسيونرهاي مذهبي که از اروپا به آمريکاي شمالي سفر کرده بود از تضاد عميق ميان جامعه‌ي متمدن پول‌دوست و آزمند اروپايي که خود از آن مي‌آمد و روحيه‌ي بخشش‌گر بومياني که در ميان‌شان سامان گرفته بود، اين‌گونه مي‌نويسد، «اين بدوي‌ها هيچ از مال من و مال تو نمي‌دانند و هر چه مال يکي‌ست از آنِ ديگري هم هست.... براي آن‌ها عجيب است که يکي بيش از ديگري داشته باشد، يا آن‌هايي که بيش‌تر دارند، احترام بيش‌تري هم داشته باشد.» و وقتي موسيونر از يکي از افراد قبيله‌ي ايراکوا مي‌پرسد، «چرا بچه‌هايي را که مال خودت نيستند اين‌قدر دوست داري؟» در پاسخ مي‌شنود که، «چه حرف بي‌معني‌اي! شما فقط به بچه‌هاي خودتان عشق مي‌ورزيد؟ ما به همه‌ي بچه‌هاي قبيله‌مان... همگي ما پدر و مادر همه‌ي بچه‌هاييم.» (ص ۳۱)
انگلس مي‌نويسد، «همه‌ي جوامع بر دو پايه‌ي توليد و زايش بنا شده، زنان هم بچه مي‌آوردند و هم مواد لازم زندگي را توليد مي‌کردند. به همين دليل آن‌ها رهبران اجتماعي جوامع‌شان نيز بودند. همه به عنوان جامعه‌اي با توليد اشتراکي با هم کار مي‌کردند...»
خانم سوزان وايز، پژوهشگر و روشنفکر کانادايي مي‌گويد، «هنوز کساني از اين جوامع روي زمين وجود دارند. در سفري به استان نيومکزيکو مرد جواني به من گفت که من با خانواده‌ي زنم زندگي مي‌کنم و اگر يک روزي از او جدا شوم بايد اين خانه را ترک کنم.»
اين را نبايد از نظر دور داشت که در جوامعي که زنان رهبري جامعه را به‌عهده داشتند، هيچ‌گاه مردان سرکوب نمي‌شدند و به آن‌ها ستمي روا داشته نمي‌شد يا يک جنس بر جنس ديگر برتري نداشت.
وقتي اروپايي‌ها براي نخستين بار به آمريکاي شمالي آمدند و ديدند که مردان بومي بدون موافقت و رضايت زنان‌شان هيچ تصميم گروهي مهمي نمي‌گيرند، از تعجب واماندند. يا وقتي ديدند که همه‌ي بزرگسالان جامعه خودشان را پدر و مادر همه‌ي بچه‌ها مي‌دانند و براي‌شان اهميت ندارد که چه کسي پدر و مادر خوني کدام بچه است، شگفت‌زده شدند. همه‌ي اين مثال‌ها جايگاه بالاي زن را در گذشته نشان مي‌دهد.

سقوط زن
با تغيير ساختار جامعه و از بين رفتن نظام اقتصادي، اجتماعي اوليه که براساس مالکيت عمومي بود و با روي کار آمدن مالکيت خصوصي مرحله‌ي گذارِ زن از يک موجود برابر با مرد به موجودي زيردست اتفاق افتاد. اين فروپاشي شايد از شش تا هشت هزار سال پيش در خاور ميانه آغاز شد؛ زمان شروع کشاورزي و دامداري در مقياس بزرگ يا زماني‌که مازاد مواد توليدي فکر فروش و سود بيش‌تر را به ذهن انسان آورد و سبک نوي از زندگي را بنا گذارد.
اولن ريد مي‌نويسد، «کشاورزي به گروهي از آدم‌ها نياز داشت که روي زمين کشت‌وکار کنند، گله‌هاي گاو و گوسفند پرورش دهند و در کار صنايع دهکده دست داشته باشند. با اين شيوه جوامع ايلي و اشتراکي گذشته شروع به از هم پاشيدن کرد، نخست به ايل‌هاي جداگانه، سپس به خانواده‌هاي گسترده و مزرعه‌هاي جداگانه و در پايان به خانواده‌هاي کوچک که امروزه آن را خانواده‌هاي هسته‌اي مي‌ناميم، تبديل شد. در اين روند خانواده‌ي پدرسالار جاي قبيله را به عنوان واحد جامعه گرفت.» (مشکلات دستيابي به آزادي و برابري زنان. ص ۳۲)
همين عامل باعث شد که سرمايه در قالب مازاد مواد غذايي انباشت شود و برخي از اعضاي جامعه از ثمره‌ي کار ديگران روزگارشان را بگذرانند. يعني هرکس مي‌توانست بر توليد ديگران کنترل داشته باشد از اين مازاد مي‌خورد و زندگي‌اش را مي‌گذراند. به اين ترتيب يک نظام اقتصادي‌اي بنا شد که توانست روابط اشتراکي را از ميان ببرد. جامعه به طبقات تقسيم شد؛ شامل يک طبقه‌ي ممتاز و برتر که از زحمت و کسب‌وکار ديگران زندگي بسيار خوبي داشت. از همين جا شيوه‌هاي گوناگون بيگاري و بردگي از جمله برده‌داري شکل گرفت. ثروت به‌دست گروهي انسان دزد يا جنگ‌طلب افتاد که جامعه‌ي مردان بودند و سرانجام دولتي تشکيل شد تا از اين سازماندهي دفاع کند.
از پي همين فشارها رفته‌رفته جوامع اشتراکي نابود شدند و جاي‌شان را نظام نوي گرفت که برپايه‌ي استثمار کارگر و تحت فرمانروايي ثروتمندان اداره مي‌شد. فرمانروايان جديد نمي‌خواستند ثروت‌شان را به شيوه‌ي ايل‌هاي مادرسالار تقسيم کنند؛ بلکه مي‌خواستند پس از خودشان به پسران‌شان برسد. از همين‌جا خانواده‌ي پدرسالار به‌دنيا آمد. مالک املاک راس خانواده يا همان پدر خانواده شد و از پدر به پسر رسيد. پدر صاحب‌اختيار خانواده شد، صاحب‌اختيار زن و فرزند و برده‌ها. جالب است که واژه‌ي لاتيني «famulus» يعني برده‌ي خانگي و خانواده يا «familia» مجموعه‌اي از برده‌هايي‌ست که به يک مرد تعلق دارند. (منشا خانواده، ص ۶٨)
با روي‌پا آمدن نظام مالکيت خصوصي، ازدواج يک‌همسري رواج يافت و «خانواده» به سبک امروز بنا شد. زندگي زنان از زندگي ايلي به زندگي در خانواده بدل گشت و هرکدام همسر يک مرد و مادر فرزندان او شدند. در اين روند مرد مالک زن شد و آشکار است که زن نه‌تنها قدرتش را از دست داد که خوار و ذليل شد.
به گفته‌ي اولن ريد، «مردانِ صاحب ثروت به زنان‌شان فرمان مي‌دادند و اگر آن‌ها از فرمان‌شان و پيمان‌هاي ازدواج سرپيچي مي‌کردند تنبيه مي‌شدند. بدين ترتيب خشونت عليه زن بخشي از قانون شد. زنان به اموال مردها تبديل شدند و کارشان خدمتگزاري به همسران‌شان شد و همسر رئيس و مالک او گشت.
کوتاه سخن، اين تغييرات شديد اجتماعي از پي مالکيت خصوصي، پدرسالاري، نظام طبقاتي و روي‌کار آمدن دولتِ حاميِ سقوط مرتبه و پايگاه جنس زن پديد آمد. (مشکلات دستيابي به آزادي و برابري زنان. ص ۳۴)
البته در درازناي سده‌ي گذشته زنان و روي‌هم‌رفته، طبقه‌ي کارگر دربرابر ستم ايستادگي کرده و به نتايج مثبتي رسيده‌اند، اما ناگفته پيداست که اين کارزار هم‌چنان ادامه دارد. هنوز حتا در ميان خانه خشونت‌هاي جنسي عليه زنان روا داشته مي‌شود و آن‌ها را به بيگاري مي‌کشند.
در پاسخ به اين پرسش که آيا يک روز زن به آن جايگاه انساني‌اي که شايسته‌ي اوست خواهد رسيد، بايد بگويم، بله. اما تنها راه رهايي او از اين وضع فراهم کردن زمينه براي رشد کامل او و در کل رشد کامل جامعه‌ي انساني‌ست. و اين تنها در بستر دموکراسي واقعي، دموکراسي پيشرو يا دموکراسي عمل‌گرا ميسر است. به‌گفته‌ي مايکل لبوويتز، از نظريه‌پردازان سوسياليسم قرن بيست‌ويکم در کتاب «اکنون بساز» «دموکراسي فقط ايجاد خشنودي اجتماعي نيست» و به‌گفته‌ي آلفردو ماني‌يرو، روشنفکر پيشرو سياسي در مورد حل مشکلات اجتماعي مردم، «دموکراسي فقط فراهم کردن بهداشت، خوراک، تحصيل و غيره براي مردم نيست، بلکه گذار به آن نوع دموکراسي‌ست که مردم خودشان بتوانند تلاش کنند تا وضعيت‌شان را تغيير دهند و به همراه اين تغيير خود را نيز دگرگون سازند» تا جايي‌که همه‌ي افراد جامعه، چه زن چه مرد به‌طور برابر در سرنوشت خود، جامعه و محيط زيست حق دخالت داشته باشند. نيازهاي واقعي‌شان را از نيازهاي کاذبي که نظام سرمايه‌داري به آن‌ها القا کرده تا سرمايه‌ي بيش‌تري انباشت کند، بازشناسند و شرايط لازم براي بالا بردن همه‌ي ظرفيت‌هاي انساني را فراهم آورند. اين تنها در سايه‌ي گام برداشتن همه‌ي جامعه‌ي انساني به‌سوي سوسياليسم ميسر است.


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration