The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نگاهي به مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»هديه‌ي ۸ مارس

ناصر رحيم‌خاني



نگاهي به مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»
هديه‌ي ۸ مارس
چهار شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۷ مارس ۲۰۱۲


ناصر رحيم‌خاني



مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، چهارمين نشريه‌ي زنان است که بيرون از تهران، پا گرفته‌اند. نشر‌يه‌ي «زبان زنان» در اصفهان منتشر شد در هزار و دويست و نود و هشت (۱۲۹۸) خورشيدي، «جهان زنان» در مشهد به سال هزار و دويست و نود ونه (۱۲۹۹) خورشيدي و «نسوان شرق» در بندر انزلي در هزار و سيصد و پنج (۱۳۰۵) خورشيدي. سال بعد، با انتشار مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» در مهرماه هزار و سيصد و شش (۱۳۰۶) خورشيدي، گيلان و گيلانيان با دومين نشريه‌ي زنانه‌ي آن ديار آشنا مي‌شوند.

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، هشتاد و پنج سال پيش در شهر رشت پايه‌گذاري شد؛ به مديريت بانو روشنک نوع‌دوست و همکاري شماري از زنان روشنفکر گيلان.

نخستين شماره‌ي مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» در پانزدهم مهر ماه هزار و سيصد و شش خورشيدي چاپ شد و به دست خوانندگان علاقمند رسيد. مجله، هر دو ماه يک بار، به صورت دو ماه‌نامه منتشر مي‌شد. درباره‌ي زنان همکار مجله، در نخستين شماره‌ي مجله‌، چنين مي‌خوانيم: «اين مجله به قلم و آثار فکري جمعي از خانم‌هاي حساس و معارف‌پرور گيلان اداره خواهد شد». فخر عظمي ارغون، اشرف قائم مقامي، سرور (مهکامه) محصص، جميله صديقي و شوکت روستا در شمار همکاران و هيئت تحريريه‌ي «مجله‌ي پيک سعادت نسوان» بودند. مجله، خود را از «کمک نويسندگان محترم» و عموم «خواتين منورالفکر»، بي‌نياز ندانسته بود. مجله، واژه‌ي «منور‌الفکر»، ابداعي مترجمان و نويسندگان طليعه‌ي جنبش مشروطه‌خواهي را بکار مي‌برد. مفهومي برساخته در آغازه ي آشنائي با مفهوم هاي عصر روشنائي فرانسه. بدين ترتيب «مجله‌ي پيک سعادت نسوان»، «زنان روشنفکر» زمانه‌ي خود را به همکاري فرامي‌خواند و نويد مي‌داد که نوشته‌هاي زنان روشنفکر در «اطراف آمال و ايده‌آل قلبي کارکنان و مرام مجله» را چاپ کند و «به معرض افکار و استفاده عامه» بگذارد. اما «آمال و ايده‌آل » و «مرام» مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» چگونه بيان شده بود؟ بانو روشنک نوع‌دوست، در همان نخستين شماره و در سرسخن مجله، زير عنوان «بيان مقصود»، چنين نوشته است: «در اين هنگام که پرده‌هاي سياه‌بختي و هزار گونه عوامل تيره‌روزي، سد بزرگي در برابر ترقيات نسوان گرديده... ما هم بنوبه خود خا‌مه نا‌توان را بد‌ست گرفته‌ايم که تا حد امکان عوامل و وسايل تبه‌روزي را نشان داده، اصلاحات اساسي آن‌ها را خواستار شويم. مجله ما نيز خود را براي مبارزه اجتماعي تجهيز نموده، در سلک مطبوعات عالم نسوان ايران... مجله شمع ضعيفي است که در راه ترقي و سعادت نسوان گذاشته مي‌شود و اميدوار است قدم‌هاي سريعي در راه تعالي و نجات و حقوق مدني نسوان به پيش بردارد».



روشنک نوع‌دوست، مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» را اين‌گونه شناساند که «قسمت مهم و جزء اعظم آن مربوط به جامعه نسوان مي‌باشد؛ در برگيرنده نوشته‌هاي اخلاقي، ادبي‌، اجتماعي و تاريخي».

از ميان مردان يار و همکار مجله، از اهل قلم و فرهنگ، سعيد نفيسي، کريم کشاورز، م. جودي، شناخته شده‌اند. م. جودي، همان ميرزا محمدخان رئيس اداره‌ي پست لنگرود است، گيله مردي فرهنگ پرور و خوشنام، اهل شعر و شاعري. کريم کشاورز با نام مستعار «فاطمه»، مقاله‌هائي براي مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» مي‌فرستاد. کريم کشاورز، خود پس از گذشت پنجاه سالي از آن همکاري قلمي، يعني درسال هزار و سيصد و پنجاه و پنج خورشيدي و در کتاب «في ‌مدة‌ المعلومه»، اين همکاري قلمي را آشکار کرده است.

در نخستين شماره‌ي مجله، بر اهميت آموزش دختران و نياز به تاسيس مدرسه‌هاي دخترانه تاکيد شده بود. دانسته است که ده سالي پيش از راه‌اندازي مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، روشنک نوع‌دوست ،مدرسه‌ي دخترانه‌ي «سعادت نسوان» را تاسيس کرده بود در سال هزار و دويست و نود و شش /۱۲۹۶/ خورشيدي. مدرسه‌اي چهار کلاسه و در شمار نخستين مدرسه‌هاي دخترانه‌ي گيلان. در اين مدرسه، کلاس اکابر زنانه برپا شد؛ به مديريت سرور (مهکامه) محصص و بيش از صد /۱۰۰/ زن گيلگ آموزش ديدند .اين همه اما، سهل و آسان بدست نيامده بود، با ايستادگي و سخت‌کوشي و در زمانه‌اي به دست آمده بود که کهنه‌انديشان آن ديار، بانو فرزانه نيکروان ، مدير دبستان آذرميدخت را تکفير کردند، آزار دادند، به مدرسه‌اش سنگ انداختند و در و پنجره‌ي مدرسه را شکستند و باز اينهمه در حالي که پدر فرزانه نيکروان خود از بازرگانان شناخته شده‌ي شهر رشت بود. سختي بدست آوردن پروانه تاسيس مدرسه‌ي دخترانه از اداره‌ي معارف بجاي خود، اجاره‌ي محل و ساختمان مدرسه هم براي زنان دشوار بود. روشنک نوع‌دوست که با پشتيباني و به اعتبار پدر، ساختمان مدرسه را اجاره کرده بود، با کوشش بسيار توانست پروانه‌ي تاسيس مدرسه‌ي دخترانه‌ي شش کلاسه را هم بدست آورد در سال هزار و سيصد و دو /۱۳۰۲/ خورشيدي. بدين ترتيب، هنگام راه‌اندازي مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» در سال هزار وسيصد و شش /۱۳۰۶/ خورشيدي، بانو روشنک نوع‌دوست، پيشينه و اندوخته‌ي آموزشي و تجربي پرباري دارد در شناخت دشواري‌هاي برسر راه دگرگون کردن موقعيت زن ايراني/ گيلاني در اين زمينه و ديگر زمينه‌هاي اجتماعي و سياسي. در نخستين شماره‌ي «پيک سعادت نسوان»، م. جودي مقاله‌اي دارد با عنوان «زن در جامعه ما». لاف و گزاف يکي از «رجال» مدعي طرفداري از آزادي را، اين گيله مرد شاعر شوخ، چنين پاسخ مي‌دهد: «ملتي که با زنان خود مثل بهائم و جانوران وحشي معامله کند، حق دعوي آزادي‌خواهي ندارد.»

در شماره‌ي دوم، سعيد نفيسي، مقاله‌اي نوشته است با عنوان «سهم مادرها در ترقي و تجدد ايران». اگر بخواهيم با در نظر داشت اين گزاره‌ي سعيد نفيسي، سخني بگوئيم درباره «سهم» خود زنان روشنفکر يا «خواتين منورالفکر» مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، آنگاه گذشته از «سهم» زنانه‌ي خودشان در کوشش‌هاي فکري و قلمي و تلاش عملي در راه «ترقي» و «تجدد»، درباره‌ي «سهم» مادرانه‌ي آن‌ها در«ترقي» و«تجدد» هم، مي‌توان به راستي به اشاره‌اي کوتاه بسنده کرد و گفت و گذشت که فخرعظمي ارغون، مادر سيمين‌بر خليلي/ سيمين بهبهاني/ است و سرور (مهکامه) محصص، مادر اردشير محصص. و نيازي نيست به کيل و پيمانه‌ي بازارچه‌ي آوازه‌گري سياسي براي سنجيدن «سهم» سيمين بهبهاني شاعر و «سهم» اردشير محصص کاريکاتوريست آزاد از هرچه رنگ تعلق، در ترقي فرهنگ و هنر تجددگرايانه‌ي ايران.

در شماره‌ي سوم مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، در مقاله‌اي با عنوان «زن و مرد»، نابرابري اجتماعي زن و مرد نقد مي‌شود. نويسنده، با امضاي پ. ا، نسبت دادن اين نابرابري‌ها به تفاوت جسمي زن و مرد را «عقيده‌ي طفلانه» مي‌داند.

در شماره‌ي چهارم، شعر بلندي چاپ شده است در نقد «صيغه» با عنوان «در عاقبت صيغه‌روي» با امضاي م. شيدوش.

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، برپايه‌ي سرشت و حوزه‌ي کار و کوشش خود، نگاهي و علاقه‌اي دارد به کوشش‌ها‌ي جنبش‌هاي برابري‌خواهانه‌ي زنان در «جوامع اسلامي» و همسايه، ترکيه‌ي جوان‌، افغانستان، مصر. مي‌دانيم زنان برابري‌خواه مصر، هدا شعراوي، سزا نبراوي، بناويه موسي، در بازگشت از گردهمائي فمينيستي رُم، در برابر صدها زن و مرد استقبال کننده در ايستگاه راه آهن قاهره، حجاب برداشتند در سال هزارو نهصد و بيست وسه /۱۹۲۳/ ميلادي.

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، در شماره‌ي چهار و پنج /۴ و ۵/ ارديبهشت ماه و تيرماه هزار و سيصد و هفت /۱۳۰۷/ خورشيدي، دو نوشته درباره‌ي افغانستان، چاپ کرده است. «اوضاع زنان در افغانستان» و «خلاصه‌ي مصاحبه با علياحضرت ملکه ثريا». در اين مصاحبه، ملکه ثريا، ملکه‌ي افغانستان به پرسش خبرنگار غربي درباره‌ي حجاب اسلامي پاسخ مي‌دهد. مصاحبه از نشريه‌اي اروپائي، ترجمه شده است و به مناسبت سفر امان‌الله خان پادشاه افغانستان و همسرش ملکه ثريا به ايران و ديدار با رضاشاه چاپ شده است. «ثريا طرزي»، در سوريه به دنيا آمد در خانواده‌اي از خاندان‌هاي حکومت‌گر و اصلاح‌طلب افغان‌، آن زمان تبعيدي در سوريه. فارسي و عربي و ترکي و فرانسه را در سوريه آموخت. با آغاز دوره‌ي اصلاحات تجددگرايانه‌ي امان‌الله خان در هزار و سيصد و پنج /۱۳۰۵/ خورشيدي، ثريا طرزي، ملکه ثريا، نقش موثري داشت در برنامه‌هاي آموزش دختران، در نقد چند همسري، و در نقد حجاب و برقع. در سفر سال هزارو سيصد و هفت /۱۳۰۷/ خورشيدي به ايران، و در ديدار با رضا شاه و درباريان پهلوي، ملکه ثريا، بدون حجاب در اين ديدارها حضور دارد. در واقع ده سالي پيش از «کشف حجاب» اجباري رضاشاه، ثريا طرزي، زن زيرک و زيباي افغان، خود بدست خود حجاب از چهره برداشته است با آگاهي خود و به اراده‌ي خود.

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» در اين نگاه و چشم داشتن به کوشش‌هاي برابري‌خواهانه‌ي زنانِ شرق، تنها نبود. پيش از «پيک سعادت نسوان»، مجله‌ي فرهنگ رشت، گزارشي روشنگر درباره‌ي «زنان مصر و مختصري از اوضاع اجتماعي آن‌ها» چاپ کرده بود؛ در بهمن ماه هزار و سيصد و چهار /۱۳۰۴/ خورشيدي.

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» در واقع، دهمين نشريه‌ي ويژه‌ي زنان است از پس انقلاب مشروطه‌ي ايران.

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، چهارمين نشريه‌ي زنان است که بيرون از تهران، پا گرفته‌اند. نشر‌يه‌ي «زبان زنان» در اصفهان منتشر شد در هزار و دويست و نود و هشت /۱۲۹۸/ خورشيدي، «جهان زنان» در مشهد به سال هزار و دويست و نود ونه /۱۲۹۹/ خورشيدي و «نسوان شرق» در بندر انزلي در هزار و سيصد و پنج /۱۳۰۵/ خورشيدي. سال بعد، با انتشار مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» در مهرماه هزار و سيصد و شش /۱۳۰۶/ خورشيدي، گيلان و گيلانيان با دومين نشريه‌ي زنانه‌ي آن ديار آشنا مي‌شوند.

مي‌دانيم در طليعه‌ي جنبش مشروطه‌خواهي، بعد در زمانه‌ي سر برآوردن جنبش جنگل، سپس‌تر در هنگامه‌ي رويدادهاي جنگ اول جهاني، توفان انقلاب اکتبر، پايه‌گذاري فرقه‌ي کمونيست ايران، تکاپوي گرايش‌ها و گروه‌هاي سياسي، در همه‌ي اين دوره‌ها و دگرگوني‌ها، گيلان نيز همچون آذربايجان ، کانون کوشش‌هاي تجددخواهانه، آزادي‌خواهانه و عدالت‌جويانه است .

در تيرماه هزار و دويست و نود و شش /۱۲۹۶/ خورشيدي، گروهي از جوانان با ذوق که «خدمت به عالم معارف» را در نظر داشتند، «جمعيت فرهنگ» را تشکيل دادند در شهر رشت. «جمعيت فرهنگ رشت» در هزارو دويست ونود و هشت /۱۲۹۸/ خورشيدي مجله‌ي «‌فرهنگ» را منتشر مي‌کند. حسين جودت از پايه‌گذاران «جمعيت فرهنگ رشت» است و در ارتباط با فرقه‌ي کمونيست ايران. شماري از کوشندگان «جمعيت فرهنگ رشت» از نويسندگان و همکاران بعدي مجله‌ي «‌پيک سعادت نسوان» مي‌شوند. م . جودي، نويسنده ي مقاله ي «زن در جامعه ما»، از اعضاي «جمعيت فرهنگ رشت» بود.

اما پيرامون پيوند «جمعيت فرهنگ رشت» با تشکل‌ها و جمعيت‌هاي زنان در گيلان، و چند و چون مناسبات تشکيلاتي يا سياسي آن‌ها، آگاهي‌ها، چندان روشن و دقيق نيستند. در ميان چند انجمن زنان در گيلان، «جمعيت پيک سعادت نسوان»، سر آمد انجمن‌ها بود و در سال هزار و سيصد /۱۳۰۰/ خورشيدي يا سالي بعد شکل گرفت. همين جمعيت است که براي نخستين بار جشن روز هشت /۸/ مارس را در رشت و انزلي برگزار مي‌کند، به آموزش دختران و زنان همت مي‌گمارد، گروه تئاترال زنانه تشکيل مي‌دهد واز کشف حجاب و آموزش فکر و فرهنگ بانوان سخن مي‌گويد. روشنک نوع‌دوست در اين «جمعيت پيک سعادت نسوان» حضور موثر دارد. مي‌توان ديد که «جمعيت فرهنگ رشت» در گرايش زنان پيشروي گيلک به کنش اجتماعي و پويش «راه تعالي و نجات و تثبيت حقوق مدني نسوان» نقشي انکار ناپذير داشت. رضا روستا، عضو فرقه‌ي کمونيست ايران درباره‌ي چگونگي نقش «جمعيت فرهنگ رشت» و تاثير آن بر انجمن‌هاي زنان گيلان، مي‌گويد: «در نتيجه‌ي کار اين مجمع (فرهنگ) بين بانوان، عده‌اي از بانوان گيلان به ابتکار روشنک خانم و جميله صديقي و سکينه شبرنگ به تشکيل جمعيت پيک سعادت نسوان مبادرت ورزيدند و براي بيداري زنان و دوشيزگان دست به تشکيل مدرسه سعادت و مجله پيک سعادت زدند».

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، در مرداد ماه هزار و سيصد و هفت /۱۳۰۷/ خورشيدي روبه‌روست با باز‌خواست ناظر شرعيات وزارت معارف و اوقاف درباره‌ي فرستادن نسخه‌ي مجله به آن اداره براي تشخيص «عدم تخالف آن با اصول و فروع مذهب». رئيس معارف و اوقاف گيلان، علي محمد مولوي ، بانو روشنک نوع‌دوست را فرامي‌خواند براي پرسش از امري که ناظر شرعيات وزارت معارف پيگيري قانوني آن را خواستار شده بود. روشنک نوع‌دوست به آگاهي علي محمد مولوي مي‌رساند که همه‌ي «نمرات مجله را مستقيما به وزارت جليله متبوعه ايفاد نموده است» اما «حسب‌الامر، مجددا شماره‌هاي آن را (۱ الي ۵) تلواً تقديم مي‌نمايد» پس از شماره‌ي ششم، انتشار مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، متوقف مي‌شود. آيا دستور ناظر شرعيات بود؟ يا اقدام ناخواسته‌ي خود روشنک نوع‌دوست؟ بنا به شم سياسي در روزگار رو به تباهي و سياهي استبداد سياسي. دانسته نيست.

بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر، در پژوهش پيگيرانه و دقيق خود درباره‌ي مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» براي نخستين بار در حوزه‌ي پژوهشي نشريه‌هاي زنان ايران، به اين نکته‌ي تاکنون پنهان مانده دست يافته‌اند که « در ارديبهشت ۱۳۰۹، مجله‌ي پيک سعادت نسوان باز چهره نمود.»

آنان پس از يافتن «سرنخي» از اين شماره‌ي مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» به اين ارزيابي رسيده‌اند که «اين پديداري جاي ترديد نمي‌گذارد که روشنک نوع‌دوست از انديشه‌ي انتشار مجله دست نشسته بود و در پي مجال مناسبي بود تا کار از سر گيرد و به سهم خود فراشد بيداري و آگاهي زنان گيلاني و ايراني را گامي پيش‌تر برد. اينکه بانو نوع‌دوست با چه توجيه و تدبيري توانست اجازه‌ي «شماره‌ي اول، سال دوم» را بگيرد، در هاله‌اي از ابهام است. حتا به يقين نمي‌دانيم که در پي آن شماره‌ي اولِ دوره‌ي دوم، شماره‌ي دومي هم به انتشار رسيد يا نه! پاسخ به اين پرسش هرچه باشد، يک نکته محرز است و آن اينکه کوشش بانو نوع‌دوست و همکارانش براي زنده نگه‌داشتن پيک به فرجام دلخواه نرسيد. اين مجله نيز به سرنوشت ده‌ها نشريه‌ي ديگر گرفتار آمد که با شدت‌يابي دم‌افزون استبداد رضاشاهي، تا هميشه از دنياي مطبوعات ايران رخت بربستند.»

اکنون و نزديک به هشتاد و پنج سال پس از خاموشي «شمع ضعيف» مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر، نسخه‌اي از اصل هر شش شماره بدست آورده‌اند، پيشگفتار يا درآمد دقيق و روشنگرانه‌اي نوشته‌اند‌، توضيحات ريز و آگاه‌گرانه داده‌اند براي هر شماره و اين مجموعه را منتشر کرده‌اند با همان قطع و طرح روي جلد خود مجله‌ي «پيک سعات نسوان»، به همان شکل هشت دهه پيش از اين.

کند و کاو دقيق و نکته‌سنجي ويراستاران در بازخواني سندها و روايت‌ها، ارزيابي آنان از نقش «فرقه‌ي کمونيست ايران» در برانگيختن «انديشه‌هاي پيشرو»، دريافت آنان از چند و چون پيوند واقعي يا مفروض تشکل‌هاي زنان و «جرگه‌هاي فمينيستي» با «فرقه‌ي کمونيست ايران»، ارزيابي از ديدگاه‌ها و برنامه‌هاي انجمن‌ها و نشريه‌هاي زنان، نشانگر گسست روشني‌ست از نگاه و روش غالب در بررسي تاريخ و تاريخ‌نويسي پيرامون جنبش زنان ايران، پيش گذاشتن پرسش‌هاي تازه، و / با احتياط مي‌نويسم/ گشودن روزن تازه‌اي براي نگريستن به گذشته و به اکنون خود:

روزني براي بازخواني و بازانديشي پيشينه، سرشت و چند و چون بُرشي از تاريخ جنبش برابري‌خواهي زنان ايران؛ روزني تازه براي بازخواني نقش جنبش چپ و کمونيستي در جنبش برابرخواهي زنان ايران و چند و چون پيوند آن. ديگر اينکه با روشن کردن هويت «فاطمه» ـ به عنوان نمونه ـ و نيز نشان دادن نقش مردان همکار مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» ـ باز به عنوان نمونه ـ گوئي ناگفته فراخوانده‌اند به درنگ و بازانديشي در پاره‌اي گزاره‌هاي نامحتاط درباره‌ي «زبان زنانه»‌ي نشريه‌هاي زنان. بگذريم که نام و قلم زنانه هم به خودي خود به معناي گسست از فرهنگ و زبان پدرسالار و مردسالار نيست.

بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر در ارزيابي و نقد روايت‌هاي غالب، مي‌گويند: اين درست است که شماري از زنان عضو يا هوادار فرقه‌ي کمونيست ايران، نقش به سزائي در پيدايش و گردش کار جرگه‌هاي زنان داشتند و به همين اعتبار با اعضاي فرقه «مربوط بودند»، اما ارتقاء سطح اين ارتباط به مناسبات تشکيلاتي ميان جرگه‌ها و فرقه، بزرگ‌نمائي و گزافه‌گويي‌ست. آن‌ها با بررسي برنامه‌ي مصوب کنگره‌ي اول فرقه‌ي کمونيست در تيرماه هزار و دويست و نود ونه /۱۲۹۹/ خورشيدي و«تزهاي» مصوب کنگره‌ي دوم در شهريور هزار و سيصد و شش /۱۳۰۶/ خورشيدي (يک ماه پيش از انتشار مجله‌ي پيک سعادت نسوان) مي‌گويند: در «برنامه» و «تزها» طرح يا پيشنهادي درباره‌ي بهبود وضعيت «جنس دوم» و «حقوق اوليه نسوان» ديده نمي‌شود. هرچند که در «برنامه» خواست «منع کار شبانه براي نسوان و اطفال»، بيان شده است.

آنان افزوده‌اند که فرقه‌ي کمونيست در پراکندن «انديشه‌هاي پيشرو»، برانگيختن زنان به کنش اجتماعي و سياسي و پيوستن آن‌ها به جنبش‌ها و جرگه‌هاي عدالت‌جو و آزادي‌خواه، نقشي انکارناپذير ايفا کرد؛ اما آن‌ها که به «اوضاع اسفناک و رقت‌آور حياتي و معارفي نسوان ايران» پرداختند، «سلطه‌ي نفوذ ظالمانه‌ي عادات و آداب و رسوم» را هويدا ساختند و «احتياجات نسوان» وطن را برشکافتند، جرگه‌هاي فمينيستي بودند.

بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر، در ارزيابي از مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» هم بر اين نظراند که پيک سعادت نسوان، گرچه نخستين نشريه‌ي زنانه‌ي چپگرا‌ي ايران بود؛ اما نشريه‌اي چپ‌رو نبود. جهان نگري‌اش از مارکسيسم روسي دور بود. پيرو شوروي هم نبود. نقطه‌ي حرکتش واقعيت‌هاي جامعه‌ي ايران بود. از واقعيت‌ها حرکت مي‌کرد تا رفته رفته آگاهي را بر ذهن‌ها بيافشاند و دستيابي به «تمدن ايراني» و آرمان والاي انساني را ممکن سازد. اين راه را هم محافظه‌کارانه پيمود. هم از اين رو به مقولاتي چون حجاب اسلامي و معناي نمادين آن نپرداخت و از پديده‌ي شوم چند همسري پرده برنداشت. در حالي که هفت ماه پيش از آنکه خود پديد آيد (مهر ۱۳۰۶) دولت شوروي طرح «هجوم» را در قفقاز و آسياي مرکزي به اجرا گذاشته بود (۱۷ اسفند ۱۳۰۵) که بن‌مايه‌اش کشف حجاب اجباري بود... الگوئي که دولت رضاشاه آن را در دي ماه ۱۳۱۴، سر و گوش و دم بريده به کار بست.

بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر پس از اشاره به خاموشي شمع «پيک سعادت نسوان»، مي‌گويند «اما آن‌ها که پيام پيک سعادت نسوان و «پيک»هاي زنانه‌ي تجددخواه پيشين را دريافته بودند، براي پيشرفت زن ايراني، راه يافتن او به فضاي همگاني، بيداري اجتماعي، برابري حقوقي و دگرديسي مناسبات جنسيتي از تلاش دست نشستند. اين تلاش در متن تجدد آمرانه‌ي رضاشاهي، زمينه‌ساز خرده گام‌هاي دولت جهت گونه‌اي مشا‌رکت زنان در برخي نهادهاي شهري شد».

مي توان گفت در متن دگرگوني‌هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي و در دوره‌ي چرخش تاريخي برافتادن قاجار و برآمدن رضاشاه پهلوي، گرايش‌ها و جنبش‌هاي برابري خواهانه‌ي زنان ايران، در روياروئي با دور تازه‌اي از جدال «کهنه» و «نو» ،از سه سرچشمه‌ي دگرگوني‌هاي فکري و سياسي، بهره‌مند بودند.

نخست از سرچشمه‌ي انديشه‌ي انتقادي پيش از مشروطه، نقد پايه‌هاي فکري کهن و مناسبات سنتي، و گشودن چشم‌اندازها و ايده‌آل‌هاي نو. ميراث فکري ميرزا آقاخان کرماني، ميرزا فتحعلي آخوندزاده . دوم ،هم از ادبيات انتقادي و هم از ديدگاه‌هاي نوين سياسي دوران مشروطه و پس از آن. نقد سنت در شعر بهار، ايرج ميرزا، عارف قزويني و ميرزاده‌ي عشقي. در سياست ، تبليغ برنامه‌ي « حزب دموکرات ايران » ، با گرايش سوسيال دموکراسي پيرامون «انتخابات عمومي و مساوي»، «انفکاک کامل قوه سياسيه از قوه روحانيه» و «توجه مخصوص در تربيت نسوان». پيشنهاد حق راي زنان در مجلس دوم آن هم از طرف بازرگان مسلمان باورمند نماينده‌ي همدان. با مخالفت شديد مدرس و با استناد به باورهاي مذهبي، گفت و گو پيرامون حق راي زنان خاتمه يافت. سوم روندها و پروژه‌هاي تازه تجددخواهي. نقش نشريه‌هائي چون «ايرانشهر»، «کاوه» و «آينده» و نيز برنامه‌هاي تجدد‌خواهانه‌ي گرايش‌ها و گروه‌هاي سياسي، «حزب سوسياليست»، «حزب تجدد»، «حزب راديکال» و انجمن «ايران جوان». انجمن «ايران جوان» در برنامه‌ي خود در آغاز سده‌ي کنوني‌، خواهان « آزادي زنان » و « فرستادن دانشجوي دختر و پسر به اروپا » ست . در پروژه‌هاي تجدد، برپائي «دولت مقتدر مرکزي» براي دستيابي به پيشرفت، ضرورت بي‌چون و چرا تلقي مي‌شود. خواست تجدد و اشتياق و اميدواري برخاسته از چشم‌انداز دستيابي به پيشرفت، گروه‌هاي بزرگي از طبقه‌ي متوسط جديد شهري را به دايره‌ي کوشش‌هاي فکري و اجتماعي و سياسي کشاند‌. گرايش‌ها و گروه‌هاي زنان تحول‌خواه و برابري‌طلب پيشين جان تازه گرفتند، گروه‌هاي تازه پديد آمدند، همسوئي و همپوشي بانظم سياسي نوين در حال استقرار، طبيعي مي‌نمود. در فاصله‌ي سال‌هاي ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۶ خورشيدي انجمن‌ها و نشريه‌هاي گوناگون بدست زنان ايراني پايه‌گذاري شد. اما دوره‌ي نشريه‌هاي مستقل، کوتاه است. در فاصله‌ي سال‌هاي ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ خورشيدي شمار نشريه‌هاي ايران از ۱۵۰ نشريه و روزنامه به ۵۰ نشريه کاهش مي‌يابد. سانسور دولتي، عامل اصلي اين کاهش است. انجمن‌ها و نشريه‌هاي زنان هم در امان نبودند. هم‌زمان با روند تکوين ساخت دولت مدرن مطلقه، انجمن‌ها و نشريه‌هاي زنان همسو با برنامه‌هاي دولت نيز به حاشيه رانده شدند. با تاسيس نهاد دست ساخت دولت، يعني «کانون بانوان»، در سال ۱۳۱۴ خورشيدي، حتي «زنان اصلاح‌طلب طرفدار حکومت نظير نويسندگان [مجله‌ي] عالم نسوان، توانائي هدايت اصلاحات را از دست دادند و خاموش شدند. تا وقتي دولت ضعيف بود، زنان اصلاح‌طلب، همانند دوره قاجار، مي‌توانستند خواسته‌هاي خود را از طريق نشريات زنان بيان کنند. اما وقتي دولت در زمان رضاشاه قدرت يافت و خواسته‌هاي زنان تا اندازه‌اي برآورده شد، اين آزادي بيان نيز به طور کلي به حالت تعليق درآمد.» (ياسمين رستم کلايي. برنامه گسترده براي زنان ايران «نو»)

مجله‌ي «پيک سعادت نسوان»، در همان سال‌هاي نخست سلطنت رضاشاه، از ادامه‌ي کار بازماند.

بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر پس از اشاره به خاموشي شمع مجله‌ي «پيک سعادت نسوان» مي‌نويسند: «هرچه بود در آن سال ۱۳۰۷، تتمه‌ي روزنامه‌هائي که هوادار تجددي همه سويه بودند و آزادي‌خواه و چپ‌گرا يکي پس از ديگري نيست و نابود شدند. (ستاره ايران، کيميا، آينده، فروغ...). آن‌ها که از پهنه‌ي مطبوعات کشور پا پس نکشيدند و خاموشي برنگزيدند، به دست پليس رضاشاهي خفه شدند. برجسته‌ترين نمونه‌اش فرخي يزدي‌ست و طوفانش که به سرنوشت واعظ قزويني گرفتار آمد و ميرزاده عشقي.

بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر از سال ۱۳۸۵ که «رد پاي پيک سعادت نسوان» را يافته‌اند به جستجو برآمده‌اند، تا هر شش شماره‌ي مجله را بدست آورند. مجله‌ها‌ئي که «خاک و چرک هشتاد ساله زرد رخسارشان کرده و تيره». خاک را رفته‌اند، تيره‌گي‌ها را زدوده‌اند و برگ برگ پيک‌ها را پاک کرده‌اند، اشتباه‌هاي چاپي را فهرست‌وار روي کاغذ آورده‌اند، با پيشگفتاري روشنگرانه و توضيح‌هاي آگاهي دهنده براي هر شماره، مجموعه‌اي با قطع و شکل و شمايل «‌پيک سعادت نسوان » در ۳۲۵ صفحه، فراهم آورده‌اند براي کوشندگان و علاقمندان جنبش برابري‌خواهي زنان ايران، براي دوستداران کتاب و کتابت.

بنفشه مسعودي و ناصر مهاجر، شناخت تاريخچه‌ي کوشش فکري و فرهنگي زنان روشنفکر و برابري‌خواه گيلان و شناخت روند آغاز و پايان «پيک سعات نسوان» را امري ضروري ديده‌اند براي «کار بازسازي و بازنگري تاريخچه‌‌ي يک سده پيکار حق‌خواهانه‌ي زن ايراني که هنوز ثبت نشده و سخت مورد نياز است». آنان در پژوهش خود براي شناخت و معرفي «پيک سعادت نسوان»، نگاه کرده‌اند و مراجعه کرده‌اند به ۷۲ کتاب مرجع در باب تاريخ و فرهنگ معاصر ايران، به ۱۰ کتاب به زبان انگليسي‌، به ۲۱ نشريه و مجله‌ي قديمي، به ۱۱ زندگينامه و به نوشته‌ها و مقاله‌هائي پژوهشي در ۱۵ سايت انترنتي.

بنفشه مسعودي، گيله زن در تبعيد، در اين همکاري با ناصر مهاجر، گوئي هم اداي دين و احترام کرده است به پيشينه و پيشگامي «خواتين منورالفکر» گيلان در سير تکاپوي برابري‌خواهي زنان ايران و هم نمونه‌اي بدست داده است بار ديگر از اراده و توان زن امروزي ايراني در جدال با سختي‌هاي کار ظريف و صبورانه‌ي پژوهشي.

مديرچاپخانه‌ي مرتضوي در کلن آلمان، باقر مرتضوي، با همت بلند خود براي چاپ مجموعه ي«پيک سعادت نسوان»، کوشش بسيار کرده است. باقر مرتضوي براي تهيه‌ي کاغذ و جلد اين مجموعه، همسان و هم رنگ خود مجله‌ي هشتاد و پنج سال پيش، ابتکار فني را همراه کرده است با حوصله ي بسيار و اکنون، مجموعه ي « پيک سعادت نسوان » ، با طرحي چشم نواز، تقديم مي شود به دوستداران جنبش برابري خواهي زنان ايران .

چهارشنبه ۷ مارس ۲۰۱۲
۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۰


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration