The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

پرسش کسروي

رامين جهانبگلو

استاد فلسفه در دانشگاه تورنتو

سايت بي بي سي-شنبه 10 مارس 2012 - 20 اسفند 1390

بحث در مورد احمد کسروي و آثارش همواره در ميان روشنفکران ايران به برانگيختن تعصبات تند و هيجان زده موافقين و مخالفين افکارش انجاميده است.
در اين ميان شايعه ها و بد فهمي هايي که در بيش از نيم قرن گذشته در مورد کسروي در ميان تحصيل کردگان ايران رواج پيدا کرده، سبب ستايش ها و انتقادهاي تو خالي شده که بر پايه بررسي دقيق و جامع آثار او نيست.
از سوي ديگر، کشته شدن کسروي در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ به دست عناصري از گروه فدائيان اسلام موجب شد که شخصيت اجتماعي او از مقام روشنفکري نقاد و انديشمندي پرسشگر به مقام نويسنده اي ضد دين تقليل يابد.
حال آنکه امروزه هرگونه بررسي نوشته هاي کسروي در باره دين، ادبيات، فرهنگ و جامعه، جدا از هر نوع داوري در مورد عقايد و افکار او، بحث در مورد وظيفه روشنفکر و مقام سنجش گر او در دوران بحراني جامعه را به همراه دارد.
به عبارت ديگر، اگر کسروي را پرسش گر بنيادهاي فکري و فرهنگي جامعه ايران بدانيم، بنابراين بديهي است که پرسش هاي اساسي و بي پرواي او بخش مهمي از فرآيند روشنفکري در ايران را تشکيل مي دهد.
اگر روح کسروي بر جامعه امروز ايران سايه افکنده، به دليل دشمني او با روحانيت شيعه نيست، بلکه به علت پرسش او از سنت هاي ايراني و نبود اخلاق آزاد انديشي است که حيات روشنفکري جامعه ايران را به خطر انداخته است.
آنچه که احمد کسروي را در آينده ايران در يادها و خاطره ها زنده نگه داشت، بيش از پژوهش هاي موفق و مقام علمي او، صداقت روشنفکري و آزادي اوست. اخلاق آزادانديشي کسروي را مي توان در جرات و بي باکي روشنگرانه او در بيان ديدگاهها و باورهايش ديد.
"اگر روح کسروي بر جامعه امروز ايران سايه افکنده، به دليل دشمني او با روحانيت شيعه نيست، بلکه به علت پرسش او از سنت هاي ايراني و نبود اخلاق آزاد انديشي است که حيات روشنفکري جامعه ايران را به خطر انداخته است."
براي آگاهي بيشتر با اخلاق روشنفکري کسروي بايد نگاهي به اصول خردورزي او به عنوان روشنفکر اجتماعي داشت که او را از چمبره روزمرگي و جزم هاي مرامي دور مي کرد. کسروي اخلاق را مختص به حوزه فکر و انديشه نمي دانست و آن را با حيطه عمل و زندگي اجتماعي خود در ارتباطي نزديک قرار مي داد.
اين رابطه متقابل ميان اخلاق مدني و اخلاق فکري را در برخورد مستقيم و بدون تعارف کسروي با چاپلوسي و دروغ گويي در زمينه فعاليت هاي ذهني و کاري و تحقيقات ادبي و تاريخي مي توان بررسي کرد.
کسروي در مقاله اي تحت عنوان "در پيرامون مشروطه" (۱۳۱۶) مي نويسد: "روزي گفتگو از چاپلوسي ها و گزاف گويي ها و دروغ نويسي هاي يک تاريخ نگار زمان قاجار مي داشتم، شنوندگان همگي چنين پاسخ دادند: بيچاره مجبور بوده. اگر آنها را نمي نوشت از دربار بيرونش مي کردند." ديدم اينان همگي بر آنند که در راه روزي طلبيدن به هر پستي و زشتي توان برخاست و آنگاه چاپلوسي از يک توانا و دروغ نويسي در تاريخ را چنان گناه بزرگي نمي شمارند. بلکه خود ايشان هر کدام به اين پستي ها آلوده اند، بلکه آنها را يک گونه زيرکي و هنرمندي مي شمارند." (کاروند کسروي به کوشش يحيي ذکاء، تهران، کتابهاي جيبي، ۱۳۵۲، صفحه ۱۶۷).
کسروي به اين نتيجه رسيده بود که کار روشنفکري، کوششي خستگي ناپذير و پژوهشي فروتنانه است که نبايد دچار خام انديشي و وسوسه هاي حقيرانه اي چون فضل فروشي و جلوه نمايي شود. به همين دليل، تحقيق درباره تاريخ و فرهنگ را به عنوان شيوه اي براي دستيابي به فضيلت اخلاقي مي دانست که انسان ايراني را عامل سرنوشت خود مي کرد.
به عبارتي، کسروي خردورزي انتقادي را زمينه اي براي گذار انسان ايراني به دوره بلوغ فکري و به دست گرفتن سرنوشت خويش مي پنداشت و معتقد بود که تاريک انديشي و حقير شمردن ايرانيان با دفاع از آزادي و آموزش اخلاق مدني ناسازگار است.
"جالب اينجاست که نگرش کسروي به عالم سياست، برخلاف بسياري از روشنفکران ايراني دوران خود، هيچگاه به طرح و بررسي مستقيم قدرت نمي انجامد بلکه بيشتر معطوف به ذهنيت ايرانيان و قابليت آنان در جهت ساماندهي جامعه ايران است."
به گفته او "گاهي انسانهايي مي گويند: مردم شايسته آزادي نيستند و بايد آنان را به زور راه برد. از اينان بايد پرسيد: مگر نه اينکه از مردميد؟ چه شده که شما شايسته آزادي باشيد و ديگران نباشند؟ چه شده که شما فرمان رانيد و ديگران فرمانبر؟ مگر شاهان خودکام و ستمگر جز اين بهانه ها مي آوردند؟ آدميان آزاد آفريده شده اند و نه کسي را سزاست که بر ديگران فرمان راند. با هيچ دستاويزي به فرمانروايي و چيرگي کسي يا کساني خرسندي نتوان نمود." (ورجاوند بنياد، چاپ يکم، تابستان ۱۳۲۲).
همانطوريکه مي بينيم کسروي معتقد به برخورد نقادانه با آشفتگي و ديکتاتور منشي نظريات سياسي، اخلاقي و روشنفکري کساني است که خود را مربيان معنوي و طلايه داران فکري جامعه معرفي مي کنند.
جالب اينجاست که نگرش کسروي به عالم سياست، برخلاف بسياري از روشنفکران ايراني دوران خود، هيچگاه به طرح و بررسي مستقيم قدرت نمي انجامد بلکه بيشتر معطوف به ذهنيت ايرانيان و قابليت آنان در جهت ساماندهي جامعه ايران است. به همين جهت، نقد کسروي از دين خرافي و قدرت مطلقه همراه است با تأکيد پرتوان او بر توليد و ترويج اخلاق روشنفکري که از طريق انديشيدن در تاريخ ايران و کاوش و پژوهش در زبان و ادب و فرهنگ ايراني، ايرانيان را از کژ انديشي ها و واژگون نگري ها نجات دهد.
از اين رو کسروي بيش از هر چيز در طلب ترغيب و ترويج خردگرايي انتقادي در جمع ايرانيان است. وي در مقاله اي تحت عنوان "امروز چاره چيست؟ بر اين موضوع تأکيد مي کند که حکومت مشروطه بهترين نوع از حکومت است" ولي مشروطه تنها بدون قانون و مجلس نيست. مشروطه به يک معني عاليتر ديگري است. مشروطه معنايش آنست که يک توده مي خواهد خودش کارهاي خود را اداره کند. مي خواهد کسي به او فرمان نراند." ( امروز چاره چيست؟، کاليفرنيا، توکا، صفحه ۴۱).
بنابراين کسروي بر اين باور است که ايرانيان در صورت برخورد نقادانه با فلسفه هاي دنيا گريز و سياست هاي فساد پذير، صلاحيت و اهليت اداره مملکت خود را دارا هستند. او اضافه مي کند: "سر رشته داران (حکومتگران) بايد از ميان توده (مردم)، از مردان نيکخواه و کاردان که خواهان کوشش در راه توده مي باشند، گزينش شوند و اين گزيدگان به هم بپيوندند و سکالادي (شورايي) پديد آورند و سکالشگاهي (پارلمان) برپا گردانند و در کارهاي توده و کشور با هم گفت و گو و سکالش (شور و مشورت) کنند، آنچه به سود توده است، بگزيرند(تصميم بگيرند) و قانون هايي که نياز است بگذارند و آنچه مي گزيرند به کرادي (دولت و ارگان هاي اجرايي آن) که از مردان آزموده و دانا و نيکخواه گزيده اند، بسپارند که آنان به کار بندند…. " (ورجاوند بنياد، ۱۳۲۲، صفحه ۸۷).
مراد کسروي از اين سخن پند و اندرز دادن به ملت ايران و اصرار به مقيد کردن ايرانيان در چهارچوب ايدئولوژي خاصي نيست. به عکس، گفتمان کسروي تأکيد بر بهبود احوال ايرانيان از طريق مديريت روشنفکري و فرهنگي جامعه از طريق سازگاري ميان فرهنگ ايراني و فرهنگ جهاني است.
به همين دليل کسروي کار روشنفکري را با دغدغه شفافيت ذهن و زبان و شجاعت انتقادي انديشيدن يکي مي داند و از نظر او وظيفه اخلاقي روشنفکر ايراني گفتن حقيقت درباره امور حاضر و کنوني ايران است. در واقع از ديد کسروي خردورزي و روشنگري ابزار اصلاح جامعه هستند که بايد ايرانيان را از درماندگي و فساد برهانند.
مخالفت کسروي با برخي تجليات سنت ايراني که از منظر او در تضاد با خردگرايي هستند مي بايد از اين زاويه بررسي کرد.
به گفته کسروي: "هر ديني بايد به گمراهي ها و ناداني هاي زمان خود بپردازد و با آنها به نبرد کوشد تا دلها را پاک گردانيده جا براي آميغها بگشايد و پيداست که گمراهي ها و ناداني ها در هر زمان چيزهاي ديگري باشد". ( در پيرامون اسلام، چاپ پنجم، ۱۳۴۸، کتابفروشي پايدار، صفحه ۸۰) و براي روشن تر کردن موضوع اضافه مي کند: "دين، شناختن معني جهان و زندگاني و زيستن به آيين خرد است. دين آنست که امروز ايرانيان بدانند که اين سرزميني که امروز خدا به ايشان داده چگونه آباد گردانند و از آن سود جويند و همگي با هم آسوده زيند و خاندان هايي به بينوايي نيفتند و کساني گرسنه نمانند و ويرانه اي نماند و زميني بي بهره نباشد." (شيعه گري، صفحه ۱۴).
"هرچند گفتمان انتقادي کسروي واکنش هاي شديدي را در تاريخ انديشه ايران در قرن بيستم ايجاد کرده است، ولي با اين همه، کسروي واقعي براي روشنفکران ايراني و به ويژه نسل جوان تحصيل کردگان ايران، ناشناخته باقي مانده است."
هرچند که نقد کسروي از باورها، رفتارها و مناسک "خرافي" دين داران ايراني به معناي ضديت او با اصول دين، عقلاني نبود ولي به هر عنوان عقايد او در باب تشيع و بهايي گري مخالفت روحانيان شيعه و بهاييان را بر انگيخت و پرسش انتقادي او از عدم خردورزي و روشنفکري ايران جدي گرفته نشد و ناتمام ماند.
از همين روست که شهرت کسروي به عنوان خردگراي افراطي و دشمن دين به دشمني بسياري از روشنفکران و بي تفاوتي به آثار او انجاميد.
در مجموع هرچند گفتمان انتقادي کسروي واکنش هاي شديدي را در تاريخ انديشه ايران در قرن بيستم ايجاد کرده است، ولي با اين همه، کسروي واقعي براي روشنفکران ايراني و به ويژه نسل جوان تحصيل کردگان ايران، ناشناخته باقي مانده است.
جدا از هر ارزش داوري درباره شخصيت کسروي و آثار او، شکي نيست که پرسش او درباره اخلاق روشنفکري پرسشي درباره امکان وجود آزادانديشي فراسوي ظواهر و قراردادهايي است که روشنفکري امروز ايران را درگير کرده است.
کسروي به خوبي مي دانست که اين پرسش در اغتشاش و جنجال قابل طرح نيست، بلکه در روشنايي و شفافيت شکل مي گيرد. تا زمانيکه اين پرسش کسروي در باره اخلاق روشنفکري با ماست، بحث در مورد اهميت روشنفکري کسروي نيز احساس مي شود.


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration