The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

واکنش هاي نژاد پرستانه به اخبار مناطق عرب نشين

نـوري حـمـزة روزنامه نگار عرب از شوش

سالهاست که در کسوت خبرنگار در حوزه مسائل بين المللي وملي در روزنامه ها و سايت هاي خبري وتحليلي جهان عرب و رسانه هاي ايراني مشغول به کارهستم. کار روزنامه نگاري را در دوره اختناق(بازه زماني رياست جمهوري رفسنجاني در ايران) با رسانه هاي فارسي زبان آغاز کردم.
در اين دوره از کارم بسياري از تکنيک هاي روزنامه نگاري از جمله خود سانسوري را به خوبي فرا گرفتم. راه وچاه دريافت اخبار از روابط عمومي وزارت خانه ها و سازمان ها وحتي از کارمندان شاغل در خارج از حوزه روابط عمومي ها را نيز آموختم.
ياد گرفتم چگونه خبر و پيشينه آن را از زير زبان يک شهر وند عادي يا يک مسئول بلند پايه بيرون بکشم.آموختم چگونه خبر را لفافه پيچي کنم، تا فلان وزير وفلان رئيس، مبادا با انتشار خبري ،يادداشتي يا مقاله اي و دست نوشته اي از من دچار سردرد شود. چرا که اين سردرد ممکن بود، تمامي زندگي ام را درد بياورد.
افزون بر آن ممکن بود همين سردرد امتياز يک نشريه را به راحتي لغو کند. در همان حال، اخبار را با تمام دقت وظرافت به سمع ونظر شهرونداني که جوياي اين اطلاعات هستند، با امانت تام مي رساندم.
درتمام دوره کاري خود هميشه با يک مسئله دردناک، دست به گريبان بودم. با اين که سعي کردم که حوزه کاري خود را به گونه اي انتخاب کنم تا باعث تنش با ديگران نشود. اما در اين ميان، تنش ها هميشه وجود داشت.
اين مسئله دردناک وهمواره تنش زا چيزي جز "نژاد پرستي و عرب ستيزي قبيح" نيست. آگاهم که نژاد پرستي و عرب ستيزي ايرانيان قصه دراز دارد.در اين ميان اما سوالهايي در ذهنم متبادر مي شوند، که مي خواهم اين سوال ها را با شما در ميان بگذارم؛ به راستي چرا در صد بالايي از ايرانيان خارج نشين پس از سال ها زندگي در جهان آزاد، هنوز رويکرد هاي نژاد پرستانه وعرب ستيزانه دارند؟ چرا اينان بچه هاي خود را نيز نژادپرست و عرب ستيز تربيت مي کنند؟ چرا بسياري از ايرانيان هويت خود را بر اساس دشمني با عرب و زبان عربي تعريف مي کنند؟
پاسخ به اين سوالات را به عهده شما خواننده محترم اين نوشته مي گذارم. اما در اين جا مي خواهم از حساسيت هاي برخي طيف هاي اجتماعي ايران (به ويژه خارج نشينان) در باره پوشش اخبار مناطق عرب نشين پرده بر دارم.
چندي پيش تعدادي ازجوانان در شهر عرب نشين شوش با ديوار نويسي سعي در تحريم عمومي انتخابات پارلماني ايران داشتند.همزمان با اين حادثه در مراسم اربعين حسيني در اين شهر جمع کثيري از جوانان با يزله سرايي و سردادن شعارهاي ملي ، فاصله حرم دانيال تا احمد آباد را تظاهرات کردند.
پس از اين حادثه در شامگاه همان روز بيش از 34 نفر در شوش دستگير شدند. بعد از دستگيري ها ،خبر مرگ يک جوان عرب به نام ناصر آلبوشوکه (19 ساله) بر اثر شكنجه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در اهواز، سراسر منطقه را فراگرفت. بعد از او خبر مشابهي منتشر شد که گوياي اين است که؛ محمد کعبي(34 ساله) از شوش نيز تحت شکنجه کشته شده است.
( قبل از اين دو نيز يک فعال حقوق بشري عرب به نام رضا مغامسي در تاريکخانه هاي اداره هاي اطلاعات دزفول کشته شده بود).
موج دستگيري ها پايان نيافته وهر روز بر تعداد دستگير شدگان شوش افزوده مي شد که خبر دستگيري بيش از چهل تن در شهرهاي اهواز و حميديه نيز منتشر شد.
بسياري از سايت هاي خبري وتحليلي فارسي زبان هيچ گونه خبري درباره اين همه حوادث منتشر نکردند. مفسراني که حتي براي حشرات خطرناک دل مي سوزانند وبه عنوان حامي ميحط زيست براي حشرات نيز کمپين راه مي اندازند، در زمان قتل سه جوان عرب در بازداشتگاههاي وزارت اطلاعات لام تا کام حرفي به ميان نياوردند و به راحتي از روي جنازه هاي جوانان عرب گذشتند.
برخي سايت ها نيز جسته وگريخته اخبار ارسال شده به آنها را با تغيير تيتر و زدودن واژه هايي چون"عرب" منشر کردند.
در اين زمينه سايت هاي خبري وراديو وتلويزيون هاي ؛ بي بي سي فارسي ، دويچه وله فارسي، راديو فردا وصداي امريکاي فارسي که به ترتيب با بودجه هاي ملي بريطانيا،آلمان و امريکا اداره مي شوند ،نه به انتشار اين اخبار اهتمام ورزيدند ونه به ارائه تحليل و پيگيري موضوع .
متاسفانه کارمندان بي بي سي فارسي، دويچه وله فارسي و صداي امريکاي فارسي، همانند ديگر همکاران خود در اپوزيسون ايراني با ساير مسائل مناطق عرب نشين بسيار محتاطانه برخورد مي کنند. آنان در بسياري موارد همنواي سياست هاي جمهوري اسلامي عمل مي کنند.در اين حادثه نيز آنان از روي جنازه ناصر آلبوشوکه و محمد کعبي گذشتند.
بي بي سي فارسي پس از چند روز از اين حادثه اقدام به انتشار يک گزارش کرد. پس از يکي دو ساعت آن گزارش را از صفحه اصلي وحتي صفحه اخبار ايران حذف کرد، به گونه اي که پيدا کردن اين گزارش براي يک کاربر امکان پذير نبود.
با گذشت چند روز و افزايش قلع وقمع در مناطق عرب نشين وبر پايي حکومت نظامي شبانه در شوش، بي بي سي فارسي، ناچار مي شود با شادي صدر، فعال در زمينه حقوق بشر، گفتگويي کوتاه انجام دهد.
در اين گفتگو، صدر با ارائه اطلاعاتي درباره چگونگي حوادث رخ داده، از سازمان هاي حقوق بشري وموسسات خبري خواست؛ درباره اين جنايت هاي هولناک در مناطق عرب نشين واکنش نشان دهند.
عملکرد خانم صدر وانتشار اخبار در برخي ديگر از سايتهاي مسئوليت پذير و وزين، مورد انتقاد نژاد پرستان قرار گرفت. نژاد پرستان با انتشار يادداشت ها و برخي کامنت ها سعي کردند که مسئله را وارونه نشان داده وذهن خوانندگان را از آنچه بر مردم عرب روا مي رود، دور سازند.
نوشته اي با عنوان؛ "خبري از شوش و يک دو سه حرف به بهانه ي آن خبر" در يک سايت فارسي زبان منتشر شد. بعد از آن برخي سايت ها از سر ذوق زدگي، گرايش هاي نژاد پرستانه و براي ماله کشي بر عملکرد دولت جمهوري اسلامي در مناطق عرب نشين مجددا اين يادداشت را منتشر کردند.
نويسنده يادداشت که خود را از اهالي محل رخدادها معرفي کرده با انتقاد از عملکرد خانم صدر، به بي بي سي فارسي ( با آنکه اهتمام شايسته اي به اخبار مناطق عرب نشين نشان نمي دهد)نيز به صورت ضمني حمله مي کند.
در اين نوشته آمده است؛" اين همه، ساخته و پرداخته ي «منابع موثق» است براي بنگاه‌ها و سازمان‌هاي تبليغاتي، براي پنهان داشتن چرائي و چگونگي قرباني شدن محمد کعبي."
در پاسخ به ايشان بايد گفت؛ چگونه است که منابع موثق براي"سرپوش نهادن" بر سر قتل محمد کعبي در بازداشتگاه اداره اطلاعات، خبر اين جنايت را منتشر مي کنند؟ بديهي است ،کسي که خواهان سرپوش نهادن بر موضوعي باشد معمولا هيچ خبري از آن موضوع منتشر نمي کند.
انتشار اين اخبار گوياي اين است که ناشران درپي کشف حقيقت هستند ونه پنهان ساختن حقيقت آنگونه که شما تصور داريد،يا مي خواهيد تصوري را غلط را براي مخاطب ايجاد کنيد.
در نوشته مذکور نويسنده به سفسطه بافي پرداخته و به تخطئه مي افتد. ايشان با تناقض گويي، انديشه نژاد پرستانه خود را براي خواننده نمايان مي سازد.
در جايي از اين نوشته ذکر مي شود که "جوانان عرب نه تجمعي برگزار کرده اند و نه تظاهراتي و نه شعاري داده شده و نه غيره ".
و در ادامه، آن نويسنده با تناقض سرايي مي گويد؛ خبر اين است که شماري از مردان از اهواز آمده‌اند شوش و به همراه محمد کعبي و چند نفر ديگر از اهل شوش، «جلسه» يا «تجمعي» برگزار کرده‌اند و بحث آن «جلسه» يا «تجمع»، پيرامون سه /۳/ موضوع بوده است: ۱. چگونگي تبليغ وهابي گري. ۲ تجزيه طلبي و ۳ تحريم انتخابات. همانگونه که پيش از اين در نوشته ايشان خوانديم، هيچ اتفاقي در شوش رخ نداده ، اما در آخر ايشان مي نويسد؛ که گويا تجمعي بوده! و تجمع کنندگان خواهان يافتن راهکارهايي براي تبليغ وهابي گري وتجزيه طلبي وتحريم انتخابات!
نويسنده اين يادداشت در ادامه به شيرين عبادي مي تازد،و از ايشان انتقاد مي کند؛که چرا در يک اطلاعيه اي، واژه اهل سنت را براي ناميدن بخشي از مردم عرب بکار گرفته است. نويسنده در ادامه به بخش هايي از تاريخ معاصر مردم عرب مي پردازد و از" چاسب خزعل" يکي از فرزندان شيخ خزعل ،يک قهرمان ملي مي سازد.
بايستي خدمت ايشان و ديگر مخاطبان اين يادداشت عرض کنم که؛پس از پايان حکومت شيخ خزعل در 20 آوريل سال 1925 روشنفکران عرب همواره سعي در تغيير بافت اجتماعي وفرهنگي مناطق عرب نشين بوده وهستند.
هدف از تغيير ساختار اجتماعي فرهنگي و انتقال از نظام قبيله اي به نظام شهروندي، بدست آوردن دوباره ي هويت ملي، زباني، سرزميني ،سياسي واجتماعي است. شهروندان عرب بر اين باورند که اين حق طبيعي آنها است که هژموني ملي خود را در سرزمين هاي تاريخي خود تعريف نمايند.
در اين ميان تاسيس بيش از 30 تشکل سياسي وفرهنگي از سال1925 به اين سو و بر آمدن بيش از 16 انتفاضه سراسري آن هم خارج از اراده شيوخ عشايري که ايشان در نوشته اش از آنان نام برده اند،گوياي اين است که مبارزه ملت عرب براي بدست آوردن حقوق ملي خود در هيچ ايستگاهي به جز ايستگاه پيروزي توقف نخواهد کرد.
او همچنين به شهيد محي الدين آل ناصر يکي از رهبران ملت عرب در نيمه قرن بيستم پرداخته، و در آخر کشتار مردم محمره(خرمشهر) در سال 1358 شمسي را کار يک نظامي (مدني) مي داند که در سوداي رسيدن به جايگاه رياست جمهوري تازه تشکيل شده ايران بود.
در پاسخ به ايشان بايد گفت؛ شهيد محي الدين آل ناصر نه تنها براي اعراب مبارزه مي کرد، بلکه او به دنبال پايان دادن به سلطه پهلوي ها و حضور انگليس در عرصه سياست در ايران بود.(اللجنة القومية العليا "کميته عالي ملي")که اين نويسنده به اشتباه از آن به عنوان "جبهة تحرير الاحواز" نام برده اند با چيدن يک طرح نظامي سياسي به دنبال اعدام انقلابي محمد رضا پهلوي بود. شهيد آل ناصر و ديگر همرزمانش سوداي آزادي تمامي ايرانيان در بند را در سر داشتند.
اما وجود برخي شيوخ جيره خوارساواک در اين کميته باعث افشاي اين طرح شده و در پي آن رهبران کميته ملي اعدام شدند.
اعدام محي الدين آل ناصر تاثير بزرگي درعملکرد سياسي و مطالبات ملت عرب نداشت و بسيار زود تشکل هاي جديدي در آن دوران شکل گرفت. در اين ميان مي توان به "الجبهة الشعبية لتحرير الاحواز" نام برد. اين تشکل سياسي نظامي رويکرد سياسي چپگرايانه داشت.
افزون بر آن درباره موضوع قتل عام مردم عرب در محمره، بايستي روشن کنم؛ درقتل عام شهروندان عرب در محمره در ارديبهشت سال 1358 شمسي، احمد مدني فقط نقش يک مجري را داشت. در قتل عام مردم عرب، بسياري از سران جمهوري اسلامي حضور فعال داشتند.
در اين زمينه مي توان به ؛خميني،خزعلي،مهدوي کني،محسن رضايي، غلامعلي رشيد،جنتي،محسن اراکي،علي شمخاني،علي فلاحيان،اکبر رفسنجاني،مهدي بازرگان،عباس امير انتظام، ابراهيم يزدي،صدر حاج سيد جوادي ،سيچ محمد علي موسوي جزايري، محمد علي شفيعي وبسياري ديگر را مي توان نام برد.
مسئله کشتار مردم عرب در محمره يکي از پرونده هاي اصلي درمحاکمه سران جمهوري اسلامي در آينده ايران خواهد بود.
در نتيجه گيري اين شخص نيز آمده است؛ مناطق عرب نشين جاي بازي قدرت‌هاي رقيب با برنامه‌هاي ضد ايراني نبوده و نيست. او از رسانه هاي فارسي زبان مي خواهد با تبليغات "معيوب" آنگونه که او نام نهاده، به تباهي کمک نکنند.
نگارنده نيز بر اين باورم که مناطق عرب نشين از دير باز جاي بازي کسي نبوده،نيست ونخواهد بود؛ در دوره صفويان و پيش از آنها مناطق عرب نشين رابطه حاکم ومحکوم با ايران نداشتند. در يک دوره زماني ،دولت مشعشعيان(845 تا940 هجري قمري) از حوالي کرمانشاه امروزي تا تنگه هرمز و بسياري از استان هاي جنوب عراق را در بر مي گرفت.
"مولا"ي اين دولت از شهرحويزه تمامي اين سرزمين پهناور را اداره مي کرد. محققين مي گويند؛ در اين زمانه کسي نمي توانست کوچکترين تعدي به حقوق شهروند عرب داشته باشد.پس از پايان سلسله مشعشعيان ، حکومت کعبيان به زعامت شيخ "سلمان کعبي" دولتي زبان زد در سطح خاورميانه بود.
وقتي کشتي هاي تجاري انگليسي ،هلندي وپرتغالي از بندرهاي محمره،معشور وگناوه و.... مي گذشتند براي اداي احترام به دولت ملي بني کعب در اين سرزمين موظف به شليک چندين گلوله توپ مشقي بودند، تا مراتب ارادت خود را به شهروندان عرب در اين سرزمين اعلام کنند.(رجوع کنيد به آرشيو نشريات دولتي بريطانيا از قرن 18 تا نيمه اول قرن 20 ميلادي و مجموعه کتاب هاي آقايان عبدالنبي قيم و موسي سيادت")
در سياست داخلي نيز بنا به نوشته چندين نويسنده ايراني و غير ايراني، شيخ سلمان کعبي مغز متفکر اقتصادي ،سياسي، سازماني،ادراي ونظامي بود.در دولت آن زمان شيخ سلمان، همه شهروندان عرب داراي زندگي شرافتمندانه اي بودند.(در اين زمينه رجوع کنيد به؛"مسيرة الى قبائل الاحواز" نوشته جابر خليل المانع و "سفر نامه عربستان" نوشته حاج عبدالغفار نجم الملك ، نام اين کتاب را يک ناشر نژاد پرست ايراني به نام محمد دبير سياقي از سفر نامه عربستان به سفرنامه خوزستان تغيير داد).
ارتش شيخ سلمان براي دفاع از هويت ملي و سرزميني، در يک درگيري در شرق بهبهان، توانست قواي کريم خان زند (شاه سلسله زنديه در ايران) را به کلي از بين ببرد.(رجوع فرماييد به کتاب "تلاش آزادي" نوشته ابراهيم باستاني پاريزي).
مواردي که ذکر کردم ذره اي از اقيانوس بيکران تاريخ ملت عرب نيست. براي آگاهي بيشر رجوع فرماييد به آرشيو موزه ملي بريطانيا ، آرشيو دانشگاههاي شيکاگو وهاروارد و آرشيو موزه لور فرانسه.
براي منابع فارسي نيز رجوع فرماييد به کتابخانه بين المللي ايران ،کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي در قم ، کتاب خانه مجلس شوراي اسلامي و بسياري جاهاي ديگر.
در آخر نيز بگويم که برخورد گزينشي و نژاد پرستانه با انتشار اخبار و گزارش هاي مناطق عرب نشين که آخرين مورد آن عدم انتشارخبر احتمال اعدام پنج جوان عرب بود، به هيچ وجه ما را غافلگير نکرد. چرا که با روحيه عرب ستيزانه بسياري از ايراني ها به خوبي آشنا هستيم.
اما در اين ميان سفسطه بازي عده اي که مي خواهند ما را هموطن بنامند و در عين حال همپاي جمهوري اسلامي ملت ما را سر ببرند ديگر راه به جايي نخواهد برد.
ملت عرب اقليم ما، اکنون يکي از بيدارترين ملل منطقه است.اين مردمان قريب به هشتاد وهفت سال است که در حال مبارزه براي استيفاي حقوق ملي خود هستند. گمان دارم که اين ملت مشکلي براي ادامه مبارزه درهشتاد وهفت سال آينده نيز نخواهد داشت. لطف بفرماييد؛ از لفافه پيچي خبري و ادا در آوردن و اشک تمساح نشان دادن به ملت عرب دست برداريد.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration