The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

شادي امين: جنبش زنان در يکي از ضعيف ترين مقاطع حيات خود در رابطه با مخاطبينش به سر مي برد

سوسن محمدخاني غياثوند

شادي امين: جنبش زنان در يکي از ضعيف ترين مقاطع حيات خود در رابطه با مخاطبينش به سر مي برد

سوسن محمدخاني غياثوند


شادي امين، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرايان» در برنامه اي که به کوشش «جامعه زنان ايراني براي دفاع از دمکراسي» در پاريس برگزارشد با طرح اين پرسش که «آيا واقعا در حال حاضر مي توانيم از جنبش زنان حرف بزنيم؟» گفت: به نظرم اين سوال کليدي و پاسخ به آن هست که در واقع وظايف و سمت و سوي حرکات آتي ما را مشخص مي کند. در بين فعالين اين جنبش نيز اين بحث مطرح هست که آيا جنبش زنان هنوز وجود دارد و يا ما با محافل پراکنده و تضعيف شده اي روبرو هستيم که عملا کار کرد واقعي اجتماعي ندارند؟
شادي امين که موضوع صحبتش، «جنبش اعتراضي اخير در ايران و درس هايي که جنبش زنان بايد بگيرد» بود در پاسخ به پرسش فوق اظهار داشت: براي اينکه بگويم من در اين مورد چطور فکر مي کنم لازم هست که مختصري از چالش هاي نظري سه سال گدشته را برايتان بيان کنم. سال 88، خرداد، فرداي انتخابات و فرداهاي آن، تمامي تصاوير، فيلم ها، پيام ها و صداهايي که از ايران مي رسند، بيانگر بروز خشمي سي ساله اند. فرصتي بازيافته براي ابراز نارضايتي از آنچه در اين سي سال بر ايشان رفته است. تظاهرات و حرکات آن روزها براي کساني که تجربه قيام و انقلاب 57 و سالهاي 59 و 60 را دارند، يادآور خاطراتي از شور و آرمانگرايي اي بود که متاسفانه به بار ننشست.
مترجم کتاب «قدرت و لذت» افزود: در همان ايام در مقاله اي در مورد «چگونکي حضور جنبش زنان در اعتراضات» و تنها يک هفته پس از 22 خرداد نوشتم: «در پس سرکوب 28 ساله و سکوت ساليان و اميد بستن به بالايي ها، مردم و به خصوص نسل جوان، از تجربه کافي براي چنين صحنه گرداني عظيمي کم بهره اند.»

وي ادامه داد: تقلب بزرگ انتخاباتي باند احمدي نژاد و بي توجهي به آراء مردم که با اميد تغيير در صندوق ها ريخته شده بود، انگيزه اي شد تا اقشار وسيع و متنوع اجتماعي به خيابانها آمده و با طرح شعارهايي که تنها به باز پس گرفتن راي هايشان محدود مي شد، به جدال با قدرت مطلقه دولت برخيزند. / در اين بين اما اصرار بر حفظ همبستگي و طرح شعارهايي که فقط "نه" به احمدي نژاد را در پي دارد، و محدود کردن و تنزيل اعتراضات به دفاع از "موسوي"، اين نگراني را ايجاد مي کند که بار ديگر تجربه تلخ "وحدت کلمه" خميني عليه "ديکتاتوري شاه" تکرار شود. / تفاوت بسيار جدي اما در قاطعيت خميني براي سرنگوني رژيم شاه بود که با جمله معروف "شاه بايد برود" بيان مي شد و قاطعيت موسوي و کروبي براي تفکيک صفوفشان از نيروهاي برانداز و تلاش براي حفظ کليت نظام. نکته اي که عملا در کنار عوامل و دلايل ديگر يکي از دلايل شکست جنبش در اين مرحله بود.
اين فعال جنبش زنان با بيان اينکه « در همان زمان مسئله ي چگونگي مواجه شدن با جنبش عمومي و اعتراضات خياباني آغازگر بحثي جدي در جنبش زنان شد.»، گفت: «در مجموع دو نظر فراي اختلاف نظرات جزئي در هر گرايش وجود داشت. نظري که خواهان استحاله جنبش زنان در جنبش " دمکراتيک " و عمومي بود، و نظري که بر حفظ استقلال و طرح مطالبات اين جنبش تاکيد داشت.
استدلال نظر اول باز هم بر اولويت ها و مقابله با انشقاق جنبش استوار بود و استدلال نظر دوم عمدتا از تجربه گرانبهاي انقلابات و تحولات در ديگر کشورها و همچنين تجربه زنان در انقلاب 57 بر مي خاست.
نگاهي به صفوف تظاهرات آن دوره نشان مي داد که در کشوري که اتوبوس ها، کلاسهاي درس، اماکن ورزشي و در يک کلام تمام گوشه و کنار زندگي اجتماعي اش زير سايه "جدايي جنسيتي" و تفکيک "زنانه" از "مردانه" بوده است، معترضين با صفوف مختلط زنانه و مردانه به خيابان مي ريزند، به "حجاب" تا حد امکان بي اعتنايي نشان مي دهند، درگير مي شوند، دفاع مي کنند، زخمي مي شوند و فرياد مي زنند. اما اين فرياد هنوز رنگ و بوي خواستها و مطالبات مستقل زنان را نداشته و در هياهوي شعارهايي چون "مي کشم، مي کشم، آنکه برادرم کشت"، "موسوي، موسوي، راي مرا پس بگير"، و يا "ايراني با غيرت، حمايت، حمايت" گم مي شود؛ حضور اين زنان گم مي شود، صدايشان گم مي شود و بيم آن مي رود که بار ديگر زنان و خواسته هايشان در حرکتي "همبسته"، به زير گرفته شوند، که باز هم مطالبات زنان آن مطالباتي باشد که طرحش به "روز آخر" موکول شود، که طرحش "همبستگي" را بر هم مي زند که "اولويت ها" را بر هم مي ريزد و در يک کلام، طرح آن مختومه اعلام مي شود.
پيام اين شعارها هرچه که باشد نمي تواند ربطي به جنبش فمينيستي و مطالبات زنان داشته باشد. در اين شعارها "غيرت" به عنوان ارزش و صفتي برتر براي ايراني ها، و قتل واعدام به عنوان عملي مبارزه جويانه تبليغ مي شوند.»
شادي امين در ادامه با طرح اين پرسش که «چرا زنان نتوانستند از اين اعتراضات به نفع خواسته هاي خود بهره بگيرند؟»، اظهارداشت: «در شرايطي که زنان و فعالين اين جنبش اجتماعي، در دوره پيش از انتخابات فرمايشي تلاش کردند با طرح مطالبات مستقل خودشان در اين روند دخالتگر باشند، سئوال برانگيز است که چرا در شرايط حضور صدها هزار نفره مردم در خيابانها، از فرموله کردن مطالباتشان و طرح شعارهايي در رابطه با آن و يا حداقل ايجاد گفتماني که به اين روند بينجامد غافل ماندند؟ پاسخ اين سوال در چگونگي حضور زنان در اين جنبش نهفته است.
زنان نه به عنوان يک جريان سازمان يافته در اين حرکت شرکت داشتند و نه به عنوان يک جنبش اجتماعي با خواست هاي خود در اين اعتراضات فعال بودند. زنان و فعالين اين جنبش به صورتي کاملا پراکنده و فردي در کنار زنان منفرد ديگر در اين حرکات شرکت داشته و هزينه دادند، اما اين با زدن مهر خواسته هاي زنانه بر اين جنبش تفاوت جدي دارد. به هر رو متاسفانه بنا به دلايل عديده اين جنبش دائم به عقب رانده شد و نيروهاي دولتي توانستند بار ديگر خيابان ها را از صاحبين اصلي آن بازپس گيرند.»
وي «درک از شفافيت، "نگاه به قدرت و سيستم سرکوب و نحوه مواجهه با آن" و نيز اتخاذ روش هاي سازماندهي شده و فعاليت متناسب با اوضاع جديد را از ديگر چالش هاي مهم جنبش زنان در شرايط کنوني دانست و گفت: در همان زمان بخشي از فعالين چه در داخل و چه در خارج از کشور بر اين نظر بودند که : چگونه مي توان در فعاليت هاي آتي سيستم سرکوب را دور زد؟ چگونه مي توان از آسيب پذيري فعالين جنبش جلوگيري کرد؟ اگر تا ديروز براي اثبات اينکه فعاليت هايمان در چهار چوب قانون همين آقايان و خانمها بود، به انتشار عکس و گزارش مشروح آنها اقدام مي کرديم، امروز که برايمان ثابت شده که حتي اين حد فعاليت ما را بر نتابيده و ما را به “اقدام عليه امنيت ملي” و”بر هم زدن نظم عمومي و تشويش اذهان عمومي” متهم کردند، در واقع بر ماست که تاکتيک و استراتژي هاي نويني در مقابل خود و جنبش زنان قرار دهيم. واقعيت اين است که جنبش زنان با تاخير وارد اين بحث مي شود. بحث سازمان دادن خود به عنوان جنبشي که مورد سرکوب و تحت تعقيب دستگاه سياسي و امنيتي عريض و طويلي است که حتي به قوانين خودش نيز پايبند نيست، چالشي است که سالهاست در مقابل اين جنبش و فعالينش قرار دارد. متاسفانه اما به دلايل بسيار به اين بحث توجه جدي صورت نگرفته و تا کنون نيز ضربات خود را به اين جنبش تحميل کرده است” (1)
امين افزود: نظر ديگري که بر فعاليت شفاف و علني تاکيد داشته و هيچ درکي از تفاوت فعاليت علني و سازماندهي علني نداشته، نمي توانست تصور کند که مي توان و بايد در شرايط امنيتي ايجاد شده و خطرات فراوان موجود براي فعالين و براي حفظ اين نيروها به اشکال ديگر سازماندهي روي آورد. نظريه اي که محبوبه عباسقلي زاده نيز در مقاله اي تحت عنوان «بحران عامليت» (2) به آن اشاره کرد و معتقد بود: مهمترين مسئله جنبش زنان در مخالفت با فعاليت غير علني به خطر افتادن "عامليتي " است که با "رويت پذير" بودن گره خوردن است. سئوال اين افراد اين است که چگونه مي توان از طريق فعاليت غيرعلني بر روابط قدرت، در موضوعي مانند تغيير قوانين اثر گذاشت؟ با اعتماد مردم را به فعاليت چهره به چهره جلب کرد؟ يا حتي جدا سازي جنسيتي در آموزش و اشتغال را از بين برد؟ لازمه اين اقدامات حضور در فضاي عمومي و فعاليت علني است در غير اين صورت جنبش زنان "عامليت" خود را از دست خواهد داد و تبديل به نيروهاي سياسي غيرعلني با ساختارهايي هرمي و روابطي غيردمکراتيک خواهد شد، تجربه اي که جنبش زنان در دهه شصت از آن عبور کرده است و قصد بازگشت به آن را ندارد."
اين فعال جنبش زنان با بيان اينکه: « در واقع ما در دو عرصه "حضور در اعتراضات" و "طرح مطالبات" و همچنين "روي آوري به موقع به اشکال متنوع سازماندهي" نتوانستيم با تعميق بحث ها به نظري منسجم و کارا دست يابيم.»، ادامه داد: در عين حال به نظر من يکي از مهمترين دلايل شکست اين دوره علاوه بر رهبري سازشکار، عدم سازماندهي مستقل نيروها، و پايين ماندن سقف مطالبات، نداشتن چشم انداز و ...، مسئله دست کم گرفتن فاکتور سرکوب بود. اعتماد به دستگاه «امنيتي – نظامي» سرکوب در شيوه پس دادن بازجويي ها و مقابله با نيروهاي سرکوب در خيابان ها خود را نشان مي داد. در همين خطاکاري و ساده انگاري زيانبار است که يکي از اين فعالين در آن روزها مي نويسد: بنابراين بسته شدن فضاهاي عمومي پديده تازه اي براي فعالان جنبش نيست. آنها مدتهاست که تحت سرکوب و فشار سياسي و امنيتي بودنده اند و به همين دليل برنامه ريزي هاي جمعي خود را به ميلينگ ليست ها منتقل کرده اند."
در واقع چنين رويکردي اساسا حوزه هاي تحت کنترل دولت را يا نديده است و يا هنوز به دولت به عنوان سازمانده امنيت اجتماعي نگاه کرده و با دوستي و اعتماد به او مي نگرد. اعتمادي که ريشه در نگاه اصلاح طلبان حکومتي به دستگاه امنيتي داشته و خود آنها نيز از آسيب هاي چنين خطايي در امان نماندند.
اما اگر يکي از اهداف سرکوب، ايجاد ترس و به انفعال کشانيدن نيروهاي فعال است، هدف ديگر آن قطع ارتباطات يک جريان يا گروه با بدنه اجتماعي و مخاطبان خود است. به نظر من در اين زمينه نيروهاي دولتي به موفقيت دست يافته و بدين معني جنبش زنان در يکي از ضعيف ترين مقاطع حيات خود در رابطه با مخاطبين خود به سر مي برد.
در واقع فعالين اين جنبش راه حلشان براي حفظ بقاي علني، کاهش خواسته ها و مطالبات شان بود. در دو نشست اين فعالين با زهرا رهنورد تحت عنوان همگرايي جنبش سبز، شاهد پس گرفتن بسياري از مطالبات مطرح در جنبش زنان من جمله رفع خشونت از زنان، آزادي بيان ، آزادي تشکل و تغيير قانون اساسي هستيم.
شادي امين با اشاره به خروج اجباري طيف وسيعي از فعالين شناخته شده ي جنبش زنان و زندگي آنان در تبعيد اظهارداشت: هر چند که اين حضور چند گون بوده و هنوز با توجه به تسلط گفتمان رژيم جمهوري اسلامي در مورد هويت پناهندگي و مقوله "فرار" و " تبعيد" بسياري مشغول انکار "ماندنشان" هستند و هنوز پس از نزديک به دو يا سه سال از آمدنشان، از قصدشان براي بازگشت مي گويند، و بي اعتقاديشان در مورد تاثير گذاري فعاليت در خارج از کشور را نشان داده و تبليغ مي کنند. يادمان باشد که دولت برآمده از انقلاب، دولتي از عناصر خارج از کشوري بود.
وي اضافه کرد: اما اين خروج اجباري تنها باعث خلا در سازماندهي و پيشبرد نظرات درون تشکل هاي موجود نبود. اين خلا و به موازات آن سرکوب و فضاي بحراني جامعه، فشار زيادي را بر مجموعه فعالين زنان وارد کرد که در واقع باعث انحلال بسياري از تشکل ها از درون شد. آن تشکل هايي هم که ظاهرا فعاليت خود را ادامه دادند، مثل سايت کانون زنان، عملا سطح و کيفيت و حجم کارشان، افت جدي داشته و بيشتر به عنوان محفلي از شبکه روابط فاميلي و دوستي عملکرد دارد.
کمپين يک ميليون امضا نيز که هدف خود را جمع آوري امضا بر عليه قوانين تبعيض آميز و ارائه آن به مجلس شوراي اسلامي و مذاکره با نمايندگان قرار داده بود با بحران مشروعيت کل رژيم روبرو شده و عملا با يک بن بست جدي در عرصه تدوين استراتژي و تاکتيک خود روبرو شد. و البته پيش از آن نيز با بحران هايي در خود کمپين و رهبران آن عملا با بن بست هاي جدي در فعاليتش روبرو شده بودند.
ميدان زنان عملا فعاليتش متوقف شد و کمپين هايي چون "قانون بي سنگسار" نيز مرکز ثغل فعاليتشان به خارج از کشور و در ارتباط با سازمان هاي بين المللي منتقل شد.
ائتلاف عليه قانون خانواده نيز عملا منحل و بعدها عده اي از فعالين تنها به ايجاد سايت تا قانون خانواده برابر، در رابطه با خبر رساني در اين مورد اقدام کردند که البته زحمتي در خور توجه است.
فعاليت زنان منسوب به اصلاح طلبان و بخشي از فعالين سکولار جنبش زنان در دو 8 مارس گذشته نشان داده است که اين فعالين حتي در حمايت از زندانيان سياسي زن و دستگيري هاي وسيع و همينطور فشارهايي که با استفاده از تابوهاي عديده اجتماعي بر زندانيان سياسي جهت اعتراف گيريهاي تلويزيوني اعمال مي شود ساکت بوده و نتوانسته است عکس العمل نشان دهد.
به عنوان نمونه به پخش فيلم اعترافات آقاي جواد توسليان، همسر شيرين عبادي در دوم خرداد 89 و قبل از آن پخش فيلم درمورد فعالين زنان و پس از آن نيز پخش فيلم از اعترافات ساختگي، بند 2 الف، و رابطه ي جنسي و ديگر موارد مي توانم اشاره کنم. همچنين مي توانم اشاره اي هم به عدم مقابله و اعتراض اين فعالين به اعدام ها داشته باشم.
شادي امين در ادامه از گفتمان مهاجرت و تبعيد به عنوان يکي از عوامل انشقاق در جنبش زنان نام برد و اضافه کرد: بحث مهاجرت و نگاه اينان به فعالين تبعيدي نيز متاثر از گفتمان غالب، گفتماني ست که عملا مانع از يک کنش همبسته و جمعي ست، مگر اينکه خارج از کشوري ها در دفاع از اقدامات آنان به بازتکثير همان حرفها در اينجا بپردازند. متاسفانه اين نگاه و عدم چالش جدي و سازنده با نيروهاي تبعيدي و تلاش در جهت بي اعتبار کردن آنان در سال هاي گذشته افزايش چشمگيري داشته است.
وي در ادامه به نوشته اي از فاطمه گوارايي در خصوص 8 مارس و نيز به سخنان مطرح شده توسط برخي فعالين جنبش زنان در مراسم 8 مارس امسال در تهران اشاره کرد و گفت: فاطمه گوارايي در مطلبي به مناسبت 8 مارس مي نويسد؛ " اما برغم ادامه فعاليت هر فعال زن در هر نقطه اي که هست و پذيرش يک تقسيم کار نانوشته مبتني بر تجربه خاص زنان، که متناسب با هر شرايط، فعاليتهاي خود را با آن تنظيم مي کنند و به سازمان دهي مطابق با نياز، امکانات و شرايط دست مي زنند دو چالش اساسي 1- حفظ استقلال و يا در درون جنبش دمکراسي خواهي ايران بودن و 2- اصالت فعاليت در داخل يا خارج، جنبش زنان را با پرسشهاي اساسي و اختلاف نظر مواجه ساخته است. " (3)
و يا براي مثال؛ در 8 مارس امسال که به شيوه اوايل دهه 70 برگزار شده و باز هم به شيوه ميهماني در خانه يکي از فعالين بوده، مينو مرتاضي لنگرودي در پاسخ به اين سوال که آيا جنبش زنان مرده است مي گويد؛ به عنوان يک عضو از خانواده «ملي- مذهبي» که همواه براي برگزاري اين چنين مراسمي با مشکل روبرو بوده و در دو سال اخير نه تنها اجازه برگزاري اين دست مراسم را در محيط عمومي که حتي در محيط خصوصي هم نداشته است، اما امروز توانسته است با وجود تمام اين محدوديت ها در مراسمي شرکت کند که براي بزرگداشت هشتم مارس روز جهاني زن در ايران برگزار گرديده؛ و بالاخره مي گويد: "جنبش زنان به علت همين انعطاف پذيري که دارد، هميشه زنده مي ماند."
هاله صفرزاده، ديگر فعال جنبش زنان در ادامه سخنان مينومرتاضي مي گويد نمي دانم چه کسي يا کساني به خود جرات مي دهند اين سوال را مطرح کنند؟! او اشاره اش به سوال آيا جنبش زنان مرده است بود. او در ادامه تاکيد مي کند :« جنبش زنان در سخت ترين شرايط هم پويا و انعطاف پذيرو زنده بوده است .»
و يا ناهيد توسلي در همان مراسم پيرامون خروج بخشي از کنشگران از کشور مي گويد: " ببينيد مهاجرت برخي از کنشگرانِ در زمينه سازي و مهيا کردن راه رسيدن به حقوق زنان حتما نقش دارد؛ اما از آنجا که اين کنشگري ها در فضايي جدا از فضاي جغرافيايي - فرهنگيِ ما صورت مي گيرد، به نتيجه اي که شايد مي خواهيم و انتظارش را داريم، نه تنها نمي رسد بلکه به دليل کم اثرتر بودن اين کنشگري در فضاي «فرهنگي – تاريخي» و حتي جغرافيايي بيگانه، به گونه اي موجب هدردادن نيروهايي مي شود که اگر با روش مسالمت آميز و منطقي و البته به دليل ويژگي هاي فرهنگي و سنتي موجود در درون مرز جغرافيايي مان باشد بدون شک موثرتر خواهد بود." مي دانم مي خواهيد بگوئيد که اين کنشگران مهاجرت کرده اند و گزيري هم از اين مهاجرت نداشته اند. بله من هم با شما موافقم و دليل آن را مي فهمم اما در پاسخ به تاثيري که از آن مي پرسيد، در عين تائيد اين کنشگري و مسلماً نتيجه هاي مثبت آن، اما آن را درازمدت، عميق و قابل کاربري در داخل نمي دانم."

امين در بخش ديگري از سخنانش اظهارداشت: به گمان من مادامي که اين کنشگران به جاي تلاش براي توضيح چگونگي مفيد بودن حضور خود در ايران و يافتن بهانه هايي براي چنين وضعيتي، به بيان واقعيات موجود و دلايل افت اين جنبش نپردازند، ما همچنان در سيطره يک دروغ بزرگ خواهيم ماند، دروغ پويايي و حضور وسيع و زنده جنبش زنان. اين دروغ ما را از يافتن راه هاي برون رفت از اين وضعيت باز مي دارد

به نظر من امروز مجموعه کنشگران اين جنبش چه در داخل ايران و چه در خارج از ايران مي بايستي در جست و جوي پاسخ به چگونگي يافتن راه هايي براي مقابله با سيستم سرکوب به عنوان يکي از بزرگترين موانع در مقابل اين جنبش و در عين حال بحثي عميق در گشايش گره بين دو نسل و تبعيدي ها و داخل کشوري ها باشد.
مادامي که ماندن در ايران و به بيان ديگر استراتژي بقا به هر قيمتي، حتي سکوت و در مواردي تن دادن به خواست بازجويان و يا بستن ساک و راهي زندان شدن، ارزش قلمداد مي شود، مقاومت و تبعيد به عنوان يک عمل سياسي همچنان مورد تحقير و باعث فاصله انداختن بين پيکره اين جنبش خواهد شد.
شادي امين، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرايان» در پايان سخنانش گفت: جنبش زنان به عنوان يکي از جنبش هاي مهم اجتماعي و از سوي ديگر به عنوان يکي از جنبش هايي که توانسته است به ويژه در 15 سال گذشته به شکوفايي و دخالت گري زنان بسياري در مباحث «سياسي – اجتماعي» ياري برساند و زنان بسياري را جذب فعاليت و گفتمان فمينيستي نمايد، مي تواند با پيوند و نزديکي بيشتر با فعالين ديگر جنبش هاي اجتماعي از جمله فعالين جنبش دانشجويي و فعالين جنبش کارگري و يا محرومين از حق تحصيل و يا ... به تقويت صفوف خود بپردازد. اين کار بدون درک واقع گرايانه از شرايط موجود و جايگاه اين جنبش ممکن نيست.

گفتني است در اين مراسم همچنين خانم «شوکريا حيدر»، رئيس انجمن نگار و مشاور امورجوانان در وزارت فرهنگ افغانستان ضمن بررسي جنبش زنان افغانستان درمورد چالش ها و چشم انداز اين جنبش سخنراني کرد.
در پايان مراسم نيز خانم شادي امين، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرايان» و خانم شوکريا حيدر، «رئيس انجمن نگار و مشاور امورجوانان در وزارت فرهنگ افغانستان» به سوالات حضار پاسخ دادند.


(1): www.jensedigar.com
(2): shabakeh.de
(3): we-change.org

سوسن محمدخاني غياثوند (هيوا ايل)
Kurdnews4@gmail.com
عکاس: «ف. رکني»

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration