The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

بازديد از يادگاري هاي اعدام شدگان دهه شصت ايران


'اميد نام من است' نمايشگاهي است از يادگاري هاي قربانيان اعدام هاي دهه شصت ايران که از ٢٠ اسفند ماه سال ۹۰ در خانه آنا فرانک شهر فرانکفورت آلمان افتتاح شده است. پرستو فروهر، هنرمند ايراني ساکن آلمان و فرزند داريوش و پروانه فروهر ( از قربانيان قتل هاي زنجيره اي) و منيره برادران، فعال حقوق بشر و زنداني سياسي دهه شصت، بانيان برگزاري اين نمايشگاه هستند.
فروهر و برادران در اين نمايشگاه براي واکاوي خاطرات دهه نخست پس از انقلاب، به سراغ فرزندان قربانيان آن رفته اند تا از زاويه تجربيات و يادگاري هاي آنها از والدينشان آنچه در دهه شصت بر مخالفان سياسي گذشته را بازخواني کنند.
نام "اميد" در عنوان نمايشگاه، به بيان خانم فروهر، سمبلي است از فرزندان "نسل سرکوب شده اي که در آن سالها به زندان افتادند، بسياري از آنها اعدام شدند و بسياري هم ناچارشدند سرزمين خود را ترک کنند و در تبعيد زندگي کنند... "
هرچند بعضي از اين بازماندگان حتي خاطره اي هم از والدينشان ندارند و با روايت هايي که از زبان ديگران شنيده اند بزرگ شده اند و براي خود تصويرهايي از آن دوران و پدر و مادري را که به خود نديده اند در ذهن ساخته اند.

محل برگزاري نمايشگاه، "خانه آنا فرانک"، نيز بي ارتباط با تم کلي آن نيست: "آنا فرانک" دختر نوجوان يهودي بود که مدتها به همراه خانواده اش در دخمه اي پنهان شده بود تا از شر نازي ها جان به در ببرد اما در نهايت مخفيگاه آنها فاش شد و آنا و بيشتر اعضاي خانواده اش در اردوگاه هاي نازي ها جان باختند؛ تنها دفتر خاطراتي که او شرح روزگارش را در آن مي نوشت، راوي فاجعه اي شد که طي جنگ جهاني دوم بر او، خانواده اش و بسياري ديگر رفت.
اين نمايشگاه در بخش نخست خود با نام "دهليز حال"، سرگذشت فرزندان نسلي را که در دهه شصت قرباني شد بهانه مي کند تا به زندگي خود آن نسل نيز نقب بزند و نشان بدهد خشونت هاي سياسي چطور مي تواند زندگي چند نسل را ويران کند.

پرستو فروهر در توصيف تجربه مهيبي که اين جوانان در کودکي و هم اکنون با آن دست به گريبانند مي گويد: "امروز که آنها به سن جواني رسيده اند چطور با اين خاطرات کلنجار مي روند- در حالي که بسياري از آنها در اروپا زندگي مي کنند ، در دنيايي که سرگذشت انها سنخيت چنداني با زندگي مردم آن ندارد؟ کلنجارهاي هويتي که اين جوانان به جهت اين عدم سنخيت دچار آن مي شوند تم اصلي "دهليز حال "است. اين نمايشگاه تلاشي است براي ثبت هويت اين جوانان و اين بخش خاص از تاريخ ايران در جوامعي که آنها به عنوان تبعيدي در آن روزگار مي گذرانند."
در دهليز حال ، فيلمي از ٥ جوان حدودا سي ساله را مي توان ديد که از آنچه بر آنها و والدينشان گذشته مي گويند: پدر يا مادري که از ترس جان و با تحمل خطر با فرزندانشان موفق به فرار از ايران شده اند و يا والديني که سالها زنداني بوده اند يا در زندانها اعدام شده اند؛ يکي از اين جوانان حتي - در پي دستگيري مادر باردارش- خود نيز در زندان متولد شده است. روي يکي ديگر از مانيتورهاي دهليز خاطره نيز فيلمي از سودابه اردوان، يکي از زندانيان سياسي دهه شصت را مي بينيم که تجربه هاي زندان و آنچه را بر خود و دوستانشان رفته روايت مي کند و از بازتاب آن در نقاشي هاي خود حرف مي زند.
خانم برادران مي گويد شناخت اين نسل - که چه در خارج و چه در داخل ايران سکوت کرده اند يا ساکت نگه داشته شده اند - و نگريستن به فجايع آن سالها از نگاه آنها يکي از اهداف اصلي نمايشگاه بوده است: " براي ما بسيار مهم بود که بر اين بچه ها که آن روزها را تجربه کرده اند چه گذشته؛ مي خواستيم آنها ماجراي خود را روايت کنند چون اغلب ما بزرگسالان داستان هايمان را گفته ايم و يا خاطراتمان را نوشته ايم اما حتي نسل ما هم چندان با اين نسل آشنا نيست، هميشه آنها را کودک ديده است در حالي که اکنون آنها بزرگ شده اند و قابليت تاثيرگذار شدن دارند."
به اعتقاد منيره برادران نه تنها جامعه ايران بلکه جامعه اروپا هم بايد اين نسل را بشناسد.

انگيزه بانيان نمايشگاه
بانيان اصلي اين نمايشگاه هر دو شخصا از خشونت هاي سياسي متاثر شده اند؛ پرستو فروهر فاجعه کاردآجين شدن والدينش را در جريان قتل هاي زنجيره اي در دهه ۷۰ پشت سر گذاشته و منيره برادران خود از ابتداي دهه شصت به مدت ۹ سال در زندان به سر برده و برادرش را نيز در جريان اعدام هاي همان دهه از دست داده است . پرستو فروهر- که کتابي با نام "سرزميني که والدينم در آن به قتل رسيدند" را نيز در مورد پرونده قتل والدينش به زبان آلماني منتشر کرده است - مي گويد: "اين روايت ها اگرچه تلخ اما واقعي هستند و با تمام وجوه متفاوتشان حق حضور دارند. خصوصا ما که بازماندگان قربانيان محسوب مي شويم، وظيفه بازگويي اين روايت ها را داريم و گرنه تاريخ ما محدود خواهد ماند به روايت رسمي ديکتاتورها."
منيره برادران اين يادآوري را امري مي بيند که مي تواند مانع از دوباره روي دادن چنين رخدادهايي شود: " من با کميسيون هاي حقيقت ياب در مورد تجربه آرژانتين و آفريقاي جنوبي کار کرده ام، دليل پافشاري بر گذشته و آشکار کردن جزئيات در مورد پرونده هايي از اين دست تازه کردن دردها نيست بلکه اين است که با آشکار شدن ابعاد فاجعه و وادار کردن مسئولان آن به پاسخگويي، احتمال وقوع دوباره آن کاهش چشمگيري پيدا مي کند. کنکاش در گذشته خواهد توانست نوعي خودآگاهي حقوق بشري را شکل بدهد که مانع از روي دادن دوباره چنين وقايعي شود، حوادث تلخي که ديديم دو سال پيش در کهريزک دوباره اتفاق افتاد."

براي ورود به بخش دوم نمايشگاه "دهليز خاطره" بايد از دهليز حال عبور کرد و از درگاهي سياه رنگ گذشت که روي آن اين کلمات با فونت درشت سفيد و به زبان آلماني به چشم مي خورد:" نام تو، دادخواست من است."
از بلند گوهاي نصب شده در اين درگاه صدايي نجوا گونه به گوش مي رسد که نام حدود چهار هزار اعدامي دهه شصت را پشت سر هم و بي وقفه تکرار مي کند.
پس از اين پيش درآمد، بيننده قدم به " دهليز خاطره" مي گذارد و با ويترين هاي کوچکي مواجه مي شود که بايد به سوي آنها رفت و سر خم کرد- به زعم فروهر به احترام- تا بتوان محتواي آنها را ديد: بخشي از اين اشيا کاردستي هايي است که زندانيان براي عزيزانشان ساخته اند، گلي که با کشيدن تکه هاي نخ از لباس روي پارچه اي دوخته شده، هسته هاي خرماي يا سکه هايي که پس از روزها سائيده شدن با ابتدايي ترين ابزارها به شکل گردنبندي در امده اند، عروسکي پارچه اي که مادري براي دخترکش در بيرون زندان درست کرده، نامه ها ، قبض هاي تحويل وسايل با سربرگ زندان اوين و اشيائي از اين دست که از خانواده هاي قربانيان جمع آوري شده است.
عکس روي پوستر نمايشگاه نيز که پرنده اي است در قفس، در واقع کاردستي يکي از زندانيان است که با نخ و روزنامه براي فرزندش ساخته است و در يکي از ويترين هاي نمايشگاه به چشم مي خورد.
در کنار هر يک از اين اثار چند سطري شرح و يا نقل قول از بازماندگان قربانيان نوشته شده که به بيننده يادآوري مي کند که سازندگان اين کاردستي ها اغلب ديگر در ميان ما نيستند. بخش ديگري از اين يادگاري ها نيز اشياء کوچکي است که از گريز از کشور به يادگار مانده است، عکس هايي از نخستين روزهاي گريختن از ايران و قدم گذاشتن به اروپا، دست نوشته هاي مربوط به تجربه پرخطر گذشتن از مرز به اميد جان به در بردن.
يکي از تاثيرگذار ترين اين يادگارها ، کاپشني قرمز رنگ است که مادري به تن فرزند چند ماهه خود کرده بود تا او را از سرماي مناطق مرزي کردستان نجات بدهد و به اروپا برساند و براي نمايش در اين نمايشگاه از همان فرزند - که اکنون سي ساله است - به امانت گرفته شده.
مواجهه با اين اشيا - خصوصا آثار هنري کوچکي که مي توان تصور کرد در چه شرايطي دشواري به طور مخفيانه ساخته و به خارج زندان منتقل شده اند- تجربه اي منحصر به فرد از مشاهده همزمان "خشونت و زيبايي " را براي بيننده رغم مي زند: اغلب اين زندانيان که آثار آنها در اين نمايشگاه در معرض تماشا قرار داده شده اعدام شده اند.
در واقع هر يک از اين ويترين ها داستان تلخي از يک زندگي از دست رفته و خانواده اي از هم پاشيده را روايت مي کند، اما در عين حال تلاش آنها براي خلق چيزي زيبا نشان از شوق به زندگي است.
به بيان پرستو فروهر: "لحظه اي که اين افراد تحت تعقيب قرار گرفتند و به زندان افتادند حقوق اوليه انساني شان- سواي عقايدشان- پايمال شد و اين نمايشگاه بازگو کننده آن لحظه است، لحظه اي که انسان از انسانيت و آزادي خود محروم مي شود. در آن لحظه انکار، انساني که از همه چيز محروم شده سعي مي کند از دل همان دخمه ها به حس هاي اوليه انساني مثل عشق و محبت و به آزادي پلي بزند. هيچ فرقي نمي کند که اين زندانيان چه گذشته سياسي و چه عقايدي داشته اند، آنچه مهم است اين تلاش انساني براي بازپس گيري حق دوست داشتن، زندگي و آزادي است. آفريدن يک اثر هنري در آن موقعيت بي رحمانه و پرخشونت، تلاشي است براي خلق يک لحظه زيبايي براي خود زنداني و ديگران. اين افرينش زيبايي در چنان دخمه انساني اي که به اين افراد تحميل شده بود دقيقا چيزي است که ما مي خواستيم به نمايش بگذاريم. "
منيره برادران نيز - که ايده اصلي نمايشگاه متعلق به اوست - جادوي حضور اشيا را برجسته ترين ويژگي اين نمايشگاه و دليل تازگي آن مي داند: "يکي از آرزوهاي من هميشه اين بود که نمايشگاهي متشکل از اين اشياء به نمايش بگذاريم، نمايشگاهي که در آن اشيا به عنوان سندهايي ملموس از تجربه ها فردي اين زندانيان حرف بزنند و تصور مي کنم با نگاه هنرمندانه پرستو فروهر اين اشيا طوري به نمايش گذاشته شدند که معناي عميق و دردناکي که در پشت هر کدامشان خوابيده را به خوبي در مقابل چشم بيننده عيان کنند."

با وجود ذات سياسي سوژه، برگزارکنندگان اين نمايشگاه مي گويند که قصد نداشته اند مانيفست سياسي ارائه بدهند. پرستو فروهر در اين مورد مي گويد: "به لحاظ محتوايي اين نمايشگاه به هيچ وجه قصد ارائه تحليل سياسي در مورد اين دهه را ندارد، قصد ندارد در مورد گذشته سياسي و يا عقايد قربانيان اين دهه حرف بزند، لحظه اي که اين افراد تحت تعقيب قرار گرفتند و به زندان افتادند سواي عقايد سياسي حقوق اوليه انساني شان پايمال شده و اين نمايشگاه بازگو کننده آن لحظه است، لحظه اي که انسان از انسانيت و آزادي خود محروم مي شود."

اين نمايشگاه به مدت شش ماه (تا اخر اکتبر) ادامه خواهد يافت و طي آن ٦ برنامه جانبي نيز به صورت ماهيانه برگزار خواهد شد از جمله کتابخواني، سخنراني، بحث و گفت و گو و موسيقي که محوريت همه اين برنامه ها مسائل حقوق بشري مربوط به ايران خواهد بود و فرزندان قربانيان و زندانيان سياسي سابق از شرکت کنندگان اصلي آن خواهند بود.

هرچند فروهر و برادران تاکيد مي کنند که اين نمايشگاه و موضوع آن ـ خشونت هاي سياسي ـ چهارچوب مليت ندارد و تنها به دليل محل برگزاري آن است که به زبان آلماني برگزار شده است، اما هر دو بيش از هرچيز آرزو مي کنند که اين نمايشگاه روزي در ايران برگزار شود، جايي که در واقع به آن تعلق دارد.

برادران در اين مورد مي گويد: "اين نمايشگاه در مورد دهه شصت ايران است اما خشونت سياسي موضوعي جهانشمول است که براي هر کسي از هر مليتي مي تواند جالب توجه و مهم باشد. گذشته از اين، اين داستان کماکان در کشور ما ادامه دارد و تکرار مي شود، در نتيجه اين رنج هرچند در گذشته روي داده اما 'تاريخ' نيست: سيستم کماکان در قدرت است و مانند قبل عمل مي کند بي آنکه پاسخگو باشد، هر اتفاقي مي تواند در ايران روي بدهد بي آنکه کسي خود را ملزم به پذيرش مسئوليت بداند. يکي از اصلي ترين پايه هاي دموکراسي پاسخ گويي است و فاش شدن حقايق به پاسخ گويي خواهد انجاميد. اين نمايشگاه قدمي است در مسير وادار کردن بانيان حوادث به پاسخ گويي و اميدواريم روزي در ايراني آزاد -که در ان زندان اوين به موزه تبديل شده- به نمايش گذاشته شود."

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration