The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

روشنفکران جهان در باره شعر گونتر گراس نظر مي دهند

برگردان ناهيد جعفرپور


MOSHE ZUCKERMANN
پروفسور سوکر من استاد تاريخ و فلسفه دانشگاه تلاويد است و از سال 2000 تا 2005 رئيس انستيتوي تاريخ آلمان بوده است. کتاب هاي جديد وي عبارتند از: شصت سال اسرائيل، "ضد يهود! پيدايش يک بحران سياسي صيهونيسم ( بن 2009)، اتهام بعنوان ابزار سلطه ( وين 2010).
" به جوهر تابو، سکوت در باره چيزي تعلق دارد که آگاهانه در باره اش صحبتي نمي شود و بايد سکوت اختيار شود.
اين " بايد" يک قرار داد اجتماعي است و بار فرهنگي دارد. قراردادي که انسان به لحاظ انسان شناختي و جامعه شناختي عملکردهاي متفاوتي در باره آن دارد. اما به لحاظ تاريخي مطلق نيست.
گونتر گراس چه گفته است؟ که يک چنين هيستري در آلمان آغاز شد. حداقل مي توان توضيح داد و در باره آن بحث کرد: وي هيچ چيزي نگفته که صدها بار در خود اسرائيل گفته نشده و با توجه به دلائل و مدارک مورد سئوال قرار نگرفته باشد.
البته در اسرائيل در افکار عمومي هيچگاه در باره مسئله هسته اي صحبتي نشده و از اين روي در باره " نابودي مردم ايران" بحث و گفتگوئي نشده.
اما اينکه امکان سناريو هائي وجود دارد که در آن از سلاح هاي هسته اي استفاده شود را کسي انکار نمي کند. اگر موجوديت اسرائيل بطور جدي مورد تهديد باشد، در اين صورت اسرائيل از افراطي ترين ابزار موجود استفاده خواهد نمود. اما موجوديت اسرائيل از طريق بمب اتم ايران مورد تهديد نيست. هيچ دليلي وجود ندارد که قبول کنيم دولت ملاها اين بمب اتم را بر عليه اسرائيل بکار بگيرند چون در اين صورت خودشان بايد اين خطر را بپذيرند که در مدت چند روز خودشان هم به ويرانه و خاکستر تبديل شوند. در اين باره ارتش اسرائيل و افراد سرويس هاي امنيتي در هفته هاي گذشته به اندازه کافي گفته اند.

هيچ چيزي معلوم نيست اما دريک جنگ چند هفته اي و يا چند ماهه اي اسرائيل مي تواند ايران را ويرانه سازد ولي همزمان براي اسرائيل هم از بسياري جهات حملات روزانه موشک هاي دوربرد ايران به شهرهاي اسرائيل قابل تحمل نيست. يک چنين ديناميک جنگي که مي تواند پيامدش حمله اتمي اسرائيل به ايران باشد در نتيجه تهديد اسرائيل توسط بمب اتم ايران نيست بلکه نتيجه آغاز استفاده از تسليحات اتمي توسط اسرائيل است. قدرت اتمي اسرائيل را همانطور که گونتر گراس مي گويد " در هر حال صلح جهاني را در معرض مخاطره قرار داده است" را نبايد نتيجه نقشه اي مستقيم و فکر شده و آگاهانه از سوي اسرائيل دانست بلکه اين خود از اثرات سياستي است که اسرائيل در مجموع به پيش مي برد که اين امر به اندازه کافي خطر خود را براي صلح جهاني ثابت نموده است. اين واقعيت که اسرائيل خيلي زود به تسليحات اتمي دسترسي پيدا نمود مي تواند بعنوان سيستم وحشت در واقع تهديدي براي موجوديتش فهميده شود. دولت صيهونيستي حتي يک بار هم در منطقه اي که بنيان گذاري شد و توانست با موفقيت خود را تحکيم کند با استقبال روبرو نشد. در واقع محور مجموعه مشکلات استفاده از تسليحات مخرب نيست بلکه مشکل اصلي جدال خاورميانه و قلب اين جدال قديمي يعني جدال بر روي سرزمين اسرائيلي/فلسطيني است. کسي که نخواهد درک کند که تهديد اسرائيل توسط صدام و احمدي نژاد در مرحله نخست به جدال حل نشده اسرائيل و فلسطين در منطقه ربط دارد، بايد ساکت بماند. اما دقيقا در اين رابطه سياست اسرائيل ده ها سال است که پياده مي شود: اسرائيل صلح فلسطيني ها را نمي خواهد زيرا که اين صلح بدون خروج اسرائيل از مناطق اشغالي امکان پذير نيست و اسرائيل هدفمند و اساسي مشغول شهرک سازي در زمين هاي فلسطيني هاست. اجراي پيمان صلح و اجراي واقعي آن در دست هاي اسرائيل قرار دارد. اسرائيل اين را مي خواهد اما دولت مردي را که طرفدار آن بود از بين مي برد. دولت کنوني ظاهرا از راه حل دو کشور دفاع مي کند اما در عمل بطور سيستماتيک بر عليه اش حرکت مي کند. شعار هاي احمدي نژاد " ياوه گو" در باره کسي مثل نتانجاهو جور در مي آيد. دقيقا وي ( نتانجاهو) ازاين مسئله استفاده مي کند تا با بلوف به خطر انداختن موجوديت اسرائيل توسط بمب اتمي ايران نگاه ها را از مشکل محوري اسرائيل منحرف سازد. همه اين مسائل براي همه روشن است و اگر بخشي هم قبول نکنند بحث جديدي نيست.

بنابراين چه چيزي در شعر گونتر گراس افکار عمومي آلمان را چنين برآشفته نمود؟
پاسخ در محتويات اين شعر نيست بلکه مطمئنا در اين واقعيت نهفته است که يک تابو توسط گونتر گراس شکسته شده است که در نورم غالب آلماني در باره اش سکوت مي شده است.

گونتر گراس شکايت از فرستادن يک زير دريائي ديگر از طرف آلمان به اسرائيل مي کند. او شايد بخاطر ندارد که پيمان فرستادن زير دريائي به اسرائيل ارثيه جبران خسارات جنگ خليج در سال 1991 است در واقع جبران اين مسئله است که آلمان به صنايع تسليحاتي صدام حسين تسليحات گازي فرستاده بود. وي از اين صحبت مي کند که ما آلماني ها مي توانيم به صادر کنندگان ابزار جنايت تبديل شويم. همان موقع هم بايد تعجب مي کرديم: البته شکايتي نشد که آلماني ها چرا صنايع تسليحاتي به صدام حسين مي دهند. مسلما صنايع تسليحاتي جهاني ( که اسرائيل هم بشدت در آن سهيم است) در سيستم سرمايه داري در يک چنين شکل از منفعت و سودآوري هيچ جلو داري ندارد.

NOAM CHOMSKY
منطق اصلي درست است. شايد اين مسئله براي آلمان چيز جديدي است اما در جاهاي ديگر امري معمولي است. حتي رئيس اسبق نهاد " فرماندگي استراتژيک ايالات متحده براي سلاح هاي هسته اي" سال ها پيش اخطار نموده بود که سلاح هاي هسته اي اسرائيل "بسيار خطرناک" خواهند شد.
من در اين باره و بيشتر از آنچه در اين نوشته وجود دارد مطالب زيادي نوشته ام که شک دارم بتواند در اين مسئله بخصوص براي آلماني ها مفيد باشد.
DOMENICO LOSURDO
دومينيک لوزوردو روزنامه نگار و پروفسور فلسفه دانشگاه اوربينو است. از وي تا کنون کتاب هاي بيشماري چاپ شده است که به لحاظ بين المللي مورد توجه زيادي قرار گرفته است. از جمله بيوگرافي نيچه، مبارزه بر سر تاريخ (2007)، دمکراسي يا بوناپارتيسموس (2008)،شورشي اشرافي (2009) و آزادي بعنوان امتياز ـ تاريخ ليبراليسم (2010)

چندي پيش حتي اوباما هم از سوي افراط گريان صيهونيستي بعنوان ضد يهود خوانده شد. زيرا که وي بي سر و صدا در باره شهرک سازي اسرائيل در مناطق اشغالي سخناني گفته بود.
طبيعتا حال اين اتهام متوجه گونتر گراس هم شد. تروريسم ايدئولوژيکي هر صداي منتقدي را ـ بجز توسعه طلبي اسرائيل و سياست جنگي اش ـ به سکوت وادار مي نمايد.
ROLF VERLEGER
پروفسور دکتر رولف فرلگر نويسنده کتاب اسرائيل گمراه، يک نگاه يهودي (2010) مي باشد و عضو نهاد صداي يهودي براي صلح عادلانه در خاورميانه مي باشد
غالب نظرهاي علني شده در باره شعر گراس بشدت او را نقد کرده اند اما در باره يهودياني که گراس را نقد نموده اند من سئوال مي کنم آيا اين يک موضع يهودي است؟
چيزي که براي خودت نفرت انگيز است براي ديگري نخواه. در واقع اين کل تورات است. بقيه همه توضيحات و آموخته هاست. خوب حال برگرديم به اين مسئله که احمدي نژاد خواهان اين شده که اسرائيل از نقشه زمين محو شود. البته اين خواست اصلا درست نيست اما اسرائيل هم مدت هاي طولاني است که خواهان تغيير رژيم ايران است و در واقع همان کاري را با رژيم ايران مي کند که آنها با او مي کنند. شايد ايران مي خواهد بمب اتم بسازد ولي خود اسرائيل هم بمب اتم را مدتهاي طولاني است که دارد.
هم آمريکا و هم اسرائيل خواهان منافع خود هستند و متاسفانه اتحاديه اروپا هم در اين بازي به آنها کمک مي کند. آمريکائي ها مي خواهند در خاورميانه نفت خيز تنها رژيم هاي دست نشانده خود را بنشانند و مي خواهند جبران اين اشتباه را کنند که آنها با جنگ عراق به ايران نفوذ بيشتري بخشيدند.
اسرائيل در سال 1948 فلسطيني ها را راند و زمين هاي آنان را تصرف نمود و از بازگشت آنها جلوگيري نمود و امروز به آنها تبعيض مي کند و حقوق آنها را از بين مي برد. بي حقوقي فلسطيني ها در نوار غزه و نوار غربي و زنداني کردن آنها در اين مناطق وووو اسرائيل نمي خواهد در باره اين بي حقي ها صحبت کند و در عوض خودش را بعنوان قرباني بمب اتم ايران جاي مي زند. در تورات آمده تو نبايد جان آدمها را بگيري زيرا که خشونت هيچگاه راه حلي نبوده است. زماني که انسان نقد هاي ناسيوناليست هاي راست اسرائيل و نقد کونتر گراس را مي شنود به اين مي انديشد که هميشه اين ديگرانند که بدند و شرند. آيا اين وظيفه ما نيست در ابتدا سهم خود را بشناسيم و خود را تغيير دهيم.

EKKEHART KRIPPENDORFF
پروفسور کريپن دورف دانشمند حقوق سياسي است و دانشگاه هاي بيشماري را اداره مي کند. آخرين بار وي پروفسور حقوق سياسي و سياست آمريکاي شمالي در انستيتوي جان اف کندي دانشگاه آزاد برلين بود. وي بعنوان يکي از چهره هاي شاخص جنبش صلح آلمان شمرده مي شود.
بگذاريد بر گرديم به اين موضوع که چرا گونتر گراس چند روز قبل از علني شدن شعرش بيانيه دو سويه جنبش صلح را در باره اختلافات با ايران که در روزنامه فرايتاگ و زود دويچه سايتونگ علني گشت را امضا نکرد.
امضاي وي مي توانست وزنه بيشتري به اين بيانيه بدهد و نتيجه اين مي شد که اکنون آنها از اين همه نقد و تفسير اجتناب کنند. امضاي 50 روشنفکري که ده ها سال است در مسائل صلح و جديدا در باره خطر جنگ هسته اي در خاورميانه در حال تحقيقند.
خوب تابو شکني در کجاي نوشته گراس وجود دارد؟
وي مي توانست همانطوري که جنبش صلح در بيانيه اش آورده است از دولت آلمان بخواهد که کنفرانس تصميم گرفته شده سازمان ملل را در باره منطقه آزاد از تسليحات اتمي در خاورميانه که در سال 2012 آغاز ميشود و تا کنون از سوي افکار عمومي با بي توجه اي روبرو شده است را به طور فعال به پيش ببرند.
خوب گونتر گراس چه گفته است؟ که شارلوته کونوبلوخ غير مسئولانه خوانده و ديتر گراومن برگرداندن واقعيت ها ناميده است و امانوئل ناهسون نماينده اسرائيل در برلين ضد يهود تحليل کرده است؟
گراس هيچ چيزي بيشتر از آنچه جنبش صلح در سال هاي سياه جنگ سرد بدون خستگي تلاش کرد به افکار عمومي بگويد که تسليحات اتمي و بکار گرفتن آن در خاورميانه باعث نابودي شهرها و روستاها و وو مي شود را نگفته است.
کلاهک هاي اتمي امروزي که تنها در اختيار قدرت هاي اتمي قرار ندارد بلکه به احتمال قوي کشور اسرائيل هم در اختيار دارد قدرت تخريبشان به اندازه بمب بکار گرفته شده در هيروشيما مي باشد.
هيچکسي نمي داند با چه تسليحاتي ارتش اسرائيل براي زدن تاسيسات اتمي ايران وارد عمل خواهد شد. همه چيز حاکي از اين است که از تسليحات اتمي استفاده خواهند نمود. تکنيکر هاي اسرائيلي هم به احتمال قوي به قدرت تخريب و آسيب رساني تسليحات خود زياد واقف نيستند. از سوي ديگر قدرت تخريب اشعه اي که در نتيجه تخريب تاسيسات ايران آزاد مي شود هم در مقايسه با فوکوشيما بسيار پرقدرت تر است.
براي چه برخي از عالي مقامان ارتش اسرائيل و صاحب منصبان سرويس هاي امنيتي اسرائيل يک حمله پيشگيرانه را جدا از خطرات سياسي غير قابل پيش بيني اش براي منطقه، فاجعه مي خوانند و خواهان اجتناب فوري از آن هستند.
گونتر گراس کاملا بدرستي در باره اين امکان که يک چنين حمله اي قادر است مردم ايران را نابود کند، اعلام خطر مي نمايد ـ و منظور در اينجا اين نيست که هدف استراتژيک سياست اسرائيل اين است آنطوري که منتقدين شرورانه به وي اتهام مي زنند. بلکه وي از خطر احتمالي چنين حمله اي براي بخش اعظمي از مردم ايران صحبت مي کند. براي اثبات اين مسئله مي توان به تاريخ مراجعه نمود ـ به جنگ هائي که در ويتنام، سومالي، افغانستان، عراق انجام شد و اشتباهات نظامي در اين مناطق ووو وحتما بايد گفته شود که ـ سخنگويان سياست اسرائيل در آلمان با عکس العمل کورشان به نوشته گونتر گراس، فاقد اين شهامت هستند که اين حقيقت را بگويند " کليد تمامي مشکلات در خاورميانه برداشتن قدمهائي براي حل اختلافات اسرائيل / فلسطين است. حل مشکلاتي و برداشتن قدمهائي که در حال حاضر دولت کنوني اسرائيل توجه و علاقه اي به آن ندارد و هر روز بيشتر از گذشته با شهرک سازي ها مردم بيشتري را که تنها در صلح مي خواهند زندگي کنند را مي راند .
NORMAN PAECH
پروفسور نورمن پيچ تا سال 2005 رئيس حقوق همگاني مدرسه اقتصاد و سياست هامبورگ بوده است و عضو شوراي علمي آتاک است و بعنوان سياستمدار در حزب چپ فعال است.
مرسي گونتر گراس!
بالاخره صدائي پيدا شد که به تحريکات و رسوائي ها دامن زد. رسوائي ها و تحريکاتي که سال هاست براي همه آشکار شده است اما بشدت و بطور گسترده در باره اش سکوت مي شود.
من منظورم تنها سکوت رسانه ها نيست. رسانه هائي که در آنها با وجود اينکه به اين اعمال اشاره مي شود اما در آخر آنها را مي پذيرد. موضوع بر سر سياستي است که تنها بقول گراس " صلح شکننده جهان" را مورد مخاطره قرار مي دهد و بر عليه آن هيچ اقدامي نمي کند و حتي آنرا جلو مي اندازد آنهم با صدور زير دريائي هائي که امتيازشان دارا بودن کلاهک هاي اتمي خطرناک است و هر کدامشان مثل يک بمب اتم عمل مي کنند ( گفته گونتر گراس)
اين گفته هاي بسيار روشن در غالب شعر بعنوان فرياد يک نويسنده آورده شده. نويسنده اي که سکوت طولاني مدت خويش را بر عليه دوروئي ها و دروغ ها ديگر تحمل نمي کند.
يک قدرت اتمي که تقريبا روزانه تهديدات جنگي بر عليه يک کشور خاورميانه اي مي کند و اصلا ديگر در باره اش صحبتي نمي شود و تنها فقط در اين باره گفتگو مي شود که اگر حمله شود خطر صلح جهاني تا چه حد خواهد بود. همچنين نفي هلوکاست و شک به اين که ايران اتم را براي منافع صلح آميز مي خواهد يا نه اين توجيه را به دولتي نمي دهد که تهديد به حمله نظامي کند. براي بخشي از سياستمداران و بخشي از جمعيت روشنفکر اخطار نويسنده مهم تر از تهديدات به جنگ دولت اسرائيل است. شيرم ماخر در روزنامه فرانکفورتر آلگماينه پيچ گوشتي را در دست مي گيرد و شعر گراس و خود گراس را تا آنجا که مي تواند تکه تکه ميکند تا بالاخره چيزي از آن بيرون بکشد که نه مفهوم ادبي دارد و نه اصولا معنائي. سگ هائي که مورد حمله قرار گرفته اند پارس مي کنند. تمامي نفرت و توهين و افترا که گونتر گراس را مورد حمله قرار مي دهد تنها اين احساس ناخوش آيند را در من باقي مي گذارند که حسادت در باره نتايجي که شعر اين نويسنده روي افکار عمومي مي گذارد تا چه حد زياد است. نفرت در برابر نويسنده اي که هيچگاه مورد علاقه آنها نبوده نه به لحاظ ادبي و نه سياسي. براي اينکه هيچگاه از او خوششان نيامده حرفهاي درست او را رد مي کنند. ناراحت از حمله به يک تابو. تابوئي که همواره در باره آن سکوت شده است. گونتر گراس نسبت به اعتراضش بر عليه تسليحات اتمي که در سال 1983 علني نمود، امين مانده است و اين اعتراض را در قالب شعرش بارديگر قوت بخشيده است. اميد که دير نباشد و بخاطر اين بايد از گونترگراس ممنون باشيم.
Jakob Augstein
گونتر گراس با شعرش ( چيزي که بايد گفته شود) کاملا محق است: او آلمان را از سايه صحبت هاي آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان که مي گويد امنيت اسرائيل به " خرد دولتي آلمان"تعلق دارد، بيرون مي کشد و بدرستي از اينکه اسرائيل به جهان منطق اتمام حجت را تحميل مي کند، نقد مي نمايد.
مسلما اين شعر خارق العاده نيست و باز هم مسلما يک بررسي درخشان سياسي هم نيست اما همين خطوط کوتاهي که گونتر گراس تحت عنوان " چيزي که بايد گفته شود" علني نموده است، زماني جزئي از مهمترين و موثرترين نوشته هاي وي به حساب خواهد آمد. در واقع اين شعر توصيف يک نقطه عطف است. در اينجا جمله اي است که ما در آينده به آن باز نمي گرديم" اسرائيل قدرت اتمي به هر حال صلح جهاني شکننده را مورد مخاطره قرار مي دهد". اين جمله بيان يک اعتراض است و درست است. زيرا که يک آلماني آنرا بيان مي کند. يک نويسنده و صاحب جايزه نوبل. زيرا که گونتر گراس آنرا بيان مي کند. در اين گفته يک برش وجود دارد و به اين خاطر بايد از گونترگراس تشکر نمود. او وظيفه خود دانست اين جمله را از جانب همه ما بگويد. اين گفتگو تازه آغاز شده است.
اين يک گفتگو در باره اسرائيل است. در اين باره که اسرائيل جنگي را بر عليه ايران تدارک مي بيند. کشوري که رهبرش احمدي نژاد اسرائيل را تهديد مي کند که اسرائيل ننگي است که بايد از روي زمين محوش کرد. اسرائيل کشوري که از سال ها پيش از سوي دشمنان احاطه شده است و بخشا همواره حق موجوديت کشور اسرائيل را نفي مي کنند ـ و آنهم مستقل از سياست هايشان.
اين جنگي است که مي تواند جهان را به ورطه نيستي بکشاند. اگر يک آلماني در باره آن صحبت کند پس يک چنين صحبتي را بايد آلمان به آن عمل کند و آلماني ها بايد مسئوليت آنرا بعهده بگيرند. يک قوانيني وجود دارد. گراس مي دانست که وي را بعنوان ضد يهود مورد فحاشي قرار خواهند داد. اين خود خطري است که منتقد آلماني اسرائيل با آن روبروست. ماتياس دورفنر رئيس نشر اشپرينگر که خودش را عالم تفسير مناسبات آلمان/اسرائيل مي داند فورا اين تهمت را به او زد. همچنين گراس مي بايست روي اين حساب کند که فورا براي او محلي در مرکز توانبخشي تاريخ آلمان بخش والسر سالن کمک به سالمندان توصيه کنند.
اما گراس نه ضد يهود است و نه هيولاي تاريخي آلماني است. گراس واقع گراست. او تنها توانائي هاي هسته اي اسرائيل را که هيچ دسترسي براي کنترلش نيست محکوم مي کند. او از سياست تسليحاتي آلمان که يک زير دريائي ديگر مسلح به تسليحات اتمي به اسرائيل داده است گلايه مي کند. و او از " دوروئي غرب" ابراز بيزاري مي کند. دوروئي که همواره راهنماي اقدامات ما در خاورميانه بوده است از الجزيره تا افغانستان.
همچنين گراس وقتي مي نويسد که مدتهاي مديد سکوت کرده است و حال ديگر سکوت نمي کند، بي معني است ـ پير و فرطوت با آخرين قطره جوهر ـ و اينکه بسياري با او سکوت خود را مي شکنند آنچنان خوب فرموله نشده. همچنين اعلام خطر از نابودي مردم ايران در برنامه اسرائيل قرار ندارد. اين نوشته مي توانست براي مقابله با حملات بهتر آماده شود. اما اينکه چرا او اين کار را نمي کند کمتر مورد سئوال است. او ما را بالاخره از سايه سخنان آنجلا مرکل بيرون مي کشد که در سال 2008 در اورشليم مي گويد" امنيت اسرائيل " به خرد دولتي" آلمان وابسته است.
هلموت اشميت در اين باره گفت" براي امنيت اسرائيل مسئول بودن تفاهمي همراه با احساس زياد است اما بدنبال خود هم خطرات جدي مي تواند به همراه داشته باشد. اگر ميان ايران و اسرائيل جنگ شود بنا براين مسئوليت، سربازان آلماني بايد به سربازان اسرائيلي ياري رسانند.
اسرائيلي ها از آن زمان آلمان را در کنار آمريکا کشوري مي دانند که مي توانند روي آنها حساب کنند. با پشتيباني کامل آمريکا يعني جائي که رئيس جمهور براي انتخاباتش همواره به پشتيباني لوبي هاي يهودي نياز دارد و آلمان کشوري است که براي جبران تاريخ در اين فاصله توانائي هاي نظامي به اسرائيل مي دهد و باعث مي شود که دولت نتانجاهو تمامي جهان را به يک ترس و وحشت از جنگ درگير کند. روزنامه هارتس در مقاله بنام از قيمت نفت تا تروريسم مي نويسد جهان به اندازه کافي دليل دارد که از يک جنگ ايران/اسرائيل بترسد.
اسرائيل با ايران بازي پوکري را بازي مي کند که تا زماني که جنگ نشود در آن هر دو کشور برنده مي شوند. ديوانه هاي از تهران اسم اين را بليوارد رئيس جمهور ايران گذاشته اند. اما احمدي نژاد ديوانه نيست بلکه او مي خواهد مقامش را حفظ کند و از اين روي اپوزيسيون ايران را سرکوب مي کند: اعتراض هاي گسترده ي سه سال پيش عليه رژيم او را بطوري خونين سرکوب نمود و بسياري از افراد اپوزيسيون را دستگير و زنداني نمود.
احمدي نژاد آگاهانه جهان را در باره نيت هاي اتمي اش در ناروشني مي گذارد و از اين دوسويه بازي کردن استراتژيکي منفعت مي برد. درست اسرائيل هم از تهديدات جنگي اش منفعت مي برد. هر دو کشور به همديگر متقابلا ياري مي رسانند تا نفوذ خويش را تا آنجا که ميشود بيشتر کنند. يعني بشکلي بد و مريض گونه به يکديگر وابسته اند. اگر موضوع تنها موضوع خودشان بود تمامي جهان را گروگان خويش نمي کردند. زمان آن رسيده که همانطور که گراس مي گويد اصرار کنيم تا کنترل اساسي و بازدارنده از توانائي هاي اتمي اسرائيل و تاسيسات اتمي ايران از سوي مراجع بين المللي انجام پذيرد و هر دو دولت موظف به صدور جواز آن بشوند.
ايران در حال حاضر با مجموعه اي از تحريم ها روبرو است و تحت فشار اين تحريم ها قرار دارد. اکنون بايد به اسرائيل هم فشار آورد. کسي که اين حرف را مي زند تلاش ندارد " به يهودي ها تهمت بزند تا گناه آلماني ها را تخفيف دهد" در اينجا موضوع بر سر تاريخ آلمان نيست بلکه موضوع بر سر حال جهان است.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration