The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

شورش هاي عربي در حال حاضر کجا قرار دارند؟

برگردان ناهيد جعفرپور

شورش هاي عربي در حال حاضر کجا قرار دارند؟
Graswurzelrevolution
برگردان ناهيد جعفرپور
جنبش هاي اعتراضي در کجا خطا هاي استراتژيکي تعيين کننده نمودند؟ آيا تمايل سقوط به جنگ داخلي وجود دارد و يا اين روند مي تواند متوقف شود؟
نويسنده الجزايري بوآلم سنسال با رمانش به نام " دهکده آلماني ها" توجه ها را بخود بر انگيخت. وي بعنوان اولين نويسنده عرب حمايت هاي نظامي نازي هاي پنهان در الجزاير را به سازمان آزادي بخش " ليبراسيون ناسيوناله" ( جبهه آزادي بخش ملي) که در سال هاي 50 در جنگ ضد استعماري بر عليه فرانسه مبارزه مي کردند، به نقد مي کشد.
سنسال از جنگ آزادي بخش الجزاير بنام جنگ داخلي ياد مي کند و مي نويسد: ما بر عليه ارتش استعماري و بر عليه خودمان مبارزه مي کرديم. جبهه آزاديبخش ملي بر عليه مسالي ها، عربها بر عليه بربرها و مذهبي ها بر عليه لائيک ها. اين چنين ما نفرت آينده و انشعابات آينده را بر روي سرزمينمان تدارک ديديم (.....) مبارزات آزاديبخش براي ما ارمغان آزادي بهمراه نياورد و اصولا هيچگونه آزادي به همراه نداشت. 2
سنسال بعنوان نويسنده هنوز در الجزاير زندگي مي کند. کتاب هايش ممنوع مي باشند. وي در سخنرانيش بهنگام دريافت جايزه صلح از بنگاه نشر آلمان در تاريخ 16 اکتبر 2011 مي گويد:
" ما همه اين را لمس مي کنيم که از زمان انقلاب مخملي درتونس در جهان چيزي تغيير نموده است. مسئله اي که در جهان عرب جنجال آفرين و پيچيده و وحشت زده غير ممکن بنظر مي رسيد، بالاخره اتفاق افتاد: (....) آنچه در حال حاضر در حال وقوع است بنظر من تنها شکار ديکتاتورهاي کوته فکر و ناشنوا نيست و به جهان عرب هم خلاصه نمي شود بلکه يک تغيير جهاني است و يک انقلاب کوپرنيکاني است: انسانها خواهان دمکراسي واقعي بدون مرز و بدون تابو هستند. انسانها ديکتاتور ها را رد مي کنند، افراط گرايان را رد مي کنند، ديکته بازار ها را رد مي کنند، آنها سياست بدبينانه و متکبرانه و بزدلانه کنوني جهان را رد مي کنند. آنها حاضر به تن دادن به سرنوشت نيستند هر چند که حرف آخر را بزند. آنها در مقابل هر گونه آلودگي بر مي خيزند. همه جا در جهان انسانهاي خشمگين در مقابل هر آنچه به انسان و اين کره خاکي آسيب مي رساند به اعتراض بر مي خيزند". 3
سنسال در سخنراني خود ياد از خانمي مبارز الجزايري دارنده جايزه صلح مي کند که تنها زنان الجزاير را نمايندگي نمي کند بلکه براي تمامي زنان انقلاب عربي ايستادگي مي نمايد و مي گويد: در سال 2000 در اينجا ازهموطن من خانم آسيه جبار قدر داني شد. زني که براي جا افتادن اين تفکر بسيار تلاش نموده است که در کشورهاي مسلمان عربي ما هم زنان موجودي آزاد هستند و بدون آزادي کامل زنان عدالت در جهان برقرار نخواهد شد بلکه تنها جهاني مريض، مضحک و نفرت انگيز خواهد بود که مردن زنان را درک نمي کند.
من در اينجا اعلام مي کنم که مبارزه آسيه اکنون بار داده است: مقاومت واقعي و مبارزه اي سرشار از عزت و غرور در الجزاير (و کشورهاي عربي ـ خانم کارمن توکل را بياد بياوريم) اکنون عمدتا از سوي زنان در حال انجام است." 4
ليبي و آسيب هاي جنگ ساحل
آغاز جنگ داخلي در ليبي را مي توان در رابطه با فروش تسليحات، منافع نفتي غرب و بمباران هاي ناتو دانست. بايد بخاطر آورد که بيشماري از انقلابي هاي ليبي همان آغاز روبروي تمامي دوربين ها گفتند که آنها از اسلحه هايشان تنها براي سرنگوني قزافي استفاده مي کنند و بعد از سرنگوني اين اسلحه ها را تحويل خواهند داد و بدنبال مشاغل مورد علاقه خود خواهند رفت.
بله يک چنين توهماتي غالبا در آغاز هر مبارزه مسلحانه اي وجود دارد. قيام کاملا مشروع بر عليه رژيم خونين قزافي بعد از سرنگوني قزافي به هيچ وجه به تحويل اسلحه از سوي شبه نظاميان نيانجاميد. ليبي امروز کشوري تحت کنترل اسلحه است. کشوري که وضعيت سياسي داخلي اش با در حدود 60 مقر شکنجه تحت کنترل بخشا شبه نظاميان با هم دشمن است. 5
مدتهاست که جنگ داخلي ليبي به خارج از ليبي صادر مي شود و آتش جنگي را در منطقه اي که همواره با درد و رنج همراه بوده است را مي گستراند.
در مالي در تاريخ 22 مارس 2012 يک کودتا توسط شبه نظاميان جوان بر عليه آ. ت. توره که بصورت نيمه دمکراتيک انتخاب شده بود انجام پذيرفت. آنها وي را متهم کرده بودند که او فعالانه بر عليه شبه نظاميان شمال مالي عمل نکرده بود. اين کودتا باعث بلند شدن شبه نظاميان جواني شد که از سال 2011 به خود جبهه آزادي بخش ملي ازواد نام نهاده اند و هوادار انصار الدين سلفي که با القاعده مغرب رابطه تنگاتنگ و همکاري دارد، مي باشند و به همراه القاعده شبه نظاميان شمال را کنترل مي کنند.
اين درگيري بخشا ريشه تاريخي دارد. شمال اشغال شده مالي در واقع 65% مساحت کل مالي را دارد ( دو برابر مساحت آلمان) با 14 ميليون سکنه. انسانهائي که در حال حاضر 200000 نفرشان متواري شده اند.
کودتاگران جنوب مالي حاضر نبودند که قدرت را به يک دولت غير نظامي جديد بدهند که با ائتلاف با کشورهاي همسايه تلاش دارد به شبه نظاميان جنوب و سلفي هاي شمال که کمي بعد از پيروزيشان با هم درگير شدند و از هم جدا گشتند، بصورت نظامي حمله نمايد.
جالب اينجاست که بدانيم چه کساني به همراه سلفي هاي جنوب مبارزه مي کنند. در تازه ترين گزارش لوموند ديپلماسي آمده است که: جبهه آزاديبخش ملي در حدود 1000 جنگجو دارد که 400 نفر آنها از وابستگان اسبق ارتش (...) قزافي هستند". 6
اين روند بي معني همچنان ادامه دارد: اينکه سلفي ها شبه نظاميان که بخش بزرگي از آنان از خود ليبي بودند را به کمک القاعده طوري سامان مي دادند که مثلا افراد سابق ارتش قزافي و شبه نظامي هاي اسلامي ضد قزافي دوش به دوش هم در شمال مالي بر عليه ارتش مالي مي جنگيدند.
يک گزارشگر از لوموند ديپلماسي به نقل ازمنابع خبري غرب آفريقا و خبرگزاري رسمي موريتاني " ال مالي " خبر از هسته هاي ديگر جنگجويان شبه نظامي که در ليبي شکل گرفته اند، مي دهد. وي مي گويد اين هسته هاي جنگجو ذخيره هستند. در تاريخ 23 مارس جنگجويان القاعده يک رژه نظامي خويش را فيلم برداري کردند. اين فيلم بزبان عربي در يوتوپ پخش گرديد. در اين فيلم نشان داده مي شود که يک کاروان از سي کاميون مسلح به موشک انداز (.....) با سه ماشين آتش نشاني در آخر که روي يکي از آنها نوشته شده است " شبه نظاميان سيرته تروگ". 7
يکبار مسلح ـ هميشه مسلح
مبارزه مسلحانه بسرعت تمامي جبهه هاي گذشته را در بر مي گيردو شيوه هاي مبارزاتي قديمي ثانوي مي شوند. کسي که يکبار مسلحانه جنگيد بعد از پيروزي براي خود اهداف جديدتري براي مسلح جنگيدن پيدا مي کند. يک چنين حرکاتي را در همان آغاز مي توان جلويش را گرفت زيرا بعد از مدتي که اين قطار براه افتاد ديگر نمي توان کاري کرد.
در پرتو جنگ داخلي جديد در مالي در منطقه حتي از سوي سياستمداران از يک افغاني شدن منطقه ساحل صحبت مي شود و از تشديد اخير جنگ بعنوان " خسارات ناخواسته بحران ليبي" نام برده مي شود. 8
منطقه ساحل بر روي بشکه اي از باروت قرار گرفته است که اکنون توسط شبه نظاميان و تسليحات ليبي منفجر مي شود: جنگ داخلي در مالي، جنگ براي نفت ميان سودان و جنوب مستقل سودان، جنگ داخلي در سومالي، يک " جنبش براي عدالت" معني اين چيست؟ ـ در حال حاضر در دارفور مجددا مبارزه مسلحانه آغاز مي شود. يک گروه چريکي اسلامي سال هاست در شمال نيجريه بر عليه استخراج اورانيوم براي شرکت هاي نئواستعماري اتمي فرانسوي با ارتش نيجريه مبارزه مي کند. همين اخيرا ادريس دبي رئيس جمهور جاد که به تازگي به ارتش فرانسه کمک نمود تا قدرت خويش را حفظ نمايد 9، خواهان يک اتحاد بزرگ ميان جبهه آزاديبخش ملي و القاعده و چريک هاي صحراي غربي و دولت خودش شد.
در همين حال خشکسالي و قحطي و گرسنگي ساحل را محاصره نموده است و بين 5 تا 7 ميليون سکنه آن فورا نياز به مراقبت هاي پزشکي مي باشند.
سوريه: تغيير استراتژي از دست رفته
زماني که در هفته اول بعد از 15 مارس 2011 مردم غالب شهرهاي سوريه قدرتمند و گسترده و مسالمت آميز به خيابان ها گسيل شدند، هنوز وحدت غير فرقه اي جنبش اعتراضي بر جاي بود.
هيتم مانا رئيس کميته عربي براي حقوق بشر در 15 آپريل 2011 توانست از 16 شهر شرکت کننده در اعتراضات از جمله دمشق و حلب گزارش بدهد وي گفت: شورش در حال پيشرفت خوبي است. در يک ريتم مناسب و عاقلانه. همه فرقه ها در کنار هم قرار دارند، اقليت ها، مسيحي ها همچون علوي ها( اقليت شيعه طرفدار اسد هستند) عربها و همچنين کردها". 10
پشتکار و شجاعت تظاهر کنندگان صلح جو سوريه براي ماه ها باور نکردني بود.
جنبش اعتراضي در سوريه در هر حال اين موفقيت را بدست آورد که امروز حکومت خاندان اسد و سازمان هاي اطلاعاتي اش در کل سوريه منفور و انکار شوند. تمامي چپ هاي آلماني، روزنامه مارکسيستي دنياي جوان و آن ضد امپرياليست هائي که هنوز همواره اعتقاد دارند که اسد سوريه به نوعي درسنگر ضد امپرياليستي سوسياليستي قرار دارد و بايد از او حمايت نمود بايد توجه کنند که رئيس دولتي که ماه ها مردم خودش را با وحشيانه ترين شيوه هاي نظامي سرکوب مي کند، هر گونه اعتبار ايدئولوژيکي خويش را از دست داده است.
روني براومن روشنفکر فرانسوي و فعال " پزشکان بدون مرز" در پايان نوامبر 2011 بعد از سرنگوني قزافي در ليبي از شورش مسالمت آميز مردم سوريه بعنوان الگوئي در مقابل ليبي تعريف نمود. 11
امروز با اين وجود همچنان مبارزات مسالمت آميز و کميته مسالمت آميز هماهنگي محلي و کميته عمومي انقلاب سوريه در کشور وجود دارند که از سوي کمپين حقوق بشر پشتيباني مي شوند. اما اين به آن معني نيست که همه کميته ها مسالمت آميزند. کميته " اتخاذ يک انقلاب" در وب سايت خود نشاني از مبارزه مسالمت آميز ندارد با اين حال اطلاعات دقيق در اين باره را مشکل مي توان بدست آورد.12
در طول توسعه مقاومت خواست مقاومت مسلحانه حتي متاسفانه در ابتدا از سوي کميته هاي پايه مطرح گشت. شوراي ملي سوريه (اس ان س) که خارج از سوريه تشکيل شده بود در آغاز مارس 2012 خواهان مداخله نظامي غرب گشت. در حال حاضر اين ( اس ان س) به استراتژي غرب و آمريکا متکي است و از اين حرکت مي کنند که اين شدني است که اسد را با ارتش 330000 نفري با يک آکسيون مستقيم ناتو سرنگون نمود. آنها به اين لحاظ با عربستان سعودي که منافعي هم دارد و مهمترين کشوري است که تسليحات در اختيار آنها مي گذارد، ملاقات مي نمايند.
آلن گرش از لوموند ديپلماسي مي نويسد که شوراي ملي سوريه در اين فاصله بعنوان جرياني زير نفوذ اسلامي ها با برخي از چهره هاي ليبرال در رابطه است. 14
وي همچنين مي نويسد" رژيم سوريه موفق شده است وحدت فرا فرقه اي روز هاي آغاز اعتراضات را دچار انشعاب نمايد. اپوزيسيون نفوذ خويش را بر علوي ها و کردها از دست داده است".
اپوزيسيون آنطور که نشان مي دهد از اين ناتوان است که تضمين هاي لازم و جدي براي آينده عرضه نمايد. او اکنون در مقابل اين واقعيت قرار گرفته است که تنها پشتيبانانش از وي روي برگردانده اند. کردها که جزء اولين ها بودند در تظاهرات ها (....) اکنون وحشت زده از اينکه اپوزيسيون از شناخت حق آنها خودداري مي کند، کنار کشيده اند". 15
جالب اينجاست که آلن گرش براي کميته ملي براي تغييرات دمکراتيک ( ان س س) به ارزيابي ديگري از کريستينه شوايتزر در پاسخ خود به نقد ماريشکا واگنر مي رسد: کميته ملي سوريه از جانب بسياري از فعالانش به اين متهم مي شود که علوي ها و ترکمن ها را به حاشيه مي راند. بخصوص از سوي کميته ملي براي تغييرات دمکراتيک که در مقابل فرقه اي شدن و نظامي شدن جنبش ايستادگي مي کند. همچنين در مقابل مداخلات نظامي از خارج. 16
بر سر ارزيابي اپوزيسيون مبني بر اينکه مبارزه جنگجويان کميته ملي سوريه بر عليه ارتش سوريه ازهيچ شانسي برخوردار نيست، اختلاف نظر وجود دارد. در گزارش اخير ديدبان حقوق بشر آنها متهم شده اند که حملات با انگيزه مذهبي به علويان و شيعيان نموده اند. 17
به لحاظ فرقه اي شدن جنبش و پيش برد مقاومت مسلحانه، بسياري از اقليت هاي درون جنبش مجددا به آغوش ارتش رژيم روي خواهند آورد و خود را آنجا سازماندهي مي کنند.
بنظر ما مشکل در اينجا ديناميک جنبش اعتراضي بود. جنبشي که در سوريه بيش از 9 ماه از سال در خيابانهاي سوريه به اعتراض پرداخت و آنهم زماني که پليس و سازمانهاي امنيتي و ارتش بدون خجالت به مردم تيراندازي نمودند. اين جنبش از پايه 100% مسالمت آميز بود. يک چنين حملات مسلحانه ي علني آنهم براي مدت هاي طولاني در هرحال دير يا زود جائي براي تفکر در ذهن کساني که آسيب ديده اند باز مي کند. کساني که به هيج وجه استراتژي آکسيون هاي بدون خشونت را نمي شناسند. اين مسئله واقعيت تلخ عدم وجود يک استراتژي براي خيزش مسالمت آميز و از سوي ديگر اشکال ديگر آکسيونهائي که کمتر براي پايه جنبش آسيب پذيري دارد را نشان مي دهد. مانند زمان گاندي و يا مقاومت بدون خشونت آنهم طي سال ها در برمه. در واقع منظور مخلوطي از استراتژي هاي بايکوت، اعتصاب و يا اشغال کارخانه جات، خرابکاري در ابزار توليد بخصوص در کارخانه جات توليد تسليحات و يا کارزارهاي " نه " به بوروکرات هاي دولتي و محافل نظامي و... است. در اين رابطه مي بايست بجاي استفاده از استراتژي مقابله نظامي در مقابل ارتش، آلترناتيو تمرد گزينش شود. بنا براين از آنجا که از يک برهه زماني مشخص بکار گيري يک چنين استراتژي هاي اقدام هدفمند و آگاهانه وجود نداشت آن قوت مبارزه مسالمت آميزي که در آغاز اعتراضات خود بخودي مردم سوريه وجود داشت کم کم به تضعيف خودآگاهي براي مبارزه بدون خشونت منجر گشت: تجربه اعتراضات عمومي در خيابان هاي باز و همواره گوشت جلوي گلوله شدن اين خواست را بخصوص در بسياري از کميته هاي پايه تقويت نمود که مسلح شدن جنبش را خواستار بشوند. اين چنين بود که امروز سوريه در جنگي داخلي فرو رفته است که بسختي راه خلاصي براي آن وجود دارد.
تونس و مصر: کم بها دادن به فرهنگ اسلامي
تونس و مصر سنتا خاستگاه شورش هاي عربي بوده اند که در آنها امروز هم هنوز فرو رفتن به جنگ داخلي نسبتا در سطحي بسيار نازل قرار دارد. با اين وجود بخصوص در مصر تمايلاتي مشاهده مي شوند که يک چنين مسيري را نشان مي دهند.
در آن روزهائي که مردم شورش عمومي مسالمت آميز برگزار مي نمودند، احزاب اسلامي در هر دو کشور آگاهانه پشت صحنه قرار داشتند. اين چنين بود که بسياري از ناظرين اين اميد و برداشت غلط را در سر پروراندند که اسلامي ها در اين شورش ها نقشي نفوذي بازي نمي کنند.
مردمي که شورش مسالمت آميز را انجام دادند را نمي توان با مجموعه مردمي هم سان نمود که در انتخابات بعدي تصوير ديگري را نشان دادند. اين کاملا ساده لوحي است که اين طور فکر کنيم ـ دقيقا اين همان تصويري است که رهبريت رسانه هاي غربي خواهان آن هستند 18 ـ . مانند وائل گونم که مدير گوگل است و يکي از نمايندگان نشان دادن چنين شورشي بود.
تنها 10 تا 20 درصد خانه هاي تونس و مصر امروز داراي انترنت هستند. دقيقا شورش هاي آغازين توانستند پيروز شوند زيرا که بخش بزرگي از مردم که از آموزش خوب برخوردار نبودند و وضعيت مالي خوبي نداشتند به خيابان ها و ميدانها گسيل شدند ـ اولا اينها در تونس و مصر تهيدست بودند و دوما بدون ابزار انترنتي و سوما کم و بيش وابسته به فرهنگ اسلامي و سنت هاي آن.
پيش زمينه هاي فرهنگ اسلامي بخش بزرگي از مردم در اين شورش ها را نمي توان ناديده گرفت ـ اميدي که رسانه هاي غربي و بسياري از چپ هاي ضد آلماني و يا بهتر بگوئيم بسياري از کمونيست ها بر روي آن توافق داشتند که اين شورش ها از طريق رودرروئي طولاني مدت با فرهنگ اسلامي و سنت اسلامي به اثبات رسيده است، بطوري غم انگيز با انتخاباتي که انجام پذيرفت از بين رفت.
در مصر اختلافات از نوامبر 2011 تعيين کننده بود. دومين اشغال ميدان تحرير که از سوي بسياري سريعا بعنوان " انقلاب دوم" مهر خورد با يک تحصن از سوي حدود 600 تظاهرکننده در 19 نوامبر آغاز شد. در اين دوره تحصن هاي گسترده همواره انجام پذيرفت و تا اواسط دسامبر 2011 همچنان ادامه داشت. 19 و طبق گزارش خبرگزاري ها درگيري هاي خونين در ميدان تحرير و يکي از خيابان هاي اطراف آن از سوي جوانان مسلح انجام پذيرفت که قرباني هائي بدنبال داشت.
درون اين جنبش انگيزه رهائي بخشي وجود داشت که براي اولين بار علنا در برابر ارتشي که بعد از سرنگوني مبارک قدرت را عملا در دست گرفته بود، جبهه گرفته و به ارتش حمله نمود. بدين طريق بود که باور عمومي و يا همدردي و يا حداقل بي طرفي نسبت به ارتش شکسته شد. اين باور وجود داشت که مي توان درون ارتش انشعاب به وجود آورد همانطور که در اولين شورش در ميدان تحرير انجام پذيرفت اما ارتش و سربازان هم در مقابل حملات ميليتانت جوانان ايستادند و بروشني طرف مقابل جوانان قرار گرفتند و به همراه پليس به جمعيت حمله مسلحانه نمودند. از ترس يک جنگ داخلي در اين انقلاب " دوم" جاي حمايت گسترده توده ها چون انقلاب " اول" خالي بود. در تاريخ 1 فوريه 2012 پليس و ارتش از جوانان ميليتانت ميدان تحرير که غالبا طرفداران کلوپ فوتبال الاهلي قاهره ( در حدود 5000 عضو) بودند انتقام گرفتند و که در نتيجه در استاديوم فوتبال پورت سعيد حدود 70 نفر که غالبا طرفداران تيم فوتبال الاهلي بودند کشته شدند. جنبش ميدان تحرير با اين شکست نظامي تا به امروز نتوانسته است دوباره نيروي خود را باز يابد.20
در اين فاصله احزاب اسلامي ( اخوان المسلمين و سلفي ها) بر مجلس موءسسان در مصر نفوذ پيدا کردند ( 6 زن و 6 مسيحي از 100 عضو)، نيروهاي چپ و نيروهاي سکولار به خاطر اعتراض مجلس را ترک کردند.21
اخوان المسلمين بر خلاف تعهدات قبلي بر اين مبني که از دادن کانديداي رياست جمهوري صرف نظر خواهند نمود، همين اخيرا اعلام نمودند که آنها کانديدهاي خود را معرفي خواهند نمود.
آنها بدين طريق ادعاي هژموني بر زندگي سياسي مصر را دارند و در اين صورت است که اقليت ها و زنان تحت کنترل آنها قرار خواهند گرفت و همچنين تقسيم قدرت گسترده با ارتش زير سئوال خواهد رفت و اين مسئله باعث درگيري هاي بيشتري خواهد شد. 22
آنچه که اميد دهنده است، ساختار تثبيت شده مقاومت در مصر و تونس است. ساختاري که تا بحال همواره نشان داده است که هيچگاه آماده پذيرش ظلم و ستم بدون مقاومت نيست.
بايد قبول کرد که توانائي مقاومت و اعتراض تنها درون اقشار مرفه و مدرن و سکولار اين دو کشور وجود ندارد بلکه آنچه که براي قدرت موثر آنها تعيين کننده است، توانائي همبستگي پايه جامعه براي درگيري هاي آينده است که اميدواريم مسالمت آميز باشد.
(1) Boualem Sansal: Das Dorf des Deutschen oder Das Tagebuch der Brüder Schiller, Merlin Verlag, Gifkendorf 2009
(2) Boualem Sansal: "Das Prinzip des Friedens", Rede in der Frankfurter Paulskirche, 16.10.2011, abgedruckt u.a. in der FAZ, 17.10.2011, S. 9
(3) Ebenda
(4) Ebenda
(5) Vgl. Erklärung von Médécins Sans Frontières zu den Folterungen in Miliz-Lagern, vgl. Spiegel-Online, 26.1.2012
(6) Vgl. Philippe Leymarie: "Comment le Sahel est devenue une poudrière", in: Le Monde diplomatique, frz. Ausgabe, April 2012, S. 8
(7) Isabelle Mandraud: "La riposte s'organise contre une partition du Mali", in: Le Monde, 17.4.2012, S. 9
(8) In diesem Falle zwar vom Präsidenten des Niger, die Bezeichnung halte ich dennoch für zutreffend; vgl. Philippe Leymarie, a.a.O., S. 9
(9) Vgl. Bernhard Schmid: Frankreich in Afrika, Unrast, Münster 2011, S. 238ff. Leider kaum etwas in dem Buch über den Niger und den Uranabbau durch Areva sowie den dadurch bedingten Bürgerkrieg
(10) Haytham Manna, zit. n. Jean-Pierre Perrin: "La Syrie dans la spirale de la révolte", in: Libération, 16./17.4.2011, S. 7
(11) Rony Brauman in einem Streitgespräch in: Le Monde, 25.11.2011, S. 24f.; siehe dazu auch: "Libyen: Wem sollen wir glauben?", in: GWR 365, Januar 2012, S. 9f.
(12) Siehe die Selbstdarstellung der LCCS auf: www.lccsyria.org/about
(13) vgl. Jürgen Wagner: "Syrien: Die Militarisierung der Proteste und die strategische Unvernunft der Gewalt", IMI (14) Alain Gresh: "Onde de choc syrienne dans une région en ébullition", in: Le Monde diplomatique, frz. Ausgabe, April 2012, S. 11
(Informationsstelle Militarisierung), 20.3.2012
(15) Alain Gresh, a.a.O., S. 10
(16) Ebenda
(17) Siehe den Text "Bürgerkriegspatenschaft?" von Marischka/Wagner in dieser GWR.
(18) Vgl. bereits die Skepsis gegenüber Wael Ghoneim als Revolutionsheld in: "Zweifelhafte Helden der Revolution", in: GWR 357, März 2011
(19) Vgl. Johannes Stern: "Ägyptisches Militär greift friedliche Demonstranten brutal an", in: www.wsws.org/de/2011/dez2011/egyp-d21.shtml
(20) Siehe dazu z.B.: "Die roten Teufel", in: Spiegel, Nr. 8/2012, S. 104ff.
(21) Marwan Chahine: "Egypte: les islamistes écriront la Constitution", in: Libération, 29.3.2012, S. 8
(22) Marwan Chahine: "En Egypte, les Frères rompent le pacte", in: Libération, 2.4.2012, S. 8

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration