The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

کودکان در استخدام شهرداري؟!

هاله صفرزاده


کودکان در استخدام شهرداري؟!
(به مناسبت روز مبارزه با كار كودك)

هاله صفرزاده
ده دوازده ساله مي نمود. در ميان جمع کارگران سبز پوش پارک ايستاده بود به حرف هاي سرپرست گوش مي کرد. با چالاکي به سمت وانتي که نزديکشان پارک شده بود دويد و مي خواست بالا برود که صداي سرپرست بلند شد:
- حضرت تو امروز با حجت کار مي کني...
برگشت و به سمت در رفت و بيلي را برداشت و حرف هاي سرپرست را تکرار کرد:
- با حجت کار مي کنم...
کمي بعد کارگران در ميان پارک پخش شدند. او را گم کردم. قبلا هم او را ديده بودم و درصدد بودم با او حرف بزنم. در ميان پارک گشتم تا او را پيدا کنم. به قيافه ي کارگران ديگري که مشغول آب دادن گل ها و چمن ها بودند دقت مي کردم. چند نفر ديگر از آنان نيز کم سن و سال به نظر مي رسيدند. از يکي از آنها پرسيدم :
- مي داني حضرت کجاست؟
نگاهم کرد. از اين که او را مي شناختم تعجب كرده بود.
- براي کار رفته بيرون.
- مگه شما بيرون هم کار مي کنيد؟
- بله درخت کاري، آب دادن گل هاي کنار خيابان ها و تميز کردن جوي ها و...
- چند سال داري؟
- 15 يا 16 سال
لهجه ي غليظي داشت. به زحمت حرف هايش را مي فهميدم. گفت که اهل کابل است. چند ماهي است که براي کار به ايران آمده است. يک ميليون تومان داده که قاچاقچي او را به اينجا بياورد. پدر و مادرش در افغانستان مانده اند. تا به حال هر چه کار کرده به قاچاقچي داده تا بدهي اش را صاف کند واز اين به بعد حقوقش را براي خانواده اش مي فرستد.
- پول ها را برايت جمع مي کنند؟
خنديد و گفت :
- نه چيزي نمي ماند، همه اش خرج مي شود.
مي گفت براي شهرداري کار مي کنند. 25 نفري هستند که در اين پارک کار مي کنند. 4 کارگر ديگر مانند او نوجوان هستند. شبها در پارک مي خوابند. خوابگاهي دارند و ماهي 500هزارتومان دستمزد مي گيرند. از اين که اين کار را داشت راضي و خوشحال بود. درس نخوانده بود. مي گفت در افغانستان اوضاع خراب است و کار نيست. امکان درس خواندن هم نداريم چون درآمدي نداريم.
از ساعت کارش پرسيدم:
- از يک شب تا يک ظهر کار مي کنيم. شب ها بيرون مي رويم و ساعت 7 برمي گرديم. از يک ظهر هم تا يک شب استراحت مي کنيم.
- کجا مي خوابيد؟
- همين جا. خوابگاه داريم.
- غذا چي؟
- آشپز داريم. يکي از هم ولايتي ها غذا مي پزد.
- اسمت چيست؟
- امرا. اگر کاري داشتي من هم هستم.
- ممنون. خسته نباشي
از او دور شدم. در سمت ديگر پارک بالاخره حضرت را يافتم. سرپرستش او را به سمت تابلوي برقي برد و فيوزها را به او نشان داد و گفت هر وقت سوت زدم اين کليد را بزن.
وقتي سرپرست دور شد، نزديکش شدم و پرسيدم:
- حضرت چه مي کني؟
با تعجب نگاهم کرد:
- منتظرم سوت بزند تا برق را قطع کنم.
لباس سبز کارکنان فضاي سبز به تنش بزرگ بود. جلوي لباس کثيفش هم قلوه کن شده بود. همان طور که به سوالات من جواب مي داد، حواسش به سوت سرپرست بود و مرتب با صداي سوت برق را قطع و وصل مي کرد. مي گفت 14 سال دارد. مشخص بود که دروغ مي گويد. مي گفت 4 نوجوان ديگر مثل او در اين پارک کار مي کنند. دو نفر 17 ساله، يک نفر 15 ساله و يک نفرديگر هم مثل او 14 ساله. با برادرش به اينجا آمده بودند. نفري 750هزار تومان به قاچاقچي داده بودند تا آنها را به ايران بياورد. آنها هم درآمدشان را براي خانواده شان مي فرستند. چون پدر و مادرشان بيکارند و دو خواهر در خانه دارند. از اين که کاردارد، راضي بود. مي گفت:
- ايران بهتر از افغانستان است. شهرها اينجا آباد است.
- چه جوري اين کار را پيدا کردي؟
- يکي از فاميل ها اينجا کار مي کند. او گفت که به اينجا بياييم.
- روزي چند ساعت کار مي کني؟
- از يک شب تا يک ظهر. تا هفت صبح در خيابان ها هستيم . آنجا را تميز مي کنيم. هفت صبح تا هشت صبح صبحانه مي خوريم و بعد تا يک ظهر در پارک کار مي کنيم. بعد هم مي خوابيم.
- به شما غذا هم مي دهند؟
- غذا پاي خودمان است. ماهي 60 هزارتومان به يکي از فاميل ها مي دهيم براي همه غذا مي پزد.
- غذاي ايراني يا افغاني؟
- (با خنده) معلومه افغاني...
- درس خوانده اي؟
- نه . از 6 يا 7 سالگي بايد کار کنيم. وضع افغانستان خراب است.
- تعطيلي هم داريد؟
- نه همه ي روزها بايد کار کنيم. اگر يک روز حوصله کار نداشته باشيم و سرکار نرويم از حقوق مان کم مي کنند . يک بار که سر کار نرفتم 30 هزار تومان از حقوقم کم کردند.
- اگر مريض شويد چي؟
- کاري به مريضي ندارند. کار نکني از حقوقت کم مي شود.
- خسته نمي شوي از اين همه کار؟
- نه از ساعت يک به بعد مي خوابيم. تازه عصرها هم اگر بيرون کار باشد مي روم. 50 شصت هزار تومان هم از اين طريق گيرم مي آيد.
- اينجا چقدر حقوق مي گيري؟
- 600 هزار تومان.
به نظر مي آمد حقوقش را هم مثل سنش بيشتر مي گويد. انگار بهش گفته بودند اين گونه جواب دهد. ديگر سوالي نپرسيدم. سرپرستش نزديک مي شد و نگراني چهره او را پر کرده بود. از او خداحافظي کردم و دور شدم.
روزي 12 ساعت کار به جاي درس خواندن، زندگي و كار در پارک، در کشوري غريب، به جاي زندگي در کنار خانواده، ارتش امريکا و وعده هاي آزادي و امنيت و رفاه، جنگ بيکاري و ناامني، ورود قاچاقي و زندگي غيرقانوني در کشور همسايه و کار کردن رسمي براي شهرداري، خوابيدن در کنار 25 کارگر بزرگسال ديگر، نداشتن بيمه، مرخصي، 12 ساعت كار روزانه، روز جهاني لغو کار کودک، پيمان نامه جهاني حقوق کودک...
سر گيجه ...
با خود زمزمه کردم: انتخاب يك روز براي لغو كار كودك كافي نيست، کاري بايد کرد...

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration