The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

راه‌کارگر چگونه مي‌خواهد با -گروه‌گرايي و سکتاريسم- مبارزه کند؟

احمد آزاد

در تابستان امسال به فاصله کوتاهي، هفتمين کنگره سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران و يازدهمين کنگره سازمان کارگران انقلابي ايران – راه کارگر تشکيل شد. در هر دو کنگره پس از چند روز بحث و گفتگو، شرکت‌کنندگان دو سند سياسي را با راي بسيار بالا ( سند سياسي کنگره راه کارگر با 96درصد آرا و سند سياسي کنگره اتحاد فدائيان با 89درصد آراي شرکت کنندگان کنگره ) تصويب کردند. طبعا هر دو سازمان فعاليتهاي سياسي خود را بر پايه سند سياسي مصوب کنگره خود تنظيم خواهند کرد. از اين رو بررسي و مقايسه اين دو سند، امکاني است براي نشان دادن اشتراکات و افتراقات احتمالی آنها در عرصه فعاليتهاي سياسي.
روش کار دو سند سياسي تقريبا مشابه است. از تحليل شرائط سياسي ايران، حکومت و طبقات و اقشار مختلف اجتماعي در ايران آغاز کرده و به چشم اندازها و برنامه کار خود ناشي از ارزيابي سياسي ختم مي‌شوند. به منظور انجام يک مقايسه دقيق موضوعات تفکيک شده و در چهار گروه جداگانه به صورت اجمالي بررسي مي‌شوند:
1- تحليل از شرائط ايران و وضعيت اقشار و طبقات مختلف اجتماعي
2- تحليل تحولات درون حکومت و وضعيت جناح‌هاي حکومتي و سياست‌هاي آن
3- اپوزيسيون
4- چشم اندازها و سياست‌هاي دور آينده

1- تحليل از شرائط ايران و وضعيت طبقات و جنبشهاي مختلف اجتماعي

تحليل عمومي اوضاع
سازمان اتحاد فدائيان : همراه با وخامت اوضاع و تشديد بحران در عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي و به رغم تداوم سرکوبگري‌هاي رژيم جمهوري اسلامي که بحران سازي در مناسبات خارجي را نيز وسيله‌اي براي تيز کردن تيغ سرکوبش در داخل و همچنين پوششي براي درماندگي‌اش در پاسخگوئي به مطالبات بيشمار مردم کرده است، دو سال گذشته شاهد گسترش و اوجگيري جنبش هاي اجتماعي در زمينه‌ها و اشکال گوناگون بوده است.

راه کارگر: در دوره اخيرحکومت اسلامي تلاش کرد با استفاده ازافزايش تنش در صحنه بين المللي و بکارگرفتن برگ‌هاي ديگري درعرصه داخلي براي خود فرجه بقاء فراهم کند. .... حکومت اسلامي در دوره اخيردرصحنه داخلي براين خيال بود که با متمرکز و يک پارچه شدن در بالا و فعال کردن بيشترنيروي سرکوب خود و با بهره بردن از منابع مالي ناشي از افزايش درآمد نفت براي پاسخ فوري به تنگناهاي زندگي توده مردم،جنبشهاي اجتماعي را درهم شکسته و خاموش کند. امّا تمهيدات حکومتي تا کنون کارآئي لازم را نداشته است.نيروي جنبشهاي اجتماعي بيش از آن بوده است که"دستگاه ولايت فقيه"قادربه عقب راندن آن شود.


کارگران
سازمان اتحاد فدائيان : مهم ترين تحول سال هاي اخير، تلاش هاي گسترده گروه هاي زيادي از کارگران براي ايجاد تشکل هاي مستقل کارگري بوده است که نمونه برجسته آن، مبارزات کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران است.

راه کارگر : نيروي کار و جنبش اجتماعي زحمتکشان دردوراخير نمايشگرکيفيت نويني ازمبارزه بود.حرکت کارکنان شرکت واحد اتوبوسراني درتهران اگرچه محدود به يک مؤسسه و يک شهربود اما تأثيرمهمي در صحنه سياسي کشور داشت. چراکه اين مبارزه براي تشکل مستقل بود.

زنان
سازمان اتحاد فدائيان: آخرين نمونه گردهمايي و حرکت اعتراضي زنان در تهران، در خرداد گذشته، نيز به روشني نشان داد که جنبش زنان از پايدارترين و دامنه‌دارترين جنبشهاي اجتماعي در ايران است و تهديدات، فشارها و هجوم وحشيانه قداربندان خامنه‌اي و احمدي نژاد هم نمي‌تواند آن را متوقف نمايد.

راه کارگر: گسترش مبارزه زنان عليه ستم جنسي در دوره اخير نمايان بود.مبارزه عليه تبعيض جنسي و سنتها،نهادها و قوانين پايدار کننده اين تبعيض،از تأثير گذارترين مبارزه‌ها درصحنه سياست عمومي بود.مرتجع ترين نيروها هم ديگر نمي‌توانند حضور و قدرت و تاثيراين جنبش را ناديده به گيرند.

سازمان اتحاد فدائيان : در دو سال گذشته هم تلاش‌هاي گسترده‌اي در ميان فعالان جنبش زنان براي تغيير قانون اساسي و ديگر قوانين، جهت رفع تبعيضات قانوني و تامين برابر حقوقي کامل با مردان، در قالب فعاليت کانون‌ها، تشکيل انجمن‌ها، برگزاري اجتماعات و انتشار نشريات مختلف، صورت گرفته و چهره خشن و غير انساني نظام کنوني را، بيش از پيش افشا کرده است.

راه کارگر: اگر چه مطالبات حرکتهاي زنان کشور بيشتر درحد تغييرواصلاح قوانين است اما رفتن به سوي ريشه‌ها و مبارزه براي دگرگوني بنيادي در مناسبات زن و مرد ودفاع ازمطالبات زنان زحمتکش و کارگر وارتباط گيري با آن ها، با فعاليت زنان راديکال پر نفس تر مي شود .

جنبشهاي ملي
سازمان اتحاد فدائيان : حوادث دو سال گذشته در كردستان و خوزستان و اخيرا در آذربايجان، نيز نشان داد که جنبش‌ها و خواست‌هاي ملي همچنان يکي از مهمترين عرصه‌هاي چالش با جمهوري اسلامي است

راه کارگر : جنبش مليتهاي ساکن ايران در يکسال گذشته و حوادث خونين بلوچستان،از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين مسائل سياسي بود.

جنبشهای دانشجوئي
سازمان اتحاد فدائيان : جنبش دانشجوئي ايران به تلاش ها و پيکارهاي خود براي تامين حقوق صنفي و سياسي، و خصوصا در دوره اخير، براي مقابله با سياست‌هاي دولت جديد در جهت اسلامي کردن باز هم بيشتر محيط‌هاي دانشگاهي و آموزشي و اعمال سلطه نهادهاي مذهبي بر آنها، ادامه مي‌دهد. اين جنبش همچنين، نقش واسط بسيار مهمي در اشاعه فرهنگ مقاومت در برابر استبداد و بي حقوقي و اعلام همبستگي با ديگر جنبش‌هاي جاري اجتماعي(اعتراضات به وضعيت زندان‌ها و زندانيان سياسي، بازداشت وبلاگ نويسان و غيره) ايفا مي‌کند. گرايش به استقلال در جنبش دانشجوئي، که نطفه هاي آن از 18 تير 1378 قابل رويت بود، همان طور که موضع گيري آن در مورد نمايش انتخاباتي نهمين دوره رياست جمهوري هم نشان داد، به گرايش غالب در اين جنبش تبديل شده است.

راه کارگر: دانشجويان وجنبش دانشجوئي نشانه‌هاي زيادي ازآغاز دوره جديد بروز دادند. نسل تازه دانشجويان که تقريباً بعد از شکست اصلاح طلبي و آشکار شدن تجربه آن به دانشگاه آمده اند، نه تنها نفي کامل حکومت را که تجربه و دست آورد نسل قبلي بود،ادامه دادند بلکه خود با دستاوردهاي جديدشان عبور از موازين اصلاح طلبي و گفتمان ليبرالي را آغاز وتجربه مي‌کنند.ودلاورانه ازجنبشهاي اجتماعي دفاع کرده وبا آنان ارتباط مي‌گيرند

جمعبندي بخش اول: ارزيابي هردو سازمان از شرائط عمومي جامعه و وضعيت طبقات و جنبشهاي مختلف اجتماعي تقريبا يکسان است. ارزيابي هر دو بر اين است که حکومت در يکي دو سال گذشته فشار و سرکوب را با هدف عقب راندن مبارزات مردم و جنبشهاي اجتماعي تشديد کرده است، ولي اين سياست نه تنها نتيجه نداشته بلکه مقاومت در مقابل تعرضات حکومت گسترده‌تر شده است. جنبش کارگري در تلاش براي ايجاد تشکلهاي مستقل خود گام جدي به جلو برداشته عليرغم آن که همچنان عمده مبارزات کارگران پيرامون دريافت دستمزدهاي معوقه و بازگشت به کار متمرکز است و همچنان از پراکندگي رنج مي‌برد. مقاومت اقشار مختلف اجتماعي بويژه زنان، جوانان ادامه داشته و رشد کيفي کرده است. البته اختلافاتي هم ديده مي‌شود و از آن جمله ارزيابي دو سند از پيوستگي و همراهي جنبشهاي اجتماعي با يکديگر يکسان نيست. در سند کنگره راه‌کارگر آمده است : « آنچه که درحرکتهاي جنبشهاي اجتماعي دردوره گذشته برجسته شد و نشان ازمرحله تازه دارد، همبستگي و دفاع از يکديگر و شرکت فعالان جنبشهاي مختلف درحرکت هاي يکديگراست که به طور عملي نوعي از گرد هم آمدن و حرکت متحدانه را نمايش داد.» در حاليکه کنگره اتحاد فدائيان بر پراکنده‌گي و ارتباط ضعيف اين جنبشها با يکديگر اشاره دارد. همچنين در زمينه مبارزات طبقه کارگر، سند کنگره راه‌کارگر بر سطح نازل مبارزات کارگران در موسسات بزرگ اشاره دارد، در حاليکه سند کنگره اتحاد فدائيان به مبارزات کارگران موسسات بزرگ اشاره مي‌کند.


2- تحليل تحولات درون حکومت و وضعيت جناح هاي حکومتي و سياستهاي آن

تحليل از حکومت
سازمان اتحاد فدائيان : تعيين محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري رژيم، بعد از تصرف مجلس در دو سال پيش، گام مهم ديگري در کنار زدن رقبا و تصاحب همه قوا و تمرکز بيشتر قدرت و يکدست تر کردن نسبي حکومت به نفع خامنه‌اي و جناح وي، جناح تماميت خواه بوده است.

راه کارگر: طي سال گذشته دگرگوني‌هاي دروني حکومت اسلامي آرايشهاي جديدي شکل داده است.برنامه دستگاه ولايت براي بقاء در برابر بحران داخلي،و فشارخارجي متمرکز و يک پارچه شدن دربالا و سرکوب بيشتروآمادگي براي مقابله با تهديدهاي نظامي بوده است.....

سازمان اتحاد فدائيان : تنزل نسبي موقعيت روحانيت و متقابلا، ارتقاي موقعيت فرماندهي سپاه و بسيج در ساختار حکومتي يکي ديگر از جا به جايي هاي مهم در سالهاي اخير بوده است. بيزاري روزافزون توده‌ها از حکومت ملايان و بدنامي بيشتر عناصر سابقه ‌دار و سرشناس رژيم، توسل بيش از پيش ولي فقيه به نيروهاي نظامي و امنيتي براي عقب راندن رقيبان و همچنين سهم خواهي افزونتر بخشي از فرماندهان سپاه و مسئولان امنيتي، موجب آن شده است که اکنون ديگر سپاه پاسداران تنها سرنيزه سرکوبگري و فقط حافظ قدرت حکومت اسلامي نيست، بلکه خود شريک روحانيت در اين قدرت است......... بازگشت به گذشته يکي از شعارها و سياست هاي دولت جديد است که خود را "دولت اسلامي" مي نامد و در انديشه ايجاد "جامعه اسلامي" و نهايتا "حاکميت جهاني اسلام" است.

راه کارگر : .....براي اين منظور به نسل دوم کادرها و فعالان حکومتي و نهادهاي نظامي خود متوسل شد.اين نسل دوم،طي دوره اصلاح طلبان متشکل شده و سهم خواهي مي کردند.آنها که هنوز به امتيازهاي مالي آن چناني نرسيده و سنگين وزن نشده اند،با تحرک زياد همه چيزرا زيرسئوال برده وسناريوي قديمي شده نسل اولي هاي سالهاي آغازين انقلاب را تکرار مي کنند.

اختلافات دروني رژيم
سازمان اتحاد فدائيان : در درون حکومت نيز اراده واحدي پشت همه سياست‌هاي کنوني وجود ندارد. نحوه قبضه قدرت توسط جناح غالب، از طريق حذف آشکار و تحقيرآميز رقباي درون حکومتي و افزودن بر فشارهاي متعدد بر اين رقبا بعد از راندن آنها، عملا در درون حکومت هم مقاومت در برابر جريان حاکم را دامن زده است. جا به جائي‌هاي گسترده در درون دستجات حکومتي طي دو سال گذشته، هنوز به نقطه "تعادل" نرسيده است و دعوا در داخل جناح غالب و در ميان مجموعه جناح هاي رژيم استمرار خواهد يافت.

راه کارگر: نهادهاي مستقر بورژوازي و به ويژه روحانيون صاحب امتياز،تاب اين شلوغ کاريها را اگر کنترل شده نباشد ندارند.اما دستگاه ولايت براي بقا در دوران سخت و بحراني به نيروي نسل دومي ها به عنوان تنها تکيه گاه نيازمند است.همين نياز،در دوران بحران پيچيده به عامل تشديد کننده بحران و نه حل آن تبديل مي شود.چون ميدان داري بيش از حد اين نيرو مي تواند تکان‌هاي زيادي هم به وجود آورد که با برنامه هاي صاحبان اصلي قدرت سازگار نباشد.اين دارو دسته نسل دومي‌ها اشتهاي زيادتراز حد مورد نظر دستگاه ولايت دارند وحتي مي‌توانند تهديدي براي کانون اصلي قدرت باشند. نيروهاي اصلي نسل اول حکومت اسلامي،از محافظه کاران سنتي تا اصلاح طلباني که خود را ليبرال دمکرات (کارگزار سازندگي) و باصطلاح سوسيال دمکرات (مشارکتي ها) مي نامند،به هم نزديک مي شوند تا طرف حساب کاررا بداند.

سياستهاي اقتصادي و نتايج آن
سازمان اتحاد فدائيان : چارچوب اصلي سياست اقتصادي اين دولت نيز همان سياست معروف "تعديل اقتصادي" است که در عمل، تلفيقي از ليبراليسم افسارگسيخته و يکه تازي انواع نهادها و بنيادهاي مافيايي دولتي، خصوصي و اختصاصي وابسته به سران و وابستگان جناحها و دستجات حکومتي است. بحران اقتصادي گريبانگير جامعه ما در دوره گذشته حادتر شده و با ادامه و اجراي سياستهاي دولت جديد نيز شديدتر مي شود.

راه کارگر : ابلاغ سياستهاي خصوصي سازي مصوب مجمع تشخيص مصلحت(در راستاي برنامه توسعه 20 ساله اقتصاد نئو ليبرالي حکومت اسلامي) ازجانب ولي فقيه در تيرماه 85 از آخرين اقدامهاي کنترلي است.ابلاغ اين"سياستهاي کلي بندج اصل 44 قانون اساسي" که يک سال پيش تصويب شده بود در اين مقطع زماني علاوه بر کنترل هياهوي"عدالت طلبي"،انطباق کامل با هدف اقتصادي"خاورميانه بزرگ" راهم اعلام مي کند.حصوصي سازي 80 درصد سهام مؤسسه هاي اقتصادي دولتي همانطور که مقامهاي اقتصادي حکومتي مي گويند"انقلاب اقتصادي در تاريخ ايران"است.آنها درست مي گويند انقلاب نئوليبرالي اقتصاد ايران و پايان دادن به هياهو ي"عدالت " وبي مهارکردن بهره کشي است.

سازمان اتحاد فدائيان : شعارهاي "پوپوليستي" اسلامي دولت احمدي نژاد در باره "بردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم" ضمن آن که عملا در آمدهاي سرشار نفتي را هرچه بيشتر در معرض چپاولگري نهادها و بنيادهاي حکومتي موجود و ارگانها و گروه هاي تازه به قدرت رسيده مي گذارد، با تخريب وسيع تر شالوده توليدي اقتصاد و دامن زدن به تورم شديد قيمتها، باقي مانده قوت لايموت محرومان و زحمتکشان را نيز از سفره آنها مي ربايد.

راه کارگر : ..... پيش گرفتن اين برنامه،بحران و فلاکت زندگي تا کنوني بزرگترين بخشهاي جمعيت را شديدتر خواهد کرد. نه تنها ناني از بابت " نفت " در سفره ها نيامد بلکه آخرين داشته‌ها هم ربوده ميشود.

جمعبندي بخش دوم : ارزيابي هر دو سند از تحولات در قدرت حاکمه و جابجايي در بالا تقريبا مشابه است. جناح ولي فقيه د رتلاش براي يکدست کردن قدرت خود، با استفاده از شوراي نگهبان و نيروهاي نظامي، مجلس و رياست جمهوري را تحت کنترل خود گرفت و عملا با تسلط بر تمامي ابزار و اهرم هاي دولتي و نظامي عمده قدرت را متمرکز و قبضه کرده است. اما عليرغم اين تلاشها در درون حکومت توافق و يک دستي وجود ندارد و همچنان جناح هاي دروني با يکديگر بر سر سياست گذاري رقابت دارند. هر دو سازمان سياست هاي اقتصادي حکومت را در چارچوب سياست هاي اقتصادي نئوليبراليسم ارزيابي مي‌کنند.، که تنها به تشديد فقر و فلاکت بيشتر مردم مي‌انجامد


3- اپوزيسيون

سازمان اتحاد فدائيان: اپوزيسيون جمهوري اسلامي نيز طي سال هاي اخير شاهد دگرگوني در صف بندي هاي درون خود بوده است. شکست اصلاح‌طلبان حکومتي، که بر توهم "دموکراسي ديني" نقطه پايان گذاشت و تحولات داخلي و بين المللي مختلف اثرات پا بر جايي در صفوف دروني اپوزيسيون بر جاي نهاده است. اکنون عمده ترين صف بنديهاي درون اپوزيسيون ايران را مي توان به ترتيب زير ارائه کرد:
ا لف - نيروهايي که خواهان حق حاکميت مردم هستند. دولت را تابع راي و اراده مردم مي دانند. برجدائي دين از دولت تاکيد مي کنند و هر گونه حکومت مذهبي و هر گونه بازگشت به سلطنت را منتفي دانسته خواستار استقرار جمهوري هستند. اکثر جريانات، احزاب و شخصيت هاي دمکرات و چپ ايران، در زمره اين نيروها هستند.....
ب- نيروهايي که از حکومت مشروطه، چه اسلامي و چه سلطنتي آن، دفاع مي‌کنند و در واقع حق حاکميت مردم را به مذهب و متوليان مذهبي يا حق موروثي پادشاه مشروط مي کنند. از يک سو جريانات مذهبي که رسما جدائي نهاد دين از نهاد دولت را نپذيرفته اند، در اين زمره اند و از سوي ديگر طرفداران بازگشت به مشروطه سلطنتي، در اين گروه بندي قرار دارند. گسترش حضور نظامي آمريکا در منطقه، سلطنت طلبان، دشمنان ديرين دموکراسي و استقلال را به تکاپوي تازه اي انداخته است و برخي جريانات ديگر نيز از هم اکنون به اين حضور و استفاده از آن براي تغيير رژيم، اميد بسته اند.

راه کارگر : نيروهاي اپوزيسيون حکومت اسلامي درشرايط جديدهم چون خودحکومت،آرايش تازه اي پيدا مي کنند.دراين مرحله حساس،تنش درسياست خارجي وبويژه بحران ميان حکومت اسلامي وآمريکا نقش مهمي در صف بندي اين نيروها بازي مي کند.اگر اين تنش وبحران حادتر شود،بخش هاي بيشتري ازنيروهاي سياسي اپوزيسيون (بسا بيشترازسلطنت طلبان و مجاهدين وبخشي ازليبرال هاي بيرون حکومت که در گذشته هم چنين مي کردند) به آمريکا و متحدان او نزديکتر ازپيش ميشوند.اين دسته از نيروها فقط به دنبال کسب قدرت و يا شريک شدن در آنند و در متحد شدن باآمريکا،همه موازين دمکراسي و حق"خود تعيين کنندگي سرنوشت"را زير پا مي گذارند و دشمنان مردم اند......
بخش ديگري از نيروهاي اپوزيسيون که شامل چپ ها و نيروهاي غير چپ هم ميشود و بر قدرت خود مردم متکي اند و هرعمل سياسي را از اين زاويه نگاه مي کنند در مقابل مداخله گري امپرياليستي موضع مي گيرند و مبارزه قاطع با حکومت اسلامي را پيش مي برند.ما خود را در اين صف مي بينيم و براي گسترده شدن آن تلاش مي کنيم چرا که"چگونگي سرنگوني"حکومت اسلامي از نظرما باندازه خود سرنگوني داراي اهميت است وجدا ازآن نيست.......

جمعبندي بخش سوم : ارزيابي هر دو سند ازموقعيت اپوزيسيون و تقسم بندي دروني آن يکي است. هر دو اپوزيسيون را به دو دسته اصلي تقسيم ميکنند. نيروهاي طرفدار حکومت موروثي، سلطنتي يا ديني، که نيم نگاهي نيز به قدرتهاي جهاني داشته و اميددارند تا با کمک و مداخله مستقيم قدرتهاي جهاني و در راس آن امريکا، حکومت فعلي سرنگون شده و آنها به تخت پادشاهي يا صندلي ولايت خود برسند. دسته دوم نيروهاي دمکرات و چپ هستند که بر حاکميت مردم باور داشته و خواهان استقرار آزادي، دمکراسي و حکومتي دمکراتيک متکي بر اراده مردم هستند. هر دو سند، سازمانهاي خود را در اين گروه اپوزيسيون جاي مي‌دهند.


4 - چشم اندازها و سياستهاي دور آینده

سازمان اتحاد فدائيان : هدف مقدم ما استقرار يک جمهوري دموکراتيک و لائيک به جاي جمهوري اسلامي است. براي تحقق اين امر ما همه نيروهاي دموکرات، چپ و آزادي‌خواه، همه فعالان جنبش هاي اجتماعي و مدني، شخصيتها، جريانات و احزاب ملي را به همکاري و اتحاد براي ايجاد يک نظام متکي بر اراده مردم ايران فرا ميخوانيم.
سازمان ما مي‌بايست با تکيه بر پرنسيب‌هاي که در سند کنگره ششم براي يک ائتلاف وسيع، بر آنها تاکيد شده است همچنان براي شکل‌گيري يک ائتلاف وسيع تلاش کند.

راه کارگر : ادامه تلاش و مبارزه براي هدف هايي که کنگره دهم تعيين کرده بود و با تأکيد بيشتر بر مواردي که درشرايط تازه برجستگي پيدا مي کند …… [ بند اول قطعنامه مصوب کنگره دهم راه‌کارگر با عنوان « استراتژي و مباني تاکتيک هاي ما در مبارزه با جمهوري اسلامي » : «سازمان ما براي آلترناتيو سوسياليستي در برابر جمهوري اسلامي مبارزه مي کند. جايگزيني جمهوري اسلامي با خود حکومتي اکثريت استثمار شونده و مزد و حقوق بگير، استراتژي ما در مبارزه با جمهوري اسلامي است.» ]
حضور و مداخله فعال در صفوف مقدم پيکاربراي آزادي و دمکراسي و کمک به گسترش جنبش عمومي عليه استبداد.

سازمان اتحاد فدائيان : ما خواستار تحولات بنيادين و استقرار دموکراسي و عدالت اجتماعي در ايران هستيم. از نقطه نظر ما نيروي تحول در ايران جنبشهاي سازمان يافته و خودآگاه اقشار و طبقات مختلف اجتماعي و مهمترين آنها جنبش رو به گسترش کارگران و زحمتکشان است. پيوند ميان مبارزات آزاديخواهانه و مبارزات عدالت طلبانه توده‌هاي مردم از نيازهاي اساسي گسترش و تقويت اين مرحله جنبشهاي جاري اجتماعي است

راه کارگر : نيروي عظيم کار چه بخش رسمي و چه غير رسمي و همه زحمتکشان براي آنکه صدا وعمل هماهنگي بيابند نياز به يک فضاي عمومي ارتباطي و به ويژه با همه جنبشهاي اجتماعي ضد نئو ليبرالي دارند. اين فضا،يعني جنبش جنبشها،با مرتبط شدن همين جنبشهاي موجود به وجود مي‌آيد.مي‌توان از طريق ديالوگ و بحث به نقشه‌هاي عمل مشترک و گوناگون عليه برنام‌ هاي نئو ليبرالي حکومت و مبارزه براي وسيع‌ترين حقوق سياسي و اجتماعي و آزادي و دمکراسي و عليه همه تبعيض‌ها و تبعيض جنسيتي و عليه جنگ و نظامي‌گري رسيد

سازمان اتحاد فدائيان : ما از گسترش مبارزات صنفي، مطالباتي و سياسي در ميان کارگران و زحمتکشان، دانشجويان و جوانان، زنان، روشنفکران، مليت ها و اقليت‌هاي مذهبي و ديگر گروه ها و اقشار اجتماعي دفاع مي کنيم و بر همبستگي آنها تاکيد مي کنيم. از هرگونه تلاش کارگران و فعالين سنديکايي براي احياء و تشکيل سنديکاها و اتحاديه‌هاي مستقل کارگري استقبال مي‌کنيم

راه کارگر : پيگيري جستجوي راهها و شيوه‌هاي سازمانيابي مناسب کارگران و زحمتکشان وازجمله بخش‌هاي غيررسمي نيروي کار.

سازمان اتحاد فدائيان : تبعيض و ستم ملي در ايران، مساله‌اي واقعي است که انکار آن به هر عنوان ، کمکي به حل آن نمي کند. تلاش براي حل دموکراتيک و مسالمت‌آميز مساله ملي بر مبناي حق تعيين سرنوشت و اراده آزاد مردم هر منطقه در چارچوب ايراني آزاد و دموکراتيک و به رسميت شناختن حقوق سياسي و فرهنگي مردم ترک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن بسيار اهميت دارد.

راه کارگر : ما ضمن دفاع ازهمبستگي وبا هم بودن همه مليتها و مردم ساکن اين سرزمين، درچهارچوب فدراليسم، برآنيم که مسئله ملي و دفاع از برابري کامل همه مليتها در همه حوزه‌ها و دفاع ازحق تعيين سرنوشت همه آنها دراين مقطع زماني ازحساسيت ويژه‌اي برخوردار است…….. تدقيق موضع درمورد فدراليسم و روشن ترکردن سياستهاي مربوط به آن.

سازمان اتحاد فدائيان : مخالف هر گونه مداخله نظامي يا تحريم اقتصادي کشورمان، هستيم. ما معتقديم دمکراسي در ايران نه از طريق ورود تفنگداران قدرت‌هاي خارجي، تنها با اراده و عزم ملت ايران مستقر خواهد شد. ما خواستار پشتيباني نهادها و جنبش‌هاي مترقي بين المللي از مبارزات مردم ايران در راه دمکراسي بوده و هيچ قدرتي را جايگزين اراده ملت ايران نمي‌دانيم.

راه کارگر : ياري به بلند شدن صداي سوم در مقابل حکومت اسلامي و مداخله گري امپرياليستي وهم گام شدن با همه نيروهايي که عليه اين دو ارتجاع مبارزه مي کنند.

سازمان اتحاد فدائيان : ما بر لزوم همکاري و اتحاد نيروهائي که براي سوسياليزم مي‌رزمند، تلاش براي گسترش همکاري و هماهنگي نيروهاي چپ، بويژه چهار سازمان فوق [سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران- کومه له، شوراي موقت سوسياليستهاي چپ ايران، سازمان فدائيان خلق ايران- اکثريت و ما ] که نزديکي بيشتري دارند،، تاکيد داريم. در اين رابطه لازم مي‌دانيم که همکاري‌ها را در هر سطحي که ممکن باشد، از گفتگو و ديالوگ گرفته تا فعاليت‌هاي مشترک در زمينه مسائل کارگري، زنان، جنبش‌هاي اجتماعي، مسائل نظري، تبليغاتي و ا

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration