The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

در آستانه تحريم

مسعود فتحي

قطعنامه تحريم ايران در حال آماده شدن است. توافق اصولي بين اعضاي دائم شوراي امنيت در مورد تحريم به عمل آمده است. بحث ها ديگر نه بر سر نفس اين کار، بلکه اساسا بر سر چگونگي آن مي باشد. ديپلمات هاي پنج عضو دائمي شوراي امنيت، آمريکا، روسيه، بريتانيا، فرانسه و چين به همراه آلمان دست اندرکار نهائي کردن توافق هاي خود هستند. تمرکز قطعنامه پيشنهادي در وهله نخست بر روي محروميت ايران از دستيابي به تجهيزات قابل استفاده در تسليحات موشکي و فن آوري هسته اي است. اما تاثيرات حتي بحث بر سر تحريم ها، و روندي که پرونده اتمي جمهوري اسلامي به خود گرفته است، بسيار فراتر از اين، دامنگير مناسبات اقتصادي ايران با خارج، در کل آن است.
خواست شوراي امنيت هم چنان تعليق غني سازي اورانيوم است. تاکيد سران دولت جمهوري اسلامي بر ادامه آن است. مذاکرات با اروپا بر سر همين مساله به بن بست رسيده است. تلاش مجدد براي از سرگرفتن مذاکرات بدون نتيجه مانده است. ملاقات هاي سولانا با علي لاريجاني براي بحث در مورد بسته پيشنهادي اروپا، هفته هاست که قطع شده است. اظهار اميدواري هاي اوليه نسبت به توافقات، بي ثمر بوده است. اتحاديه اروپا بعد از مذاکرات بي نتيجه سولانا با لاريجاني، در تنظيم قطعنامه تحريم پيشقدم شده است. سران جمهوري اسلامي از خامنه اي تا احمدي نژاد بار ديگر، تعلييق غني سازي اورانيوم را غير ممکن اعلام کرده اند.
ظاهرا همه راه ها به صدور قطعنامه تحريم ختم مي شود. اروپا در عين حال اعلام کرده است که در مذاکره باز است. اما کليد آن تعليق غني سازي و چنان که از شواهد بر مي آيد حداقل پذيرفتن امکان آن از سوي ايران است. حتي ايالات متحده آمريکا نيز اعلام کرده است که در صورت تعليق غني سازي اورانيوم در مذاکرات چند جانبه با ايران مستقيما شرکت خواهد نمود.

***
بحران اتمي ايران قبل از آن که بحران بر سر خود اين پروژه باشد، حاصل بحران در مناسبات دول غربي و در راس آن ها ايالات متحده با جمهوري اسلامي و در يک کلام نتيجه مناسبات اين حکومت با دنياي خارج است. اگر نفس دسترسي به تکنولوژي اتمي امروز در هيچ کجاي دنيا، جز در مورد ايران و کره شمالي موجب «نگراني» نيست، علت اين امر قبل از همه در سياست ها و ساختار حکومتي اين دو کشور نهفته است. اين که در کنار گوش ما پاکستان از بمب اتمي هم برخوردار است و دانشمندان اتمي اين کشور حتي سال هاست که در شبکه بازار سياه تکنولوژي اتمي فعال اند و از جمله مشتريان آن ها، همين جمهوري اسلامي و ليبي بوده اند که دومي سرنخ کاملي از اين شبکه را در اختيار دول غربي قرار داده است، و اين همه نگراني کسي را بر نيانگيخته، يک واقعيت است. اخيرا دولت هند، کشور ديگر آسيائي، با وجود داشتن بمب اتمي هم، با دولت آمريکا قرار داد ساختن نيروگاه هاي اتمي جديد و با تکنولوژي پيشرفته تر منعقد کرده است. بنا بر اين، «خطري» که در مورد پروژه اتمي ايران مطرح است، بيش از آن که از خود اين پروژه ناشي شود، از ناحيه سياست هاي حکومتي است که اين پروژه را هدايت مي کند. از همين رو، راه حل معضل بحران اتمي ايران نيز، الزاما در خود اين پروژه، پروسه غني سازي اورانيوم يا تعليق و حتي توقف آن نيست. خواست تعليق غني سازي اورانيوم از طرف اروپا و آمريکا و پافشاري بر ادامه آن از سوي رهبران جمهوري اسلامي انعکاس بن بست سياسي بين دو طرف است. هر دو سوي اين معادله همواره در حرف بر ترجيح روش ديپلماتيک بر هر گونه روش ديگري تاکيد کرده اند، اما در عمل بر مواضع غير قابل تغيير خود تاکيد نموده اند و طرف ديگر را به پذيرش آن دعوت کرده اند.
کم نيستند کساني در هيات حاکمه ايران از جمله شخص رهبري و رئيس جمهور «محبوب» ايشان، که غني سازي را به يک اصل تخطي ناپذير تبديل مي کنند و تعليق آن را مساوي با از دست رفتن «حق مسلم» استفاده از انرژي اتمي تبليغ مي کنند، کاري را که در مورد نيروگاه بوشهر شده است، در مورد فلان نيروگاه در يک نقطه ديگر ايران، تسليم به حساب مي آورند. از طرف ديگر، دولت آمريکا نيز، پنهان نمي کند که اصولا خواستار توقف کامل برنامه اتمي ايران است. بحث بر سر تعليق موقت نيست، بلکه تعلييق دائم است. در اين ميان اروپائي ها، با از دست دادن فرصت توافق با ايران، در زماني که غني سازي به مدت دو سال تعليق شده بود، هم چنان بر بازگشت به نقطه صفر يعني همان توافقات قبلي و تعليق موقت غني سازي تاکيد مي کنند.
در عرف ديپلماتيک، راه حل هاي دو جانبه نه از طريق تهديد متقابل بلکه توافقات متقابل به دست مي آيد. در ديپلماسي، نتايج پيشاپيش تعيين نمي شوند. براي مذاکره هر کس مي تواند اهدافي را تعيين کند، اما الزاما آماج اعلام شده هيچ کدام از طرفين، نتيجه مطلوب همه نيست. اگر در کشمکش بر سر پرونده اتمي ايران، مساله غني سازي موضوع مورد مناقشه است، که هست، اين که بايد تعليق شود يا نه، بايد حاصل توافق همه جانبه اي در اين مورد باشد تا نتيجه پافشاري بر آن يا تهديد و ديکته کردن انجام آن به ديگري. مسلما ترک ميز مذاکره از طرف جمهوري اسلامي ايران و زير پا گذاشتن توافقات تهران و پاريس، نقش مهمي در تشديد بحران اتمي ايران داشته است، اما، اين که تاکنون راهي براي حل اين بحران به طريقي که براي همه طرفين مورد قبول باشد، پيدا نشده است، دليل ديگري بر اين واقعيت است که مشکل اصلي اين بحران، خود مساله تکنولوژي هسته اي نيست، «بي اعتمادي» رسما اعلام شده اروپا از اهدافي که حکومت ايران در ادامه پروژه هسته اي خود مي تواند دنبال کند. اعلام بي اعتمادي به خود حکومت و اذعان رسمي به غير قابل اعتماد بودن خود آن است. بنا بر اين آن چه که هنوز زير سوال است، الزاما تکنولوژي اتمي نيست، افتادن اين تکنولوژي به دست دولتي است که اعتمادي به آن نيست. اگر دقيق تر بگوئيم بحران اتمي در واقع، ادامه کشمکشي است که طي نزديک به سه دهه اخير، بين آمريکا و متحدين غربي آن با جمهوري اسلامي در جريان است و حل آن نيز مآلا در گرو گشايشي در جهت پايان دادن به اين مناقشه است.
سياست خارجي جمهوري اسلامي هنوز هم مبتني بر ادامه تنش با دنياي خارج است. پافشاري بر خصومت و دشمني با آمريکا، حملات لفظي به اسرائيل، حمايت از جريانات بنيادگراي اسلامي در منطقه، بخصوص در لبنان، فلسطين و عراق، نقش تعيين کننده اي در «خطر» تلقي کردن پروژه اتمي ايران دارد. در سطح بين المللي نيز، هيچ کشوري در جهان قادر نيست از حق برخورداري از تکنولوژي اتمي پيشرفته براي دولتي دفاع کند که در نماز جمعه هاي آن، هم چنان شعار مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل يک ترجيح بند دائمي است و رهبر و رئيس جمهور آن هيچ موقعيتي را از دست نمي دهند که از پشت بلندگو ها اسرائيل را تهديد نمايند و وعده نابودي آن را بدهند.

***

تاکنون فرصت هاي زيادي براي حل بحران بر سر پروژه هسته اي از دست رفته است. توافق با اروپا بر سر تعليق غني سازي و ادامه مذاکرات براي تامين حقوق ايران در اين زمينه و همکاري براي از ميان بردن بي اعتمادي ها نسبت به برنامه اتمي ايران که خود ناشي از پنهانکاري ها و نيز عملکرد حکومت ايران بود، مي توانست در صورت ادامه به نتايجي غير از آن چه که هست، منجر شود. چه بسا به پيشرفت هايي هم نائل مي گشت. ترک يک جانبه ميز مذاکره و زير پا گذاشتن توافقات اوليه از سوي سران جمهوري اسلامي و اصرار بر ادامه غني سازي اورانيوم و در کنار آن بياناتي از قبيل محو اسرائيل از روي نقشه خاورميانه و انکار هولوکاوست پرونده اتمي ايران را به يک مساله بين المللي تبديل کرده است. در اين فاصله هم چنين، فرصت هاي مهمي براي تلاش در جهت توافق و فروکش بحران وجود داشته است. هنوز هم پاکت پيشنهادي اروپا که حاوي تضمين هاي تکنيکي و همکاري هاي اقتصادي و عادي سازي مناسبات است، هم چنان موضوع بحث با ايران است. آخرين ملاقات ها راه به جائي نبرده اند، اما امکان ادامه اين مذاکرات در صورت داشتن پيشنهاداتي که خواست طرفين را تامين نمايد، از بين نرفته است.
ترديدي نيست که محافلي از حکومت از تشديد تنش با نهاد هاي بين المللي استقبال مي کنند. دامن زدن بر بحران در مناسبات خارجي همواره يکي از روش هاي کار در درون جمهوري اسلامي در مقاطع مختلف حيات آن بوده است. گروگان گيري در سفارت آمريکا، پافشاري بر ادامه جنگ با عراق، و صدور فتواي قتل سلمان رشدي از جمله ماجراجوئي هاي مهم در اين حکومت بوده است که از همه آن ها استفاده هاي سياسي در داخل برده شده است. اما تاکنون هيچ کدام از اين ماجراجوئي ها تا اين حد به مرحله «خطر» براي صلح و امنيت بين المللي ارتقا داده نشده اند و به موضوع سازماندهي تحريم هاي اقتصادي و تهديد هاي نظامي عليه مردم و کشور تبديل نگشته اند. ادامه وضعيت موجود مي تواند سرنوشت کشور ما را دست خوش خطرات غير قابل پيش بيني و سهمگيني بکند.
قطعنامه قبلي شوراي امنيت که بر اساس آن از دولت جمهوري اسلامي ايران خواسته شده بود که تا آخر ماه اوت غني سازي اورانيوم را تعليق نموده، همکاري هاي لازم را با آژانس بين المللي انرژي اتمي براي ارائه يک گزارش کامل از فعاليت هاي اتمي ايران، به انجام رساند، يک قطعنامه الزام آور نبود، اما هر قطعنامه اي که در روز ها و هفته هاي آتي تصويب شود، الزام آور خواهد بود. در واقع امر نيز قطعنامه قبلي را بايد توافقي محسوب داشت که بين شش کشور براي دادن فرصتي ديگر به دولت ايران در نظر گرفته شده بود. قدم بعدي که هم اکنون حول آن بحث مي شود، جدا از اين که متوجه چه اقداماتي باشد و چه نوع محدوديت هائي را در درجه اول مدنظر داشته باشد، قطعنامه اي بر اساس پاراگراف ۴۱ منشور سازمان ملل خواهد بود که به شوراي امنيت سازمان ملل، در صورت تشخيص خطري عليه صلح و امنيت بين المللي، اختيار مي دهد، عليه دولت يا دولت هائي که اين خطر از ناحيه آن ها محتمل است، تدابيري را اتخاذ نمايد. سرپيچي از انجام خواست هاي شوراي امنيت از سوي دولت مورد نظر با تصميماتي ديگر و تدابيري سختگيرانه تر مواجه خواهد شد.
پيش نويس قطعنامه جديدي که در مورد ايران در حال حاضر مورد بحث است، خواستار تحريم هائي در زمينه تکنولوژي مربوط به موشک هاي بالستيکي و فن آوري اتمي، محدوديت سفر ديپلمات ها و .. غيره است. هر چند پيش نويس اوليه مورد توافق روسيه نبود، اما روسيه نيز با اصل صدور چنين قطعنامه اي مخالف نيست. شايد آنچه در نهايت مورد پذيرش شوراي امنيت قرار بگيرد، همه خواست هاي طرفين از جمله تحريم هاي حاد مورد نظر آمريکا را در بر نداشته و حتي معتدل تر از متن فعلي باشد، اما يک واقعيت روشن است: در صورت ادامه وضع موجود در بحران اتمي، تصويب قطعنامه تحريم قطعي است. با تصويب اين قطعنامه چرخش مهمي در مسير پرونده هسته اي ايران رخ خواهد داد. هر کدام از دول عضو دائم شوراي امنيت، با استفاده از موقعيت، منافع خود را نيز در حل اين بحران دخالت داده و عملا سرنوشت اين پرونده، به منافع پنج قدرت داراي حق وتو در سازمان ملل گره خواهد خورد. آن چه که به کشور ما مربوط مي شود، به جاي مذاکره، ديگر بيشتر ديکته خواهد شد و هر روز خواست هاي جديدتري پيش روي مسئولين دولتي گذاشته خواهد شد و تا زماني که اکثر اين قدرت ها و در راس همه ايالات متحده به مطلوب خود نرسيده اند، اين پرونده هم از دستور کار شوراي امنيت خارج نخواهد شد و به يک پرونده سرنوشت ساز در رابطه با کشور ما تبديل خواهد گشت.
در ايران البته، بدون توجه به اين مسائل، فرماندهان اصلي بحران اتمي، از خامنه اي تا احمدي نژاد، خود را براي تحريم ها آماده مي کنند. روند حوادث نشان مي دهد که با وجود همه مخالفت ها حتي در درون حکومت، نه فقط هنوز دغدغه حل بحران اتمي از طريق مذاکره و تفاهم را ندارند، بلکه برعکس، با دامن زدن بر تنش با آمريکا و غرب به تشديد آن نيز مي پردازند. اما به هر طريق ممکن، بايد به اين بازي با سرنوشت کشور پايان داده شود.
راه توقف روندي که شروع شده است، بازگشت پرونده اتمي ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي و حل مسائل ديگري که بر دوش اين پرونده سنگيني مي کنند، در جايگاه خود و در حوزه مسائل مورد اختلاف دولت جمهوري اسلامي با ديگر دولت ها، قبل از همه ايالات متحده آمريکا است. اکنون با توجه به تحرکات جديد در سياست خاورميانه اي آمريکا، امکانات واقعي براي چنين بازگشتي از مسير کنوني فراهم تر شده است. دولت آمريکا که تاکنون موتور اصلي کشاندن پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل بوده، طي هفته هاي اخير تغييراتي را در سياست خاورميانه اي خود در پيش گرفته است، که با توجه به وخامت روزافزون در عراق و تبديل شدن آن به باتلاقي ديگر براي ارتش آمريکا، ثقل اصلي آن ها را تاکيد بر همکاري با کشور هاي منطقه براي پايان دادن به خصومت و کشتار در منطقه و بخصوص در عراق، تشکيل مي دهد. در اين رابطه نيز، امکان همکاري با ايران مطرح شده است. قطعا اين رويکرد مي تواند تاثير مثبتي بر حل بحران در مناسبات ايران و آمريکا و بخصوص روند کنوني بحران هسته اي بگذارد.
اما کليد اصلي حل بحران هسته اي، در خود ايران است. دولت جمهوري اسلامي بايد از سياست ايدئولوژيک و مبتني بر خصومت با ديگر دولت ها دست بردارد. کشور ما بايد گره بحران اتمي را، از طريق ديپلماسي و ديالوگ با ديگر دولت ها باز کند. بدون هيچ ترديدي، براي حفظ منافع، استقلال و امنيت کشور، راهي جز مذاکره و توافق بر سر تعليق غني سازي نيست.
حل بحران اتمي در گرو پايان دادن به سياست خارجي فعلي جمهوري اسلامي و گردن نهادن بر عرف بين المللي در مناسبات خارجي، احترام به حق حاکميت ملت ها، عادي سازي مناسبات با ديگر دولت هاي عضو سازمان ملل، از جمله ايالات متحده آمريکا، پشتيباني از صلح و همزيستي دو دولت اسرائيل و فلسطين در کنار همديگر است.




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration