The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

آيا نشاني از« ديپلماسي» قبل از جنگ در تلاشهاي ديپلماتيک هفته هاي اخير در ارتباط با ايران ديده مي‌شود

اکرمی رضا

افزوده شدن بر شدت کلام مقامات کاخ سفيد و شخص رئيس جمهور آمريکا پس از تصويب قعطنامه شوراي امنيت سازمان ‏ملل عليه برنامه هاي هسته اي جمهوري اسلامي دور از ذهن نبود . چرا که بر خلاف سخنان تو خالي رهبران حکومت در ‏ايران ،صدها مانع از سر راه اجماع پانزده عضو اين شورا برداشته نشده بود که چنين قعطنامه اي در قفسه هاي سازمان ‏ملل خاک بخورد ،اما جهتي که «ديپلماسي آمريکا » طي يک ماه اخير به خود گرفته است تفاوت بارزي با گذشته دارد و با ‏توجه به تجارب پيش از اين، مي توان گفت زمينه هاي ورود در يک جنگ، تدارک ديده مي شود . ‏
به نظر مي رسد دولت آمريکا اسا س را بر اين گذاشته است که پاسخ مسئولين پرونده هسته اي ايران از هم اکنون روشن ‏است ،آنها هنوز در موقعيتي قرار ندارند که به تعليق غني سازي اورانيوم تن در دهند وبراي شوراي امنيت نيزراهي جز ‏اجرا ء و حتي تشديد مجازاتهاي بيشتر عليه ايران باقي نمانده است.‏
به عبارت ديگردولت بوش از هم اکنون خود را در فاز قطعيت يافتن اين بند قعطنامه 1737 شوراي امنيت قرار داد ه است که ‏مي گويد: «در صورتي كه ايران به مفاد قيد شده در قطعنامه‏‎ ‎عمل نكند، اقدامات بيشتري بر اساس بند ۴۱ فصل ۷ منشور ‏سازمان ملل عليه ايران اعمال‎ ‎مي‌شود و در صورتي كه چنين اقداماتي لازم باشد، بايد در‌ آينده در اين‌باره تصميم‎ ‎گرفت‎.‎‏»‏
ظاهرا جرج دبليو بوش منتظر چنين آينده اي نشده است و تصميم خود را گرفته است. اعزام دو وزير خارجه و دفاع خود به ‏يک دور سفر و ديدار با همتايان و مقامات بلند پايه کشور هاي دوست و متحد آمريکا در منطقه خاورميانه و همچنين ‏قدرتهاي مهمي چون آلمان و ژاپن در همين راستا صورت گرفته است. ‏
چنانکه از لابلاي اخبار و گزارشات اين ديدارها مشاهده مي شود عليرغم انکار اينجا و آنجاي اهداف مسالمت آميزاين دور ‏سفرها ،يارگيري سياسي – نظامي در شرايط دخالت نظامي آمريکا در ايران جايگاه اصلي را داشته است و متأ سفانه بايد ‏گفت هر دو وزير در اين زمينه با دست پر به کشور خود بازگشته اند .‏
مهر تأ ئيد زدن شش کشور عضو شوراي همکاري خليج فارس به اضافه مصر و اردن بر« استراتژي جديد »جرج بوش در ‏عراق ،که مطابق تحليل بسياري از صاحب نظران عمدتا متوجه شدت عمل در قبال ايران مي باشد .بررسي شرايط دفاعي ‏همين کشور ها و دادن تضمينهاي امنيتي لازم بدانها در وضعيت فرضي حمله موشکي ايران ،فرستادن ناوگان دريائي جديد ‏،که گفته مي شود به پدافند ضد موشکي مسلخ اند و کار حفاظت از صدور نفت در خليج فارس و درياي عمان را بعهده ‏خواهند گرفت ،ژست به جريان انداختن مذاکرات صلح بين اسرائيل و فلسطين واحيانا برداشتن گامهاي عملي به منظورجلب ‏نظر اعراب و کاستن از اهميت حضور ايران دراين جبهه وبلاخره اقدام عملي در جهت محدود کردن حضور نمايندگان و ‏مأموران جمهوري اسلامي در عراق همگي بازتاب اين رويکرد جديد آمريکا ست و ظاهرا در همه اين زمينه ها کشورهاي ‏نامبرده طرف مشورت بوده اند .‏
تلاشهاي موازي مسئولين دولت اسرائيل نيزاز همين سمت و سو برخوردار است .سفر اخير اهود المرت نخست وزيراين ‏کشور به چين و همچنين وزير امورخارجه او به ژاپن در اساس همين اهداف را تعقيب مي کرده است . البته در اين زمينه ‏بيشترين بهره را ازسخنان «دشمن» خود گرفته اند که در سمت رياست جمهور اسلامي ايران خوراک تبليغاتي آنها را فراهم ‏مي کند. ‏
البته اين اقدامات به منظور سنگين کردن کفه ترازو در مذاکرات احتمالي بين آمريکا و سران جمهوري اسلامي نيز مي تواند ‏صورت گرفته باشد اما تشابه آنها با اقداماتي که در آستانه دو جنگ – بويژه جنگ نخست– عليه حکومت صدام انجام گرفت ‏اين نگراني را افزايش مي دهد که تا جائيکه به دولت کنوني آمريکا مربوط مي شودقرار است همه راه ها به ايجاد يک ‏درگيري نظامي جديد در منطقه ختم شود که البته قرباني اصلي آن مردم ايران مي باشند و احتمالا همچون همان جنگ ‏نامبرده پاي بسياري از کشورها ،بويژه پاي متحدين غربي آمريکا نيز به ميان کشيده مي شود .‏
اگر در جريان حمله اخير آمريکا در عراق بسياري از کشور ها ،بويژه اکثريت اعضاي شوراي امنيت در مقابل دولت آمريکا ‏و متحدين محدودش قرار گرفتند ، چنانکه مي دانيم به هنگام اشغال کويت توسط صدام حسين جامعه جهاني يک صدا بود ‏که بايد هر چه زودتر به چنين اشغالي پايان داده شود .‏
عليرغم چنين اتفاق نظري اما از ابتدا ء راه حلها يکسان نبود. در حاليکه منافع کشورهائي چون فرانسه واتحاد جماهير ‏شوروي ( که هنوز عليرغم ضعيف شدن وجود خارجي داشت) از مسير جنگ و حتي تضعيف حکومت صدام نمي گذشت ‏‏.ودر همين راستا از تمام امکانات ديپلماتيک خود بهره گرفتند تا شايد ديکتاتور پيشين عراق را به خروج نيروها يش از کويت ‏تشويق نمايند ،اما ارزيابي به شدت غير واقعي حاکمين بغداد از توان خود و احيانا بازي بر سر اختلاف در صفوف نيروهاي ‏بين المللي کار را بدانجا کشاند که بزرگترين ائتلاف پس از جنگ جهاني دوم عليه اين کشور شکل گرفت و ظرف چند روز ‏اين «پنجمين قدرت نظامي جهان » دود هوا شد.‏
امروز نيز تا جائيکه به ضرورت برخورد با طرحهاي هسته اي رژيم حاکم بر کشور ما مربوط مي شود همان اتفاق نظر ‏شکل گرفته است .سر سختي مسئولين جديد اين پرونده در ايران ،سخنان تحريک آميز رهبر رژيم و اراجيفي که «پرزيدنت ‏‏»احمدي نژاد تحويل رسانه هاي غربي به هر مناسبتي مي دهد کمترين جائي براي کشورهاي درگير در اين پرونده باقي ‏نگذاشته است که يک صدا خواهان توقف غني سازي اورانيوم و باز گذاشتن دست بازرسان آژانس انرژي اتمي جهت باز ‏رسي از تأ سيسات هسته اي ايران گرددند .که نمود بارز آن در اتفاق نظر شوراي امنيت با تصويب قطعنامه اخيرديده مي ‏شود. اما امروز نيز نه منافع همه کشورهاي فوق در جنگ تأمين مي شود و نه بروز مجدد آن در منطقه پر آشوب خاورميانه ‏را در جهت منافع بلند مدت خود از جمله در مقابل آمريکا ارزيابي مي کنند .‏
تلاش اخير ژاک شيراک رئيس جمهور فرانسه جهت اعزام نماينده اي ويژه به تهران ،هشدار رهبران چين به علي لاريجاني ‏دبير شوراي امنيت جمهوري اسلامي و مسئول پرونده هسته اي مبني بر جدي گرفتن قطعنامه اخير شوراي امنيت را شايد ‏بتوان در چنين چارچوبي مورد ارزيابي قرار داد . آيا رهبران رژيم اسلامي اين هشدار ها و آن نقشه هاي جنگ طلبانه را در ‏مي يابند ؟ يا منافع و تداوم حاکميت خود را در کشاندن کشور در جنگي خانمان سوز مي بينند ؟ سئواليست که لا اقل در ‏لحظه کنوني پاسخ آن روشن نيست .‏
واقعيت اين است که عملکرد نزديک به سه دهه حکومت ملايان ، جائي براي خوش بيني باقي نمي گذارد .اما ما مردم ايران ‏بويژه نيروهاي اپوزيسيون جا دارد اولا مصالح و منافع کشورخود را فراتر از موضع در قبال حکامي بشناسيم که دير يا ‏زود همچون اسلاف ضد مردمي اشان رفتني هستند . ثانيا عمق خطري که پيش روست را با گوشت و پست خود لمس ‏نمائيم نه تنها سکوت و بد تر از آن همراهي با ماجراجوئيهاي رژيم را بر نتابيم بلکه به هر شکل ممکن ضرورت جلب اعتماد ‏نهادهاي ذيربط بين المللي از جمله سازمان انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان بين الملل را به رهبران رژيم تحميل نمائيم . ‏اول بهمن ماه 1385 – 21 /01/2007 ‏akrami_r@yahoo.com‏ ‏‎ ‎


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration