The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

بهاي جهاني نفت و درآمدهاي نفتي ايران‏

محمود بهنام

شهريور 1383‏
‎ ‎
افزايش شديد بهاي نفت طي هفته هاي گذشته ، ‏و نزديک شدن آن به مرز نمادين 50 دلار ‏براي هربشکه ، دربازار ‏نيويورک ، در ‏روزهاي اخير ، باري ديگر به بحث هاي ‏مربوط به وقوع يک « شوک نفتي » ديگر ‏دراقتصاد جهاني ، ‏در رسانه هاي بين المللي ‏دامن زده است. پس از بحران شديد سال هاي ‏‏74-1973 که به « شوک نفتي » موسوم ، و ‏‏عامل عمده بحران اقتصادجهاني قلمدادگرديد، ‏يک بار در دوره انقلاب بهمن ايران ( سال هاي ‏‏80-1979) و بارديگر ‏بعد از حمله رژيم صدام ‏به کويت ، درپاييز 1990، قيمت جهاني نفت از ‏مرز 40 دلار براي هر بشکه فراتررفته بود. ‏اما ‏بهاي هر بشکه نفت معيار « برنت » ( درياي ‏شمال ) که درپي نوسانات بسيار طي دهه ‏‏1990 ميلادي ، به حدود ‏‏20 دلار درآغاز سال ‏‏2002 رسيده ، و درطول سال 2003 نيز ‏درحول 30 دلار نوسان کرده بود ، از ابتداي ‏سال ‏جاري ميلادي ، و خصوصا در دوماهه ‏اخير ، سريعا رو به افزايش گذاشته و با عبور ‏از سطح 44 دلار ، رکورد تازه ‏اي را برجاي ‏گذاشت.‏
بررسي دقيق تر عوامل صعود بهاي نفت در ‏حال حاضر ، درواقع ، تصويري از شرايط ‏حاکم براوضاع اقتصادي و ‏سياسي جهان ‏امروز را ترسيم مي کند. اين بررسي نشان مي ‏دهد که روند صعودي کنوني نه ناشي ‏ازتصميم و تباني ‏توليدکنندگان ، و بويژه « ‏اوپک » ، است و نه صرفا ازنياز فزاينده و يا ‏اقزايش تقاضاي مصرف کنندگان به « طلاي ‏‏سياه » برمي خيزد. به علاوه ، اين بررسي ، از ‏لحاظ تاثيرگذاري نوسانات قيمت جهاني ‏بردرآمدهاي نفتي ايران ، که ‏کماکان بندناف ‏اقتصاديش به صدور نفت خام بسته است ، نيز ‏لازم و حائز اهميت است.‏
افزايش سريع قيمت نفت دربازارهاي جهاني ، ‏دروضعيت فعلي ، از دو رشته علل و عوامل ‏فصلي يا مقطعي و ‏ساختاري سرچشمه مي ‏گيرد. از جمله عوامل مقطعي ، ابهامات و ‏اختلافات سياسي و اجتماعي در برخي از ‏کشورهاي ‏صادرکننده نفت و ، نتيجتا ، نگراني ‏بازارهاي جهاني از تداوم صدور نفت آنهاست. ‏بديهي ترين اينها ، وضعيت کنوني ‏کشور عراق ‏است که همواره يکي از صادرکنندگان مهم ‏نفت بوده است. پس از لشکرکشي آمريکاو ‏توقف چند ماهه ‏توليد آن ، باري ديگر ‏استخراج و صدورنفت ( درسطح 8/1 ميليون ‏بشکه در روز توليد ، و 4/1 ميليون بشکه در ‏روز ‏صادرات ) از سرگرفته شده است. لکن ‏توليد نفت اين کشور شديدا وابسته به شرايط ‏جنگي و اغتشاش سياسي حاکم ‏برآنست ، ‏بطوري که عمليات نظامي و انفجاري مي تواند ‏توليدات نفتي عراق را به شدت کاهش داده و ‏يا عملا متوقف ‏کند. درونزوئلا ، يکي ديگر از ‏توليدکنندگان مهم ( با حجم توليد حدود 5/2 ‏ميليون بشکه در روز ) و يکي از تامين ‏‏کنندگان بزرگ بازار آمريکا ، ابهامات سياسي ‏در هفته هاي منتهي به 15 اوت گذشته ، يعني ‏موعد برگزاري رفراندوم ‏در مورد برکناري و ‏يا ابقاي رئيس جمهوري اين کشور ، نيز ‏موجبي براي برانگيختن حساسيت هاي بازار ‏جهاني نفت ‏بوده است. اگرچه اين رفراندوم به ‏پيروزي و ابقاي « هوگو چاورز » منتهي شد ‏ولي سايه دخالت هاي خارجي از جانب ‏دولت ‏آمريکا و تداوم اختلافات سياسي و طبقاتي ‏داخلي ، همچنان برسر اين کشور سنگيني مي ‏کند. ادامه اعتراضات ‏اجتماعي و بي ثباتي ‏سياسي در نيجريه ، يکي ديگر از ‏صادرکنندگان نفت هم ، دربي ثباتي بازار ‏جهاني در ماه هاي ‏اخير موثر بوده است.‏
اما عامل مقطعي ديگر در تشديد حساسيت و ‏التهاب بازار بين المللي در اين دوره ، دعواي ‏سياسي ـ حقوقي ميان دولت « ‏پوتين » و ‏بزرگترين کمپاني نفتي خصوصي روسيه « ‏يوکس » بوده است. اين شرکت که به تنهايي ‏روزانه 7/1 ميليون ‏بشکه نفت توليد و بخش ‏اعظم آن را صادر مي کند ، يکي از « غنائم » ‏دوران چپاولگري هاي « يلتسين » و وابستگان ‏‏اوست که درجريان خصوصي سازي منابع و ‏موسسات نفتي عظيم روسيه ، به ثمن بخس ‏‏350 ميليون دلار به « ميخاييل ‏خودورکوسکي ‏‏» و شرکايش واگذار گرديد. دولت پوتين در ‏تلاش براي بازپس گيري و يا توزيع مجدد ‏غنائم مذکور ، ‏صاحب اين شرکت را به زندان ‏انداخته و 7 ميليارد دلار ، به عنوان ماليات ‏معوقه و جريمه ، از آن مطالبه کرده است. ‏‏درهر حال ، جدا از انگيزه ها و نتايج اين دعوا ‏، کشمکش هاي جاري پيرامون آن ، باعث ‏تلاطم بيشتر دربازار جهاني ‏نفت شده است.‏
اين ابهامات و تلاطمات غالبا سياسي و ‏اجتماعي ، به نوبه خود ، زمينه را براي بورس ‏بازي بيشتر دربازارهاي نفت ‏فراهم ساخته ‏است. هرچند که دلالي و بورس بازي ، به ‏عنوان جز لاينفکي از نظام سرمايه داري ، ‏دراين بازار نيز مثل ‏غالب بازارهاي ديگر ، ‏همواره رواج داشته است ، ولي شرايط حاکم ‏بر معاملات نفت دراين دوره ، موجب جلب ‏حجم ‏عظيم تري از « سرمايه هاي سرگردان » ‏بدين بازار شده و در نتيجه ، به داغ شدن ‏هرچه بيشتر بازار و صعود سريعتر ‏قيمت ها ‏کمک کرده است. دراين ميان ، شرکتهاي بزرگ ‏نفتي هم که هم از « آخور » ( استخراج و. ‏توليد نفت ) و هم ‏از « توبره » ( پالايش و ‏توزيع فرآورده ها ) تغذيه مي کنند ، به ‏سودهاي کلان تري دست يافته اند. به عنوان ‏مثال ، ‏سود خالص کمپاني نفتي « توتال » در ‏سه ماهه دوم سال جاري 30 درصد ، و طي ‏ششماهه اول سال 8 درصد ، بالا ‏رفته است.‏
هرگاه ، چنان که بعضي از کارشناسان ‏بازارهاي نفتي برآورد مي کنند ، بين 5 تا 8 ‏دلار از افزايش بهاي نفت دراين ‏دوره ناشي از ‏مجموعه عوامل مقطعي بوده است ، بخش ‏عمده ديگري از صعود قيمت نفت را نيز بايد ‏در عوامل ‏ساختاري جستجو کرد.‏
درميان مهمترين عوامل موثر دراين زمينه ، ‏نخست بايد از افزايش تقاضاي جهاني نفت نام ‏برد. پس از دوره اي رکود، ‏نياز اقتصاد جهاني ‏به نفت ، طي 5 سال گذشته ، افزون ترگشته ‏است. برپايه برآورد « آژانس بين المللي انرژي ‏‏» ‏تقاضاي نفت جهاني در سال جاري با 2/3 ‏درصد رشد به بيش از 81 ميليون بشکه در ‏روز بالغ خواهد شد. آمريکا ، که ‏کماکان با ‏مصرف حدود يک چهارم توليد نفت جهان ‏عمده ترين مصرف کننده محسوب مي شود ، ‏بازهم نيازمند واردات ‏نفت بيشتر است. چين ، ‏به عنوان دومين مصرف کننده جهان ، سالانه ‏به حدود 700 تا 800 هزار بشکه در روز نفت ‏‏اضافي احتياج دارد. طبق تخمين دولت چين ، ‏مصرف امسال نفت دراين کشور ده درصد ‏بالاتر از ميزان سال پيش ‏خواهد بود.‏
هرچند که عرضه جهاني نفت ، يعني اکتشاف ، ‏استخراج و ايجاد ظرفيت هاي تازه توليدي و يا ‏بازسازي و ترميم ‏ظرفيت هاي موجود ، به ‏دلايل گوناگون و از جمله به دليل سقوط و يا ‏ثبات نسبي بهاي نفت طي دوره هاي طولاني ، ‏‏متناسب با رشد تقاضا ، توسعه نيافته است ، ‏لکن توليد نفت درحال حاضر مي تواند ‏پاسخگوي تقاضاي جاري باشد و « ‏کمبود» ي ‏در عمل وجود ندارد. آنچه که درواقع موجب ‏نارسايي عرضه نسبت به تقاضا و نتيجتا روند ‏صعودي قيمت ها ‏شده است ، کمبود « ظرفيت ‏مازاد » نفت در سطح جهاني است. روشن ‏است که افزايش عرضه و يا ايجاد ظرفيت ‏‏اضافي توليد نفت نيز ، مانند ديگر مواد اوليه ‏خام ، و برخلاف محصولات صنعتي ، نيازمند ‏مدت زمان طولاني تري ‏است و از اين رو ، ‏کاهش ظرفيت توليدي مازاد هم مي تواند ، ‏درپي بروز عوامل مقطعي و يا حوادث ‏غيرمترقبه ، ‏فشار بيشتري را براي بالا بردن ‏قيمت هاي جهاني ايجاد نمايد.‏
اوپک که درحال حاضر حدود 35 درصد ‏عرضه جهاني نفت را تامين مي کند ، سالها به ‏عنوان « سوپاپ اطمينان » ‏بازار جهاني عمل ‏کرده و ، درغالب موارد ، با بهره برداري از ‏ظرفيت مازاد و افزايش سريع توليد خود به ‏تثبيت قيمت ‏در بازارهاي بين المللي کمک کرده ‏است. اکنون هم اين سازمان از يک تا يک ونيم ‏ميليون بشکه در روز ظرفيت ‏اضافي ‏برخوردار است که بخش عمده آن هم ‏دراختيار عربستان است ، لکن استفاده از اين ‏ظرفيت نيز تکافوي ‏تقاضاهاي جاري ( اعم از ‏تقاضاي واقعي و کاذب و يا بورس بازي ) را ‏نکرده و مانع از روند صعودي قيمتها نشده ‏‏است.‏
باتشديد سيرصعودي بهاي نفت در هفته هاي ‏گذشته ، اوپک نه تنها از کاهش و يا تثبيت ‏سطح توليد خود اجتناب کرد ‏بلکه تمامي ‏ظرفيت خود را براي پاسخگويي به بازار به ‏کار گرفت. به گفته رئيس اوپک ، ميزان توليد ‏اين سازمان در ‏اواخر مرداد ( اواسط اوت ) به ‏سطح کم سابقه 30 ميليون بشکه در روز ( ‏شامل 26 ميليون بشکه سهميه ده کشور ‏عضو ‏اوپک ، بعلاوه 2 ميليون بشکه توليد عراق و 2 ‏ميليون بشکه در روز هم ظرفيت مازاد موجود ‏‏) رسيد. عربستان ‏، درواقع ، شيرهاي نفت ‏خود را بازکرده و حداکثر ممکن توليدات خود ‏را روانه بازارهاي جهاني ساخت... با اينهمه ، ‏‏چنان که ديديم ، التهاب بازارهاي بين المللي ‏نفت فروکش نکرد و بهاي « طلاي سياه » هم ، ‏دراين فصل که معمولا ‏مصادف با رکود و ‏ثبات نسبي بازار است ، اوج بيسابقه اي يافت.‏
دراينجا بايد اشاره کرد که ساختار موجود ‏پالايش و فرآوري نفت نيز ، دربالارفتن بهاي ‏نفت در اين دوره ؛ مزيد برعلت ‏بوده است. با ‏توجه به تنوع فراوان فرآورده هاي نفتي ( ‏وبويژه تنوع ترکيبات بنزين ) درکشورهاي ‏عمده مصرف کننده ‏، پالايشگاه ها و تاسيسات ‏فرآوري و توزيع ، متناسب با روند تقاضا ‏گسترش پيدا نکرده است و به همين جهت نيز ، ‏‏اختلالات اندکي در جريان توليد ويا توزيع ‏بلافاصله در بهاي اين فرآورده ها دربازار ‏بازتاب يافته و به نوبه خود موجب ‏تشديد ‏روند صعودي قيمت ها و مالا قيمت نفت خام ‏مي شوند. علاوه براين ، سياستهاي متفاوت و ‏يا بعضا متناقض دولت ‏آمريکا و يا برخي از ‏موسسات نفتي آن کشور در مورد بازسازي ‏و ترميم ذخاير فرآورده ها و نفت خام و يا ، ‏برعکس ، ‏بهره گيري از ذخيره انبارهاي فوق ‏در وضعيت فعلي ، بربازار ملتهب جهاني هم ‏تاثيرگذاربوده است. به طوري که مثلا ‏انتشار ‏اخبار مربوط به کاهش احتمالي آن ذخاير نيز ‏واکنش سريع فروشندگان ، خريداران و دلالان ‏بازارهاي بين المللي ‏را به دنبال داشته است.‏
همچنين بايد افزود که مشکلات فعلي توليد و ‏صدور نفت عراق ، تنها به عنوان يک عامل ‏مقطعي دربازار جهاني عمل ‏نمي کند بلکه ، ‏فراتر از آن ، وضعيت نامعلوم اين کشور ‏درپيوند با جغرافياي سياسي درحال دگرگوني ‏منطقه ، باسطح ‏توليد و عرضه جهاني نفت ‏درسالهاي آتي نيز ارتباط مي يابد. عراق با ‏برخورداري از حدود 11 درصد ذخاير ‏شناخته ‏شده نفت درجهان ، دومين سرزمين ‏نفت خيز ، پس از عربستان ، محسوب مي ‏شود. چگونگي کنترل ، بهره برداري و ‏صدور ‏اين منابع عظيم ، همچنان يکي از مجهولات ‏سياسي و اقتصادي مهم معادلات نفت درسطح ‏بين المللي است. چنان ‏که پيداست ، يکي از ‏مقاصد اصلي لشکرکشي و اشغال عراق به ‏وسيله دولت آمريکا و متحدانش ، چنگ اندازي ‏براين ‏ذخاير و ، نهايتا ، اعمال کنترل ‏بيشتربرمنطقه و بازارجهاني نفت بوده است. ‏به رغم مشکلات و موانع بسياري که ‏امروزه ‏گريبانگير اشغالگران عراق شده است ، دولت ‏آمريکا از مقصود اصلي خود دست برنداشته ‏و آن را به شيوه ‏هاي گوناگون دنبال مي کند. ‏قابل توجه است که جدا از پيوندهاي پنهان و ‏آشکار و ديرين جرج بوش پدروپسر با ‏‏انحصارات نفتي ، يکي از برنامه هاي مقطعي ‏جرج بوش پسر اين بوده که پس از « فتح » ‏عراق و راه اندازي دوباره ‏تاسيسات نفتي آن ، ‏باسرازيرساختن نفت عراق ( و همچنين نفت ‏عربستان ، با همدستي رژيم حاکم براين ‏کشور ) به ‏بازارها ، بهاي آن را طي ماه هاي ‏مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري در آمريکا ‏، به سطح نسبتا نازلي برساند و ، از ‏اين طريق ‏، اندکي از غنائم « فتوحات » خود در عراق را ‏نيز نصيب مصرف کنندگان آمريکايي بنمايد. ‏اما ، همان طور ‏که مشاهده مي شود ، اين ‏نقشه اکنون وارونه شده و حتي بهاي فرآورده ‏هاي نفتي براي آمريکايي ها ( به واسطه پايين ‏‏بودن ميزان عوارض و ماليات اين گونه ‏فرآورده ها در اين کشور ) بطور نسبي بيش ‏از هرجاي ديگر بالا رفته است ! ‏در اين باره ‏کاربه جايي رسيده که رفسنجاني هم ، در ‏خطبه هاي نماز جمعه تهران ، جرج بوش را ‏مورد سرزنش و ‏انتقاد قرارداده که سياست ‏هاي خود وي باعث بالارفتن اين چنيني قيمت ‏نفت شده است !‏
در بررسي علل و عوامل افزايش بهاي نفت در ‏بازارهاي جهاني ، طبعا، از تبعات و عواقب آن ‏نيز سخن به ميان مي ‏آيد.ترديدي نيست که ‏بالارفتن سريع و شديد قيمت نفت ، تاثيرات ‏منفي بر رشد اقتصاد کشورهاي پيشرفته ‏سرمايه داري ‏برجاي مي گذارد و برجوامع ‏درحال توسعه واردکننده نفت نيز ، که غالبا با ‏مشکلات ترازپرداختها مواجهند ، فشارهاي ‏‏مضاعفي وارد مي آورد. اما، چنان که تجربه ‏بحران دهه 1970 ، که طي آن همه مشکلات و ‏تناقضات دروني نظام ‏سرمايه داري جهاني ‏نيز به حساب « شوک نفتي » نوشته و « ‏تقصير » همه نابساماني هاي اقتصادي موجود ‏به گردن « ‏اوپک » انداخته شد ، هم بروشني ‏نشان داده است ، غالب بررسي ها و تحليلهاي ‏رسانه هاي بين المللي درباره تاثيرات ‏منفي ‏افزايش بهاي نفت ، با اغراق و مبالغه بسيار و ‏فرافکني هاي مرسوم همراه بوده و ، به علاوه ‏، کمتر سخني از ‏اثرات مثبت آن درميان است. ‏بالارفتن بهاي فرآورده هاي نفتي مي تواند ‏باعث صرفه جويي بيشتر درمصرف آنها و ، ‏‏نتيجتا ، آلودگي کمتر محيط زيست شده و ، ‏همچنين ، تلاش هاي معطوف به بهره گيري از ‏منابع انرژي سالم و پايان ‏ناپذير به جاي نفت ، ‏و نيز حتي انگيزه هاي اکتشاف و استخراج ‏ذخاير جديد نفت را تشديد و تقويت نمايد.‏
اما بهاي جاري نفت ، حتي امروزه که به سطح ‏‏40 تا 50 دلار براي هر بشکه رسيده است ، ‏هنوز بيانگر اين واقعيت ‏است که گردش چرخ ‏هاي اقتصادجهاني کماکان متکي و وابسته به ‏نفت ارزان است ، و اين که ، افزايش اخير قيمت ‏‏جهاني نفت ، تنها بخشي از قدرت خريد ‏ازدست رفته کشورهاي صادرکننده نفت را ‏جبران مي کند. بادرنظرگرفتن نرخ ‏تورم ‏جهاني ( وبويژه نرخ تورم کالاهاي وارداتي ‏صادرکنندگان نفت ) و با احتساب کاهش ‏ارزش دلار ( که هنوز واحد ‏محاسبه و پرداخت ‏ارزش نفت صادراتي است ) دربرابر ارزهاي ‏عمده ديگر ، قدرت خريد واقعي کشورهاي ‏صادرکننده ‏نفت ، طي 20-25 سال گذشته ، ‏شديدا افت کرده است ( مي توان به عنوان ‏نمونه اشاره کرد که ارزش دلار در برابر ‏يورو ‏در دوسال اخير بيش از 20 درصد کاهش ‏يافته است). برپايه ارزيابي برخي از ‏کارشناسان اقتصادي ، بهاي واقعي ‏نفت ( ‏برحسب دلارثابت ) درحال حاضر ، نسبت به ‏اوايل دهه 1980 ميلادي ، نصف شده است. به ‏عبارت ديگر ، ‏هرگاه قيمت واقعي نفت ، بدون ‏هيچگونه افزايش ، درهمان سطح حدود 20 ‏سال پيش باقي مي ماند ، بهاي هربشکه نفت ‏‏درحال حاضر ، به دلار امروز ، بايستي بالغ ‏بر90 دلار مي بود.‏
در ادامه بررسي پيامدهاي افزايش اخير ‏درقيمتهاي جهاني نفت ، از لحاظ تاثير آن ‏بردرآمدهاي نفتي ايران ، مي توان به ‏طورکلي ‏اشاره کرد که اين تاثيرات ، به دلايل مختلف ، ‏درکوتاه مدت ، محدود خواهد بود. اگر بهاي ‏نفت ، درسطح ‏کنوني آن ، براي مدتي تثبيت و ‏حفظ شود ، مي توان پيش بيني کرد که ‏گشايش چشمگيري در درآمدهاي ارزي ‏حاصل ‏از صدور نفت پديد آيد. چگونگي ‏مصرف اين درآمدها توسط رژيم حاکم نيز ‏خود بحث ديگريست که دراينجا نمي گنجد.‏
پيش از هرچيز بايد يادآور شد که ظرفيت ‏توليدي بالفعل نفت کشور محدود است و ، از ‏اين رو ، امکان افزايش سريع ‏توليد به منظور ‏بهره گيري بيشتر از بازار پررونق جهاني نيز، ‏بسيار اندک است. هرچند که رژيم جمهوري ‏اسلامي ، ‏بنا به سياستهاي اعلام شده و تجربه ‏عملکرد خود آن ، هيچ مشکل و محظور ‏خاصي از نظر استخراج و صدور هر چه ‏‏بيشتر نفت خام ، براي کسب درآمدهاي ‏افزونتر ، ندارد اما سومديريتها ، کشمکش هاي ‏دروني جناحي و باندي ، کمبود ‏سرمايه ‏گذاريهاي ضروري براي بازسازي ذخاير ‏موجود و يا بهره برداري از منابع جديد و يا ‏نقل وانتقال نفت ، و.... ، ‏باعث محدود ماندن ‏ظرفيت توليدي شده است. بيشترين حجم توليد ‏نفت ايران در سالهاي اخير ، حدود 7/3 ميليون ‏بشکه ‏در روز ( درسال 1379 ) بوده است. ‏مسئولان رژيم بارها برنامه هاي خود را براي ‏بالابردن ظرفيت توليد روزانه به ‏حدود 5/4 ‏ميليون بشکه اعلام کرده اند ولي به دلايل فوق ‏دراين کار ، تاکنون ، ناکام مانده اند.‏
از اين حجم توليد ، نزديک به 5/1 ميليون ‏بشکه در روز به مصرف داخلي اختصاص مي ‏يابد و مابقي صادر مي شود. ‏بدين ترتيب ، ‏ظرفيت فعلي صادراتي کشور ، به طور ‏متوسط ، حدود 2/2 ميليون و حداکثر 5/2 ‏ميليون بشکه در روز ‏است. يعني اگر اوپک ، ‏فارغ از سهميه هاي تعيين شده اعضا ، همانند ‏امروز ، « چراغ سبز » صدور هرچه افزونتر به ‏‏بازارهاي جهاني را هم روشن کند ، ايران عملا ‏امکان صادرات بيش از اين مقدار را ندارد. ‏وانگهي ، مصرف داخلي ‏هم مرتبا افزايش مي ‏يابد و هرگاه ظرفيت توليدي به تناسب آن ‏توسعه نيابد ، حجم صادرات مي تواند روندي ‏نزولي پيدا ‏کند.‏
اما درباره بهاي نفت صادراتي ايران بايد ‏اشاره کرد که اولا ، اين قيمت ( برحسب نوع ‏سبک و سنگين و يا ترکيبات ‏نفت ) معمولا تا ‏حدود 5 دلار براي هر بشکه ، کمتر از قيمت ‏معيار « برنت » است. ثانيا بهاي نفت در ‏قراردادهاي ‏بلندمدت فروش نفت ، غالبا به ‏طرقي محاسبه و معمول مي شود که نوسانات ‏جاري قيمتها در بازارهاي جهاني را عينا ‏‏منعکس نمي کند. درقراردادهاي صادراتي و ‏بويژه قراردادهاي از نوع « بيع متقابل » که ‏رژيم حاکم با خريداران و ‏شرکتهاي خارجي ‏بسته است ، اين پيچيدگي و اختفا درمحاسبه ‏بهاي نفت مورد معامله بيشترشده و عملا هيچ ‏گونه ‏اطلاعات کامل و دقيقي راجع به اين ‏قراردادها دراختيار مردم گذاشته نمي شود. ‏در مورد معاملات فروش « تک ‏محموله اي » ‏نفت نيز ، که معمولا برپايه بهاي روز صورت ‏مي گيرد، اطلاعات روشني درزمينه حجم آنها ‏و يا بهايي ‏که عملا به خزانه دولت واريز مي ‏شود وجود ندارد و فقط همين اندازه آشکار ‏است که اين قبيل معاملات ، بيش از پيش ‏، ‏دراختيار « آقازاده ها » و يا نهادهايي مانند « ‏بنيادمستضعفان » قرارگرفته است. درکنار ‏همه اينها ، « حق کميسيون ‏‏» نيز که در ‏قراردادهاي کوتاه يا بلندمدت بين خريداران و ‏فروشندگان ردوبدل مي شود ، رايج است که ‏محاسبه درآمد ‏واقعي حاصله از صدور يک ‏بشکه نفت خام را دشوار مي سازد... در ‏هرحال ، براساس برآورد منابع خارجي ، ‏متوسط ‏بهاي هر بشکه نفت صادراتي ايران در ‏سال هاي 2003/2000 ميلادي ( 82-1379) ‏بين 21 و 25 دلار و حداکثر ‏‏2/25 دلار بوده ‏است. در برآوردهاي بودجه دولت براي سال ‏‏1383 نيز قيمت فروش هر بشکه نفت 22 دلار ‏درنظر ‏گرفته شده است. درآمدهاي نفتي ايران ‏‏( درآمدهاي حاصل از صدور نفت خام ، گاز و ‏فرآورده هاي نفتي ) در سالهاي ‏‏82-1379 به ‏ترتيب 24 ، 20 ، 22 و23 ميليارد دلار بوده ‏است. براي سال 1383 نيز ، در بودجه دولت ، ‏رقمي ‏معادل 18 ميليارد دلار گنجانده شده ‏است که مسلما بيشتر از اين ميزان خواهد بود.‏



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration