The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

اتحاد جمهوريخواهان ايران، يک اتحاد غير سياسي؟

مسعود فتحي


در نوشته اي با امضاي هفت نفر از دوستان(مهران براتي، رضا چرندابي، رضا سياوشي، حسن شريعتمداري، رامين ‏صفي زاده، اميرحسين گنج بخش، مهرداد مشايخي )، تحت عنوان «آينده اتحادجمهوري خواهان در گرو تشکيل ‏فراکسيون ها است» ارزيابي جديدي از اتحاد جمهوري خواهان ارائه شده است که مهم ترين آن، ارائه تعريف جديدي از ‏اجا، تحت عنوان يک «اتحاد غير سياسي» است. طرح اين مساله در مورد جرياني که با ادعاي سياسي و براي استقرار ‏نظام جمهوري در ايران تشکيل شده است و رسما در همان اولين همايش خود اعلام کرده است که «ما بر اساس بيانيه ‏‏"براي اتحاد جمهوري خواهان"، براي استقرار نظامي در ايران ميکوشيم که در آن يگانه منشاء مشروعيت حکومت ‏راي مردم است و هرکس صرف نظر از جنسيت، تبار ، عقيده و مذهب خود از حقوق و فرصت هاي برابر ‏برخوردارست. تنها چنين نظامي ميتواند همزيستي همه گرايشهاي سياسي و آشتي ملي را در کشور تضمين کند و با ‏مشارکت همه ايرانيان، شکوفايي اقتصادي، رفاه تامين نيازهاي اساسي شهروندان را امکان پذير سازد.». جاي سوال ‏دارد که اگر اتحاد جمهوريخواهان سازمان سياسي نيست، کدام نيروي ديگر، سياسي است و اگر فعاليت تاکنوني ما ‏‏«غير سياسي» بوده است، چگونه اکثر دوستان امضا کننده، در محيط «غيرسياسي»، مسئوليت هاي سياسي پذيرفته اند ‏و در ارگان هاي مرکزي آن فعال بوده اند؟‏‎ ‎

بيبينيم استدلال دوستان از چه قرار است‏‎.‎
‎‎
‎«‎اتحاد غير سياسي ميان افراد سياسي»؟‎‎
دوستان نوشته اند که‏‎ :‎
‎«‎در آغاز تشکيل اتحاد جمهوري خواهان، سازمان ما آگاهانه با رويکردي "فراسياسي" آغاز بکار کرد و به هيبت يک ‏اتحاديه درآمد، و در نتيجه تبديل شديم به يک "اتحاد غير سياسي ميان افراد سياسي". »(همه تاکيدات از من است‏‎)‎
من اولا بخاطر ندارم که ما «آگاهانه» کي و کجا تصميم گرفتيم که با رويکردي «فراسياسي» (؟) آغاز کنيم و در نتيجه ‏اتحاد ما به اتحادي غير سياسي از افراد سياسي تبديل شود. اصلا اين اصطلاح «فراسياسي» براي من هم ناآشنا و هم ‏غريب است. ثانيا دوستان ما کدام سازمان غير سياسي را سراغ دارند که به دنبال تدوين استراتژي سياسي باشد. براي ‏شرکت در انتخابات رياست جمهوري پيشنهاد کانديداي مستقل بدهد و يا سخنگو تعيين کند و بيشترين وقت خود را ‏صرف بحث بر سر تدوين سياست و اتخاذ موضع در قبال مسائل سياسي روز، از بحران اتمي تا جنگ لبنان و ... بکند‎.‎
من به خاطر دارم که بين ما اين بحث که اتحاد جمهوريخواهان حزب است يا جبهه، جنبش هست يا سازمان سياسي، از ‏همان آغاز وجود داشت. اما نه کسي اتحاد جمهوريخواهان را يک سازمان غير سياسي مي دانست و نه در رديف اتحاديه ‏هاي صنفي. هدف ما ايجاد يک اتحاد سياسي از افراد سياسي با گرايشات سياسي متفاوت، حول يک سري اصولي بود ‏که در بيانيه ۱۰ ماده اي براي اتحاد جمهوريخواهان ايران آمده است و در ادامه نيز تلاش کرده ايم که متناسب با ‏تغييرات در شرائط، خط مشي سياسي صيقل يافته تري هم براي عملي کردن اين اصول تدوين کنيم. الان يک باره با اين ‏ارزيابي مواجهيم که اصلا ما نهاد سياسي نبوديم و نيستيم‎. ‎
آيا دوستان واقعا معتقدند که اتحاد جمهوريخواهان «يک اتحاديه از نوع اتحاديه هاي صنفي، مانند اتحاديه هاي کارگري، ‏دانشجوئي و غيره است». اين که «يک سازمان سياسي به معني دقيق کلمه نيست» به مفهوم آن است که يک سازمان ‏غير سياسي از سياسيون است؟ از همان آغاز هم روشن بود که ما قصد تشکيل «يک سازمان سياسي به معني دقيق ‏کلمه» را نداريم و نداشتيم. اين امر بيشتر از آن که مربوط به سياسي بودن و يا نبودن اتحاد باشد، منحصر به ساختار ‏سازماني آن بود. ولي ابدا سخني هم از غيرسياسي بودن اجا در ميان نبوده است و در عمل هم اجا يک جريان سياسي و ‏يا اتحادي از نيروهاي سياسي براي هدف سياسي و با کاراکتر سياسي بوده است. دوستان براي مهم جلوه دادن تشکيل ‏فراکسيون ها لازم نيست که اول اتحاد جمهوريخواهان را به يک اتحاديه غير سياسي تبديل کنند، صد البته مجاز نيستند ‏که مناسبات دروني آن را زير سوال ببرند و بعد نتيجه بگيرند که‏‎:‎
‎«‎امروز براي کارآمدتر کردن اجا و موثرتر کردن فعاليت هاي آن مي توانيم از مناسبات اتحاديه اي عبور کرده و با ‏برقرار کردن مناسباتي با سرشت سياسي و سالم در درون اجا آنرا متحول سازيم. تشکيل فراکسيون ها ابزار اين تحول ‏هستند‎.»‎

تاکنون هم مناسبات درون اجا نه از سرشت سياسي دور بوده است و نه موردي بر ناسالم بودن آن ها وجود دارد که الان ‏براي «برقرار کردن مناسباتي با سرشت سياسي و سالم در درون اجا» به دنبال ابزار بگرديم و «تشکيل فراکسيون ها ‏را ابزار اين تحول» بدانيم‎. ‎
تعريف جديد از اتحاد جمهوريخواهان تنها نوآوري دوستان نيست. قدم بعدي دوستان زمينه تبديل اجا به يک تشکيلان فاقد ‏انسجام و زمين گير است که قرار است با معجزه «فراکسيون» ها دوباره پا بگيرد‎:‎
‎«‎متاسفانه در اتحادجمهوري خواهان، حداقل لازم انسجام ... ممکن نيست. پس تنها راه باقي مانده آنست که اين وظيفه را ‏به عهده فراکسيون ها و يا هسته هاي سياسي درون اجا بسپاريم. تا اين بار اجا بتواند برگرده اين فراکسيون ها دوباره پا ‏بگيرد‎» ‎
براي من اين سوال طرح است که از کجا دوستان نتيجه مي گيرند که اجا زمين گير شده است و بشارت مي دهند که ‏‏«اين بار» بايد برگرده فراکسيون هائي که هنوز فقط حرفش در ميان است، دوباره پا بگيرد؟ جاي توضيح در اين مورد ‏هم در نوشته دوستان خالي است. اما در عين حال اين امر چنان بديهي انگاشته شده است که تقسيم «وظيفه» اي در بين ‏فراکسيون ها و هسته هائي که هنوز حرف از تشکيلشان است، صورت مي گيرد. صحبت از ضرورت، اهميت و يا حتي ‏موهبت فراکسيون، الزاما به معني تشکيل آن ها نيست. فراکسيون را نمي شود يک شبه و به دلخواه از آستين بيرون ‏کشيد. اگر مي شد برخي از دوستان ما که سال هاست در هر بحثي، با ربط و بي ربط، تکرار مي کنند که بدون تشکيل ‏فراکسيون هيچ مشکلي حل نمي شود، حتما به اين مهم نائل آمده بودند. دوستان که معتقدند فراکسيون حداقل دو الزام ‏دارد، داشتن رهبري و برنامه، آيا تا به حال برنامه اي مجزا، از طرف جمعي در اتحاد جمهوريخواهان ارائه شده است، ‏که يکي از اين ملزومات ايجاد شده باشد؟‏‎ ‎
‎‎
يک ارزيابي جديد ازاتحاد جمهوريخواهان؟‎‎
در آستانه تشکيل سومين همآيش کم نيستند دوستاني که خواهان ارزيابي از کارنامه اتحاد جمهوريخواهان و چشم انداز و ‏جايگاه آن هستند. اين امر به خودي خود هم طبيعي است و هم حق هر عضو اين اتحاد. ما هزاران عيب و ايراد داريم، ‏اما از حداقل هائي در کارمان برخورداريم که نه تنها قابل دفاع، بلکه از دستاوردهاي مجموعه ما هستند. آن چه در ‏نوشته مورد تائيد هفت نفر از دوستان ارائه گشته است، نقد نقصان هاي کار ما نيست؛ تلاش براي ارائه تصويري از ‏اتحاد جمهوريخواهان است که با واقعيت چندان همخواني ندارد‏‎.‎
‎‎
در «سراشيب اضمحلال»؟‎‎
دوستان، در «طرح بحث» خود براي اثبات اين که آينده اتحاد چرا در گرو تشکيل فراکسيون هاست، از پيش فرض ‏هائي حرکت کرده اند، که بسيار بدبينانه و نادقيق هستند. دوستان نخست از اين نقطه آغاز مي کنند که «دليل اصلي ‏حرکت براي فراکسيون هاي درون «اجا» نه «اقليت و اکثريت بازي» بلکه متوقف کردن فرسايش دائمي اجا، بالابردن ‏توانمندي آن، و مهيا کردن شرايط توليد اراده سياسي در آن است تا اين سازمان بتواند بصورت موثرتري در صحنه ‏کارزار سياسي ايران ظهور دوباره يابد، و احتمالا" ننها راه نجات اجا از سراشيب اضمحلال کامل مي باشد‏‎.» ‎
قبل از هر چيز بايد بگويم که من با فکر شکل گيري فراکسيون ها يا اقدام کساني براي تشکيل آن ها، هيچ گونه مخالفتي ‏ندارم و اين حق براي همه اعضاي اجا در اساسنامه آن به رسميت شناخته شده است. طرح اين ايده اصلا نيازمند اين ‏نوع صغري کبري چيدن ها نيست. ما در اين چند خط با تصويري از اتحاد جمهوريخواهان مواجهيم که مي گويد: اولا ‏اجا در حال فرسايش دائمي است و در سراشيب اضمحلال کامل است و ثانيا تشکيل فراکسيون ها، هم نه قطعا، فقط ‏‏«احتمالا تنها راه نجات» و «ظهور دوباره» آن است‎.‎
اين گزاره «سراشيب اضمحلال کامل» در پاراگراف بعدي توضيح بيشتر داده شده است که از چه زماني آغاز شده ‏است‎:‎
امضا کنندگان معتقدند که :« "اتحاد جمهوري خواهان" مدت کمي پس از تولد خود، بعوض "رشد و بالندگي" در ‏سراشيب "فرسايش و فروماندگي" قدم برداشت‎.» ‎
و اين که‏‎:‎
‎«‎اين موضوع را به آساني مي توان در مقايسه تعداد شرکت کنندگان همايش اول و دوم مشاهده نمود. همچنين مي توان ‏اميدي که در ابتداي تشکيل « اجا» آفريده شد را با نا اميدي که امروز در آن موج مي زند مقايسه کرد‏‎.»‎
تبديل «تعداد شرکت کنندگان همايش» ها به معيار «رشد و بالندگي» و يا «فرسايش و فروماندگي» بدون در نظر گرفتن ‏عوامل متعددي که در اين امر دخيل اند، و يا مشکلات متعددي که تبديل يک جمع فراخواني به يک تشکيلات با يک ‏ساختار در حال آزمايش و به قول يکي از دوستان، قايق سازي در حين قايق سواري، اگر نگوئيم ساده نگري، حداقل ‏ساده کردن صورت مساله و گريز از يک بررسي جدي از کارنامه اتحاد جمهوريخواهان است. کاهش سطح مشارکت ‏در همايش ها و تنزل سطح فعاليت در ميان اعضا اتحاد جمهوريخواهان دلائل خاص خود را دارد که يک بررسي ‏مسئولانه و جدي نمي تواند فقط به عوارض آن ها از جمله همين کاهش «تعداد شرکت کنندگان در همايش» بسنده کند. ‏اين که ما نتواسته ايم به جاي کاهش، تعداد شرکت کنندگان را افزايش دهيم، يک ضعف بزرگ است. ما نيرو از دست ‏داده ايم، در اين هيچ شکي نيست ولي مضمحل نشده ايم. همين امروز هم در مقايسه با بسياري از نيروهاي سياسي ‏ديگر، از انسجام و توانائي مناسب تري برخورداريم. عدم موفقيت ها و حتي شکست ها به معني اضمحلال نيست. در ‏مورد «موج زدن» اميد و نااميدي هم، فکر نمي کنم استفاده از اين قبيل نتيجه گيري ها، نشانه واقع بيني باشد. ما در ‏ارزيابي از مشکلاتمان نمي توانيم به جاي استدلال حکم صادر کنيم. من فکر نمي کنم که دلائل اين نااميدي ها براي ‏دوستان امضا کننده پوشيده باشد. بسياري از آن اميد ها نسبت به اتحاد جمهوريخواهان واقعي نبودند و آن هائي هم که ‏واقعي بودند، چه بسا در ندانم کاري هاي مجموعه ما و در فرصت سوزي هاي فرساينده اي که امضاکنندگان اين نوشته ‏نقش کم تري از ديگران در آن ها نداشتند، بعضا برآورده نشده اند. ولي چرا بايد اين چنين با يک چرخش قلم، جرياني را ‏که از دل يک بيانيه بيرون آمده و با صرف دنيايي از انرژي و کار شبانه روزي، چهار سال است که در عرصه سياسي ‏ايران حضور دارد و جايگاهي براي خود باز کرده است و مهر و نشان خاص خود را بر فرهنگ سياسي ايران زده ‏است، اين چنين به «سراشيب سقوط» فرستاد. بهتر بود که دوستان اول اميدهائي را که داشتند و برباد رفته است، ‏فرموله مي کردند تا ما هم متوجه مي شديم که کدام ساختار ها و حتي چه کس يا کساني مسئول برباد رفتن آن ها بوده اند. ‏به قول خود دوستان: « خراب کردن هميشه بسيار آسانتر از ساختن است... اگر صد نفر صد سال زحمت بکشند و يک ‏بناي ارزشمند و يا بنگاه اقتصادي سودآور را بيافرينند، فقط دو سه نفر کافي است که ظرف جند ماه همه آن دست آورد ‏ها را به باد دهند‎.»‎
نه دوستان اجا وجود دارد و در حد خود حضور هم دارد. نقطه قوت آن هم همين ادامه کاري بوده است. غيبتي هم در ‏کار نبوده است که نياز به ظهور دوباره آن باشد‏‎.‎
‎‎
کدام دلائل؟‏‎‎
دوستان در مورد دلائل «سراشيب اضمحلال» اجا، نوشته اند که: «دلايل فرسايش پيوسته اجا فراوانند، از ميان آن ها ‏مي توان از پائين بودن شديد سطح سياست و انديشه سياسي در اجا، درجه پائين انسجام و سازماندهي،» و نيز:« عدم ‏پاسخگوئي نهاد رهبري اجا و انفکاک آن از واقعيت ها» نام برد و اضافه کرده اند: « همين بس که در همايش پيش رو ‏به عوض پرداختن به سرنوشت «اجا» و پيدا کردن راه حل براي نجات آن از سرآشيب فرسايشي کنوني، و يا لا اقل ‏تلاش براي شناحت دلايل آن، قرار است مانند بقيه گروه هاي سنتي، وقت همايش به تصويب و تصديق و يا بگومگو بر ‏سر چند سند اعلام موضع صرف شود که به اذعان اکثر دوستان نه تاثيري بر جامعه ايران خواهند داشت و نه سودي ‏براي اجا‏‎»‎
کمي هم روي همين سه مورد از دلائل «فراوان» دوستان مکثي کنيم‎:‎
‏۱‏‎ - «‎پائين بودن شديد سطح سياست و انديشه سياسي در اجا‏‎»‎
‏۲‏‎- «‎درجه پائين انسجام و سازماندهي‎»‎
‏۳‏‎ - «‎عدم پاسخگوئي نهاد رهبري اجا و انفکاک آن از واقعيت ها‏‎»‎
‎ ‎حقيقت اين است که من از معيار و مبناي دوستان در مورد سنجش «پائين بودن سطح سياست و انديشه در اجا» اطلاعي ‏ندارم، بنا بر اين مشکل است که بتوانم در مورد صحت يا سقم آن صحبتي بکنم. فکر مي کنم چنين ادعائي بايد متکي بر ‏ارائه فاکت هائي باشد که چنين نتيجه گيري را تائيد مي کنند. حدس و گمان کافي نيست. اين فاکت ها و نيز تحليل دوستان ‏از آن ها، حداقل براي من روشن نيستند. در نوشته هم جز اين حکم «پائين بودن» چيز ديگري نيامده است. از نظر من، ‏اين دليل، اثبات ناشده است. «پائين بودن» در مقايسه با کدام سطح و کدام بالا بودن؟ تا زماني هم که استدلال دوستان در ‏اثبات اين تز روشن نيست، از نظر نه من، بلکه هر خواننده اي، فقط يک ادعاست‏‎.‎
همين طور است دليل دوم «درجه پائين انسجام و سازماندهي». از همان آغاز در بين ما بحث بر سر ساختار تشکيلاتي ‏يک بحث جدي بود. در همين نوشته هم جا به جا به آن اشاره شده است. در هر دو همايش گذشته روي اين امر تاکيدات ‏متفاوتي وجود داشت. از ساختار حزبي تا شبکه اي و آن که بيرون آمده است و ساختار فعلي اجا را تشکيل مي دهد، ‏نتيجه اين بحث ها و خود محصول آزمون و خطا در اين عرصه طي همين چهار سال گذشته بوده است. اجا در مقايسه با ‏بسياري تشکيلات هاي موجود، چه سنتي و چه مدرن، در عين داشتن تشکيلات شبکه اي توانسته است، حداقل تمرکز را ‏براي تصميم گيري سريع ايجاد نمايد، بيشترين استفاده را از امکانات جديد کرده است. توانسته است ارتباط تشکيلاتي ‏ميان اعضاي ارگان هاي خود را، در حدي که حضور دارند، حفظ و برقرار کند. جلسات مرتب و منظم هفتگي برقرار ‏نموده است و از يک سيستم کارکردي متناسب با نيازهاي جاري خود برخوردار است. من نمي دانم دوستان به دنبال چه ‏نوع انسجام و سازماندهي هستند و چرا آن را براي جايگزيني سيستم فعلي ارائه نمي کنند‏‎.‎
در مورد دليل سوم، يعني«عدم پاسخگوئي نهاد رهبري اجا و انفکاک آن از واقعيت ها» خود دوستان هم زياد مطمئن ‏نيستند. بلافاصله بعد از طرح اين دليل و ادعائي که عليه «سنتي» بودن طرح مطالب براي همين همايش آورده مي شود، ‏خود دوستان نيز «افراد رهبري» را «مقصر» ندانسته و معتقدند که مقصر اصلي «مشکل ساختاري» است و به اين ‏نتيجه مي رسند که: «اگر بهترين افراد هم در جايگاه رهبري کنوني اجا بنشينند، باز نمي توانند چندان کارآمد باشند‎.»‎

در اين مورد هم بحث اوليه دوستان که بخشا نيز از همين «افراد» رهبري هستند و خود نيز در اين «عدم پاسخگوئي ‏نهاد رهبري اجا و انفکاک آن از واقعيت ها» به نوعي سهيم اند، زياد جدي نيست. اعتقاد دوستان بر اين است که اين امر ‏قديمي است. عين استدلال دوستان: «اگر مشکل اجا ساختاري است[ که ظاهرا چنين است]، ريشه اين مشکل بر مي ‏گردد به نحوه شکل گيري اجا و مقتضيات زمان شکل گيري آن در خارج کشور حدود ۴ سال پيش‏‎.»‎
پس حرف تازه اي در اين زمينه هم در بين نيست‎.‎
‎‎
فراکسيون ها حلال مشکلات؟‏‎‎
اگر «هدف اين نوشته آن نيست که گفته شود با تشکيل فراکسيون ها همه مشکلات اتحاد جمهوري خواهان حل مي ‏شوند.» و ارزش قائل شدن به اين اصل درست است که «هيچ مشکلي بخودي خود حل نمي شود، مگر آن که اول آن ‏مشکل بدرستي تشخيص و تعريف شود و سپس عامل و‏‎ Agency ‎مربوطه براي حل آن بوجود آيد» آن چه که در نوشته ‏دوستان غايب است همين تشخيص و تعريف درست «مشکل» است‎.‎
اگر « ادعاي اين نوشته آن است که ساختار کنوني اجا، و در نتيجه انسجام سياسي و سازماني آن، رقيق تر از آنست که ‏بتواند از عهده مشکلات اجا برآيد.» . اولا اين ادعا هم مثل ادعاهاي ديگر اين نوشته پا در هواست و معلوم نمي کند ‏منظور از رقيق بودن چيست و کجاي ساختار است که بايد غليظ شود، «درنتيجه انسجام سياسي و سازماني» هم غليظ تر ‏شود . ثانيا مگر ما قرار بود سازمان آهنين درست کنيم که امروز از رقت سازماني مي ناليم. اظهار نظر هائي از اين ‏نوع که «به دليل درجه پائين انسجام سياسي و سازماني، اتحادجمهوري خواهان نه مي تواند مشکلات خود را بدرستي ‏تعريف کند و نه مي تواند اراده سياسي لازم را براي حل آن مشکلات بوجود آورد.» بدون آن که روشن شود کدام اراده ‏سياسي منظور است و کجا نتوانسته است بوجود بياورد، فقط به درد آن مي خورد که دوستان امضا کننده نتيجه بگيرند « ‏يک راه حل آنست که فراکسيون هاي واقعي درون اجا تشکيل شوند که از حداقلي از انسجام برخوردار باشند، آن ‏فراکسيون ها بدليل انسجام بالاتر قادر خواهند بود اراده سياسي (لازم) را توليد نمايند و غيره‎.» ‎
‎‎
همه راه ها به رم ختم مي شوند‏‎. ‎
‎ ‎تشکيل فراکسيون ها، به عنوان «يک راه حل» و نه تنها راه حل، الزاما به معني درجه بالائي از انسجام نخواهد بود. ‏فراکسيون ها در عين حال مي توانند به ايجاد قطب هائي منجر شوند که نيروي گريز از مرکز و انسجام مورد نظر شما ‏در آن ها بسيار قوي تر است. وقتي که براي امضاکنندگان اين نوشته، اقليت و اکثريت يک «بازي» است، تنظيم رابطه ‏اين فراکسيون ها در ارگان هاي تصميم گيري بدون استفاده از روش راي گيري، بسيار مشکل تر از وضعيت فعلي ‏خواهد بود که به بازي اقليت و اکثريت گردن نهاده مي شود‏‎.‎
دوستان عزيز «انباشت توانائي ها» با ادعا صورت نمي گيرد. براي اين انباشت بايد کار با برنامه صورت بگيرد. بسيار ‏آسان است که نقد ما فقط به ايراد گرفتن و نفي و انکار کار حداقلي منحصر بشود که تحت نام اجا صورت مي گيرد. ‏بدون اين نوع برخورد ها نيز، مي توان به فکر شکل دادن به فراکسيون ها بود و در آستانه همايش نسبت به کارنامه ‏خود و ديگراني که در صفوف اين اتحاد و براي اعتلاي آن تلاش کرده و مي کنند، برخورد مسئولانه تري کرد و براي ‏مشکلات آن راه حل ارائه نمود‎.‎
ارتقاء درجه پائيني از فعاليت به درجه بالائي از آن، خود هنري است که ما، همه ما، محتاج آموزش آن هستيم‎.‎

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration