The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نگاهي کوتاه به انتخابات رياست جمهوري فرانسه‏

هبت غفاري


برگرفته از سايت عصر نو

پيروزي نيکلا سرکوزي رئيس حزب‏‎ U M P ‎در انتخابات رياست جمهوري فرانسه، با حدود نوزده ميليون راي يعني ‏‏53 در صد راي دهندگان، يک پيروزي روشن و عاري از هر گونه ترديد و ابهام است‏‎.‎
اين انتخابات صرفنظر از نتايجش، انتخاباتي متفاوت با انتخابات گذشته و حاوي تغييراتي پر اهميت در صحنه سياسي ‏فرانسه خواهد بود‎.‎
‎- ‎شرکت وسيع مردم، حدود 85 در صد حائزين راي، در اين انتخابات، بحث ها، تظاهرات، متينگ ها، نقش فعال ‏مطبوعات، راديو ها، تلويزيونها، اينترنت .. همه و همه، تظاهري از يک دموکراسي فعال بود. اين مشارکت وسيع که ‏ثمراتش عمدتا در راستاي منافع دو حزب عمده يعني حزب‏‎ U M P ‎و حزب سوسياليست بود، حاوي درس ها، آموزش ‏ها و رشد و گسترش فرهنگ دموکراتيک در ميان مردم مي‌باشد. کانديداهاي دو حزب اصلي از سال 1981 تا کنون هر ‏گز از چنين کميتي از آراء مردم برخوردار نبوده‌اند‎.‎
‎- ‎نکته دوم که براي مردم فرانسه داراي اهميت تاريخي خواهد بود، اين است که براي اولين بار در تاريخ فرانسه يک ‏زن در موقعيت کسب دموکراتيک قدرت براي رياست جمهوري قرار گرفته بود. رئيس جمهوري که مي بايست مسئول ‏وزرا، نيروهاي مسلح، سياست خارجي، ضامن استقلال قوا و غيره ... باشد. يعني تمامي وظايفي که تا کنون در انحصار ‏مردان بوده است‎.‎
خود اين امر في نفسه يک تغيير دموکراتيک در جامعه فرانسه به شمار مي رود. فراموش نکنيم که در دموکراسي ‏محافظه کار فرانسه، زنان از سال 1944 حق راي دارند، در حاليکه در کشورهائي مانند نيوزلاند از سال 1893، ‏فنلاند1906، دانمارک1915، انگليس، آلمان، اطريش از سال 1924 از حق راي برخوردار شده اند. اين مساله نشان ‏مي‌دهد که دموکراسي فرانسه با تاخير زياد برابري سياسي زنان و مردان را پذيرفته است. اينکه امروز زنان 12 در ‏صد ترکيب نمايندگان مجلس را تشکيل مي دهند و اينکه حزب آقاي سرکوزي در سال 2005 مبلغ 2/4 ميليون يورو- به ‏دليل عدم رعايت قانون برابري زنان و مردان در نهادهاي انتخابي- پرداخت کرده است، نشانه هاي بارزي از اين ‏محافظه کاري جامعه فرانسه است‏‎.‎
‎- ‎نکته سوم اين انتخابات ، اين بود که تمامي نيروهاي جامعه از راست و چپ و ميانه گرفته تا چپ و راست افراطي و ‏درمواردي با وجود مشکلات مالي، توانستند در کارزار انتخاباتي نمايندگان خود را به ميدان بفرستند و ميزان مقبوليت ‏شعارها و برنامه هاي خود را بسنجند و به دين طريق در فعال کردن فضاي دموکراتيک جامعه مشارکت داشته باشند. ‏اين نکته به ويژه براي مردم ايران، که محروم از انتخابات آزاد هستند، قابل توجه و آموزنده است‏‎.‎
اما ضعف بزرگ اين انتخابات قبل از هر چيز در محدود کردن مباحث به مسائل داخلي و روزمره فرانسه و مسايل ‏مرتبط به آينده جامعه فرانسه بود. گوئي فرانسه در يک جزيره کاملا بسته زندگي مي کند. بجز مساله جابجا شدن سرمايه ‏که آنهم از زاويه مسايل داخلي فرانسه صورت گرفت، ساير مسايل مهم جهان امروز مانند جهاني شدن اقتصاد، اوضاع ‏اسفبار کشورهاي فقير، مسايل مهم و پيچيده سياسي اجتماعي دنياي کنوني، خاور ميانه، خطر جنگ مذاهب و تمدنها که ‏سالهاست مايه نگراني نيروهاي دموکراتيک و ترقي خواه و صلح طلب است، جائي در اين کارزار انتخاباتي نداشتند. ‏اين کمبود، بنظر مي‌رسد ناشي از انباشت مشکلات داخلي، بي اعتمادي مردم به احزاب و رهبران سياسي خود و انتظار ‏آنان به راه حلهاي سريع و قطعي باشد‏‎.‎

نگاهي به رئوس مهمترين مشکلات، مي تواند به درک روند و نتايج اين انتخابات کمک کند‏‎:‎
‎- ‎يکي از مسائل مهمي که کارزار انتخاباتي حول آن صورت گرفت مساله کار و بيکاري در فرانسه بود. تعداد بيکاران ‏در فرانسه از حدود بيست سال قبل تا کنون حول 10 در صد و گاهي بيشتر در نوسان بوده است و اين مساله کم اهميتي ‏نيست. اين وضعيت يکي از مهم ترين موانع رشد و کسري صندوق هاي مختلف دولت و فقيرتر شدن کل جامعه فرانسه ‏به شمار مي رود. اين بيکاري به ويژه در مورد جوانان زير 25 سال با توجه به اين واقعيت که هر ساله 200 هزار ‏جوان بدون اخذ ديپلم از سيستم آموزشي خارج مي شوند و همچنين افراد بيش از 50 سال که براي موسسات اقتصادي ‏مسن به نظر مي رسند، بسيار چشم گير و نگران کننده است‏‎.‎
‎- ‎مساله مهم ديگر انتخابات حول بدهکاري دولت و راههاي کاهش اين بدهي صورت گرفت. بدهکاري دولت فرانسه ‏معادل 2500 ميليارد يورو ارزيابي مي شود يعني 145 در صد توليد ناخالص ملي. به ديگر سخن هر فرانسوي بيش از ‏‏19000 يورو بدهکار است و ماليات ماهيانه اي که هر شاغل فرانسوي مي پردازد صرفا به پرداخت سود اين بدهي ‏اختصاص مي يابد‎.‎
چنين وضعيتي قدرت اقتصادي فرانسه را ظرف ده سال گذشته از رده چهارم جهاني به رده ششم و در آمد سرانه فرانسه ‏را از رده هفتم جهاني به هفدهم عقب رانده است‏‎.‎
‎- ‎از ديگر مسايل کارزار انتخاباتي، که بي ارتباط با موضوعات پيشگفته نيست، مساله نظام بهداشتي فرانسه بود. نظام ‏بهداشتي موجود در فرانسه به گفته کارشناسان سيستمي کم نظير در سطح جهان به شمار مي رود. کيفيت اين نظام و ‏دسترسي نسبتا ساده تمام مردم به اين امکانات از امتيازات و دستاوردهاي پراهميت مردم فرانسه است. اما اين سيستم با ‏کسري روزافزوني مواجه است. کسري اين سيستم بين ده تا پانزده ميليارد يورو در سال است و اين يکي از عوامل ‏خطرناکي است که اين دستاورد بسيار مهم فرانسويان را مورد تهديد قرار مي دهد‏‎.‎
‎- ‎مساله باز نشستگي نيز يکي ديگر از معضلات جامعه فرانسه به شمار مي رود. افزايش تعداد بازنشستگان و کسري ‏صندوق هاي بازنشستگي از يکطرف و کاهش تعدادشاغلين با توجه به تداوم نرخ بالاي بيکاري، مساله سن و حقوق ‏بازنشستگي را مطرح ساخته است. بايد توجه داشت که در فرانسه برخلاف آمريکا، تامين صندوق بازنشستگي از طريق ‏کار نيروهاي فعال موجود تامين مي شود. بدين معني که اين سيستم بر مبناي همبستگي بين نسلها سازمان داده شده است‏‎.‎
‎- ‎اگر به مشکلات پيشگفته مسايل مربوط به کسري تجارت خارجي، که در سال 2006 حدود 30 ميليارد يورو ارزيابي ‏شده است و همچنين، مشکلات مربوط به مسکن، حومه ها، مهاجرت و غيره .. را بيافزائيم، مي توانيم تصوير حدودا ‏روشني از معضلات پيچيده و مرتبط بهم جامعه فرانسه داشته باشيم. مشکلاتي که طبيعتا نيازمند راه حلهاي بعضا فوري ‏و برخا طولاني مدت هستند‏‎.‎
البته به اين نکته مهم نيز بايد توجه داشت که اگر دشواريها جدي و عميق هستند، امکانات و ظرفيت هاي مادي و معنوي ‏جامعه فرانسه نيز ناچيز و کم اهميت به شمار نمي روند. مساله اساسي اين است که با کدام برنامه، کدام سياست، کدام ‏اقدامات مي توان به اين مشکلات پاسخ گفت. پرداختن به اين دشواري ها و معضلات، هسته مرکزي کل مبارزه ‏انتخاباتي بود‏‎.‎
در برخورد به اين وضعيت شاهد دو بينش و دو متد و دو برداشت متفاوت از جمهوري، از مدل اجتماعي براي آينده آن، ‏از قدرت، از ارزش ها و در يک کلام دو برنامه از جانب نيکلا سرکوزي و سگولن رويال بوديم‎.‎
برنامه خانم رويال يک برنامه سوسيال دموکراسي که در واقع سنتز و ادغامي از برنامه حزب سوسياليست فرانسه با ‏جنبه هائي از سوسيال دموکراسي کشورهاي شمال اروپا (سوئد، دانمارک، نروژ) است. اين برنامه قبل از هر چيز بر ‏گسترش مشارکت مردم در تصميمات، دموکراتيزه کردن دستگاه دولت، از طريق بيطرف کردن آن در مبارزه بين ‏احزاب، خارج کردن جامعه از رودرروئي مدام و تشويق به گفتگو، مذاکره و راه حلهاي توافقي در حوزه سياست، ايجاد ‏اشتغال براي 500 هزار جوان، کمک به واحدهاي کوچک و متوسط اقتصادي، گسترش 35 ساعت کار هفتگي به ‏واحدهاي کوچک و متوسط، تاکيد بر تعليم و تربيت و غيره مي باشد. خانم رويال ضرورت ايجاد جمهوري ششم را ‏براي جايگزيني جمهوري پنجم(نظام کنوني) مطرح مي کند‏‎.‎
اما ضعف خانم رويال در اين مبارزه ناتواني او در روشن کردن منابع مالي اصلاحات پيشنهادي، عدم بسيج تمامي ‏ظرفيت هاي حزب سوسياليست در اين مبارزه و ابهاماتش در تلاش براي ائتلاف با نيروي ميانه‎(U D F) ‎از يکسو و ‏نيروهاي چپ و چپ افراطي از سوي ديگر بود. ضعف ديگر او با توجه به بيلان منفي پنج سال حاکميت راست، اين بود ‏که نتوانست سرکوزي را که طي سالهاي گذشته مسوليت وزارت دارائي و کشور را بر عهده داشت مسئول و شريک اين ‏بيلان نشان دهد. خانم رويال همچنين در برابر سرکوزي که براي هر سئوال جوابهاي قطعي و از پيش آماده اي داشت، ‏پاسخ خود را برخا به مذاکره با سنديکا ها و غيره حواله مي داد و اين امر در کاهش اعتماد مردم که معمولا خواستار ‏جوابهاي فوري، قطعي و ساده هستند بي اثر نبوده است‏‎.‎
در برابر سگولن رويال، نيکلا سرکوزي قرار داشت. سرکوزي به دنبال شکست اش در سال 1995 در کنار ادوارد به ‏له دور و همچنين شکست اش در سال 1999 در راس ليست حزب جمهوريخواه در انتخابات اروپا، اين بار با استفاده از ‏تجارب گذشته، از مدتها پيش تمام تلاش خود را براي تدارک اين کارزار بکار گرفته بود و گروههاي متعددي از ‏کارشناسان را دور خود جمع کرده و حزب حاکم‎ U M P ‎را متحد و همراه خويش کرده بود‏‎.‎
سرکوزي با تجربه سياسي، انرژي سرشار، اراده گرائي و با حمايت بيدريغ گروههاي مالي- صنعتي توانست برنامه ‏ليبرالي خود را براي اکثريت مردم فرانسه، قابل پذيرش کند‏‎.‎
او بر مفاهيمي چون ارزش کار، شايستگي، اتوريته، اخلاق، امنيت، مهاجرين، نرمش در قرارداد بين کارفرما و ‏کارکنان، عدم سرايت 35 ساعت کار هفتگي به موسسات کوچک و متوسط، حق اضافه کاري با معاف شدن کار فرما از ‏ماليات اضافي، کاهش ماليات بر ارث، کاهش ماليات بر ثروتهاي بزرگ و .. عدم جايگزيني 50 در صد کارکنان دولت ‏به منظور سبک کردن هزينه هاي سنگين دولت و کاهش بدهکاري فرانسه و همچنين تغيير يکسري قوانين مربوط به ‏نوجوانان بزهکار در راستاي پائين آوردن سن مسئوليت جزائي و غيره تاکيد مي نمايد‎.‎
بايد دانست که از سال 1945 فرانسه داراي يک سيستم ويژه در ارتباط با نوجوانان بزهکار است. اين سيستم اساس را ‏بر آموزش و تربيت مجدد اين نوجوانان قرار مي دهد و بين خلاف و يا جرم مرتکب شده از جانب يک نوجوان و سن او ‏رابطه برقرار کرده و بر اساس آن، افراد در سنين مختلف با يک قانون و در يک دادگاه محاکمه نمي شوند. در اين نظام ‏حقوقي، درست برخلاف سيستم مستقر در آمريکا، که سن مجرم هيچ اثري در ميزان محکوميت ندارد و همان دادگاههاي ‏عمومي هستند که مسئوليت رسيدگي بجرائم افراد را در سنين مختلف به عهده دارند، دادگاهها، قضات و مربيان تربيتي ‏ويژه اي براي نوجوانان بزهکار وجود دارد‏‎.‎
سرکوزي در صدد تغيير سيستم موجود در فرانسه است. او در برنامه خود نويد جامعه اي توسعه يافته را مي‌دهد که هر ‏کس براي خودش و به هرکس باندازه شايستگي و تلاشش تعلق مي‌گيرد. در اين سيستم جاي زيادي براي همبستگي با ‏کساني که در حاشيه قرار مي گيرند و يا در موقعيتي شکننده قرار دارند، وجود ندارد. حتي در برخورد با بحران مسکن، ‏نويد مي دهد که هر فرانسوي صاحب خانه خواهد شد. و بدين ترتيب قانوني را که شهرها را مجبور به ساختن 20 در ‏صد مسکن اجتماعي براي افراد کم درآمد مي کند، ماهرانه زير سئوال مي برد‏‎.‎
اين قانون در بسياري از شهرهائي که توسط نيروهاي راست اداره مي شوند از جمله شهر نوئي ، شهر آقاي سرکوزي، ‏رعايت نمي شود و اين شهرها ترجيح مي دهند به جاي اقدام به ساختن مسکن براي مردم کم درآمد، هر ساله جريمه ‏پرداخت کنند‎.‎
يکي ديگر از ويژگي هاي برنامه سرکوزي که آن را از برنامه هاي راست در گذشته متمايز مي کند، نگاه و سياست او ‏در برخورد به نيروهاي راست افراطي است. او با طرح شعارهايي که قبلا در انحصار حزب راست افراطي لوپن بود ‏توانست حدود دو سوم آراي او را به سمت خود جذب کند و بدين ترتيب پايه اجتماعي حزب لوپن را تضعيف و بدينسان ‏خشم لوپن را عليه خود برانگيزد‎.‎
اگر انتخاب سرکوزي با استقبال بسيار گرم بخشي از جامعه فرانسه، به عنوان صفحه اي نو در زندگي آن تلقي شده است ‏و اين بخش از جامعه در انتظار تغييرات مهم اقتصادي-اجتماعي است، در مقابل بخش ديگري از جامعه را عميقا دچار ‏نگراني و ترس کرده است. ترس از دست دادن دستاوردهاي اجتماعي گذشته، ترس از تصفيه حساب جدي با ميراث ‏فرهنگي ماه مه 1968 که سرکوزي از پيش وعده برخورد با آن را داده است، ترس از بي تعادل کردن رقبا از طريق ‏استفاده از دستگاههاي اطلاعاتي، ترس از دخالت در امر تفکيک قوا و تسلط بر مطبوعات به عنوان يکي از ارکان ‏دموکراسي، ترس از تکرار بروز شورشهاي حومه ها، ترس از آمريکائي شدن جامعه و همسوئي با سياست هاي بوش، ‏ترس از نتايج برخوردهاي تحقير و تحريک آميز در مورد جوانان مهاجر حومه ها، و به ويژه ترس از تغيير قوانين ‏مربوط به نوجوانان بزهکار و استقلال قدرت قضائيه و غيره در يک کلام ترس از تمرکز قدرت در دست يکنفر و يا ‏يک گروه همه و همه، مواردي هستند که نيروهاي مخالف را از هم اکنون به انديشيدن واداشته است و در انتظار اولين ‏اقدامات رئيس جمهور جديد مي باشند‏‎.‎
واقعيت اين است که اين نگراني ها چندان بي پايه نيستند. دفاع او از سياست استعماري فرانسه، افزايش 14 در صد ‏خشونت نسبت به افراد، در دوره اي که مسئوليت وزارت کشور را عهده دار بود، شورش هاي سال 2005، اخراج ‏سردبير پاري مارچ به دنبال درج مقاله اي در مورد خانم سرکوزي، اظهار نگراني سردبير لوموند در مورد کيفيت ‏رابطه او با صاحبان گروههاي صنعتي و مالي مانند بوئيک، داسو، لاکردر و غيره به اين نگراني ها عينيت مي بخشد‏‎.‎
حزب سوسياليست که در اين نبرد شکست خورده است، شاهد نبرد ديگري اين بار در داخل حزب همراه با تصفيه ‏حسابهاي گذشته است. اگر چه نزديک شدن انتخابات مجلس و احتمالا تصميم بيک رهبري جمعي در اين مورد بروز ‏اختلافات جدي را محدود مي کند، اما به زودي حزب در برابر نقد و بررسي علل شکست، مساله رهبري حزب و ‏کانديداي حزب براي رياست جمهوري 2012 قرار خواهد گرفت‏‎.‎

از هم اکنون سه خط مشي عمده در اين حزب مشاهده مي شود‏‎:‎
خانم رويال که طرفدارانش با اشاره به اينکه تعداد راي دهندگان به او بيش از تعداد راي دهندگان به ميتران بوده اند به ‏نقش مرکزي او در رهبري چپ اشاره مي کنند. خود او نيز با اعلام اينکه"چيزي به وجود آمده است که متوقف نخواهد ‏شد" ضمن در پيش گرفتن موضعي تهاجمي به منظور تامين رهبريش، طرح "همگرائي جديد وراي مرزهاي موجود" ‏را عنوان کرده است. طرحي شبيه به مدل پرودي، در ايتاليا، که از ضرورت بازسازي چپ، تغيير سياست و ائتلافي در ‏برگيرنده حزب سوسياليست، نيروي ميانه، چپ و چپ افراطي سخن مي‌گويد. به نظر مي رسد دبير کل حزب ‏سوسياليست نيز مدافع چنين استراتژي باشد‏‎.‎
در برابر او دو گرايش استروس کان و فابيوس قرار دارند که اولي از بازسازي سوسيال دموکراسي از طريق نزديک ‏شدن به نيروي ميانه و دومي تبديل حزب سوسياليست به حزبي مترقي از راه نزديک شدن به نيروهاي چپ و چپ ‏افراطي سخن مي رانند. در ماههاي آينده سمت گيري اين کارزار روشن تر خواهد شد‏‎.‎
آيا سرکوزي به همه شعارها و وعده هاي خود همانگونه که بارها تکرار کرده است عمل خواهد کرد؟ تعادل قوا در ‏فرانسه بين راست و اپوزيسيون، نقش سنديکاها و روحيه عمومي فرانسويان، که با کمترين تهديد نسبت به دست ‏آوردهاي اجتماعي خود، به خيابانها ريخته و اعلام اعتصاب و راهپيمائي مي کنند و همچنين نقش اروپا به ويژه در ‏زمينه دفاع از آزاديها، حقوق بشر و ... ، عواملي هستند که تحقق همه اين سياست‌ها را لااقل به سادگي امکانپذير نمي ‏سازد‎.‎
رئيس جمهور جديد در روزهاي آينده به احتمال زياد دست به اقداماتي خواهد زد که سياست"گسستي" را که وعده اش را ‏داده است به نمايش بگذارد. سرکوزي در صد روز اول رياست جمهوريش، بدون ترديد يکسري اقدامات در جهت ‏ارضاي پايه هاي اجتماعي خود يعني نيروي راست و محافظه کار، پيشنهاد خواهد کرد. اقداماتي نظير مجاز شناختن ‏ساعات کار اضافي، تضمين حداقل سرويس عمومي حمل و نقل در مواقع اعتصاب، قوانين مربوط به مهاجرت و غيره‎ ‎‎..‎
نبايد فراموش کرد که رئيس جمهور جديد به عنوان سياستمداري عملگرا از توان فوق العاده اي در شناخت ترس ها و ‏نگرانيهاي موجود برخوردار است. او به اين مساله کاملا آگاه است که براي پيشبرد برنامه هايش نياز به ثبات و آرامش ‏دارد، ثبات و آرامشي که پيش شرط تحقق برنامه هاي اوست‏‎.‎
بي جهت نيست که پس از پيروزي، تغييري ملموس در لحن و روش برخورد او مشاهده مي شود. او از طريق ‏برخوردي آرامتر و متعادلتر، دولت جديد را دولتي باز و متشکل از گرايشات گوناگون اعلام کرده است. البته اين ‏گرايشات گوناگون طبيعتا وظيفه اي جز تحقق برنامه هاي پيشنهادي او ندارند‎.‎
با توجه به مجموعه عوامل و شرايطي که بدانها اشاره شد، به نظر مي رسد که ماههاي آينده در فرانسه به ويژه در ‏رابطه با تغيير و تحول نيروهاي سياسي، ماههاي حساسي خواهد بود‏‎.‎

يازدهم ماه مه 2007‏

‎ ‎

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration