The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

سوسياليسزم سنتي يا سوسيا ل دموکراسي، کدام آلترناتيو ‏

سيروان هدايت وزيري

اگر دولت ها در اقدامات و عملکرد خود صرفا منافع يک طبقه معيني را دنيال ميکنند ، ناشي از اين مسئله ميباشد که اساسا از مکانيزم ‏انتخابات عمومي و دموکراتيک براي تشکيل اين دولتها استفاده نشده است ، ميتوان گفت که اين دولت ها صرفا به توسط يک طبقه معين به ‏قدرت رسيده اند . و قدرت يک طبقه نيز در شکل دولتي اش اين زمينه را بوجود مي آورد که جامعه بالاجبار و اجتناب ناپذير به سمت ‏ديکتاتوري ، توتاليزم و يک جانبه گري اجتماعي سوق داده مي شود . اينک بر خلاف مکانيزم فوق ، در جوامع مدرن ، رسيدن به قدرت در ‏چارچوب نهادهاي دولتي ، نه از کانال يک طبقه ، بلکه صرفا از طريق رضايت خاطر جمع عمومي مردم بتوسط احزاب سياسي و ارائه برنامه ‏هاي مثبت اين احزاب در دوره هاي انتخاباتي صورت خواهد گرفت . اين احزاب به محض يه قدرت رسيدن در اين نهاد حکومتي ، برنامه هاي ‏مورد نظر خود را در طول قدرت اشان به اجرا در خواهند آورد . اين احزاب در پروسه قدرت شان به اثبات مي رسانند که منافع عمومي مردم ‏را نمايندگي ميکنند . يا پذيرش اين تعهد ، مکانيرم اين دولت ، انعکاسي از يک دولت فرا طبقاتي و نه طبقاتي است . پس هر دولتي الزاما ‏طبقاتي نيست . ‏
در هر صورت ، ميتوان اين بخش را اين چنين نتيجه گرفت . دولت طبقاتي موضوعيت خود را با يک انتخابات عمومي ، آزاد و داوطلبانه در آن ‏هنگام که احزاب براي چنين مکانيزمي شرکت نمايند ، و ماحصل ان تشکيل دولت بايد باشد ، از دست ميدهد . دولت طبقاتي متعلق به جامعه اي ‏مي باشد که اساسا نهادها ، احزاب و عموم جامعه در انتخاب اين قدرت شرکت نداشته باشند و فقط يک طبقه معين در تشکيل اش سهيم بوده ‏اند . ‏
يکي ديگر از داده هاي سوسياليزم سنتي که مي توان اين داده را اساس و جوهره مارکسيزم بحساب اورد ، ديکتاتوري پرولتارياست. اين ‏جوهره فکري عبارت ار اينکه « طبقه کارگر فقط با ديکتاتوري خود مي تواند سوسياليزم را مستقر سازد» . اين بخش ازموئلفه مارکس از ‏تجربيات اقدام طبقه کارگر براي حفظ قدرت خويش در پاريس در سال 1871 ميلادي مشهور به کمون پاريس در برنامه هاي کمونيستي و ‏مانيفست مکتب مارکسيزم گنجانده شده است . اين موئلفه بعدا به عنوان يک بند حکمي و اجتناب ناپذير در برنامه هاي احزاب کمونيستي ‏جهان گنجانده شد . البته خود مارکس اين اقدام طبقه کارگر در پاريس را يک اقدام ناپخته و زودرس قلمداد نموده بود . اما با اين وجود از ‏اين اقدام استقبال کرد . در هر صورت مقوله ديکتاتوري پرولتاريا براي اولين بار از جانب مارکس مطرح گرديد و انکشاف ان به حساب ‏مارکس واريز شد . انچه که خود ايشان نيز به اين مسئله اشاره نمودند که مبارزه طبقاتي همواره وجود داشته است ، اما انچه که يه کشف و ‏تجربه من بر ميگردد ، همانا ديکتاتوري پرولتاريا در جامعه سوسياليستي مي باشد . مارکس مطرح ميکند که استقرار سوسياليزم و جهت ‏گيري به سوي يک جامعه کمونيستي بدون اعمال ديکتاتوري پرولتاريا ميسر نيست . پيامد اين حکم قطعي ، بعدا در ييشبرد تجارب ديگر با ‏مشکلات فني و ايدولوژيکي مواجه شد . لنين در انقلاب 1917 روسيه با الهام از نظريه ديکتاتوري پرولتارياي مارکس ، ساختمان و ‏چارچوب دولت را کارگري اعلام نمود و بر وفق ان ، ديکتاتوري طبقه کارگر عليه بورژوازي و مخالفين دولت کارگري را خواهان گرديد . ‏اما از عمردولت کارگري طولي نکشيد که اين الهام گيري خود به يک واقعيت تلخ براي دولت تبديل گرديد که مسئله آنچنان ساده نيست . ‏غير از طبقه کارگر طبقات و اقشار ديگري هستند که در اين دولت و مکانيزم آن سهيم ميباشند . لنين با درک اين مسئله که ممکن است که ‏دولت کارگري به توسط همين طبقات و اقشار شکست خورد ، تز مورد نظر خود را براي مقابله با همين حوادث احتمالي اعلام نمود . در ‏نتيجه ايشان تز ديکتاتوري کارگران و زحمتکشان را اعلام کرد . در حقيقت تز ديکتاتوري کارگران و زحمتکشان براي اولين بار از جابب ‏ينين مطرح گرديد . و اين تز به حساب لنين واريز گرديد . در واقع مسئله ديکتاتوري کارگران و زحمتکشان جزئي از کشفي بود که لنين در ‏کشورهاي عقب مانده مانند روسيه بدان رسيده بود . و مي خواست به اصطلاح به مکتب مارکسيزم خلاقيت خارق‌العاده‌اي بخشد . اما وقتي ‏که اين مسئله از کانال سياست گذشت و به اقتصاد رسيد با فجايع اجتماعي در روسيه مواجه گرديد. لنين اقشار دهقان و زحمتکش روستاي ‏و شهري را ترغيب نمود که دولت موجود از آنان مي‌باشد و ديکتاتوريي که هم اينک در جامعه عليه سرمايه داران حاکم مي باشد از قدرت ‏انان نشات کرفته اشت. اما اقشار دهقان و زحمتکش نمي خواستند آن چناني از دولت پرولتري و ديکتاتوري آن دفاع نمايند. زيرا مالکيتي که ‏داشتند ، مي‌خواستند براي مسائل شخصي و روزمره خود بکار برند. ولي دولت کارگري با توجه به وجود جنگ به امکانات آنان مثل غله و ‏گندم احتياج داشت . و به نحوي دولت مي خواست غله و محصولات آنان را اجتماعي کند ، اما با مقاومت آنان مواجه گرديد . در طي مقاومت ‏خيلي از دهقانان و زحمتکشان کشته شدند . در نتيجه اقدام عملي ديکتاتوري کارگر و زحمتکش تا آنجايي پيش رفت که به ضديت با خواست ‏و غرايز دهقان و زحمتکش تبديل گرديد . انان بالاجبار دراتحاديه و کميته هاي دهقاني برخلاف ميل و اراده خود سازماندهي شدند . با ‏سرپيچي از اين مکانيزم ميتوانست عواقب ناگواري براي آنان به همراه داشته باشد . در هر صورت طرح ديکتاتوري کارگران و زحمتکشان ‏در پروسه عملي با شکست مواجه گرديد . البته بعد از لنين سياست سازماندهي بالجبار دهقانان در چارچوب کلخوزها به توسط استالين ادامه ‏داشت ، تا جايي که به مقاومت دهقانان در مقابل دولت کارگري مربوط گرديد ، آنان سرکوب گرديدند . با اين وجود اين الگو از
ديکتاتوري پرولتاريا به منشاه خيلي از احزاب کمونيستي در جهان تبديل گرديده است . البته خود من نيز يک دهه از اين الگو طرفداري ‏ميکردم . و اين پيروي نه به مثابه واقعيت هاي فکري و يا احيانا از روي اسناد مستند از جامعه روسيه ، بلکه ناشي از انعکاسات فکري از ‏کتابهاي موجودي بود که دريک جامعه بسته امثال ايران در دسترس و مطالعه شده بود . اينک خيلي از جريانات راديکال با استفاده از ‏همين تئوري ميخواهند جهت گيري جامعه را به سوي ديکتاتوري طبقاتي سوق دهند و گرايشات همه با هم در جهت پيشرفت و سعادت جامعه ‏مخدوش کنند . جدا از اينکه پروژه ديکتاتوري پرولتاريا چه استنتاجي را به د ست ميدهد ، واژه خود ديکتاتوري با توقعات جامعه اجتماعي ‏امروزي منافات دارد . جامعه اي که دموکرسي عمومي در ان نهادي گردد به کارگيري ديکتاتوري به يک موضوع اخلاقي اين يا آن افراد بر ‏ميگردد که خلاف عرف عمومي توجه دارند . البته زمينه هاي ديکتاتوري طبقاتي و بطور کل شورشهاي طبقاتي در مکتب سوسياليزم ‏ارتدکس و سنتي جهت گيري مطلق و حالت تقدسي به خود گرفته است ، تا جاي که تبادل نظرها و راحلهاي چند جانبه ميان طبقات مورد ‏شماتت و سرزنش قرار مي گيرند . ‏
در مکتب سوسياليزم سنتي علاقه ميان انسانها تحت الشعاع مسائل طبقاتي قرار مي گيرد . مارکس در بحث هاي فلسفه اي خود در مقابله با فو ‏يرباخ فيلسوف معروف آلماني به اين مسئله اعتقاد داشت که ، تا زماني طبقات در جامعه وجود داشته باشد ، از عشق ، علاقه و محبت ميان ‏انسانها نمي توان صحبتي به ميان آورد . اما فويرباخ برخلاف همين نظر مارکس ، از همکاري ، خنديدن ، عشق وعلاقه مابين انسانها صحبت ‏کرده بود . در اينجا اين دو نظر در مقابل هم ، تا جائي به راه حلهاي معيني در جهت تخقيف تناقضات طبقاتي برسد ، قرار ميگيرند . اولي به ‏ديکتاتوري طبقاتي مي رسد ، اما دومي به سازش و نرمش طبقاتي . در اينجا ماحصل نظر اولي ، تا آنجائي که شواهد تاريخي نشان داده در ‏پروسه هائي به بن بست رسيده است . و يا اينکه به کارگيريش به معضل اجتماعي تبديل شده است . و دومي به منطق پيشرقت مبدل گشته ‏است . ديدگاه اولي مسئله طبقه و شورشهاي طبقاتي را در نهايت به تمرکزگرائي در شکل ديکتاتوري دولتي يک طبقه مي کشاند ، تا اينکه به ‏اصطلاح به زوال دولت طبقه بينجامد . از ديدگاه سوسياليزم سنتي مبارزه طبقاتي به نحو غير قابل اجتنابي به ديکتاتوري پرولتاريا منجر ‏ميشود ، که اين ديکتاتوري مرحله انتقالي به نفي تمام طبقات و ورود به جامعه بي طبقه خواهد بود . در خلال اين دوره گذار ، پرولتاريا از ‏قدرت سياسي خود استفاده تا اينکه پروسه رسيدن به جامعه بي طبقه را سرعت بخشد . پرولتاريا سيطره سياسي خود را به قصد اخذ تمامي ‏سرمايه بورژوازي به کار گرفته و کليه وسايل توليد را در اختيار دولت متمرکز خواهد کرد . در نتيجه دولت با رشدي عظيم وسايل توليد ، مواد ‏مورد نياز جامعه را فراهم آورده و از اين طريق ريشه اقتصادي کميابي و تقسيم طبقات را نابود خواهد کرد . در اينجا بايد گفت که پرولتاريا از ‏نظر سياسي مي خواهد با توسل به قهر دگرگوني اجتماعي را تسريع نمايد . همين توسل به قهر خود به خود نه تنها جامعه به سوي يک جامعه ‏رفاه سوق داده نمي شود ، بلکه به تمرکزگراي دولتي که از دموکراسي خبري نخواهد بود ، منجر خواهد شد . وقتيکه جامعه در ابعاد سياسي ‏اش گرايش تمرکز بر آن حاکم گرديد ، اين جامعه در ابعاد اقتصادي نيز نمي تواند گرايش به توسعه و پيشرفت را عملي سازد . در نتيجه اميد ‏رسيدن به يک جامعه رفاه که از تخاصمات طبقاتي خبري نباشد ، از دست داده مي شود . جامعه ايران را براي چنين فاکتوري را در نظر بگيرم ‏‏. تمرکزگراي دولتي در تاريخ ايران نشان داد که نه تنها آلترناتيو دموکراسي اقتصادي نيست ، بلکه عامل بازدارنده پيشرفت و رشد اقتصادي ‏در جامعه ايران نيز بوده است . به همان نسبت در نتيجه تمرکز سياسي و قدرت دولتي نعمات اجتماعي جامعه و پتانسيل هاي اقتصادي در ‏تقسيم بنديها ي جامعه با فقر اخلاقي و عقيدتي مواجه شده است . طبق براورده هاي آماري 80 درصد از فراورده هاي توليدي و صنعتي در ‏اطراف و مجاور شهر مرکزي ، پايتخت ، يعني تهران متمرکزاست . مابقي جامعه از اين امکان محرومند . حال از طرفداران سوسياليسزم سنت ‏گرا و حاميان ديکتاتوري طبقاتي پرولتاريا بايد سئوال کرد که با توجه به وضعيت کنوني جامعه ، چه نوع گشايشي ، دال بر اينکه سرمايه به ‏قسمت هاي محروم جامعه تذريق گردد ، وجود دارد ؟ بي شک قصد اخذ سرمايه بورژوازي که ازهمين حالا اعلام مي گردد ، پاسح مثبت به ‏اين سئوال نخواهد بود .‏
ادامه دارد
‏ 13.5.2003‏


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration