The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نگذاريم ديگران براي ما تصميم بگيرند

اکرمی رضا

در حاليکه آخرين موضع رسمي جمهوري اسلامي پيرامون «بحران هسته اي « از زبان محمود احمدي نژاد در نماز ‏جمعه اين هفته ، روز پنج اکتبر ۲۰۰۷ بدين صورت بيان مي شود که : «از نظر ما ماجراي هسته‌اي ايران خاتمه پيدا ‏کرده است.»و اين که ««عده اي سر خود مي روند و مي‌گويند که مي‌خواهند مذاکره کنند و دشمنان نيز چون در بن بست ‏قرار گرفته اند از آن ها استقبال مي‌کنند و مي‌خواهند دستاويزي براي خروج خود از بن بست پيدا کنند.»ما از آقاي ‏البرادعي در گفت و گو با روزنامه فاينشنال تايمز چاپ لندن، مي خوانيم ، «اميدوار يم که ايران ابهامات موجود در ‏مورد فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را تا پيش از تشکيل جلسه شوراي حکام آژانس در روز ۲۲ نوامبر، برطرف کند»...‏
‏«دو موضوع کليدي و مهم در چند هفته آينده بايد روشن شود: نخست اين که پژوهش و توانايي ايران در مورد غني ‏سازي تا کجا پيش رفته است و دوم، توانايي اين کشور براي استفاده از مواد اتمي جهت توليد سلاح تا چه اندازه است. ‏من به ايراني ها گفته ام که اين آزمايشي براي شماست. شما متعهد شده ايد که رفع ابهام کنيد. اگر چنين کاري نکنيد، هيچ ‏کس از شما پشتيباني نخواهد کرد‎.‎‏»‏
هم زمان طي هفته هاي اخير شاهد تلاش هر دم فزاينده مقامات فرانسوي براي شتاب بخشيدن به حوادث مربوط به ‏همين پرونده‌ايم. اگر در تلاش دولت فرانسه احتراز از بروز جنگ جاي برجسته‌اي دارد، عليرغم تعابيري که از برخي ‏سخنان رئيس جمهور و وزير خارجه اين کشور مبني بر «بمب ايران يا بمب باران ايران» و يا « بايد براي بدترين ‏شرايط که جنگ هست، آماده شد» يک مسئله کاملا روشن است که براي دستگاه ديپلماسي فرانسه اين فرض به قطعيت ‏تبديل شده است که جمهوري اسلامي در صدد دستيابي به سلاح هسته‌اي است. بدون ايجاد فشار متناسب با اهميت ‏موضوع از موضع خود عقب نشيني نخواهد کرد و در آن صورت احتمال آغاز جنگ از طرف آمريکا و احيانا اسرائيل ‏دور از ذهن نيست و در چنين صورتي در بهترين حالت فرانسه در موقعيتي قرار مي‌گيرد که به دنبال اشغال عراق ‏توسط قواي صدام حسين قرار گرفت، که راهي جز مشارکت در جنگ ندارد‎.‎
اين دو قطبي‌تر شدن وقايع هفته‌هاي اخير راه به کجا خواهد برد، چندان روشن نيست اما يک چيز از هم اکنون روشن ‏است. که هرگاه عقب نشيني ملموسي از طرف مسئولين پرونده هسته‌اي ايران صورت نگيرد، جبران خسارتي که عايد ‏کشور ما خواهد شد، چندان ساده نيست‎.‎
در صورتي که گزارش ۲۲ نوامبر آژانس بين المللي انرژي اتمي هم چنان با اين جمعبندي ارائه شود که اين نهاد قادر ‏نيست از صلح آميز بودن تلاش‌هاي هسته‌اي ايران اطمينان به دست دهد. عملا زمينه براي ورود به مرحله کاملا متفاوت ‏از پيش که همانا تدارک شرايط جنگي است، فراهم مي‌گردد‎.‎
ما به عنوان يک ايراني ، يک شهروند که از همه حقوق شهروندي خود نيز محروم شده ايم در چنين شرايطي چه ‏خواهيم کرد؟ در کجا مي‌ايستيم؟‎ ‎
کساني که مدعي ايفاي نقشي در صحنه سياسي کشور هستند، (بيشتر منظور در صفوف حکومت اسلامي است) چه ‏مي‌گويند؟ هم اکنون در کجا ايستاده‌اند؟ فرداي تحريم همه جانبه کجا خواهند ايستاد؟ و در شرايط بروز فاجعه جنگ چه ‏خواهند کرد؟ اين‌ها و بسياري ديگر از سئوالاتي از اين دست بي‌ترديد مشغله فکري و کاري بسياري از ما ايرانيان در ‏تبعيد هم بوده است. شايد در مواردي هم بيشتر از آن‌ها که در ايران‌اند، که يا زبانشان در عصر سانسور و تهديد به ‏همسوئي با دشمن بسته است و يا اصلا به قول رئيس جمهور اسلامي مي‌گويند «بي خيال اين حرف‌ها، داريم مسافرت ‏مي‌ريم مي‌گيم مي‌خنديم « . (برگرفته از يکي از سخنان شفاهي اخير ايشان ) در خارج به اين موضوعات پرداخته ‏مي‌شود، اما نه تنها جا دارد که بيشتر گفته شود، بلکه ضروري ست به راهکارهائي عملي نيز انديشيده شود. من به نوبه ‏خود اين روزها به همين سئوالات مي‌انديشيدم و هم چنان مشغله اصلي فکري‌ام شده است. با خود مي‌گفتم چه مي‌توان ‏گفت. به سراغ دغدغه‌هاي فکري پيشترم رفتم. مقاله‌اي را به برکت انترنت در آرشيو سايت عصرنو يافتم که به تاريخ ‏دوشنبه ۱۵مهرماه ۱۳۸۱ مصادف با ۷ اکتبر ۲۰۰۲ تحت عنوان « نگذاريم ديگران براي ما تصميم بگيرند!» چاپ شده ‏است را، مجددا خواندم‎ . ‎
اين مقاله پاسخ به مسئله مشخصي که اين روزها زير عنوان «پرونده هسته اي» مطرح است، نمي‌دهد، اما به نظرم ‏رسيد که به شرايط پايه‌اي تري مي‌پردازد که در برخورد با وقايع امروز همان نگاه را مي‌توان داشت. يا لااقل بايد بگويم ‏من پاسخ ديگري به سئوالاتي که خود طرح کرده ام، ندارم. با اين توضيح که هم متأسفانه بخش مهمي از همان ارزيابي ‏در پيشبرد سياست‌هاي دولت آمريکا در منطقه و نقش آتش بياري ديکتاتورهاي حاکم بر کشورهاي فوق الذکر به وقوع ‏پيوسته است و هم راه حل‌هاي پيشنهادي مي‌تواند زبان حال داشته باشد. و اما عين آن يادداشت‎ . ‎
‎ ‎‏۷‏‎ ‎اکتبر ۲۰۰۷- ۱۵مهرماه ۱۳۸۶‏‎ ‎
‎----------------------------------------------------------------‎

در حاليكه مقامات مختلف جمهوري اسلامي به شعارهاي توخالي خود مبني بر آمادگي مقابله با دخالت امريكا در منطقه ‏و ايران ادامه مي دهند، تمامي شواهد بيانگر شمارش معكوس حمله به عراق و تنگ تر كردن حلقه محاصره به دور ‏ايران مي باشد‎.‎
هرگاه رهبران عراق بي توجه به درس هاي حوادث ۱۹۹۱ (اشغال كويت و پيامدهاي فاجعه بار آن) در هفته گذشته ‏پذيرش بي قيد و شرط باز گشت بازرسان سازمان ملل به عراق را به اطلاع دبير كل اين سازمان نرسانده بودند، بدون ‏ترديد هم اكنون اين كشور در زير آتش بمب افكن هاي امريكائي و «ائتلاف جهاني عليه تروريسم» قرار داشت‏‎.‎
اين نگراني متاسفانه هم چنان به قوت خود باقي ست، چراكه اولا : امريكائيان در اين منطقه از جهان، تنها درصدد نابود ‏كردن مراكز توليد سلاح هاي كشتار جمعي نيستند، بلكه پس از استقرار در آسياي مركزي، هدف اصلي آن ها تكميل ‏استراتژي خود در خاورميانه مي باشد، كه درمرحله كنوني به نظر مي رسد شامل: روي كار آوردن دولتي متمايل به ‏امريكا درعراق، كاستن از دامنه مانور و اهميت عربستان سعودي به عنوان مهم ترين كشور توليد كننده نفت.( كشوري ‏كه باساختارفئود الي، سنتي و بنيادگراي آن عليرغم وابستگي شديد به امريكا از يازده سپتامبر بدين سو به سيستمي ‏نامطمئن تبديل شده است) و بالآخره يكسره كردن مناقشه بيست ساله در روابط ايران و امريكا مي باشد. و ثانيا: در اكثر ‏قريب به اتفاق كشورهاي اين منطقه حكامي بر مردم حكومت مي رانند كه آماده اند براي حفظ قدرت و منافع كنترل ‏حاصل از چنين قدرتي، هستي ملتي را به آتش بكشند و ميليون ها انسان را قرباني سازند‏‎.‎
همان طور كه مي دانيم اگر اين روزها شاهد تعيين ماه، هفته، و يا حتي روز حمله به عراق مي با شيم، اساس اين پروژه ‏از مدت ها پيش تدارك ديده شده است و با اعلام ايران، عراق و كره شمالي به عنوان « محورشر» توسط رئيس ‏جمهورامريكا اجراي آن آغاز گرديد‎.‎
در همان زمان، حدود فروردين ماه ۸۱ در مقاله اي تحت عنوان «مقابله باتهديدات خارجي به مبارزه در راه آزادي گره ‏خورده است» در اتحاد كارشماره ۹۶ به اين نكته اشاره شد كه « ناگفته پيداست كه ايران، عراق و كره شمالي درحلقه‌ ‏منافع حياتي امريكا وزن يكساني ندارند و واكنش رقباي منطقه اي و اروپايي امريكا درقبال حمله احتمالي به هر يك ‏ازآن ها يكسان نيست و به احتمال قريب به يقين، امريكا درقبال هر يك از رژيم هاي فوق تاكتيك واحدي به كار نخواهد ‏برد. به عنوان مثال درحالي كه فرستادگان ويژه رئيس جمهور امريكا به راه افتاده اند تا افكار عمومي جهان را جهت ‏حمله اي مجدد به عراق آماده نمايند، برنامه ريزان كاخ سفيد براي كره شمالي نقشه هايي چون فروپاشي كشورهاي بلوك ‏شرق و يا اتحاد دو يمن (شمال و جنوبي) را تدارك مي بينند و در مورد ايران كه موقعيتي به غايت پيچيده عمل مي كند ‏احتمالا تاکتيک ها بسيارمتفاوت ومتنوع خواهد بود.» اخبار مربوط به مذاكرات دو كره، بازشدن محدود مرزها بر روي ‏يكديگر، به روزشدن احتمال تهاجم نظامي به عراق و زيگزاگ هاي مواضع مقامات امريكايي در رابطه با ايران، كه از ‏تهديدات صريح و آشكار نظامي آغاز گرديد و اين اواخر به تاثيرگذاري بر روندهاي داخلي تغيير جهت يافته است، ‏همگي بيانگر اين واقعيت است كه تعقيب چنين پروژه اي براي مقامات واشنگتن با اولويت تمام در دست اجراست و اين ‏در حالي است كه مقامات صاحب قدرت رژيم جمهوري اسلامي هم چون گذشته به دادن شعار و دامن زدن به فضاي ‏تشنج و جنگ افروزي مشغول اند‏‎.‎
در چنين شرايطي مسئوليت ما مردم و نيروهاي اپوزيسيون رژيم چند برابر است. ما مي بايست زير تيغ سركوب، ضمن ‏مقابله با تهديدات احتمالي خارجي با عواملي در راس قدرت به مبارزه بر خيزيم كه هر روزه در صدد نفت پاشيدن بر ‏اين آتش اند و هر صداي اعتراض را با زندان و گلوله پاسخ مي دهند. در اين ميان كار نيروهاي مترقي، آزادي خواه و ‏مستقل ( مستقل از حكومت و قدرت هاي خارجي) بس دشوارتر است‎.‎
مباحثي كه طي ماه هاي گذشته در همين زمينه صورت گرفته اند به سهم خود در تدقيق مواضع و نزديكي احزاب، ‏سازمان ها وشخصي هاي اجتماعي، سياسي و مطبوعاتي در داخل و خارج از كشور مفيد بوده است. اما حساسيت و ‏مبرميت اوضاع به گونه اي ست كه در برخورد به برخي گره گا ه ها مي بايست پاسخ روشن داشت. با اميد به اين كه به ‏اين هدف نزديك شويم به نكات زير اشاره مي شود‏‎.‎
‏۱‏‎ –‎بغرنجي شرايط ايران به گونه اي ست كه اتخاذ سياست و اقدامي به ظاهر متناقض اجتناب ناپذير شده است. شايد ‏اين ظنز تلخ تاريخ ماست كه مي بايست ضمن مطالبه از اتحاديه ي اروپا مبني بر محدود ساختن روابط خود با جمهوري ‏اسلامي و تابع قراردادن آن به رعايت ميثاق هاي بين المللي، از جمله رعايت حقوق بشر، تلاش كنيم تا رابطه اي رسمي ‏و علني در چار جوب عرف بين الملل بين ايران و آمريكا بر قرار گردد. دلايل اين امر بسيار است. جهت كوتاه كردن ‏سخن، تنها به اين واقعيت اشاره مي كنيم كه از مقطع اشغال سفارت آمريكا در تهران تا به امروز، در اساس مردم ايران ‏بوده اند كه بهاي سنگين اين مناقشه را پرداخته اند و برعكس قطع ارتباط با آمريكا و حضور سايه ي سنگين “شيطان ‏بزرگ” بر فضاي ايران، صرفا مصرف داخلي داشته و وسيله اي در دست“خط امامي هاي” ديروز در قبضه ي قدرت ‏و پس از آن منبع تغذيه ي قدرت “ذوب شوندگان در ولايت ” و همچنين وسيله سركوب نيروهاي آزادي خواه به اتهام ‏وابستگي به دشمن. بنا بر اين يكي از مطالبات اپوزيسيون مي بايست خارج كردن مناسبات ايران و آمريكا از پشت ‏صحنه، و بند و بست هاي پنهان و كشاندن آن در نرم و معيارهاي پذيرفته شده در سطح بين المللي باشد‏‎.‎
‏۲‏‎- ‎احتمالا انجام اين امر با دشواري بزرگي روبرو خواهد شد. آقاي خامنه اي “باغيرت” تر از آن است كه منافع ‏عمومي كشور ما را بر افكار و منافع فردي و ارتجاعي روحانيت حاكم ترجيح دهد. مگر اين كه اين قدرت به طور جدي ‏در مخاطره قرار گيرد. بنابر اين با اعتقاد بر اين كه تنها ملتي مي تواند از مصالح و منافع خود دفاع نمايد كه قبل از هر ‏چيز حق حاكميت بر سرنوشت خود را داشته باشد و رأي واراده ي آن منشأ تصميم و تغير در اين يا آن سياست گردد، ‏بايد به مبارزات خود در راه آزادي و دمكراسي شتاب بخشيد، با وفاداري به اين پرنسيب كه آزادي در فقدان استقلال ‏مفهومي نخواهد داشت، به تمام راحل هائي كه ممكن است گشايش بن بست سياسي و دستيابي به “آزادي ” را در خارج ‏از مرز ها جستجو نمايد، اميد نبست و با احساس مسئوليت تمام در تلاش بود تا استبداد حاكم را با اتكاء به مبارزات ‏مردم از پاي درآورد‏‎. ‎
‏۳‏‎- ‎البته حمايت جامعه ي جهاني از مبارزات آزاديخواهان، مشروط بر اين كه در چار جوب ميثاق هاي مورد قبول ‏سازمان ملل متحد و مطالبه ي وظيفه و مسؤليت دولت ها و با نظارت بين الملي صورت گيرد، مي تواند در پيشرفت اين ‏مبارزات نقش مهمي داشته باشد‏‎.‎
رعايت حقوق بشر و مخالفت با نقض آن در هر گوشه اي از جهان، از جمله وظيفه و مسؤليت كشور هاي عضو ‏سازمان ملل و امضاكننده ي اين ميثاق مي باشد. نقض حقوق بشر متأسفانه در بخش عمده اي از جهان به امر عادي ‏تبديل شده است و واكنش كشورهاي با نفوذ در اين سازمان نيز تابعي از منافع سياسي و اقتصادي آن ها شده است. انتقاد ‏از اين روش و مراجعه دادن دولت ها به رعايت وظايفي كه عهده دار مي باشند، مي بايست جزئي از مبارزه ي ما تلقي ‏گردد‎. ‎
متأسفانه طي سال ها ي اخير ايالات متحده آمريكا در مراجع بين المللي وحتي در مواردي بر فراز اين نهاد ها، نقشي ‏تعين كننده يافته است. همان طور كه باره ها شاهد بوده ايم در اوضاع كنوني جهان حرف اول و آخر را اين كشور مي ‏زند. در همين زمينه بد نيست به دو نمونه ي مشخص آن كه هنوز زمان زيادي از آن نمي گذرد اشاره داشته باشيم‎ .‎
در افغانستان تا قبل از فاجعه ۱۱ سپتامبر ما شاهد اين بوديم كه به دليل حمايتي كه آمريكا به طور مستقيم و يا از طريق ‏پاكستان، عربستان و ديگر متحدينش در منطقه از طالبان مي كرد، كم ترين جائي جهت ايفاي نقش اتحاديه ي اروپا و ‏برخي ديگر از كشورها كه مايل بودند به حمايت از“اتحاد شمال ” برخيزند، باقي نگذاشت و كشورهاي فوق نيز دست ‏به هيچ عملي كه باعث مخالفت جدي آمريكا باشد، نزدند. اما زماني كه موضوع سركوب طالبان در دستور قرار گرفت، ‏دولت جرج دبليو بوش نه تنها منتظر تصميم سازمان ملل نگرديد، بلكه، حتي ساعت حمله را از متحدين اروپائي خود نيز ‏پنهان نگه داشت. و يا مي توان به سرنوشت كنفرانس «زمين» در افريقاي جنوبي اشاره داشت كه تنها اعلام عدم حضور ‏رئيس جمهور آمريكا كافي بود تا سا يه شكست، از همان ابتداء بر فضاي كنفرانس مستولي گردد. بنا براين ناديده گرفتن ‏چنين وزني دراتخاذ سياست خطائي ست بزرگ‏‎. ‎
‏۴‏‎- ‎در اوضاع كنوني مراجعه به نهادهاي بين المللي به اشكال مختلف. مذاكره با احزاب وسازمانهاي خارجي (اعم ‏ازاحزاب حاكم و يا دراپوزيسيون) نه تنها مشروع، بلكه ضروري ست. اپوزيسيون در جريان مذاكرات خود مي تواند ‏ضمن مخالفت با سياست هاي جنگ طلبانه، ديدگاه هاي خود نسبت به روند تحولات، تقويت اشكال مبارزات مردم و راه ‏هاي تضعيف استبداد و خود كامگي حاكم بر كشور را مورد گفتگو قرار دهد‏‎.‎

‎ ‎


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration