The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

آيا خطر حمله نظامي و جنگ جدي است؟‏

اتحاد کار

طي هفته‌هاي اخير، بحث درباره امکان حمله نظامي ايالات متحده آمريکا به ايران دوباره از سر گرفته شده است. ‏بخصوص، بعد از گزارشاتي که در باره دخالت دولت ايران در درگيري‌هاي قومي در عراق منتشر گرديده است، ‏گمانه‌زني در مورد احتمال وقوع چنين حملاتي بيشتر شده است. از طرف ديگر، بن بست در مذاکرات هسته اي ‏و بي‌پاسخ ماندن مصوبات شوراي امنيت سازمان ملل در اين مورد، هم چنين تاخير طولاني در تصويب قطعنامه ‏جديد، به دلائل مختلف از جمله اختلاف در بين کشورهاي ۵+۱ در تشديد تحريم ها و اصولا ادامه اين روند، بر اين ‏گمان که ممکن است دولت آمريکا و متحدان غربي آن راه ديگري را در برابر جمهوري اسلامي در پيش گيرند، ‏دامن زده است.‏
همزمان با بن‌بست در شوراي امنيت، فرماندهان نظامي آمريکا در عراق و افغانستان گزارشاتي را منتشر ‏نموده‌اند که حاکي از دخالت سپاه پاسداران جمهوري اسلامي، در امور داخلي اين دو کشور و به عبارتي تسليح ‏نيروهائي است که عليه آمريکا در اين دو کشور مي جنگند. ژنرال پتراوس فرمانده نيروهاي آمريکا در عراق در ‏گزارشي به سناي آمريکا گفت که « اين امر بيش از بيش ... روشن است که ايران از طريق نيروي قدس ‏مي‌خواهد گروه‌هايي را در عراق مبدل به نيرويي مانند حزب الله کند، تا منافع ايران را تامين کرده و از طريق آن با ‏دولت عراق و نيروهاي ائتلاف بجنگد‏‎.‎‏» هم چنين يک فرمانده بلندپايه ارتش آمريکا در افغانستان نيز، جمهوري ‏اسلامي ايران را به «تجهيز شبه نظاميان در افغانستان به بمب‌هاي قوي کنار جاده‌اي» متهم کرده است. دريادار ‏ويليام فالون، فرمانده ستاد مرکزي ارتش آمريکا گفته است که: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، اين نوع ‏بمب‌هاي پيچيده و مرگبار را که در عراق مورد استفاده قرار گرفته‌اند، در اختيار شبه نظاميان افغان قرار مي‌دهد». ‏همزمان، رابرت گيتس وزير دفاع آمريکا تاکيد کرده است که :»ما همواره گفته‌ايم که همه گزينه‌ها روي ميز است. ‏اما روشن است که رهيافت ديپلماتيک و اقتصادي در دستور کار ما قرار دارد.»‏‎ ‎
به دنبال همين اظهارات نيز بود که خبر اعلام سپاه پاسداران به عنوان يک سازمان تروريستي به قطعنامه‌اي در ‏مجلس نمايندگان و سناي آمريکا تبديل شد و به تصويب هر دو مجلس رسيد. اين قطعنامه اگرچه براي دولت ‏آمريکا الزام آور نيست، اما نشاندهنده فضاي حاکم بر مراکز تصميم گيري در ايالات متحده است. تاکيد بر تقابل با ‏سپاه پاسداران طي ماه‌هاي اخير، بيشتر از آن که بيانگر اهميت و يا ابعاد نقش سپاه پاسداران در عراق يا ‏افغانستان باشد، نشاندهنده گرايش به نظامي کردن رابطه با ايران و باز کردن راه براي اقدامات نظامي عليه آن ‏به بهانه دخالت سپاه در امور عراق و افغانستان و يا مشارکت در کشتن آمريکائيان در اين دو کشور است.‏
اما صريح‌ترين اظهارات در مورد امکان درگيري نظامي با ايران را برنار کوشنر وزير خارجه فرانسه اعلام کرد. او با ‏صراحت گفت که: «جهان در ارتباط با برنامه هسته‌اي تهران بايد خود را براي بدترين چيزها که همانا جنگ است، ‏آماده کند» او دليل آن را تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته‌اي دانست و افزود که: «ايران درصدد ‏دستيابي به سلاح‌ها هسته‌اي است. من به مردم فرانسه مي‌گويم چنين چيزي غير قابل قبول است».‏
وزير خارجه فرانسه اگرچه اظهارات خود را بعدا تعديل نمود، اما همين اظهارات در اين حد نيز نشاندهنده جدي ‏بودن بحث حمله نظامي به ايران در پشت صحنه ديپلماسي غرب است. در ادامه همين اظهارات نيز بود که ‏سخنگوي رياست جمهوري فرانسه نيز تاکيد کرد که: «هيچ کس باور ندارد که (برنامه) غني سازي اورانيوم که ‏توسط ايران انجام مي شود، صلح آميز است. براي ما، يک ايران مسلح به جنگ افزار اتمي قابل قبول نيست‏‎.‎‏»‏
وزير خارجه فرانسه اخيرا نيز، به دنبال تعويق تصميم شوراي امنيت در مورد تشديد تحريم ايران در جلسه ۵+۱، ‏طي نامه‌اي به وزراي خارجه اتحاديه اروپا خواستار تشديد تحريم‌هاي عليه جمهوري اسلامي از طرف اتحاديه ‏اروپا بدون تصميم شوراي امنيت هم شده است.‏‎ ‎
وقتي که محمد البرادعي ، توافق آژانس بين المللي انرژي اتمي را آخرين فرصت براي ايران اعلام کرد، توافقي ‏که چندان هم از طرف دولت آمريکا وحتي اتحاديه اروپا مورد استقبال قرار نگرفت، هشداري توام با يک نوع نگراني ‏در ارتباط با اقدامات ديگري بود که در پشت صحنه ديپلماسي ناکام با ايران، در تدارک‌اند و از ماهيتي ديگر ‏برخوردارند و خبر از پايان فرصت ديپلماسي مي دهند. ‏
اما در مقابل؛ رژيم جمهوري اسلامي با اين تصور که کشتي حکومت آمريکا در منجلاب افغانستان و عراق به گل ‏نشسته است، هنوز از ابعاد فاجعه‌اي که در انتظار مردم و حتي خود رژيم درکمين است، آگاه نيست. اگرچه با ‏اوج گيري بحران، اخيرا ترس و وحشت در درون حکومت سرباز کرده است و تلاش هائي هر چند هنوز بطئي و ‏آرام براي مذاکره و آرام کردن دول قدرتمند جهاني آغاز شده است، اما نيروي نگران از جنگ در درون حکومت هنوز ‏آهنگ حرکت اش به اندازه‌اي نيست که بتواند هم بحران سازان بنيادگراي دروني را کاملا پس بزند و هم اميدي ‏در دل دول قدرتمند جهاني براي توقف ماشين جنگي محافل جنگ افروز برانگيزد. ‏
در حقيقت مي‌توان گفت بحران هسته‌اي ايران به يک نقطه کور رسيده است. دولت جمهوري اسلامي، هنوز ‏حاضر نيست غني سازي را تعليق کند. قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل را بپذيرد و دول غربي نيز در ‏واکنش به توافق اخير آژانس با دولت ايران، نشان دادند که حاضر نيستند بدون پذيرش اين قطعنامه‌ها و تعليق ‏غني سازي در ايران از راه رفته بازگردند. براي آن‌ها و نيز بسياري از کشورهاي مهم منطقه از اسرائيل تا ‏عربستان سعودي، جمهوري اسلامي برخوردار از توان تهيه سلاح اتمي غير قابل پذيرش است.‏
از طرف ديگر، مساله دولت آمريکا و متحدان آن و از جمله دول عربي با ايران، فقط به سياست جمهوري اسلامي ‏در مورد پرونده اتمي محدود نمي‌شود، سياست خارجي جمهوري اسلامي در منطقه نيز، مزيد بر علت است. ‏اعلام رسمي مداخلات سپاه پاسداران در عراق از طرف مقامات دولت آمريکا و انتشار خبر اعلام سپاه قدس به ‏عنوان يک سازمان تروريستي خطر درگيري نظامي بين دو دولت را خارج از دايره تصميمات شوراي امنيت بر سر ‏مساله اتمي نيز، محتمل مي‌سازد.‏
به نظر مي‌رسد که با بن بست مذاکرات فقط لحن ديپلمات‌ها نيست که تندتر شده است، چرخ حوادث در حال ‏چرخشي جدي به سوي يک فاجعه است. فاجعه‌اي که هنوز راه اجتناب از آن مسدود نيست، اما نيازمند ‏گام‌هائي بلند و تعيين کننده در خروج از مخمصه بن‌بست سياسي کنوني است. خطر حمله نظامي اگر چه خطر ‏بلاواسطه نيست، اما هر روز که مي‌گذرد، احتمال آن جدي‌تر مي‌شود.‏
‏ حمله نظامي به ايران، طبق اخباري که به بيرون درز نموده است، به صورت بمباران اهداف نظامي، اقتصادي و ‏مراکز مربوط به تکنولوژي اتمي خواهد بود. اين بمباران ها ، اگرچه مي توانند خسارات مالي و اقتصادي و نظامي ‏سنگيني بر ايران وارد کنند، اما قادر به تغيير جدي در وضعيت کنوني مناسبات جمهوري اسلامي با غرب نبوده، ‏بلکه بر عکس به تشديد وضعيت کنوني منجر شده و رژيم زخمي از اين حملات، در اولين گام به تشديد سرکوب ‏در ايران و بستن هر چه بيشتر فضاي تنفس مردم ايران دست خواهد زد. در عين حال، تلاش خواهد کرد تا با ‏تشديد عمليات تروريستي در خارج از کشور به تلافي‌جويي نيز دست بزند. حاصل اين وضعيت وخيم تر شدن ‏وضعيت مردم ايران و ناامني بيشتر در منطقه و به خطر افتادن انسان‌هاي بيگناه است. از اين رو اهميت دارد تا ‏به هر ترتيب ممکن با حمله نظامي امريکا و هرگونه بمباران اهداف نظامي و اقتصادي در ايران مخالفت شود. ‏
بايد توجه داشت که درگيري امريکا با ايران امروز فقط به مساله بحران «اتمي» محدود نمي‌شود. حکومت فعلي ‏امريکا درحال حاضر به شدت در باتلاق عراق گرفتار شده است و در تلاش است تا مفري براي خروج از اين ‏مخمصه پيدا کند. هر راه حلي نيز بايد دو نکته اساسي را در برداشته باشد: اولا بتواند سيماي امريکاي قدرتمند ‏را خدشه‌دار نکند به ديگر سخن نبايد واقعه ويتنام را تداعي کند، دوم اينکه بايد از قدرت گيري جمهوري اسلامي ‏پس ار خروج امريکا از عراق جلوگيري کند. از اين رو، رابطه شيعيان عراق با حکومت ايران، امروز يکي از مشکلات ‏اصلي امريکا در عراق است و تا زماني که ايران توان کمک و پشتيباني از شيعيان عراق را داشته باشد، اين ‏مشکل به قوت خود باقي خواهد ماند. جناح‌هاي جنگ طلب امريکا در تهاجم نظامي به ايران و نابود کردن توان ‏نظامي و اقتصادي آن، به دنبال راه حلي براي اين مشکل نيز هستند. سوال اينجا است که آيا آن‌ها از عواقبي ‏که اين بمباران‌ها مي‌تواند درست در همين عراق براي آن‌ها به بار آورد، واقفند و اهميت لازم را به آن ميدهند يا ‏نه؟ يقينا حملات هوايي و بمباران، ضرباتي به توان نظامي ايران خواهد زد، اما از سوي ديگر، به تقويت رابطه ‏حکومت ايران با دستجات شيعيان عراق نيز خواهد انجاميد و جمهوري اسلامي قادر خواهد بود در مقام مقابله با ‏آمريکا، علني تر به تقويت اين دستجات و تشديد حملات آن ها به نيروهاي امريکا در عراق خواهد پرداخت. ‏
ما تاکنون هر دو طرف را به ادامه گفت و گو هاي متقابل، پذيرش قطعنامه‌هاي‌ سازمان ملل و حل مناقشه اتمي ‏از طريق آژانس بين الملي تاکيد کرده‌ايم. اما اکنون بحران فراتر رفته است. بخصوص در دو سال و نيم گذشته ‏همواره سياست خارجي ايران تنش‌زاتر شده است. از جمله از طريق اظهارات و اقدامات شخص احمدي نژاد در ‏مورد اسرائيل و هولوکاوست اعتماد عمومي به سياستمداران در ايران را به پائين‌ترين حد خود رسانده است. ‏روابط ديپلماتيک با دولت ايران را در سطح بين الملي به طور فاحشي تنزل داده است. اين امر بازتاب خود را در ‏برخورد به توافق اخير آژانس با ايران بيشتر از پيش نشان داد. از يک سو، دولت ايران با آژانس در برخي ‏زمينه‌هاي مورد مناقشه در برنامه اتمي‌اش به توافق رسيده است، از سوي ديگر بدون توجه به اين توافق، بحث ‏بر سر قطعنامه سوم براي تشديد تحريم‌ها جريان دارد. اين که توافقات آژانس از نظر دول غربي، آمريکا و اتحاديه ‏اروپا، بدون پذيرش قطعنامه‌هاي شوراي امنيت ، کافي نيست، يک روي سکه است، روي ديگر سکه اين واقعيت ‏است که کمتر کسي ديگر به مذاکره با دولت فعلي و نمايندگان آن اعتماد دارد.‏
اول از همه بايد به سازماندهي يک فشار همگاني عليه سياست‌هاي رهبران جمهوري اسلامي انديشيد و ‏مسئوليت همه کساني را که مخالف اين سياست‌ها هستند، يادآور شد. ‏
در عين حال، بايد با مراجعه به نهادهاي بين‌المللي احزاب و جريانات مترقي عواقب فاجعه‌بار هر گونه جنگ ‏جديدي براي منطقه و جهان متذکر شد. در دنياي امروز بيش از هر زماني، زبان زور ديگر زبان سياست‌ورزي ‏نيست. در جهاني که ارزش‌هاي انساني جهانشمول جزو اصول شناخته شده در حقوق بين المللي هستند، ‏توسل به سلاح تنها فاجعه انساني و زيست محيطي به بار نخواهد آورد و موجبات نفرت همگاني عليه مناديان ‏به جنگ و خونريزي را فراهم خواهد ساخت. وضعيت کنوني در عراق و بلبشوي حاکم بر اين کشور و سرنوشت ‏غم انگيز مردم آن، بهترين شاهد اين مدعاست. بشريت امروز از ابزارهاي سازنده‌اي براي مقابله به ‏غيرعقلاني‌ترين حکومت‌ها برخوردار است تا بدون توسل به جنگ و کشتار و آوارگي مردم به اهداف خود دست ‏يابد.‏
آن چه به کشور ما ايران مربوط مي‌شود، تنها قدرتي که قادر است دولت ايران را وادار به تغيير سياست خود کند، ‏اراده مردم خود ايران و توانمندي جنبش دمکراسي و حقوق مدني آن است. هر گونه اقدام نظامي عليه ايران، به ‏تقويت بحران آفرينان کنوني انجاميده و قبل از همه جنبش آزاديخواهانه مردم ايران را تضعيف و ناتوان خواهد ‏ساخت. چه از طريق تقويت باندهاي قدرت مسلح در حکومت، چه از طريق دامن زدن به احساسات مقابله با ‏تهاجم بيگانه بر خاک وطن. ‏
بدترين سياست ممکن در حال حاضر در رابطه با حکومت ايران چيزي جز آغاز جنگ با اين حکومت نيست برعکس ‏تلاش مجامع جهاني در منزوي کردن هر چه بيشتر حکومت اسلامي، محدود کردن معاملات تسليحاتي ، ‏جلوگيري از تنظيم قرارداد هاي اقتصادي کمپانيهاي بين المللي با حکومت ايران و در تنگنا قراردادن حکومت براي ‏پيشبرد برنامه هاي خود از جمله اقداماتي است که مي تواند حکومت را به عقب بنشاند.‏
نيروهاي طرفدار صلح و دمکراسي و حقوق بشر در ايران بايد چهره ديگري از کشور و آينده آن به جهانيان ارائه ‏دهند، چهره مدافع منافع ملي مردم ايران و نقش سازنده ان در دفاع از صلح و امنيت در منطقه و جهان.‏




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration