The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

اتحاد جمهوريخواهان ايران و انتخابات مجلس هشتم‏

مسعود فتحي


‏۱‏‎-
درآمد‎:

بحث انتخابات اين بار، ماه ها پيش از انتخابات به موضوع اصلي بحث هاي اتحاد جمهوريخواهان ايران تبديل شده است. ‏هر چند حد استقبال از اين بحث، انتظارات دوستان علاقمند به همه گير کردن اين بحث را برآورده نمي کتد، اما مي ‏توان گفت که در بحبوحه ده ها مساله حاد روز از خطر حمله نظامي تا بن بست بحران اتمي و ديگر تحولات در ادامه ‏سرکوب هر چه بيشتر نيروهاي جامعه مدني در ايران، سهم مهمي از وقت و انرژي نهاد هاي مرکزي را به خود ‏اختصاص داده است‎.‎
مهم ترين دليل اين توجه فوق العاده به انتخابات، قطعا قرار مصوبه اي است که در همايش سوم در برلين، به تصويب ‏رسيده است. در اين قرار تاکيد شده است که‏‎:‎
‏««همايش سوم «اجا» هيئت سياسي ( شوراي هماهنگي) منتخب را موظف مي سازد که تدارک ائتلاف بزرگ ‏جمهوريخواهان ايران به منظور شرکت مستقل در انتخابات همزمان رياست جمهوري و مجلس هشتم را بلافاصله آغاز ‏نمايد‎.» ‎
هم چنين گفته شده است که‏‎:‎
هيئت سياسي حداکثر تا سه ماه شعارهاي انتخاباتي و کانديداهاي پيشنهادي «اجا» و سياست هاي انتخاباتي را مشخص ‏ساخته، جهت تصويب به همايش دائر يا شوراي هماهنگي ارائه مي دهد‏‎.» ‎
بخش اول اين قرار دو مولفه دارد: ۱) تدارک ائتلاف بزرگ جمهوريخواهان ايران ۲)به منظور شرکت مستقل در ‏انتخابات همزمان رياست جمهوري و مجلس هشتم. البته لازم است که گفته شود، اين قرار با فرض همزماني دو ‏انتخابات نوشته شده است‎. ‎
در بخش دوم که به لحاظ منطقي مي بايد مقدم بر بحث «تدارک ائتلاف بزرگ» مي شد. تاکيد زمانبندي شده بر ‏‏«مشخص» نمودن «شعارهاي انتخاباتي و کانديداهاي پيشنهادي «اجا» و سياست هاي انتخاباتي» در فرصتي حداکثر سه ‏ماهه شده است‎. ‎
اکنون بيش از سه ماه از همايش گذشته است. اگر قرار بر اجراي اين مصوبه باشد که ظاهرا بحث بر اين منوال مي ‏چرخد، مي بايد تا الان اين شعار ها و کانديدا هاي اتحاد جمهوريخواهان وسياست هاي انتخاباتي آن روشن شده بود و بر ‏اين اساس نيز بخش اول اين مصوبه يعني تدارک ائتلاف بزرگ براي شرکت مستقل آغاز مي شد‏‎.‎
اما جدا از آنچه که در اين قرار فرمولبندي شده است، خود وجود اين قرار ما را در برابر سوالات متعددي قرار داده ‏است و اين خود حتي بحث ساده در مورد انتخابات را با مشکل مواجه ساخته است. طرح و نقشه اي که در اين قرار ‏تعبيه شده است، از آن جمله است. از اين رو ما جدا از اين که چه موضعي در قبال انتخابات داريم، نخست با سوالات ‏متعددي مواجهيم‎.‎
‎ ‎اول از همه معناي واقعي اين قرار اتحاد جمهوريخواهان چيست؟ شرکت مستقل در انتخابات مجلس چگونه و از چه ‏طريقي ممکن است؟ آيا اتحاد جمهوريخواهان امکان شرکت مستقل در انتخابات مجلس هشتم را دارد؟ آيا ائتلافي از ‏جمهوريخواهان ايران به اين منظور عملي است؟ اساسا جمهوريخواهان ايران به طور کلي، اولا بر سر چنين شرکتي در ‏انتخابات مشخص مجلس هشتم توافقي دارند؟ ثانيا تا چد مي توان به تشکيل يک ائتلاف انتخاباتي بزرگ در بين آن ها ‏اميدوار بود؟ دست آخر اين نيروها کدام اند؟‏

‏۲‏‎ - ‎جايگاه انتخابات کجاست؟‏‎

اتحاد جمهوريخوهان ايران در همان اولين بيانيه مصوب همايش اول خود تاکيد نموده است که «يگانه منشاء مشروعيت ‏حکومت، راي مردم است « و همواره بر اين امر تاکيد کرده است که شعار اصلي ما براي تبلور اراده آزاد مردم در ‏تعيين سرنوشت کشور، برگزاري يک انتخابات آزاد است. خواست انتخابات آزاد و آزادي احزاب و مطبوعات به عنوان ‏پيش شرط هاي ضرور چنين انتخاباتي همواره سرلوحه کار ما بوده است. از همين رو نيز، براي اتحاد جمهوريخواهان ‏هر انتخاباتي مهم بوده است، بدون آن که با استناد به شرائط حاکم بر انتخابات در جمهوري اسلامي، پيشاپيش اصل را ‏بر تحريم و يا عدم شرکت در هر انتخاباتي قرار دهد‏‎. ‎
براي کساني که مشروعيت هر نوع حکومتي را تنها منبعث از راي و اراده آزاد مردم مي دانند، انتخابات فرصتي است ‏که ده ها ميليون ها نفر از همين مردم با راي خود به داوري درباره کارنامه حکومتگران و حکومت فراخوانده شوند. ‏انتخابات به اين مفهوم عرصه اي براي چالش با حکومت و براي تغيير در ساختار سياسي کشور با تاثير بر آراي مردم ‏است. حکومت جمهوري اسلامي همواره تلاش نموده است که با هر چه محدود تر نمودن حق انتخاب مردم، چه از ‏طريق ممنوع نمودن فعاليت احزاب سياسي، چه از طريق کنترل بر روند انتخابات از طريق شوراي نگهبان و نظارت ‏استصوابي و حذف کانديداهاي غير حکومتي و ناخوشايند براي محافل قدرتمند درون حکومتي، امکان انتخاب مردم را ‏هر چه محدودتر کند‎.‎
وظيفه نيروهاي جمهوريخواه و معتقد به حق حاکميت مردم، قهر کردن از صندوق هاي راي نيست که حکومت با تمام ‏وسائل در صدد اعمال سلطه خود بر آن هاست، بلکه تلاش براي مهار اين کنترل و از کار انداختن آن در پاي همان ‏صندوق هاست. اين کار تنها از طريق وارد شدن در مصاف هاي انتخاباتي و مقابله با تمهيدات حکومت براي محدود ‏نمودن حوزه تاثير راي مردم ممکن است. از اين منظر عرصه انتخابات عرصه اي براي مقابله با تمامي موانعي است ‏که حکومت در برابر آزادي انتخاب مردم اتخاذ نموده است. لازمه به کرسي نشاندن راي و اراده مردم پيروزي در اين ‏عرصه و عقب راندن حکومت از صحنه دخالت در انتخابات براي بيرون کشيدن نتايج دلخواه خود از صندوق هاي راي ‏مردم است‎.‎
مساله اساسي چگونگي انجام اين امر است‏‎.‎

‏۳‏‎ - ‎مفهوم قرار همايش سوم چيست؟‎

قبل از همه براي برخي از کساني که به اين قرار راي داده اند، راي به اين قرار تاکيد بر اهميت انتخابات بوده است. ‏براي برخي ديگر فراتر از اين، نقشه راهي براي عملي کردن يک سياست از پيش تعيين شده است. همانطور که در بالا ‏ديديم، در اين قرار وظائفي مطرح شده است که نيازمند اقدام عملي هستند. مثل مشخص نمودن «شعارهاي انتخاباتي»، ‏‏«کانديداها»، تدارک «ائتلاف بزرگ جمهوريخواهان» و «شرکت مستقل» در انتخابات‎.‎
بخشي از آن به خود اتحاد جمهوريخواهان مربوط مي شود، مثل شرکت مستقل در انتخابات مجلس و معرفي کانديدا. اما ‏در برخي عرصه ها مثل بحث ائتلاف بزرگ با جمهوريخواهان ايران، حوزه اي فراتر از حوزه تصميمات خود ماست. ‏در اين مورد البته مي شود گفت که نه فقط بر شرکت در انتخابات که موضوعي مورد اختلاف بين همين نيروها از داخل ‏تا خارج است، بر سر مسائل بسيار عمومي تر هم، طي چهار سال گذشته کار چنداني صورت نگرفته است و همواره هر ‏تلاشي در اين جهت با سوالات و گاه بحث هاي ناتمامي مواجه بوده است. بسيار پيشتر از همايش سوم، بيانيه مصوب ‏همايش اول تاکيد نموده است: «ما ميکوشيم تا در داخل و خارج از کشور، با همه جمهوري خواهاني که طرفدار ‏دمکراسي، جدائي دين از ساختار حکومت و روشهاي مسالمت آميز مبارزه هستند، اتحادي گسترده برپا سازيم و با تمام ‏نيروهايي که خواهان تقويت عناصري از جمهوري و دمکراسي در نظام سياسي کشورند، به همکاري و اتحاد عمل ‏دست يابيم.» تاکنون از طرف ما اقدام جدي اي در اين عرصه سازمان داده نشده است و خود عملياتي کردن اين مصوبه ‏موضوع بحث و اختلاف بسياري بوده و هنوز هم هست‏‎.‎
حال آيا در اجراي اين «قرار» وضعيت فرق خواهد کرد يا نه، بايد در عمل ديد‎. ‎

‏۴‏‎ - ‎کدام شعار ها؟‎

آن چه بيش از همه مهم است، تعيين همين شعار هاي انتخاباتي است. انتخاب شعار ها بدون آن که روشن کنيم که با کدام ‏هدف وارد کارزار انتخاباتي مي شويم، ممکن نيست‎.‎
ما تاکنون بر شعار انتخابات آزاد، آزادي احزاب و تشکل ها، آزادي مطبوعات و ... تاکيد نموده ايم. اين ها خواست هاي ‏تعطيل ناپذير ما هستند. خواست آزادي فعاليت احزاب مخالف دولت و نيز آزادي مطبوعات و اطلاع رساني براي ايجاد ‏امکان حضور ما در صحنه سياسي کشور حائز اهميت درجه اول بوده است‎. ‎
در همايش دوم اتحاد جمهوريخواهان اين خواست نيز، به شيوه همين قرار در مورد شرکت در انتخابات، به عنوان ‏دستور العمل نيز تصويب شده است: «اجلاس عمومي اتحاد جمهوري خواهان مسئولين سياسي و اجرايي منتخب اين ‏اجلاس را موظف ميکند، که هر چه زودتر شرايط حضور سياسي و تشکيلاتي اتحاد در ايران را به وجود آورده و براي ‏عملي شدن آن اقدامات لازم را در صحنه ملي و بين المللي انجام دهد. مسئولين موظفند که نتيجه فعاليت هاي خود را هر ‏سه ماه يکبار به اطلاع اعضا برسانند‎.‎‏»‏
همانطور که مي بينيم، طبق اين «قرار» همايش دوم ما «موظف» بوده ايم که « هر چه زودتر شرايط حضور سياسي و ‏تشکيلاتي اتحاد در ايران را به وجود آورده و براي عملي شدن آن اقدامات لازم را در صحنه ملي و بين المللي انجام» و ‏هر سه ماه يک بار هم اقدامات خود را گزارش دهيم. کاري که صورت نگرفته است‏‎.‎
بايد تاکيد کنم که تبديل يک خواست به «وظيفه» الزاما به معني تحقق آن نيست. در واقع امر نيز، نيروهاي سياسي مي ‏توانند هر وظيفه اي را در برابر خود قرار دهند، اما تعيين هر «وظيفه» به معني عملي بودن و يا عملي شدن آن نيست، ‏بلکه وجود شرائط و اراده لازم تحقق آن را امکانپذير ميسازد‎. ‎
شرکت مستقل در انتخابات هم از نوع «وظائفي» است که طي يک «قرار» ابلاغ شده است. اگر اين قرار بخواهد اجرا ‏شود، بايد مساله «تشکيلاتي و سياسي اتحاد جمهوريخواهان» در ايران جنبه عملي به خود بگيرد. يعني ما بايد قرار ‏ماقبل را عملي کنيم. قراري که شرائط براي عملي کردن آن از همان روز تصويبش که روز انتخابات رياست جمهوري ‏و برآمد احمدي نژاد بود، در مسير عکس حرکت نموده است‏‎.‎
به نظر من شعارهاي ما بايد ناظر بر شرائط ما باشد و در جهت تحقق حضور ما در ايران، مثل خواست‏‎:‎
‎• ‎آزادي احزاب ، برسميت شناختن پلوراليسم سياسي، آزادي مطبوعات، انحلال دادگاه هاي ويژه مثل دادگاه انقلاب ‏و رسيدگي به اتهامات سياسي و مطبوعاتي در دادگاه هاي عادي با حضور هيات منصفه‏‎ ‎
‎• ‎آزادي انتخابات ، لغو نظارت استصوابي و تامين امکان نظارت نمايندگان احزاب بر جريان انتخابات‏
‎• ‎لغو و تغيير قوانين مغاير با منشور جهاني حقوق بشر و ملحقات آن
‎• ‎و‎ ...‎

‏۵‏‎ - ‎شرکت مستقل، چگونه؟‎

اتحاد جمهوريخواهان ايران در خارج از کشور و با مشارکت فعالان سياسي خارج از کشور تشکيل شده است. هيچ کدام ‏از مسئولين اين جريان مقيم داخل کشور نيستند. حوزه فعاليت ما نيز تاکنون خارج از کشور بوده است. اگر قرار بر ‏شرکت مستقل است، نخست بايد روشن شود که اين شرکت از چه طريقي مي تواند عملي شود؟ اگر اصل بر رفتار ‏قانوني است، اين شرکت فقط از طريق مراجعه به نهاد هاي ذي صلاح حکومتي مثل وزارت کشور و ... ثبت نام در ‏انتخابات ممکن است. من ترديد دارم که در درون اتحاد جمهوريخواهان چنين مراجعه اي به نهادهاي دولتي امر پذيرفته ‏اي باشد، نمونه آن عدم توافق در هيات سياسي اجرائي براي نوشتن نامه به رئيس قوه قضائيه در مورد وضعيت نامعلوم ‏يکي از دوستان بازداشت شده بود. پس اولين سوالي که بايد بدان پاسخ داده شود، تعيين حد و حدود اين مشارکت است‎.‎
به نظر من اتحاد جمهوريخواهان يک بار ديگر هم شرکت مستقل در انتخابات رياست جمهوري را مطرح کرده است و ‏در عمل، اين فکر ناموفق بوده و از استقبالي در حد همان انتخابات رياست جمهوري هم برخوردار نشده است. تکرار ‏اين امر امروز در انتخابات مجلس، بويژه با شرائطي که بر انتخابات اين دوره حاکم است، کمکي به ما نکرده و پيشاپيش ‏دست ما را در اتخاذ روش هاي متناسب با موقعيت ما نيز خواهد بست و مي تواند همه تلاش هاي ما را به سمتي ‏رهنمون شود که پايان آن از همين امروز غير قابل پيش بيني نيست‎. ‎
در موقعيت فعلي ما، معرفي کانديدا از خارج از کشور براي داخل کشور براي نمايندگي در مجلس که يکي از شروط ‏کانديداتوري اقامت در محل انتخابات است، حوزه راي گيري نيز همان محل است، خود جزو مشکلات قرار مصوب ‏است‎. ‎
اگر قرار است که ما کانديدا هاي مستقل اعلام کنيم. قابل تصور است که از همين افراد حاضر در اجا و يا حول و حوش ‏آن اين کار را بکنيم. افراد مورد نظر ما، چندين دهه است که پايشان به خاک کشور نرسيده است و در محل اقامت سابق ‏خودشان ممکن است کسي حتي نام آن ها را هم نشنيده باشد. راه دوم معرفي کانديدا هائي از داخل کشور است که بايد ‏اول روشن نمود که چنين امکاني واقعي است؟ فرض کنيم که اين کار در ائتلاف با ديگر نيروهاي جمهوريخواه انجام ‏شود. در واقع بر سر معرفي آن ها چنين توافقي با اين نيروها صورت بگيرد. در اين صورت نيز معلوم نيست که اين ‏نيروها در داخل کشور کدام ها هستند؟ حد رابطه ما با آن ها، در چه سطحي است؟ آيا در آن حد هست که ليست مشترک ‏بدهيم؟

‏۶‏‎ - ‎شرکت مجازي يا واقعي؟‎

وقتي که از شرکت مستقل در انتخابات صحبت مي کنيم، منظورمان نمي تواند فقط شرکت تبليغاتي در کارزار انتخاباتي ‏باشد، بلکه ارائه کانديدا در انتخابات است. اين حضور براي ما در شرائط کنوني و در انتخابات مجلس به طريق اولي ‏امکانپذير نيست. پيش شرط آن حضور در ايران است‏‎.‎
لازمه حضور در ايران امروز فعاليت در چارچوب قوانين موجود کشور يعني قوانين جمهوري اسلامي است. مبارزه ‏قانوني يعني گردن نهادن به قوانين موجود، حتي اگر مخالف آن هستيم. اتحاد جمهوريخواهان اگر خواهان مبارزه قانوني ‏در کشور است، اول از همه بايد اعلام کند که در عين آن که برنامه آن تغيير قوانين موجود کشور و ساختار سياسي آن ‏است، براي رسيدن به اين هدف خواستار فعاليت قانوني در چارچوب اين قوانين موجود کشور است و اين کار را هم ‏رسما بايد انجام دهد‏‎. ‎
نمي شود اين مساله را دور زد و صرفا با استناد به منشور جهاني حقوق بشر و ملحقات آن، استدلال کرد که «مي توان ‏و بايد اين اسناد را به عنوان /فصل الخطاب/ پيش کشيد، التزام به آنها را مقدم برالتزام به هر قانون ديگري دانست و ‏حکومت را فراخواند تا امضاي خود را محترم شمرده، ضرورت بازنگري قانون اساسي و قوانين جاري بر اساس ‏اصل التزام به اسناد مذکور را بپذيرد. و مادام که چنين نشده است ، حق هر ايراني است که به عنوان يک شهروند ‏جهان، به قوانيني که مغاير حقوق شهروندي اوست، ملتزم نباشد.» (احمد پورمندي، اخبار روز،تاکيدات از من‎)‎
در اين که مي توان چنين کاري کرد از جمله همين پيشنهاد احمد عزيز هيچ شکي نيست. ولي نمي توان نامه اي به ‏وزارت کشور ايران نوشت و به عنوان شهروند جهاني خود را کانديداي انتخابات در فلان شهر کرد. بايد به عنوان ‏شهروند ايراني مقيم تهران ، تبريز ... خود را معرفي نمود و طبق قانوني که الزاما نبايد آن را قبول داشت، اما قانون ‏جاري کشور هست، خود را کانديد کرد. تنها با گفتن اين که: «مفهوم /شهروند جهان / ديگر مفهومي صرفا آرماني نيست ‏‏« (همانجا)نمي شود از طريق يک ظرف «جهاني» وارد يک انتخابات «ايراني» شد. با استناد به اين مصوبات خيلي ‏کار ها مي شود کرد، از دولت خواست که به آن ها التزام داشته باشد، ولي نمي شود به صرف استناد به اين مصوبات ‏در انتخابات مجلس در ايران ثبت نام کرد. چنين شرکتي مثل همين فرض، که بيشتر مجازي است تا واقعي، خود بخود ‏يک شرکت مجازي و تبليغاتي خواهد بود تا يک حضور واقعي در عرصه يک کارزار انتخاباتي‎.‎
شکي نيست که «حق هر ايراني است ... به قوانيني که مغاير حقوق شهروندي اوست، ملتزم نباشد.» ولي اين امر ربطي ‏به شهروند جهاني بودن يا نبودن ندارد. بدون پسوند شهروند جهاني هم «مي توان بدون رد فله اي قوانين موجود، از ‏التزام نسبت به هر قانون مشخصي که ناقض حقوق شناخته شده شهروندي است، سر باز زد و به جاي نافرماني مدني، ‏حکومت را به فرمانبرداري مدني و پرهيز از ياغي گري فراخواند.» (همانجا‎)‎
در يک نظام دمکراتيک هر دولتي به مصوبه اي که زير آن را امضا مي کند، برعکس دولت هائي از نوع دولت ‏جمهوري اسلامي، متعهد بوده و به شهروندانش پاسخگو است، چون براي انتخاب مجدد نيازمند راي همين شهروندان ‏است. لذا هر شهروندي در استيفاي حقوق خود مي تواند به آن ها استناد کند. بنابراين الزامي به جهاني کردن شهروندي ‏نيست، چون شهروند سياسي داراي حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در واحد محلي و منطقه اي معين است نه در بعد ‏جهاني‎.‎

‏7‏‎ - ‎چه نامه اي به کدام مرجع؟‏‎

يکي از بحث هائي که حول و حوش کارزار انتخاباتي مطرح شده است، نوشتن نامه سرگشاده خطاب به مراجع بين ‏المللي در مورد نقض حقوق شهروندي و حق شرکت در انتخابات در مورد احزاب اپوزيسيون از جمله اتحاد ‏جمهوريخواهان و نيز نوشتن نامه مشابهي به احزاب و نيروهاي اپوزيسيون در داخل و خارج از کشور است‏‎.‎
بحث ديگري هم مطرح است که قبل از آن که نامه اي به مراجع بين المللي در شکايت از دولت ايران نوشته شود، لازم ‏است که نامه به دولت ايران براي مشارکت در انتخابات نوشته شود، متناسب با برخورد با اين درخواست نيز نامه دوم ‏تنظيم شود‏‎.‎
در مورد اين که نامه اي به دولت ايران نوشته شود، اگر کسي قصد شرکت مستقل و اعلام کانديدا باشد، اين امر جزو ‏اصول اوليه است‏‎. ‎
در مورد نامه خطاب به نيروهاي اپوزيسيون داخل و خارج کشور نيز فکر مي کنم، اول از همه، نيروهاي مورد نظر را ‏بايد به گفت و گو و رايزني در باره اتخاذ يک سياست فراگير و روشن در مورد انتخابات دعوت کرد. اين کار مي تواند ‏از طريق يک نامه سرگشاده و با اعلام نظر در اين مورد هم صورت بگيرد، اما تنها زماني مي تواند به يک اقدام جمعي ‏تبديل شود که بتواند از طريق مذاکره دو يا چند جانبه به نتيجه قابل قبول براي همه تبديل شود. آن گاه متناسب با روند ‏امور در مورد انتخابات مي توان تصميم گرفت که در سطح بين المللي چه مي توان کرد‏‎. ‎
بدون يک برآمد در سطح ملي، کسي به حرف ما در مجامع بين المللي توجه لازم را نخواهد کرد. شکايت به اين مراجع ‏هم زماني مفهوم دارد که عملي انجام شده باشد که مغاير با تعهدات يک دولت است و اين عمل هم نمي تواند يک امر ‏کلي بلکه بايد فعاليت قابل لمس باشد‏‎.‎
اگر نامه اي قرار است نوشته شود، قطعا در وهله اول خطاب آن رو به داخل است. در ادامه و در جهت تقويت اين گام ‏هم، مي توان در خارج اقداماتي را متناسب با آن سامان داد‏‎.‎

‏8‏‎ - ‎چگونه شرکتي و با کدام هدف؟‏‎

اول از همه از نظر من شرکت ما در انتخابات هنوز يک شرکت مستقيم و فيزيکي نمي تواند باشد. از يک سو مانع ‏قانوني و غير قانوني حکومت اين امکان را از ما گرفته است و از سوي ديگر تحولات سال هاي اخير ما را از چنين ‏شرکتي دور تر هم ساخته است و شرائط را براي شکستن اين موانع سخت تر کرده است. بنا بر اين بحث ما بيشتر بر ‏سر شرکت نه الزاما در خود انتخابات، که در کارزار انتخاباتي است. در اين کارزار ما الزاما نبايد حتما به طور ‏فيزيکي در ايران حضور داشته باشيم تا اهدافي را که واقعي هستند، دنبال کنيم‎.‎

اهدافي که ما در اين کارزار دنبال مي کنيم عبارت اند از‏‎:‎
‎• ‎دفاع از انتخابات آزاد و آزادي حضور نيروهاي مخالف حکومت از جمله امکان حضور ما و نيروهاي مشابه ما ‏در انتخابات
‎• ‎تلاش براي نزديکي بيشتر نيروهاي جمهوريخواه سکولار حول خواست آزادي انتخابات و ارائه برنامه و سياست ‏مشترک براي حضور در کارزار انتخاباتي
‎• ‎معرفي نيرو، برنامه و آلتراناتيو جمهوريخواه سکولار در صحنه سياست ايران و تلاش براي گشودن چشم انداز ‏جديدي در برابر مردم‏‎.‎

در اين کارزار بايد‎: ‎
‎• ‎نوک تيز حمله ما متوجه تمامي شخصيت ها، نهاد ها، نيروها و قوانيني باشد که از ادامه وضعيت موجود و حفظ ‏آن دفاع مي کنند و سد راه هر گونه تغييري هستند‏‎. ‎
‎• ‎حمايت ما بايد متوجه سياست ها و تلاش هائي باشد که همسو با خواست هاي ما و در جهت تغيير در وضعيت ‏کنوني هستند‏‎. ‎

‏9‏‎ - ‎و دست آخر‎:

آن چه که در قرار مصوب با شرائط ما تناسب دارد، عبارت است از‏‎:‎
‎• ‎شرکت فعال در کارزار انتخاباتي
‎• ‎تلاش براي «تدارک ائتلاف بزرگ» از نيروهاي جمهوريخواه داخل و خارج کشور در برخورد با امر انتخابات‏
‎• ‎تدوين «سياست هاي انتخاباتي»، تهيه يک برنامه جامع براي حضور در کارزار انتخاباتي و تعيين «شعارهاي ‏انتخاباتي» مناسب
آن چه ما فعلا به تنهائي قادر به انجام آن نيستيم و اگر قرار است که ائتلافي صورت گيرد، بايد به تصميم آن واگذار ‏کرد‎:‎
‎• ‎پيشنهاد کانديدا و شرکت مستقل در انتخابات است‏‎.‎
ما بايد توجه خود را به مسائل واقعي مربوط به انتخابات در ايران، عوامل موثر در سرنوشت آن و نيز نيروهاي واقعي ‏موجود در اين عرصه متمرکز کنيم. اگر قرار باشد تغييري در وضعيت فعلي ايران صورت بگيرد، اين تغيير قبل از ‏همه با توجه به موفقيت نيروهاي خواهان اين تغيير در خود ايران صورت خواهد گرفت. پس به جاي آن که وقت خود را ‏صرف بحث در مورد نوشتن نامه به اين يا آن نهاد بين المللي و غيره بکنيم، ببينيم برخورد ما با چالشي که در درون ‏ايران و بر سر اين انتخابات وجود دارد، چه بايد باشد‏‎.‎
خواست ما آزادي انتخابات و ايجاد شرائط شرکت نيروهاي نظير ما در آن است. هر اقدامي و هر برنامه اي که از سوي ‏هر نيروئي در ايران مطرح شود و ما را به اين هدف يک گام نزديک تر بکند، از هزار پشتيباني فلان نهاد بين المللي و ‏يا فلان پارلمان و دولت خارجي ارزشمند تر است، و بايد مورد پشتيباني ما قرار گيرد. ما بايد به جاي بحث در مورد اين ‏که به کجا بايد نامه بنويسيم و به چه کسي، يا اين که کدام مقدم است، بايد روشن کنيم که هدف ما چيست و راه رسيدن به ‏آن کدام است. از اين رو به نظر من ثقل اصلي تلاش ما بايد متوجه رابطه تنگاتنگ با نيروهاي سياسي در ايران باشد و ‏سياست ما بايد خود را در هماهنگي با تحولات در ايران تدقيق کند، نوشتن نامه به اين يا آن نهاد بين المللي هم در ارتباط ‏با اين رويکرد مفهوم پيدا خواهد کرد‏‎.‎

‎ ‎

‎ ‎


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration