The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

تعليق جنگ محتمل

اکرمي رضا

نتيجه گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا و فرصتي دراختيار تمامي طرف هاي درگير

انتشار گزارش مفصل ۱۶ سازمان اطلاعاتي و جاسوسي آمريکا پيرامون پرونده پروژه هسته اي جمهوري اسلامي، درشرايطي که به دنبال آخرين گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي و ديدار سعيد جليلي مسئول جديد مذاکرات هسته اي با خاوير سولانا، مذاکره کننده همين پرونده از جانب گروه« ۱+۵» و هم چنين آخرين نشست نمايندگان همين گروه در پاريس، احتمال تشديد فشار بر رژيم ايران، از طريق تصويب سومين قطعنامه در شوراي امنيت سازمان ملل، در رأس خبر ها قرار داشت، بي ترديد سئوالات جديدي را پيش مي کشد و قطعا بر برخي روندهاي پيش رو تأثير تعيين کننده اي خواهد داشت. هريک از طرف ها و گروه هاي در گير در اين بحران، متناسب با تحليل، ارزيابي و برداشتي که دارند، پس از اين مشي و تاکتيکي را به کار خواهند گرفت که به آن ها امکان خواهد داد تا نتايج حاصل از چنين گزارشي را در بهترين حالت، به يک فرصت براي حل مسالمت آميز بحران تبديل نمايند و يا باز هم با خريدن زمان جهت تيز کردن سلاح خود و گمراه کردن حريف از نقشه هاي در حال تکميل، از آن بهره بگيرند.
هر گاه از مقدمات و حواشي گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا بگذريم (گزارشي که هم اکنون در بسياري از سايت هاي انترنتي قابل رجوع است) هسته اصلي حرف اين گزارش آن است که مسئولين رژيم جمهوري اسلامي از پايان سال ۲۰۰۳ ميلادي، تصميم به توقف پروژه ساخت سلاح اتمي گرفته اند و لااقل تا اواسط سال ۲۰۰۷ نيز، اين قصد به اجرا در نيامده و اين که روند غني سازي و تداوم فن آوري هسته اي موجود، هرگاه ادامه يابد، ايران قادر خواهد بود تا سال ۲۰۱۳ ميلادي به بمب اتمي دست بيابد.
مقايسه اين ارزيابي با گزارشاتي که تا به امروز از طرف آژانس بين المللي انرژي اتمي منتشر شده است، به ويژه سخنان اخير دبير کل آن، آقاي محمد البرادعي يک تشابه آشکار و يک ارزيابي متفاوت به دست مي دهد که در يافتن ابعاد، جايگاه و اهميت گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا مفيد خواهد بود .
اگر به ياد داشته باشيم آقاي البرادعي چندي پيش و در آستانه انتشار گزارش خود در مصاحبه اي با روزنامه فرانسوي لوموند LE MONDE همين توانمندي و فاصله زماني را ، براي اين که ايران بتواند در صورت تمايل، به بمب اتمي دست بيابد، مطرح کرده بود و از همين زاويه، برخي مقامات آمريکائي و به ويژه اسرائيلي بر او خرده گرفته بودند که در صدد خريد وقت براي مقامات ايراني است و حتي يکي از مقامات دولت اسرائيل برکناري وي از پست دبير کلي آژانس را، خواستار شده بود.
و اما ارزيابي متفاوت اين دو، به همان مقوله کليدي بر مي گردد که دولت آمريکا از روز اول بر آن تأکيد داشته است و آژانس بين المللي و بسياري ديگر از کشور ها، عليرغم اعلام ترديد، به عنوان يک اصل مسلم مطرح نکرده اند، که همانا هدف پروژه هسته اي ايران، ساخت و دستيابي به بمب اتمي مي باشد و همان طور که پيش تر گفته شد در گزارش اخير سازمان هاي اطلاعاتي ايالات متحده به عنوان امري قطعي ذکر شده است.
بنا براين، امروز هر گاه اين گزارش مبناي کار مسئولين آمريکا قرار گيرد، تفاوت عملي، در فاصله زماني امکان دستيابي ايران به بمب اتمي خواهد بود که پيش از اين، از ۶ ماه تا يک سال سخن به ميان مي آمد و از اين به بعد، کمي طولاني تر، يعني بين ۵ تا ۷ سال آينده در نوسان است.
نتيجه ديگر اين ارزيابي، که شايد توجيه گر اصلي انتشار آن در مقطع کنوني نيز مي باشد، قاعدتا اين خواهد بود که دولت جرج دبليو بوش که نه تنها از بيرون، يعني اسرائيل، بلکه بخش هاي مهمي از دستگاه دولتي خود نيز زير فشار قرار داشت که تا قبل از انتخابات رياست جمهوري پيش رو، «گزينه روي ميز» جنگ را به ميدان عمل بکشاند، قادر خواهد شد از عاجليت آن بکاهد و وقت باقي مانده تا انتخابات را که کمتر از يک سال مي باشد، صرف جنگ هاي نيمه تمام ديگر در همين منطقه و مبارزات انتخاباتي و بالابردن شانس انتخاب مجدد جمهوريخواهان نمايد. به ويژه اين که، به مصداق ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است، بعد از محکم کردن پشت جبهه، با جوکر بحران هسته اي هميشه مي شود بازي کرد، به خصوص اگر بازيگران مقابل، آقايان علي خامنه اي و محمود احمدي نژاد و باند نظامي – امنيتي حامي وي باشند.
هر گاه چنين ارزيابي اي درست باشد، نتيجه فوري آن، اين خواهد بود که شبح جنگ لااقل تا يک سال آينده از فراز کشور ما رخت بر خواهد بست و صد البته همين جو جديد از جهات مختلف مي تواند مسير تحولات بعدي را دست خوش تغيير کند. به عنوان مثال مي دانيم که محمود احمدي نژاد که تا همين ديروز اساسا اين پرونده را بي اهميت تلقي مي نمود و بارها گفته بود که اين ها مشغله هاي شماست و هيچ ربطي به زندگي جاري در کشور ما ندارد، يک باره کشف مي کند که نه فقط اين پرونده مهم است، بلکه حتي انتشار يک گزارش امنيتي درباره آن، از طرف سازمان هاي جاسوسي «دشمن» مي بايد به عنوان بزرگ ترين پيروزي صد ساله اخير ايران تلقي مي گردد.
آيا چنين بزرگ نمائي اي صورت مي گيرد تا به عنوان اعتراف به خطاي آمريکائيان، راه مذاکره مستقيم با آن ها باز شود و يا بر عکس قرار است با توجه به احتمال کاهش فشار، پافشاري بر تداوم روند غني سازي توجيه شود؟ مي دانيم که هر يک از اين اهداف نتايج متفاوتي به دنبال خواهد داشت. در حالي که اولي مي تواند تا بازگشت پرونده هسته اي به آژانس بين المللي انرژي اتمي و رفتار مبتني بر حقوق بين المللي و عرف اين نهاد را به دنبال داشته باشد، دومي حاصلي جز تدام بحران و حتي تشديد آن نخواهد داشت.
به تناسب هريک از رفتار هاي فوق بي ترديد از طرف جبهه مقابل ، به ويژه ۵عضو دائم شوراي امنيت و آلمان، گروه موسوم به ۱+۵ نيز عکس العمل ها متفاوت خواهد شد. چرا که اشتراک نظر تا کنوني اين گروه، لااقل در ظاهر، نه بر پايه گزارشات سازمان هاي اطلاعاتي اين يا آن کشور، بلکه بر مبناي يافته هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي استوار بوده است که با گزارش موجود سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا نه تنها زير سئوال نرفته است، بلکه به بد گماني هاي بيشتري نيز آلوده شده است.بنا بر اين، خواست توقف غني سازي اورانيوم تا رسيدن توافق با طرف ايراني در دستور کار باقي خواهد ماند .البته در اين جا هم، قيد زمان حرف خود را خواهد زد و به احتمال زياد تحريم هاي موجود از مراحل کم درد تري براي طرف هاي تجاري ايران، کشورهائي چون چين، روسيه و فرانسه عبور خواهد کرد، که هم معاملات سنگين تري با جمهوري اسلامي دارند و هم در روند تعقيب اين پرونده از زماني که به شوراي امنيت سازمان ملل رفته است، از حق وتو بر خوردارند.
البته براي ما مردم ايران و نيروهاي اپوزيسيون رژِيم نيز اين فرصت موقت، اگر واقعي باشد، مي تواند مورد بهره برداري صحيح قرار گيرد.
مي دانيم که طي ماه هاي اخير به همان ميزان که تب احتمال حمله نظامي به ايران بالا گرفته بود، شکاف و انشقاق در صفوف مردم و به ويژه نيروهاي سياسي نيز افزايش يافته بود .کم نبودند افراد و جرياناتي که از هم اکنون در سنگر اين يا آن جبهه جنگ جا رزرو کرده بودند، يا ديگران را به حمايت از اين يا آن نيروي طالب جنگ متهم مي کردند. آيا وقت آن نرسيده است که در را بر پاشنه درست خود قرار دهيم، با متحد کردن صفوف خود پيرامون خواست صلح، آزادي، دمکراسي، رعايت حقوق بشر و تامين حقوق دمکراتيک همه مليت ها و اقوام تشکيل دهنده ايران در سرنوشت خود، خطر شعله ور شدن جنگ و نفرت را براي هميشه ازکشورمان دور سازيم و با زدن دست رد به سينه رژيم مستبد و خود کامه حاکم بر کشورمان، تمام توان خود را در راه حفظ يکپارچگي و توانمندي ايراني آزاد و دمکراتيک به کار گيريم؟
خوش بختانه، هر چند با تأ خير، طي يک ماه گذشته شاهد چند اقدام به جا و شايسته در دفاع از صلح در داخل کشور بوده ايم. آخرين آن که با شعار «نه جنگ و نه استبداد » از طرف گروهي از دانشجويان آزادي خواه در داخل کشور و در آستانه روز دانشجو برآمد کرد، از طرف عوامل رژيم سرکوب گرديد و مطابق گزارشات، حدود ۳۰ تن از دانشجويان چپ، آزادي خواه و طالب صلح و برابري دستگير گرديدند. بايد دانست که رژيم در هيچ عرصه اي که سياست هاي پايه اي اش به چالش طلبيده شود، به سادگي عقب نخواهد نشست و در سوي ديگر نقش عامل خارجي نيز در غياب حضور فعال جنبش هاي اجتماعي و سياسي در ايران در هر شکل آن – مذاکره و بند و بست، يا دخالت نظامي- حاصلي جز خسران غير قابل جبران براي مردم ما نخواهد داشت. يافتن اشکال متفاوت و متنوع برآمد جنبش هاي مدني، اجتماعي و سياسي و فرهنگي، پيشگيري از تفرقه در جنبش آزاديخواهانه و صلح طلبانه که به دليل ارزيابي و يا حتي تفاوت هاي اجتماعي و برنامه اي که اين روزها به ويژه در جنبش دانشجوئي شاهد آن مي باشيم، ارزش قائل شدن براي هرتلاشي که رگه اي از دفاع از آزادي و صلح طلبي واقعي در آن ديده مي شود، مي تواند درميان مردم پشتيبانان بيشتري بيابد و جنش هاي نوپاي کنوني را به ستون تحولات نويد بخش آينده تبديل نمايد. بايد بدانيم که هرگاه ده هزار نفر در ايران يک صدا به سياست هاي تشنج آفرين حاکميت نه بگويند، بيش از يک تظاهرات ده ميليوني در خارج از ايران منشأ اثر خواهد بود و بر روي تصميماتي که پيرامون آينده کشور ما گرفته خواهد شد، مؤثر است. وظيفه ما صلح طلبان ايراني قبل از هر چيز، ممانعت از در پيش گرفتن سياست هاي جنگ افروزانه حکام جمهوري اسلامي در ايران و خارج از مرزهاي کشور است و به همين ترتيب اين مردم و نيروهاي مترقي و صلح طلب درساير کشورهاي جهان (به ويژه در نظام هاي دمکراتيک که مردم قادرند در پاي صندوق هاي رأي هم حرف خود را بزنند) هستند که مي توانند به سهم خود، جلو تجاوز و سلطه طلبي حکام خودي را بگيرند.
۱۸ آذر ماه ۱۳۸۶ – ۹دسامبر ۲۰۰۷
akrami_r@yahoo.com

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration