The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

به بودن يا نبودن « مسئله اين نيست؟!» / پرونده اتمي ايران يا دکان دونبش

علي اصغر حاج سيد جوادي


«يک بار به مترسکي گفتم «لابد ازايستادن دراين دشت خلوت خسته شده اي « گفت :
«لذت ترساندن عميق وپايداراست ؛ من ازآن خسته نمي شوم»
و مي انديشيدم و گفتم:»درست است چون که من هم مزهً اين لذت را چشيده ام».
گفت» فقط کساني که تن شان از کاه پرشده باشد اين لذت را مي شناسند».
آن گاه من ازپيش او رفتم و ندانستم که منظورش ستايش از من بود يا خوارکردن من».
يک سال گذشت و در اين مدت مترسک فيلسوف شد.
هنگامي که باز از کنار او مي گذشتم ديدم دو کلاغ دارند زير کلاهش لانه مي سازند.

«ازکتاب ديوانه، جيران – خليل جيران»


پرونده اتمي دکاني دو نبش است که در دو طرف پيشخوان آن جمهوري اسلامي و کاخ سفيد آمريکا نشسته اند.

مشکل بوش و معاون او- ديک چني- بمب اتمي ايران نيست به همان گونه که مشکل بوش سلاح هاي مرگبار صدام حسين در عراق نبود، مشکل بوش، مشکل رژيمي است که جز در بحران و بابحران قادر به ادامهً قدرت نيست همان گونه که سلاح هاي مرگبار درعراق مشکل بوش و محافظه کاران جديد آمريکا نبود، زيرا آن ها مي دانستند که در زرادخانه صدام حسين بمب اتمي وجود ندارد و هم چنين مي دانستند که صدام حسين براي برآوردن هوس هاي جنون آساي قدر قدرتي خود در داخل عراق و در حاشيه مرزهاي خودبا شيخ نشين هاي خليح فارس با دسترسي به ميلياردها دلار درآمد نفت به القاعده بن لادن نيازي ندارد و اکنون کاخ سفيد واشنگتن مي داند که رژيم خودکامه جمهوري اسلامي براي دخالت در عراق و استفاده از نارضايتي شديد اعراب زيرستم سلاطين مفتخور نفتي درمنطقه خاورميانه و نزديک به بمب اتمي احتياج ندارد، همان گونه که اسرائيل و آمريکا از بمب اتمي ايران (درصورتي که به ساخت آن دسترسي يابد) وحشتي ندارند، جان کلام اين است که شکل و محتوي نظام سياسي کنوني ايران با در دست داشتن ميلياردها دلار در مد نفت و گاز در قالب دلخواه منافع استراتژيک آمريکا و اسرائيل و صاحبان صنايع نظامي آن نمي گنجد؛ ايران نه ليبي است نه عربستان سعودي و نه مصر و نه کويت و دبي و يمن و سوريه و قطر و ابوظبي در اين معيار، آمريکا و اسرائيل و همسايگان ريز و درشت ايران درشمال و جنوب وشرق و غرب مرز هاي کنوني آن نه فقط رژيم خودکامه به ظاهر مذهبي و ماجرجوي آن را با منافع خود دمساز نمي بينند، بلکه آمريکا و اسرائيل و روسيه قبل از پوتين و با پوتين و بدون پوتين هم با وجود و ايجاد يک ايران دموکرات و يک ملت هوشيار و دانائي به توانائي هاي بالفعل و بالقوه خود مخالفند، سابقه شوم صد و پنجاه ساله دخالت استعماري و استثماري روسيه و انگليس و در پس آن ها آمريکا در مخالفت با آزادي و تحول اجتماعي و سياسي و اقتصادي ايران با تمام شرايط موجود تاريخي و جغرافيائي آن، خود ما را از ارائه دلايل و مدارک آن بي نياز مي کند. آمريکا و انگليس و روسيه به خوبي اطلاع دارند که کاربرد عملي و نظري حکومت ملا ها و در پشت سر آن ها دست پروردگان آن ها درسپاه پاسداران و بسيجي و ريزه خواران آن ها درنهادهاي مقننه و قضائيه و اجرائيه درهمان راهي است که آن ها به همراه خانواده قاجار و پهلوي و وابستگان آن ها دراستثمار و استحمار و تحميق فرهنگي- سياسي مردم ايران رفته اند، آمريکا و غرب سرمايه داري و نو سرمايه داري – روسيه و چين – خوب مي دانند که دموکراسي ادعائي بوش براي مردم ايران و عراق و مصر و غيره وسيله اي براي فريب افکار عمومي مردم ساده لوح آمريکا دراجراي طرح هاي تسلط خود از راه تجاوز نظامي است، آن چه در زمينه روابط آمريکا با رژيم اسلامي حل نشده است اين است که در رژيم اسلامي هنوز تکليف قدرت يا قدرقدرتي که بتواند با تحميل خود بر مجموع مافياي رنگارنگ مذهبي- سياسي و اقتصادي درون رژيم درپشت ميز مذاکره يا به عبارت صحيح تر پشت ميز معامله بنشيند روشن نشده است. اين تلاش براي تدارک زمينه تحميلي خود درجهت معامله با آمريکا از نخستين روزهاي اولين دور رياست جمهوري رفسنجاني به وسيله او آغاز شد و گزارشگر روزنامه لوموند هدف و تلاش رفسنجاني را درهمان روز به اين صورت منعکس مي کند که نيت رفسنجاني و پيام غيرمستقيم او به کاخ سفيد اين است که آمريکا وجود جمهوري اسلامي را نيز نظير رژيم عربستان سعودي قبول کند، يعني از تسلط بر داخل کشور حمايت کند تا راه معامله در زمينه منافع متقابل گشوده شود. اما سبب اين که چرا تا امروز راه معامله رژيم اسلامي با آمريکا باز نشده است، اول به خاطر ارائه تظاهر همه جانبه مقاومت درمقابله با خطر غرب عموماً آمريکا مخصوصا ٌ به هدف ادامه تحميق و تحريک توده ها و سو ٍ استفاده از رنجش تاريخي مردم ايران از آمريکا به خاطر کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برعليه حکومت قانوني دکتر مصدق است که نقش اساسي تدارک و اجراي آن خيانت تاريخي را آمريکا عهده دار شده بود و دوم استفاده از ادامه تظاهر به مقابله با خطر تهاجم سياسي و فرهنگي غرب و آمريکا دردشمني با اسلام و انقلاب اسلامي درجهت تحکيم خفقان پليسي و جلوگيري از گسترش نارضايتي هاي شديد مردم و مخصوصاً محافل روشنفکري و نسل جوان دانشگاهي است. و سوم رقابت و جنگ دروني قدرت درگروههاي حاکم و بحران دررابطه قدرت است که همچنان مظاهر بيروني آن روزبه روز آشکارتر مي شود، آنچنان که درغياب يک قدرت فائق و ماسواي همه گروه هاي مافيائي و در راًس آنها حلقه مديران سياسي- اقتصادي سپاه پاسداران راه معامله با آمريکا و توزيع و تقسيم مصالح سياسي و منافع اقتصادي طرفين همچنان بسته است. مشکل آمريکا با رژيم اسلامي، بمب اتمي نيست بلکه خودرژيم دروضع کنوني آن است. براي آمريکا فرق نمي کند که کس يا کساني که براي معامله و امضاي تقسيم منافع پشت ميز معامله مي نشينند، عمامه برسر و عبا بر دوش دارد يا کراوات بر يقه و يا سينه بند برسينه و يا لباده بر تن و اسموکينگ بر قامت، قامت رعناي سرهنگ قذافي را هراز چندگاهي به مناسبتي در تله ويزيون مي بينم که در هر صحنه به مقتضاي ميل خود به شکلي درميايد گاهي درلباس فلد مارشالي با تمام يراق و زينت و نشانهاي خود برسينه و شانه و کلاه و گاهي درلباس صحرانشينان بدوي، قبايي سربراه ليبي و گاهي درروسري و لباده و عقال عربي، آنچه براي آمريکا مهم است سرهنگ معمر قذافي تسليم و مطيعي است که با خشونت و استبداد مطلق در مدت سي سال بر ليبي و برگله هاي بي آزار مردم آن حکومت مي کند و کارگشايش حلقه چاههاي نفت را به شرکت هاي آمريکائي وانهاده است، اکنون هواي فتح جهان را از سر بدرکرده است و درسايه لطف آمريکا نفسي ميزند آسوده تاعمرش بسرآيد. مشکل آمريکا با ليبي و عربستان و مصر و شيخ نشين هاي نفتي حاشيه خليج فارس حل شده است و اگر بتواند اسرائيل را به تخليه بلندي هاي جولان راضي کند و حضور سياسي سوريه درلبنان را نيز به صورتي سروسامان دهد که نه سيخ بسوزد نه کباب، مشکل او با سوريه و بشاراسد نيز حل شده است. همانگونه که جورج بوش به محض رسيدن به صندلي رياست جمهوري پرونده فلسطين و اسرائيل را به نفع شريک سياسي- نظامي بدون قيدوشرط خود اسرائيل يکسره به بايگاني سپرد وقتي در کريدورهاي سازمان ملل هم در نيويورک از روبرو شدن با ياسر عرفات خودداري کرد. اما از همه اينها که بگذريم به اظهارنظر صريح مارتن کروولد کارشناس و استاد رشته استراتژي دانشگاه عبري اورشليم مي رسيم که در مقاله اي زير عنوان « آيا بمباران ايران ضروري است ؟» درشماره دوم نوامبر 2007 روزنامه لوموند مي نويسد: « از سال 1945 سالي نمي گذرد که صداهائي مخصوصاً ازجانب آمريکا به گوش جهانيان از خطر عظيم دستيابي دولت هاي تازه به سلاحهاي هسته اي ميرسد، اما تا امروز هيچ واقعه اي اين صداي تند براندازي را درپيش بيني خود محق ندانسته است و دارندگان سلاحهاي هسته اي از کهنه و نو جملگي از دست زدن به جنگ هاي دامن گستر خودداري کرده اند و اين نکته را هم يادآور مي کنيم که ژنرال جون پ- ابي زيد فرمانده سابق نيروهاي آمريکائي درخاورميانه به صف طولاني کارشناساني پيوسته است که همچو او عقيده دارند که دنيا مي تواند کاملاً با ايران دارنده سلاح هسته اي زندگي کند، اين نظرو عقيده اي است که بايد مورد حساب و تأمل قرار گيرد مگر آنکه اين اظهارنظر را به خاطرعمل غيرعقلاني کسي که ازشنيدن هجويات احمدي نژاد به سوي ارتکاب آن رانده مي شود، ناديده بگيريم «. با توجه به اين اظهارنظر صريح از سوي يک مقام عاليرتبه نظامي آمريکا که خود درعراق با سمت فرماندهي عالي دست اندرکار درگيري با مشکلات ناشي ازتجاوز نظامي کشور خود بوده است و با توجه به سابقه بهانه تراشي هاي توخالي بوش و همکاران او درمورد مجهز بودن صدام حسين به سلاح هسته اي بايد به اين نتيجه برسيم که بوش و طالبان تجاوز نظامي به ايران درپيرامون او همچنين اسرائيل نيز ميدانند که رژيم جمهوري اسلامي يا نظير پوکرباز بي مسئوليت و فارغ از جيب خود توپ خالي ميزند و به اين زوديها از عهده ساخت سلاح هسته اي برنمي آيد و يادر صورت دست-يافتن به بمب اتمي نيز همچنان که امروز برخلاف ادعاي کاخ سفيد هرگز به صورت خطر براي صلح جهاني در نمي آيد و ازهمه اينها گذشته رژيم اسلامي با ترکيب کنوني خود که فاقد يک رهبري متمرکزومسئول است ( حتي درحوزه يک دولت استبدادي نظيرچين و روسيه ) با دسترسي به ميلياردها دلار درآمد نفت و گاز و با تحميل خفقان استبدادي برمردم ايران؛ براي اعمال نفوذ و خرابکاري و شانتاژ درسراسر منطقه ناراضي از سياست يک جانبه آمريکا نسبت به اسرائيل وحمايت ازژيم هاي فاسد و مستبد منطقه از پاکستان و افغانستان تاعراق و کشورهاي عربي نياز به بمب اتمي ندارند.
پرونده اتمي و هياهوي پيرامون آن به صورت آلت ووسيله اي دردست رژيم جهت تحميل حضور خود درمنطقه و تضمين حيات خود درمعامله با آمريکا درآمده است و از سوي ديگر پروندهُ اتمي و هياهوي تبليغاتي محافل آمريکائي- صهيونيستي به بهانه اي براي حمله به کليه تاسيسات و زيرساخت هاي اقتصادي و صنعتي و وسايل اصلي ارتباطي ايران تبديل شده است ، آمريکا و اسرائيل و همسايگان عرب از جهتي وروسيهٌ مبتلا به نوستالژي فروپاشي امپراطوري عظيم خود تا مرزهاي ايران و پاکستان ازجهت ديگر، ايراني با مرزهاي جغرافيائي کنوني خود را حتي درزير شلاق استبداد عقب مانده ترين قشرهاي اجتماعي جامعه دوست ندارند، اما شگفت انگيز است که مخالفان داخل و خارج کشور مشکل اساسي مردم ايران را که وجود نامبارک رژيم جمهوري اسلامي است، ناديده گرفته اند و مقابله با يکي از زوايد بي حدوحساب اين جانور هزارپا را که پرونده اتمي و احتمال حمله نظامي آمريکاست مضون اصلي نوشته ها و گفته هاي خود در وسايل ارتباط جمعي قرار داده اند، اکنون تعليق برنامهً غني سازي اورانيوم براي پرهيز از تجاوز نظامي آمريکا بصورت ترجيع بند گفتار و نوشتار مخالفين داخل و خارج رژيم ( به جز فرقهً خارجه نشين رجوي و پهلوي طلبان آمريکا نشين) درآمده است. خانم شيرين عبادي درسخنراني خود درکانون مدافعان حقوق بشر که خود رياست آنرا عهده دار است خواستار تعليق فعاليت هاي غني سازي اورانيوم از سوي رژيم ايران و احترام به قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل مي شود و مي گويد» پاسخ ما به جنگ منفي و به صلح و حقوق بشر مثبت است، ما مي توانيم صداي طبل هاي جنگ را که شيطان به صدا درآورده است گرچه فاصله زيادي از ما دارد بشنويم، مردم اکنون خسته هستند و خواستار گذراندن زندگي خوددر صلح وآرامش مي باشند.» اين حرف درستي است ، اما فقط بخش کوچکي از واقعيت حاکم بر مردم خسته ايران است، مردم ايران از فساد وفقروبيکاري و فحشا ٍ و اعتياد وخشونت پايان ناپذير و بدون قانون رژيم استبداد خودکامه و نهادهاي رنگارنگ و ريزودرشت آن چه به نام قانون و چه بدون قانون خسته هستند. مردم از امواج شبانه روزي تبليغات سراپا دروغ و نيرنگ وفريب زعماي رژيم و از خشونت هاي دائمي بر زنان و دختران و جوانان و دانشجويان و نويسندگان و روزنامه نگاران غير مزدور خسته شده اند، مردم از حرف ها و گزافه گوئي ها و هجويات وهذيانات احمدي نژاد و شرکاي او درمطبوعات رژيم و درمحراب و منبرو مراسم نماز جمعه و نمايندگان مقام معظم غيرانتخابي رهبري بيزار شده اند. به دنبال خانم شيرين عبادي، آقاي ايراهيم يزدي رهبر نهضت آزادي و وزير امور خارجه دولت موقت پس از انقلاب هم در تائيد بيانات خانم عبادي خواستار اعتراض مردم ايران نسبت به موضع احمدي نژاد در مورد برنامه هسته اي ايران شد و از دولت جمهوري اسلامي خواست تا به اراده مردم گوش فرا دهد و از جنگ اجتناب کند، اوگفت غني سازي اورانيوم مسئله امنيت ملي ما نمي باشد « بايد از آقاي يزدي پرسيد مسئله امنيت ملي شما چيست؟
اگرمسئله امنيت ملي يا صلح مدني؛ آزادي عقيده- آزادي بيان انديشه- آزادي اجتماع- آزادي انتخاب است؛ اگر اين همان چيزهائي است که صد سال پيش نويسندگان قانون اساسي و پيشگامان انقلاب مشروطيت طلب مي- کردند، چرا قفدان اين آزادي ها را علناً نمي گوئيد و از مردم دعوت نمي کنيد که بدون اين آزاديها، بدون دادگستري مستقل و بدون مطبوعات مستقل و بدون قبول اصل برائت از سوي قوه قضائيه ؛ اراده مردم به تحقق نميرسد؛ ودولت و اقتدار و اختيارات دولت تابعي از اراده ملت نمي شود؛ آقاي يزدي و خانم شيرين عبادي و ساير جويندگان و طالبان حقوق بشر اعم از اصلاح طلبان مذهبي يا ملي يا دموکرات ميدانند که درقانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با بودن اصل پنجم و بند دوم از اصل اول و اصل 57 و اصل 110 فاقد شخصيت حقيقي و حقوقي يک دولت قانوني در اصطلاح رايج فرهنگ کنوني بشري است. آنها به خوبي ميدانند که اين قانون اساسي درشناسائي حقوق اجتماعي و سياسي و فرهنگي و اقتصادي مردم ايران درست صدوهشتاد درجه مخالف با مفاداصول اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي سياسي و اجتماعي ضميمه آن است؛ آنها به درستي ميدانند که دراين قانون اراده مردم ، يعني حق يک شهروند مقيم درقرن بيست و يکم به تکليف امت منتظر ظهور امام غايب در قرن نهم فروکاسته شده است.
خانم شيرين عبادي به عنوان حقوق دان و برنده جايزه صلح نوبل و آقاي يزدي به عنوان يک مسلمان معتقد و رهبر يک سازمان با سابقه ضد استبداد سلطنتي ميدانند که حاکميت بيست و هشت ساله رژيم ولايت مطلقه و قانون اساسي آن بهمراه نهادهاي خودساخته نظير حاکميت 25 ساله پهلوي پس از کودتاي 28 مرداد 1332 غيرقانوني و برخلاف ابتدائي ترين حقوق مردم و بر اساس اعمال زور و ترس و خشونت است. قشري که اينچنين و تاکنون درزير پاگذاشتن حقوق مردم بي باک و بي مسئوليت و فارغ از هرنوع سئوال وجوابي در برابر مردم بوده است،با اينگونه مو عظه ها و توصيه ها از اراده خود براي تحريک آمريکا و اسرائيل به تجاوز نظامي ابائي ندارد و مخالفان رژيم درداخل و خارج نيز از اين واقعيت غافل نشوند که بوش و داروو دسته او نظر وتصميم خود را به خاطر اين گونه اعتراض ها درصورت لزوم تغيير نمي دهند. هرقدرتي اراده نامشروع خود را با تکيه به ارزيابي از قدرت و توانائي هاي خود محاسبه مي کند. آنچه که رژيم اسلامي به خوبي واقف است اين است که ميداند که کاخ سفيد هدفش وجود اوست نه بمب- اتمي او- زيرا نه بدون بمب اتم؛ آمريکا از زيانکاري هاي رژيم منطقه درامان مي ماند و نه رژيم اسلامي محروم از بمب اتمي از امکانات خود در دست اندازي در منطقه و ايجاد مزاحمت براي برقراري صلح آمريکائي محروم مي شود. آمريکا هيچ علاقه اي به آزادي و دموکراسي براي مردم ايران ندارد.
پرونده اتمي دکان دونبشي است که هردو طرف به آن و به ادامه بازي با افکار عمومي داخلي و خارجي به کمک آن نيازدارند؛ شايان ذکر است که مقايسه استاد کارشناس دانشکاه عبري اسرائيل پروفسور مارتن -کروولد با تکيه به آمارهاي انستيتو بين المللي مطالعات استراتژيک لندن بين ظرفيت نظامي و بودجه هاي دفاعي و تجربه هاي کاربردي نيروهاي زميني و دريائي و هوائي ايران در مقابل آمريکا و اسرائيل، مقايسه بين فيل و فنجان است. به عنوان مثال بودجه نظامي ايران درسال به نقل از مقاله او عبارت از 6 ميلياردو 300 ميليون دلاراست که تقريباً کمي بيشتر از نصف بودجه نظامي اسرائيل و دو سوم بودجه نظامي آمريکاست. باتوجه به اين که گذشته از نيروهاي آمريکائي حاضر درعراق چهل هزار سرباز مقيم درپايگاههاي آمريکا در خليج فارس و 25 هزار تفنگداران ناوهاي آمريکائي حاضر يراق درچهارديواري مرزهاي زميني و دريائي و هوائي ايران حلقه زده اند؛ به اين ترتيب هواپيماهاي اف 5 کهنه خريداري شده از آمريکا دردوران پهلوي و سيستم دفاع ضد هوائي ناقص ساخت روسيه و موشک هاي زيرفرماندهي سردار شهرباقي که به ادعاي خود مي تواند 11 هزار موشک دردقيقه هواکند کارساز نخواهد بود. به قول استاد اسرائيلي: با اين همه هيچ يک از اين موارد، دليل موُثر بودن يک حمله غافلگيرانه به تآسيسات هسته اي پراکنده و سري ايران به وسيله اسرائيل و آمريکا نيست؛ وهيچ ليلي دردست نيست که عملي بودن يک حمله ناگهاني آمريکا واسرائيل به مفيد بودن آن نيز منتهي مي شود، به اين جهت است که استاد اسرائيلي با بررسي نقاط ضعف و قوت يک تجاوز نظامي به ايران به اين پرسش ميرسد که : آيا بمياران ايران ضروريست ؟ وخود با تکيه به مجموع منفعت و ضرري که از اين تجاوز نصيب آمريکا مي شود و با تکيه به ضعف بنيادي ظرفيت نظامي رژيم ايران و با اشاره به گفته ژنرال ابي زيد به همراه کارشناسان صاحب نظر بين المللي که دنيا مي تواند کاملاً با ايران دارنده بمب اتمي هم زندگي کند. به اين پرسش که آيا بمباران ايران ضروري است جواب منفي ميدهد. بنابراين آنچه مردم ايران عموماٌ و مخالفان جمهوريخواه رژيم استبداد خودکامه حاکم خصوصاً بايد مورد توجه قرار دهند اين است که مشکل آمريکا با رژيم حاکم مشکل داشتن و نداشتن بمب اتمي نيست زيرا رژيم نه با داشتن بمب اتمي براي غرب و منطقه خاورميانه عموماً وآمريکا خصوصاً خطري دارد و نه بدون بمب از هيچگونه فرصت و امکاني از دخالت درعراق و فعاليت درافغانستان و لبنان و کشورهاي همسايه خليج فارس محروم مي شود. مخالفت مخالفان ايران با تجاوز احتمالي نظامي آمريکا يا اسرائيل و درخواست خودداري از ادامه فعاليت درغني کردن اورانيوم از سوي رژيم جمهوري اسلامي با انتشار اعلاميه و سخنراني و اعتراض هاي فردي و جمعي نيز متوليان دکان دونبشي پرونده اتمي را از تصميم خود باز نمي دارد. دراين جا جمله معروف شکسپيردرنمايشنامه هاملت که مي گويد: « به بودن يا نبودن مسئله اين است « مفهوم خودرااز دست ميدهد؛ زيرا اتفاقاً بر خلاف آمد عادت در پرونده اتمي ايران « به بودن يا نبودن مسئله اين نيست « زيرا بر خلاف گفته نيکلاي سارکوزي رئيس جمهوري محافظه کار و طرفدار سياست آمريکا، مشکل آمريکا با رژيم جمهوري اسلامي « يا بمب يا بمباران « نيست ، زيرا اين مشکل نه با خودداري رژيم ازادامه دسترسي به بمب اتمي حل مي شود و نه با بقاي رژيم پس از بمباران.
مشکل اصلي براي آمريکا وجود رژيمي است درايران که با استراتژي آمريکا و اسرائيل هماهنگ نباشد؛ رژيم هماهنگ با منافع آمريکا و مصالح اسرائيل فرق نمي کند چه درلباس عربي چپي عقال سعودي و بحرين و مابقي باشد و چه با موهاي رنگ زده و کت و شلوارو کراوات حسني مبارک درمصر و چه با عمامه و عبا و يا چهره هاي نميه تراشيده و يقه بدون کراوات وزرا و سفراي جمهوري اسلامي و چه درقالب طاوس هزاررنگ معمر قذافي و چه با لباس نظامي و يا بدون لباس نظامي پرويز مشرف. مسئله براي آمريکا بودن يا نبودن بمب اتمي نيست ؛مسئله بودن يا نبودن رژيمي تابع منافع آمريکاست. اما مسئله براي مردم ايران نه فقط بودن يا نبودن بمب اتمي نيست؛ بلکه مسئله اصلي بالفعل و موجود مردم ايران، بودن نکبت بار و ويرانگر رژيم ولايت مطلقه ديني است.
مسئله اساسي مردم ايران اين است که بمب اتمي سرانجام يا حاکمان مستبد رژيم اسلامي را به پاي ميز معامله ( نه مذاکره) مي نشاند و به ضرر مردم ايران نظير محمد رضا شاه بقاي خود را با تقسيم درآمدهاي نفت و گاز ايران با آمريکا و متوليان سياست جهاني شدن اقتصاد و تجارت تضمين مي کنند و يا با استقبال از حمله نظامي آمريکا به مجموع تاًسيسات حياتي و زيرساخت اقتصادي و ارتباطي ايران ( نظيرحمله اسرائيل به لبنان) نظير اثرات سياسي جنگ با عراق ؛ طناب خفقان را بر گلوي مردم ايران تنگتر و تحمل آثار اقتصادي و اجتماعي آن را بر مردم خفقان زده ايران دردناکتر و طاقت فرساتر مي سازند.
نتيجه مسئله مهمترازآن اين است که رژيم جمهوري اسلامي درمحاسبه بودن يا نبودن بمب اتمي د رهر دو سر برنده است، اما مردم ايران دراين محاسبه در هر دو سربازنده است. و اين محاسبه هنگامي به بن-بست؛ اما بن بستي اضطراب آور و تاريک ميرسد که فرض کنيم که آمريکا دست به حمله ميزند و فرض کنيم که دراثر اين حمله رژيم خودکامه اسلامي متلاشي مي شود؛ خوب دراين صورت مردم ايران يا بايد به چشم انداز فاجعه اي که پس از تجاوز نظامي آمريکا برسرمردم عراق هوارشد و به تکرار آن با ابعادي گسترده تر و عميق تر بنگرند و يا بايد به حکومت لاشخور و شغالي ائي که درزير حمايت آمريکا و يا در توقع اين حمايت در لانه هاي خود کمين کرده اند تن دردهندو يا به قول سردار قاليباف درانتظار سرداري از جنس رضا خان به نشينند که بار ديگر و با روايتي ديگر نظير کمال اتاتورک در لباس تجدد اروپائي با حفظ قالب استبداد خودکامه خلفاي عثماني دم حمهوري خودساخته به اصطلاح لائيک را به تجربه حکومت اسلامي عبداله گل و رجب اردکان بر ميزند ؟ دراين ميان آيا راهي وجود دارد؟ راهي که با پرهيز از شکست هاي گذشته، مردم ايران را از خطر مفتون شدن و انداختن به دنبال رجال هاي تشنه قدرت که با ساز و نقاره و تارو طنبور درلباس مخالفت با رژيم خودکامه ولايت فقيه نواي شادي آزادي ووعده دموکراسي و عدالت اجتماعي سر ميدهند مصون دارد؛ ازخطر آنهائي که از درون رژيم و يا درشرکت گذشته با رژيم يا با قبول حاکميت اسلامي پرچم اصلاحات علم کردند و درزير همين پرچم هم شکست خورده اند؛ ازخطرآنهائي که بيرون از رژيم؛ بدون پايکاه مردمي؛ گروهي به امامزاده کاخ سفيد و گروه ديگر به ارادهُ « الرئيس العراقي « واکنون به لطف مرحمت ژرژ بوش و ديک چيني دخيل بسته اند و از خطر گروههاي بسيار ديگري که هميشه طبق فرهنگ سنتي بومي نوکر پهلوان زنده اند و مذهبي جز فرصت طلبي و منفقعت جوئي و سردرآخور هر طويه اي کردن ندارند.

سرنگون کردن يک رژيم خودکامه مافيائي و بيمار جنون آساي پول بادآورده نفت و قدرت مطلقه و زمينه سازي بر استقرار عالمانه و مآل انديشانه يک جمهوري مردم سالار مصون از افراط و تفريط مذهبي ومسلکي و جنسي و نژادي ( آنچه که هميشه دستمايه و نيروي محرکه استبداد حاکم و استثمار بيگانه است ). کاري است کارستان. ازتجربه شکست هاي پياپي گذشته بايد بياموزيم که هيچ تحولي بدون توجه به منافع واقعي توده هاي محروم و بدون توانائي آگاهانه آنها دردفاع از منافع خود و مخصوصاً ازدستاوردهاي خود امکان پذيرنيست. با نگاهي به تجربه شکست انقلاب مشروطيت دربرقراري حکومت قانوني و تبديل نظام پادشاهي مستبد به پادشاهي مشروطه با کودتاي اسفند 1299 رضا خان ميرپنج قزاق و تجربه شکست جنبش ملي شدن صنعت نفت و رهائي از يوغ استبداد حاکمان و استثمار بيگانگان با کودتاي 28 مرداد 1332 وتجربه شکست انقلاب بهمن 1357 درجهت تحقق آرمانهائي که درانقلاب مشروطيت و درجنبش ملي شدن صنعت نفت به ثمرنرسيده بود کافي است که قبول کنيم که مردم ايران هنوز پس از 100 سال مبارزه و شکست درسه جنبش انقلابي بديهي ترين و ابتدائي ترين حقوق اجتماعي و سياسي خود را که « بخشي از آن درقانون اساسي مشروطيت نيز پيش بيني شده بود» بدست نياورده اند. يعني ( آزادي انتخاب – آزادي بيان – آزادي اجتماع و آزادي وجدان و عقيده ) با تأمل دراين واقعيت براي جمهوري خواهان و آزادي خواهان واقعي معتقد به عدالت اجتماعي و اقتصادي و دموکراسي و بي طرفي دولت درعين دفاع از عقايد مذهبي و مسلکي شهروندان به صورتي که از آزادي يکي هيچگونه زياني به آزادي ديگري نرسد؛ چه راهي جزانتخاب اين اصول مشترک و تفکيک ناپذير براي مبارزه مشترک و پرهيز از درگيري درفروع باقي ميماند ؟
يعني پاسخ به ضروري ترين مطالبات و خواست هاي عقب افتاده تاريخي مردم با حق عمومي و مشترک شهرواندن.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration