The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

انتخابات هشتم مجلس و سياست ورزي اپوزيسيون

محمد اعظمي

تا ۲۴ اسفند، روز انتخابات مجلس هشتم، کمتر از يک ماه و نيم ديگر باقي نمانده است. جريان حاکم اين بار تيغ نظارت استصوابي را به دست دولت داده است تا زحمت شوراي نگهبان را کم کند. از حق نبايد گذشت که هيئت هاي اجرائي وزارت کشور دولت احمدي نژاد هم، به وظيفه خود «مسئولانه» عمل کرده اند. آنها فقط به جريانات خيلي خودي جواز شرکت در انتخابات داده اند. حتي شيخ مهدي کروبي هم که خواب حضور در مجلس را مي ديد، از اين تصفيه در امان نماند. او از طريق زير ضرب بردن اصلاح طلبان حکومتي و با کرنش آزار دهنده در برابر ولي فقيه کوشيد جواز عبور به مجلس را به دست آورد، که بي نتيجه ماند. اوضاع چنان خراب شده است که جائي براي شرکت در انتخابات مجلس هشتم، حتي براي بخشي از خودي ها هم، باقي نمانده است. اتخاذ سياست هماهنگ در قبال چنين انتخاباتي، شايد هيچ گاه تا بدين اندازه در بين اپوزيسيون و بخشي از لايه هاي نزديک به حکومت و حتي بخشي از جريانات خودي حاکم، آسان نبوده است. نفي اين انتخابات امروز حتي در بين کساني که تا ديروز پاي ثابت شرکت در انتخابات بوده اند، نيرومند شده است و اگر با تغييرات مهمي روبرو نشويم اين انتخابات از سرماي سخت بهمن امسال هم، سردتر برگزار خواهد شد.
در اين نوشته به برخي نکات در رابطه با سياست ورزي اپوزيسيون در قبال انتخابات پرداخته ام . پيش از آن، نگاهي دارم به خصوصيات مشترک انتخابات در جمهوري اسلامي و سپس مکث کوتاهي خواهم داشت روي ويژگي انتخابات مجلس هشتم.
انتخابات در جمهوري اسلامي، به رغم تفاوت هايشان، ويژگي ها و خصوصيات مشترکي دارند که بيش از اين تفاوت هاست. از اين رو شناخت آن ها براي اتخاذ سياست اهميت دارد. به مهم ترين اين اشتراکات مي پردازم:

اولين خصوصيت مشترک در همه دوره ها، مربوط به شرايط حاکم بر انتخابات است. انتخابات در جمهوري اسلامي آزاد نبوده و آزاد نيست. يعني در اين حکومت حق انتخاب شدن، حق سخن گفتن، حق نوشتن و انتشار آن، حق داشتن روزنامه و نشريه، حق فعاليت احزاب سياسي و نهادهاي مدني، حق استفاده برابر از رسانه هاي عمومي، وجود ندارد.
انتخاب شدن حقي است محدود به جريان حاکم. يعني تنها مسلمانان شيعه اثني عشري، که اعتقاد به «اصل مترقي ولايت مطلقه فقيه» دارند، مي توانند در انتخابات شرکت کنند. در اين محدوده، يعني در ميان خودي هاي حکومتي، انتخابات جدي و رقابت ها سرنوشت ساز است. راي مردم براي انتخاب اين افراد تعيين کننده است.

دومين خصوصيت عمومي انتخابات در جمهوري اسلامي اين است که در جريان راي گيري تقلب نقش اصلي را ندارد. حکومت اعمال نظر مي کند، اما تقلب به سبک وسياق رايج، چهره انتخابات را نمي سازد. چون اولا کساني که نبايد انتخاب شوند امکان رقابت پيدا نمي کنند، حذف مي شوند. ثانيا رقابت بين دستجات حکومتي واقعي است. حتي بين يک گرايش هم، دسته بندي وجود دارد. اين نيروها بر انتخابات نظارت دارند و نمي گذارند به سادگي حق شان پايمال شود. هر زمان هم تقلبي صورت گرفته است، پيش از هر کس خود همين کانديداها آن را در شيپور دميده اند.
تقلب اگر چندان ميداني براي عرض اندام پيدا نمي کند، ولي دخالت جناح مسلط حکومت در انتخابات، جدي است. حکومت با پول خود، با زور خود و با رسانه هاي انحصاري، در انتخابات دخالت مي کند.
منبع پول حکومت، ماليات نيست. سرمايه ها و ذخاير ملي، به ويژه نفت است. با اين پول بساط نهادهاي ريز و درشت وابسته به حکومت نظير کميته امداد، بنياد شهيد و .. مي چرخد. اين نهادها به دليل امکانات معيشتي و اقتصادي که در اختيارشان قرار دارد، حقوق بگيراني دارند. در انتخابات اين افراد مجبورند مشارکت کرده و حتي به افراد معيني راي دهند.
حکومت با زورش، ترس ايجاد مي کند و در تلاش است که مردم را مرعوب کرده، به پاي صندوق ها بکشاند. پراکندن شايعات براي اعمال فشار به ويژه روي جوانان بيش از ۱۵ سال و زير کنکوري ها، براي مهر شناسنامه ها، يکي از اين نمونه هاست. افزون بر اين، بسياري از مردم توسط ارگانهاي وابسته به حکومت هم چون بسيج براي شرکت در انتخابات سازمان داده مي شوند.
حکومت از طريق رسانه ها، که به صورت انحصاري همه آن ها را در اختيار دارد، تنها صداي مورد نظرش را منعکس مي کند. برخي بر اين نظرند که چهره حکومت براي همه شناخته شده است. اين چنين نيست. حتي در کشورهايي که در آن ها انتخابات، آزاد است، قدرت ها از طريق تبليغات، مردم را مي فريبند. در کشوري مثل فرانسه نيز که رسانه ها قانونا مستقل هستند، از طريق همين رسانه ها، نامردمي ترين چهره ها مي توانند در ميان مردم جا باز کرده و برگزيده شوند. در ايران که رسانه هاي مستقل وجود ندارد و آزاديخواهان امکان رساندن صداي خود را به مردم ندارند، نقش اين رسانه ها در فريبکاري، از اندازه برون است. احمدي نژاد توسط همين رسانه ها توانست با عوامفريبي به يکي از مخالفان فساد و مدافعان عدالت اجتماعي براي اقشاري از مردم تبديل شود.

سومين خصوصيت عمومي انتخابات در جمهوري اسلامي، به شيوه برخورد اپوزيسيون به اين موضوع برمي گردد. اپوزيسيون آزاديخواه جمهوري اسلامي نتوانسته است به اندازه قامت اش در انتخابات، نقش آفرين باشد. همواره پراکنده عمل کرده و به دست و پاي هم ديگر پيچيده است.
افزون بر اين، در اين دوره ها، پيرامون انتخابات، سه گرايش در اپوزيسيون وجود داشته است. يک گرايش سياست کردنش از آرمان تهي است. اين گرايش از آن جا که چشم اندازي براي آزاديخواهان نمي بيند، همواره تمايل به شرکت در انتخابات و تقويت يک نيرو در برابر نيروي مضرتر را دارد. در تائيد اين سياست، از زواياي مختلفي استدلال مي شود، اما هميشه به شرکت در انتخابات مي انجامد. گرايش مقابل آن، با چشم بستن بر واقعيات، تنها آرمان را مبناي اتخاذ سياست مي کند. اين گرايش با انتخابات به مثابه يک موضوع مشخص برخورد نمي کند. از انتخابات يک پرنسيپ مي سازد و آن را در حکومت جمهوري اسلامي همواره نفي مي کند. گرايش سوم به انتخابات به عنوان يک موضوع سياسي نگاه کرده، واقعيت را مبنا و آرمان را راهنما مي کند. اين درک نه از شرکت در انتخابات و نه از نفي آن، اصل نمي سازد. با انتخابات برخورد مشخص دارد. اين نگاه، مهمترين معيار براي سنجش انتخابات را، دموکراتيک بودن آن مي داند. تنها در دو حالت ممکن است اين معيار، حرف اول را نزند. يکي زماني است که جامعه را خطر جنگ و يا خطر تسلط فاشيشم تهديد کند. در چنين حالتي، تمرکز نيرو براي نفي جنگ افروزان و يا فاشيست ها، به سود مردم تمام مي شود. و دوم، در شرايطي است که راي به يک نيرو، امکاناتي براي پيشرفت به سوي دموکراسي ايجاد کند. براي نمونه در دوم خرداد حضور مردم در پاي صندوق هاي راي، امکاناتي براي تعميق دموکراسي و پيشروي مردم ايجاد کرد. شرکت در انتخابات دوم خرداد و زدن ضربه به نماينده ولي فقيه به سود جنبش مردم بود. هر چند که در دوم خرداد نيز انتخابات، آزاد نبود.

چهارمين خصوصيت عمومي، به وضعيت و واکنش مردم نسبت به انتخابات مربوط است. مردم به ويژه در شهرها اکثرا مي دانند که انتخابات آزاد نيست. اما در مجموع چون آلترناتيوي وجود ندارد و چشم اندازي نمي بينند، در انتخابات شرکت مي کنند. البته اين شرکت در نقاط مختلف يکسان نيست. در شهرهاي بزرگ به جز مورد استثنائي دوره اوليه اصلاحات، تمايل غالب عدم شرکت در انتخابات است. اما در روستاها و شهرهاي کوچک شرکت مردم، بستگي به سازماندهي جريانات حاکم دارد. عموما ميزان مشارکت در اين مناطق بيش از ۵۰ در صد بوده است.

ويژگي هاي انتخابات مجلس هشتم:
اين ويژگي را در سه زمينه مي توان مشاهده کرد.

وضعيت حکومت: سياست حکومت در چارچوب همان مجلس هفتم قرار دارد. اما شواهد نشان مي دهد که با انتخاباتي باز هم غيردموکراتيک تر مواجه هستيم. در اين دور، دامنه خودي ها بازهم تنگ تر مي شود.
هر چند که سياست حذف در مرحله نخست، توسط هيئت هاي نظارت وزارت کشور تقريبا بي سابقه بود، اما گمان نمي کنم که ابعاد حذف نيروهاي رقيب در همين حد بماند. احتمالا برخي از اصلاح طلبان به ويژه طرفداران خط فکري کروبي با پادرمياني «سران» خود، توسط رهبر بخشوده شده به صحنه انتخابات بازگردانده مي شوند. با اين سياست، هم تا حدودي تب انتخابات بالا مي رود و هم ضمن حذف برخي از رقيبان حکومتي، آنان به خدمت جناح رقيب در مي آيند.
بسته به ميزان و شدت سياست حذف و متناسب با آن، منطقا صف اصلاح طلبان به همديگر نزديک مي شود. اصلاح طلبان پس از مجلس هفتم، به جاي درس گيري از شکست بزرگ خود و کشيده شدن به سوي مردم، با بي اعتنائي به آن، به مماشات بيشتر با ولي فقيه متمايل شده، سياست نرم تري برگزيده اند. بعيد به نظر مي رسد حتي اگر همگي سالم از تيغ نظارت استصوابي بگذرند، بتوانند جايگاهي در مجلس هشتم به دست آورند.
اگر سياست حذف در همين چارچوب باشد، کشمکش در صفوف اصول گرايان افزايش مي يابد. از انتخابات رياست جمهوري به اين سو شکاف در صفوف اصول گرايان عميق تر شده به احتمال زياد در اين انتخابات، بازهم شکاف عميق تر مي شود.
در صورتي که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نکنند، که رويه تاکنوني آنها نيست، زمينه براي فشار به حکومت افزايش مي يابد و آنها موقعيت شان ضعيف تر نخواهد شد.

وضعيت مردم:
در جامعه ما که احزاب سياسي وجود ندارد و نهادهاي مدني هم يا پا نگرفته و يا موقعيت حقوقي ندارند، واکنش جامعه چندان قابل پيش بيني نيست. از اين که مردم پاسخ نگرفته و از کل حکومت و همه جناح هاي آن نارضي اند، شکي نيست. اما چشم اندازي هم ندارند. وضعيت در شهرهاي بزرگ تا حدي انفعالي است. در مناطق روستائي و کوچک مشارکت، بستگي به سازماندهي دار و دسته هاي حاکم دارد. هر چه سازماندهي قوي تر باشد، تعداد بيشتري به پاي صندوق ها کشيده مي شوند. در مناطق ملي، به ويژه کردستان، به دليل سياست تبعيض آميز حکومت با مردم اين مناطق، به نظر مي رسد در صد مشارکت پائين باشد. وضعيت به گونه اي است که حتي اصلاح طلبان کرد نيز، انتخابات را بايکوت کرده اند. اگر با تغيير و تحولي مواجه نشويم و روال در همين چارچوب پيش رود، درصد مشارکت، از انتخابات مجلس هفتم پائين تر خواهد بود.

وضعيت اپوزيسيون:
اپوزيسيون «غير قانوني» و تحت پيگرد، بدون حق است. اگر هم بخواهد، نمي تواند در انتخابات شرکت کند. بخش ديگري از اپوزيسيون «غير قانوني»، که تا کنون توسط حکومت تحمل شده است، حق انتخاب شدن ندارد.
اپوزيسيون تا کنون نه متحد عمل کرده و نه تاکتيک خلاق داشته و نه توانسته حرف خود را به گوش مردم برساند. در اين انتخابات جريانات اپوزيسيون آزاديخواه حداکثر به دادن اعلاميه اي بسنده کرده و مباحثي را نيز در پالتاک ها راه اندازي کرده اند. در ارتباط با سياست ورزي اپوزيسيون توجه به چند مساله اهميت دارد که توجه به اين مسائل اتخاذ سياست و اثرگذاري را ممکن است، افزايش دهد:
براي طرح و فراگير کردن هر سياستي، نخستين شرط آن داشتن ايده درست و قابل فهم براي کساني است که مخاطب سياست اند. موضع ما پيرامون انتخابات تا کنون يا نفي و يا تائيد آن بوده است. ما سياست طرح نمي کنيم. ما در ارتباط و يا در برابر سياست حکومت، موضعگيري مي کنيم. در کشور ما به دلايل مختلف از جمله سلطه ديرپاي استبداد، سياست نفي، جاذب شده و در مواردي، حتي نيروي بسياري را جلب کرده است. اين خصوصيت بر سياست ورزي اپوزيسيون سايه انداخته است. تا کنون تحريم انتخابات عموما با اين درک اتخاذ مي شده است. سياست نفي، امروز ديگر کارائي چنداني ندارد و براي اثرگذاري، به کار نمي آيد. از اين رو نيازمنديم که سياست خود را اثباتي کنيم.
افزون بر اين، نفي انتخابات ضد دموکراتيک به تنهائي با هر زباني بيان شود، انفعالي است. شرکت در انتخابات غيردموکراتيک براي آزاديخواهان هم، هر چند انفعالي نيست اما فعاليتي است دنباله روانه و در ميدان رقيب، که جز در موارد خاص، به خدمت تحکيم نظر مخالف کمک مي کند. نفي در صورتي که با برنامه اثباتي همراه شود، مي تواند تحرک ايجاد کرده و ما را در جايگاه خود قرار دهد. اهميت دارد که ما در انتخابات با سيما و سياست خود فعاليت کنيم.
با داشتن سياست درست نيازمند فضاسازي و حساس کردن مردم هستيم تا سياست ما بتواند نظرات را جلب نمايد. زماني که کارگران را اخراج و يا دستگير و مورد آزار قرار مي دهند؛ زماني که به تجمع دانشجويان حمله کرده و آنها را مجروح و زنداني مي کنند؛ و يا هنگامي که زنان را براي خواست برابري خواهانه شان به بند مي کشند، ابتدا بايد جامعه را از اين ماجرا آگاه کرد و سپس با حساس کردن جامعه، خواهان احقاق حقوق آنان شد. مسائل مربوط به جنبش هاي اجتماعي و حقوق مردم فقط توسط جريانات مدافع آنان طرح و پيگيري مي شود. کار زيادي مورد نياز است تا مردم حساس شده به حرکت وادار شوند. انتخابات اما، از مقوله ديگري است. موضوعي است که حکومت آن را طرح و تبليغ کرده و به مساله مردم تبديل مي کند. ما نيازي به صرف انرژي نداريم تا فضا براي سياستمان در رابطه با انتخابات ايجاد کنيم. اين فضا توسط حاکمان ايجاد مي شود. مهم اين است که سياستي درست اتخاذ کرده آن را در فضاي انتخاباتي به گوش مردم برسانيم. مي دانيم انتخابات يکي از بهترين شرايط براي طرح سياست است. اپوزيسيون تا کنون از اين موقعيت خوب بهره نبرده است.
بزرگترين نيرو در جامعه ايران نيروئي است که انتخابات کنوني را نمي پذيرد. اين نيرو انتخابات را ضد دموکراتيک دانسته آن را تحريم مي کند. در ميان شرکت کنندگان نيز در صد بالائي از آنها به انتخابات از همين زاويه نگاه مي کنند، اما به دلايل ديگري در آن شرکت مي کنند. بنابراين، وزن نيروئي که خواهان انتخابات آزاد هستند بسيار سنگين است. از اينرو نفي اين انتخابات غير دموکراتيک را اگر با مبارزه براي انتخابات آزاد همراه کنيم، مي تواند نيروي وسيعي را به لحاظ ذهني با خود همراه نمايد.
انتخابات آزاد مجموعه شرايطي دارد که فعلا يکي از موانع اصلي آن در ساختار و قانون اساسي ايران، نظارت استصوابي شوراي نگهبان است. با لغو نظارت استصوابي، علاوه بر آزاديخواهان، بسياري از اصلاح طلبان نيز همدلي دارند. هر چند که انتخابات آزاد بدون يک جنبش نيرومند و سراسري در جمهوري اسلامي تقريبا غير قابل تصور است و از آن جا که حکومت کنوني، اگر هم به فرض تقريبا محال بخواهد، صلاحيت برگزاري آن را ندارد، تامين نظارت بين المللي بر انتخابات عنصر ديگري است که در خدمت انتخابات آزاد در ايران قرار دارد.

با اين توضيحات نه، به انتخابات مجلس جمهوري اسلامي و دفاع از انتخابات آزاد، شعار مناسبي به نظر مي رسد. لغو نظارت استصوابي، حق آزادانه انتخاب با تمامي الزامات آن و تامين نظارت بين المللي، سه عنصري است که به آزادي انتخابات معنا مي دهد. اين شعار ظرفيت پشتيباني داخلي و خارجي را دارد و مي توان هم در داخل آن را تبليغ کرد و از اين منشور، جريانات مختلف را به چالش کشيد و هم براي جهانيان قابل قبول و منطقي است. اساسا نيروئي که خواهان اعمال اراده مردم و مدافع حق حاکميت آنان است، اين حق را از طريق انتخابات پي مي گيرد. اينکه مستبدان نمي گذارند انتخابات آزاد برگزار شود ما را نبايد به مخالفت با اين شعار بکشاند. ضديت با انتخابات آزاد به نام مستبدان داخلي ثبت شده است. روا نيست برخي از آزاديخواهان ناخودآگاه با اين آزادي ستيزان در مخالفت با اين شعار همصدا شوند.
توجه داشته باشيم که اين انتخابات توسط جمهوري اسلامي با قدرت مالي و تبليغي زياد برگزار مي شود. از فراخوان به عدم شرکت در انتخابات و نتيجه آن، نبايد درکي غلوآميز ارائه داد. يک حکومت مستبد به ويژه زماني که روي درياي نفت قرار دارد تا آستانه سرنگوني حدود ۵۰ درصد از جمعيت را به پاي صندوق ها مي کشاند. فراخوان هاي مخالفان فعلا، در بهترين حالت کمتر از نيمي از شرکت کنندگان را متاثر مي کند. توجه به اين مساله بدين خاطر اهميت دارد که اين تبليغات نادرست، بيش از هر چيز، حرکت مردم را ضعيف مي کند. ما در انتخابات رياست جمهوري احمدي نژاد، درصد مشارکت را پائين تر از حدود واقعي آن ارزيابي کرديم. زيان آن ارزيابي به لحاظ تبليغي، تبديل يک برد مسلم مردم به يک باخت بود. در آن انتخابات بنا به نظر حکومت نزديک ۴۰ در صد مردم در انتخابات شرکت نکردند. يعني آمار عدم مشارکت بيش از مجموعه نيروهاي محافظه کار به شمول شوراي نگهبان و شخص رهبر و به کمک تمامي رسانه هاي ارتباط جمعي و ابزارهاي تبليغي و اعمال فشارها و تقلبات و دخالتهاي پنهان و آشکار در انتخابات بوده است. که رقم بزرگي است. افزون براين ثقل اصلي نيروي تحريم را آگاه ترين نيروهاي جامعه و اثر گذارترين آنها بر روند هاي سياسي مي سازد. ما چنان بد تبليغ کرديم که اين قوت ها همه، در سايه قرار گرفت. تحريم کنندگان انتخابات، حداقل از مجلس هفتم به اين سو، بزرگ ترين جريان اجتماعي در داخل کشور بوده اند. اما اين نيرو نه سخنگوئي دارد و نه نسبت به توان و قدرتش در سياست هاي جامعه اثرگذار است.
در هر کشوري که انتخاباتي برگزار مي شود نيروها عمدتا به دو بخش تقسيم مي شوند. بخشي از پيش تکليفشان روشن است. يا در انتخابات شرکت مي کنند و يا آن را تحريم مي نمايند. شرکت کنندگان هم، عموما نماينده خود را انتخاب کرده اند. در بين اين مجموعه، جابجائي بسيار دشوار است. نيروي تعيين کننده انتخابات، بخش ديگري است که تکليف اش روشن نشده است. هدف تبليغات جريانات سياسي، از شرکت کنندگان گرفته تا تحريميان، اين نيروست. در جامعه ما اين جريان که من آن را نيروي ترديد مي نامم کم نيست. اين نيرو را نداشتن چشم انداز و نبود يک آلترناتيو دموکراتيک قدرتمند از سوئي و همراه نبودن با جناح هاي حکومتي از سوي ديگر، به ترديد انداخته است. ترديد اينان را، قدرت و اميد درهم مي شکند. اپوزيسيون دموکراسي خواه، بسيار وسيع اما پراکنده است. از اينرو قدرت اش، در اتحاد اوست و اتحاد او، آفريننده اميد خواهد بود.
تا زماني که اپوزيسيون آزاديخواه نتواند انرژي خود را متمرکز کند، همواره به رغم داشتن سياست درست، مغلوب نيروي ضعيف تر از خود خواهد بود. ما نيازمنديم پس از اين همه درد و رنج بتوانيم در درجه نخست با متحدان طبيعي خود کار مشترک کنيم. براي نه گفتن به انتخابات مجلس و دفاع از انتخابات آزاد، ضروري است تمامي کساني که امکان همکاري دارند فعاليت خود را يکپارجه کنند. با کساني که به دلايل مختلف امکان عمل مشترک وجود ندارد اهميت دارد گفتمان خود را هماهنگ و مشترک کنيم. افزون بر اين، خطاست که کار تبليغي را به دوره انتخابات محدود نمود. پس از انتخابات هم نيازمنديم که اين سياست را پيگيري کنيم و با برملا کردن نتيجه انتخابات، نامشروع بودن حاکمان را تبليغ نمائيم.

۱۲ بهمن ۱۳۸۶ برابر اول فوريه ۲۰۰۸

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration