The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

گام‌هاي مشترک براي ادامه راه

احمد آزاد

از اوائل سال 2007 گروه کاري از سوي جمهوري خواهان دمکرات و لائيک به منظور بررسي و چاره‌انديشي درباره وضع کنوني اين جمع سياسي تشکيل شد. گروه کار در فاصله يک سال گذشته جلسات متعدد پالتاکي برگزار کرد و مقالاتي نيز از سوي علاقه‌مندان به اين جريان سياسي، درباره مسائل و مشکلات «ج د ل» نوشته شد. گرچه تاکنون جمع‌بندي کاملي از اين مجموعه نوشتاري و گفتگوها صورت نگرفته، ولي گروه کار فوق‌الذکر در يک نوشته کوتاه در اين‌باره مي‌گويد: «از خلال مقالاتي که به دعوت گروه کار و بدين منظور از جانب دوستان نوشته شد و نيز بر مبناي گفته‌هائي که بيست سخنرانِ مدعو در اين بحث‌ها عرضه کردند مي‌توان به برخي نکات بارز مشکلات و نارسائي‌هاي کار ما و نيز به پاره‌اي از پرسش‌هاي پاسخ نيافته ما راه پيدا کرد. براي نمونه مي‌توان به مساله ساختار به عنوان ريشه اصلي مشکلات، مساله پروژۀ سياسي و ابهامات آن، مساله همکاري يا اتحاد با ديگر نيروهاي جمهوري خواه و چگونگي آن، مساله روشن کردن هدف‌ها و سمتگيري‌هاي جدل، مساله ذاتي و مداوم بودن بحران، مساله اسارت در ميراث يک فرهنگ سياسي و ... اشاره کرد. از ميان پرسش‌هائي که هم چنان و برغم تلاش‌هائي چند در گذشته، باز هم به مناسبت‌هاي مختلف در بحث‌ها و نوشته‌ها تکرار شدند، مي‌توان از معنا و مفهوم جنبش در کار ما، جايگاه سه خانوادۀ سياسي وابهامات آن، بحث آلترناتيو و نسبت ما با قدرت سياسي و... نام برد.»
گروه کار بدنبال پايان فاز اول، اعلام کرد که وارد فاز دوم، فاز «چاره انديشي» شده است. مقالاتي در اين‌باره نوشته و چند جلسه پالتاکي نيز سازمان داده شد. از نظر من راه درست اين بود که جمعبندي مفصلتري از مجموعه بحث‌هاي بخش اول صورت مي‌گرفت و نکات مشترک آن بحث‌ها، که قاعدتا محورهاي اصلي مشکلات را به نمايش مي‌گذاشت، مورد توجه شرکت کنندگان در بحث‌هاي فاز دوم قرار مي‌گرفت.
درهر حال اکنون يک خلاصه جمعبندي دردسترس است. اما در ابتدا بايد روشن کرد که کدام يک از عوامل برشمرده در اين جمعبندي، نقش اساسي در بروز يا تشديد مشکلات و نارساييها داشته است. بطور مثال «بهمن اميني و رسول آذرنوش» مساله ساختار را ريشه اصلي بحران مي‌شناسند و طبعا در کادر چنين ارزيابي پيشنهادات خود را عمدتا بر تغييرات ساختاري قرار مي‌دهند. اين در حالي است که «اکبر سيف» عواملي چون فقدان پروژه سياسي و فقدان يک فرهنگ دمکراتيک چند صدايي را عامل مشکلات کنوني مي‌شناسد. به شيدان وثيق اشاره نمي‌کنم، چرا که از نظر وي «بحران» در ذات اين جمع سياسي است و بايد با آن همزيست.
نگاهي به عوامل برشمرده در خلاصه جمعبندي گروه کار نشان از هم‌عرض نبودن و نابرابري بين اين عوامل دارد. بطور مثال مسئله «آلترناتيو و نسبت ما با قدرت سياسي» يک بحث پايه‌اي در حيات اين جمع است و بحث « اتحاد و همکاري با ديگران» عمدتا يک بحث تاکتيکي است. «جدل» يک تجمع سياسي است که بنا به تعريف خود از يک آلترناتيو معين، يک حکومت دمکراتيک و لائيک، در مقابل حکومت فعلي ايران دفاع مي‌کند. آيا «جدل» مي‌خواهد در همين حد تعريف باقي بماند و يا مي‌خواهد در عرصه عمل سياسي نيز فعال شود؟ به نظر من ابتدا بايد روشن شود که اين جمع خود را چه تعريف مي‌کند، چه برنامه‌هايي براي کار خود دارد و چه چشم اندازي را پيش پاي خود مي‌بيند. پس از روشن شدن جهات عمومي حرکت است که مي‌توان اندر باب اتحادها و همکاريها يا ديگر مسائل با ديگران به بحث نشست.
پيش از اين در نوشته‌اي با عنوان «در نيمه راه و نه بحران!» گفتم که «ج د ل» از همان ابتداي حرکت خود با مشکلات عديده روبرو گرديد و ساختمان آن در نيمه راه رها شد. فکر مي‌کنم چاره کار در اين است که از همان جا که ساختن اين بنا رها شد، کار ادامه پيدا کند و بناي نيمه تمام «ج د ل» به پايان رسد.

«ج د ل» به دنبال گردهمآيي سراسري سپتامبر 2004 در پاريس رسميت يافت. تدارکات لازم براي شکلگيري چنين تجمعي تقريبا از يک سال قبل از آن، يعني پس از سمينار پاريس در ژوئيه 2003، آغاز شده بود. حاصل سه روز کار نشست نيز عبارت است از يک سند سياسي شامل چند بند «توافقات» و چند بند «افتراقات» و يک مصوبه براي شوراي هماهنگي. «جدل» تا پيش از گردهمايي سراسري پاريس وجود نداشت و آرزوي همگان اين بود که پس از اين نشست ، «جدل» شکل‌ خواهد گرفت و پيش خواهد رفت. اما متاسفانه پس از نشست سراسري پاريس، توشه راه «جدل» چنان فقير بود که درهمان گامهاي نخستين با مشکلات گوناگون دست به گريبان شد و ادامه راه با دشواري فراوان و کندي خاصي روبرو گشت.
محافلي که در فاصله يک سال قبل براي تنظيم اسناد و ساماندهي اين جمع سياسي تلاش کرده بودند، چنان خسته شده بودند که با تصويب آن سند سياسي و انتخاب يک شوراي هماهنگي، کار را پايان يافته تلقي کرده و خوشحال و راضي از نتيجه تلاش‌هايشان، ضمن ابراز تبريک و تهنيت!! بار ساختن «ج د ل» را به دوش شوراي هماهنگي انداختند که خود نه بر اين وظيفه سنگين آگاه بود و نه ابزار لازم را در اختيار داشت.
درست اين بود که گردهمآيي سراسري سپتامبر 2004 ناتمام اعلام مي‌شد. شوراي هماهنگي در همکاري با همان محافلي قبلي يا گروهاي جديد ديگر مجموعه اسناد لازم براي ساختن جمع سياسي «ج د ل» را تدارک مي‌ديد و دومين جلسه گردهمآيي سراسري اول، که خصلت يک کنگره موسس را داشت، فراخوانده مي‌شد و پس از بحث و گفتگو و روشن کردن تکليف بسياري از مسائل و از جمله مسئله «آلترناتيو»، پروژه سياسي «ج د ل»، ساختار مطلوب براي آن، و ديگر موارد، گردهم آيي سراسري اول به کار خود پايان مي‌داد و «ج د ل» از اين زمان متولد مي‌شد. سزارين «ج د ل» در سپتامبر 2004، بويژه آن که ماماهاي محترم تعجيل زيادي هم براي بيرون آوردن آن داشتند، باعث شد تا طفل معصوم با اندام‌هاي ناقص با مشکلات عديده‌اي روبرو شود.

من فکر مي‌کنم که بايد براي حل مشکلات، از پايان جلسه گردهمآيي سپتامبر 2004 آغاز کرد. چگونه؟
1- شوراي هماهنگي فعلي بر اساس جمعبندي گروه کار «بررسي و چاره انديشي» عوامل مهم بروز مشکلات و نارسائيهاي «ج د ل» را تعيين کرده و به نظرخواهي همراهان گذارد. حاصل اين نظرخواهي جمعبندي شده و مبناي کار مرحله بعدي قرار گيرد.
2- از دل آن جمعبندي موضوعات مورد بحث در دستور کار گردهمايي سراسري بعدي تعيين خواهد شد. گروههاي کاري و افراد، داوطلبانه مسئوليت تدارک اين موضوعات رابرعهده خواهند گرفت و اين گروه‌ها در يک برنامه زمانبندي شده اسناد لازم رابراي ارائه به نشست آينده تدارک خواهند کرد..
3- از نظر من موضوعات اصلي عبارتند از بحث «آلترناتيو»، پروژه سياسي «ج د ل» و ساختار
4- از تعدد موضوعات مورد بحث در نشست آينده بايد پرهيز کرد.
5- بحث دمکراسي دروني و رعايت چند صدايي و غيره، در دل بحث ساختار طرح خواهد شد.
6- بحث اتحاد و همکاري با ديگران در دل بحث پروژه سياسي طرح خواهد شد.
7- در برگزاري نشست آينده نبايد تعجيل کرد و درضمن به آينده محال نيز موکول نبايد شود. اهميت دارد که زمان کافي به بحث‌ها و تدارک لازم داده شود.

اين نکته کاملا روشن است که «ج د ل» امروز همان «ج د ل» فرداي گردهمآيي سراسري سپتامبر 2004 نيست. چند سالي گذشته است و درگيري‌ها و کشاکش‌هاي دروني، بسياري از روابط را تخريب کرده و بسياري را دلسرد. آن شور و شوق آن روزها جاي خود را به انتقادات و رفاقت‌ها و همدلي‌ها جاي خود را به دلخوري‌هاي چپ و راست داده است. اين بهايي است که بايد براي ندانم‌کاري خود بپردازيم. اما اگر به وجود چنين تجمع سياسي باور داريم و «ج د ل» را اجتناب ناپذير ارزيابي مي‌کنيم، پس بايد تلاش کنيم خرابي را از همان جايي که آغاز شده اصلاح کنيم. اين نقطه سمبوليک شايد اجازه دهد تا برخي کشاکش‌ها و درگيري‌ها فراموش شده و همکاري و همراهي براي برداشتن موانع موجود و بازسازي و تکميل بناي «ج د ل»، گسترده‌تر شود.

نگاهي به برخي پيشنهادات
برخي از نوشته هايي که به تازگي منتشر شده است، در تلاش براي چاره جويي، به نتايجي ميرسند که به نظر من نه راه، که بيراهه هستند. از رفيق قديمي خودم «اکبر سيف» اغاز مي‌کنم. وي در نوشته خود با عنوان « در راه بازسازي جمهوري خواهان دموکرات ولائيک، وتقويت جنبش جمهوري خواهي درايران تلاش ورزيم»(سايت عصر نو)، در بخش «چه کار مي‌توان کرد» مي‌گويد: « در باز سازي جنبش ج د ل و ترسيم خطوط اصلي اين باز سازي بايد بروشني اعلام کرد که همراهان ج د ل به صرف تفاهم با سند سياسي اشتراکات و پذيرش آن، بعنوان همراه ج د ل شناخته مي‌شوند. همراهان درهرگوشه‌اي که بسر برند و به هر صورتي که تمايل داشته باشند، بشکل فردي ياجمعي، و در هر زمينه‌اي که علاقمند باشند اعم از سياسي تا اجتماعي و حقوق بشري وهنري و ادبي و...مي‌توانند فعاليت داشته باشند.هر يک يا چند نفري مي‌توانند ضمن اعلام همراهي خويش با ج د ل، با امضاي خود نسبت به هر موضوع و تحول سياسي‌اي موضع گيري نمايند. آنها مي‌توانند در هر نشست و هر جلسه‌اي، به نمايندگي از سوي خود، بدون نگراني نسبت به بازخواست توسط اين يا آن فرد، شرکت نمايند. ضمن اينکه بحث و گفتگو و نقد نظرات وپراتيک ها، بدون هيچ حد وحصري، در ميان همراهان و طرفداران صدا هاي مختلف، به آزادترين و محترمانه ترين شکل و با استفاده از مکانيسم هاي مختلف جريان يافته وتضمين مي‌گردد.» آنچه دراين نقل قول طولاني آمده تعريف عضو يا «همراه» و حقوق و اختياراتش از نظر اکبر سيف است. چنين تعريفي را نمي‌توان حتي در يک کلوپ لاتاري يافت چه رسد به يک جمع سياسي که قاعدتا در کار خود جدي است. اولا فعاليت هنري يا ادبي چه ربطي به «ج د ل» دارد؟ آيا جدل يک جمع سياسي نيست؟ يک شاعر کار ادبي خود را دنبال مي‌کند و در ضمن در يک حزب سياسي هم عضو است. آيا عضويت وي در آن حزب به اين معني است که آن حزب هم کار سياسي مي‌کند و هم کار ادبي!!؟ دوم از اين تعريف چنين برمي‌آيد که در اين جمع باز و بسيار بسيار دمکراتيک!!، هرکس اجازه دارد تا به نام خودش و به سليقه خودش و هرزمان که دلش خواست هر کاري که دلش خواست انجام دهد. در اين به ظاهر دمکراسي گل و گشاد، «فرد» محور همه چيز قرار مي‌گيرد و «جمع» قرباني مي‌شود. البته بايد پرسيد که آيا در اين فرمول «جمع»يي هم وجود دارد؟ ظاهرا چيزي به عنوان «جمع» ديگر چندان مفهوم ندارد!!
«اکبر سيف» در اين پيشنهاد تنها نيست، رفيق ديگرم «حيدر تبريزي» از وي پيشي مي‌گيرد و تا آنجا مي‌رود که پيشنهاد يک سازمان سياسي مجازي مي‌دهد. وي در نوشته‌اي با عنوان «بازنگري انتقادي تجربه جمهوريخواهان دمکرات ولائيک – پرسشهاي کليدي» (سايت عصر نو)، مي‌گويد:« در شرايطي که کل اين مجموعه قادر نيست بطور مشترک فعاليت سياسي – عملي هماهنگ بکند ، ولي بطور نامشترک وناهماهنگ ، هر فرد يا جمعي در اين مجموعه ، ظرفيت بالفعل اين را دارد که در عرصه‌هاي معين فعاليتي را پيش ببرد ، چرا نبايد هر فرد يا جمعي را آزاد گذاشت که داوطلبانه در هر عرصه وبهر شکلي که مايل باشند ، فعاليتي را پيش ببرند ؟ هرچند که اين فعاليت‌ها در کل ناهماهنگ باشد . مجموعه اين فعاليتهاي ناهماهنگ ، اگر در راستاي اهداف و راهبرد سياسي مشترکي باشد به حضور سياسي وتقويت طيف جمهوريخواهان دمکرات ولائيک ياري خواهد رساند . همپاي فعاليت‌هاي فردي وجمعي آزاد و ناهماهنگ در عرصه‌هاي گوناگون ، ايجاد چتر سياسي‌اي‌که اين فعاليت‌ها در چارچوب آن جريان يابد ، ضروري بنظر مي رسد که الزاما حاصل تلاش‌هاي مشترک اين مجموعه مي‌تواند باشد.» پس از چندين سال تلاش محافل و فعالين سياسي براي غلبه بر پراکندگي و يافتن راهي براي کار مشترک، نتيجه گيري حيدر تبريزي اين است که بايد به دوران قبل از نشست سراسري پاريس، يعني دوران محافل و افراد پراکنده بازگشت.
خواست و آّرزوى مشترك همه‌گان اين بود که « طيف گسترده اى از آزاديخواهان، از افق‌ها و خاستگاه‌هاى گوناگون، پيرامون اين اصول و مواضع گرد هم آيند.». «اکبر سيف» در جايي از نوشته خود تاکيد مي‌کند که:« بيش از هر چيز بايد بر دو مسئله مهم در روند تاسيس ج د ل مکث کرد : اول، تصميم پاياني سمينار پاريس درزمينه تداوم فعاليت اين طيف . يعني بروز تمايل نيرومند به کار سياسي جمعي و سازمانيافته، در کادري جديد و متفاوت از گذشته وتصميم گيري در باره آن.» ( تاکيد از من است). چگونه مي‌توان با فعاليت «نامشترک و ناهماهنگ» و «هرکس هرکاري خواست انجام دهد»، به کار سياسي جمعي و سازمانيافته و گردهم آمدن آزاديخواهان از افق‌هاي گوناگون، دست يافت؟
آيا «کادر جديد و متفاوت از گذشته است» يعني فقدان هرگونه کادر؟ آيا اين چيزي جز بازگشت به گذشته و دوران فعاليت‌هاي پراکنده و کار محفلي نيست؟.
کار سياسي جمعي و سازمان يافته مباني و اصولي دارد که نمي‌توان آنها را به کناري نهاد. مشکلات «ج د ل» در سامان دادن يک «کار سياسي جمعي و سازمان يافته» نبايد به نفي کار جمعي و تئوريزه کردن فعاليتهاي فردي و محفلي بيانجامد. بايد نلاش کرد تا «کار سياسي جمعي و سازمان يافته» سامان يابد. تجربه چند سال گذشته نشان داد که ايجاد يک جمع سياسي کار ساده‌اي نيست. پيچيدگيهاي کار را بايد يافت و در جهت غلبه بر آنها بايد گام برداشت و تنها در اين صورت است که مي‌توان ساختمان نيمه تمام «ج د ل» را بايد به پايان رساند.
9بهمن 1386 - 29 ژانويه 2008

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration