The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

انتخابات و اپوزيسيون

محمود راسخ

باز انتخابات ديگري در پيش است. انتخابات مجلس شوراي اسلامي. و اين پرسش كه اپوزيسيونِ جمهوري خواهِ در آرزوي براندازي رژيم، درست است در اين رابطه چه موضعي اتخاذ نمايد. و باز قرار داشتن در برابر همان بديل‌هايي كه در انتخابات‌هاي تا كنوني پيش پاي اين اپوزيسيون وجود داشته است: شركت، شركت ولي با شرط و شروط، تحريم و غيره.
حتماً به خاطر داريد كه چندين ماه پيش در ايران در رابطه با انتخاباتِ در پيش، كميته‌اي تشكيل شد از شخصيت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي براي انجام انتخابات آزاد و سالم در ايران كه در بيست بند (كم‌تر يا بيش‌تر) شرط‌ها و لوازم چنين انتخاباتي را برشمرده بودند. و طبق معمول، اپوزيسيون جمهوري خواه فوراً خوشحالي و مراتبِ پشتيباني خود را از تشكيل اين كميته ابراز داشت.
البته شرط و شروطي كه در بيانيه‌ي كميته گنجانده شده بود به خودي خود چندان تازگي نداشت. مطالبي بود كه امروزه براي انجام هر انتخابات آزادي به عنوان شرايط بديهي و آشكار مورد پذيرش همگان است و در بسياري از موارد حد اقل در حرف، و در بسياري از جوامع سرمايه داري پيشرفته جايي كه دمكراسي‌هاي بورژوايي جا افتاده با نهادهاي كنترل و توازن قوا بوجود آمده‌اند و انتخابات به صورت سنتي با سابقه و امري بديهي و عادي درآمده است.
اين موضوع كه امروزه در هر جامعه‌اي حاكميت از اراده‌ي مردم ناشي مي‌شود و اين امر به صورت رأي اكثريت خود را متبلور مي‌سازد در وجدان و آگاهي مردم جهان تا بدان اندازه تثبيت شده است كه حتا مستبدترين، فاسدترين و ضدمردمي‌ترين حكومت‌ها نيز مجبور است براي حفظ ظاهر هم كه شده و براي نشان دادن مشروعيتِ خود، نظامِ دولت‌اش را بر اساس نهادهايي كه اراده‌ي مردم در آن‌ها تبلور مي‌يابد، مجلس ملي و غيره، بنا نهد و هر چند سال يكبار اين مراسم بيان اراده‌ي مردم، يعني انتخابات را برگزار كند.
حتا رژيم خود كامه‌اي مانند جمهوري اسلامي كه به ظاهر مشروعيت خود را از خدا مي‌گيرد، بدون آن كه معلوم كند مشروعيت دهنده- خدا- در اداره‌ي جامعه اراده‌ي خود را چگونه ابراز مي‌دارد (كه البته اگر معلوم شود كه وضع موجود كشور يعني اقتصادِ ورشكسته، بيكاري، گراني، فساد و فحشا، اعتياد و رشوه و رانت خواري و صدها بدبختي ديگر نشاني از اراده و رحمت و كرم خدا در اداره‌ي كشوري مسلمان مي‌باشد، آن گاه قابل فهم است كه هر آدم حتا كمي عاقل نيز اراده‌ي هر شخصِ كافرِ عاقلي را كه فقط ارزني عقل و وجدان و كارداني در اداره‌ي امور كشور داشته باشد بر اين اراده‌ي الهي و مجريان آن ترجيح دهد) از همان آغازِ ايجاد نظامِ خود، تمام نهادهاي تثبيت شده‌ي دمكراسي‌هاي موجود در كشورهاي غير مسلمان را مانند ارگان‌هاي انتخاباتي از مجلس ملي گرفته تا شوراهاي محلي، دستگاه قضائي با ديوان عالي كشور و غيره بوجود آورد. اين كه در هر موردي نهادهاي ديگري نيز بوجود آمد، مانند ولايت فقيه، شوراي نگهبان و مانند آن‌ها، كه در واقع آن نهادهاي دمكراسي را نفي مي‌كرد بيش‌تر دليلي بود بر ماهيت ناهمزمان‌گونه‌ي نظام اسلامي. يعني ضرورت انطباق نظامي متناقض كه در انديشه به 1300 سال پيش تعلق دارد ولي در قرن بيستم بوجود آمده است و مجبور است خود را با الزامات جهان مدرن منطبق سازد. و اين در واقع اثبات اين امر است كه در روزگار ما حتا در نظامي مذهبي مانند جمهوري اسلامي، مشروعيت نظام در عمل نه از خدا، امري كه به هيچ وجه جز در حد ادعا تعين‌پذير نيست، بلكه از مردم ناشي مي‌شود.
ساده‌ترين دليل براي اثبات اين ادعا اين كه علاوه بر اين كه اين اكثريت قريب به اتفاق مردم بودند كه با انقلاب خود و سرنگون ساختن رژيم پهلوي راه را براي نظام كنوني هموار ساختند، ايجاد نظام از تعيين نام آن گرفته تا قانون اساسي ولايت فقيه‌اش با رأي مردم انجام گرفت. ضمناً اين طنز تاريخ را بئد كه رأي دهندگان به قانون اساسي ولايت فقيه با همان رأيي كه به قانون اساسي مي‌دادند در عين حال خود را از افراد بالغِ عاقل به افراد صغيرِ فاقد صلاحيتِ تشخيصِ درست از نادرست و سود از زيان خود تبديل مي‌ساختند.
خود اين رأي‌گيري در واقع طبق هر منطقي نامشروع بودن نظام را ثابت مي‌كرد. زيرا چگونه است كه مردمي به هنگام رأي دادن به تأسيس نظامي، از نام آن گرفته تا قانون اساسي‌اش بالغ و عاقل هستند و قادر به تشخيص سود و زيان خود مي‌باشند، ولي بلافاصله پس از تمام شدن رأي‌گيري به ناگهان به افرادي صغير تبديل مي‌شوند و نياز به شخصي دارند در هيئت ولي فقيه كه در حياتي‌ترين مسايل زندگي جامعه مانند جنگ و صلح، توليد و توزيع، اقتصاد و فرهنگ و ده‌ها مسئله‌ي ديگر به جاي آنان و براي آنان تصميم مي‌گيرد. و نزديك به سي سال سلطه‌ي ناميمون ولايت فقيه بر مملكت و وضعي كه اكنون كشور در آن قرار دارد فراي هر ترديدي و در پراتيك زندگي واقعي نشان داده است كه چه در دوران خميني و چه در دوران خامنه‌اي اين دو ولي فقيه در اداره‌ي امور مملكت نه تنها عقل و درايت‌شان در هدايت كشور به سوي سعادت و رستگاري از مجموع مردم ايران بيش‌تر نبوده است بلكه حتا در سطح عقل و درايت و كارداني فردي متوسط نيز نبوده است. ابزاري كه از همان آغاز حيات جمهوري اسلامي براي اداره‌ي كشور به كار گرفته شد عقل و درايت و كارداني نبود بلكه زور بود. زورِ عريان و آشكار.
بنا بر اين، برگزاري انتخابات‌هاي تا كنوني در اين نظام از همان آغازِ كار جنبه‌اي ظاهري و صوري داشته است. در عمل زور و نيروي چماق و سركوب عمل كرده است.
پس از تثبيت نظام و آشكار شدن ماهيت خودكامه‌ي آن، از پسِ هر انتخاباتي، در انتخابات بعدي از تعداد شركت كنندگان كاسته مي‌شد و مردم از اين طريق نارضايتي خود را از رژيم ابراز مي‌داشتند. تا انتخابات خرداد 76 كه با ظهور خاتمي در صحنه‌ي انتخابات و برخي حرف‌ها و وعده‌هايي كه در صورت انتخاب شدن به رياست جمهوري مي‌داد، خون تازه‌اي در روحيه مأيوس بخش بزرگي از مردم به ويژه زنان و جوانان دميده شد و به ناگهان جنب و جوشي ميان مردم براي شركت در انتخابات بوجود آمد. به ويژه اين كه خامنه‌اي آشكارا از ناطق نوري طرفداري مي‌كرد و خواهان انتخاب او به رياست جمهوري بود. بخشي از مردم به طور مثبت در نتيجه‌ي حرف‌ها و وعده و وعيدهاي خاتمي براي شركت در انتخابات بسيج شده بودند. ولي بخشي ديگر با حمايت علني خامنه‌اي از ناطق نوري فرصتي طلايي را در پيش روي خود مي‌ديدند تا با انتخاب خاتمي تودهني محكمي به ولي فقيه، خامنه‌اي، بزنند. آن انتخابات در حقيقت به رفرندامي براي ولايت فقيه و خامنه‌اي به عنوان ولي فقيه تبديل مي‌شد كه رأي مردم به خاتمي به طور غير مستقيم به معناي نفي آن بود. در واقع بسياري از آرايي كه به خاتمي داده شد از بغض معاويه بود و نه از حُب علي.
اين كه دوران هشت ساله‌ي رياست جمهوري خاتمي چه تغييراتي به نفع مردم و به زيان سلطه‌ي قشريون انحصارگر بوجود آورد پرسشي است كه پاسخ آن را انتخاب احمدي نژاد يا درست‌تر كودتاي مشترك اطلاعات، بخشي از سپاه پاسداران و بسيج عليه مردم، داد. فضاحت اين انتخابات به ويژه در دوره‌ي دوم تا بدان حد بود كه رفسنجاني از دست آن پناه به خدا مي‌برد و كروبي سردمداران رژيم را تهديد مي‌كرد كه اسرار را فاش خواهد ساخت.
پيش‌تر گفته شد كه در روزگاران ما هر نظامي هر قدر هم استبدادي و فاسد، به جز چند استثنا (از باب نمونه عربستان سعودي)، به آن نياز دارد كه نشان دهد مشروعيت خود را از مردم‌اش مي‌گيرد. و بيان اين مشروعيت مردمي نيز رأي مردم است كه از طريق انتخابات خود را متبلور مي‌سازد. سران جمهوري اسلامي نيز در هر انتخاباتي حداكثر كوشش‌شان اين است كه در صد بزرگي از مردم را به پاي صندوق‌هاي انتخاباتي بياورند. نه به اين دليل كه مي‌خواهند مردم را تشويق كنند تا هر چه گسترده‌تر در تعيين سرنوشت خويش دخالت كنند، زيرا وجود نهاد ولايت فقيه نافي آن است، بلكه براي آن كه به مردم ايران و جهان نشان دهند كه نظام‌شان مشروعيت مردمي دارد و مورد تأييد آنان است. در رابطه با انتخاباتِ در پيش نيز خامنه‌اي از مردم خواسته است كه هر چه بيش‌تر در انتخابات شركت كنند. به رغم اين كه از طريق فيلتر شوراي نگهبان حتا نام بسياري از نامزدهاي به اصطلاح اصلاح طلبان را نيز به سطل خاكروبه منتقل كرده‌اند.
از بحث و استدلال‌هاي تاكنوني به روشني اين نتيجه حاصل مي‌شود كه انتخابات براي گردانندگان نظام ولايت فقيه فقط يك كاركرد دارد و آن تأييد مشروعيت نظام خودكامه‌ي ولايت فقيه است و نه دخالت دادن مردم در تعيين سرنوشت خويش. بنا بر اين، اپوزيسيون جمهوري خواهِ خواهان براندازي نظام چه روشي را در قبال انتخابات، نه تنها اين انتخابات بلكه هر انتخاباتي در اين نظام بايد اتخاذ كند. پاسخ به اين پرسش بستگي به براورد شخص نسبت به راه و روش دگرگوني اين نظام دارد.
من در اين جا نمي‌خواهم وارد بحث انقلاب يا رفرم در رابطه با براندازي جمهوري اسلامي بشوم. زيرا بر اين نظرم كه تعيين آن به دست ما نيست. البته هر شخص عاقلي ترجيح مي‌دهد كه كار رژيم با كم‌ترين هزينه‌ي انساني و جاني و مالي تمام شود. ولي اين امر بستگي به اين دارد كه رژيم تا چه حد جان سختي نشان بدهد و تا چه اندازه و با چه وسايلي در برابر مردم ايستادگي و مقاومت كند. ولي يك چيز مسلم است و آن اين كه در شرايط فقدان جنبش مردم، در شرايط فقدان سازمان و تشكيلاتي كه بتواند دست كم تا اندازه‌اي كه براي ادامه‌ي مبارزه لازم و ضروري است استمرار مبارزه را تضمين كند، اميد بستن به اختلاف‌هاي دروني رژيم و به ويژه اميد بستن به فرقه‌ي به اصطلاح اصلاح طلبان حاصلي جز دامن زدن به و ادامه دادنِ اميدي واهي نخواهد داشت. زيرا هر چه بشود بهتر از دوران خاتمي نخواهد شد.
دوران هشت ساله‌ي خاتمي اوج دوران امكانات اصلاح طلبان بود. دوراني كه دست كم در سال‌هاي اول آن قشريونِ تماميت خواه غافل گير شده بودند و دستخوشِ پراكندگي و اصلاح طلبان مي‌توانستند از فرصت استفاده كرده جنبشي را سازمان دهند تا به اتكاي آن اصلاحاتي را كه تبليغ كرده بودند عملي سازند. ولي آنان نيز از موقعيتِ ناگهاني كه نصيب‌شان شده بود به هراس افتاده بودند و حس مي‌كردند كه سازمان دادن هر جنبش مردمي سرانجام‌اش براندازي نظام اسلامي و پايان كار خود آنان خواهد بود. از سوي ديگر قشريون تماميت خواه كه تجربه‌ي غافل‌گير شدنِ خود را در انتخابات خرداد 76 اكنون در اختيار دارند يك بار ديگر غافل گير نخواهند شد. به عبارت ديگر اميد بستن به اپوزيسيون درون نظام، اصلاح طلبان، آب در هاون كوبيدن است كه داستانِ دوغ درست كردنِ در دريا با يك تغار ماست را به خاطرها مي‌آورد.
بنا بر اين، آن چه لازم است اتخاذ يك روشِ راديكال در قبالِ انتخابات، هر انتخاباتي، در جمهوري اسلامي است. يعني تحريم هر انتخاباتي از طرف مجموعه‌ي اپوزيسيون به عنوان يك استراتژي و تشويق و مجاب ساختن مردم به لزوم خودداري از شركت در هر انتخاباتي. با اين عمل مي‌توان حداقل از نظر ظاهري مشروعيت رژيم را نفي كرد. در شرايطي كه راهِ هر گونه فعاليت مسالمت‌آميزي را رژيميان به روي مردم بسته‌اند و جنبشي سازمان يافته نيز وجود ندارد تنها ابزاري كه براي مردم باقي مانده است مبارزه‌ي منفي با رژيم است. اين مبارزه را مي‌توان در بسياري از حوزه ها بدون آن كه زياني متوجه مردم شود به نافرماني مدني گسترش داد.
در عين حال لازم است با جرياناتي كه مي‌كوشند در مردم اين توهم را ايجاد كنند يا به توهمات موجود دامن بزنند كه گويا اين نظام خود كامه از درون اصلاح‌پذير است مبارزه كرد. البته حاكمان كنوني در اين زمينه خود بسيار فعال‌اند و با كوچك و كوچك‌تر كردن حلقه‌ي حاكمان، فرايندي كه از همان زمان آغاز سلطه‌ي جمهوري اسلام شروع شد، به توهم زدايي حتا جمع اصلاح طلبان نيز كمك مي‌رسانند.
من حتا فكر مي كنم كه تشكيل كميته‌اي مانند كميته براي انجام انتخابات آزاد و سالم يا اقداماتي مانند آن نيز كار خوبي نيست. زيرا چنين اقداماتي در مردم اميدهاي واهي ايجاد مي‌كند به اين كه گويا با حرف و منطق يا نصيحت و موعظه مي‌توان در ايران جمهوري اسلامي، ايران خامنه‌اي‌ها و احمدي نژادها و اوباش به سود مردم دگرگوني ايجاد كرد.
تا زماني كه توازن قوا ميان حاكمان و اپوزيسيون به شكل كنوني آن است، تا زماني كه جنبشي مردمي سازمان نيافته است تا از طريق آن مردم بتوانند اراده‌ي خود را بر حاكمان تحميل كنند و شرايط برگزاري انتخاباتي به واقع آزاد را فراهم آورند، تحريم راديكال و فراگيرِ انتخابات، هر انتخاباتي، در جمهوري اسلامي بايد تنها پاسخ استراتژيكي عام جمهوري خواهان خواستار براندازي رژيم به نظام باشد.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration