The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

راي را ارزان نکنيد

محمد اعظمي

در آستانه انتخابات مجلس هشتم قرار داريم. در مجموع، طيف وسيعي از جريانات سياسي داخل و خارج کشور اعلام کرده‌اند که شرکت در اين انتخابات فرمايشي را به‌سود استبداد و در خدمت تحکيم دستگاه ولايت فقيه مي‌دانند. با وجود گستردگي و وسعت طرفداران سياست تحريم، اين بار هم اپوزيسيون آزاديخواه در برابر اتحاد، جان سختانه مقاومت کرد و اين مشکل مانع شکل‌گيري کارزاري موثر عليه انتخابات فرمايشي شد. به نظر مي‌رسد در زمان باقيمانده نيز، باز نتوان از نتايج عدم شرکت مردم در انتخابات به‌سود جنبش دموکراتيک مردم و به‌زيان استبداد بهره گيري نمود. همين وضعيت مي‌تواند دستاويزي براي شرکت نيروهاي مردد را فراهم کند تا با شرکت در انتخاباتي غيردموکراتيک، راي خود را بدون قيد و شرط به کيسه کساني واريز کنند که نه ديروز عملکرد قابل دفاعي داشته‌اند و نه امروز سياست قابل قبولي دارند و نه تضميني وجود دارد که فردا بر موضع درستي بايستند. شکي نيست که سياست عدم شرکت در انتخابات، زماني به‌ثمر مي‌نشيند که به جنبشي فرارويد. هرچند که انتخابات مجلس هشتم به دليل داشتن تمامي خصوصيات منفي و غيردموکراتيک ساير دوره‌ها، به‌اضافه ويژگي‌هاي منفي اين دوره، زمينه متحد کردن جريانات آزاديخواه را به بهترين وجه ممکن فراهم نموده است، اما باز اپوزيسيون ضعيف ظاهر شده و نتوانست از اين امکان به سود رشد جنبش دموکراتيک بهره‌برداري کند. شواهد نشان مي‌دهد به‌رغم تمام اين ضعف‌ها، به دليل سياست تنگ‌نظرانه و به‌شدت غيردموکراتيک حکومت، عدم شرکت در انتخابات با استقبال بالائي در شهرها و به‌ويژه در شهرهاي بزرگ روبرو شود. در مناطق روستائي و شهرهاي کوچک، حکومت مردم را به پاي صندوق‌ها خواهد کشاند. با وجود اين که راي اين مناطق به لحاظ عددي آمار شرکت در انتخابات را بالا مي‌برد، اما هم براي حکومت و هم براي اپوزيسيون، وضعيت شهرها، به‌ويژه شهرهاي بزرگ، از اهميت بالائي برخوردار است. اين نيروست که در ساختن آينده نقش آفرين است و بلاي جان استبداد و خودکامگي است. موفقيت سياست تحريم و يا شرکت، با چگونگي واکنش اين نيرو قابل سنجش است.
ويژگي‌هاي مجلس هشتم:
در انتخابات غير دموکراتيک رژيم، تنها جناح‌هاي طرفدار نظام حق رقابت داشته و تا حدودي از شرايط و امکانات برابر براي انتخاب برخوردار بوده‌اند. اين امکان رقابت، در انتخابات مجلس هشتم تقريبا مسدود شده است. اکنون سرنوشت بسياري از صندلي‌هاي مجلس روشن شده و انتخابات هر چه بيشتر فرمايشي شده است. با فرمايشي شدن انتخابات، نياز نامزدها به راي مردم کم شده، چشم آنها به تصميمات دارودسته‌هاي حکومتي دوخته شده است. از اينرو در اين دوره کشمکش براي گنجاندن نام افراد وابسته به گرايش‌ها و گروه‌هاي مختلف در ليست‌ها، برجسته شده است. شايد در هيچ دوره‌اي نقش ليست در انتخابات، چنين تعيين کننده نبوده است. براي نخستين بار است که در جمهوري اسلامي، ليست‌ها از چنين جايگاهي برخوردار شده و مرکز کشاکش و درگيري قرار مي‌گيرند. اکنون ارائه برنامه در انتخابات رنگ باخته و طرح آن توجهي برنمي‌انگيزد. معمولا در کشورهاي دموکراتيک که احزاب مختلف با هويت و با برنامه شناخته شده در رقابت‌ها حضور پيدا مي‌کنند، به دليل روشني برنامه احزاب، ليست‌ها اهميت بسيار زيادي دارند. چون براي مردم ليست‌ها هويت برنامه‌اي دارند. در جمهوري اسلامي که احزابي وجود ندارد و ائتلاف‌ها سيال و بي‌تاريخ‌اند، ليست‌ها بيشتر معرف ائتلاف جناح بندي‌هاي حکومتي است. اين ليست‌ها براي ورود به مجلس حرف اول را مي‌زنند. در گذشته براي جلب مردم، شعارها و برنامه‌هاي جريانات حکومتي نقش داشتند. اکنون با فرمايشي شدن کامل انتخابات، توجه به شعارها و برنامه‌ها رنگ باخته، جاي خود را به تصميمات در بالا، توسط باندها و دارودسته‌هاي حکومتي براي نشستن بر صندلي‌هاي مجلس داده است.
در اين انتخابات، ولي فقيه و فرماندهان نظامي که در دوره‌هاي گذشته از موضع‌گيري آشکار پرهيز داشتند، به‌شکل علني به حمايت از اصول‌گرايان پرداختند. هرچند تا کنون ادعا مي‌شد که ارگان‌هاي نظامي در سياست دخالت ندارند و يا ولي فقيه جناحي عمل نمي‌کند، اما در جريان مجلس هشتم، پرده از اين ظاهرسازي‌ها هم برداشته شد.
افزون بر اين، در جمهوري اسلامي سياست حذف کانديداها وظيفه شوراي نگهبان بوده است. اين بار، حذف داوطلبان توسط هيئت‌هاي اجرائي وزارت کشور پيش رفت. تيغ تصفيه چنان تيز و قلع و قمع بدان اندازه وسيع بود که شوراي نگهبان به‌عنوان ناجي وارد ميدان شد و صلاحيت تعدادي از نامزدهاي حذف شده را براي گرم کردن تنور انتخابات تائيد نمود.
شرکت در انتخابات به سود کيست؟
امروز عموم آزاديخواهان به اين نتيجه رسيده‌اند که شرکت در انتخابات به تحکيم استبداد مي‌انجامد. برخي از نيروها نيز از مشارکت در انتخابات دفاع کرده و بر اين نظراند که تحريم انتخابات موقعيت جناح ولي فقيه را محکم مي‌کند_هر چند که توضيح نمي‌دهند چرا ولي فقيه با فشار و تهديد مي‌خواهد مردم را به پاي صندوق‌ها بکشاند_. به‌رغم اين که برخورد اين دو نظر با گذشت زمان و به برکت عملکرد جمهوري اسلامي به سود نيروي تحريم تمام شده است، اما اين عدم انسجام و تفاوت نظري باعث شده است که اپوزيسيون نتواند يکپارچه در برابر استبداد ايستادگي نمايد.
دلايل من براي اين حکم که، روي گرداني از انتخابات مجلس هشتم، به سود جنبش دموکراتيک مردم و به زيان استبداد تمام مي‌شود، چنين است:.
اگر از طرفداران دستگاه ولايت بگذريم، حتي اصلاح‌طلبان حامي جمهوري اسلامي نيز امروز از آزاد نبودن انتخابات سخن مي‌گويند. برخي از آنها حتي انتخابات را فرمايشي هم مي‌دانند. ائتلاف اصلاح طلبان متشکل از ۳٠ حزب و تشکل سياسي و اجتماعي که خود را "ياران خاتمي" معرفي مي‌کنند در اين باره مي‌گويند: "شايد روا بود بگذاريم اين بدعت زشت با تعيين ١۹٠ کرسي پيش از انتخابات، آشکار شود. اما مصلحت‌بيني مومنانه به انقلاب و باور به اين که جمهوري اسلامي از خود ماست، حکم مي‌کند که تا آن جا که ممکن است در اين عرصه حضور داشته باشيم".
زماني که اصلاح‌طلبان، که جمهوري اسلامي را از خودشان مي‌دانند، با اشاره به تعيين ١۹٠ کرسي پيش از انتخابات، فرمايشي بودن آن را اعلام کرده‌اند، تکليف ساير جريانات طرفدار آزادي در رابطه با انتخابات روشن است. تقريبا چه آنان که مردم را دعوت به تحريم کرده و چه آناني که هنوز هم در فکر مشارکت‌اند، همگي بر غير دموکراتيک بودن و فرمايشي بودن آن اذعان دارند. بنابراين غير طبيعي نيست اگر افراد و جرياناتي که جمهوري اسلامي را از خودشان نمي‌دانند و نمي‌خواهند اين بدعت زشت را لاپوشاني کنند، اين نمايش مسخره را افشا کنند و بسيار طبيعي است تلاش کنند که مردم در اين راي‌گيري شرکت نکنند. اساسا در يک انتخابات غيرآزاد و فرمايشي، براي دعوت به عدم شرکت، به استدلالي نياز نيست. بر مشارکت کنندگان در انتخابات است که بگويند با شرکت خود چه هدفي را دنبال مي‌کنند.
در جمهوري اسلامي، به‌ويژه در شهرها، انتخابات مجلس قبل از هرچيز سياسي است. رهبران درجه اول جمهوري اسلامي بارها پيرامون شرکت مردم براي مشروعيت دادن به نظام سخن گفته‌اند. علي خامنه‌اي شرکت در اين انتخابات را وظيفه مردم مسلمان ايران دانسته و شرکت در آن را مشروعيت نظام معنا کرده است. با اين توضيحات، به چه دليل بايد چشم بر اعمال حاکمان ببنديم و رفتار آنان در واکنش ما بي‌تاثير باشد. چرا بايد خود را موظف کنيم که براي دادن راي به حکومتيان پاي صندوق‌ها حاضر شويم. در کجاي اين گيتي نمونه‌اي ديده‌ايم که آزادي‌خواهان رفتارشان در يک انتخابات آزاد با يک انتخابات غيردموکراتيک و فرمايشي يکسان باشد؟
مهمتر از همه اينها، سياست در قبال انتخابات را نبايد محدود به همين مجلس هشتم نمود. ما مجلس نهم و انتخابات رئيس جمهور را هم در پيش داريم. همانطور که اتخاذ سياست در مجلس هفتم نتيجه‌اش بر تصميم دست اندرکاران اين انتخابات قابل رويت بود، اتخاذ سياست در رابطه با اين مجلس نيز، روي انتخابات آينده تاثير خواهد داشت. شرکت به هرقيمت، با ايستادگي در برابر انتخابات فرمايشي دو نتيجه به بار مي‌آورد. اگر در مجلس هفتم انتخابات بطور گسترده تحريم مي‌شد و اصلاح طلبان نيز از زاويه منافع خودشان آن را تحريم مي‌کردند، ولي فقيه نمي‌توانست امروز چنين وسيع آنها را قلع و قمع کند. به چه دليل بايد دستگاه ولايت آنها را براي مجلس نهم و يا انتخابات رئيس جمهوري آينده حذف نکند. مگر در برابر سياست حذف چه واکنشي جز چند غرولند نشان داده‌اند که دستگاه ولايت در تصميم خود تجديد نظر کند؟ استبداد در کجاي دنيا بدون ايستادگي و مقاومت عقب نشسته است که خامنه‌اي و طرفدارانش عقب بنشينند. هر فرد آزادي‌خواه و يا تشکل مدافع آزادي اگر بخواهد آينده را بسازد، امروز بايد زحمت بذرافشاني به‌خود دهد. بدون تحمل درد و رنج، بذري در زمين سرد ميهنمان کاشته نمي‌شود و نهالي بارور نخواهد شد. اگر قرار است هميشه ما از ميان گزينه‌هاي نامطلوب موجود يکي را با اراده خود به‌قدرت برسانيم، گزينه مورد نظر ما امکان رشد پيدا نمي‌کند. ايستادگي در برابر تهاجم ولايت فقيه حداقل فايده‌اش اين است که سرعت تهاجم به مردم را کند و يا سد مي‌کند. از طرف ديگر مگر با شرکت در مجلس هفتم چه به‌دست آمد و جمع چند ده نفره اصلاح طلبان، چه دست‌آوردي داشتند که امروز مردم را دعوت به شرکت در انتخابات نمائيم.
راي را ارزان نکنيد!
مدافعان شرکت در انتخابات فرمايشي را فقط حکومت تحقير نکرده و ناديده نمي‌گيرد. بزرگ‌ترين توهين و تحقير از ناحيه خودشان بر آنها روا مي‌شود. کدام توهين بالاتر از اين که حکومتي ابتدائي‌ترين حق انساني ما را لگدمال کند، آنگاه ما به دعوتش براي شرکت در انتخابات و راي دادن به دستچين شده‌هاي شوراي نگهبان پاسخ مثبت دهيم. چه توهين و تحقيري بالاتر از اين که راي خود را بدون گرفتن امتيازي، مفت و مجاني به ديگران بدهيم. سياست شرکت در انتخاباتي غير آزاد و فرمايشي که دوسوم کرسي‌هاي مجلسش پيشاپيش تعيين شده، نابخردانه است. ولي اين کار زماني نابخردانه‌تر مي‌شود که راي خود را بدون هيچ امتيازي واگذار نمائيم. همان کاري که گروهي از جمهوري‌خواهان مقيم خارج کرده‌اند. آنها طي نامه‌اي سرگشاده خطاب به نامزدهاي انتخابات و مردم، ظاهرا خواسته‌اند براي شرکت در انتخابات شرط بگذارند و در برابر دادن راي خود، امتيازي را به سود مردم طلب کنند. اما آنها راي خود را ارزان نداده‌اند، مجاني تقديم کرده‌اند. افزون بر اين، توهم پراکني هم کرده‌اند. آنها در فراخوان خود چنين گفته‌اند:
"ما امضاء کنندگان اين فراخوان از همه هم‌ميهنان شريف، در سراسر کشور دعوت مي‌کنيم که در روز ۲۴ اسفند در هر يک از حوزه‌هاي انتخابات که امکان رقابت جدي ميان نامزدها وجود دارد حاضر شده و راي خود را به‌سود کساني به صندوق بريزند که از حق همگان براي برخوردار شدن از حقوق بشر، از جمله حق شرکت در انتخابات آزاد، سالم، عادلانه و رقابتي دفاع مي‌کنند؛ به نظارت استصوابي معترض وخواستار لغو آن هستند؛ به کساني راي دهيد که خود را به متحقق کردن "شعار ايران براي همه ايرانيان" متعهد و وفادار مي‌دانند".
تنها خاصيت اين شروط غير واقعي، ايجاد شکافي هر چند کوچک، در صفوف سياست تحريم است. اين دعوت، اختلالي است در صفوف اپوزيسيون در مبارزه عليه استبداد حاکم. امضا کنندگان خود بهتر از هر کس ديگري مي‌دانند که بسيار مشکل است بتوان افرادي را در بين نامزدهاي تائيد شده يافت که از " انتخابات آزاد و سالم عادلانه و رقابتي دفاع کند" و" به نظارت استصوابي معترض وخواستار لغو آن" باشد. قابل تصور نيست که چنين کساني از زير تيغ شوراي نگهبان سالم گذشته باشند. اين دوستان بعيد است بتوانند يک نفر را نمونه بياورند. بگذريم از اين که اگر يک يا چند نفر هم در بين اينها وجود مي‌داشت باز دعوت به شرکت قابل قبول نبود. من در اينجا آنها را خطاب قرار داده تقاضا مي‌کنم اگر يک نفر را، فقط يک نفر را در ميان کانديداها مي‌شناسند که اين شروط را دارا است، آن را معرفي کنند. اگر چنين کسي وجود ندارد، دعوت به شرکت در انتخابات، جز توهم پراکني چه معنائي دارد؟ اين کار هم فريب مردم و هم اخلال در کار اپوزيسيون آزادي‌خواه است. اين دعوت به کام دستگاه ولايت شيرين مي‌آيد. اين دوستان شنيده‌اند که در انتخابات شرط مي‌گذارند، اما توجه ندارند که شرط با پذيرشش معنا دارد نه با ناديده گرفتن آن. نمي‌شود هم شرط گذاشت و هم شرط را خود ناديده گرفت. شرطي که پذيرفته نشده است، اجراي يکطرفه آن عملي دنباله‌روانه است. نتيجه چنين شرط و شروط بي‌پشتوانه‌اي، تيزتر شدن تيغ حذف است. اساسا يکي از دلايل عقب نشاندن اصلاح طلبان حکومتي اين بود که در پس هر يورشي، هيچ مقاومتي شکل نگرفت و کارها به روال هميشه پيگيري شد. اکنون اصلاح طلبان غيرحکومتي ما هم بدون درس گيري از شکست اصلاح‌طلبان حکومتي، همان روش را پيشه کرده‌اند. صادقانه اين بود که امضا کنندگان در خارج کشور، شرطي پيش نمي‌کشيدند و مردم را دعوت به شرکت در انتخابات مي‌کردند. همان کاري که اصلاح طلبان در داخل کرده‌اند. گذاشتن شرط‌هاي دهن‌پرکن اگر خود فريبي نباشد، به توهم دامن مي‌زند.
در دفاع از شرکت در انتخابات، دوست روزنامه‌نگار، عيسي سحرخيز، نيز مطلبي دارد با عنوان "ما و انتخابات، چالش عقل و احساس". در اين مطلب پس از مدت‌ها بالا و پائين آمدن و "چالش عقل و احساس"، عيسي سحرخيز تصميم مي‌گيرد بالاخره در انتخابات شرکت نمايد. آنچه که اهميت دارد نه شرکت او در انتخابات، بلکه دلايلي است که او را به شرکت مجاب کرده است. او اولين ضربه را از سخنان محمد خاتمي مي‌خورد، در رابطه با برهم زدن "نقشه اقتدارگرايان". او از خاتمي چنين نقل مي‌کند: "نقشه‌اي وجود دارد که بايد آنرا برهم زد. ما بايد اين بازي را به‌هم بزنيم به‌هر صورتي که ميسر است. بر اين اساس با همه وجود در انتخابات مظلومانه اما با نشاط شرکت مي‌کنيم. خيلي‌ها نقشه‌هاي بزرگي کشيده‌اند که با حضور مردم در انتخابات خنثي مي‌شود".
نمي‌دانم عيسي سحرخيز برچه اساسي فکر مي‌کند که محمد خاتمي مي‌تواند برهم‌زننده نقشه اقتدارگرايان باشد. خاتمي با ۲۲ مليون راي و حمايت گسترده روشنفکران و فرهيختگان و در شرايطي که اقتدارگرايان در بهت و ترس فرو رفته بودند، تسليم نقشه اقتدارگرايان شد و گام به گام عقب نشست، حالا چه اتفاقي رخ داده که او مي‌خواهد نقشه آنها را برهم زند. مگر فراموشمان شده است که محمد خاتمي در جريان تدارک مجلس هفتم اعلام کرد که انتخابات غيررقابتي برگزار نمي‌کنيم. آيا انتخابات مجلس هفتم رقابتي بود که آن را برگزار نکرد؟ مگر همين محمد خاتمي نبود که اعلام نمود که لوايح دوگانه خط قرمز ما است و از آن کوتاه نمي‌آئيم. مگر خط قرمز او ناديده گرفته نشد، آيا ايستادگي کرد؟ حالا چه شده است که باور کرده‌ايد که او اهل به‌هم زدن نقشه است. درثاني، چه کسي گفته است که اين نقشه با شرکت در انتخابات به‌هم مي‌ريزد؟ آيا نقشه ولي فقيه را تحريم خاتمي بيشتر به‌هم مي‌ريزد يا شرکت او و دوستانش در انتخابات دستچين شده؟ و اساسا آيا قابل تصور است که آقاي خاتمي بتواند روزي در صف تحريم قرار گيرد که حالا رهنمودش براي شرکت در انتخابات، فکر‌انگيز شود.
او شکل گيري نظرش براي شرکت در انتخابات را با اين سئوال توضيح مي‌دهد: "آيا اين تنها ملت و ميهن دوستان ايران هستند كه براي انتخابات ۲۴ اسفند با چنين تصميم‌گيري دشوار و موردي بديع مواجه شده‌اند؟ آيا شهروندان ديگر كشورها در انتخابات خود در برابر چنين دو راهي يا حتي چند راهي دشواري قرار نگرفته‌اند؟ بعنوان مثال، آنگاه که در انتخاب رياست جمهوري پيشين فرانسه، قاطبه‌ مردم وقتي شبح فاشيزم را در يک‌قدمي خود ديدند، يکپارچه به‌پا نخاستند؟ آيا رهبران احزاب، اختلاف‌ها و رقابت‌هاي سياسي را كنار نگذاشتند و عزم خود را جزم نکردند تا مانع ورود لوپون نماينده راست افراطي به کاخ رياست جمهوري فرانسه شوند؟ مسلما آنها مي‌توانستند برنامه‌اي ديگر را سامان دهند، اما چرا اين كار را نکردند و راهي خاص در تضاد با منافع حزبي و گروهي را برگزيدند؟ راهي بديع تا بي‌سابقه‌ترين انتخابات را بعد از جنگ جهاني دوم فرانسه شكل دهند و ژاک شيراك نماينده راستگرايان را با ٨۳ در صد آرا در برابر ١۷ در صد فاشيست‌ها راهي كاخ اليزه کنند؟"
در اين رابطه نيز لازم مي‌دانم بگويم که فرانسه کشوري است که انتخابات آن دموکراتيک است. هم شيراک و هم لوپن اين قاعده دموکراتيک را رعايت کردند. در چنين شرايطي، اين دو، به دور دوم کشيده شده بودند. بالا آمدن لوپن اشتباه خود مردم فرانسه بود. مردم مي‌دانستند در صورت شرکت، راي آنها منظور مي‌شود. به همين خاطر در انتخابات عليه لوپن مشارکت کردند و او را از رسيدن به قدرت محروم نمودند. در ايران انتخابات يک راي گيري کاملا غير دموکراتيک است، براي انتخاب رئيس جمهور و يا نمايندگان مجلس. و سرنوشت آراء هم خصوصا براي مجلس هشتم، چندان روشن نخواهد بود.
از سوي ديگر، در فرانسه مردم با شرکت خود در انتخابات نگذاشتند قدرت به دست لوپن بيفتد. در انتخابات مجلس، به قول اصلاح طلبان، ١۹٠ کرسي مجلس يعني دوسوم آن از پيش تعيين شده است. از اين رو حتي اگر همه اصلاح طلبان برگزيده شوند، قدرت در دست حناح طرفدار خامنه‌اي قرار گرفته است. افزون بر اين حتي اگر همه اصلاح‌طلبان هم به مجلس بروند، باز قوانين جمهوري اسلامي سد راه مي‌شود و مشکل ساختار حکومت، امکان اصلاح در بالا را بدون تکيه به جنبش مردم نمي‌دهد. و اصلاح طلبان ما بر اساس عملکرد دوره‌هاي گذشته، نشان داده‌اند که از جنبش مردم در هراس‌اند.
به اينها همه بايد افزود که تا کنون از اين کانديداهاي اصلاح طلب صدائي در دفاع از مردم و در محکوميت سرکوب و تجاوز به زنان، دانشجويان، اقوام و مليت‌ها و... شنيده نشده است. بعيد است که اين نيروها پس از دستيابي به کرسي مجلس بتوانند تازه وارد ميدان مبارزه عليه استبداد شوند.
عيسي سحرخيز بعنوان دليل به عذر بدتر از گناه متوسل شده است. او مي‌گويد: "چرا راه دور برويم. در همين ايران چه شد که در انتخابات رياست جمهوري گذشته، بسياري که سال‌ها بود با صندوق‌هاي راي قهر کرده بودند، وقتي دريافتند که مي‌خواهند احمدي نژاد را به آنان غالب کنند، با تمام نقدهائي که به هاشمي رفسنجاني و عملکرد وي داشتند، به ناچار روي برگه‌هاي راي نام او را نوشتند تا از فاجعه‌اي که در راه بود، جلوگيري کنند؟" راي دهندگان به رفسنجاني اکنون در برابر اين وضع اين حرف را مي‌زنند و مي‌گويند: "که ما به او راي نداديم، آنان که در خانه نشستند با تنور بر سياست تحريم دميدند، راه را براي ورودش به کاخ رياست جمهوري هموار کردند، ما بي‌گناهيم".
نمي‌دانم چرا راي دهندگان به رفسنجاني بي‌گناهند؟ اين حکم را عيسي سحرخيز از کجا آورده است؟ آيا اگر همان راي دهندگان به رفسنجاني سياست تحريم پيشه مي‌کردند، دستگاه ولايت اکنون چنين و در اين ابعاد گستاخ مي‌شد که بخشي از طرفداران نظام يعني اصلاح طلبان را قلع و قمع کند. با اين روش آيا چه دليلي دارد در انتخابات رياست جمهوري آينده، کانديداي دوست گرامي عيسي سحرخيز يعني محمد خاتمي را هم حذف نکنند. با تحريم همگاني در مجلس هفتم، حداکثر مجلس کنوني از ٦٠ نماينده بي‌بو و خاصيت اصلاح طلب محروم مي‌شد ولي تحريم به دستگاه ولايت ديکته مي‌کرد که نمي‌تواند هر تصميمي بگيرد. افزون بر اين، اگر در انتخابات رياست جمهور آينده رقابت محدود به شکنجه‌گري چون حسينيان و احمدي نژاد شود، دوست عزيز روزنامه نگار ما با اين متد خود کجا خواهد ايستاد. رفسنجاني در دوره رياست جمهوريش کم سرکوب و توطئه نکرد. ليست جنايت‌هاي او طولاني است. عيسي سحرخيز به يقين از اعمال او بيشتر اطلاع دارد. اگر او کمي معتدل و "واقع بين" شده است، اين به برکت واکنش آزاديخواهان و در اثر ضربه‌اي است که مردم در جريان مجلس ششم به گوشش نواختند. استبداد و نيروهاي مدافع استبداد را فقط قدرت مردم به عقب مي‌نشاند. پاسخ توهين و ناديده گرفتن اراده مردم در اين ابعاد، تمکين به آنها و گرم کردن تنور انتخابات آنها نيست. اين استدلال که با شرکت در انتخابات يک کرسي هم از دست اقتدارگرايان خارج شود، مفيد است، استدلال چندان محکمي نيست. در اين شکي نيست که خارج کردن يک کرسي هم از دست آنان مثبت است، اما بايد براي هر حرکت سياسي حساب کرد که در مجموع چه به‌دست مي‌آوريم و چه از دست مي‌دهيم و براي اين که دقيق‌تر حساب کنيم، ضروري است که فقط امروزمان را مد نظر قرار ندهيم. نيازمنديم به فردايمان نيز بيانديشيم.
و اما سخن آخر اين که نمي‌دانم چرا دوست روزنامه نگار ما چشم بر ٨ سال عملکرد اصلاح‌طلبان مي‌بندد و روي کار آمدن احمدي نژاد را به‌حساب تحريم کنندگان مي‌گذارد. آيا مماشات اصلاح طلبان با ولي فقيه و مقدس کردن منافع نظام، باعث افت آراي آنها و روي کار آمدن احمدي نژاد شد و يا سياست تحريم کنندگان؟ آيا چشم به قدرت دوختن به‌هر قيمتي، باعث پراکنده کردن ۲۲ مليون راي مردم شد و يا سياست تحريميان؟ اصلاح‌طلبان نتوانستند دريابند که فاصله‌گيري آنها از دستگاه ولايت فقيه براي آنها در آن ابتدا اعتبار و محبوبيت به‌دست آورد. آنها در قدرت اين نقطه قوت خود را درک نکردند و بجاي تکيه به مردم، خود را به تمايل دستگاه ولايت آويختند. اين سياست بلاي جان آنها شد. احمدي نژاد فرزند عملکرد اصلاح طلبان و دست‌پروده رفتار آنان است.
دوست عزيز! تصور مي‌کنم در اشتباهيد. متد شما مشکل دارد. اگر آقاي معين که اين‌همه در آستانه انتخابات از اراده مردم سخن مي‌گفت آن حکم حکومتي را نمي‌پذيرفت و اعلام انصراف مي‌نمود، مي‌ديديد آراي او و محبوبيت او چگونه جهش مي‌کرد. او انتخابات را واگذار مي‌کرد اما سرمايه عظيمي مي‌اندوخت. سرمايه اي که امروز مي‌توانست پشتوانه اصلاح طلبان شود. غرق شدن در لحظه و نديدن آينده، پاشنه آشيل او و شايد پاشنه آشيل فکر شما، دوست گرامي روزنامه نگار ما است. اين همان مشکلي است که گروهي هم در خارج کشور بدان مبتلا هستند. سياست کردنشان از آرمان تهي است. فکر مي‌کنم در سياست‌ورزي، واقعيت بايد مبنا و آرمان رهنما باشد. غير از اين به کج‌راه خواهيم رفت.
١۳ مارس ۲٠٠٨

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration