The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

پايان زمستان و روسياهي جمهوري اسلامي

محمود بهنام

زمستان امسال هم، که همراه با سرماي شديد، يخبندان و بارش برف فراوان بود. چند روز ديگر به پايان مي‌رسد و روسياهي بيشتري براي رژيم جمهوري اسلامي برجاي مي‌ماند. گذشته از همه ديگر دشواريهاي اين زمستان سخت براي مردم جامعه ما، تعداد قربانيان سرمازدگي و يا گازگرفتگي ناشي از کمبود و قطع گاز به چند هزار نفر بالغ مي‌شود.
درباره اين فاجعه نيز، مانند ديگر فجايعي که در اين سرزمين به دفعات رخ مي‌دهد، البته آمار و اطلاعات رسمي در دست نيست و مراجع مسئول هم، طبق معمول، براي کتمان و يا انکار آن مي‌کوشند. اما بر پايه ارقام و گزارشهاي پراکنده و منتشر شده موجود، مي‌توان برآوردي از گستردگي اين فاجعه ارائه کرد. طبق اين منابع، در حالي که آمار قربانيان گازگرفتگي طي سال 1385، در استان تهران 250 نفر (و در کل کشور 973 نفر) بوده، تنها در هفته سوم دي‌ماه گذشته، در اين استان، حدود 270 نفر قرباني گازگرفتگي شده‌اند. در همين رابطه، بر اساس گزارش بيمارستان «امام خميني» تهران، مرگ و مير ناشي از گازگرفتگي تا پايان نيمه اول زمستان امسال، نسبت به سال قبل، بيش از دوبرابر شده است. بايد يادآور شد که اين آمار مربوط به استان تهران است که در قياس با ديگر استانها و مناطق کشور، با کمترين حد دشواري در مورد کمبود و قطع گاز و سوخت روبرو بوده است. چنانکه سايت خبر رساني «روز» به نقل از کارشناسان وزارت نفت گزارش مي‌دهد امسال بيش از 4 هزارنفر از هم‌ميهنان ما در اثر گازگرفتگي جان باخته‌اند. به گفته اين کارشناسان، علت اصلي افزايش تلفات گازگرفتگي، قطع مکرر و مستمر گاز در بسياري از شهرها و روستاهاي ايران بوده که افراد و خانوارها را در سرماي سخت ناگزير به استفاده از ذغال، به کار انداختن بخاريهاي غيراستاندارد، دستکاري در رگلاتورهاي گاز و بخاريهاي گازي و . . .، کرده است. جدا از مرگ و مير ناشي از خود سرمازدگي (که آماري درباره آن در دست نيست) چنان رقمي از تلفات بي‌سابقه، وگرنه کم‌سابقه است.
زمستان امسال به واقع ايامي سخت و ناگوار براي مردم ايران بوده است. چهار موج پياپي سرما، در فاصله دو ماهه دي و بهمن، بخش بسيار بزرگي از شهرها و روستاهاي کشور را در برگرفت که طي آن برودت هوا در برخي مناطق معمولاً معتدل به 20 درجه زير صفر و در بعضي از نواحي سردسير حتي به 30 درجه پايين صفر رسيد. در چنين شرايط استثنايي، و غالباً غيرقابل پيش‌بيني، در همه جوامع، طبعاً کمبودهايي بروز مي‌کنند، حمل و نقل ‌عمومي مختل مي‌گردد. پاسخگويي به نيازهاي ضروري دشوارتر مي‌شود و، به طور کلي، اختلالاتي در جريان عادي فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي به وقوع مي‌پيوندد که مشکلات مضاعفي براي مردم پديد مي‌آورد و خساراتي مادي- معنوي برجاي مي‌گذارد. اما پرسش اساسي که در هنگام وقوع اين حوادث و شرايط استثنايي مطرح مي‌شود، پيش از هرچيز ميزان آمادگي و چگونگي تدارک جامعه، و به طور دقيقتر نظام اجتماعي و اقتصادي حاکم بر آن، براي مقابله با تبعات رويدادها و سوانح غيرمترقبه است. سؤال اينست که نهادها و مراجع مسئول، که در اصل براي چنين اموري ايجاد و موظف شده‌اند، تا چه اندازه براي پيشگيري و يا مواجهه با اين گونه حوادث آمادگي دارند و چه تلاشهايي را جهت تقليل تلفات و لطمات آنها انجام مي‌دهند. در پرتو اين ملاحظات و با توجه به خسارات بر جاي مانده از اين زمستان سخت، بايد گفت که رژيم حاکم بر ايران صفحه سياه ديگري بر کارنامه ننگين خود افزوده است. صرفنظر از همه خسارتهاي مادي و معنوي ناشي از قطع ارتباطات و بسته شدن راهها، تعطيلي مدارس و دانشگاه‌ها و بسياري از ادارات، خاموشيهاي برق در اثر قطع گاز تحويلي به نيروگاه‌ها، يخ بستن و ترکيدن لوله‌هاي آب، سرمازدگي بخشي از محصولات، خوابيدن بسياري از صنايع در نتيجه کمبود گاز و برق و سوخت، و . . .، بايد پرسيد که چرا و چگونه در سرزميني که ثروت سرشار آن از حيث منابع نفت و گاز شهره جهان است، در عرض چند هفته هزاران نفر از ساکنان آن در اثر کمبود و قطع گاز جان خود را از دست مي‌دهند؟
نگاهي گذرا به آمار توليد، انتقال و مصرف گاز در کشور، پاسخ به سؤال بالا را روشن مي‌سازد. اين بررسي اجمالي نشان مي‌دهد که در مورد گاز نيز، همانند بسياري ديگر از نيازهاي اوليه و ضروري مردم براي آب، برق، مسکن، آموزش و بهداشت و . . . آنچه عملاً مطمح نظر گردانندگان حکومتي نبوده و نيست همانا تأمين آن نيازهاست. در اين عرصه نيز، صرفاً ندانم‌کاري و بي‌کفايتي نيست که عمل مي‌کند بلکه، فراتر از آن، دشمني حکومت با اکثريت عظيم مردمي است که شرايط کار و زيست و آسايش و آرامش آنها را بازيچه مقاصد سياسي و يغماگريهاي اقتصادي باندهاي گوناگون درون خود قرار داده است.
بر پايه آمارهاي موجود، ايران نه تنها چهارمين کشور صادرکننده نفت جهان است بلکه با برخورداري از بيش از 28 تريليون متر مکعب ذخيره طبيعي (حدود 16 درصد کل ذخائر گاز جهان)، از حيث اين منبع مهم و استراتژيک انرژي در رديف دوم جهاني جاي دارد. اين منابع از ساليان پيش شناخته شده بوده، به طوري که صادرات گاز طبيعي ايران نيز سابقه‌اي نزديک به 40 سال دارد.
اما توليد گاز طبيعي قابل مصرف ايران، طبق ارقام رسمي، از حدود 470 ميليون مترمکعب در روز فراتر نمي‌رود. نزديک به 50 درصد گاز توليدي روزانه، به طور متوسط، به مصرف خانگي (جهت پخت و پز و ايجاد گرما) مي‌رسد، حدود 15 درصد آن، به عنوان سوخت، در صنايع کشور (عمدتاً آهن و فولاد و سيمان) مصرف مي‌شود و باقيمانده آن نيز به مصرف خود پالايشگاه‌ها و يا صنايع پتروشيمي و نيز به نيروگاه‌هاي توليد برق اختصاص داشته و سهم اندکي از آن هم صادر مي‌شود. در همين حال، مقاديري گاز از ترکمنستان هم، جهت مصرف در استانهاي شمالي کشور، وارد مي‌گردد که حدود 5 درصد مصرف داخلي گاز طبيعي را تأمين مي‌کند.
در دوره‌هاي گذشته، چوب، تپاله و زغال، و سپس نفت سفيد و مازوت و گازوئيل و گاز مايع، بخش عمده نيازهاي خانوارها و فعاليتهاي اقتصادي براي سوخت را فراهم مي‌کردند. ولي از حدود چهاردهه پيش از لوله‌کشي گاز در شهرها و برخي از روستاها شروع شده و گسترش يافت، تدريجاً مصرف گاز جايگزين زغال، نفت و گازوئيل شده، عادات مصرفي مردم نيز نتيجتاً دچار تغيير گرديده و سهم گاز در تأمين سوخت روز به روز افزونتر شد. چنان که برآورد برخي کارشناسان نشان مي‌دهد، براي پاسخگويي به احتياجات فزاينده داخلي (اعم از خانگي و صنعتي) توليد گاز بايد سالانه بين 10 تا 15 درصد افزايش يابد.
با وجود شناسايي اهميت منابع گاز طبيعي و همچنين نياز روز افزون داخلي (صرفنظر از مسئله صادرات گاز) به دليل کمبود و نارسايي‌هاي شديد تأسيسات زيربنايي در مورد توليد و انتقال گاز، احتياجات اقتصاد کشور به اين منبع انرژي (که ضمناً آلودگي کمتري هم از ديگر سوختهاي فسيلي ايجاد مي‌کند) برآورده نشده و، در همين حال، بخشي از توليدات گاز طبيعي همراه با استخراج نفت نيز سوزانده شده و هدر مي‌رود. اين مسئله که از ساليان گذشته گريبانگير صنعت نفت ايران و همچنين مورد توجه افکار عمومي بوده، هنوز هم، کمابيش، به قوت خود باقي است. طبق گزارشهاي رسمي، هم اکنون تنها در ميدان گازي «سلمان» در خليج فارس، روزانه حدود 100 ميليون فوت مکعب گاز دود شده و به هوا مي‌رود. علاوه بر اينها، بخش بزرگي از منابع گاز طبيعي ايران، خصوصاً در خليج فارس، مشترک يا «مشاع» با کشورهاي جنوبي آن بوده و، بنابراين، عدم بهره‌برداري به موقع و يا مشترک از آنها موجب هدر رفتن سهم متعلق به ايران مي‌شود. مهمترين اين ذخائر مشترک، همان ميدان گازي معروف به «پارس جنوبي» است که به ايران و قطر تعلق دارد. لکن در همان دوره‌اي که رژيم جمهوري اسلامي سرگرم جنگ ويرانگر هشت ساله با عراق بود، دولت قطر بهره‌برداري يکجانبه از آن را آغاز کرده و در اين باره هفت سال از ايران پيشي گرفت.
اما وقتي هم که اقدامات دير هنگام براي اکتشاف، حفاري و بهره‌برداري از برخي مخازن، و به ويژه پارس جنوبي، با جلب سرمايه‌هاي خارجي شروع شد، خود اين امر نيز، در بستر رقابتهايي که همواره در مورد منابع نفتي و در وزارت نفت رژيم جاري بوده است، موجب کشمکشها و کش و قوسهاي تازه‌اي در بين دستجات درون حکومتي گرديد. تأسيس شرکتهاي اقماري «شترمرغي» (نه دولتي نه خصوصي)، ورود برخي بنيادهاي حکومتي به اين عرصه، تغيير و تعويض مکرر مديريتها و . . .، ضمن آن که زمينه سوءاستفاده‌هاي مالي کلاني را فراهم ساخت، موجب تداوم نابسامانيها در عرصه توليد گرديد. چنان که از مجموعه «فاز»هاي ميدان پارس جنوبي (که حدود 25 فاز را در بر مي‌گيرد) تا کنون تنها 5 فاز آن به مرحله توليد رسيده و چند فاز ديگر نيز که قرار بود قبلاً يا طي سال جاري آماده بهره‌برداري شود، با تأخير مجدد مواجه گشته است. در اين ميان، دار و دسته رفسنجاني که آغازگر اين اقدامات بودند، سهمي به چنگ آورده و جاي خود را به آدمهاي خاتمي دادند. اينان نيز بعد از تصاحب بخشي ديگر از قراردادها و امکانات، «صحنه» را براي باند احمدي‌نژاد خالي کردند. اين دسته نيز در همان گام اول، پروژه‌اي 2/1 ميليارد دلاري احداث خط لوله به سپاه پاسداران اعطا کرده و سپس طرحهاي بهره‌برداري فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي را هم به سرکردگان همين نهاد واگذار نمود.
در زمينه همين رقابتها و منازعات جناحي، در حالي که نه برنامه‌هاي توليد چندان پيشرفتي داشت و نه طرحهاي صادرات گاز، و اساساً هيچ برنامه جامع و منسجمي در زمينه نفت و گاز و به ويژه مصارف متنوع گاز طبيعي (براي تزريق به چاههاي نفتي جهت بازيابي نفت باقيمانده، به عنوان ماده خام صنايع پتروشيمي، مصارف سوخت صنعتي و خانگي، صادرات به صورت گاز يا مايع) وجود نداشت، بحث و جدل ديگري در ميان جناحهاي حکومتي در مورد صادرات يا عدم صادرات گاز بالا گرفت. گروهي از آنها، که ظاهراً سرشان از اين نمد بي‌کلاه مانده بود و يا نقشه‌هاي ديگري را در سر مي‌پروراندند، خواستار آن بوده‌اند که همه توليدات گازي در داخل مصرف و از صدور آن - قطعاً يا ترجيحاً- پرهيز شود. گروهي ديگر، برعکس، در پي آن بوده و هستند که سهم هرچه بيشتري از توليدات گاز صادر و تبديل به دلار شود. دسته اخير، غالباً همان عناصر و نهادهايي هستند که همان گونه که از «مصرف زيادي» نفت و بنزين در داخل کشور ناراضي‌اند، از «اسراف» و «مصرف بيش از اندازه گاز» به خاطر «ارزان بودن زيادي» آن نيز انتقاد کرده و مي‌کوشند که، اگر بتوانند، آن گازي را هم که خانوارهاي شهري و روستايي براي گرم کردن منازل و يا آشپزي، با بهاي مترمکعبي حدود دو سنت مصرف مي‌کنند از دست آنها گرفته و به بازارهاي جهاني صادر نمايند تا براي هر متر مکعب آن مثلاً 5 سنت به چنگ آورند.
با همه اينها، به واسطه استمرار کشمشکهاي دروني، عقب ماندگي، ناهماهنگي و نابساماني شديد طرحهاي توليدي، کمبود سرمايه‌گذاري و تکنولوژي خارجي و اخيراً تشديد تنشها در مناسبات بين‌المللي رژيم و تهديد تحريمهاي افزونتر، همان پروژه‌هاي صادرات گاز طبيعي هم غالباً دچار تأخير يا توقف گرديده است. در حال حاضر، حجم اندکي از توليدات گاز به نخجوان (جمهوري آذربايجان) و ترکيه صادر مي‌شود که همين مورد اخير هم، به دليل کمبود شديد گاز در داخل، در زمستان امسال دو بار با قطع صادرات مواجه گشته است. در همين حال، در جريان کمبود و بحران شديد گاز آشکار گرديد که ايران با اينهمه منابع سرشار گازي، حتي فاقد حداقل ذخاير استراتژيک گاز براي مصارف داخلي و شرايط غيرمترقبه است. در يک کلام، تحت حاکميت جمهوري اسلامي، نه ظرفيت توليدي کافي گاز براي پاسخ دادن به نيازهاي روز افزون داخلي ايجاد شده و نه طرحهاي صادرات آن تاکنون به سرانجامي رسيده است. به بهاي تحميل فشار بيشتر براي مردم و عقب ماندگي شديدتر اقتصاد جامعه، ثروتها و داراييهاي طبيعي و انساني فراوان آن بدين سان در معرض نابودي، حيف و ميل و غارت حکومتگران قرار گرفته است.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration