The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

انتخابات مجلس هشتم، نتايج و پيامدها

محمد اعظمي

پيش از اين، نوشتهام که در جمهوري اسلامي، تقلب به سبک و سياق رايج، چهره اصلي انتخابات را نميساخته است. تقلب در انتخابات، بيشتر به صورت دخالت، انجام ميگرفته است. جناح مسلط حکومت عمدتا، با پول و زور خود و با تشکيلات و رسانههاي انحصاري خود، دخالت ميکرده و دخالت ميکند. اما اين خصوصيت، در انتخابات نهم رئيس جمهوري به اين سو، دستخوش تغيير شده است. به گونهاي که در انتخابات مجلس هشتم، تقلب به صورت دستکاري در آراء، چنان ابعاد گستردهاي به خود گرفت که حتي، سران و مسئولان اصلي وفادار به نظام، در صف شاکيان، به اعتراض ايستادهاند. گام نهادن حکومت در اين مسير، بسيار طبيعي بود. چون تا پيش از نهمين انتخابات رئيس جمهوري، هر چند که اپوزيسيون و حتي معترضان راديکال نظام اجازه حضور نداشتند، اما رقابت بين جناحهاي حکومت جدي بود. در نتيجه، آنها با نظارت بر انتخابات، امکان دستبرد در آراء را دشوار ميکردند. با حذف اکثر نيروهاي اصلاح طلب، امکان نظارت آنها، از بين رفت. به گونهاي که حداقل در تهران، اجازه حضور و نظارت بر صندوقها را نداشتند و اين راه را بر تقلب در انتخابات، کاملا گشود. افزون بر اين، از يک سو حکومت نيازمند مشارکت مردم در انتخابات است، تا با آن کسب مشروعيت کند و از سوي ديگر، حذف رقبا در اين ابعاد و فرمايشي شدن انتخابات، بر ميزان مشارکت مردم تاثير منفي بر جاي ميگذارد. اين تناقض، ميل به تقلب، براي بالا نشان دادن آمار شرکت کنندگان در انتخابات را، تشديد ميکند. از اين رو، تقلب به صورت دست بردن در آراء نيز، يکي ديگر از ويژه گيهائي است که از اين پس، بايد به خصوصيات انتخابات در جمهوري اسلامي، افزوده شود.

معيار مشروعيت چيست؟
اکنش مردم نسبت به انتخابات مجلس هشتم چگونه بود؟ انتخابات تحريم شد و يا مردم مشارکت کردند؟ رابطه شرکت مردم در انتخابات و يا تحريم آن، با مشروعيت سياسي نظام، چگونه است؟
در جمهوري اسلامي منبع رسمي و قابل اعتمادي وجود ندارد. تنها منبع ما، حکومت است، که ميزان مشارکت مردم را به طور کلي ۶۰ در صد اعلام نموده است. در تهران، ميزان مشارکت حدود ۴۰ در صد اعلام شده است. اين آمار توسط منابع ديگر حکومتي زير سئوال رفته است. بر اساس آمار ديگري که باز از سوي منابع رسمي جمهوري اسلامي منتشر شده است، ميزان مشارکت مردم در سراسر کشور کمي بيش از ۵۰ درصد و در تهران حدود سي در صد است. اگر دخالت ها و تقلباتي که خود حکومتيان به آن اذعان دارند و از آن شاکي اند، در اين آمار منظور کنيم، ميزان مشارکت مردم در انتخابات، بازهم کم تر خواهد شد.
ميزان مشارکت مردم در مقياس کل کشور، با تمام اهميت اش، موضوع اين نوشته نيست، آگاهانه از آن در مي گذرم و براي پيگيري بحث خود، فرض را بر درستي اين آمار مي گيرم. با چنين فرضي باز نمي توان مشارکت و يا تحريم انتخابات را براي مشروعيت سياسي نظام، کافي دانست. خطاي ما تا کنون اين بود که معيار براي مشروعيت سياسي نظام را، با مشارکت عددي افراد جامعه مي سنجيديم و هنوز هم مي سنجيم. با چنين فکري طي سال‌هاي گذشته، ميزان در صد تحريم يا مشارکت مردم در انتخابات، نقطه ستيز و کانون درگيري حکومت و اپوزيسيون بوده است. تلاش حکومت اين بوده است که در صد مشارکت را بالا، و اپوزيسيون کوشيده است غير واقعي بودن آن را، نشان دهد. حکومت و اپوزيسيون هر دو با ميزان آراي شرکت کنندگان، حکومت را، مشروع و يا نامشروع، تلقي مي‌کرده اند. شکي نيست که ميزان مشارکت مردم و تعداد آراي آنها، بسيار مهم است. اما در صد مشارکت مردم به طور کلي و در مقياس کل کشور، معيار درستي براي سنجش مشروعيت سياسي حکومت نيست. مشروعيت سياسي حکومت، با آرائي سنجيده مي‌شود که در آن عنصر آگاهي و جهت گيري سياسي راي دهنده مشهود باشد. اين را هم حکومت قبول دارد و هم اپوزيسيون آن را درست مي‌داند. اما در گفته‌ها و نوشته‌ها کم تر روي آن مکث مي‌شود. اين موضوع را توضيح مي‌دهم:
انتخابات مجلس و رياست جمهوري در ايران، يک حرکت سياسي است. از اين رو پيش از هر چيز بايد توجه نمود که کدام بخش از مردم و کدام لايه‌هاي اجتماعي، شرکت در انتخابات را سياسي مي‌بينند و با اين نگاه در انتخابات شرکت کرده و يا آن را تحريم مي‌کنند.
مردم عمدتا در شهرها به ويژه شهرهاي بزرگ با موضوع انتخابات، سياسي برخورد مي‌کنند. در روستاها و مناطق کم جمعيت و کوچک چنين نيست. مسائل ديگري عمل مي کند و بسته به سازماندهي حکومت، مشارکت کم و زياد مي‌شود. يعني در اين مناطق، که عنصر آگاهي ضعيف است، هر حکومتي متناسب با سازماندهي خود، حدودا مجموعه کم و بيش يکساني را به پاي صندوق هاي راي مي‌کشاند. با توجه به اين مساله، شرکت اين بخش از مردم را، نبايد در آمار و براي مشروعيت دادن به حکومت منظور کرد. سردمداران اصلي حکومت از خامنه‌اي گرفته تا رفسنجاني و از خاتمي تا کروبي، انتخابات را يک حرکت سياسي مي‌دانند و از شرکت يا عدم شرکت در انتخابات، مشروعيت و حقانيت حکومت را نتيجه مي‌گيرند. حتي اصلاح طلبان با وجود اين که به افراد شاخص شان، اجازه شرکت در انتخابات داده نشده است، چون نظام را از خود مي‌دانند و خود را براي نظام، در انتخابات شرکت مي‌کنند تا مشروعيت نظام زير سئوال نرود. بنا بر اين، از ديد گرايشات مختلف حکومت، لازم است واکنش کساني مد نظر قرار گيرد که با انتخابات سياسي برخورد مي‌کنند. گر چه مقامات رژيم از مشارکت کساني که خود به پاي صندوق‌ها کشانده‌اند، سوء استفاده مي‌کنند و آن را به رخ مردم ايران و جهان مي کشند، اما بسيار بعيد است، ندانند که راي اين نيرو را هر حکومتي تا آستانه سقوط مي تواند با خود داشته باشد. براي ارزيابي حکومت از قدرت خود و ميزان نفوذش در ميان مردم، راي کساني اهميت دارد که براي شرکت يا عدم شرکت در انتخابات، فکر مي کنند و از راي خود با هدف تقويت و يا تضعيف برنامه ها و سياست هاي اين يا آن جريان استفاده مي کنند.
اپوزيسيون حکومت نيز انتخابات را يک حرکت سياسي مي داند و با طرح فراخوان هاي خود يک سياست معين را دنبال مي کند. اپوزيسيون ممکن است از انتخابات تجزيه و تحليل دقيقي نکند، اما در سياسي دانستن آن ترديد ندارد. از اين رو از عدم مشارکت مردم، عدم مشروعيت حکومت را مي فهمد. با اين توضيحات شرکت مردم در شهرها و به ويژه شهرهاي بزرگ، هم براي حکومت مهم است و هم براي اپوزيسيون. اين نيروست که به دليل نقشي که در تغيير و تحولات جامعه مي آفريند، حضورش در کنار حکومت و يا در برابر آن، پر اهميت مي شود. جلب اين نيرو و سازماندادن آن، بسيار مهم است. بدين جهت براي مشروعيت حکومت، نبايد فقط به ميزان شرکت مردم در انتخابات يا تحريم آن، اکتفا کرد.
اما همان گونه که راي همه شرکت کنندگان در انتخابات را نبايد راي مثبت به حکومت تلقي نمود، آراي تمام تحريميان را نيز نمي توان، همراهي با اپوزيسيون مدافع تحريم، دانست. بين رابطه شرکت کنندگان در انتخابات و تحريميان با حکومت، تفاوتي وجود دارد. تحريم کنندگان عموما، حکومت را قبول ندارند و يا حداقل با حکومت موافق نيستند. در حالي که شرکت در انتخابات، الزاما به معناي تائيد حکومت نيست، مشارکت در انتخابات مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد. در حکومت هاي غير دموکراتيک و استبدادي، هميشه آمار موافقان و شرکت کنندگان بسيار بالاست. اساسا نفس غيردموکراتيک بودن انتخابات خود به تنهائي قاطع ترين و مستدل ترين دليلي است که حکم بر نامشروع بودن انتخابات و باطل اعلام کردن آمار شرکت کنندگان مي دهد. بنابر اين، مشارکت در انتخابات براي حکومت هاي غيردموکراتيک مشروعيت نمي آورد، اما عدم مشارکت، راي منفي به حکومت است و نشان از عدم مشروعيت آن مي دهد. از اين رو، اين حکم که اکثريت مردم در انتخابات مجلس هشتم، راي به عدم مشروعيت حکومت دادند، حکم نادرستي نيست.

نتايج شرکت در انتخابات:
نيروهائي که دعوت به شرکت در انتخابات کرده اند، در مجموع از سه زاويه شرکت در انتخابات را توجيه مي کنند.
گروهي از افراد، شرکت در انتخابات را براي تعميق دموکراسي و براي نهادينه کردن اشکال دموکراتيک مبارزه و استفاده از حق راي، مورد تاکيد قرار مي دهند. اشکال اصلي اين فکر اين است که باور کرده است که آن چه که در جمهوري اسلامي برگزار مي شود، انتخابات است. انتخابات مختصاتي دارد. هر راي گيري را نمي توان انتخابات نام گذاشت. در راي گيري مجلس هشتم، نه حق انتخاب شدن وجود داشت و طبعا، نه حق انتخاب کردن. شرايط انتخابات يعني آزادي احزاب و مطبوعات هم وجود نداشت. حتي از حداقل رقابت بين جناح هاي مختلف حکومت، که سياست هاي مختلفي دارند نيز، خبري نبود. بنابراين، اگر استفاده از حق راي محترم است، در صورتي که مردم نماينده مورد قبولي را در ميان نامزدها نيافتند، آيا حق دارند راي خود را به هيچ کس ندهند؟ به نظر مي رسد مدافعان استفاده از حق راي، استفاده از اين حق را مشروط به شرکت در انتخابات فرمايشي مجلس هشتم کرده اند. روشن نيست اگر فردا در انتخابات رياست جمهوري فقط لاريجاني و احمدي نژاد را در برابر ما قرار دهند، چه بايد کرد و از اين حق چگونه بايد بهره گرفت؟ اساسا چرا بايد حق راي خود را خرج مشروعيت دادن به حکومتي نامشروع کرد؟
اصلاح طلبان حکومتي، براي شرکت در انتخابات مجلس هشتم دلايل ديگري دارند. آنها در نظر داشتند بازي جناح مسلط را به هم بزنند. اين نظر در بيانيه جبهه مشارکت ايران اسلامي چنين بيان شده است:
«جناح حاكم ... پيشاپيش تكليف بيش از ۱۶۰ كرسي مجلس را روشن كرده و در اختيار همفكران جناحي خود قرار دادند كه در مواجهه با اين شرايط ائتلاف اصلاح‌طلبان با اتخاذ موضع ابتكاري و فعالانه «حضور معترضانه» در انتخابات و دعوت به مشاركت در حوزه‌هاي قابل رقابت با ارائه فهرستي از نامزدهاي باقي مانده اصلاح‌طلب با هدف دستيابي به يك اقليت قوي در مجلس هشتم بازي اقتدارگرايان را، كه در پي حذف كامل يك جناح از انتخابات و زمينه‌سازي جهت حذف آنان از عرصه فعاليت‌هاي سياسي در آينده بودند، بر هم زد و به طور فعال وارد عرصه مبارزات انتخاباتي در يك انتخابات غير آزاد و ناعادلانه و نيمه رقابتي شد.»
ايراد اصلي اصلاح طلبان در رابطه با انتخابات، اين است که آن ها انتخابات را زماني آزاد مي دانند که خودشان بتوانند در آن شرکت کنند. چشم آن ها فقط دو جناح را مي بيند و به رسميت مي شناسد. اگر ساير نيروها حذف شدند، لبي به اعتراضي گشوده نمي شود.
اصلاح طلبان تا کنون اين گونه تبليغ کرده اند که جناح مسلط و رهبر جمهوري اسلامي خواهان تحريم انتخابات و عدم شرکت مردم هستند. از اي نرو از همه خواسته اند تا با شرکت در انتخابات، بازي جناح مسلط حکومت را به هم بريزند. در استدلال اصلاح طلبان روشن نيست که چرا دستگاه ولايت فقيه ميل به تحريم کرده است. مگر در همين بيانيه گفته نشده است تکليف اکثريت کرسي ها، يعني ۱۶۰ کرسي، قبل از انتخابات روشن شده است، مگر تيغ حذف گردن بقيه از جمله نيروهاي شاخص اصلاح طلبان را نبريده است، بنابراين ترس رهبر و جناح مسلط از مشارکت مردم چيست؟ شکي نيست مشارکت مردم در انتخابات غيردموکراتيک، براي حکومت اعتبار چنداني کسب نمي کند، اما بدون ترديد تحريم انتخابات، جز بي حيثيتي نتيجه اي براي حکومت به بار نمي آرد.
واقعيت اين است که اصلاح طلبان از ميزان نفرت مردم از جناح مسلط آگاهند و اين را براي چنگ انداختن به قدرت براي خود کافي مي دانند. به جاي درس گيري از هشت سال در قدرت و تصحيح خود، مي خواهند مردم هر چه وسيع تر در انتخابات شرکت کنند، تا نفرت از جناح مسلط را، پشتوانه کسب کرسي براي خود کنند.
اصلاح طلبان با شرکت در انتخابات بازي را به هم نزدند، در بازي جناح مسلط شرکت کرده سوخت انتخابات آن ها را تامين کردند. آن ها با شرکت در اين انتخابات، ظرفيت اعتراضي و مقابله جويانه خود را براي انتخابات آينده رئيس جمهوري روشن کردند. آن ها مي گويند که اقليت نيرومندي تشکيل داده اند تا مجلس يک صدائي نشود و صدائي هم در دفاع از مردم، بلند شود. بسيار خوب، مگر امروز مدعي نيستند که تقلب شده است. در برابر اين راهزني آراء، چه واکنشي نشان دادند؟ مگر نمي گويند آراي آن ها را نشمرده اند؟ چه اعتراضي را سازمان دادند؟ جرياني که توان و جربزه دفاع از حقوق خود را ندارد، چگونه مي خواهد مدافع منافع مردم شود؟
سومين گروه از دعوت کنندگان به مشارکت در انتخابات، نيروهاي سکولاري هستند که از انتخابات آزاد دفاع مي کنند. اين گروه در فراخواني از مردم دعوت کردند:
« که در روز ۲۴ اسفند در هر يک از حوزه هاي انتخابات ، که امکان رقابت جدي ميان نامزدها وجود دارد، حاضر شده و راي خود را به سود کساني به صندوق بريزند که از حق همگان براي برخوردار شدن از حقوق بشر ، از جمله حق شرکت در انتخابات آزاد، سالم عادلانه و رقابتي دفاع مي کنند؛ به نظارت استصوابي معترض وخواستار لغو آ ن هستند؛ به کساني راي دهد که خود را به متحقق کردن «شعار ايران براي همه ايرانيان» متعهد و وفادار مي دانند.»
زاويه دعوت اين نيرو براي شرکت در انتخابات، با اصلاح طلبان حکومتي متفاوت است. اصلاح طلبان حکومتي به انتخابات آزاد باور ندارند، اما امضا کنندگان اين بيانيه اين گونه نمي‌انديشند. در حالي که در نظر از انتخابات آزاد دفاع مي‌کنند، در عمل، دنباله اصلاح‌طلباني شده‌اند که دفتر اعمالشان به روي مردم گشوده است. دعوت کنندگان به شرکت در انتخابات بايد بگويند که نتيجه دعوتشان به کجا کشيد. آن شروط طرح شده در بيانيه را چرا خود جدي نگرفتند. کدام نامزد در بين همه داوطلبان وجود داشت که با شرايط ذکر شده در بيانيه همراه بود؟
اکنون در دور نخست انتخابات، تکليف مجلس هشتم تقريبا روشن شده است. کساني که دعوت به مشارکت کردند، موظف‌اند مردم را از نتيجه دعوت خود آگاه کنند.
بخشي از مدافعان مشارکت، به انتخابات آزاد باور ندارند. روي سخن با آن بخشي است که انتخابات آزاد را قبول دارند. اينان موظف‌اند توضيح دهند که فراخوان به شرکت در انتخاباتي غير دموکراتيک و فرمايشي چه سودي براي مردم در برداشت. چه ضربه‌اي به حکومت نامشروع زد و چگونه ايده انتخابات آزاد را تقويت نمود. مدافعان شرکت در انتخابات، به سهم خود، سياست اپوزيسيون مدافع انتخابات آزاد را با ايجاد شکاف در آن، زير ضرب برده و تضعيف کردند. در بهترين حالت با بخشي از نامزدهاي اصلاح طلب همراه شدند که حتي در دفاع از حق خود نيز ناتوانند. آنان تسليم سياست دستگاه ولايت شدند تا در انتخابات بعدي نيز يکه تازي کند. و بالاخره با تن دادن به وضع موجود، روحيه مردم را در مبارزه عليه استبداد ضعيف کردند.
سئوال و انتقاد به ويژه متوجه فراخوان دهندگان در خارج کشور است. اينان در شرايط اوج گيري صداي اعتراض به فرمايشي بودن انتخابات، با انتشار بيانيه اي، از طرفي، دنباله رو اصلاح طلبان داخل براي گرم کردن تنور انتخابات کاملا فرمايشي شدند و از طرف ديگر، به حکومت نشان دادند که مرد ثابت قدم شرکت در انتخابات فرمايشي هستند.

نتايج تحريم:
جريانات مدافع تحريم و عدم شرکت، در انتخابات مجلس هشتم، هم بسيار گسترده‌تر و وسيع‌تر ظاهر شدند و هم، بخش قابل توجهي از آنان در کنار تحريم انتخابات، شعار اثباتي دفاع از انتخابات آزاد را طرح و تبليغ کردند. هر چند اين نيرو نتوانست به شکل شايسته صداي خود را هماهنگ و پرطنين نمايد، اما نزديکي و هارموني آهنگ تحريم، در حدي اثرگذار شد و از ميزان مشارکت در انتخابات کاست. نتيجه اين سياست را روي سه بازيگر اصلي سازنده انتخابات، يعني حکومت، مردم و اپوزيسيون مي‌توان نشان داد.
اگر هيچ کس نداند دستگاه ولايت مي‌داند که نتيجه واقعي مشارکت در شهرها چگونه بوده است. حکومت از بسيج مردم در روستاها مي‌تواند براي بالا بردن آمار ميزان مشارکت مردم در انتخابات، استفاده کند، اما خود بهتر مي‌داند سرنوشت جامعه در شهرها رقم مي‌خورد. مشارکت ۳۰ در صدي مردم در تهران، بسيار تعيين کننده و نشان از انزواي حکومت دارد. اين حد از مشارکت، براي نيروئي که در قدرت است و پول و زور و تشکيلات و رسانه‌هاي انحصاري را در چنگ دارد، ضربه سنگيني است. عدم مشارکت مردم باعث مي‌شود حکومت خود را منزوي حس کند و براي سرکوب با ترديد عمل کند. تحريم حتي روي اصلاح طلبان هم اثر دارد. آنها از سوئي در جريان درگيري خود با جناح مسلط، آنان را از واکنش مردم مي‌ترسانند تا از سرعت تهاجم آنها بکاهند. از سوي ديگر مجبورند خود را با نارضائي مردم هماهنگ کرده و به خواسته‌هايشان بيشتر توجه کنند. به گمان من، حتي رفسنجاني «ميانه رو» را عمدتا سيلي مردم در انتخابات مجلس ششم به اين مسير کشاند.
تحريم انتخابات همانگونه که حکومت را دستخوش ترس و ترديد مي کند، روحيه اپوزيسيون را بالا برده، در دل مردم بذر اميد مي‌نشاند. تحريم روحيه تهاجم به استبداد را بالا برده و انرژي براي پيشرفت جنبش مردم توليد مي‌نمايد. از اين بستر مناسب، هم مي‌توان به سود تقويت جنبش مردم بهره گرفت و هم مي‌توان فرصت را از دست داد و به موضوعات ديگري پرداخت. اپوزيسيون آزاديخواه نيازمند است با حرکتي يک پارچه ضمن افشاي اين حکومت نامشروع، پرچم انتخابات آزاد را بلند کرده و زمين نگذارد. انتخابات مجلس هشتم به زودي تمام مي‌شود، اما انتخابات رئيس جمهوري در راه است. انتخابات آزاد وسيله‌اي است دموکراتيک که امکان انتقال مسالمت‌آميز قدرت را فراهم مي‌کند. شکي نيست حکومت جمهوري اسلامي و رهبر آن علي خامنه‌اي، بيش از هر چيز از انتخابات آزاد مي‌ترسد. ادعاي مردمي بودن جمهوري اسلامي هم، دروغي است که بيش از همه سران اين رژيم بدان واقفند، وگر نه از آن نمي‌هراسيدند. اين دروغ حکومت را بايد افشا و خنثي کرد و براي انتخابات آزاد به جمع آوري قوا پرداخت. جمهوري اسلامي تا بتواند در برابر انتخابات آزاد ايستادگي خواهد کرد. اما جنبش مردم از چنان قدرتي برخوردار است که اگر اوج گيرد هيچ کس را ياراي مقاومت در برابرش نخواهد بود.
تا کنون در باره انتخابات آزاد زياد گفته شده و نوشته‌ايم. فکر مي‌کنم با گذشت زمان اين شعار هر چه بيشتر ملموس شده و در داخل کشور مي‌تواند نيرو جمع آوري کند. اپوزيسيون با گرفتن اين حلقه و طرح و تبليغ آن مي‌تواند، در داخل وسيع‌ترين نيرو را بسيج کرده جنبشي حول آن ايجاد کند و در خارج، حمايت نهادهاي دموکراتيک بين‌المللي را جلب نمايد. اين شدني است، اگر آزاديخواهان همراه و همزبان شوند.

چشم انداز چيست؟
جمهوري اسلامي در روياي حکومت يک دستي است. براي دستيابي به اين آرزو، هر روزه گروهي را از صفوف خود به بيرون مي‌راند، اما باز در درون حکومت، مخالفي زاده مي‌شود. اساسا در جهان امروز، هيچ حکومت يک دستي وجود ندارد و نمي‌تواند وجود داشته باشد. جمهوري اسلامي از اين نظر استثنا نيست. هر چند که ابعاد اختلاف در جمهوري اسلامي، به دليل تناقض عميقي که با واقعيت دارد، بسيار وسيع است، اما وسعت اين اختلاف، باز پديده منحصر به فردي نيست. آن چه که اين حکومت را ويژه کرده است، شيوه برخورد با اين اختلافات است. در جمهوري اسلامي به دليل حاکميت شيوه‌هاي غيردموکراتيک و استبدادي، اختلافات به جاي يافتن راه حل، بيشتر به عمق رفته به اشکال توطئه آميز با يک ديگر روبرو مي‌شوند. از اين رو در اين حکومت همواره با تصفيه در راس هرم روبرو بوده‌ايم. اين حکومت در حالي که عناصري از افکار و ارزش‌هاي عهد عتيق را حمل مي‌کند، بر مردمي حکومت مي‌کند که در دنياي امروز زندگي مي‌کنند. طي دو دهه اخير مردم ما بسيار پيش آمده‌اند، اما حکومت عقب رفته است. اين تناقض، هم يکي از دلايل درگيري حکومت با مردم است و هم، لايه‌هاي محتلف حکومت را به جان يک ديگر مي‌اندازد. بنابر اين، فکر يک حکومت يک دست در ايران، خواب و خيالي بيش نيست.
حکومت براي يک دست کردن خود، تيغ تصفيه را اين بار بر گردن اصلاح طلبان نشاند و نقريبا تمامي افراد شاخص آنها را از رقابت در انتخابات مجلس کنار گذاشت. مجلس هشتم، هر چند به ظاهر توسط اصول گرايان تسخير شده است، اما همين اصول گرايان به دليل پشت گرمي که به جريانات امنيتي نظامي دارند، بسيار با تندي بيشتري با يک ديگر روبرو شده و روبرو خواهند شد. در مجلس آينده دولت احمدي نژاد بيشترين درگيري را با مجلس خواهد داشت. چون از سوئي بحران اقتصادي جامعه را تا پرتگاه سقوط پيش برده است از سوي ديگر در نتيجه همين بحران مردم به شدت ناراضياند و حرکات و جنبشهاي اعتراضي هر روز دامنه و وسعت بيشتري ميگيرد. در اين شرايط اعمال زور نيز جواب نخواهد داد. وضعيت بحراني جامعه و رشد نارضايتي مردم ميتواند اصلاح طلبان را براي گرفتن حقوق ضايع شده خود جسور نمايد. به نظر ميرسد در اين دور، دولت احمدي نژاد هدف اصلي تهاجم اصلاح طلبان و بخشي از اصول گرايان در مجلس شود. در بيرون از مجلس نيز گسترش نارضايتي مردم و رشد جنبشها، کشور ما را با آينده اي پرتلاطم روبرو خواهد نمود. اپوزيسيون آزاديخواه اگر نتواند خود را منسجم کرده به ميدان آيد، باز بايد نظاره گر جابجائي و دست به دست شدن قدرت در بين جناح‌هاي حکومتي باشد.

دهم فروردين ۱۳۸۷ برابر ۲۹ مارس ۲۰۰۸


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration