The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

تجربه هاي ديروز و اتحادهاي امروز

احمد آزاد



نزديک به يک صد سال از انقلاب مشروطه 1285 و 26 سال از انقلاب بهمن 1357 مي‌گذرد و هنوز مردم ايران زمين براي استقرار آزادي، دمکراسي و عدالت اجتماعي مبارزه مي‌کنند. دلائل بسياري را مي توان براي طولاني شدن مبارزه و تحقق خواسته هاي مردم برشمرد. در اين ميان پراکندگي مبارزين راه آزادي آزار دهنده است و تلاش براي رسيدن به اتحاد در صفوف مبارزين کاملا قابل فهم. يکي از ويژه‌گي‌هاي مهم انقلاب بهمن گستردگي و وسعت بي نظير شرکت مردم در آن بود. حضور وسيع مردم در اين انقلاب و طنين شعار «مرگ بر شاه» در هر کوي و برزني، چنان بود که امروز هم بسياري آرزو دارند که بار ديگر چنين «همه با هم»ي ممکن شود و حکومت اسلامي به همت امواج انقلاب مردم بنيان‌کن گردد. اين آرزو گاه در بيان سياسي به کليشه برداري و ساده کردن مسئله اتحاد ها و ائتلافها کشيده مي‌شود. از سوي ديگر همين ساده کردن مسئله و تکرار شعار «همه با هم» مخالفت هايي را دامن مي‌زند و چنين مي‌نمايد که کساني ديگر با اتحاد و ائتلاف مخالفند. نکته جالب اينجا است که چه مخالفين و چه موافقين شعار «همه با هم» به انقلاب بهمن استناد کرده و مدعي تجربه اندوزي از آن هستند.

ويژگي‌هاي انقلاب بهمن سال 1357

دلائل گوناگوني براي بروز انقلاب بهمن از سوي تحليلگران سياسي و تاريخنگاران ارائه شده است. «يرواند آبراهاميان» تاريخ نويس معاصر ايراني معتقد است که : « علت وقوع انقلاب اين بود که شاه در حوزه اقتصادي-اجتماعي نوسازي کرد و درنتيجه طبقه متوسط جديد و طبقه کارگر صنعتي را گسترش داد. اما نتوانست در حوزه ديگر-حوزه سياسي- نوسازي نمايد، و اين ناتواني حلقه هاي پيوند دهنده حکومت و ساختار اجتماعي را فرسوده کرد، راههاي ارتباطي ميان نظام سياسي و مردم را بست، شکاف بين گروههاي حاکم و نيروهاي اجتماعي مدرن را بيشتر کرد و مهمتر از همه اينکه پلهاي ارتباطي اندکي را که در گذشته پيوند دهنده نهاد سياسي با نيروهاي اجتماعي سنتي به ويژه بازار و مراجع ديني بود، ويران ساخت. بدين ترتيب در سال 1356، شکاف ميان نظام اقتصادي –اجتماعي توسعه يافته و نظام سياسي توسعه نيافته آن چنان عريض بود که تنها يک بحران اقتصادي مي توانست کل رژيم را متلاشي سازد. پس انقلاب نه به دليل توسعه بيش از حد و نه توسعه نيافتگي، بلکه به سبب توسعه ناهمگون روي داد.» ( ايران بين دو انقلاب- نشر ني-ص 524) انقلاب ايران ناشي از توسعه ناموزون بود. اين عامل باعث شد تا تقريبا تمامي طبقات و اقشار و گروه هاي اجتماعي از وضعيت خود ناراضي بوده و طبعا رژيم شاه را مسبب و مسئول مشکلات بشناسند. مي توان به جرات گفت که در آستانه انقلاب بجز خانواده سلطنتي و دربار، امرا، فرماندهان و مديران و کارمندان عالي رتبه اداري، کمتر کسي از رژيم سلطنتي در ايران دفاع مي کرد. اکثريت قريب به اتفاق مردم ، از بورژوازي کهنه و نو گرفته تا کارگران و زحمتکشان خواهان تغيير رژيم و خلع يد از شاه بودند. شاه با خودکامگي تمام چنان رفتار سياسي را درپيش گرفت که حتي بورژوازي نوکيسه ايران، که با افزايش قيمت نفت و سياست هاي توسعه اقتصادي شاه به ثروت هنگفتي دست يافته بود، را به صفوف مخالفين خود راند. اولين سنگ بناي «همه با هم» را رژيم شاه خود فراهم کرد. اما اين براي کارآيي اين شعار کافي نبود.
تجربه تاريخي مردم ايران نيز در تقويت «همه با هم» بسيار موثر بود. دو جنبش بزرگ مردم براي استقرار آزادي و دمکراسي با دو کودتا به شکست کشيده شده بود. کودتاي رضا خان ميرپنج و استقرار رژيم سلطنتي پهلوي پس از انقلاب مشروطه و کودتاي 28 مرداد و بازگشت شاه فراري به تخت سلطنت پس از مبارزات دهه بيست و جنبش استقلال طلبانه آن سالها. در ذهن ايراني «کودتا» جايگاه خاصي داشت. وحشت از بازگشت مجدد ديکتاتور به قدرت چنان عظيم بود که کمترکسي به بعد از حکومت شاه فکرمي‌کرد. براي مردم مهمترين مسئله جلوگيري از شکست جنبش ضد سلطنتي و بازگشت شاه به قدرت بود. اين فکر چنان قوي بود که هر اختلافي ولو اندک را به شکافي در صفوف جنبش و خطر بازگشت سلطنت تعبير مي شد. « بحث بعد از مرگ شاه» تنها شعار باندهاي لمپن مذهبي براي جلوگيري از بحث در اجتماعات مردم نبود، بلکه به گونه اي در ذهن همه مردم از فرد معمولي کوچه و خيابان تا روشنفکران جاي گرفته بود. به اين ترتيب در مقطع بهمن 1357 مردم فقط به يک چيز مي‌انديشيدند و يک هدف را دنبال مي‌کردند و آن رفتن بي بازگشت شاه بود. «همه با هم» اين چنين در فاصله کمتر از يکسال قوام يافت و اجازه داد تا انقلاب به پيروزي رسد و رژيم سلطنتي سرنگون شود.
اين تحليل کامل نخواهد بود اگر به دو عامل بالا، عامل سوم، فقدان حضور آلترناتيو‌هاي متنوع در جنبش ضد سلطنتي ، را نيافزائيم. قدرت گيري خميني و مذهبيون را تنها با خود محوري‌بيني و رفتار سياسي ضد دمکراتيک شان نمي‌توان توضيح داد. يکي از زمينه هاي تقويت شعار «همه با هم» را مي‌بايست در فقدان برنامه سياسي روشن براي پس از سرنگوني رژيم شاه از سوي سازمانها و احزاب سياسي دمکرات، لائيک و چپ جستجو کرد. تنها آلترناتيوي که در سطح جنبش وسيعا تبليغ مي شد، برنامه سياسي مذهبيون بود که در شعار«حکومت اسلامي» خلاصه مي‌شد. در مقابل آن نظرات مختلفي از جمهوري ليبرالي نوع اروپايي تا جمهوري دمکراتيک خلق و حکومت شوراها گفتگو به ميان مي‌آمد . ولي تمامي اين نظرات بسيار کلي و فاقد طرح و برنامه روشني بودند.
« نقي حميديان » يکي از رهبران سازمان چريکهاي فدايي خلق ايران در کتاب خاطرات خود با عنوان « سفر بر بالهاي آرزو» مينويسد: « در نظريات سياسي و برنامه هايمان شکست و نابودي رژيم ديکتاتوري درانتهاي يک پروسه مبارزه مسلحانه توده ي طولاني قرار داشت. اما در عالم واقع، روند تحولات انقلابي در مسير ديگري شگل گرفته و به سرعت به اوج رسيد و بالاخره قيام مسلحانه توده هي وسيع خلق بساط رژيم سياه ديکتاتوري را با همه قدرقدرتيش نابود ساخت.» ( ص 224)
خميني و مذهبيون در خلاء فضاي سياسي جامعه و فقدان حضور محسوس آلترناتيوهاي ديگر، به راحتي يکه تاز صحنه سياسي جنبش ضد سلطنتي شدند و طبعا رهبري آن را نيز بدست گرفتند. هر نيروي سياسي براي تحقق اهداف خود، مردم را دعوت به پذيرش برنامه خود مي‌کند. «وحدت کلمه» خميني در سايه فقدان حضورمحسوس ديگر نيروهاي سياسي و در انطباق با روحيه «همه با هم» به شعار مردم تبديل شد. خميني شعار «همه با من» سر نمي‌داد. وي برنامه سياسي خود را تبليغ مي کرد و از مردم مي خواست تا گرد وي براي تحقق آن جمع شوند. خميني نيروي سياسي جدي ديگري در مقابل خود نمي ديد تا درپي اتحاد و ائتلاف باشد. جنبش ضد سلطنتي ايران يک حرکت اجتماعي يک سويه بود که سکان هدايتش به دست مذهبيون افتاد.


درس آموزي از انقلاب بهمن!!

درس آموزي از تجربه انقلاب بهمن آن زمان مفيد خواهد بود که شرائط اجتماعي نيز بدرستي مقايسه شود. در فاصله بيست و شش سال گذشته جمعيت ايران دو برابر شده است. نسل جوان ايران، که در جمهوري اسلامي بدنيا آمده و باليده، فاقد هر گونه تجربه از زمان شاه است. اين نسل تجربه «کودتا» ندارد. اما پيروزي يک انقلاب ، تغيير يک حکومت ديکتاتوري و استقرار يک حکومت ديکتاتوري ديگر را بخوبي تجربه کرده است. اين نسل وحشتي از بازگشت «ديکتاتور» ندارد، در تجربه مستقيم وي، تغيير يک حکومت ممکن است، اما نگران پس از سرنگوني است. پرسش اصلي براي وي چگونگي حکومت پس از جمهوري اسلامي است. براي اين نسل خوش خيالي پدرانش با اين اميد که « ديو چو بيرون رود، فرشته بدر آيد» بسيار گران تمام شده است.
در اين نگراني نسل پدرانشان نيز با آنان شريک اند. آن نسل نقش اصلي را در انقلاب ضد سلطنتي بر عهده داشت، آن را تا به آخر پيش برد. اما اکنون ، همچون فرزندان خود تجربه تلخي از انقلاب بهمن و «بحث بعد از مرگ شاه» دارد. آنها نيز حاضر به تکرار تجربه قبلي نيستند. امروز در ايران هيچکس حاضر به تکرار تجربه انقلاب بهمن نيست. مردم ايران در پي پاسخي براي پس از جمهوري اسلامي هستند.
پرسش کنوني همانا چگونگي آينده پس از جمهوري اسلامي است. آيا شعار «همه با هم» راه گشا خواهد بود؟ نيروهاي سياسي اپوزيسيون براي پس از جمهوري اسلامي طرح‌هاي گوناگون و متضادي ارائه مي‌کنند. در حاليکه سلطنت طلبان خواهان بازگشت به سيستم پادشاهي وتک قدرتي هستند، جمهوري خواهان در پي شکلگيري يک جمهوري مشابه نمونه هاي متعارف آن در ديگر کشورهاي پيشرفته جهان بوده و برخي از کمونيست ها هم براي جمهوري شورايي تبليغ مي کنند. در چنين شرائطي بسيار بعيد به نظر مي رسد که بتوان تجربه انقلاب بهمن و «همه با هم » را تکرار کرد. اگر بپذيريم که در حال حاضر جنبش تحول خواه ايران خود را تنها به تغيير حکومت محدود نمي کند بلکه پيش از آن در پي يافتن پاسخي براي شکل آينده حکومتي است که دمکراسي، آزادي و رفاه اجتماعي را تضمين کند، بايد به اين پرسش پاسخ دهيم که چگونه مي توان برآيندي مشترک از برنامه هاي سياسي متضاد بدست داد؟ آيا اصولا چنين برآيندي ممکن است و لازم؟ ممکن بودن آن به معني سازشي است از سوي نيروهاي سياسي متفاوت، که قاعدتا بايد بخش عمده برنامه هاي خود را به کناري نهند و نهايتا چنين سازشي تنها در محدوده تلاش براي تغيير حکومت باقي خواهد ماند. به ديگر سخن تلاشهاي سياسي را به نقطه اي خواهد کشاند که با سطح جنبش تحول طلب در ايران همخواني ندارد. نمونه بسيار جالب از اين تلاش ها را مي توان در بيانيه « رفراندوم تغيير قانون اساسي » ديد. در اين طرح پاسخ به شکل حکومت پس از جمهوري اسلامي به آينده ناروشني حواله شده و امروز تنها از مردم دعوت مي شود تا براي تغيير حکومت ائتلاف گسترده اي شکل دهند. انتشار اين بيانيه مخالفت هاي شديدي را برانگيخت. برکنار از دلائل گوناگون مخالفت ها، يک نکته در تمامي آنها مشترک بود و آن ناروشن گذاشتن سرنوشت حکومت پس از جمهوري اسلامي و بازگذاشتن راه براي ورود سلطنت طلبان و طرفداران «جمهوري اسلامي مردم سالار» به ائتلافي با ديگر جريانات سياسي بود. اين طرح و چنين طرح هايي که بکوشند تا در پي تحقق «همه با هم» جنبش تحول خواه ايران را به تنها به تغيير حکومت محدود کنند، عمدتا راه به جايي نخواهند برد و شکست آنها از پيش روشن است.

ائتلافهي ديگري بايد

آيا امکان هيچ اتحاد و ائتلافي وجود ندارد؟ ائتلاف گسترده انقلاب بهمن متکي بود بر ويژگي هاي آن انقلاب. پس از 26 سال نه شرائط سياسي، نه وضعيت حکومت و نه تجربه مستقيم مردم تشابهي با آن زمان ندارد. ائتلاف «همه با هم» انقلاب بهمن را به همان زمان واگذاريم و ائتلافهاي ممکن امروز را جستجو کنيم.

اگر پرسش اصلي مردم چگونگي حکومت پس از جمهوري اسلامي است، ناگزيرا ائتلافها تنها در حوزه برنامه هاي سياسي براي پس از حکومت اسلامي ممکن خواهند بود. تجربه همين يک دهه اخير در صفوف اپوزيسيون و شکلگيري برخي اتحاد و ائتلاف ها نشان داد که اشکال گوناگوني از ائتلاف، اتحاد و اتحاد عمل وجود دارند که مي توانند هر يک در جايگاه خود موثر بوده و زمينه همکاري نيروهي سياسي را پيرامون موضوعات گوناگون فراهم کنند. در اين سالها در چند مورد، اتحاد عمل هاي موردي موفقي شکل گرفته است. اما بدليل فقدان ائتلافها يا اتحاد هاي ديگر ، گاها اين اتحاد عمل هاي موردي به نوعي ائتلاف يا اتحاد تعبير مي شدند. بايد جايگاه هر يک از اين گونه هاي ائتلاف را مشخص و از تداخل آنها پرهيز کرد. در حال حاضر و بويژه پس از اثبات بي حاصل بودن تلاش براي اصلاح رژيم از درون، بيش از گذشته لزوم شکلگيري ائتلافهايي حول برنامه سياسي روشن براي پس از حکومت اسلامي احساس مي شود. اين ائتلافهاي سياسي که حول آلترناتيو پس از جمهوري اسلامي و براي يک دوره نسبتا طولاني شکل مي گيرند، مي توانند طرح هاي روشني براي آينده ايران ارائه کرده و از اغتشاش و سردرگمي جلوگيري کنند. مردم مي توانند با برنامه هاي سياسي مختلف اشنا شده و آنچه را که درست تشخيص مي دهند، برگزينند.
موخره

«همه با هم» به دوران ديگري تعلق داشت. شرائط متحول ايران نوع ديگري از ائتلاف و اتحاد را طلب مي‌کند. ائتلاف وسيع براي «سرنگوني» راه به جايي نخواهد برد. بايد پيش از آن پاسخي روشن به فرداي پس از «سرنگوني» داد. امروز ائتلافها تنها مي توانند حول پاسخ هاي گوناگون شکل گيرند. بخشي از فعالين سياسي در نوستالژي « همه با هم» گاه چنان غرق ائتلاف وسيع مي شوند که واقعيت هاي شرائط سياسي ايران را نمي بينند. تجربه انقلاب بهمن به ما آموخت که تا زماني که آلترناتيوهاي سياسي مشخص براي فرداي سرنگوني رژيم شکل نگرفته باشند، ائتلاف وسيع براي سرنگوني رژيم به ناکجاآباد ختم خواهد شد.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration