The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

صداي نهيب مارکس بر سر آدام اسميت

اردشير زارعي قنواتي – سايت اخبار روز



سه‌شنبه ۱۶ مهر ۱٣٨۷ - ۷ اکتبر ۲۰۰٨

بحران مالي ايالات متحده که موج هاي آن از بحران در بخش مسکن با ورشکستگي دو موسسه بزرگ «فردي مک» و «فني مه» آغاز شد، به بخش بورس و اوراق بهادار رسيد و سپس بانک هاي بزرگ را در هم نورديد، هم اينک با تحت تاثير قراردادن اقتصاد و بازارهاي مالي اروپا و آسيا به يک سونامي تمام عيار براي در هم کوفتن سواحل به ظاهر امن نظام سرمايه داري جهاني تبديل شده است. اين بحران بزرگ که بنا به اذعان سياستمداران و تحليلگران حامي نظام بازار آزاد (البته بنا بر پيشنهاد درست دوست ارجمند جناب رئيس دانا از اين پس به حرمت کلمه آزادي در اين نوشته از بازار ولنگار استفاده مي شود) بزرگترين بحران بعد از بحران بزرگ اقتصادي دهه ٣۰ ميلادي به حساب آمده است، بحث ناکارآمدي بنيان نظام سرمايه داري يا اخلالگري و زياده خواهي محدودي از مديران و تصميم گيران وال استريت را بار ديگر دامن زده است. رهبران سياسي – اقتصادي واشينگتن و بروکسل در طي هفته هاي اخير که شدت بحران تمام معادلات و مباني نظري نظام نوليبرال فعلي را در هم ريخته است سعي داشته اند تا اين بحران را در سطح يک اخلالگري، زياده خواهي و يا اشتباه محاسبه در محافل اقتصادي قلمداد کنند در حالي که شواهد مستندتري وجود دارد که آنچه موجب و دليل اصلي اين موضوع بوده است در بطن نظام سرمايه و بنيان سيستم گلوباليزاسيون فعلي نهفته است. فروپاشي بلوک سوسياليستي در ابتداي دهه نود ميلادي آن چنان ليبرال هاي دنياي سرمايه داري را به وجد آورد که با شيرجه در استخرهاي کم عمق يا حتي خالي با مارش «پايان تاريخ و پيروزي نهائي ليبراليسم» از روشن ترين واقعيت هاي علمي فاصله گرفتند. کمتر از دو دهه وقت کافي بود تا گيجي و دروغ بزرگ سياستمداران و تئوريسين هاي نوليبرال بواسطه شکست و سقوط آزاد سياست ها و نظريات آنان در تصادم با واقعياتي که بحران مالي کنوني، تنها نوک کوه يخي است که از آب خارج شده است، در عرصه اقتصادي، اجتماعي و رئال پلتيک بر همگان آشکار گردد.
بحث بحران مالي چه به لحاظ ذاتي و چه به لحاظ چالش هاي عرصه ميداني مختص اين هفته هاي اخير نبوده است و ريشه آن به عوامل متعددي برمي گردد که حداقل در طي يک دهه اخير خود را به بهترين وجهي نشان داده است. شکست مذاکرات تجارت جهاني در ۲۹ ژوئيه که پس از ۷ سال از مذاکرات دور دوحه اتفاق افتاد به خوبي گوياي بحراني بود که تمام اندام هاي نظام مالي جهاني در قالب حرکت به سمت «جهاني شدن اقتصاد» تحت نظر سازمان تجارت جهاني، صندوق بين المللي پول و بانک جهاني را در چنبره خود گرفته بود. فراموش نبايد کرد که در حوزه اقتصاد به عکس عرصه سياست که مي تواند متاثر از آرمانگرائي و اعتقادات صرفا نظري باشد، هميشه جايگاه واقعيت و چرتکه انداختن با اعداد و ارقام مشخص، خواهد بود. به همين دليل با بروز اولين نشانه هاي هرگونه بحراني در نظام هاي ملي، منطقه اي و بين المللي شاهد عکس العمل فوري صاحبان سرمايه و تصميم گيران اقتصاد خصوصي بوده ايم که هرگز ريسک به خطر انداختن سرمايه هاي خود بر اساس ذهنيت هاي از پيش تعيين شده يا خودخواسته را به مغر خويش خطور نمي دهند. اينکه در شرايط کنوني بعد از چانه زني هاي فراوان بالاخره کنگره آمريکا بسته کمک هاي ۷۰۰ ميلياردي دولت به بخش خصوصي را از تصويب گذراند ولي وال استريت و شاخص داو جونز از بحران رهائي پيدا نکرد زنگ خطري است که نشان مي دهد وضعيت بسيار وخيم تر از آن مي باشد که معمولا گفته مي شود.
نشست ۴ کشور بزرگ اروپائي ( بريتانيا، آلمان، فرانسه و ايتاليا) در پاريس با اعلام اينکه «ما به طور مشترک متعهد مي شويم که سلامت و ثبات سيستم بانکي و مالي را تضمين کنيم و همچنين تمام اقدامات لازم را براي دستيابي به چنين هدفي انجام دهيم « در کنار اخبار ورشکستگي بانک ها و موسسات اعتباري- بيمه اي اروپائي مهر تاييد ديگري بر وضعيت بسيار بد نظام اقتصادي کنوني است. شايد بهترين تعبير در ميان دولتمردان غربي را «فرانسوا فيون» نخست وزير راستگراي فرانسه در مورد بحران اخير مالي و وضعيت وخيم اقتصاد بين المللي داشته باشد زماني که مي گويد «جهان به دليل نظامي نامسئول، در لبه دوزخ قرار دارد».
کمک ۷۰۰ ميليارد دلاري دولت آمريکا به سيستم بازار ولنگار و همچنين تعهدات سران قدرت هاي برتر اروپائي جهت حمايت از اقتصادهاي لرزان قاره سبز هرگز نبايد تنها در قامت ورشکستگي يا سقوط عناصر منفک شده اي از بازارهاي مالي و اقتصاد در حال رکود – تورم در شرايط کنوني خلاصه شود چرا که از دهه ها پيش رشد ۱ درصدي اقتصادهاي سرمايه داري در مقابل رشد بالاي ۱۰ درصدي چين با سيستم سوسياليستي اعتبار نظام سرمايه داري را مخدوش کرده و به زير سوال برده بود. معمولا حاميان سيستم بازار ولنگار براي گريز از اين مقايسه عيني به يک دروغ بزرگ متوسل مي شوند و موفقيت چين را به خاطر استفاده اين کشور از ابزارهاي شکلي تجارت و روندهاي ميداني توليد، به عنوان باز شدن دروازه هاي چين بر روي سيستم سرمايه داري و نفي بنيان هاي سوسياليسم به حساب آورده اند. هرچند که اين ايراد بزرگ به سيستم کنوني چين وجود دارد که با نزديکي و استفاده بيش از حد از ساز و کارهاي ميداني نظام سرمايه داري تا حدودي مباني اساسي جامعه سوسياليستي را نقض کرده و شکاف هاي طبقاتي و توسعه نامتوازن بين شهر و روستا را دامن زده است ولي با اين وجود ناديده گرفتن ماهيت متفاوت نظام اقتصادي چين نسبت به اروپا و آمريکا از اساس يک اشتباه خواهد بود. اين در حالي است که اين دسته از کارشناسان و سياستمداران تاکنون به اين سوال منطقي پاسخ نداده اند که چرا نظام سرمايه داري که بر طبق منطق برخورداري از مکانيزم علمي هارموني اجزاء، داشتن بنيان هاي اوليه و تثبيت شده، فرهنگ منطبق با زيربناي اقتصاد بازار و همچنين تجربه تاريخي در اين مورد خود دچار عدم موفقيت و عقب افتادن از قافله رقابت شده است و چين که تا نيم قرن پيش در شرايط دوران فئوداليته قرار داشته است گوي سبقت را از آنان ربوده است. دو دهه از رجزخواني و نغمه سرائي نوليبراليسم براي به رخ کشيدن پيروزي نهائي خود در قبال نظام بديل سوسياليستي مي گذرد که هرگونه دخالت دولت در امر اقتصاد را اخلال در نظم ضروري براي پيشرفت و توسعه به سخره مي گرفتند، در صورتي که هم اينک خود با سرشکستگي تمام عيار دست به دامن دولت براي دخالت در امر اقتصاد شده اند. بحران مالي کنوني در آمريکا، اروپا و آسيا بواسطه ماهيت خود هرگز با نسخه هاي کمک هاي دولتي، بدون تغيير در ساختار بيمار جوامع سرمايه داري قابل درمان نيست به خصوص اينکه بعد از فروپاشي اردوگاه سوسياليستي در دهه ۹۰ ميلادي در خود ساختارهاي سرمايه داري نيز آنتي بيوتيک «اقتصاد رفاه کينزي» که تا حدودي بالانس کننده و تعديل کننده وخامت حال اين نوع نظام هاي طبقاتي بود به ميزان زيادي از عرصه اين ساختارهاي ملي و منطقه اي خارج شده است. پيشروي نوليبراليسم در تقابل درون ساختي با هواداران ليبرال کلاسيک که بر مبناي منطق و ضرورت فضاي تنفسي براي طبقات پائين و متوسط جامعه، حامي دولت رفاه بوده اند، موجب تشديد وضعيت بحراني کنوني شده است. کاهش دخالت حداقلي دولت ها در دو دهه اخير و درهم تنيدگي بيش از پيش سيستم بازار ولنگار در مکانيزم هاي مالي که توازن اجزاء و عناصر اين ارگانيزم زنده اجتماعي را به زيان توليد و نيروهاي موثر در عرصه توليدي بر هم زده است، دليل ديگري براي نقش موسسات مالي در سقوط فعلي اقتصاد سرمايه داري بوده است.
جالب اينجاست که در زمان رشد اقتصادي و روزهاي خوش بازار در دهه ۹۰ اين اصل بنيادين نظام سرمايه داري که معتقد به انگيزه سودمندگرائي و بهره وري از خواست شخصي صاحب سرمايه جهت رشد و توسعه، گريزناپذير تلقي شده است هم اکنون به عنوان دليل بحران کنوني و اخلال در نظم سيستم به حساب مي آيد.
اينکه رهبران غرب در ارکستر سمفونيک کاملا هماهنگ همگي از سواستفاده صاحبان وال استريت و مديران فاسد بانک ها و بيمه هاي عظيم سخن مي گويند بيشتر به طنزي شبيه است که بعد از خنده هاي اوليه در عمق معاني تراژيک آن بايد اشک ريخت. بحران کنوني بسيار فراتر از آن است که گفته مي شود و يا حتي در محاسبات کارشناسان اقتصادي منظور شده است و دليل قاطع آن هم تاثير ناچيز و همچنين سير منفي شاخص هاي سهام و سرنوشت موسسات مالي – اعتباري بزرگ جهان سرمايه داري پس از تزريق هاي کلان پولي توسط دولت هاي آمريکا و اروپائي بوده است. ابعاد متنوع اين بحران جدا از اينکه علامت هاي بزرگي را در مقابل سيستم سرمايه داري در آينده خواهد گذاشت موجب پروسه شکاف درون ساختي و شکاف هاي سياسي – اجتماعي بين دولت – ملت در اين جوامع خواهد شد. از اين پس افکارعمومي در اين جوامع نخواهند پذيرفت که گام به گام حقوق انساني و اقتصادي آنان که قبلا در نسخه دولت هاي رفاه به رسميت شناخته شده بود و هم اکنون نقض مي شود، به بهانه نبود درآمدهاي دولتي يا اشتباه بودن دخالت دولت در سامان دادن به امور حمايتي از طبقات پايين و متوسط جامعه به فراموشي سپرده شود. بحث حمايت هاي دولتي که امروز به نفع صاحبان سرمايه و بورس عملا جنبه اجرائي و توجيه ضروري پيدا کرده است به اين زودي ها از ذهن مردم در اين گونه جوامع زدوده نمي شود. يکي از دلايلي که دو سوم جمهوريخواهان و محافظه کاران عضو کنگره آمريکا در بار اول راي گيري به طرح ۷۰۰ ميلياردي راي منفي دادند دقيقا به دليل ترس نظري و عيني آنان از تاثير همين موضوع در آينده برمي گردد.
تاثير سياسي بحران مالي در آمريکا و اروپا نيز خيلي زود خود را نمايان کرده است و کمپين «باراک اوباما» از حزب دمکرات به جهت بروز چنين شرايطي رقيب جمهوريخواه خود «مک کين» را در گوشه رينگ به دام انداخته است. تا به امروز هرگز در اتحاديه اروپائي راستگرايان تا به اين اندازه قدرتمند نبوده و به ايالات متحده نزديک نشده بودند، اين بحران مالي در آينده تبعات منفي خود را در اين سيکل «آنگلوساکسون» خواهد گذاشت و مدل آمريکائي بيش از پيش در اروپا زير ضرب قرار خواهد گرفت. به هرحال بحران مالي کنوني در آمريکا و کشورهاي غربي بيش از آنچه که به عنوان وجود علف هاي هرز در يک مزرعه بزرگ تلقي شود بايد به عنوان ريشه هاي يک درخت در يک زمين کم حاصل به شمار آيد که حتي تزريق کود نيز تنها درمان موقتي براي به عقب انداختن واقعيت پوسيدگي درخت در اين زمين باير خواهد بود. حباب هاي مالي که هم اکنون به طور سريالي از آن سوي آتلانتيک تا اين سوي آتلانتيک در حال ترکيدن است و موج نوين ملي کردن موسسات مالي، بانکي و بيمه موضوع آشفتگي و اخلال در نظم منطقي و تثبيت يافته نبايد تلقي شود چرا که اين همه تزريق پول از سوي رهبران غربي و اظهار اميدواري نسبت به پايه هاي محکم اقتصاد تاکنون مي بايست افکارعمومي و مهمتر از آن صاحبان سرمايه را قانع مي کرد. سير شتابنده اين سقوط اقتصادي دليل روشني بر بيماري لاعلاج سيستم سرمايه داري است که بر شکاف طبقاتي و استفاده عنصر خصوصي برخلاف مصلحت عمومي و اکثريت طبقات و قشرهاي تشکيل دهنده جامعه بشري استقرار يافته است.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration