The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

کنگره هشتم سازمان اتحاد فداييان خلق ايران و بن بست در نتايج

سيروان هدايت وزيري


اسناد مصوبه کنگره سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران از طريق سايت اين سازمان اعلام گرديده است . در اين اسناد چندين قطعنامه تحت عنوان مصوبه کنگره وجود دارند که به مورد تصويب گنکره رسيده اند . يکي از اين قطعنامه ها به نام ،، اوضاع سياسي ، چشم اندازها و سياست هاي ماست ،، در اين مصوبه به وضعيت جامعه اجتماعي ايران و وضعيت بحراني حکومت جمهوري اسلامي اشاره شده است . هر کسي که اين مصوبه را بخواند و در عين حال اطلاعاتي را از مصوبه هاي قبلي اين سازمان داشته باشد ، بدون تعمق فکري به اين نتيجه خواهد رسيد که اين مصوبه کپي همان مصوبه گذشته است . جدا از اينها ، اين مصوبه از لحاظ انشانگري و تناقضات ، نسبت به مصوبات قبلي در سطحي به مراتب پايين تر مي باشد . در اينجا پرداختن به کيفيت و چگونگي نگارش اين مصوبه منظور نيست ، بلکه هدف بازيابي و بررسي تناقضات سياسي و در عين حال بي سياستي حاکم بر اين مصوبه مي باشد . در اين مصوبه از حرکت هاي اجتماعي و درجات رشد آن در مقابل جمهوري اسلامي نوشته شده است . اما به زعم اين مصوبه کنگره اين حرکت ها پراکنده و بي هدفند . با اين وجود در اين مصوبه ، سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي به توسط خود مردم که پراکنده اند ، مطرح گرديده است. در اين مصوبه از پراکندکي نيروهاي سياسي ،عدم انسجام آنها و سر پييچي آنان براي يک تشکل قدرتمند در مقابل حکومت جمهوري اسلامي اذعان ميشود ، با اين وصف از سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي صحبت مي شود. بلاخره روي پديده دروني ، که حرکت هاي اجتماعي باشد ، و از لحاظ فلسفي تعيين کننده نيز ميباشد، داراي چه نوع پتانسيلي ست تا اينکه تغييرات کيفي بوجود بيايد . آنچه که مصوبه بدان اشاره نموده ودر حقيقت همان نيز هست ، همانا فقدان توان موجود دروني براي تغيير کيفي است. وقتي که توان دروني قادر به اين تغيير نيست ، قاعدتا چشم انداز تغيير اين پديده از بيرون بايد باشد. . غير از اين ، نگاه به اين پديده ، تا جايي که تغيير و تحول در آن انتظار شود ، در قانون بازي شطرنج حکم پاد را دارد . با توجه به نگاه مصوبه اين حکم وجود دارد . .در بند ششم اين مصوبه ، بر روي عامل خارجي براي اين تغيير ، خط بطلان کشيده شده و بر تغيير از درون جامعه تاکيد مي شود . در بند ششم مصوبه آمده است . ،، ما مخالف هر گونه مداخله نظامي يا تحريم اقتصادي کشورمان هستيم . ما معتقديم دموکراسي در ايران نه از طريق ورود تفنگداران قدرت هاي خارجي ، تنها با اراده و عزم ملت ايران مستقر خواهد شد . ... ما مخالف هر گونه اقدامي براي آلترناتيو سازي از سوي دولت هاي خارجي هستيم ....تعيين تکليف با حکومت اسلامي را منحصر به فرد ايراني ميدانيم ،، . از نويسندگان اين مصوبه بايد پرسيد ، با کدام سازماندهي و تشکل با حکومت جمهوري اسلامي تعيين تکليف مي شود ؟ با کدام آلترناتيو ، جامعه از حالت راکد و پاد بيرون خواهد آمد ؟ در مصوبه هيچ چشم اندازي براي اين تغيير متصور نيست . تا انجايي که به نيروهاي سياسي به عنوان به اصطلاح نمايندگان سياسي مردم و سازماندگان تغيير کيفي جامعه بر ميگردد ،از وزنه قابل توجه اي بر خوردار نيستند . و همچنان از پراکندگي و انشقاقات در عذاب سياسي اند . تا جايي که از درجات جدي بودنشان در سازماندهي نيروهاي اجتماعي صحبت شود، از سوي همين نيروهاي اجتماعي به نيشخند گرفته مي شود . زيرا که خود در انتظار ديگران و ديگران در انتظار آنهاست . حرکت هاي اجتماعي نيز ، به مصوبه ، کارگران ، زنان ،, دانشجويان ، معلمان و زحمتکشان باشد ، از تشکل و سازماندهي برخوردار نيستد . در حقيقت انان نيز در انتظار يک جرقه اي براي تغيير بوسيله نيروي خارجي هستد .
البته سازمان اتحاد فدائيان کوشيد ، يک سياست معتدلي در قبال تغيير تدريجي در جامعه ايران اتخاذ نمايد ، ولي با توجه به نداشتن يک برنامه مدون براي اثبات اتخاذات خود ، اين سياست ها خود بخود به يک معضل تشکيلاتي تبديل گرديد. در کنگره پنجم در رابطه با برخورد به جناح هاي درون حکومت مصوبه اي براي تصويب از طرف کميته مرکزي سازمان اتحاد فداييان به کنگره ارائه گرديده بود . در اين مصوبه نوک تيز حمله را صرفا متوجه جناح تندرو ، يعني جناح خامنه اي متوجه کرده بود .اما از طرف ديگري به جناح اصلاح طلبان و طرفدارن دوم خردادي ها توهم ايجاد کرده بود . حول اين مصوبه تشنجات تشکيلاتي ايجاد شد . و در اين قبال کميته مرکزي مخالفان اين مصوبه را به بي سياستي متهم نمود . و اعتقاد بر اين بود که ، براي دخالت در امر جامعه بايد از اين سياست پيروي نمود .
اما با توجه به شعبده بازيهاي جناح درون حکومتي ، اين سياست نتوانست کلاسيکه شود . و توقعات و انتظارات طرفداران اين سياست نقش بر آب شد . در اينجا کميته مرکزي بعد از مدتي که مکانيزم تحول در درون حکومت به بن بست رسيد ، و جناح تند رو تمام قدرت را به نمايندگي احمدي نژاد قبضه کرد ، با يک سياست ديگري وارد شد . محکوميت تمامي جناح ها و مايوس شدن از مکانيزم آنان در تحول به اصطلاح مثبت . و از طرفي ديگر ، چشم داشت از نيروي خارج براي تحول . با همين اعتبار نيز بود که در گنگره هفتم سازمان اتحاد فداييان بر چيده شدن حکومت جمهوري اسلامي با کليت جناح هايش در مصوبه جايي گرفته شد . و از سويي براي اتخاذ سياست معقول و منطقي ، از جايي گرفتن کلماتي همانند سوسياليزم پرهيز شد ، و آوردن کلمه امپرياليزم در مصوبه حذف گرديد . در کنگره هفتم در رابطه با اوردن کلمه آمپرياليزم حساسيتي ايجاد شد . و بيشترين اين حساسيت ها از جانب کساني بود که اهل مماشات با ايالت متحده آمريکا در چگونگي برخورد با تحولات منطقه و از جمله با رژيم جمهوري اسلامي بود . اما آنچه که در مصوبه کنگره هشتم مشاهده مي شود ، تصويه حساب با عامل نقش خارجي در تغيير جامعه از يک طرف و از طرف ديگري محکوميت هر دو جناح حکومتي مي باشد . آن نيرو اي که در مصوبه روي آن تاکيد گرديده و به اصطلاح تعيين کننده است ، نيروي اجتماعي در داخل ايران ميباشد . اما اين نيروي اجتماعي اي که کنگره روي آن حساب باز کرده است ، فاقد تشکل و سازمانيابي ست . و نيروهاي سياسي نيز که مصوبه روي آن تاکيد دارد ، نامتشکل و فاقد توان موجود براي براندازي جمهوري اسلامي مي باشد . با اين وجود از واژه هاي براندازي حکومت اسم برده ميشود
مي توان گفت سياست حاکم بر کنگره هاي قبلي به همان اندازه که مخاطبي داشت ، نسبت به کنگره هشتم واقع بين تر بود . در کنگره پنجم مخاطب نيروي واقعيت گرا ، يعني جناح منتخب در دوم خرداد بود . و به همان نسبت محکوميت جناح واپسگرا به رهبري حسين علي خامنه اي بود . در گنگره هفتم محکوميت هر دو جناح و براندازي کليت جمهوري اسلامي مطرح گرديد ، و در عين حال نيروي مخاطب کشورهاي خارجي و تلويحا آيالات متحده امريکا براي اين براندازي بود . اما در مصوبه کنگره هشتم نه تنها نيروي مخاطبي وجود ندارد ، بلکه تفکرات حاکم بر اين مصوبه نتيجه بن بست سياست و پاد شدن در تحولات جامعه ايران مي باشد .
جامعه ايران در آبستن يک تحول است . اما نيروي اجتماعي اين جامعه علي رغم زور و اجحافاتي که روي آن صورت گرفته است ، هرگز در مقابل استبداد و خود کامگي حاکم بر جامعه آنقدر ضعييف و ناتوان نبوده است. فرزندان اين جامعه در ملا عام به دار آويخته مي شوند . انسان ها زنده زنده به چال انداخته مي شوند تا ديگر نيست شوند . به زنان صورتي سياه زده اند ، تا دنياي روشنايي را نبينند . گشنه ها گشنه تر مي شوند . زندان ها پر شده اند فرياد فريادها خفه مي شوند . جامعه اجتماعي ايران علي رغم خواست ها و توقعات به حق خود ، در پروسه مرگ تدريجيست . جه کسي توان جلوگيري اين پروسه را دارد ؟ نيروي متحول در جامعه چه کسيست ؟ سکان اين کشتي غول پيکر در دست کيست ؟ واقعيت گفتن چه تلخ است . جامعه ايي که در آن بطور اشکار و در ملا عام اعدامها صورت مي گيرد و انسانها در ملا عام به دار آويحه مي شوند و اتفاقا خود اين واقعه ها هزاران تماشاچي داوطلبانه دارد ، بايد چه نامي روي اين جامعه گذاشت . اتفاقا به همين طريق است که پديده هاي بغرنج اجتماعي دردرون خود فقدان جوهره اي است که تعيين کننده تغيير ماهيتي خود پديده باشد . پديده هاي اجتماعي جامعه انساني بر خلاف پديده هاي طبيعي ، پديده اي بغرنجند . فعل و انفعالات آن در جهت تفيير ماهوي آن نه مستقيم ، بلکه زيکزيکزاکي هستد . به همين طريق انتظار از پديده دروني براي تغيير ماهييتي جامعه ، نتنها ساده نگري و استنتاجات سطحي از پديده مي باشد ، بلکه برخلاف ماترياليزم اجتماعي و تاريخي نيز هست . راکد شدن تحول مثبت در جوامع عقب مانده در حقيقت ناشي از ناتواني پديده هاي دروني اجتماع براي تغيير مثبت همان پديده مي باشد . از اين رو انتظار از يک نيروي تغيير دهنده در خارج از پديده بايد وجود داشته باشد . جامعه ايران با توجه به تغيير و تحولات جهاني و درجات پيشرفت تکنولوژي و سطح توقعات بشري حول و حوش خود ، جامعه ايست راکد و منجمد . اگرچه در سمت و سويي براي تغيير در خود مي جوشد ، اما اين جنب و جوش از مرز و حدود شرايط راکد شدنش فرا تر نرفته و در همان حدود فسيله مي شود . در حقيقت جامعه ايران به شکستن اين لايه هاي زخيمي که دورش گرفته شده احتياج دارد . تا اينکه مرزهاي بسته خود را براي تغيير از طريق پيرامونش باز شود . و اين کشتي غول پيکر گم گشته درياي واقعي خود را بيابد . تاکنون چه کسي سکان اين کشتي را برعهده داشته که درياي واقعي خود را نيافته است ؟ راهبر اين کشتي چه کسيست ؟
پروسه حرکت هاي تاکنوني جامعه اجتماعي ايران ، پروسه اي مطلوب براي تغيير مثبت نبوده است . زيرا راه همنوايي و هماهنگي ميان خود و دنياي واقعي بيرون از خود را هنوز نيافته است . حرکت هاي جامعه اجتماعي ايران به هر طريقي اسير و مديون اين يا آن ايدولوژيست که از طريق اين يا آن گروه و سازمان هاي دولتي بدان تحميل کرده است . با يک نگاه ساده به اين مسئله پي خواهيم برد که جوامع غرب ، در خيلي از مسائل درگير و روزمره انساني _ تکنولوژي در جهان امروزي نسبت به جامعه ايران پيشرفته تر و واقع بين ترند . در يک مقايسه کلي به اين مسئله پي خواهيم برد که جامعه ايران از لحاظ کار فکري و جسمي مثبت نسبت به جوامع غربي عقب افتاده است . طبيعتا اين درجات اختلاقات نمي تواند ، در تصميم کيري ها و مسائل ايدولوژيکي بدون تاثير نباشد . آنچه که حرکت هاي تاکنوني جامعه ايران در دهه هاي گذشته نشان داده است ، به کارگيري ايدولوژي نتنها اين درجات اختلافات را کاهش نداده ، بلکه عميق تر کرده است . آنچه که امروزه نيز مشاهده مي گردد ، پي گيري سلسله مراتب همان مکانيزم گذشته به شکل ديگري از سوي اين يا آن گروه و به ويژه سازمان هاي دولتي حاکم بر جامعه ايران مي باشد . واژه هاي مرگ بر استکبار جهاني به بيان ايدولوژي اسلامي ، مرگ بر امبرياليزم به زعم ايدولوژي کمونيستها به درجات و تمکين اين اختلافات بيشتر صحه گذاشته است . و مانع آن است که اين کشتي گم شده به ساحل واقعيت ها برسد .
تاريخ حرکت هاي اجتماعي و به موازات آن عملکرد سازمان هاي دولتي نشان از اين مسئله مي باشد که از تجربيات و دانش غرب در راه موفقييت هاي اقتصادي و تکنولوزي جامعه استفاده نشده است . بي تاثير نيست که اقدامات اميرکبيرها در زمينه هاي گشايش روزنه ها به سوي غرب هنوز نيز قابل بررسي و مورد تحسين اين يا آن محافل اجتماعي ايران واقع مي گردد . اتفاقا براي گشايش همين روزنه ها جامعه اجتماعي ايران بايد بي پروا اين سياست را مورد بررسي قرار دهد . تاريخ حرکت هاي اجتماعي ايران تا کنون در قبال عملکرد يک سياست معتدل نسبت به الزامات فوق سا زما ندهي نشده است . و بلعکس هر سازمان و گروهي با در نظرگرفتن همچنين نکات ضعفي خواسته اند ، ماهي را از آب گل آلود شکار کنند . اتفاقا موجوديت شان بر بستر همين تشنجات اعلام گرديده است
سازماندهي مليوني جامعه درجهت نيستي اين يا آن کشور به هر نسبتي بخشي از لطما ت تاريخي جامعه ايران محسوب ميگردد . در حقيقت اين نوع سازماندهي ها بايد در ادبيات سياسي جامعه ايران مورد نقد قرار گيرند .
هر سازمان سياسي به اين مسئله واقف مي باشد که جامعه ايران ، جامعه ايي ناموزون و رشد نيافته است . اما تاکنون علت و وجود چنين شرايطي در ادبيات سياسي آنان يافت نمي شود . ولي به اين مسئله اشاره مي کنند که وابستگي جامعه ايران به سرمايه جهاني باعث عدم اين رشد شده است . اما طرح اين مسئله صرفا استنتاج سطحي از مسئله ميباشد . با يک مرور ساده تاريخي در مورد سازماندهي حرکت هاي اجتماعي به اين نتايج خواهيم رسيد که از اهميت بودن سرمايه جهاني در تحولات مثبت اقتصادي و تکنولوژي جامعه ايران هيچوقت تاکيد نشده است . بلکه نيز نوک تيز حمله متوجه چنين مکانيزمي بوده است . نقطه عطف هاي تاريخي حرکت هاي اجتماعي ايران بر پايه همين اختلافات و ضديت ها به عنوان نقطه عطف محسوب گرديده اند . انقلاب مشروطه ، دوران مصدق ، حرکت هاي اجتماعي مردم در قيام سال 57 و بعدا نيز به روند رشد ناموزوني سياسي _ اقتصادي جامعه ايران ترجيح داده شد . و بر تبادل نظر و الگوها با جهان غرب در جهت رشد موزوني جامعه ايران خط بطلان کشيده شد . در حقيقت دره هاي عميق ميان غرب و جامعه ايران مي توانست با کاپيتال و اعتماد پر شود . چنين الزاماتي مي توانست در گذشته به مقوله اي در ادبيات سياسي _ اجتماعي ايران تبديل گردد . اما در هر صورت بايد بررسي هاي گذشته راه نماي آينده شود .

آنچه که مربوط به سوخت و سازهاي داخلي جامعه اجتماعي ايران بر ميگردد ، بررسي چند نکته از حائز اهميت بر خوردارند . که متائسفانه از جانب هيچيک از سازمان هاي دولتي و اپوزسيون به صراحت بيان و مورد کنجکاوي قرار نگرفته اند . يکي از اين مسائل تاکيد بر وحدت ملي در چارچوب ايراني آزاد مي باشد . وحدت ملي نيز به چگونگي فضاي باز سياسي و وجود دموکراسي در جامعه ممکن بود . که نقطه عطف تاريخي در اين مورد در جامعه ايران سراغ نيست . هر سازمان دولتي در جامعه ايران خواسته است پروسه عملکرد خود را بر مبناي سرکوب کردن اپوزيسيون خود تنظيم کند . براي حفاظت از تاج و تخت خود صداي هر مخالفي را با زور اسلحه و سر نيزه خفه ساخته است . اين دولت ها حتي تحمل اعلام موجوديت هرنوع سازمان و حزبي را نداشته اند . و اگر هم وجود داشته است ، به بهانه هاي گوناگون سرکوب گرديده اند . اين مسئله خودبخود عکس العمل هاي را از جانب مخالفين خود بوجود اورده است . و آنان نيز به اشکال گوناگون در را ه بر اندازي اين دولتها اقدام نموده اند . در اين اقدام به مثل ها ، دولت هاي حاکم همواره دست بالاتري را داشته اند . طبيعتا دولت ها با اين اعتبار که به اصطلاح مسئوليتي در قبال اداره کردن جامعه داشته اند ، سعي نموده اند مخالفين خود را از انظار جامعه طوري جلوه دهند ، که سرکوب مخالفين در همين جهت صورت گرفته است . ولي تا آنجايي که اين اقدامات دولت به مرز هاي حقانيت ها مي رسد ، جلوه گر شدن اقدام سرکوب ، بار منفي تري را به خود گرفته است . زيرا با رسيدن به مرز حقانيت ها خوبخود وجود اين دولتها نيز به زير سئوال برده مي شود . وقتيکه اعلام موجوديت شان بر مبناي خواست و آراه توده وسيعي از مردم صورت نگرفته باشد ، قاعدتا اقدام اين دولت بر خلاف خواست هاي مردم عملي مي گردد . و اين مسئله انعکاس
منفي را در شيوه بر خورد مخالفين اش بوجود خواهد آورد . براي حل اين نوع سوه تفاهم ها راه هاي متفاوتي وجود دارد . يکي از اين راه ها تاکيد و عملي کردن مکانيزم هاي انتخاباتي براي تشکيل پارلمان مردمي مي باشد . اين مسئله نيز بدون به رسميت شناختن گرايشات و بينشهاي ايدولوژيکي در چارچوب اين يا حزب و سازمان سياسي قابل تحقق نيست . پذيرش همچون مکانيزمي نيز به چگونگي و درجات نسج يافتن فرهنگ سياسي بستگي دارد . متاسفانه اين درجه از فرهنگ سياسي در جامعه ايران در سطحي به مراتب پايين تر است . نتيجه پايين بودن فرهنگ سياسي نيز راکد ماندن توسعه در اقتصاد جامعه به همراه داشته است . و در عرسه سياست نيز بينش مطلق گرائي مسلط است . استنتاجات عملي ساخت و بافت سياسي جامعه ايران خود نيز محصول گرايشات مسلط ايدولوژيکي اسلامي و در مقابل آن ايدولوژي کمونيزم ارتدوکسيست . قطبندي اين دو ، راه نسبي را مسدود ساخته است . بي جهت نيست ، دولت و اپوزيسيون در جامعه ايران در نبود امکان راه نسبي ، به آنتاگونيزم مي رسند . پاي ميز مزاکره براي آنان به مثابه شکست در سياست وکجروي در ايدولوژيست . براي جلوگيري از شکست ، دولت حاکم بلا اجبار با اپوزيسيون خود وارد مزاکره مي شود . اين به مثابه کجروي در ايدولوژيست . براي جلوگيري از کجرويهاي ايدولوژيکي ، اين دولت ، شکست در سياست را انتخاب مي کند ، تا اينکه به مقدسات توهيني وارد نشود .
ادامه دارد

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration