The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

گره کور‏ جمهوري خواهان ‏کجاست؟

محمد اعظمي


‏1- بررسي آرايي که به نفع نمايندگان جمهوري ‏اسلامي در جريان مجلس هفتم به صندوق ها ‏ريخته شده است بار ديگر ‏نشان ميدهد که اين ‏حکومت پايگاهي در ميان مردم ندارد. پابرجائي و ‏ماندگاريش در قدرت، نتيجه ضعف و پراکندگي ‏‏اپوزيسيون است. از اين رو بار مسئوليت ‏اپوزيسيون جمهوري خواه برا ي کمک به حذف اين ‏رژيم، سنگين تر از هر ‏دوره اي است. چپ ايران ‏يکي از مولفه هاي قابل محاسبه و ستون هاي ‏اصلي اپوزيسيون جمهوري خواه است. امروز ‏‏شرايطي پديد آمده است که انسجام و وحدت چپ، ‏مي تواند در شکل گيري يک آلترناتيو نيرومند از ‏جمهوري خواهان ‏موثرتر از گذشته عمل کند. اما ‏اين مساله توجهي برنيانگيخته و درباره آن کمتر ‏سخن گفته شده است و يا اگر سخني ‏بوده، گوش ‏شنوايي پيدا نکرده است.‏
براي يک دوره بر فضاي عمومي جنبش، اين نظر ‏حاکم بود که زمينه وحدت چپ فراهم نيست. که ‏چندان هم بي پايه ‏نبود. بدان مي پردازم. به نظر مي ‏رسد شرايط در حال تغيير است. دوره ا نشعابات و ‏تجزيه ها مي رود که به گذشته و ‏تاريخ سپرده ‏شود.اکنون در فضايي قرار گرفته ايم که گوش ها ‏به صداهاي وحدت طلبانه بهتر سپرده مي شود و ‏‏نواهايي که هارموني واگرايانه دارند، کم رمق شده، ‏شنوندگان کمتري دارند.‏
‏2- شکست انقلاب ايران و شکست کشورهاي ‏سوسياليستي، شکست ما هم بود. شکست، مي ‏تواند همه چيز را زير ‏سوال ببرد. آرمان ها را. ‏ايدئولوژي ها را. سياست ها را، تشکلها را و حتي ‏اخلاقيات را. کنار نهادن آرمان، ضديت با ‏سياست ‏و گريز از تشکيلات، از شکست زاده مي شوند. ‏اين گفته که شکست يتيم و بي پدرومادر است و ‏صاحب ندارد، ‏درست است. اما عقيم و نازا نيست. ‏از سويي بي اعتقادي و بي اعتمادي، ياس و ‏سرخوردگي را پديد مي آورد و تجزيه ‏ها و ‏پراکندگي ها و تلاشي ها را در پي دارد و از سوي ‏ديگر، از دل شکست، شک و ترديد بيرون مي آيد. ‏زير سوال ‏بردن يقين ها، بازبيني تئوريها، ‏بازنگري عملکردها و بررسي کارنامه ها، حاصل ‏اين شکست است. شکست تيغ دو لبه ‏ايست که هم ‏به کمک آن مي توان افکار و ديدگاههاي بيگانه با ‏زندگي را جراحي کرد و هم با آن گردن پويائي و ‏تحرک ‏را بريد. بر جنبش چپ در نتيجه شکست، ‏تعمق و تفکر و همزمان تجزيه و انشقاق و ‏فروپاشي حاکم شد.‏
اين فضا را شرايطي پديد آورد و عواملي آنرا ‏تداوم بخشيده است، که علل آن موضوع اين نوشته ‏نيست از آن درمي ‏گذرم و به برشمردن برخي ‏نمودها که نشانگر تغيير فضاست، بسنده مي کنم: ‏نيروهاي وسيعي که مدتها از سياست کناره ‏گيري ‏کرده بودند، امروز پرتلاش، قدم در راه سياست ‏گذاري گذاشته اند و ناسازگاران با تشکيلات اکنون ‏در پي ايجاد ‏تشکل و سازمانگري اند. فضا تا بدان ‏حد سياسي شده است که انجمن ها و کانون هاي ‏دمکراتيک، براي تغيير نظام ‏سياسي ايران، در ‏حرف گوي سبقت را از احزاب و سازمانهاي ‏سياسي ربوده اند. در اين فضا که تحرک و تلاش ‏در آن ‏موج مي زند کمتر به امر مشخص وحدت ‏پرداخته شده است. آنجا هم که بدان پرداخته مي ‏شود از صراحت و روشني ‏برخوردار نيست. من ‏به اين موضوع مي پردازم. اما پيش از آن با اشاره ‏به نمونه هايي، در پي آن هستم که بگويم حتي ‏‏حرکاتي که امروز بنام همکاري و اتحاد صورت ‏مي گيرد، در کنه خود بجز وحدت، در چارچوب ‏ديگري قابل توضيح ‏نيست. اگر اين حکم درست ‏باشد، خود بيانگر زمينه مثبتي است که امر وحدت ‏مي تواند در آن به بار نشيند.‏
‏3- تشکل اتحاد جمهوري خواهان ايران (همايش ‏برلين) حدود يکسال و تجمع جمهوري خواهان ‏لائيک و دمکرات ‏‏(بيانيه پاريس) کمي بيشتر از دو ‏سال است که پا در ميدان سياست و سازمانگري ‏نهاده اند. اولي فعاليتش در چارچوب ‏يک حزب ‏سياسي قرار دارد و دومي با کمي فاصله و با ‏کندي در اين مسير گام مي گذارد. توضيح من در ‏اثبات اين حکم ‏چنين است:‏
اتحاد جمهوري خواهان ايران ( همايش برلين) هم ‏اکنون تقريبا يک حزب سياسي است. رهبري خود ‏را تحت نام شوراي ‏هماهنگي اتحاد جمهوري ‏خواهان ايجاد کرده است. اين شورا براي هدايت و ‏دخالت روزمره در سياست دو ارگان" ‏هيئت ‏اجرائي" و " هيئت سياسي" جمهوري خواهان را از ‏ميان اعضايش برگزيده است. چند گروه کار تشکيل ‏داده و در ‏تلاش است تا واحدهاي کشوري ‏جمهوري خواهان را ايجاد کند. عضويت در آن ‏فرديست و تصميمات بصورت اقليت و ‏اکثريت ‏اتخاذ مي شود و... اينها همگي مختصات حزب اند. ‏گرچه در اين مورد در جنبش ما تعريف روشن و ‏پذيرفته ‏شده اي که بتوان بدان استناد کرد، وجود ‏ندارد، اما مشکل است کسي را يافت که اين ‏مختصات را نشانه هاي يک حزب ‏سياسي نداند.‏
افزون بر اين اتحاد جمهوري خواهان (همايش ‏برلين) را با سازمان جمهوري خواهان ملي مقايسه ‏کنيد. چه کسي مي ‏تواند ادعا کند که سازمان ‏جمهوري خواهان ملي که فعاليتش را در چارچوب ‏مختصات يک حزب سياسي اعلام کرده ‏است از ‏‏"همايش برلين" حزبي تر است. کدام خصوصيت ‏‏"همايش برلين" از زاويه حزبيت،از حزب دمکراتيک ‏مردم ‏ايران ضعيف تر است. اساسا تفاوت اتحاد ‏جمهوري خواهان با سه سازماني که اعضايشان ‏نيروي اصلي اين اتحاد را ‏تشکيل مي دهند در ‏چيست؟ ‏
جمهوري خواهان دمکرات و لائيک(بيانيه پاريس) ‏در قياس با اتحاد جمهوري خواهان در مرحله ‏ماقبل آن قرار دارد و ‏هنوز ايده منسجم و اثباتي ‏در زمينه نوع فعاليت اش اعلام نکرده است. اما ‏هرکدام از فعالين اين تجمع که اظهار نظر ‏کرده اند، ‏چيزي چندان متفاوت از اتحاد جمهوري خواهان در ‏رابطه با مختصات تشکيلات، نمي گويند. مطالب ‏‏تشکيلاتي فرخ نگهدار از فعالين و بنيانگذاران اتحاد ‏جمهوري خواهان را با نوشته محمود بابا علي از ‏بانيان جمهوري ‏خواهان دمکرات و لائيک،مقايسه ‏کنيد.(1) تفاوت اساسي با يکديگر ندارند. يک ايده ‏است که با دو قلم به نگارش درآمده ‏است. و ‏بالاخره به نيروهاي تشکيل دهنده دو تجمع دقت ‏کنيد. بجز تعداد کم شماري از هر دو سو، هرکدام ‏از آنها يک ‏گرايش معين از چپ را مي سازند. ‏نزديکي و يگانگي فکري افراد اين دو تشکل، از ‏نزديکي اعضاي سازمان فدائيان ‏خلق اکثريت ‏بهمديگر، اگر بيشتر نباشد، کمتر نيست. از اين ‏زاويه هم نمي توان توضيح داد که چرا بايد اتحاد ‏جمهوري ‏خواهان را در چارچوب حزب سياسي ‏قرار نداد.(2)‏
بحث من در اينجا اين است که اين دو کانون با ‏فاصله هايي به سمت حزب شدن حرکت مي کنند. ‏بسياري از فعالين اين ‏دو، چيز ديگري مي خواسته ‏اند، اما درعمل "آن کار ديگر مي کنند" همين ‏دوگانگي و ناروشني باعث شده است که ‏حرکت ‏اين دو متناسب با وقت، انرژي و تواني که بکار مي ‏گيرند، به بار ننشيند. در نتيجه هم به تشکيل حزب ‏سياسي ‏آسيب مي رسانند و هم بر سر راه ارابه ‏اي که بسوي جبهه به راه افتاده است، مانع مي ‏گذارند. از نگاه من اين دو اگر به ‏اين هدف صراحت ‏دهند، نتيجه کارشان ثمربخش تر گرديده و افرادي ‏که در جايگاه واقعي شان قرار ندارند، تکليفشان ‏‏روشن خواهد شد. جامعه ما به اين احزاب براي ‏دستيابي به دمکراسي نيازمند است از اينرو مي ‏بايست به استقبال چنين ‏ايده هايي رفت.‏
‏4-اکثريت بالاي کساني که براي سازمان يابي ‏جمهوري خواهان در تلاشند مي پذيرند که بخشي ‏از جمهوري خواهان ‏امروز در تشکلهاي سياسي ‏و انبوهي نيز بشکل منفرد، فعالند. اينان اصل را ‏اين گذاشته اند که هم اين سازمانهاي چند ده ‏‏نفري و حداکثر چند صدنفري دست نخورده ‏بمانند و هم انبوه منفردين. سپس در پي يافتن ‏راهي براي بازکردن اين گره ‏کوراند. اينکه، بايد ‏راهي جست شکي نيست. اما اگر اين واقعيت ‏نامطلوب است چرا در گام نخست اين واقعيت ‏دگرگون ‏نشود و سپس بر اساس واقعيت مطلوب ‏تري بسوي اتحاد جمهوري خواهان پيش نرويم. ‏اگر اينگونه به موضوع اتحاد ‏بنگريم آيا بسياري ‏از بحث هاي امروز، در رابطه با افراد و تشکلها، ‏که در ميان ما جاري است و روند شکل گيري ‏‏‏"اتحاد" را کند کرده و به گره کوري تبديل شده ‏است،زائد و يا ابعادش کم نمي شود؟ و برخي از ‏تناقضات کنوني پاسخ ‏نمي گيرند؟ از اين زاويه ‏نيز هست که امروز وحدت چپ اهميت پيدا کرده، ‏مي تواند در خدمت انسجام و شکل گيري ‏يک ‏اتحاد وسيع از جمهوري خواهان قرار گيرد. ‏
درگذشته يکي از شعارهاي ارزشي ما دفاع از ‏وحدت بوده است. حتي زماني که مشغول سازمان ‏دادن انشعاب بوديم، با ‏شعار وحدت از همديگر جدا ‏مي شديم. براي دوره اي شرايط براي نزديکي و ‏همگرايي ضعيف شد. همراه آن ميل به ‏وحدت رنگ ‏باخت و بتدريج بفراموشي سپرده شد. امروز نيز ‏سخن چنداني از وحدت بميان نمي آيد. حتي آنجا ‏که عملي ‏در چارچوب وحدت صورت مي گيرد، ‏بگونه ديگري تئوريزه مي شود. اما زمينه وحدت ‏خارج از اراده ما قوت گرفته ‏است. با اين وجود ‏عامل رواني چون سد سکندرايستادگي مي کند. اين ‏سد به همت حرکت جسورانه و طبق نقشه فعالين ‏‏چپ مي بايست شکسته شود. هيچ امداد غيبي به ‏داد ما نمي رسد. دادرسي نيست. دادستان مائيم.‏
افزون بر اين بدون اينکه سخت گيري هاي گذشته ‏در امر وحدت کنار گذاشته شود، بسيار دشوار به ‏نظر مي رسد ‏وحدتي شکل گيرد. از نگاه من وحدت ‏محل تجمع افراد يک شکل و اندازه و يک فکر ‏نيست. مجموعه اي با اين ‏مختصات بيشتر بکار ‏ساختن يک ساختمان مي آيد تا يک حزب سياسي. ‏حزب سياسي از افراد زنده و آگاه با تمام تنوع ‏‏فکري و گونه گوني انديشگي شان ساخته مي شود. ‏انسانهايي که در اهداف عمومي نظري و محورهاي ‏عام سياسي با ‏يکديگر درک مشابه اي دارند. (3) ‏
از سوي ديگر سازمان هاي چپ هرکدام با تاريخ و ‏عملکرد خود نمي توانند پيشتاز امر وحدت و کانون ‏تجمع نيروهاي ‏چپ متشکل و غير سازمانيافته ‏باشند. هر جرياني هزاران شرط و شروط و اما و ‏اگر و انتقادات بجا و نابجا به ديگري ‏دارد. ‏جداشدگان از تشکلها هم اگر منفي تر به اين ‏مجموعه ننگرند، ذهنيت بهتري ندارند. بنابراين بايد ‏راه جديدي جست ‏که بتواند اين مجموعه را زير يک ‏چتر گرد آورد.‏
ما همواره گفته ايم که حزب و تشکيلات هدف ‏نيستند. وسيله اند. وسيله اي براي ماديت بخشيدن ‏به آرمانها و تحقق ‏آرزوهايمان و با صراحت اعلام ‏کرده ايم که هرگاه اين وسايل را ناکارا ببينيم، بي ‏درنگ بسود وسايل کاراتر آن را کنار ‏مي گذاريم. ‏به نظر مي رسد امروز به آن زمان موعود نزديک ‏شده ايم. چشم انداز وحدت هاي بزرگ فرارويمان ‏قرار ‏گرفته است. شايد هيچ دوره اي مشکلات بر ‏سر راه غلبه بر پراکندگي و تشکيل يک حزب بزرگ ‏چپ تا بدين اندازه کم ‏نبوده است. مجموعه تلاشها ‏و حرکاتي که در ميان تشکلهاي سياسي و افراد ‏جدا از تشکيلات براي همکاري و همگرايي ‏در ‏جريان است گواهي است بر اين ادعا. ما نيز به ‏سهم خويش مي بايست جان تشکيلاتمان را در تير ‏بگذاريم و بسوي ‏حزب بزرگ چپ رهايش سازيم.‏
‏5- براي وحدت چپ در يک حزب بزرگ ضروري ‏است کنگره اي از نيروهايي که خود را چپ مي ‏دانند تشکيل شود ‏تا با تصويب برنامه، خط مشي ‏سياسي و اساسنامه بصورت يک حزب سياسي ‏وارد کارزار مبارزه شود. پيش از آن ‏جمعي از ‏ميان داوطلبان مي بايست کنگره را تدارک کنند و ‏براي اينکه کنگره بتواند تصميمات سنجيده تري ‏اتخاذ کند ‏لازم است چند گروه کار ايجاد شود تا ‏اسناد کنگره را براي جلسه تدارک کنند. تمامي ‏فعالين چپ مي توانند در اين کنگره ‏شرکت کنند. اما ‏از آنجا که چپ تعريف نشده است، روشن کردن ‏درک ها از آن اهميت زيادي دارد. از نظر من چپ ‏‏تفکري است که جامعه سرمايه داري را راه حل ‏جوامع بشري براي دستيابي به آزادي، رفاه و ‏عدالت اجتماعي نمي داند. ‏به لحاظ طبقاتي در صف ‏آرايي کار و سرمايه، در ارودي کار قرار دارد و ‏مدافع خواسته ها و منافع مزدبگيران است.‏
به لحاظ برنامه اي، عدالت اجتماعي و دمکراسي ‏جوهر برنامه مورد قبولش را تشکيل مي دهد.‏
مخالفت با استثمار و مبارزه عليه آن و دفاع از ‏شانس برابر انسانها براي بهره برداري از امکانات ‏و نعمات زندگي دو ‏عنصر کليدي عدالت اجتماعي ‏اند. ‏
باور به آزادي يعني:‏
الف- آزادي بيان، انديشه، تحزب سياسي و... دفاع ‏از حقوق برابر شهروندان تا از طريق راي خود بر ‏سرنوشت خويش ‏حاکم شوند
ب- جدايي دين از دولت
ج- دفاع از ايجاد، تقويت و گسترش نهادهاي مدني، ‏سه موضوع مهمي است که بناي دمکراسي مورد ‏نظر ما را مي ‏سازند
به لحاظ خط مشي سياسي نيز ما آن نيروهاي ‏چپي را مدنظر داريم که مبارزه براي حذف ‏جمهوري اسلامي را براي ‏استقرار دمکراسي لازم ‏مي دانند.‏
براي اجراي چنين طرحي لازم است حول يک ‏بيانيه، نيروهاي چپ فراخوانده شوند تا کنگره ‏موسس خود را برگزار ‏نمايند. تهيه متن مي تواند ‏در گام نخست با توافق تعدادي از افراد که امکان ‏تبادل نظر با همديگر را دارند، تهيه شود. ‏ضروي ‏است در متن فراخوان فقط به محورهاي عام مورد ‏نظر اشاره شود.‏
جمهوري خواهان لائيک و دمکرات که عمدتا چپ ‏اند در صورتيکه اين سمت گيري را برگزينند در ‏ساختن حزب ‏بزرگ چپ مي توانند بسيار موثر ‏باشند. ساختن و سازمان دادن جبهه با اين ترکيب ‏با تناقضات فراواني روبروست. ‏همان تناقضاتي که ‏امروز با آن درگيرند. نتوانسته اند و بعيد است ‏بتوانند در اين چارچوبي که در آن گرفتارند به آن ‏‏پاسخ دهند.‏
اگر حزب بزرگ چپ بتواند شکل گيرد، فقط يکي از ‏مولفه هاي جبهه دمکراسي است. مولفه هاي ديگر ‏آن نيروهاي ‏ملي و ملي مذهبي و بخش هاي ديگري ‏از چپ اند که نخواسته اند در اين حرکت وحدت ‏چپ سهيم شوند. مي کوشم در ‏نوشته ديگري به ‏اين مقوله يعني اتحاد جمهوري خواهان براي ‏دمکراسي بپردازم.‏
‏ ‏
‏ ‏
زيرنويس:‏
‏ ‏
‏1- نگاه کنيد به مقاله "جمهوري خواهان چه مي ‏خواهند" قسمت دوم " تدابير سازمانگرانه" نوشته ‏فرخ نگهدار سايت ‏گويا يکشنبه 14 دي 1382 و ‏‏"گام هاي مشترک" قسمت سوم: "درباره نوع تجمع ‏و ساختار سازماني" نوشته مهرداد ‏بابا علي سايت ‏صداي ما جمعه 10 بهمن 1382‏
‏2- تفاوت حزب وجبهه از نگاه من اين است که ‏حزب در برنامه خود به مختصات عمومي جامعه ‏مطلوبش مي پردازد و ‏گامهايش را در آن راستا و ‏براي رسيدن بدان برمي دارد. مبارزه براي يک ‏آلترناتيو جزئي از برنامه حزب است در ‏حاليکه ‏جبهه هاي معطوف به آلترناتيو، حداکثر هدفشان ‏رسيدن به يک قدرت جايگزين است و رسالت و ‏قراردادشان پس ‏از فراخوان مجلس موسسان ‏بپايان مي رسد. ‏
تفاوت ديگر اين است که جبهه هدف محدودتري از ‏حزب دارد از اينرو اقشار و طبقات مختلفي در ‏تحقق هدف جبهه مي ‏توانند اشتراک نظر داشته ‏باشند. يا به بيان ديگر جبهه همکاري و ائتلاف ‏گرايشات و نحله هاي گوناگون حول يک ‏برنامه ‏سياسي است که در آن نوع نگاه به قدرت حاکم و ‏مختصات آلترناتيو مساله مرکزي است. از اين ‏حکم، من دو ‏نتيجه مي گيرم اول اينکه جبهه در ‏اساس توافق گرايشات مختلف است حول يک ‏برنامه بنابراين حول مسائل مهم ‏براساس توافق ‏تصميم گيري مي شود. محدود بودن گرايشات ‏امکان توافق را نيز ممکن مي کند. دومين نتيجه اين ‏است ‏که در مقابل جبهه،احزاب و سازمانها پاسخگو ‏هستند. وظايف نيز به احزاب و سازمانها سپرده ‏مي شود. اما در احزاب ‏عضويت فردي است و در ‏مقابل حزب عضو پاسخگوست. تصميم گيري ها ‏نيز با مکانيزم اکثريت و اقليت اتخاد مي ‏شود. ‏اساسا در احزاب امکان پيشرد وظايف بصورت ‏توافقي خيالبافي است. ‏
سومين تفاوت اين است که در جبهه برنامه سياسي ‏مبني توافق احزاب و سازمانهاست. اين برنامه ‏دوره محدودي را ‏شامل مي شود. از اينرو دوره ‏همکاري در جبهه محدود به تحقق برنامه است. ‏دائمي نيست. اما در حزب به لحاظ منطقي ‏بين ‏عضو و حزب قرار داد دائمي است.‏
‏3- ارزيابي من اين است که اگر شرايط درست ‏فهميده شود و از زمينه مثبتي که براي وحدت ‏پديدار شده است خوب ‏استفاده شود، در آينده ‏کوتاه مدت، حداقل دو حزب شکل خواهد گرفت. ‏يکي در چارچوب فکري اتحاد جمهوري خواهان ‏‏ايران و ديگري در چارچوب فکري سازمانهاي ‏سياسي راديکال چپ و مجموعه اي که در ‏چارچوب جمهوري خواهان ‏دمکرات و لائيک قرار ‏دارند.‏

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration