The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

علي کردان يکي از عمال نمونه جمهوري اسلامي است

علي جلال


مطالبي که در زير مي آيد، مستند به منابع رسمي جمهوري اسلامي است که نشاني آنها داده مي شود.
عبارات داخل کروشه بويژه از من است و تأکيدات همگي از من مي باشند.
15-05-87 در اين روز علي کردان به عنوان وزير پيشنهادي براي وزارت کشور به مجلس معرفي مي شود در همين روز خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي (ايرنا) کار زندگي نامه او را منتشر مي کند که نشان ميدهد که: «به هنگام انقلاب او 20 ساله بوده، در مازندران، سپاه پاسداران را تأسيس مي کند و خود از فرماندهان سپاه و از جمله مسئول اطلاعات و تحقيقات سپاه بوده، او به ويژه در دهه 60 سالها دادستان بوده و از جمله در واقعه بهمن ماه سال 60 در شهر آمل، علي کردان دادستان بوده است. بهنگام وقايع گنبد باز علي کردان فرماندار آنجا بوده، او سالها بعد پست هاي زير را بدست مي آورد:
«... معاون اداري و مالي سازمان صدا و سيما ( بهنگام رياست لاريجاني)، قائم مقام وزير نفت. در اين کار زندگي نامه آمده است.؟ «کردان ... همراه با پذيرش مسئوليت هاي (بالا) موفق به اخذ مدرک دکتراي حقوق اساسي شد.
عده اي از نمايندگان مجلس کنوني در باره او چنين نوشته اند : «گواهي مي کنيم که (20 سال پيش) در مدت همکاري با آقاي کردان در دادسرا و دادگاههاي انقلاب اسلامي مازندران جز ... برخورد قاطع با گروههاي ضد انقلاب و ملحد و محارب چيز ديگري ... از (او) نديديم.
( متن مذاکرات مجلس، پيوست)
علي کردان داراي مدرک جعلي ليسانس و فوق ليسانس از دانشگاه آزاد اسلامي و مدرک جعلي دکتراي دانشگاه آکسفورد است. او با همين مدارک جعلي در همان دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان استاد رشته حقوق استخدام قطعي- رسمي مي شود و از سال 79 تا پايان سال 83 به دانشجويان درس حقوق مي داده است.
(نگاه کنيد: 1- پيوست : متن مذاکرات مجلس، 2- خبرگزاري ايسنا 12-07-87 گزارش رسمي مجلس در باره مدرک تحصيلي کردان ارائه شده توسط رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات دکتر عباس پور و مصاحبه عباسپور با خبرنگاران در پايان همه جلسه مجلس)
.
خلاصه:
- علي کردان در دهه 60 در مقام دادستان، حقوق اسلامي را بر انبوهي از جوانان ايران (که يقيناً عده زيادي از آنان دانشجو بوده اند) اعمال مي کند و آنها را به پاي چوبه هاي دار و ميدان هاي تيرباران مي فرستد.
- علي کردان اوائل دهه 80 حقوق اسلامي را به دانشجويان درس مي دهد.
مخالفان کردان در مجلس شوراي اسلامي در اعتراض به کردان مي گويند «تو 4 سال بر کرسي حقوق تکيه زده، به جوانان مملکت آمورش حقوق مي دادي، چيزي که به هيچ نوع هيچ نسبتي با آن نداشته اي ...دغدغه اين واقعاً دارد ما را مي کشد (متن مذاکرات مجلس، پيوست)

کمدي- تراژدي:
کليت رژيم، دادستان بودن علي کردان و اعمال حقوق اسلامي توسط او عليه انبوه جوانان ايران و از جمله دانشجويان (کشتار مخالفان در دهه 60) را جز شايستگي ها و خدمات شايان علي کردان به نظام اعلام ميکنند نمايندگان مخالف کردان نه تنها اين اعمال او را تأئيد مي کنند بلکه از اينکه کردان به اندازه پورمحمدي (جنايتکارترين چهره هيئت سه نفره مامور خميني براي قتل عام سال 67) در اين راه پيش نرفته، اظهار تأسف مي کنند که او مي خواهد جانشين پورمحمدي در وزارت کشور شود.
بله، تکيه زدن به مقام دادستاني و اعمال حقوق عليه جوانان (کشتار آنان) از «افتخارات» علي کردان به حساب مي آيد.
اما تکيه زدن بر کرسي دانشگاه و تدريس حقوق به جوانان توسط علي کردان، دغدغه مرگ آور براي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است.
در قرن بيست و يکم وقتي اين کمدي- تراژدي برجسته تر مي شود که نماينده اي به نام «توکلي» پرچم دار آن است، اين شخص در اوائل انقلاب که حداکثر داراي ديپلم دبيرستان بود، وزير مي شود و افزون بر آن مانند همه همنشينان ملاها با علم لدني خود در باره اقتصاد تئوريهاي مشعشع صادر مي کند، او با نبوغ ملاساني خود با حذف کارگران و جايگزيني آن با «کارپذير» براي هميشه به دعواي کار و سرمايه «خاتمه» داد و سرمايه داري را تا ابد وام دار خود نمود!!
اين آقا سپس با بهره گيري از بورس دولتي جمهوري اسلامي (به اين بورس ها بعداً خواهيم پرداخت) به انگلستان رفته و گويا دکتراي اقتصاد مي گيرد و اينک نماينده مجلس است.
ايشان با يک ژست اسلامي- آنگلوساکسوني که گوئي بار دانش هاي آموخته در آکسفورد شاخه هاي درخت وجودشان را افتاده کرده است، در ماجراي کردان پيش افتاد، او در تماس با دانشگاه آکسفور (ايميل زدن) «کشف» کرد که کردان دکترا ندارد و بنابراين فاجعه تدريس به دانشجويان رخ داده و البته که «وجدان علمي» ايشان ديگر اين يکي را نمي تواند تحمل کند.
تا اينجا خلاصه اي بود براي نشان دادن يکي ديگر از کمدي- تراژدي هاي جمهوري اسلامي و اينک شرحي بيشتر:
15-05-87 – جلسه علني مجلس براي بررسي صلاحيت وزراي پيشنهادي از جمله علي کردان:
نمايندگان مخالف کردان شرايط کشور را اضطراري ارزيابي کرده، اعلام مي کنند که آنها چيزهايي در باره کردان دارند که اگر طرح کنند امنيت کشور دچار مشکل خواهد شد، پس خواهان غير علني شدن مجلس مي باشند.
لاريجاني (رئيس مجلس) مي گويد: جمهوري اسلامي بيدي نيست که با 2-3 بحث در باره يک وزير دچار مشکل امنيتي شود، بنابراين جلسه علني برگزار مي شود.
نمايندگان مخالفان کردان مي گويند: اگر جلسه علني باشد، آنگاه چون خبرنگاران و مردم حضور دارند، در باره برخي اتهامات علي کردان سکوت کرده يا تنها اشاراتي خواهند کرد.
نمايندگان مخالف کردان در مجموع 5 اتهام عليه او وارد مي کنند که دو اتهام اول، مواردي است که آنان بخاطر علني بودن مجلس اشاراتي کلي مي کنند:
1- دائر کردن عشرتکده ... انجام عملي که اثبات وقوع آن در شرع به شهادت 4 شاهد نياز است... از افراد موثق بطور سربسته سئوال کنيد.
2- ترديد در اصولگرا بودن او، تعصب گروهي در گروه خاص خويش. نظر او دائربر اينکه نظام در واقع ولايي است و رأي گيري و انتخابات موضوعيت ندارد.
3- داشتن مدرک جعلي دانشگاهي ايران و انگلستان
4- استخدام شدن و دريافت حقوق بر پايه مدارک جعلي مزبور در:
صدا و سيماي لاريجاني (کردان با عنوان دکتر کردان، معاون مالي و اداري علي لاريجاني بوده است)، دانشگاه آزاد اسلامي (استاد حقوق)، قائم مقام وزير نفت
5- تدريس حقوق در دانشگاه آزاد اسلامي بعنوان استاد
22-05-87 – لاريجاني رئيس مجلس، عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس را مأمور بررسي مدرک تحصيلي کردان و گزارش آن به مجلس کرد.
09-07-87 – عباس پور گزارش خود در باره مدرک کردان را به مجلس مي آورد، علي لاريجاني جلسه مجلس را غيرعلني مي کند تا گزارش مزبور خوانده شود.
لاريجاني که بهنگام بررسي صلاحيت کردان در مجلس در 15-05-87 در مخالفت با غيرعلني کردن جلسه گفته بود که «جمهوري اسلامي بيدي نيست که با 2-3 بحث در باره يک وزير دچار مشکل امنيتي شود» اينبار براي قرائت گزارش در باره مدرک تحصيلي يک وزير، جلسه را غيرعلني کرد، معلوم مي شود که کردان از آن بادهائي است که بيد جمهوري اسلامي را دچار مشکل امنيتي مي کند.
گزارش عباس پور (و نه خلاصه آن) هرگز بطور رسمي انتشار نيافت. خبرگزاري جمهوري اسلامي در اين مورد ساکت است، برخي رسانه ها زيرعنوان «عباس پور گفت» گزارشي انتشار داده اند از آن ميان گزارش ايسنا به تاريخ 12-07-87 مي باشد که خلاصه آن در زير مي آيد:
1- در حدود سال 76 فردي به واسطه فردي ديگر به علي کردان پيشنهاد مي کند که اگر مقاله اي بدهي، يک دکتراي افتخاري از دانشگاه آکسفور دريافت مي کني. کردان مقاله را مي دهد و مدرکي به امضاي سه نفر اساتيد آکسفور دريافت مي کند.
2- وزارت علوم و تحقيقات و فن آوري جمهوري اسلامي، مدرک مزبور را مي بيند و مي فهمد که امضا ٍ رئيس دانشگاه را ندارد. بدين ترتيب معلوم مي شود که مدرک دکتراي افتخاري که فرد واسطه به علي کردان داده، اعتبار رسمي ندارد.
3- ليسانس و فوق ليسانس: علي کردان تعدادي واحد درسي- نه بطور کامل- در دانشگاه آزاد گذرانده. پس از تصميم مقامات قانوني در رابطه با اينگونه مدارک، کردان هم کسب مدرک را دنبال نکرد لذا دانشگاه آزاد نيز مدرکي در اين زمينه ارائه نکرد.
[خود گزارش بسيار گنگ تر (و داراي جمله بندي هاي غريب است) از آنچه است که من بطور خلاصه در بالا آوردم].
در حاشيه همين جلسه مجلس، عباس پور در گفتگو با خبرنگاران مي گويد:
«... در سال 69-68 کردان تعدادي واحد در دانشگاه آزاد گذرانده.... دانشگاه آزاد طي نامه اي به مجلس صراحتاً عنوان کرده که کردان فاقد مدرک ليسانس است... با اينکه از دانشگاه آزاد نامه رسمي در باره تدريس علي کردان در آن دانشگاه داشتيم اما چون رئيس مجلس ماموريت ما را تنها بررسي مدرک تحصيلي کردان کرده بود بنابراين در باره تدريس علي کردان اظهارنظر نکرديم»

16-07-87 سايت آفتاب نيوز :
80 تن از دانش آموختگان دختر و پسر با امضاي نامه اي که از آن برخي امضاهاي با مهر وکالت و مشاور حقوقي و ... مي باشد و فرستادن آن نامه به علي لاريجاني نوشته اند: [خلاصه نامه]
«ما که به خون شهيدان علاقمنديم [؟!]....، «در کلاس هاي درسي استاد بزرگوار کردان جز عمق انديشه و ژرفاي نظر و وسعت اطلاعات ... به ياد نداريم و فراموش نمي کنيم که همواره بيش از تعداد اصلي دانشجويان به دور استاد حلقه مي زدند. اين دخترخانم ها و آقا پسرهاي علاقمند به خون (خون شهدا) همچنان فراموش نکرده اند که در نامه خود يادآوري کنند که از جهت اخلاقي هم «کردان جز اخلاق شيوا، اخلاق ديگري نداشته است.
20-07-87 خبرگزاري فارس: لاريجاني در پايان سفر به استان فارس در جمع خبرنگاران فاش مي کند که: کردان مدرک دکتراي خويش را خريده است.

چند يادآوري حقوقي
مدرک جعلي يا در رابطه با اشخاص است مثل دستکاري در امضا ٍ يا متن يک قولنامه محضري، در اين حالت جرم در حيطه خصوصي است و براي جلب متهم به شاکي خصوصي نياز است.
اگر مدرک جعلي مربوط به اسناد دولتيٍ، حکومتي باشد که دارنده مدرک جعلي يا عامل جعل در محدوده همان حکومت زندگي مي کند آنگاه دادستان بايد بلاواسطه و مستقيماً حکم جلب دارنده مدرک جعلي را صادر کند. زيرا جرم در حيطه حقوق عمومي است.
استفاده از مدرک جعلي در حکم کلاهبرداري است، اگر کسي مدرک جعلي دولتي را در کشوري که آن مدرک مربوط به دولت آن است، مورد استفاده قرار دهد مرتکب جرم کلاهبرداري عليه حقوق عامه شده و دادستان بايد بلافاصله حکم جلب او را براي پاسخگوئي به سه اتهام زير جلب کند.
داشتن مدرک جعلي، جعل مدرک دولتي، کلاهبرداري عليه حقوق عامه (استفاده از مدرک جعلي)
اين الفباي حقوق در حيطه انساني در همه جاي جهان امروز است تا در حيطه «اسلامي» آن چه باشد؟ ملا يان اعلم!
پس ملاحظه مي شود که نمايندگان منتقد کردان نه تنها تکيه زدن او بر کرسي دادستاني، بدون کمتر آشنائي با علم حقوق و تدوين بدترين کيفرخواست ها عليه جوانان کشور، اعدام بسياري از آنان را تحسين مي کنند بلکه در رابطه با مدرک جعلي او و از جمله مدرک جعلي ليسانس و فوق ليسانس که در حيطه حقوقي خود دولت جمهوري اسلامي رخ داده( و به استخدام شدن او بر پايه مدارک جعلي در ادارات و وزارتخانه ها ، که حکم آن آشکارا کلاهبرداري عليه حقوق عامه است، انجاميده) مسئلهً جدي ندارند والا با اين همه مدارک و اسناد، دادستان مي بايست فوراً براي دستگيري او اقدام مي کرد

چنين فضاحت هائي از ماهيت جمهوري اسلامي بر مي خيزد

همه ميدانند و آدم هائي مثل احمدي نژاد، لاريجاني، نمايندگان مجلس و... نيز گفته اند که از اين نوع دکتراي قلابي سالهاست که در دست بسياري از عمال بالادست جمهوري اسلامي (وزير، نماينده مجلس، معاونان و..) وجود دارد.
چرا از بين اينهمه فارغ التحصيلان کشور، کساني در رده هاي بالاي دولتي رژيم (وزير، وکيل و...) جذب نمي شوند؟! چرا 30 سال است که آدم هاي اين رژيم تقريباً ثابت هستند و مقامات بين خود آنها دست به دست مي شود و ارتقا ٍ آن ها در پيشگاه! رهبر! دقيقاً بستگي به سوابق آنها در جنايات بيشتر و بيشتر دارد مثل پورمحمدي.
چرا در ترکيه، درعربستان، در پاکستان، در شيخ نشين هاي خليج فارس يا در همين افغانستان ديده نشده و نمي شود که وزيري مدرک دولتي، دولت متبوع خود را جعل کند و با همان مدرک دولتي جعلي، استخدام شود مثلاً قائم مقام وزير نفت و يا وزير کشور.
مثال: در ايران اصولاً برجسته ترين و با استعدادترين جوانان کشور در کنکور سراسري در دانشکده فني دانشگاه تهران و نظير آن در دانشگاه شريف قبول مي شوند.
طي 30 سال حکومت اين رژيم، چند تا از اين فارغ التحصيلان در مقامات بالا بکار گرفته شده اند؟ هيچ! اگر هم در بين دانش آموختگان پيرو روحانيت در اوائل انقلاب يک يا دو کادر برجسته بودند جمهوري اسلامي پس از بهره کشي پائين دست از آنها، سرانجام با عنوان عدم التزام (عملي يا کافي و يا...) به اسلام، آنان را دور انداخته است.


چرا چنين است؟
جوامعي نظير ما را در رابطه با سواد مي توان به 3 بخش کرد:
باسواد، بي سواد و سواد منفي. سواد منفي ها کساني هستند که خواندن و نوشتن ياد مي گيرند با هدف انباشتن کله خود از خرافات، جادو جمبل و ... و خلاصه مطالب ضد علمي, حوزه علميه در ايران منبع توليد سواد منفي ها است. کساني که يک کلمه تاريخ،يک کلمه ادبيات و تاريخ ادبيات ايران، يک کلمه جغرافيا، يک کلمه فيزيک و ... نخوانده اند، خود را بحرالعلوم مي دانند. از نظر آنها علوم 2 جور هستند: «عقلي» و «نقلي»!، «علوم نقلي» منشا ٍ الهي و وحي دارند. علوم عقلي، علوم پائين دست مي باشند که بخشي از آن که براي توليد «نعم مادي و آسايش مادي» انسان است، مثل پزشکي و مهندسي ها، ميتوانند در دانشگاه تدريس شوند اما زير نظر «علوم بالادست» (علوم نقلي) که در انحصار ملاهاست، ساير علوم و بطور مشخص علوم انساني به شمول اقتصاد، جامعه شناسي ، روانشناسي و ... مختص حوزه علميه و ملاهاست (البته بطور عملي يک کلمه از اين علوم در حوزه بحث نمي شود) اگر هم کتاب هاي دانشمندان (بقول ملاها: دانشمندان غرب) در اين زمينه ها مطالعه شود با هدف آشنائي با آن نظرات و رد آنها با پيام هاي «الهي» که در صدور (سينه هاي) ملايان اندر است (!!)، بحث بر سر اين يا آن ملا نيست بحث بر سر حوزه علميه است که ماهيتاً چنين است، ماهيتاً مرکز توليد و پرورش سواد منفي ها بشرح گفته در بالا است.
30 سال است که بالاترين ارگان هاي تصميم گيري و «برنامه ريزي» و اجرائي کشور در دست سواد منفي ها است. بر اين پايه ملاها اصولاً نمي توانند با تحصيلکردگان واقعي دانشگاهها در پروژه اي اجتماعي همکاري کنند (البته ملاها نبايد در پروژه ها ي اجتماعي دخالت کنند ولي امروزه با زور در اين موقعيت قرار دارند)، زيرا آنها در اجراي پروژه ها مي خواهند دعاها، استخاره ها، نيروهاي غيب (اجنه؟ و يا خذر پيغمبرو ...) را نيز بطور عملي دخالت دهند.
در چنين وضعيتي ادامه کار براي کادر دانشگاهي حتي همان دانشجوي خط امام مشکل مي شود. ملاها اين تناقض را ناشي از حضور استادان غرب تحصيل کرده (پس، «غرب گرا»؟!) مي پندارند. از اين روي در ارديبهشت 59 به دست دانشجويان خط امام، دانشگاهها را به خاک و خون مي کشند، استادان علم پرور را بيرون ميکنند و همه جا را تعطيل. سپس دانشجويان خط امام به يکديگر دکترا مي دهند و براي تربيت «استاد اسلامي» مرکزي بنام» تربيت مدرس» راه مي اندازند. اين مرکز به سرداران و ساير آدم هاي رژيم که اصولاً کودن و بدون پايه هاي لازم علمي بودند و هستند، دکترا مي دهد و يا آنها را بدون آزمون علمي در خور، به مراحل فوق ليسانس و سپس دکترا عبور مي دهد.
احمدي نژاد يکي از نمونه هاي اين روند است. او در دانشگاه بعنوان استاد تدريس مي کند اما اصول عام فيزيک در حد ديپلم دبيرستان رشته رياضي- فيزيک را نمي داند: محصل 16 ساله در خانه خود شروع به توليد انرژي اتمي مي کند؟!!
و يا هاله نور،جمکران و چاهش و...
جمهوري اسلامي که بنا به ماهيت خود ناچار است تا هواداران خود را از بين دسته جات عقب مانده برگزيده با ناتواني آنها در عبور از کنکور دانشگاهها مواجه مي شود پس آنها را بدون کنکور و بدون اينکه داراي حداقل پايه هاي علمي لازم باشند وارد دانشگاه ها کرده و مي کند.
و با اينکه آنها اصولاً از درک مطالب علمي دانشگاهي ناتوان هستند، آنها را به مراحل بالاتر، فوق ليسانس و دکترا روانه کرده و مي کند. با اين وضع جمهوري اسلامي عده اي از عمال خود را بعنوان بورسيه به انگلستان (لندن ) فرستاد با هزينه هاي: شهريه هاي گران دانشگاههاي ملي انگليسي، مسکن، تحصيل، زندگي، کلاس هاي زبان گران قيمت، رفت و برگشت به ايران در حين تحصيل، استاد خصوصي و ... اما اين هزينه ها نه فقط براي بورسيه بلکه براي خانواه او شامل همسر و فرزندان است. با اين همه ريخت و پاش ، بسياري از اين بورسيه ها از تحصيل نا توان بوده، نيمه کاره رهايش مي کنند,
توکلي نماينده مجلس، يکي از اين بورسيه ها ست که گويا از انگليس دکترا گرفته,
اما با اين همه عده اي از عمال رژيم بوده و هستند که حاضر نيستند حتي بهيچوجه سر کلاس درس بنشينند،
اينها دکترا خريدند (يا برايشان خريدند), و سردار سپاه، دادستان انقلاب اسلامي، پاسدار علي کردان از اين دسته اخير است.
در پايان اين مقاله دو مطلب مربوط به جمهوري اسلامي را مي آورم که به اين سخنان روشني بيشتري ميبخشند:
1- بيانات رهبر (سيد علي خامنه اي) در ديدار با دانشگاهيان همدان بتاريخ 17-04-83 ( سايت خامنه اي)
«... اروپائي ها کارهاي غلط و خطا و رفتارهاي زشت الي ماشا ٍ الله دارند...
چرا بايد از آنها تقليد کنيم؟... علم آنها بيشتر است، خيلي خوب علمشان را ياد مي گيريم... الان شما اگر در علوم انساني، فيزيک و در رياضي و... يک نظريه علمي داشته باشيد چنانچه برخلاف نظرات رايج و نوشته

شده دنيا باشد ؟ عده اي ... مي گويند حرف شما در اقتصاد مخالف با نظريه فلاني است. حرف شما در روان شناسي مخالف با نظريه فلاني است.
يعني آنطور که مومنين به قرآن... وحي الهي ... اعتقاد دارند، اينها به نظرات فلان دانشمند اروپائي همان اندازه يا بيشتر اعتقاد دارند .... اينها دو عيب دارند: يکي اينکه مقلدند....»
«در سالهاي اخير آدمهائي... با ادعاي فهم فلسفي شروع کردند به ترويج نظريات [فلان دانشمند اروپائي]»
«کشور ما مهد فلسفه است اما براي فهم فلسفه به ديگران مراجعه مي کنند» [يعني تقليد مي کنند]
«ما دانش هائي را که فرآورده ذهن و مغز و عقل بشر است ياد مي گيريم آنچه را که بلد نيستيم ياد مي گيريم...».
«اينها (اروپائي ها) هم اتفاقاً ياد گرفته اند که علم را بايد با پول عوض کرد ... امروز بيشترين چيزي که براي غربي ها مطرح است، پول است.
از نظر آنها علم به عنوان قابل تبديل بودن به پول ارزش دارد... علمي قيمت دارد که بشود با دلار و يا پوند بدست آورد، از همين حالت آنها استفاده مي کنيم و علمشان را از آنها مي خريم و هزينه اش را مي پردازيم..»

06-06-87 پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري:
دستور احمدي نژاد به وزير علوم: ... ضروري است بررسي جامعي از چگونگي ادامه تحصيل، اخذ مدرک، استفاده از بورس هاي تحصيلي در داخل و خارج و چگونگي ارزيابي آن بويژه از سال هاي 64 به بعد توسط مديران انجام و گزارش آنرا ارائه کنيد.

[احمدي نژاد در 20/05/87(سايت آفتاب) ، مدرک دانشگاهي را کاغذ پاره ناميد. و همانطور که در بالا آمد، همه منابع داخلي و خارجي ، از انجمله وزارت علوم در نامه اي به امضاي وزير علوم به مجلس مي گويند: مدارک تحصيلي کردان جعلي است (نگاه کنيد به آنچه در بالا گفتم ، باضافه سايت دانشگاه آکسفورد در 15 ماه اوت امسال و روزنامه گاردين) ، سرانجام خود کردان به احمدي نژاد نامه نوشت که: «مدرکم جعلي است.
با اينهمه احمدي نژاد اصرار کرده و مي کند که کردان بايد مقام بالاتر گرفته و بوزارت برسد
و همزمان به وزير علوم خود دستور مي دهد : «مدرک جعلي ها را پيدا کرده و به ما گزارش کنيد»!!
آيا جز مردم ايران که 30 سال است از اين بي شرمي ها نفرت مي اندوزند کسي در جهان پيدا مي شود که
بتواند اينرا باور کند؟ آري اين ( احمدي نژاد!) آدم تراز جمهوري اسلامي است
و شايد جواب وزيرش ناظر بر همين معني است:
24-06-87 خبرگزاري فارس: وزير علوم در مصاحبه با خبرنگاران: «...(در پي حکم اخير رئيس جمهور) وزارت علوم در نامه اي به معاون رئيس جمهور (خواسته) تا مديران فعلي دستگاه هاي اجرائي مشخصات خود را به (وزارت علوم) بدهند و يا رأساً مدارک خود را به دولت ارائه کنند و مدرک مديران در سالهاي قبل از 84 نيز در نامه اي که به مديريت توسعه و ... نوشته ايم مورد بررسي قرار خواهد گرفت»
علي جلال 10 آبان 87(31اکتبر2008).

پيوست:

ضبظ متن مذاکرات مجلس شوراي اسلامي 15 مرداد87[بخش مر بوط به علي کردان]:


..............................................................................................................................................
[تقريبا 20دقيقه اصرار 10نماينده بود براي غير علني کردن جلسه, آنها مي گفتند که در مخالفت با کردان مطالبي
خواهند گفت که کشور را وارد شرايط اضطراري کرده و امنيت كشور را دچارمشکل ميکند نماينده اي گفت]: «مشكل است كه ما مسائلي كه به امنيت كشور مربوط مي‌شود بياييم در جلسه علني بگوييم.
ما راجع به صلاحيت اخلاقي رئيس شوراي امنيت كشور مي‌خواهيم تصميم بگيريم، در شرايطي كه دولت براي صيغه كردن يك استاندار شبانه استاندارش را عزل مي‌كند»
رئيس ـ بله، عرض شود در اصل شصت و نهم قانون اساسي قانون اساسي كه مستند همين ماده است آمده «در شرايط اضطراري در صورتي كه رعايت امنيت كشور ايجاب كند به تقاضاي رئيس‌جمهور يا يكي از وزراء يا (10) نفر از نمايندگان جلسه غيرعلني انجام مي‌شود. ما نه شرايط اضطراري داريم و نه مشكل امنيتي. نمايندگان مي‌خواهند راجع به يك وزيري صحبت كنند، ما مشكلي نداريم (عده‌اي از نمايندگان ـ احسنت) و لذا اصلاً تقاضا بايد يك سنخيتي با موضوع داشته باشد كه ما بپذيريم. به اين دليل ما در جمهوري اسلامي امنيت كامل داريم، جمهوري اسلامي هم بيدي نيست كه با دو، سه تا بحث راجع به يك وزير گفته بشود مشكل امنيتي پيدا كند. اين مربوط به وقتي است كه جنگي رخ بدهد، بحران وسيعي پيش بيايد، (10)‌ نفر تقاضا كنند، جلسه غيرعلني داشته باشيم. اصلاً‌ چنين چيزي وجود ندارد. لذا دوستان آزادند از تريبون... مردم هم محرم هستند، هيچ مشكلي نيست، مطلبي داريد بگوييد. اگر كسي وزير شده لابد اعتقاد دارد كه صلاحيت دارد، دوستاني هم كه اشكالي در آن مي‌بينند بگويند. مثل اينكه امروز گفته شد، دوستان راجع به وزراء نظرات مختلفي دارند و من اين شفاف بودن را براي مجلس هشتم مفيد مي‌دانم، مشكلي هم نيست.
نمايندگان ـ احسنت.
.........مخالف را دعوت بفرماييد.
مطهري:.... دلايل مخالفت خودم با وزارت كشور جناب آقاي كردان..... حتي اگر ايشان را اصولگرا هم بناميم، باز در آن گروه خاص خودشان تعصب گروهي دارند... . اينكه ما بخواهيم در امور زندگي شخصي افراد تجسس كنيم، نه‌تنها مأمور به تجسس نيستيم، بلكه كار حرامي است. اما....... ما مي‌توانيم از برخي افراد مورد وثوق مثل برخي روحانيوني كه در مجلس حضور دارند، ما از اينها سؤال كنيم، الان روحانيون موجه و مورد وثوقي در مجلس هستند كه اينها مي‌گويند ما پرونده آقاي كردان را بررسي كرديم و بهيچوجه از نظر مسائل شخصي حسينيان...... كه مثلاً شامل مسائل اخلاقي و مسأله مدرك تحصيلي ايشان مي‌شود، البته مسأله اخلاقي من نمي‌گويم كه مثلاً ايشان فاسدالاخلاق است. ببينيد! فرضاً يك خطايي از ايشان سر زده، ممكن است بعداً هم ايشان توبه كرده و الان هم در مقام مقربين باشد... (همهمه نمايندگان)...... كسي كه چنين خطايي از او سر زده لزوماً نمي‌تواند وزير كشور باشد و صلاحيت اين مقام را نخواهد داشت. بنده توصيه مي‌كنم كه از افراد موثق بطور سربسته سؤال كنيد، ما نمي‌خواهيم وارد جزئيات شويم
(مخالف بعدي) رئيس ـ آقاي حسينيان بفرماييد
من نمي‌خواهم وارد مسائلي (البته اگر جلسه علني نبود و شرعاً مجاز وارد بعضي مسائل مي‌شدم)...... وزارت كشور با اين عظمت احتياج دارد به يك كسي كه امين باشد.
ببينيد برادران! من نمي‌خواهم وارد يك مسائل ديگري شوم، فقط همين مسأله را عرض مي‌كنم، جلسه‌اي بود در خدمت حاج‌آقا فاكر و بعضي از دوستان ديگر، بنده از جناب آقاي كردان سؤال كردم راجع به دكتراي افتخاري از دانشگاه آكسفورد كه ايشان نوشتند در زندگينامه دارند. گفتيم شما اين دكتراي افتخاري را از كجا گرفتيد؟ دانشگاه آكسفورد به اين راحتي دكتراي افتخاري به كسي نمي‌دهد، دكتراي افتخاري يا به سياستمداران كهنه‌كاري مي‌دهد يا به محقق و نويسنده‌اي كه چندين كتاب نوشته باشند و در يك علمي مهارت داشته باشند، مدرك تحصيلي و دانشگاهي نداشته باشند، به آنها مي‌دهد. خوب، شما چگونه اين مدرك تحصيلي دكتراي حقوق اساسي را از دانشگاه آكسفورد گرفتيد؟ فرمودند كه بنده يك رساله‌اي نوشتم، اين را فرستادم، براي من اين را فرستادند. گفتيم چه رساله‌اي نوشتيد؟ ايشان فرمودند كه رساله‌اي در تربيت و تعليم در اسلام. عرض كردم تعليم و تربيت در اسلام ربطي به دكتراي حقوق ندارد. چگونه دكتراي حقوق اساسي به شما دادند درمقابل نوشتن يك رساله تعليم و تربيت در اسلام؟ خوب ماند. سؤال كردم كه آيا شما دفاع هم از رساله كرديد؟ فرمودند نه، من دفاع نكردم. صبح در جلسه‌اي رسماً اعلام كرده بودند كه من دفاع كردم و وقتي كه سؤال كرده بودند شما كه زبان انگليسي نمي‌دانيد چطور دفاع كرديد؟ ايشان فرمودند مترجم گرفتم. در آن جلسه (جناب آقاي فاكر و بقيه دوستان تشريف دارند، در ‌آن جلسه 6 نفر بوديم) سؤال كردم كه شما در جلسه صبح گفتيد دفاع كردم، چطور الان مي‌گوييد كه دفاع نكردم؟ رسماً فرمودند من خلاف گفتم. سؤال كردم كه خوب چرا شما دروغ گفتيد؟ فرمودند كه من گفتم، اشتباه كردم، البته اعتراف كردند، گفتند اشتباه كردم. بنده سؤال كردم آقاي عزيز! شما بر چه مبنايي حقوقتان را مي‌گرفتيد؟ فرمودند بر مبناي همين دكترا، گفتم آخر شما چندين سال بر يك مدرك خلاف چگونه حقوق مي‌گرفتيد، چه توجيهي داشتيد؟ جناب آقاي لاريجاني! اول فرمودند من از جناب آقاي لاريجاني اجازه گرفتم، بعد هم فرمودند و توضيح دادند كه من مأموريت زياد رفتم، حق مأموريت نگرفتم و اين مبلغ اضافه را بر مبناي آن حق مأموريتها حساب كردم.
ببينيد برادران! خدا شاهد است، حالا من را متهم مي‌كنند به اينكه رقابت... والله تاكنون چند مرتبه به من پيشنهاد كردند، من اصلاً حاضر نيستم يكروز هم وزير كشور شوم، به آنها هم گفتم، به همه هم گفتم، هر كه با ما صحبت كرده، الان من را متهم مي‌كنند كه چون مثلاً در رقابت بودم، نه والله، به خدا دلم براي اين انقلاب مي‌سوزد. دلم براي آقاي احمدي‌نژاد والله مي‌سوزد. با آن شعارهايي كه ايشان آمدند، الان به اينجا ختم مي‌شويم، يك كسي مثل آقاي پورمحمدي را از وزارت كشور بردارند، يك كسي مثل آقاي كردان كه بايد امين مردم باشد، اگر واقعاً داراي يك شخصيت ذاتي باشد چطور به خودش اجازه مي‌دهد با يك‌چنين مدرك تحصيلي خودش را معرفي كند، با يك‌چنين مدرك تحصيلي حقوق چندين ساله خود را دريافت كند. برادران و خواهران مجلس! ما در مقابل خون شهداء، در مقابل خدا ما صاحبان امانتي هستيم كه مي‌خواهيم امانت را بدست امين بسپاريم، اگر يكمقدار كوتاهي كنيم شما بدانيد كه هيچكدام ما بعنوان جمع مسؤول در مقابل خدا پاسخي نخواهيم داشت.
والسلام عليكم و رحمه¬الله و بركاته
تعدادي از نمايندگان ـ احسنت.
مخالف بعدي برنامه و صلاحيت وزير پيشنهادي كشور زاکاني.
رئيس ـ آقاي زاكاني بفرماييد.
زاكاني...... گلايه نمي‌كنيم كه برخلاف آيين‌نامه چگونه عمل شد درواقع من مطالبي را كه آماده كرده بودم صرفنظر مي‌كنم ..... راجع به مدرك تحصيلي، جناب آقاي حسينيان بيان كردند اما جالب اينجاست كه بدانيد فوق‌ليسانس ايشان هم مبنا و پايه‌اي ندارد يعني توجه فقط به آن دكتراي افتخاري جلب نشود، اين فوق‌ليسانس هم هيچ مبنايي ندارد حتي شنبه كه من از ايشان مي‌پرسيدم چه موقع شروع كرديد و چه موقع تمام كرديد؟ درحقيقت در مدت زمان تحصيل خودشان هم ترديد داشتند و البته ذكر مي‌فرمودند كه اين مجموعه‌اي كه من درس خواندم، دانشگاه آزاد واحد جنوب و اين نكته‌اي را كه به آن درواقع علم‌آموزي پرداختم، وزارت علوم اساساً از بنيان قبول ندارد. اين نكته‌اي هم بود كه خود ايشان بيان مي‌كردند. لذا اولين نكته در اين مجموعه اين است كه متأسفانه فوق‌ليسانس ايشان هم پايه و مبنايي ندارد و هيچ كجا ارزشيابي نشده و اساساً قابل اعتنا نيست.
نكته دوم در همين سرفصل، هيأت علمي شدن ايشان است. از كارهاي بسيار بديع و نو، هيأت علمي شدن ايشان با داشتن يك فوق‌ديپلم است. در تاريخ 12/4/79 ايشان طي نامه‌اي، اين متن نامه ايشان است كه من خدمت شما مي‌خوانم، از آقاي جاسبي درخواست مي‌كند كه «بعلت داشتن دانشنامه دكتراي حقوق درخواست كردند كه جذب هيأت علمي شوند دستور و پاراف اين است كه بدون ارزشيابي فعلاً، قبل از ارزشيابي ايشان مشغول تدريس شوند، اينهم باز از آن كارهاي بسيار ويژه است. (7) ماه بعد از اين تاريخ كه ايشان مشغول شدند فقط با يك برگه فتوكپي دكتراي افتخاري در تاريخ 19/11 ايشان درخواست صدور حكم قطعي ـ رسمي كردند، اينهم از آن نكات بسيار جالب است. ، استاديار نيمه‌وقت قراردادي.
نكته دوم، درخواست ايشان براي «صدور حكم قطعي ـ رسمي بدون مصاحبه و ارزيابي علمي كه با اينهم متأسفانه موافقت شده است. علي‌رغم مخالفت درحقيقت دفتر استخدام هيأت علمي دانشگاه بخاطر نداشتن هيچيك از ضوابطي كه برخلاف تمام آيين‌نامه‌ها و مقررات نظام آموزشي ماست و حداقل چهار بخشنامه و الزام قانوني در خود دانشگاه آزاد براي جلوگيري از حضور جناب آقاي كردان در تصدي اين جايگاه است. متأسفانه در 17/11/79 معاونت آموزشي دانشگاه موافقت خود را اعلام كرده و ايشان درواقع حكم رسمي ـ قطعي گرفته است. سؤال اينجاست وقتي سال 82 بازرسي كل كشور اين امر را تخلف ديده و به دانشگاه رسماً اعلام كرده و سال 83 چهار نوبت نامه‌نگاري كرده و تخلف خود را ذكر كرده، گفته اين تخلف ايشان را بعنوان هيأت علمي گرفتيد، دانشگاه به يك نوعي در پاسخ به بازرسي در تاريخ 18/5/83 نامه‌اي را زده و همانجا اعلام كرده كه آقاي كردان به ما گفته‌ بودند كه ادعاي مدرك دكتراي علمي داشتند، اينرا هنوز براي ما نياوردند. اين مربوط به سال 83 است، جذب ايشان سال 79 است. (4) سال هنوز ايشان با همان ادعا درواقع به جوانان اين مملكت و بر كرسي تدريس تكيه زده بوده و به جوانان آموزش حقوق مي‌دادند، چيزي كه به هيچ نوعي هيچ نسبيتي با آن نداشته، بخاطر اينكه درواقع آن دكتراي افتخاري ايشان هم بخاطر يك رساله تربيتي بوده، اگر هم درست باشد!
ديروز همين امر از ايشان سؤال شد كه چطور رساله شما تربيتي است درحاليكه دكتراي حقوق دريافت كرديد؟ ايشان در همين كميسيون اصل (90) فرمودند كه درخواست ما دكتراي حقوق بود، علي‌الظاهر دانشگاه آكسفورد اينطور است كه هركس هر چيز به آنجا بدهد، هر درخواستي را داشته باشد درواقع برآورده مي‌كند، اين نكته اول. در مورد همين نكته موارد متعدد ديگري هم هست كه من اصلاً‌ ورود پيدا نمي‌كنم چون فرصتي ندارم.
نكته دوم، در موضوع تلخ مطرح شده‌اي است كه در اين ايام مطرح شد و بنده بخاطر قداست صحن و فضاي عمومي كشور بهيچوجه راجع به آن صحبت نمي‌كنم. اي كاش جلسه غيرعلني بود، چون ما در مقام انتخاب هستيم، ما در اين كشور مسؤول هستيم، از بعضي دوستان تعجب مي‌كنم كه چه بياني دارند، علي‌الظاهر يادشان رفته كه همه نسبت به اين انقلاب و جهتگيريهاي آن مسؤول هستند، نسبت به نحوه خدمتگزاري مسؤول هستند، نسبت به نحوه انتخاب مسؤولين، مسؤول هستند واقعاً من تعجب مي‌كنم. خوب، فرصت نيست، دو، سه نكته را در اين خصوص من عرض مي‌كنم:
نكته اول اين است كه در همين هفته وقتي اين پرونده مطرح شد ايشان نكته‌اي را شنبه به ما گفت، كاري ندارم كه اين چه بود، ديروز در جلسه شش نفره گفت كه اشتباه كردم، نادرست گفتم يعني كسي كه مي‌خواهد تصدي اين مسؤوليت را بعهده بگيرد ظرف چهار روز از يك نكته عدول مي‌كند و برمي‌گردد حرف خلاف واقعي را به يك جمعي مي‌زند كه مي‌خواهند در مقام انتخاب بر‌بيايند. ديروز در جلسه‌اي كه در كميسيون اصل (90) برگزار شد، شش نفر از دوستان بودند، حضرت آيت‌الله فاكر تشريف داشتند، جناب حاج آقا حسينيان بودند، جناب آقاي نكونام بودند، جناب آقاي توكلي بودند، جناب آقاي فدايي بودند، بنده هم بودم، خدمت ايشان ما دو ساعت صحبت كرديم، در اين دو ساعتي كه صحبت شد البته ايشان اول زير بار نمي‌رفت و پراكنده‌گويي مي‌كرد، با اسناد كه مواجه شد قبول كرد، يك بخشي از كار را قبول كرد و مي‌گفت به من تهمت زدند، من حال چه و چه، كه حالا نمي‌خواهم به آن ورود پيدا كنم. بهرحال سه نفر از اين جمع شش نفره، قضات پاكدامني هستند كه همه شما اين آقايان را مي‌شناسيد، اهل اجتهاد هستند، اينها براي شما ثقه نيستند؟ اينها بعد از اين جلسه بالاتفاق گفتند كه ايشان صلاحيت ندارد و به صلاح كشور نيست كه ايشان مسؤول شود و براي رياست محترم قوه مجريه، شفاهاً هم خدمت خود رياست محترم قوه مقننه رسيديم و بيان كردند. عرض من اينجاست، فرصت نيست و صلاح نيست به اين نكته پرداخته شود اما دوستان! ما مسؤول هستيم.
نكته آخر عرضم نگاهي است كه ايشان نسبت به آراء مردم دارند. يكي از امام جمعه‌هاي محترم بيان مي‌كرد كه خود ايشان براي ما ذكر كرد كه درواقع نظام، نظام ولايي است و رأي‌گيري و انتخابات موضوعيت ندارد. (رئيس ـ وقت شما تمام ) چشم، نكته سوم را مي‌خواستم باز كنم يك مصداق هم از زمان فرمانداري آن بگويم و درخواستهاي نادرستي كه از بخشدارهاي ديگر و فرماندارها داشته كه آنرا نمي‌گويم، نكته آخر اين است.
. دغدغه اين واقعاً دارد ما را مي‌كشد كه يك جهتگيري در كشور دارد حاكم مي‌شود كه كاملاً برخلاف جهتگيريها و اصول و ارزشهايي است كه درحقيقت دوستان اصولگرا نسبت به آن دغدغه داشتند و مردم هم براساس آن اصول و ارزشها به اصولگرايان اقبال كردند، تشكر مي‌كنيم.
رئيس ـ. موافق ر ا دعوت بفرماييد
. علاءالدين بروجردي .................. آقاي كردان كه بنده از نزديك ايشان را مي‌شناسم فرد متديني است. براي شما خيلي جالب است چون خانم بنده چادري است، روبند نمي‌زند و كم هستند كساني‌كه اينگونه باشند، ايشان در يك چنين تقيدي زندگي مي‌كند، پسر ايشان كه همسايه ما هم هستند نماز صبح را غير از مسجد نمي‌خواند، فردي كه خداي ناكرده منحرف است و دچار مشكل، نمي‌تواند چنين خانواده‌اي و چنين فرزنداني را تحويل جامعه دهد، قضاوت همه‌جانبه كنيم. كسي كه معاون اداري ـ مالي سازمان صدا و سيماست كه جناب آقاي لاريجاني سالها مسؤوليت تصدي آنرا عهده‌دار بودند، با اين شركتهاي متعدد مي‌تواند ميلياردي ثروتمند شود بدون اينكه كسي متوجه شود........
بنابراين همه اين شواهد نشان مي‌دهد كه بايد دقيق قضاوت كنيم بويژه مسائلي كه مربوط به (30) سال قبل است. (30) سال زمان كافي است براي آنكه يك فرد آماده انحراف خود را نشان دهد، علما بهتر از ما مي‌دانند و ما در مكتب آنها آموخته‌ايم كه اگر موضوعي را آمدند، همان داستاني كه حضرت علي (عليه السلام) از ايشان نقل مي‌كنند كه سه نفر آمدند و نكته اينگونه‌اي را گفتند، ايشان فرمودند شاهد چهارم، گفتند نيست، گفتند بخوابانيد شلاق را فعلاً‌ بزنيد، بنابراين نسبت به اينگونه مسائل آنهم در آن زمان، آنهم در اين فرصت كوتاه بنظر مي‌رسد كه....... در مورد مدرك تحصيلي , دانشگاه آزاد خطا كرده است. خوب، دانشگاه آزاد اين مدرك فوق‌ليسانس را داده، امضاء كردند. اگر هر چه را كه نمي‌پسنديم بگوييم خطاست بنظر مي‌رسد كه اشكال اساسي است .....
رئيس ـ تشكر مي‌كنيم، آقاي كوهكن بفرماييد.
محسن كوهكن‌ريزي.................... حرف جناب آقاي شاهرخي رئيس كميسيون قضايي مجلس حجت است. ايشان به اتفاق جناب آقاي محمدي (سلسله و دلفان) كه معروف هستند به هر جهت همه دوستان مي‌شناسيد صف اول نماز جماعت ذكر صلوات كامل ايشان را مي‌شناسيد چندين دوره در مجلس من سه، چهار خط مطلب اين دو برادر را كه مربوط به امروز نمي‌شود مربوط به همان سالهايي مي‌شود كه عزيزان اين مطالب را مطرح مي‌كنند، مي‌خوانم.
اينجانبان علي شاهرخي نماينده كوهدشت و محمد محمدي نماينده سلسله و دلفان گواهي مي‌دهيم كه در مدت همكاري با آقاي كردان در دادسرا و دادگاههاي انقلاب اسلامي مازندران (اين مربوط به 20 سال پيش است مربوط به زماني‌كه عزيزان در آنجا مسؤول بودند) جز تقوا، صحت عمل، سلامت نفس، خوشنامي و برخورد قاطع با گروههاي ضدانقلاب و ملحد و محارب چيز ديگري از معظم‌له نديديم و مسائل انتصابي اعم از مسائل اخلاقي و غيره را كذب محض مي‌دانيم.
.......................
آخر اين صحيح نيست كه يك برادر بزرگوار روحاني كه من تشكر مي‌كنم از ايشان كه يك حرفي را وقتي مي‌شنود صاف مي‌آيد از همين امروز در جلسه از ايشان سؤال مي‌كند اين درست است كه بگوييم منزلي كه داماد ايشان در آنجا بوده بعد آنجا را عشرتكده كردند.......
عزيزان! آيا منطقي بنظر مي‌رسد كه آقاي رئيس‌جمهور وقتي افرادي را مي‌خواهد معرفي كند حداقل اقل از وزارتخانه‌اي كه يك روحاني وارسته و پاكدامن در رأس آن قرار گرفته (وزارت اطلاعات) يك سؤال نكند؟ آقاي دكتر احمدي‌نژاد را در اين سوابق مدتي كه سؤال داريم كه هيچگونه رودربايستي با هيچ همكاري نداشته كه بسياري از همين جابجايي‌ها ناشي از همين بوده بيايد سؤال كند و بعد اين مطالب را وزارت اطلاعات تأييد كند و مجدداً ايشان را معرفي كند. همين سؤال در ذهن ما باشد. (قرباني ـ آقاي كوهكن! 30 ثانيه وقت داريد) من به ذهنم مي‌رسد آن مطالبي را كه از زمان معرفي ايشان ديدم اساساً من فرد خاصي را نمي‌خواهم متهم كنم، همه عزيزاني كه بعنوان مخالف صحبت كردند مبرا از اين مسأله هستند به تك‌تك آنها من ارادت دارم اما يك چيز سازمان يافته‌اي را... بهر جهت من آدم بي‌تجربه‌اي نيستم چندين دوره است در مجلس هستم يك چيز سازمان يافته‌ اي را ديدم. بنده به شما عرض كنم برادر عزيزي كه اشاره كردند من خدمت شما بگويم اشاره كردند به مدرك تحصيلي. آقاي بروجردي فوق‌ليسانس را گفتند يك موقع است ما مي‌گوييم مدرك فوق‌ليسانس ندارد اين مدرك را جعل كرده اگر اينطوراست بفرماييد، قابل قبول. اما مي‌گوييم واحدي كه مدرك را صادر كرده اين ارزيابي نشده. آيا مسؤوليت اين با دانشجويي است كه مدرك را گرفته؟ او در اين كشور زير اين آسمان هر دانشگاهي كه او را بپذيرد و درس بخواند به او مدرك بدهد اين مدرك، مدركي كه حاكميت صادر مي‌كند براي شخص معتبر است. خارج آنرا مي‌گويند. عرض آخرم اين است اين كپي آن مدركي است كه دانشگاه آكسفورد فرستاده.........

رئيس ـ ... بحث را ادامه بدهيم، آقاي كردان بفرماييد.
علي كردان (وزير پيشنهادي وزارت كشور)................. آن چيزي كه من در وزارت كشور فكر مي‌كنم خلق فرصتهاي سازنده از چالشهاي آينده در جهت پيوستگي مردم با نظام است.................. سمت و سوي آنرا عرض مي‌كنم.
ايجاد اقتدار ملي از طريق وفاق ايرانيان با تكيه بر مردم‌سالاري ديني و حفظ كيان ايران اسلامي، پيشرفت و آباداني مبتني بر عدالت و تحرك اجتماعي، شادابي ملي با امنيت نرم و نظم عمومي و تلاش مستمر براي حداكثر سازي منافع ملي كشور. ................ اما با خودم فكر مي‌كردم چرا در اعوان انقلاب (وزير محترم اطلاعات اينجا تشريف دارند) بيش از (44) مورد يا مورد ترور واقع شدم يا مورد تخريب. يك نمونه آنرا جناب آقاي محسني نماينده محترم مشهد، در آمل با هم بوديم در داخل اتومبيلي با هم بوديم ايشان ناظرند آن منافقي كه بنا داشت هر دو ما را من همان روز سخنران نماز جمعه محمودآباد بودم از آن ترور جستيم. چرا در ايامي كه به عمليات به جبهه‌ها مي‌رفتم خداوند توفيق شهادت را عنايت نكرد؟ لطف خدا را امروز احساس كردم
كه خداي بزرگ كريمانه. شايد خدا مي‌خواست كه من امروز اينجا در جمع شما حضور...........
در زمينه مدارك تحصيلي فرمودند من حتماً كپي دكترايم را تقديم مي‌كردم اگر مي‌دانستم كه دوستان راجع به فوق‌ليسانس هم مسأله‌اي دارند آنرا هم به هيأت‌رئيسه تقديم خواهم كرد و راجع به مسائل ديگري كه گفتگو خواهم كرد جناب آقاي بروجردي به من فرمودند من حتي مزاحم وزير محترم اطلاعات هم نشدم. جناب آقاي بروجردي به من فرمودند كه من از وزير محترم اطلاعات سؤال كردم آيا فلاني چيزي نزد شما دارد؟ جناب وزير اطلاعات به ايشان فرمودند خير...................
يا جناب آقاي كردان، (30) سال در خدمت انقلاب، همه‌ آن هم در مسؤوليتهاي مهم و بعضاً حساس...................
معناي اين حرفها اين نيست كه لزوماً انتخاب من بهترين انتخاب داخل كشور است، ‌خير، شما مي‌دانيد بالاخره رئيس‌جمهور بايد يك مسيري را طي كند و به يك فردي برسد. اينطور نيست كه ما يك انبار چندهزار نفره داشته باشيم كه همينطوري دست بياندازيم كساني را بياوريم كه واجد شرايط باشند. با كلي دقت، پيگيري، مشورت، ملاحظه مسايل كشور، الزامات كار، بالاخره به يكي، دو نفر مي رسيم. بايد كلي هماهنگيها انجام بدهيم،............... كسي بيايد يك روز را در زندگي آقاي كردان بگويد كه ايشان در جبهه مقابل يا در كنار منحرفين ايستاده است و يك روز را بگويند كه سينه‌ به سينه منحرفين نه ايستاده است....... يكي از دوستان آمد به من گفت: گفتند بعضي از عزيزان نمي‌دانم از كدام منبع نقل كرده‌ا‌ند كه وقتي با آقا مطرح شده، احمدي‌نژاد اصرار كردند، بالاخره آقا فرمودند نه من مخالفتي ندارم. اصلاً رابطه ما با رهبري اينطوري است؟ رابطه اين دولت با رهبري اينطوري تنظيم شده؟ اصلاً براي ايشان دو دقيقه هم طول نكشيد. من وقتي گفتم آقا اين سير طي شده، فلان دوست، فلان برادر، فلان برادر، الان به اين رسيديم. ما توسط دوستان متعدد يك استمزاجي از مجلس محترم كرديم، گفتند برادر عزيز و بسيار خوبمان آقاي صمصامي و برادر بسيار خوبمان آقاي سيدمهدي لب‌مرزي هستند ممكن است رأي لازم را كسب نكنند. خود آقاي سيدمهدي آمد به من گفت فلاني! ما هم ارزيابي كرديم، لب مرزي است، شما اين خطر را نكن، برو روي فرد ديگري بررسي بكن. عرض من خدمت آقا يك دقيقه هم نشد، سير را گفتم. ايشان يك سؤال فرمودند كه شما چقدرآقاي كردان را مي‌شناسي؟ من گفتم اينطوري مي‌شناسم، ويژگيها، سوابق و از اين افراد هم راجع به ايشان سؤال كردم. ايشان فرمودند بسيارخوب، برويد تلاش كنيد كه ايشان رأي بياورد. بالاخره ما نبايد بياييم اينجا يك حرفي را نقل كنيم آن هم از بالاترين جايگاه نظام كه همه پيكره نظام و ملت متصل به آنجاست





[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration