The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

همسوئي با هم در زمينه هائي ، آري همه با هم ، خير

اکرمی رضا

باز هم نکاتي پيرامون « فراخوان ملي برگزاري رفراندوم»



21/12/2004



قبل از هر چيز بد نيست به اين نکته اشاره نمود که ، در رشد امروز جامعه بشري ، جامعه دمکرات به اجتماعي اطلاق مي شود که از جمله در آن ، چند صدائي جا افتاده و به رسميت شناخته شده است ، و قانون ، مناسبات اين صداهاي گوناگون را که بازتاب گرايشات و تعلقات مختلف طبقاتي ، سياسي ، فرهنگي ، ملي ،قومي و حتي آداب ورسوم و سنتهاي تاريخي مي باشند را تنظيم مي نمايد و حکومت کننده و حکومت شونده به اجراي آن متعهد مي گردند .

اگر اين چند صدائي ،خود يکي از عناصر پر اهميت دمکراسي مي باشد ،بايد گفت که جامعه کنوني ايران بسيار با آن فاصله دارد .

ما ايرانيان به جز در مقاطع کوتاهي از حيات خود که توانسته ايم شاهد صداهاي مختلف باشيم وآنهم بدون آنکه به توانيم از ثمرات آن بهره مند گرديم ، عموما در سياه يا سفيد زيسته ايم . به دلايل و زمينه هاي آن در اين جا کار نداريم .اما همين قدرمي توان گفت که چنين رفتارسياسي- اجتماعي و فرهنگي ايي، صرفا به حکومت گران خلاصه نمي شود ،بلکه گريبان گير تمامي ماست.

بي جهت نيست که با هر خيزش ، جنبش و حتي نيمه جنبشي ، گروههائي از ما حبل المتين خود را يافته اند و تلاش کرده اند خود را به گوشه اي از آن آويزان نمايند . و گروهي ديگر هزار آسمان و ريسمان بافته اند تا خود را در قطب مقابل قرار دهند و براي محق نشان دادن خود از هيچ تلاشي فروگذار نکرده اند.

يکي از نمود هاي بارز چنين روش و منشي را اين روزها ، بدنبال انتشار « فراخوان ملي برگزاري رفراندوم » شاهديم.

بررسي صدها مقاله ، مصاحبه و تحليل و ارزيابي پيرامون موضوع ياد شده که اين روزها منعکس شده است نه کار ساده ايست و نه ضروري، اما در يک نظر کلي ،به روشني مي توان همين صفبندي هميشگي سياه و سفيد را مشاهده کرد. يا بايد«همه با هم» و در صفي واحد، قطار شد . تا امضاء کننده ، حامي و پشتيبان فراخوان دهندگان شوي ، تا « بهانه جويت» لقب ندهند . يا به شعاري که حتي خود ،تا ديروز از آن دفاع کرده اي ، بدون آنکه توضيح قانع کننده اي مبني بر تغيير شرايط سياسي مترتب بر آن داشته باشي ، پشت کني ، تا از قافله منتقد ين «طرح فراخوان » عقب نماني.



درحمايت از شعار رفراندوم



انتخابات هفتمين دور مجلس شوراي اسلامي نقطه پاياني گذاشت بر دوره اي از حيات سياسي دهه اخير. دوره اي که انتظار تحولاتي اصلاح طلبانه در درون رژيم ، براي بخشي از جريانات فعال در عرصه سياسي و فرهنگي ايران و شانسي جهت ارتقاء سطح مطالبه و مبارزه و سازمانيابي مردم براي بخشي ديگر از همين فعالين شناخته مي شد.

اگر از پاره اي تحولات اجتماعي – سياسي و جنبش هاي پراکنده مردم که عمدتا وجه اقتصادي و معيشيتي آنها برجسته بوده است و همچنين مقاومت فعالين سياسي،مطبوعاتي و دانشگاهي بگذريم ، مشخصه برجسته يک سال گذشته، سرخوردگي ، انتظار و بلا تکليفي و چشم اميد بستن به ناجي ايي از غيب بوده است . و بي ترديد جامعه اي با اين مختصات مي تواند آبستن حوادثي باشد که سمت و سوي آن از امروز بر هيچکس روشن نيست . و البته پيش بيني اينکه روند تحولات مي تواند در جهاتي کاملا متضاد نيز سير کند چندان دشوار نيست .

انتشار« فراخوان ملي برگزاري رفراندوم » را من قبل از هر چيز تلاش بخشي از همين فعالين سياسي و فرهنگي پيش گفته ميدانم به يافتن راهي به برون رفت از اين صحنه پات.

براي نيروئي که از همان روزهاي پس از انقلاب ۵۷ به سرنگوني رژيم انديشيده است و عليرغم جان فشانيهاي فردي يا گروهي ، به پيچيدگيهاي ورود مردم در چنين کارزار بزرگي به اندازه کافي فکر نکرده است شايد اين گفته منتشر کنندگان فراخوان که : «تجربه هشت سال گذشته نشان مِيدهد که با وجود قانون اساسِي و ساختار کنونِي، امکان اصلاح کشور در هِيچ جهتِي متصور نِيست.»چندان ارزشي نداشته باشد ، اما پي گيري از نزديک حوادثي که در ايران مي گذرد هر گاه با اين دل نگراني نيز همراه شود که هر گونه تلاشي به منظور سرنگوني، مي بايست ، اولا ؛ بر واقعيت اجتماعي –سياسي امروز ايران ،جهان و منطقه استوار باشد و ثانيا ؛ آنچه سالهاست براي مردم مورد سئوال است نه اصل ضرورت بر کناري اين رژيم ، بلکه توان ، شيوه و از همه مهمتر چشم انداز فرداي چنين واژگوني ايست ، اين را ه حل را با مسئوليت بيشتري مورد توجه قرار مي دهد و سعي مي کند که به سهم خود جوانب واقعي تحقق آنرا جستجو نمايد.

و گرنه به تمسخر گرفتن اصل طرح ، قلم سرخ کشيدن روي آن ، به اعتبار حضور و پشتيباني اين يا آن فرد «بد نام » و يا حتي امضاء کور کورانه آن به اعتبار تأئيد فلان فرد « صاحب نام » و.... کار ساده ايست.

در اوضاع مشخص امروز کشورما، که به برخي از جوانب آنرا پيشتر اشاره شد ، براي نيروئي که مي خواهد در تحولات سياسي نقش داشته باشد عملا سه راحل وجود دارد.

1- به تکرار صرف شعار سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي بسنده کند ، بدون اينکه به جوانب عملي آن پاسخ دهد.

2- بر تجربه 7 هفت سال بي حاصلي «اصلاح رژيم » از درون چشم به پوشد ، و عليرغم رويگرداني اکثريت مردم از « صندوقهاي رأي» ، همچنان در خيال حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان، خواب «انتخابات آزاد» را ببيند .

3- يا اينکه در جستجوي راهي باشد که ضمن هدف قرار دادن تغيير اساسي در ساختار سياسي کشور ،اشکالي از مبارزه را در پيش بگيرد که از منظر حقوقي ، سياسي و حمايت داخلي و افکار عمومي بين المللي و بالاخره سطح مبارزه و روانشناسي مردم بيشتر به واقعيت نزديک باشد.

به اعتقاد من طرح شعار رفراندوم ،آغاز مناسبي خواهد بود براي ايجاد جنبشي به همين نام و همين منظور.

مي دانيم که از زمان انتشار «فراخوان ملي» تا کنون ،صرفا از منظر خود اين شعار - ونه ترکيب نيروهاي شرکت کننده در آن که بحثي است مجزاء و من به نوبه خود بدان خواهم رسيد - سئوالات متعددي از زواياي گوناگون مطرح شده اند. گروهي آنرا تخيلي دانسته اند ، دسته اي مربوط به ديروز ، و عقب نسبت به سطح مبارزه مردم . ديگراني اين سئوال را پيش کشيده اند که آيا اين مطالبه ايست از رژيم و يا اقداميست مربوط به فرداي سرنگوني و بسيار سئوالهاي ديگر از اين دست . آنهم براي موضوعي که به قول معروف نه هنوز به بار است و نه به دار . و جالب اين است که خود بايد بدانند که نه کسي مي تواند از امروز تمامي جوانب آنرا روشن کند و نه به فرض که به مواردي ار آن پاسخ گويد به خودي خود مشکلي را حل مي کند.

به نظر من در مرحله کنوني آنچه تعيين کننده است نه پاسخ دادن به سئولاتي از اين دست ، بلکه تعيين پرنسيپها و سمت و سوئيست که اين حرکت مي تواند به خود بگيرد.

براي يک نيروي آزاديخواه و طالب استقلال کشور و مخالف استبداد و خودکامگي از هم اکنون بسيار اهميت خواهد داشت که بداند .

الف : طرح رفراندومي مي تواند در اين مرحله راهگشا باشد که تغيير بنيادي ساختارسياسي و نه جا به جائي در کادر نظام موجود را در مرکز توجه خود قرار دهد.

ب : تحقق آنرا در گرو حمايت گسترده مردم بشناسد . به اشکال مختلف در جهت بسيج و سازماندهي توده اي اقدام نمايد.

ج : عميقا به حق حاکميت مردم باور داشته باشد . دخالت خارجي را در امور خود مردود بشمارد . و البته در جهت بسيج افکار عمومي و راه هاي قانوني حمايت هاي بين المللي بکوشد.

به همان اندازه که پاسخ به سئوالهاي اوليه در مرحله کنوني ،غيرعملي ، و حتي غيرلازم به نظر مي رسد، بر عکس مبنا قرار دادن اين چند بند، براي تعيين متحدين به الفعل و به القوه چنين جنبشي ممکن و حياتي است.



در دفاع از جمهوري



و اما يک لحظه تصور کنيم امروز ما در آستانه انتخابات مجلس مؤ سسان قرار داريم . لابد مردمي که قرار است نمايندگان چنين مجلسي را بر گزينند، اگر قرار نباشد تجربه مجلس خبرگان ديگري را تکرار کنند از احزاب و يا کانديدا هاي حاضر در چنين صحنه اي سئوال خواهند کرد ، عمده ترين اصولي که قرار است قانون اساسي ما بر آن استوار شود چيست ؟ آيا پاسخ چنين سئوالي را بايد به آنروز سپرد ؟ آيا اگر اذهان مردم نسبت به چنين موضوعي جلب نشود ، مي توان انتظار داشت که در آن شرايط مفروض، انتخاب صحيحي داشته باشند؟

مي دانيم که طرح «فراخوان ملي » تنها يک پاسخ دارد . بدين صورت : « ما امضاء کنندگان اين فراخوان خواهان برگزاري يک همه پرسي با نظارت نهادهاي بين المللي براي تشکيل مجلس موسسان به منظور تدوين پيش نويس يک قانون اساسي نوين ، مبتني بر اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي الحاقي آن ، با راي آزاد مردم هستيم » (تأکيد از من است) و به احتمال بسيار زياد در حال و هواي امروز ايران و جهان ، حتي در حرف هم شده ، اين هدف را مي توان در سخنان حاميان سرسخت سلطنت – ونه صرفا جناح مشروطه طلب آن – تا برخي گرايشات دروني رژيم کنوني مشاهده کرد .که البته به خودي خود نه تنها هيچ عنصر منفي در آن نيست بلکه بايد از آن استقبال نمود . اما همانطور که مي دانيم رأي دهنده ايراني همچنان سرگردان خواهد ماند که تفاوت اينان در چيست و بنا به کدام دليل بايد اين حزب ،جريان ،گرايش و يا شخصيت سياسي ايي را بر ديگري ترجيح داد.

اين جاست که باز مشاهده مي کنيم ، گويا، ما هر گز بنا نداريم از تجارب گذشته درس بگيريم و براي يک بار هم شده به اين مفهوم «همه باهم » که چيزي جز همه با من نيست و اساسا با مفهوم دمکراسي بيگانه است، پشت نمائيم . و نقاط اشتراک و افتراق را در هر جا و هر زمان زير زره بين بگذاريم و جايگاه منافع عمومي و يا ملي را در کنار منافع مختلف اقشار و آحاد جامعه صورت قانوني به بخشيم.

هر گاه چنين نگرشي پايه کار قرار گيرد . يک نيروي سياسي به همان اندازه که مي تواند در تعقيب سياست و تاکتيک معيني همسو و حتي هم صدا با مخالفين و رقباي خود باشد، از ورود در هر گونه ائتلاف و شبه ائتلافي که بتواند . بر اين تفاوتها پرده ابهام بيفکند احتراز مي کند.

جمهوري ، دمکراسي ، تفکيک دين از دولت ، پلوراليسم ، رأي آزاد و همگاني ، تأمين برابري جنسيتي ، ملي ،قومي ،ديني و مذهبي و البته پذيرش اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقهاي ضميمه آن (که لزوما برخي اهداف پيش را شامل نمي شود ) اساس و راهنماي قانون اساسي ايي مي باشد که مي تواند از جانب يک نيروي جمهوري خواه دمکرات ولائيک مورد دفاع قرار گيرد و البته پاسخي دمکراتيک به حل بحران کنوني کشوري که قرنهاو سالها ، استبداد سلطنتي و ديني را تجربه کرده است .

براي تبديل شدن اين انديشه به نيرو و از همه مهمتر جلب پشتيباني ميليوني مردم ، ما نه تنها با حاکميتي مواجه ايم که هر گونه منفذي را جهت تماس فعالين اين جنبش با جامعه بسته است بلکه در صفوف اپوزيسيون رژيم نيز با مخالفين و رقباي سر سختي مواجه ايم.

در هم ريختن چنين صفوفي نه تنها از زاويه منافع اين فکر و جنبش زيانبار است بلکه در عمل به معني ناديده گرفتن جامعه چند صدائي و در نهايت باز گذاشتن دست ديکتاتورها در اعمال قدرت بلامنازع است.

دست به دست شدن قدرت در صحنه و يا پشت صحنه سياسي ايران بين شيخ و شاه از ريشه اي تاريخي بر خوردار است . ومي دانيم که دمکراتهاي ايراني نيز متأسفانه در تاريخ ، با نيات خير و با دادن قربانيهاي بي شمار ، در بسياري موارد سکوي پرش آنها شده اند.

جا دارد از اين گذشته درس گرفت . و براي يک بار هم شده استقلال سياسي ، اجتماعي وفکري خود را پاس داريم . و شجاعانه در صحنه سياست و تدبير نيز ابتکار عمل خود را داشته باشيم.

مي توان ضمن اينکه در مبارزه به منظورتشکيل مجلس مؤسسان و تدوين قانون اساسي نوين حضور فعال داشت . از ابهام آفريني و در هم ريختن صفوف آزاديخواهان و سرکوب گران آزادي جلو گيري کرد.

تأثير بالفعل امضاهاي مشترک جمهوريخواهان با طرفداران سلطنت ، مشروعيت بخشيدن به نيروئيست که خود از جمله مسببين سيه روزي مردم ماست . و بدون شک برنده اصلي تا به امروز اين اقدام.

طرفداران جمهوري بايد از هم اکنون نه تنها از ضرورت کنار گذاشتن قانون اساسي جمهوري اسلامي حمايت نمايند . بلکه ضمن قائل شدن حق همه نيروهاي سياسي – اجتماعي در روند تدوين قانون اساسي جديد . قاطعانه با هر گونه حکومت ديني ،عقيدتي و موروثي مخالفت نمايند و اين با سازمان دادن صف و مبارزه مستقل ، موازي و نه «متحد» حاصل مي شود.

سرنوشت ترکيب و تصميمات مجلس مؤ سسان نه در زمان تشکيل آن ، بلکه در روند حرکت نيروها از ديروز تا امروز و فرداست که تعيين مي شود.

لازم به گفتن نيست که جا باز کردن هر انديشه و يا پلاتفرم و برنامه اي درميان اقشار مختلف اجتماعي ، نه تنها با دفاع روشن و اثباتي خود متحقق مي شود ، بلکه با نقد نظرات مخالف و يا رقيب ، منفک و بر جسته مي گردد.

بنا بر اين تدوين متن فراخواني که بر پايه اهداف جمهوريخواهانه تدوين شده باشد نه موضوع فردا ، بلکه ضرورتيست که تأخير در آن جايز نيست.




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration