The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

برخورد نزديک از نوع سيُم؟

محمود بهنام

سي‌سال پس از استقرار رژيم جمهوري اسلامي در ايران، و با گذشت نزديک به سه دهه از ماجراي گروگانگيري در تهران و قطع مناسبات ديپلماتيک بين ايران و آمريکا، آيا امروز فرصت و امکان تازه‌اي براي مذاکره مستقيم و تجديد روابط ميان اين دو فراهم آمده است؟ در اين فاصله، ضمن آن که رجزخوانيهاي متقابل استمرار داشته، و شعار «مرگ بر آمريکا» همواره از جمله سياستهاي رسمي گردانندگان حکومت اسلامي بوده است، طرفين انواع برخوردها با يکديگر را نيز آزموده و يا از سر گذرانيده‌اند: از عمليات نظامي (ماجراي طبس، سرنگون کردن هواپيماي مسافربري) و تحريم اقتصادي و تجاري و فشارهاي سياسي تا تماسها و مذاکرات مخفيانه و غيرمستقيم (در مورد خريد اسلحه و آزاد کردن گروگانها، ايران‌گيت) و همکاريهاي موردي و مقطعي (افغانستان، عراق و ...). آيا اکنون وضعيت جديدي براي برخورد نزديک از نوع ديگر به وجود آمده است؟
تا جايي که به آمريکا مربوط مي‌شود، روي کار آمدن دولت باراک اوباما که برخورد به «مسئله ايران» را «مهمترين اولويت ديپلماسي» دولت خود برشمرده و براي «مذاکره مستقيم» با جمهوري اسلامي اعلام آمادگي کرده است، مسلماً شرايط تازه‌اي در مسير مناسبات فيمابين پديد آورده است. بهره‌گيري از اين شرايط، بي‌ترديد، به چگونگي واکنش رژيم حاکم بر ايران به پيشنهاد مذاکره مستقيم، و موضوع و مضمون اين مذاکرات بستگي دارد. لکن اين نيز آشکار است که، صرفنظر از تغيير پاره‌اي از مباني و روشهاي سياست خارجي دولت اوباما نسبت به سلف خود، و به ويژه تأکيد دولت جديد بر چند جانبه گرايي در روابط و مسائل بين‌المللي، برخي واقعيات و معضلات موجود نيز بر اولويت مسئله ايران براي هيأت حاکمه آمريکا، گواهي مي‌دهند و لزوم برخورد عاجل آن را مطرح مي‌کنند.
پيش از هرچيز، بحران اتمي ايران است که در اثر ماجراجوييهاي جمهوري اسلامي به بحراني بين‌المللي تبديل شده است. از يکسو اين رژيم، به رغم قطعنامه‌هاي «شوراي امنيت» و مجازاتها بين‌المللي، بر ادامه برنامه‌هاي هسته‌اي خود اصرار مي‌ورزد و، از سوي ديگر، مرتباً گزارشهايي دال بر دستيابي رژيم به سلاح اتمي در يک يا چند سال آينده، به وسيله نهادهاي پژوهشي و اطلاعاتي گوناگون، و خصوصاً توسط دولت اسرائيل، منتشر مي‌گردد که بر نگرانيهاي جامعه جهاني در مورد مقاصد جمهوري اسلامي و خطر گسترش تسليحات اتمي دامن مي‌زند. در چنين شرايطي است که نه تنها آمريکا بلکه مثلاً رئيس جمهوري فرانسه نيز، سال جاري ميلادي را «سال تعيين سرنوشت مسئله ايران» مي‌خواند. در همين حال، دولت جديد آمريکا قصد دارد که بخش عمده‌اي از نيروهاي نظامي خود را، تا دو سال ديگر، از عراق بيرون برده و، متقابلاً، نيروهاي بيشتري به خاک افغانستان اعزام دارد. بدين منظور، دولت آمريکا مسلماً در پي آنست که، اگر نه همکاري، دستکم «بي‌طرفي» جمهوري اسلامي را نسبت به اين جا به ‌جاييها در غرب و شرق ايران جلب نمايد. علاوه بر اينها، فشارهاي همسايگان ايران و ديگر دولتهاي وابسته منطقه خاورميانه، که از سياستهاي ماجراجويانه و دخالتگرانه رژيم اسلامي هراسان و نگرانند، به دولت آمريکا روز افزون است تا آن را به اتخاذ تدابير عاجل در برابر حکومت ايران برانگيزانند. چنان که شيخ ‌نشينهاي جنوب خليج فارس نيز اخيراً به برخورد فعال به پرونده اتمي ايران روي آورده‌اند که همچنان در سطح «شوراي امنيت» و در مذاکرات دولتهاي (1+5) با جمهوري اسلامي، گشوده است.
مذاکره مستقيم
باراک اوباما، که در جريان مبارزات انتخاباتي خويش، در چارچوب «تغيير» سياست خارجي آمريکا، موضوع مذاکره مستقيم با کشورهايي مانند ايران را مطرح کرده بود (و به همين خاطر هم مورد انتقاد رقباي خود و از جمله هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه دولت جديد، قرار گرفته بود). در پي احراز منصب رياست جمهوري نيز اين پيشنهاد را رسماً اعلام داشته است. وي در مصاحبه‌اي با تلويزيون «العربيه»، در 27 ژانويه، پيرامون مسائل خاورميانه و جهان اسلام، با تأکيد بر «اولويت» موضوع ايران در ديپلماسي دولت خود، در پاسخ به سوالي درباره چگونگي برخورد آمريکا با ايران هسته‌اي، گفت : «ايران رويکردهايي را در پيش گرفته است که براي صلح و شکوفايي در منطقه سازنده نيست. تهديدهاي اين کشور عليه اسرائيل، ادامه برنامه ساخت تسليحات هسته‌اي که مي‌تواند ثبات منطقه را به خطر اندازد و به اين ترتيب احساس امنيت فردي در منطقه کاهش يابد و حمايت اين کشور از سازمانهاي تروريستي در گذشته، هيچ کدام از اين اقدامات کمک کننده نبوده‌اند» و افزود: «اگر کشورهايي مانند ايران مايل باشند، نخست مشتهاي گره کرده خود را کنار بگذارند، آن گاه دست دوستي ما را خواهند ديد که به سوي آنها دراز شده است». او، در ادامه صحبتهايش، خاطر نشان کرد که «بسيار مهم است ما اطمينان حاصل کنيم که تمامي ابزار قدرت ايالات متحده از جمله در زمينه ديپلماسي را در روابط خود با ايران به کار بگيريم».
اوباما، در کنفرانس مطبوعاتي خود، در 9 فوريه، باري ديگر بر تلاش براي پيشبرد اين سياست در مورد جمهوري اسلامي تأکيد کرد. وي با اظهار اميدواري نسبت به اين که «طي چند ماه آينده» در نتيجه تماسهاي فيمابين امکان «نشستن رو در روي دو طرف پشت ميز مذاکره» فراهم آيد، تصريح کرد: «هرچند که ما ديپلماسي مستقيم را در اين مورد در پيش مي‌گيريم ولي اهميت دارد که نگرانيهاي عميق موجود خود نسبت به ايران (درباره تأمين مالي سازمانهاي تروريستي، برنامه اتمي و يا اظهارات خصمانه عليه اسرائيل) را به طور روشن و مشخص مطرح کنيم» و در پايان نتيجه گرفت که «زمان آن فرا رسيده است که ايران نشانه‌هايي از اين که مي‌خواهد طور ديگري رفتار کند عرضه بدارد». جوزف بايدن، معاون اوباما نيز، در کنفرانس جهاني «امنيت» در مونيخ، ضمن اعلام آمادگي مذاکره با جمهوري اسلامي، پيشنهاد آمريکا را در اين باره به رژيم حاکم در «دو گزينه روشن» چنين خلاصه نمود: «يا ادامه خط مشي کنوني، که فشار و انزوا در پي خواهد داشت، يا کنار نهادن برنامه اتمي غيرقانوني و حمايت از تروريسم، که مشوقهاي مهمي به بار خواهد آورد». ديگر مسئولان دولت جديد آمريکا نيز سخنان مشابهي در مورد مذاکره مستقيم با ايران مطرح، و آن را به عنوان يکي از اجزاي ديپلماسي «هوشمندانه» و «پراگماتيک» اين دولت قلمداد کرده‌اند. سوزان رايس، نماينده اين دولت در سازمان ملل، ضمن فراخواندن حکومت ايران به اجراي قطعنامه‌هاي «شوراي امنيت» اعلام کرده که، همراه با مذاکره مستقيم، همکاري آمريکا با پنج دولت ديگر، در قالب مذاکرات (1+5) با جمهوري اسلامي، نيز استمرار خواهد يافت.
پيشنهاد مذاکره مستقيم با حکومت اسلامي در ايران، قبلاً نيز (از جمله از سوي کميسيون «بيکر») در هيات حاکمه آمريکا مطرح گشته ولي هيچگاه، به طور جدي و در سطوح بالا، عملي نشده بود. بنابراين، طرح و پيگيري جدي اين امر از طرف دولت اوباما تازگي دارد. اما چگونگي اين مذاکره، موعد و مضمون آن، در حال حاضر، چندان روشن نيست. در وهله نخست، اگرچه مسئولان دولت جديد بعضاً از گفتگوي مستقيم «بدون قيد و شرط» سخن گفته‌اند، ولي اظهارات برخي ديگر از آنان، نوعي «پيش شرط» براي آغاز مذاکره مستقيم را نيز مطرح مي‌نمايد. هم اکنون «تيم ويژه»اي درباره بررسي مسائل و جوانب گوناگون روابط آمريکا و ايران، در دستگاه ديپلماسي آن کشور تشکيل شده که در حال تدارک به اصطلاح «بسته سياست جديد» آمريکا در مورد ايران است و حتي صحبت از تعيين مذاکره کننده يا نماينده ويژه اوباما در امور ايران است. ولي موعد و يا «مهلت» مذاکره هنوز معلوم نيست و اين هم، البته، به پاسخ جمهوري اسلامي و همچنين به موعد برگزاري انتخابات آتي رياست جمهوري در ايران، خرداد سال آينده، پيوند مي‌يابد.
آنچه در اين ميان روشن است، اينست که مقامات دولت جديد آمريکا از مذاکره همراه با «قاطعيت»، و يا، به بيان ديگر، از تهديد توأم با تشويق، در جريان مذاکرات احتمالي، سخن مي‌گويند. خود اوباما، همان طور که در بالا اشاره شد، ضمن طرح ديپلماسي مستقيم، بر اهميت استفاده از «همه ابزار قدرت» آمريکا، تأکيد مي‌کند که، طبعاً، شامل قدرت نظامي برتر اين کشور نيز مي‌شود. وي که از همان ابتدا و همواره مخالف لشکرکشي آمريکا به عراق بوده است (و اين هم يکي از امتيازات وي نسبت به رقباي انتخاباتي‌اش محسوب مي‌شد) تصريح کرده است که او مخالف «هرگونه جنگ» نيست. شکست فضاحت بار آمريکا در عراق و ناکامي عيان آن در افغانستان و بازتاب اينها در افکار عمومي آمريکا و جهان، در حال حاضر امکان جنگ و لشکرکشي آمريکا در جايي ديگر را شديداً محدود کرده است. ولي گزينه احتمالي جنگ عليه ايران هنوز منتفي نشده است. چنانکه وزير دفاع آمريکا (که در دولت جديد هم ابقا شده) گفته است که «همه گزينه‌ها» در مورد ايران «روي ميز است».
جدا از موضوع بازگشت يا احياي موقعيت آمريکا در اقتصاد، منابع انرژي و بازار وسيع ايران، که مطمح نظر غالب مسئولان و انحصارات بزرگ آمريکايي بوده و هست، با بررسي مناسبات و منازعات فيمابين در دوره اخير و بر پايه گفته‌هاي مقامات دولت جديد، به نظر مي‌رسد که از ديدگاه آمريکاييها سه مسئله و يا خواست عمده در گفتگوي مستقيم با جمهوري اسلامي مطرح است: توقف برنامه‌هاي ساخت سلاح اتمي، توقف تهديدات عليه اسرائيل، و توقف حمايت از سازمانهاي تروريستي و همراهي، و يا عدم کارشکني، در مقاصد استراتژيک آمريکا در سطح منطقه. در اين ميان، مورد نخستين از اولويت بيشتري برخوردار است ضمن آن که، با توجه به نگرانيهاي واقعي موجود، بهتر مي‌تواند افکار عمومي بين‌المللي را بسيج نمايد. همه سران سابق و لاحق آمريکا بارها تأکيد کرده‌اند که حاضر به پذيرش يا تحمل ايران به عنوان يک «قدرت اتمي» نخواهند بود.
«اتحاديه اروپا» و، به درجات متفاوت، روسيه و چين نيز در نگراني آمريکاييها نسبت به تبديل شدن احتمالي جمهوري اسلامي به يک «قدرت اتمي» در اين منطقه حساس سهيمند، هرچند که در زمينه چگونگي برخورد به اين رژيم و ساير عرصه‌ها هم اختلافات و رقابتهايي با يکديگر دارند. اتحاديه اروپا، از پيشنهاد مذاکره مستقيم دولت اوباما با رژيم حاکم بر ايران استقبال کرده و آن را اقدامي «مثبت» در جهت صلح و ثبات در خاورميانه خوانده است و، در عين حال، بر موضع «قاطع» در قبال جمهوري اسلامي نيز تأکيد کرده است. دولت روسيه نيز ضمن استقبال از مذاکره مستقيم، اظهار اميدواري کرده است که اين امر به پيشرفت مذاکرات در چارچوب (1+5) هم کمک کند.
در مذاکرات تاکنوني دولتهاي ششگانه با رژيم اسلامي، ابتکار عمل غالباً در دست اتحاديه اروپا بوده است و، در نوعي از تقسيم کار دروني، نمايندگان اين اتحاديه بيشتر در نقش ارائه کننده «نان قندي»، آمريکا ايفاگر نقش «چماق»دار و روسيه و چين به عنوان «ميانجي» بوده‌اند. استمرار اين وضعيت مبهم و بلاتکليف، بيش از همه، به سود روسيه بوده است که، با خوردن هم از «آخور» و هم از «توبره»، بيشترين منافع اقتصادي و سياسي را به چنگ آورده است. اتحاديه اروپا نيز از آن بيمناک است که در صورت آغاز گفتگوهاي دوجانبه ميان آمريکا و ايران، نقش دولتهاي اروپايي در اين ميان تضعيف شود و در حالت توفيق احتمالي اين گفتگوها و بازگشت آمريکا به ايران نيز، بخشي از موقعيت و منافعشان نصيب متحد و رقيب قدرتمندشان بشود.

واکنش جمهوري اسلامي
پاسخهاي گردانندگان حکومتي به پيشنهاد مذاکره مستقيم دولت اوباما، تاکنون، دوپهلو و مبهم بوده است. و اين مسئله نه تنها برخاسته از تناقصهاي گريبانگير رژيم و دستجات دروني مختلف آن است، بلکه يکي از شگردهاي شناخته شده اين رژيم در برخورد به پاره‌اي مشکلات داخلي يا خارجي، به منظور وقت گذراني و يا گسترش حيطه مانور، محسوب مي‌شود.
در همين حال، بايد يادآور شد که موضوع مذاکره مستقيم با آمريکا يکي از «تابو»هاي رژيم اسلامي در سالهاي گذشته بوده و چه بسا عناصري از خود رژيم که به خاطر طرح اين پيشنهاد توبيخ و طرد شده‌اند و، سرانجام، تصميم‌گيري راجع به اين موضوع هم در اختيار خاص مشخص «رهبر» قرار گرفته است. با اين همه، خود سران رژيم هم، در دوره اخير، در پيشنهاد مذاکره مستقيم محرمانه با «شيطان بزرگ» پيشقدم بوده‌اند. در اواخر دوره رياست جمهوري خاتمي، با تأييد خامنه‌اي، طرح گفتگوهاي مخفيانه و مستقيم بين دو دولت، شامل همه موضوعات مورد منازعه، از برنامه اتمي و نقش منطقه‌اي جمهوري اسلامي گرفته تا مسائل عراق، لبنان و فلسطين، به قصد انجام يک «معامله بزرگ»، به دولت جرج بوش ارائه مي‌شود. در آن هنگام، با وجود توافق وزير خارجه وقت آمريکا، کالين پاول، با آغاز گفتگوي مستقيم با ايران، به دليل مخالفتهاي ديک چني، رامسفلد و ديگران، نهايتاً دولت آمريکا پاسخ رد به پيشنهاد جمهوري اسلامي مي‌دهد. همين جواب آمريکا نيز، به نوبه خود، در عرض اندام و قدرت‌گيري افزونتر گروه‌هاي افراطي درون رژيم و روي کار آوردن دار و دسته امنيتي- نظامي احمدي‌نژاد در مجلس و دولت، مؤثر واقع مي‌شود.
دستجات تندرو رژيم اسلامي، چه به دليل عقيدتي و چه با انگيزه‌هاي سودجويانه، مذاکره و، احياناً، مصالحه با آمريکا را سرآغاز «استحاله» جمهوري اسلامي و، بنابراين، از دست رفتن موقعيت و منافع خاص خويش دانسته و شديداً با آن مخالفند. حتي پيش از آغاز کار دولت اوباما، با بهره‌برداري خود غرضانه از فجايع رژيم اسرائيل در غزه، تظاهراتي در تهران سازمان داده مي‌شود که طي آن عناصر بسيجي و حزب‌اللهي حکومت عليه اوباما شعار مي‌دهند و پوسترهاي او را پاره مي‌کنند. حسين شريعتمداري، نماينده خامنه‌اي و گرداننده «کيهان»، با عناويني از اين قبيل که «ارزشها، اجازه سازش با آمريکا نمي‌دهند» و يا «رئيس جمهوري آمريکا کاره‌اي نيست»، مذاکره را رد مي‌کند.
موضع‌گيري احمدي نژاد هم در اين باره دوپهلو و متناقض بوده است. وي، يک روز بعد از مصاحبه اوباما، طي سخنراني خود در کرمانشاه، ضمن رجزخوانيهاي مرسوم، پيش‌شرطهاي دولت خود جهت مذاکره با آمريکا را، شامل ادامه برنامه‌هاي اتمي، عدم حمايت (آمريکا) از اسرائيل و ... اعلام کرده و گفت: «آنهايي که صحبت از تغيير مي‌کنند بايد اول از ملت ايران عذرخواهي کرده و براي جبران جناياتي که عليه جمهوري اسلامي مرتکب شده‌اند، تلاش کنند». احمدي نژاد که چند روز بعد از آن، در ديدار با سفير سويس در تهران، آمادگي دولت خود را براي «استقبال از تغييرات جديد در آمريکا» اظهار داشته بود، در سخنراني خويش در مراسم فرمايشي «22 بهمن» در تهران، با اعلام اين که «ملت ايران حاضر به گفتگوست وي در فضاي برابري طرفين و احترام متقابل»، تأکيد کرد که «تغييرات واقعي، بايستي بنيادي و نه تاکتيکي باشد».
اظهارات رئيس مجلس رژيم و سردسته يکي ديگر از جريانات حکومتي درباره مذاکره با آمريکا هم چندان روشن نيست. وي نيز که خواست «تغيير سياستهاي آمريکا» و «نگاه جديد» اين دولت در رابطه با جمهوري اسلامي را مطرح کرده است، با حضور در کنفرانس «امنيت» مونيخ، به عنوان فرستاده جمهوري اسلامي، ضمن تشريح مواضع رژيم در مورد دفاع از برنامه‌هاي هسته‌اي و حمايت آن از «حماس» و «حزب‌الله»، و ...، از «فراهم شدن زمينه بهبود روابط» ايران و آمريکا، و احتمال «ايجاد کنسرسيوم بين‌المللي تهيه سوخت اتمي» سخن گفت. سخنان لاريجاني، ضمن آن که نشاني از اختلاف نظر درون باندهاي حکومتي دارد، بيانگر اين نکته نيز هست که وي (همانند دوره‌اي که دبير «شوراي عالي امنيت» رژيم و مذاکره کننده اصلي آن با اتحاديه اروپا بود) مي‌کوشد چهره‌اي متفاوت و به اصطلاح «ملايم» از جمهوري اسلامي عرضه بدارد. موضعگيريهاي رسمي و علني وزارت خارجه رژيم در اين زمينه نيز تاکنون کمکي به روشن شدن موضوع نکرده است.
در همين حال سران ديگر جناحهاي حکومتي از رفسنجاني تا خاتمي و کروبي، به طور صريح يا ضمني، بدون شرط يا با «اما و اگر»، در مجموع از امکان مذاکره مستقيم با آمريکا استقبال کرده‌اند. روزنامه‌هاي اصلاح طلبان حکومتي نيز غالباً، در همين جهت موضع گرفته‌اند. چنان که مثلاً سرمقاله روزنامه «اعتماد»، بعد از شرحي مبسوط از تاريخچه روابط فيمابين و فشارهاي پيدا و پنهان آمريکا به جمهوري اسلامي، «ختم کلام» خود را چنين مي‌آورد که «اکنون شرايط براي يک اقدام بزرگ در هر دو سو آماده است، به شرط آنکه هيچ يک مشتي براي ديگري گره نکند و دو کشور متوجه منافع و موقعيت يکديگر باشند».
اگرچه هنوز موضع رسمي واحدي در پاسخ پيشنهاد دولت آمريکا اعلام نشده (و اين حالت ابهام مي‌تواند تا مدتي نيز استمرار يابد) لکن از مجموعه شواهد و قراين چنين استنباط مي‌شود که، در شرايط موجود، جمهوري اسلامي نمي‌تواند به راحتي پيشنهاد مذاکره را صراحتاً رد کند. هزينه‌هاي داخلي و بين‌المللي اين کار، براي خود رژِيم، بسيار افزونتر از فوايد آن خواهد بود، سرنوشت مردم و مصالح آينده آنها که اساساً در محاسبات اين حکوت جايي ندارد. بسياري از جريانات و عوامل درون رژيم، و نه صرفاً از کارگزاران يا اصلاح طلبان حکومتي بلکه از وابستگان خود جناح خامنه‌اي نيز، سخت نگران منافع و موقعيت ويژه‌شان در برابر مجازاتهاي بين‌المللي و تشديد احتمالي آنها هستند» به علاوه، همان طور که روند طولاني مذاکرات با اتحاديه اروپا و در چارچوب (1+5) نيز نشان داده است. در حالتي هم که اين رژيم تمايل واقعي براي گفتگو و حصول توافق ندارد مي‌تواند با شرکت در مذاکرات، ضمن تعقيب مقاصد و سياستهاي خويش، در جهت ايجاد اختلاف بين طرفهاي مقابل، کاهش فشارهاي خارجي و يا وقت گذراني و کسب مهلت بيشتر تلاش کند. از اين رو، پاسخ محتمل جمهوري اسلامي چنين خواهد بود که با پذيرش اصل مذاکره با آمريکا، بکوشد تا جايي که مي‌تواند آن را به مسير مورد نظر خود بکشاند.
نکته اساسي در رويکرد رژيم حاکم به مذاکره مورد بحث، اينست که بتواند به دوست و دشمن نشان بدهد که نه از سر ناچاري بلکه، برعکس از «موضع قدرت» است که وارد مذاکره مي‌شود. حکومت اسلامي، در برابر افکار عمومي در داخل و يا خطاب به طرفداران و جيره بگيرانش در کشورهاي منطقه، مي‌خواهد چنين وانمود کند که اين دولت آمريکا، «دشمن اصلي جمهوري اسلامي»، است که سرانجام ناگزير به درخواست مذاکره شده است، که اين نيز «پيروزي» ديگري براي اين نظام محسوب مي‌شود. چنين است که سردمداران حکومتي به رجزخواني در اين باره ادامه مي‌دهند و «شرط و شروط» تعيين مي‌کنند.
اما در شرايط ناباوري و رويگرداني گسترده مردم نسبت به حکومت، طبعاً ادعاها و شعارهاي تبليغاتي متداول آن کفايت نمي‌کند و، بنابراين، سازماندهي يک رشته اقدامات جهت قدرتنمايي هم ضرورت مي‌يابد. پرتاب موشک و ماهواره به فضا، در ايام اخير، از جمله اين اقدامات بوده است. هرچند که اينکار، براي نمايش «پيشرفتهاي فناوري» در جمهوري اسلامي، در «دهه فجر» ترتيب داده شده بود ولي، چنان که مشاهده شد، دستگاه‌هاي حکومتي از آن به عنوان نمايش ديگري از قدرت، در انظار داخلي و خارجي، بهره‌برداري کردند. در همين فاصله يک ماه گذشته، همراه با طرح و بحث موضوع مذاکره، ارگانهاي امنيتي رژيم از کشف دو شبکه «براندازي نرم» و «جاسوسي» خبر دادند و بگير و ببندها دامنه‌اي گسترده‌تر يافت. مفهوم اين اقدامات و پيام رژيم کاملاً روشن است: بي‌مذاکره يا با مذاکره، سهم و سرنوشت مردم چيزي جز خفقان وسرکوب نيست و کسي حق چون و چرا، انتقاد و اعتراض ندارد.
نکته مهم ديگر در رويکرد رژيم به اين مسئله، محرمانه بودن مذاکرات است. حکومت ملايان که همواره از شفافيت گريزان و علنيت هراسان بوده است، خصوصاً در زمينه گفتگوها و قراردادهاي خارجي مي‌کوشد که، حتي‌الامکان، اين مذاکرات و توافقهاي احتمالي، بده و بستانها و اخذ و اعطاي امتيازات، به صورت مخفيانه و دور از نگاه و داوري مردم ايران، و همچنين مردم کشورهاي همسايه، انجام بگيرد. در مورد مذاکره مستقيم با دولت آمريکا نيز به نظر نمي‌رسد که اين دولت پافشاري زيادي روي اعلام و انتشار همه موارد توافقات احتمالي داشته باشد. لکن با توجه به حساسيت زيادي که اين موضوع در سطح جهاني برانگيخته است، بعيد به نظر مي‌رسد که جريان مذاکرات و معاملات احتمالي دور از چشم و گوش رسانه‌هاي بين‌المللي باقي بماند.
اما مسائل و موضوعاتي که مي‌تواند از جانب جمهوري اسلامي درمذاکرات مستقيم با آمريکا مطرح شود، متعدد و گوناگون است: سران و مسئولان حکومتي بارها در مورد موضوعاتي مانند آزاد کردن داراييهاي بلوکه شده ايران (در پي ماجراي گروگانگيري)، برداشتن تحريمها و محدوديتهاي اقتصادي يک جانبه آمريکا، لغو ممنوعيت خريدهاي تسليحاتي، عدم حمايت از گروه‌ها و سازمانهاي اپوزيسيون ايراني، شناسايي جمهوري اسلامي به عنوان قدرت منطقه‌اي، و ...، به عنوان «پيش شرط» و يا مضمون مذاکرات فيمابين، صحبت کرده‌اند. رژيم حاکم، ترجيحاً، حل و فصل همه مسائل مورد اختلاف به صورت يکجا، يا همان «معامله بزرگ»، را دنبال مي‌کند. اين نيز روشن است که اين دو دولت، با وجود اختلافات فراوان، پاره‌اي مقاصد و منافع مشترک، بالفعل يا بالقوه، در عراق، افغانستان، جلب و ورود سرمايه‌گذاريهاي خارجي و ... دارند که مي‌توانند به حصول توافق و سازش کمک کنند. اما آنچه که مطمح نظر اساسي همه سردمداران حکومتي در مذاکره و مصالحه با آمريکا بوده و هست، همانا شناسايي رسميت و موجوديت جمهوري اسلامي، چنان که هست، از سوي دولت آمريکاست. سران رژيم از دولت آمريکا مي‌خواهند که سياست «تغيير رژيم» را يکباره کنار نهاده و امنيت آن را «تضمين» نمايد. آنان، به رغم همه رجزخوانيهايشان، حاضرند که به منظور کسب «تضمين امنيت» حکومتشان از دولت آمريکا، هرگونه امتيازي را واگذار کنند. ولي، آيا دولت آمريکا حاضر است چنين تضميني بدهد؟
پاسخ آمريکا به اين سوال، همان ابهام اصلي است که در مذاکرات دوجانبه احتمالي نهفته است. البته امکان دارد که دولت آمريکا بخواهدگفتگو و توافق پيرامون مسائل مورد منازعه را، نه به صورت يکجا بلکه به شيوه بخش به بخش و يا موردي، پيش ببرد، ولي همواره با خواست «تضمين امنيت» از سوي طرف ديگر مذاکره روبرو خواهد گشت. پاسخ اين سوال از جانب دولت آمريکا فعلاً معلوم نيست: در حالي که بخشهايي از هيأت حاکمه آمريکا مي‌توانند نهايتاً چنين شرطي را بپذيرند، جناحها و گرايشهاي قدرتمندي نيز در درون و بيرون دولت اوباما وجود دارند که به هيچ وجه مايل به پذيرش حفظ و بقاي جمهوري اسلامي نيستند.
مسئله مذاکره و انتخابات آتي
موضوع مذاکره مستقيم با آمريکا، از هر دو سو، با برگزاري و نتيجه انتخابات رياست جمهوري در ايران، در چهارماه ديگر، گره خورده است. هرچند که اين انتخابات نيز اساساً غيردموکراتيک، و با رأي و اراده آزاد اکثريت وسيع مردم ايران بيگانه است، اما طرح پيشنهاد مذاکره در اين مقطع، به هر ترتيب، با آن نمايش انتخاباتي هم پيوند يافته است و هرکدام از طرفين مذاکرات احتمالي مي‌کوشند بر مبناي اين پيوند، به گونه‌اي، بر نتيجه انتخابات آتي هم تأثير بگذارند.
تا جايي که به رژيم حاکم بر ايران برمي‌گردد، دار و دسته احمدي نژاد در پي آن هستند که با بهره‌برداري تبليغاتي از پيشنهاد مذاکره «شيطان بزرگ» و امتيازات مفروضي که مي‌توانند از آن بگيرند، اينها را به منزله دستاوردهاي «مقاومت و قاطعيت در برابر دشمنان» قلمداد کرده و، بدين وسيله، موقعيت خود را در دستگاه اجرايي و امنيتي رژيم حفظ و تقويت کنند. هرگاه جناح غالب خامنه‌اي، در گزينش نامزدها و يا دستکاري در نتايج آرا، بر ابقا و انتخاب احمدي نژاد و يا عناصري نظير وي، اصرار ورزد اين امر نشانه‌اي خواهد بود که احتمال آغاز مذاکره و خصوصاً حصول توافق را بسيار محدود مي‌سازد. البته اين بدان معني نيست که خامنه‌اي يا همه گروه‌هاي افراطي جناح وي، هيچگاه نمي‌خواهند با دولت آمريکا مذاکره و سازش کنند. بلکه به معني طرح شرط و شروطي است که امکان نيل به توافق با طرف مقابل را دشوار مي‌کند.
اما دولت آمريکا نيز در پيشبرد طرح مذاکره در ماه‌هاي آينده، با دو گزينه مواجه است : از يکسو اميدوار است که با پيشنهاد مذاکره مستقيم و ترسيم چشم‌اندازي از توافق احتمالي، جريانات پيگير گفتگو با آمريکا در درون رژيم و يا دستجاتي را که با شرايط نسبتاً سهلتري حاضر به ورود در مذاکرات هستند، تقويت کرده و از اين راه برآيند انتخابات درون حکومتي را تحت تأثير قرار بدهد. از سوي ديگر، ارسال علائم «مثبت» و نشان دادن نرمش از جانب دولت آمريکا تا موعد برگزاري انتخابات آتي (نظير آنچه در ماه گذشته در مورد کشتي حامل سلاح از ايران ظاهراً به مقصد سوريه روي داد که طي آن نيروهاي آمريکايي کشتي را متوقف، بازرسي و سپس رها کردند) مي‌تواند همچون نشانه‌هاي ضعف موضع اين دولت و «قدرتمندي» جمهوري اسلامي تعبير و تبليغ شده و، عملاً، به سود گروه‌هاي افراطي رژيم تمام شود. به همين دليل نيز برخي از مسئولان و مشاوران آمريکايي، و همچنين بعضي از مقامات اروپايي و يا دولتهاي همسايه ايران، توصيه و تأکيد مي‌کنند که دولت اوباما اجراي طرح مذاکره مستقيم را به بعد از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در ايران موکول نمايد. در پرتو اين ملاحظات، چگونگي تعيين نامزدها و صف بنديها و سياستهاي انتخاباتي جريانات رقيب درون رژيم در ماه‌هاي آتي نيز نشانه‌هايي از موضع نهايي آن درباره مذاکره با آمريکا را هم به دست خواهد داد.
اما در حالتي که مذاکرات دوجانبه اصلاً سرنگيرد و يا نهايتاً به شکست انجامد، اوضاع به روال سابق باز نخواهد گشت. به نوشته روزنامه «نيويورک تايمز» (24 زانويه 2009) به نقل از مشاوران اوباما، دولت جديد آمريکا، در صورت عدم پيشرفت مذاکره، طرح تشديد مجازاتهاي اقتصادي يک جانبه و چند جانبه، و از جمله قطع صدور بنزين به ايران، را در مد نظر دارد. به علاوه، طبق همان منبع، جرج بوش طرح محرمانه عمليات نظامي عليه ايران (بمباران تأسيسات اتمي و نظامي و زير بنايي) را نيز تحويل جانشين خود داده است که وي مي‌تواند آن را مسکوت بگذارد، تغيير دهد و يا به مرحله اجرا درآورد. اتحاديه اروپا هم طرح تشديد مجازاتهاي بين‌المللي عليه ايران را در دستور کار دارد و مي‌کوشد تا همراهي روسيه و چين را هم در اين زمينه تأمين نمايد.
تمامي اين مسائل و رويدادهاي جاري و يا احتمالي مذکور در سطور بالا، که مستقيماً با زندگي و سرنوشت آينده جامعه ما پيوند مي‌يابد، در شرايط حاکم، عملاً فارغ از خواست و اراده مستقل مردم ايران جريان مي‌يابد. مردم ايران که خواستار آرامش و صلح و طرفدار دوستي بين ملتها هستند و از تبعات تحريمها و مجازاتهاي بين‌المللي که به نوبه خود، موجب تشديد بحران اقتصادي و اجتماعي کشور شده، بيش از همه رنج مي‌برند، از آغاز مذاکره رسمي و علني با دولت آمريکا، بر اساس عرف بين‌المللي، و حل اختلافات و حصول توافق بر پايه برابري حقوق و در جهت تأمين نيازهاي عاجل و آتي جامعه، استقبال مي‌کنند. در چنين حالتي توده‌هاي مردم مي‌توانند رأساً با رژيم حاکم بر کشور تعيين تکليف کرده و مبارزه و تلاش خود را براي برپايي ايراني آزاد، آباد و صلحدوست تداوم بخشند. اما جمهوري اسلامي که بحران آفريني در مناسبات خارجي يکي از ترفندهاي مرسوم آن براي کتمان بحرانها و درماندگيهاي دروني آنست، مقاصد ديگري را دنبال مي‌کند. مقاصدي که جز سرکوب و خفقان، سيه‌روزي و محروميت، چيز ديگري براي جامعه ما طي سي‌سال گذشته نداشته است.
بهمن 1387

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration