The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

انتخابات رياست جمهوري و جبهه دموکراسي و حقوق بشر

محمد اعظمي



طرح جبهه دموکراسي و حقوق بشرکه از سوي آقاي معين پيشنهاد و مورد پذيرش نهضت آزادي و جريان موسوم به ملي – مذهبي قرار گرفته است، طرحي است که مي خواهد مضامين کهنه را در قالبي جديد وقابل پذيرش ، ارائه نمايد. نگاهي به اين طرح موضوع يادداشت کنوني است. اما پيش از آن به صورت گذرا نگاهي دارم به انتخابات به طور کلي و اين معرکه اي که به نام انتخابات نهم رياست جمهوري جاريست.

نگاه به انتخابات :
انتخابات روشي است براي بيان نظر و از اين طريق اعمال اراده و دخالت در سرنوشت خود که به فضاي آزاد و به دور از فشار نيازمند است. در ايران چنين شرايطي از يکسال پس از استقرار جمهوري اسلامي تا کنون وجود نداشته است. مردم هم طي اين 26 سال حاکميت جمهوري اسلامي، با گذشت زمان از صندوق هاي راي روي برگرفته اند.
دردوم خرداد 1376 شرايطي پديدار شدکه راي مردم اثر گذار شد. مردم به سوي صندوق ها شتافتند، البته نه براي شرکت در انتخابات و برگزيدن نمايندگان خود، بلکه براي اينکه از طريق راي اعلام کنند که چه کسي را نمي خواهند. انتخابات در آن دوره نه وسيله اعمال آزادانه نظر، که ابزاري سياسي شد براي عقب نشاندن استبداد.
جرياناتي که اين اوضاع را نديدند و اين بازي ظريف سياسي را در نيافتند، از دو زاويه مختلف و در دوقطب مقابل هم، سياستي نادرست پيشه کردند.
گروهي با ديدن اين واقعيت که استفاده از راي مي تواند به سود مردم باشد، حضور در پاي صندوق ها را عين انتخابات انگاشتند و به حمايت از منتخب خود برخاستند. انتخابات شرايطي دارد. زماني که اين شرايط مهيا نباشد، جدا از مفيد يا مضر بودن نتيجه آن، نمي توان انتخابات اش ناميد. دوم خرداد به لحاظ شرايط آن، يک راي گيري بود براي گزينش برگزيدگان. مي بايست به نام واقعي اش فهميده مي شد. هر راي گيري را انتخابات انگاشتن مي تواند به حمايت ودنباله روي از منتخب بيانجامد، همانگونه که انجاميد و بخش قابل توجهي از اپوزيسيون را در خودگرفتارکرد.
گروهي ديگرنيز در قطب سياسي کاملا مخالف، بازبه اين راي گيري از همين زاويه به نگاه نشستند و آنرا به ديده انتخابات نگريستند، با اين تفاوت که چون شرايط يک انتخاب آزاد را نداشت، عليه آن قد بر افراشتند. اينکه دوم خرداد انتخابات به معني شناخته شده آن نبود سخن درست و قابل دفاعي است، از اين منظر به طرفداران اين نظر ايرادي وارد نيست اما شرايط به شکلي پيش رفت که با دهان گشودن شکاف در راس هرم قدرت امکان استفاده از راي براي ضربه زدن به استبداد واقعي شد. اشکال اين فکراين بود که چشم بر واقعيت پيش روبست وبا انتظارانتخابات به اتخاذ سياست پرداخت. در نتيجه يا چشم ها برنتايج راي مردم و حرکت هوشمندانه آنها بسته ماند و يا اثر راي مثبت مردم در بهم زدن بساط استبداد ديده شد و حتي لب به تحسين حرکت آنان هم گشوده شد، اما در تناقضي عجيب شرکت درانتخابات نادرست ارزيابي شد. در اين نگاه که از اصول گرائي مفرط سرچشمه مي گيرد واقعيت در قربانگاه اصول ذبح مي شود و ديگر جائي براي بررسي واقعيت و اتخاذ سياست مشخص باقي نمي ماند. با چنين فکري انتخابات در حکومتهاي استبدادي هميشه مي بايست تحريم شود.

مشروعيت نظام، مساله اصلي انتخابات:
آنچه تحت عنوان نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در ايران قرار است برگزار شود، چون ديگر دوره ها بيشتر به يک راي گيري مي ماند. شرايط سياسي نيز به گونه ايست که مشارکت در آن بيش از آنکه درتضعيف استبداد به کار آيد، به خدمت ارتجاع مي آيد. شکاف در بالا نه تنها بين دو جناح اصلي بلکه در درون جناح راست نيز بي سابقه است. اما اوضاع براي حاکمان تا آن اندازه خطرناک شده است که همه جناح ها براي بقاء خود و رژيم شان درکسب مشروعيت هم کلام شده اند وبرايشان مشروعيت نظام، که بيشتر مصرف خارجي دارد با مشارکت مردم، آنهم مشارکت حداکثري آنان گره خورده است. از رهبر حکومت علي خامنه اي محافظه کار تا دولت خاتمي اصلاح طلب تا رفسنجاني مصلحت طلب، همگي در پي مشارکت حداکثري اند. ناکام گذاشتن حکومت در اين خواست مي بايست هدف همه جرياناتي باشد که اين رژيم را آفت جان آزادي مي دانند. ازاينرومهمترين مساله اي که فراروي اپوزيسيون آزاديخواه قرار دارد اتخاذ يک سياست هماهنگ در نفي انتخابات و در راستاي به شکست کشاندن رژيم در هدفي است که براي بقا، فرا روي خود نهاده است . اما نيروي اصلي و موتور ناکام کردن حکومت، مردم ايران وشکل مقابله با آن نيز از دل مبارزه آنان بيرون مي آيد. ما نمي توانيم اراده گرايانه شکلي خارج از ظرفيت و توان مردم را تبليغ کنيم و يا اگر تبليغ کنيم بسيار بعيد است گوش شنوائي در ميان آنان بيابيم. بر اساس آمار و ارقام و نظر سنجي ها اکثريت مردم ايران با اين نظام توافقي ندارند. وضع از نارضايتي بسي فراتر رفته است. شرايط تغييرکرده است. تغيير اين شرايط و آمادگي مردم براي دگرگوني را قبل از هر چيزبايد دربهم خوردن روانشناسي مردم مشاهده کرد. امروز نه تنها در خيابانها حتي در زندان ها يعني دژوسنگر محکم استبداد، زندانيان از ضرورت رفتن حکومت سخن به ميان مي آورند. اينکه حکومت هنوز بر مردم مسلط است به دليل ضعف يک اپوزيسيون نيرومند و متحد است.اهميت دارد صداي اين نيرو در جريان حرکت با يکديگر درهم آميزد وسياست آنها هماهنگ شود.
در اتخاذ سياست مي بايست به آن خواسته هائي توجه شود که براي مردم ملموس و کم هزينه و در زدن ضربه به هدف اصلي حکومت، کارا و موثر باشد. تشخيص درست چنين سياستي مي تواند مورد اقبال مردم قرار گيرد. من فکر مي کنم خالي گذاشتن خيابانها و اطراف صندوق هاي راي در روز راي گيري موثرترين سياستي است که امکان فريبکاري از رژيم مي ستاند. همزمان در خارج از کشور مي بايست بکوشيم در هماهنگي با يکديگربا سازمان دادن آکسيون هاي مشترک و برپائي کنفرانس مطبوعاتي از سوئي صداي مردم ايران را به جهانيان برسانيم و از سوي ديگر پيشاپيش نسبت به دسيسه هاي حکومت، افکار عمومي را حساس نگاهداريم. آنچه که بيش از هر چيز اهميت دارد داشتن يک سياست مشترک در نظر و يکپارچه و نيرومند وارد شدن به اين کارزاردر عمل است. يکپارچگي و همصدائي بيش از هر چيز روي نيروي مردد جامعه اثرمي گذارد. اين نيروکه عموما به لحاظ کمي قابل توجه است، نقش تعيين کننده اي در نتيجه ها دارد. از اينرو هدف اصلي و مخاطب تمامي جريانات سياسي است. ترديد اين نيرو را، در درجه نخست قدرت و اميد درهم مي شکند. به ميزاني که قدرتمند و با نقشه و هماهنگ وارد اين کارزار شويم به همان ميزان اميد به غلبه بر ترديد ها فزوني مي گيرد واز واهمه نيروهاي مردد کاسته مي شود. تاثر گذاري روي اين کانون مي بايست مورد توجه همه آزادانديشان داخل و خارج کشور باشد.

جبهه دموکراسي و حقوق بشر؟
اصلاح طلبان حکومتي به عنوان يکي از بالهاي حکومت در هر انتخابات دوپين کرده به ميدان مي آيند و در دوره تبليغات انتخاباتي با حرف هاي دهان پرکن سعي در جذب و جلب نظرات دارند. پس از انتخابات با بي مصرف شدن آرا، باز شعارها فراموش شده حفظ نظام و هماهنگي با رهبري به عنوان يک اصل، پر رنگ مي شود. برخورد با سياست اصلاح طلبان از اين نظر مهم است که شعارهايشان ظاهري فريبنده دارد و مي تواند براي عده اي از مردم جاذب به نظر رسد. آنان ظرفيت جلب و جذب بخشي از نيروهاي پيراموني و گروهي از نيروهاي مردد جامعه را حول سياستهايشان دارند همانگونه که در اين دورتوانستند نهضت آزادي و جريان موسوم به ملي – مذهبي را حول شعار " جبهه دموکراسي و حقوق بشر " جذب کنند.
اين" جبهه " که در پي رد صلاحيت معين و پس از گردن نهادن او و حاميانش به حکم حکومتي اعلام شد، سرا پايش انحرافي است و جز نيروهاي هميشه در صحنه براي راه يابي به قدرت، نظر چنداني را جلب نکرد و اعتتائي برنيانگيخت. در اين يادداشت مي کوشم به برخي از مشکلاتي اين " جبهه " به اختصار اشاره کنم:
اول – جبهه دموکراسي و حقوق بشر به صورت ناگهاني و يکشبه سربرآورده است آنهم در مقطع انتخابات. هردو اين نشانه ها يعني ناگهاني سر برآوردن وظهور در دوره انتخابات، هر کدام به تنهائي علائمي است شک برانگيز. زماني که هر دو با هم ظاهر شوند به طور جدي علت وجوديش سئوال برانگيز مي شود. واکنش نمايندگان در جريان انتخابات مجلس هفتم و پاسخ مردم به آن، نمونه گويائي است براي کساني که بخواهند آموزه اي از گذشته توشه راه آينده شان کنند. در آن انتخابات نمايندگان دست به تحصن زدند. اقدام آنها که در جهان کم سابقه بود، با بي اعتنائي مردم روبرو شد. به اين دليل بسيار ساده که مردم ارتباطي بين آن تحصن و خواست هاي خود نمي ديدند. نمايندگان زماني دست به تحصن زدند که صلاحيت آنها رد شد. اما آنان درد مردم را انگيزه تحصن خود اعلام کردند، که کسي هم آنرا باور نکرد. پيش از اين بارها و بارها به حقوق مردم تجاوز شده بود، اما نمايندگاني که با راي مردم بر کرسي مجلس نشسته بودند، از آن در گذشتند و ايستادگي در مقابل اين تجاوزات را در آن حد قابل اعتنا نديدند که يکروز هم تحصن کنند. واکنش مردم پاسخي بود به آن عملکرد. امروز همان اصلاح طلبان بدون نگاهي و نقدي جدي به گذشته درست در مقطع انتخابات باز به ميدان آمده اند و شعارهاي بعضا دهن پرکن سر مي دهند. سئوال اين است چرا اين چنين ناگهاني و چرا در مقطع انتخابات ؟ چنين به نظر مي رسد که اين جبهه در مقطع براي شرکت در انتخاباتي که تا اعماق وجودش غير دموکراتيک است تاسيس شده است.
دوم - در هر کشوري به شعارهاي انتخاباتي با ديده ترديد نگريسته مي شود. خصوصا اگر نيروئي سابقه و عملکرد اعتمادبرانگيزي نداشته باشد، ترديدها افزون تر مي شود. اصلاح طلبان و خاتمي در جريان انتخابات ها کم شعار نداده اند. پيش نرفت . در چرائيش استدلال اين بود که نگذاشتند. فرض کنيم اين شعارهاي امروزين صادقانه است و معين هم عزم جزم کرده که در چارچوب قانون اساسي شعارهايش را پيش ببرد. اگر نگذاشتند چه ؟ اگرباز آنگونه که در توجيح چشم فرو بستن به تهاجم به حقوق مردم استدلال مي کرديد، هر 9 روز يک بحران آفريدند، به کمک کدام نيرو وبه وسيله چه ابزاري با آنها برخورد و مقابله ميکنيد؟ در 8 ساله گذشته همه ناکامي ها را به محافظه کاران نسبت داده ايد، آنها نه ضعيف تر، قوي ترهم شده اند. با آنها بخصوص با کساني که در مجلس و شوراي شهر ايستاده اند تا لوايح و دستورات احتمالي را دور بريزند چگونه مواجه مي شويد ؟ روزنامه هاي بسته شده و زندانيان دستگير شده را از طريق کدام ابزار آزاد مي کنيد؟ البته انجام اين کارها حتي براي آناني که اراده انجام آنرا دارند در چارچوب اين قانون اساسي بسيار دشوارو تقريبا ناممکن است. چه رسد به شما. هم به دليل عملکردتان درديروز وهم به خاطرنگاه و روش تان در امروز و هم برنامه اي که براي فردا اعلام کرده ايد.
سوم – هم جبهه دوم خرداد زنداني قانون اساسي بود وهم جبهه دموکراسي و حقوق بشرخود را در چارچوب نظام و قانون اساسي آن، زنداني کرده است. دراين قانون اساسي ودر اين نظام، حقوق انسانها به شکل قانوني نابرابر است. بين زن ومرد، مسلمان و غير مسلمان، حتي روحاني و غير روحاني، فارس و کرد و ... در قانون تفاوت وجود دارد. کسي که ريش اصلاحاتش را به دست قيچي قانون اساسي جمهوري اسلامي بسپرد، نمي تواند ادعاي شعار ايران براي ايرانيان را داشته باشد و اگر اين شعار را سر دهد مردم از سوراخ هاي آسياب اين قانون، نابرابر بيرون مي آيند. از اينروست که اين شعاررا در جمهوري اسلامي جدي نمي گيرند. اگر چه اصلاحات دراين رژيم منطقا قابل رد نيست اما اراده و برنامه اي مي خواهد تا آن را پيش برد که چنين اراده اي در اصلاح طلبان نمي توان يافت. حال اگر به آن، ايرادات و موانع قانون اساسي نيز افزوده شود، غير واقعي بودن آن بيشتر بر ما معلوم مي شود. بزرگترين خصم اصلاحات، قانون اساسي جمهوري اسلامي است . اصلاحات در چارچوب اين قانون يعني انجام اصلاحات توسط نيروي ضد اصلاحات که درقانون دست بالا را دارد و اين بسيار دور از ذهن به نظر مي رسد.
چهارم – جبهه دموکراسي و حقوق بشرانجام اصلاحات را در جمهوري اسلامي ملتزم به قانون اساسي آن کرده است. يعني در پيشاني اين رژيم با اين قانون اساسي ظرفيت تحول و اصلاح پذيري مي بيند. افزون براين در ايجاد اين جبهه شيپور را از سر گشادش دميده است. معمولا تشکل ها و جبهه ها خود را به اصول شناخته شده حقوق بشر که در اسناد معتبر جهاني ثبت شده اند، ملزم مي کنند تا اعتماد برانگيز شوند . اما جبهه اصلاح طلبان حکومتي ما، تشکل خود را به قانون اساسي جمهوري اسلامي که شايد يکي از بي اعتبار ترين قوانين اساسي دنياي امروزاست ملزم کرده است. اين فرمولبندي حتي براي جرياناتي که در پي فعاليت علني هستند زماني قابل فهم است که امر تغيير قانون اساسي در برنامه شان با صراحت قيد شود. اين جبهه روش فعاليت در جمهوري اسلامي را به يک اصل ديدگاهي ارتقا داده است.
پنجم - جبهه دموکراسي و حقوق بشر را حتي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشارکت يعني حاميان اصلي معين جدي نگرفته اند، چه انتظاري داريد مردم آنرا جدي بگيرند؟ اين جبهه توسط معين و کادر انتخاباتيش اعلام شده است. آقاي تاج زاده و هر عضو ديگري از جبهه مشارکت چه ربطي به اين دو جريان دارد؟ اگر از نهضت آزادي و جريان موسوم به ملي – مذهبي که همواره خواسته اند خود را با سنجاق به قدرت وصل کنند بگذريم، کسي اين پيشنهاد را جدي نگرفته است. اين ها نيزبه طور مستقل وزن چنداني ندارند، تنها زماني که به صورت مخالف حکومت ظاهر شده اند وزنشان محسوس شده است. آراي آنها در انتخابات شوراي شهر و .. مشخص شد. اندک است. آقاي معين نيز هنوز کانديداي رياست جمهوري است و اگر اتفاق خاصي نيفتد بعيد است انتخاب شود. ايشان وزني ندارند. نيروي ديگري نيز در صحنه وجود ندارد. برنامه اين جبهه اي که هنوز تاسيس نشده ، راه بر همکاري ديگران پيشا پيش بسته است.
با اين توضيحات اين جبهه چه به لحاظ زمان اعلام و تولد ناگهاني اش، چه به لحاظ اصول اوليه اش جبهه اي است براي کاشتن تخم ترديد در دل نيروي مردد و جرياناتي که هميشه در پي يافتن بهانه اي براي دنباله روي از جناحهاي حکومتي به شکار لحظه ها مي نشينند. طرحي است تفرقه افکنانه که مي بايست از طرف آزاديخواهان افشا و طرد شود. قضاوت و برخورد با اين جبهه بدون توجه به زمان اعلام و اهداف دست اندرکاران آن نمي تواند به نتايج درستي بيانجامد.




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration