The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

همه اورکت هايي که دوستشان داشتم

اميد منتظري

پرده نخست: افسانه خيابان¬ها

در نماهاي پاياني فيلم شکستن امواج ساخته "لارس فون¬تريه"، اميلي واتسون بازيگر زن فيلم را در نقش بسِ مک¬نيل مي¬بينيم که موتوري قديمي و سنگين را با خود مي¬کشد. "بِس¬ مک-نيل" دختر بي¬آلايش و بي¬اندازه ساده که به دنبال قطع نخاع يگانه عشقش -همسرش- دست به دعا برمي¬دارد و به خاطر وي دست به هر کاري مي¬زند. "بِس مک نيل" براي ايثار ناگزير از گناه است. در حالي که مخاطب پي مي¬برد او بي¬گناه است. اما کليسا او را باور ندارد و "بِس" بايد طرد شود. اينک "بِس"، اين گناه کار بي گناه که حتا در خانه مادرش را بسته مي يابد؛ زخم¬خورده، مرتد و سرگردان در حالي که عده¬اي کودک رجم¬اش مي¬کنند، موتوري از کار¬افتاده و سنگين را با خود مي¬کشد. موتوري که گويا صليب مسيحايي او است. و اين¬چنين تاريخ فدائيان خلق آغاز مي¬شود.

حالا تقويم آن¬قدر کش آمده که خاطره چريک¬هاي انقلابي آن روزگار رنگ خاکستري تاريخ گرفته است. خلاصي¬اي نيست. مفتشان مي¬خواهند اسطوره چريک¬ها را – در قامت مبارزان نامرئي- کالبد شکافي کنند. آن¬¬ها که لحظه¬اي ظاهر مي¬شدند،"خانه را بر مي¬افروختند و افسانه خيابان مي¬شدند". افسانه آن بخش حذف شده از رويا و آرمان مردماني است که اکنون در تکرار روزمَرگي¬شان ادغام شده است.

پرده دوم : روزگار دو مطلق

کودتاي 28 مرداد قطع پيوستار تاريخ چپ در ايران بود. حزب توده در شرايط ناپايدار و نوپاي حکومت پهلوي دوم به معرفي و گسترش فرم و محتواي تاره¬اي از چپ اقدام کرد. آنان حتا با وجود سازمان نظامي – که هرگز دست به کنشي جدي نزد- عموما در فضاي علني و نيمه علني سال¬هاي آغازين حکومت پهلوي دوم فعاليت کردند. اين شکل از فعاليت سياسي پس از تثبيت و تحکيم حکومت محمد رضا شاه بعد از کودتاي 28 مرداد ديگر امکان حضور نمي¬يابد و اين نه به دليل تبعيد و قلع و قمع حزب که به خاطر شکل جديد فعاليت سياسي آن روزگار بود. اين دوران به معني حقيقي کلمه روزگار "دو مطلق" است. 25 سال بعد از کودتاي 28 مرداد دوران توسعه مدرنيزاسيون سياست زدايي شده¬اي بود که محمدرضا پهلوي در مقام بزرگ ارتش¬داران و تنها ميانجي خير ملت، فقط واسطه انفعال مطلق ملت در اين فرايند بود.

در پي خاموشي صداي ملت بي¬صدا در روز کودتا و به دنبال آن بازگشت محمدرضا پهلوي به ايران، شاهد زمانه¬اي هستيم که سرنوشت مردم ايران تابع امر ملوکانه است. حتا در هنگامه تحولات: انقلاب سفيد. شاه که خواهان زدودن سياست از تمام عرصه¬ها است اين¬بار به ناگزير به گونه¬اي از سياست تن مي¬دهد. او مي¬خواهد در تغيير و تحولات نيز "پدر" ملت باشد. اين سياست، مديريتي است که از مردم تهي گشته است. آن¬چه مي¬ماند امر سياسي متعلق به حکومت، منهاي "سياست حقيقت" است. در اين فضا توسعه نيازمند امنيت است و پدر منادي آن امنيت. او بايد فرياد کند که "شهر در امن و امان است". او بايد القاء کند که من ملت هستم و مردم هيچ و اين يعني انقلاب شاه و مردم . اينک شاه بر روي همه شکاف¬ها ايستاده است. او نماد خير و شر است. نماد مذهب رسمي، نماد انقلاب، نماد مدرنيزاسيون، نماد تمام ميراث کهن ايران، او نماينده تمام تاريخ ايران است.

پرده سوم: شهر در امن و امان نيست، پس من هستم

به فاصله کمتر از يک دهه، کلبه کوچک پاسگاه سياهکل آن جزئي شد که کل مردم را در خود جاي داد. سياهکل آن لکه¬اي بود که کل تصوير مبارزه مردم از دريچه آن ديده شد. خبر کوتاه بود. روزنامه¬ها نوشتند: "عده¬اي خرابکار در روستاي سياهکل دستگير و کشته شدند".

اين همان خبر خط خورده¬اي بود که بر خلاف گفتار رسمي فرياد زد:" شهر در امن و امان نيست". حذف شدگان عرصه سياست بانگ برآوردند که من هستم. عمليات سياهکل در واقع اعلام موجوديت سوژه تاريخي بود که فرياد زد من ابژه نگاه "پدر" نيستم. اکنون سياست به مردم (demus) تعلق دارد و آن هم به راديکال ترين فرم موجود: قطع هرگونه رابطه سياسي با حاکميت به منزله قهر سياسي.

اما چگونه اين سياست حقيقت (سياست ناب متعلق به عامه مردم) شکل مي گيرد؟ آيا مبارزه مسلحانه توده¬اي شد؟ پاسخ اصلي در اين است که اين مبارزان دقيقا منطق "دو مطلق" را بر هم زدند. پدري وجود ندارد و مردم منفعل نيستند. آن هنگام که "بِس مک¬نيل" صليب مسيحايي خود را به دوش مي¬کشد و کودکان رجم¬اش مي کنند، منزه طلبي خود را کنار گذاشته و به ساختار موجود تن نمي¬دهد.

ساختار موجود و هم¬آلان چپ نيز چريک¬ها را طرد کردند. بنابراين بين قدرت مشروع سياسي و آلترناتيو سياست مردمي شکاف مي¬افتد، شکافي که در يک سوي آن حاکميت قرار دارد و در سوي ديگر دموس يا عامه مردم. برخلاف باور رايج مبارزه مسلحانه به يک معنا توده¬اي شد چرا که در گام نخست اين باور را پديد آورد که سياست خياباني، مردم را "از هيچ به همه" تبديل و گفتمان انقلابي را جايگزين گفتارهاي مسلط سياسي آن روز کرد. مبارزه مسلحانه توده¬اي شد نه به آن معنا که تمام مردم مسلح شوند بلکه از آن حيث که برهم زدن ساختار مسلط سياسي -امر سياسي که با دستاويز حزب و پارلمان و مسالحه با قدرت برساخته مي شود- در بين عامه مردم فراگير شد.

امروز در ادامه همان گفتار سياسي رايج گذشته گفتمان انقلابي چريک¬ها مذموم و نکوهش شده است. چرا که در بازخواني تاريخ مورخان در پي غنايم مادي هستند. امروز بعد از گذشت چند دهه از آن وقايع مورخان و مفتشان در پي آنان¬اند که از دست دادن آن همه نيروي مادي به بهاي بدست آوردن چه چيزي بود؟ آيا وضعيت تاريخي آنان آن گونه که مثلا مازيار بهروز اشاره مي¬کند"نه برد و نه باخت است"؟ اما "پيکار طبقاتي که مورخان متاثر از مارکس آن را مد نظر دارند جنگي است بر سر چيزهاي پست مادي که بدون آنها وجود هيچ چيز والا و معنوي ممکن نيست، با اين حال اين امور والا حضور خود در پيکار طبقاتي را در هياتي سواي غنايم فاتحان به نمايش مي¬گذارند. آن¬ها خود را در اين نبرد در هيات شجاعت، شوخ طبعي، زيرکي و پايداري جلوه¬گر مي¬سازند"(عروسک و کوتوله، والتر بنيامين، نشر گام نو، چاپ اول، ص (153).

و ماترياليسم تاريخي را اين¬گونه بايد فهميد: مي¬گويند ققنوس براي زايش يک نسل جديد خود را به آتش مي¬کشد. عمر شش ماهه يک چريک در جريان مبارزه -چرا که مي¬دانست هر لحظه ممکن است مجبور شود کپسول سيانور را مزه کند- نويد زايش سياست مردمي بود.

سرمايه¬باوري تاريخي و تاريخي¬گري همواره بر آن است که سرمايه و نفوذ چريک¬ها در 1355 و با از بين رفتن رهبران آن¬ها و از جمله حميد اشرف به پايان رسيد. اما به باور هر چريک آن¬چه که ارزش مي¬يابد و در مقام آرمان قرار مي¬گيرد امر سياسي است و نه قدرت سياسي. پس هر گونه نگاه سرمايه¬باورانه و مبادله¬اي در تاريخ چريک¬هاي فدائي معنا نمي¬يابد. حتا زماني که چريک¬هاي فدائي خلق به سازمان چريک¬هاي فدائي خلق تبديل مي-شوند، اين سازماني در مفهوم عرف سياسي آن نيست. زين پس جريانات ديگري با گفتار انقلابي شکل مي¬گيرد که ماهيت و معناي خود را از چريک¬هاي فدائي وام مي¬گيرند: حلقه آمل-بابل، حلقه تبريز، حلقه مشهد، حلقه بروجرد، محفل هوشنگ اعظمي، گروه آرمان خلق و... تا آن¬جا که "هر چريک يک سازمان مي¬شود". از جنوب تا شمال و ز غرب تا شرق ايران درگير مبارزه مسلحانه-انقلابي مي¬گردد.

پرده چهارم: پس گردني به پدر

امروزه نقد خشونت سياسي در دستور کار نئوليبراليسم قرار گرفته است. اما نکته اين¬جا است که اين گره ايدئولوژيک سرپوشي است براي خشونت قانوني دولت¬ها. در اين فرايند حتا تاريخ نيز از لگد مال شدن اين رويکرد در امان نمي¬ماند. چريک¬هاي فدائي مذمت مي-شوند چرا که گفتار مسلط آنان را جزم¬انديشاني استالينيست و عمل¬گرا معرفي مي¬کنند.¬ اين رويکرد گذشتن از آن سويه پنهان تاريخ است. آن¬جا که انفعال همه را در برگرفته است. در شرايط انفعالي سوژه سياسي خود را ذيل خشونت تعريف مي¬کند. خشونت فرايند سوژه¬مند کردن انسان¬ها در شرايط انفعالي است. مفهوم انتزاعي خشونت به ميانجي زبان گفتار مسلط تنها به اشاره به آن بخش از فعاليت¬هاي انقلابي دارد که تحت عنوان خرابکاري و تروريسم معرفي مي¬شوند. اين درحالي است که قانون درون خود واجد خشونت است. بنابراين انضمامي شدن به واسطه معرفي خرابکاران و انقلابيون سرپوشي است براي وجه خشونت آميز قانون. در گفتار مسلط همان¬طور که گفته شد همه ما ابژه نگاه حاکم هستيم و در شرايط انفعالي توسل به خشونت تنها وسيله سوژه¬مند شدن سوژه تاريخ است. خروج از شرايط تاريخي پس گردني بود که چريک¬ها به پدر – در مقام شاه- زدند.

سويه ديگر خشونت سياسي چريک¬ها حضور جوانان در عرصه نظريه پردازي بود. زماني که جامعه سنتي ايران پيشکسوتان را تنها به عنوان حکيمان قبول داشت و تنها آنان بودند که حق نظر ورزي داشتند اين نگاه مدرن -حضور نسل نو چپ- فضاي سنتي مارکسيستي ايران را بر هم زد. زماني که بيژن جزني تاريخ سي ساله را نگاشت، تاريخ چپ مسيري جديد آغاز کرد. هرچند که امروز آن اثر قابل نقد وبررسي باشد اما جنبشي تاريخ خود را نوشت. تاريخي که ديگر به ارث نرسيده بود و با حضور چريک¬هاي فدائي آغاز شد. "ويژگي طبقات انقلابي در لحظه دست يازيدن به عمل، آگاهي آنان نسبت به اين امر است که هم-اينک مي¬روند تا پيوستار تاريخ را منفجر کنند".

پرده آخر: در زيبايي¬¬شناسي شکست

ترجمان آرمان گرايي چريک¬هاي فدائي خلق همان ميانجي بود که آبروي کار سياسي را ديگربار به عرصه عمومي بازگرداند. از زمان سليمان ميرزا اسکندري در حزب کمونيست ايران تا حضور حزب توده پيش از 28 مرداد32 همواره اين انتقاد دامن¬گير جريان چپ بود که نزديکي به قدرت و مشارکت در ساختار نظم موجود –چه داخلي و چه خارج از مرزها- آنان را از ايفاء مسئوليت خويش در بزنگاه¬هاي تاريخي ناتوان کرده است. اين همان ترفندي بود که گفتار حاکم با استدلال واقع¬گرايي راه آرمان¬گرايي را سد کرد. اما سياست حقيقت ممکن نبود مگر به ميانجي آرمان¬گرايي که بارزترين وجه هويتي فدائيان را تشکيل مي¬داد. آنان هرگونه داد و ستد با استبداد (هرچند به بهايي گزاف) را قطع کردند تا امر سياسي را به مثابه ارزش و مسئوليتي اجتماعي زنده کنند. تجديد حيات امرسياسي همان دميد روح در کالبد ناتوان سياست ناب مردمي بود.

اگرچه امروز هيجان¬گرايي و شور انقلابي به بهاي پوزيتيويسم حاکم بر نظريات منکوب مي¬شوند ولي پيوند اين امور با آرمان¬گرايي نطفه مبارزه الهام¬بخشي بود که پا را فراتر از لذت نيم¬بند اسلحه و شور برد، يعني: ژوئيسانس. کيف دردناکي که در زبان "لاکاني" پا را فراتر ازقدغن¬ها مي¬گذارد. ميل به تخطي از ممنوعيت¬ها. اگر ژوئيسانس "همان مسير به سوي مرگ باشد"، "رانه مرگ" فرويد همان فرصت شش ماهه چريک¬هاي فدائي بود که دست به نفي مطلق هگلي "حاکم" زدند. آنان که در برهوت بي¬رنگ و بوي جامعه دهه پنجاه، درست وقتي که شاه تاج خود را فراتر مي¬نهاد، فرياد برآوردند: شاه لخت است.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration