The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

چرا نمي بايست امضاء کرد؟

رئوف کعبي

از انتشار بيانيهء « براي اتحاد جمهوري خواهان » مدت زيادي نمي گذرد، ولي تاکنون مطالب فراواني از زواياي گوناگون و با ديدگاه هاي متفاوت و در غالب آنها به درستي، در نقد اين « بيانيه» به رشتهء تحرير در آمده اند. بمانند بسياري ديگر، اين ضرورت را نيز احساس مي کردم تا در اين نقد و بحث همراه شوم، اما تعدد نوشته هاي ارائه شده مرا از انجام اين امر باز مي داشت، تکرار حرف هاي گفته شده، بويژه همزمان و يکجا، ضرورتي نداشت. اما تيتر مطلبي و يا بهتر بگويم بخشي برجسته شده از مطلبي در سايت انترنتي « عصرنو» به قلم سردبير آن ( آقاي مسعود فتحي) با عنوان « چرا بايد امضاء کرد؟» ، نظرم را جلب کرد. برآن شدم تا نکاتي هرچند کوتاه را مطرح کنم.
ايشان که از امضاء کنندگان « بيانيه» هستند، مطلب « چرا بايد امضاء کرد» را در پاسخ به پرسش هاي برخي از دوستان و همفکران خويش پيرامون چرائي امضاء « بيانيه» مکتوب داشته اند. در بخشي از مطلب، ايشان چنين نوشته اند: «مرزجمهوري خواهان ايران با گسست از سلطنت آغاز مي شود و به جدائي قطعي از توهمات اسلامي از حکومت فعلي، پايان مي يابد.» چنانچه از يکطرف همين حکم را پايه قراردهيم و از آنطرف بيانيه را مروري کوتاه کنيم، مي توانم بگويم که همين يک دليل کافي بود تا دوست عزيزم آقاي فتحي از امضاي «بيانيه» سر باز زند. در اين بيانيه هم مرز با سطلنت طلبان و بويژه در موضع گيري نسبت به يکي از اساسي ترين مسائل کنوني جامعه ما يعني مسئله مليت ها، مغشوش شده و هم از کليت جمهوري اسلامي دل کنده نشده است. از اين فراتر با شناختي که از نقطه نظرات و ارزيابي هاي چهره هاي اصلي و تنظيم کنندگان اوليهء اين« بيانيه» در دست است، بنظر مي رسد بجاي پاسخگوئي به نيازهاي عاجل جامعهء ما، « بيانيه» با مقدمه و فرمول بنديهائي که ارائه داده است، بيشتر سعي در جا اندازي سياستي را دارد که گويا دو راه حل بيشتر وجود نخواهد داشت. يا پشت سرآمريکا( بخوان سلطنت طلبان) و يا دفاع از ميهن با جمهوري اسلامي اصلاح شده. و ازاين زاويه است که هم با سلطنت طلبان به مماشات برخاسته و هم راه بازگشت به دامان پيامبران نجات بخش نظام اسلامي را برخود نبسته است. انتقادات بجا و مناسب آقاي فتحي چه از مقدمه و چه از بندهاي «بيانيه» بطور منطقي بايد ايشان را به دفاع از نقطه نظرات خويش و تلاش براي جااندازي آنان وا مي داشت، اما ايشان به امضاي« بيانيه» دست يازيدند و در عمل متأسفانه توجيه گر « سياست بازي» اين « سياسيون» شده است واز اين نظر جاي تأسف. اما شايد دلايل ايشان براي توجيه امضاي « بيانيه» توجه به شرايط ويژهء امروز و احساس مسئوليت بدان برگردد. بنده اين احساس مسئوليت آقاي فتحي و حسن نيت ايشان را هم درک مي کنم و هم تحسين. من هم مي پذيرم که ائتلاف به معني دستيابي به اشتراکات با ديگران است نه پافشاري بر سر برنامه و پلاتفرم خود. اما اين تا جائي پذيرفتني است که برنامهء مشترک از هدف محوري ما در شرايط کنوني، يعني پاي بندي به دموکراسي و آزادي نه تنها دور نگشته، بلکه به آن قوت و نيرو ببخشد. برنامه و پلاتفرمي که با هدف جلب نيروهايي که همواره و به گواه تاريخ خلاف عمل کرده اند، از حقوق اوليهء دموکراتيک صرفنظر کند نه تنها خدمتي به پيشبرد و جااندازي فضاي دموکراتيک نمي کند که در عمل بر ضد آن حرکت خواهد کرد. آيا دوست عزيزم مسعود فتحي براين باور است که با اين چهره ها و با اين نيات، انتقادات ايشان کارساز خواهند بود؟ چنانچه آقاي فتحي حسن نيت دارند و احساس مسئوليت مي کنند، آيا براين اعتقاد هستند که غالب تنظيم کنندگان اوليه « بيانيه» وقتي با علم کردن « مبارزه ضد امپرياليستي» به دموکراسي خواهي و از آنطريق به جنبش ترقي خواهانه کشورمان لطمات جدي وارد ساختند، احساس مسئوليت مي کردند؟ آيا اين آقايان که از جنايتکاران در سر و رأس نظام، سردار سازندگي ساختند، احساس مسئوليت مي کردند؟ و آنهنگام در مقابل ترورهاي وحشيانه و اعدام هاي کور و دسته جمعي حسن نيت نشان مي دادند؟ اين « سياسيون» که با مصدق ساختن خاتمي يکي از عاملان شکاف در اپوزيسيون جمهوري اسلامي گشتند، در مقابل جنبش اعتراضي توده ها چقدر احساس مسئوليت کردند؟ آيا اين « نخبگان» سياسي با يکي پنداشتن « چپ» و « چپ روي» و با التقاط ميان سرنگوني ( که مضمون تحول آتي را نشان مي کند) با خشونت ( که شکلي از برخوردهاي اجتماعي بيش نيست) چقدر نسبت به اين اپوزيسيون و به اين جنبش احساس مسئوليت مي کنند؟ کساني که همواره در « بالا» چه در خارج و چه در داخل فکر مي کنند چقدر در مورد جنبش از پائين توده ها مي توانند احساس مسئوليت بکنند؟ متأسفانه اين سئوالات را پاياني نيست. من هم به نوبهء خود ديالوگ و تفاهم را اصل مي پندارم، اما «همه با هم» خميني را تجربه کرديم. مشکل ما گروه بنديهاي متعدد با پلاتفرم هاي متفاوت نيست. مشکل تنظيم روابط ميان آنانست. بگذاريد مرزها مخدوش نشوند، شفافيت را اصل قرار دهيم و اين اتفاقا پروسهء همکاري ميان اين گروه بندي ها را شايد تسريع هم بکند.
۲۶ مي ۲۰۰۳



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration