The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

چشم انداز وحدت سه سازمان چپ

اخبار روز

شنبه ۲۹ فروردين ۱٣٨٨ - ۱٨ آوريل ۲۰۰۹



وحدت، آرزوي ديرينه اي است که در ميان چپ هاي ايران همواره وجود داشته است. هر چند هيچ سازمان و حزب چپ گرايي نيست که با اين خواسته ي ديرينه مخالفت کند، اما پراکندگي و جدايي هنوز حرف اول را در ميان چپ گرايان ايراني مي زند و روند انشعاب ها چشمگيرتر است. سه سازمان چپ کشور که خود را باورمند به «سوسياليسم و دموکراسي» معرفي مي کنند، عزم تغيير اين جهت را کرده اند و مشغول گفتگو و رايزني پيرامون وحدت در يک سازمان واحد سوسياليستي هستند. نمايندگان سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران و شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران، از مدت ها پيش گفتگوهايي را به اين منظور آغاز کرده اند.

سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) در کنگره ي يازدهم خود که در فروردين ماه جاري در برلين برگزار شد، موضوع وحدت چپ و به طور مشخص وحدت سه جانبه را در دستور کار خود قرار داده و در اين مورد قطعنامه اي را به تصويب رساند.

در اين قطعنامه آمده است:
«کنگره يازدهم ضمن تائيد اقدامات شوراي مرکزي و اعضاي سازمان در پيشبرد امر وحدت چپ و تاکيد دوباره بر ضرورت نزديکي نيروهاي چپ باورمند به سوسياليسم و دمکراسي، از شوراي مرکزي مي‏خواهد در چارچوب خطوط مشترک مورد توافق بين سازمان ما، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران و شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران و ساير احزاب و سازمان‏هاي شرکت کننده در روند گفتگو، مشترکا در جهت وحدت چپ دمکرات تدارک تدوين مباني نظري، برنامه‏اي و طرح ساختاري آن اقدام کند.»
اين قطعنامه مي افزايد:
«در چارچوب خطوط مشترک مورد توافق بين سازمان، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران و شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران، محدوديتي براي مشارکت احزاب و سازمان هاي چپ وجود ندارد. ولي خروج و يا عدم آمادگي اين و آن حزب براي پذيرش گفتگو در چارچوب خطوط مشترک مانع اقدام ما در جهت سامانيابي و وحدت نيروي چپ نخواهد بود.»
اين قطعنامه در بند ديگري تاکيد مي کند:
«ما در راستاي پي‏گيري گفتگوي جاري براي وحدت، در جهت هماهنگي، همکاري، ائتلاف و اتحاد با ساير نيروهاي چپ فعالانه تلاش مي‏کنيم. پشتيباني مشترک نيروهاي چپ از مطالبات دمکراتيک مردم و دفاع از تامين حقوق صنفي و سياسي کارگران، زحمتکشان و جنبش هاي اجتماعي مي‏تواند بستر مساعدي براي نزديکي نيروهاي جنبش چپ کشور باشد.»

اخبار روز، پرسش هايي را با سه تن از اعضا و نمايندگان سه سازمان فوق در ميان گذاشته و از آنان سوال کرده است، تصويب اين قطعنامه را در مسير مذاکراتي که پيرامون وحدت وجود دارد، چگونه ارزيابي مي کنند؟

آقاي مجيد زربخش از شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران در اين باره مي گويد:
«از آنجا که متاسفانه در کنگره فدائيان (اکثريت) شرکت نداشتم، نمي‌توانم در باره آن اظهار نظر کنم. با وجود اين، بر اساس مطالعه اسناد کنگره، بويژه قطعنامه "وحدت و اتحاد نيروهاي چپ"، مي‌توان کنگره يازدهم را کنگره‌اي موفق و راهگشا در راستاي شکل‌گيري سازماني گسترده از نيروهاي چپ دموکرات ارزيابي کرد.»
مجيد زربخش مي افزايد:
«تاکيد کنگره بر پي‌گيري گفتگوها با نيروهاي باورمند به سوسياليسم و دموکراسي بر اساس خطوط مشترک مورد توافق و تصويب قطعنامه نامبرده با اکثريت قريب به اتفاق، در واقع بازتاب خواست و اراده سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) در اقدام جدي جهت ايجاد سازماني توانمند از نيروهاي چپ دموکرات و پايان دادن به پراکندگي موجود در ميان اين نيروها است.»

آقاي محمد اعظمي، از رهبران سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران نيز از تصويب اين قطعنامه استقبال کرده و مي گويد:
«قطعنامه اي که در ارتباط با امر وحدت جريانات چپ توسط کنگره يازدهم سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) به تصويب رسيده است، گام مثبتي است که اين جريان به سهم خود در جهت وحدت نيروهاي چپ به پيش برداشته است. در اين قطعنامه ضمن تائيد اقدامات انجام شده در رابطه با وحدت چپ و تاکيد بر ضرورت نزديکي نيروهاي چپ باورمند به سوسياليسم و دمکراسي، از "شوراي مرکزي" خواسته است در چارچوب خطوط مشترک مورد توافق سه جريان: سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران و سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، در جهت تدوين مباني نظري، برنامه‏اي و طرح ساختاري آن حرکت کند. اين قطعنامه به روشني تاکيد مي کند که در چارچوت خطوط مشترک مورد توافق اين سه سازمان، نه محدوديتي براي مشارکت احزاب و سازمان هاي چپ وجود دارد و نه عدم آمادگي و خروج اين و يا آن حزب، مي تواند مانعي در راه سازمانيابي و وحدت نيروهاي چپ ايجاد نمايد.»
محمد اعظمي اضافه مي کند:
«بدين ترتيب سازمان اکثريت با اتخاذ چنين سياستي تلاش نموده است راه را براي برداشتن گامهاي بعدي هموار کند.»

آقاي علي مختاري عضو شوراي مرکزي سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) در مورد تصويب قطعنامه ي وحدت در کنگره ي يازدهم اين سازمان مي گويد:
«در صحن کنگره با سخت گيري قطعنامه وحدت بررسي شد. بعد از چند دور اظهارنظر حاضران در کنگره درباره مفاد اين قطعنامه، اکثريت اعضاي سازمان به آن راي مثبت دادند. بند چهارم اين قطعنامه به خواست اعضاي کنگره حذف شد و در سند سياسي جاي گرفت. در اين بند به موضوع برآمد نسل جديد چپ در ايران و ضرورت گفتگو و همپيوندي ميان دونسل و اهميت اين هم پيوندي در حضور موثر جريان چپ در صحنه سياسي کشور تاکيد شده است. بند سوم قطعنامه به امر اتحادها پرداخته و در آن ضمن اعلام آمادگي سازمان اکثريت براي همکاري با مجموعه نيروهاي چپ، تصريح شده که پشتيباني مشترک نيروهاي چپ از مطالبات دمکراتيک مردم و دفاع از تامين حقوق صنفي و سياسي کارگران، زحمتکشان و جنبش هاي اجتماعي مي تواند بستر مساعدي براي نزديکي نيروهاي چپ کشور باشد. در ابتداي اين بند از قطعنامه به صراحت قيد شده است که تلاش براي اتحاد نيروهاي چپ نه به موازات روند گفتگوي وحدت بلکه در راستاي وحدت و با جلب مشارکت وهمکاري احزاب و سازمان هاي شرکت کننده در روند وحدت پيگيري خواهد شد. بند اول و دوم اين قطعنامه در باره وحدت نيروهاي چپ و به طور خاص وحدت سازمان فدائيان خلق ايران- اکثريت، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران و شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران است.»
علي مختاري سپس مي افزايد:
«سازمان فدائيان خلق ايران- اکثريت و سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران در سالهاي نخست بعد از انقلاب به دليل اختلافات فکري، کم تجربگي در حل اختلافات نظري و سياسي، فقدان دمکراسي سازماني و...از هم جدا شدند و بعد از گذشت دو دهه و سپري کردن روند تکوين فکري، سياسي و تشکيلاتي مشابه، آن اندازه همگون شدند که پيوسته در درون و بيرون با اين پرسش مواجه هستند که چرا با اين همه تشابه و اشتراکات در عرصه نظري و عمل سياسي اعضاي اين دو سازمان در تشکيلات هاي جداگانه فعاليت مي کنند و در شرايط کنوني وجه تمايز اين دو سازمان چيست. اقدام عملي براي برداشتن ديوار جدايي، يگانه پاسخ مناسبي است که مي توان داد. در سه سال اخير تلاش ها در اين راستا بوده که راه مناسبي براي پايان دادن به جدايي انتخاب شود. راهي که طي آن نه تنها به وحدت فدائيان بيانجامد بلکه اين وحدت در خدمت غلبه بر پراکندگي نيروي چپ و شالوده ريزي نهادي براي وحدت فراگير چپ در داخل و خارج باشد.»

***
آيا خواست و اراده ي مبني بر اين وحدت، به معناي به انجام رسيدن آن است، مشکلاني که پيش روست، کدامند؟

مجيد زربخش از شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران، از «راه طولاني» صحبت مي کند و مي گويد:
«بي‌ترديد از بيان اين خواست و ابراز تمايل جدي، تا ايجاد چنين سازماني هنوز راهي طولاني در پيش است. تلاش براي شرکت منفردين و فعالان غيرمتشکل چپ در اين روند و رسيدن به تفاهم و توافق در تدوين مباني نظري، راهبرد سياسي و ساختارهاي سازماني مناسب و دموکراتيک، از کارهاي بزرگي است که در پيش روي قرار دارد و بايد همه کوشش‌ها و مساعي لازم در جهت متحقق ساختن آن به‌کار گرفته شود.»

محمد اعظمي درباره ي چشم انداز آينده چنين مي گويد:
«به بار نشستن وحدت بدون تحولي در روش جريانات و فعالان سياسي چندان قابل تصور نيست. براي اينکه وحدت ما انرژي زا شود، نيازمنديم نگاهمان را به آينده بدوزيم و ساختن آينده را راهنماي کارمان قرار دهيم. گذشته اهميت اش در شکل دادن به آينده است. اگر آينده مبنا و قطب نماي ما شود، مکث کردن روي عملکرد و تاريخ گذشته چپ، ره به مچ گيري، افشاگري و تضعيف يکديگر نمي برد. بررسي عملکرد ديروزي مان، سکوي پرشي خواهد شد براي فتح قله بلند و پرشکوه فردا.»
محمد اعظمي مي گويد:
«براي جنبش چپ ايران تا کنون اختلافات و جدائي ها و دوري ها برجسته بوده است. اشتراکات به ديده نمي آمده اند. برجسته کردن اختلافات به کار انشعاب و جدائي مي آيد. براي وحدت نقطه اتکا اشتراکات است. البته تفاوت ها و اختلافات کم نيست. حتما مي بايست آنها را ديد و به رسميت شناخت و براي آنها، راه حل دموکراتيک يافت. به سود چپ مي دانم که اين تفاوت ها و اين گرايشات در جريان وحدت سيماي هر چه روشن تري پيدا کنند.»
اين کادر قديمي و با سابقه ي جنبش فدائي آن گاه مي افزايد:
«وحدت اصولا بر اساس برنامه و اساسنامه شکل مي گيرد. اما به نظر من امروز ما هنوز آمادگي تدوين برنامه را نداريم. ما مي توانيم با تدوين يک اساسنامه و يک پلاتفرم سياسي- نظري، پلاتفرمي که مشي سياسي و جهاتي از ديدگاههاي نظري در آن منعکس است، کنگره مشترک را فرا خوانيم. کار روي برنامه را با مکث بيشتر و کار عميق تر، بدون شتاب از همين امروز آغاز و زمان نهائي کردنش را الزاما به کنگره مشترک گره نزنيم.»
محمد اعظمي در عين حال قدم هاي بعدي را چنين توضيح مي دهد:
«امر وحدت به سياست وحدت طلبانه، سازماندهي و مديريت دموکراتيک و اراده و عزم براي اجراي آن، نيازمند است. هر چند با پذيرش وحدت و برداشتن مانع حقوقي آن، نخستين سد از ميان برداشته خواهد شد، اما مشکلات ديگري وجود دارد که پس از پشت سر نهادن مانع نخست، به روي صحنه مي آيند. اين مشکلات با سازماندهي درست و مديريت دموکراتيک پروژه وحدت، کم دامنه مي شوند. ايجاد ستادي براي تدارک برگزاري کنگره مشترک از جريانات و فعالان سياسي مدافع وحدت، گام ديگري است که مي توان برداشت. به باور من اين ستاد وظيفه سازماندهي علني مباحث، تشکيل جلسات و برگزاري کنفرانس ها را عهده دار است. افزون بر اين، از نمايندگان جريانات سياسي و فعالان چپ، گروههاي کار را براي تدوين برنامه و اساسنامه و مشي سياسي تشکيل مي دهد و مي کوشد با بکارگيري مکانيزم هاي دموکراتيک، مشارکت وسيعتر فعالان سياسي را جلب نمايد.
جريانات سياسي مدافع وحدت به موازات انجام وظايف فوق، بايد بکوشند که از يکسو اقدامات مشترکي را عليه استبداد و در دفاع از دموکراسي، آزادي و عدالت به پيش برند و از ديگر سو، گامهائي در جهت تبليغات سياسي مشترک، ايجاد نشريات، راديو و تلويزون مشترک و .... بردارند. با پيشرفت اين وظايف است که راه وحدتي با دوام و اميدبخش هموار مي شود.»
محمد اعظمي سپس بر اهميت «اراده و عزم براي وحدت کردن» تاکيد کرده و مي افزايد:
«پذيرش وحدت و سازماندهي و مديريت دموکراتيک آن، بدون اراده و عزم براي اجراي آن ره به جائي نمي برد. ما در گذشته بدون توجه به وضعيت و سطح مبارزات مردم، سياست ها و روش هائي بکار مي برديم که به دليل عدم انطباق آن با سطح مبارزه اقشار و طبقات و لايه هاي مختلف جامعه نمي توانست مردم را جلب و جذب نمايد. ما ايده آل هاي خود را تنها معيار براي اتخاذ سياست مي دانستيم و اراده گرايانه بر اجراي آنها پا مي فشرديم. امروز اين درک اراده گرايانه به درستي نقد و کنار نهاده شده است، اما به نظر مي رسد نقش و جايگاه عزم و اراده نيز به نادرست کم رنگ شده است. به همان اندازه که اراده گرائي مي تواند به انجام پروژه هاي بزرگ آسيب بزند، به همان ميزان و شايد بيش از آن، نداشتن عزم و اراده، چرخ پروژه ها را به گل مي نشاند. از اينروست که بر اين باورم که بدون اين عزم، امر وحدت در فضاي وحدت گريز چپ ايران، راه به جائي نمي برد.»

علي مختاري از سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) نيز در مورد مشکلات پيش رو، از گرايش هايي مي گويد که با وحدت سازگاري ندارند:
«برخي از افراد و گرايش ها، اين سمت گيري و چشم انداز گفتگوي وحدت را به سود خود و گرايش مورد نظرشان نمي دانند. ارزيابي آنان اين است که با به راه افتادن گفتگوي وحدت و به سرانجام رسيدن آن، امکاناتشان براي ترويج انديشه هاي التقاطي و سازشکارانه در درون جنبش چپ و مخالفت با باورمندان به سوسياليسم و دمکراسي تضعيف خواهد شد و به همين دليل از آنجا که نمي توانند با صراحت عليه گفتگوي وحدت سخن بگويند، با کلي گويي درباره ضرورت و اهميت وحدت و يا با طرح اما و اگرهاي مبتني بر فرضيات ذهني مي خواهند مانع پي گيري پروژه مشخص و اقدام عملي باشند. سخن مخالفان اين است که نيروي چپ متنوع و وسيع مي باشد و قطعنامه کنگره يازدهم نمي تواند همه طيف هاي چپ را پوشش دهد. آنان هنوز به روشني بيان نکرده اند منظورشان از طيف هاي چپ کدام نيروها هستند و به چه دليل اين قطعنامه ظرفيت پوشش اين نيروها را ندارد. بر اساس آنچه که تا به حال مخالفان اين قطعنامه اظهار کرده اند با اطمينان مي توان گفت دغدغه خاطر اين مخالفان، چاره جويي براي پايان دادن به پراکندگي چپ نيست. و اگر از طيف هاي چپ سخن مي گويند نگاهشان به نيروهاي فراسوي باورمندان به سوسياليسم و دمکراسي است.»
علي مختاري سپس اضافه مي کند:
«در اين واقعيت که نيروهاي چپ پراکنده هستند و گردآوري همه آنان زير يک چتر کار آساني نمي باشد، ترديدي وجود ندارد. وجود ده ها سازمان، نهاد و گروه چپ که همه براي هدف مشترکي مبارزه مي کنند بيان عيني اين پراکندگي است. در سه دهه اخير عليرغم تحولات عيني و ذهني در جامعه ايران از تعداد اين سازمان ها و گروه ها نه تنها کاسته نشده بلکه سال به سال بر شمار آنها افزوده مي شود. اين روند تنها مختص خارج از کشور نيست، پراکندگي نيروهاي چپ در داخل کشور هم که زير سرکوب خشن حکومت بار سنگين مبارزه را بردوش مي کشند، تفاوت چنداني با خارج ندارد. اما نگراني به حق نسبت به چگونگي مشارکت اين نيروها در روند گفتگوها نبايد محملي براي مخالفت با وحدت مشخص دو و يا سه سازمان باشد. رشد پراکندگي نيروهاي چپ را با کلي گويي در باره ضرورت وحدت چپ نمي توان متوقف کرد. کلي گويي در اين باره، يعني مخالفت با اقدام عملي و تعليق به محال کردن سامانيابي نيروي چپ و تنزل اين نيرو به سطح تماشاچيان منفعل صحنه سياسي و مبارزه طبقاتي جاري در کشور. براي برون رفت از اين وضع و غلبه برپراکندگي و ضعف هاي مزمن شده ، چپ به نقشه راه مشخص و اقدام عملي سازنده نياز دارد.»
علي مختاري آن گاه مي افزايد:
«تاکيد بر جنبه سازنده قطعنامه وحدت به معني غلو در باره اهميت اين قطعنامه نيست. اين قطعنامه يک گام ضرروي در راه وحدت است که برداشته شد اما تا رسيدن به وحدت، ما راه دشوار و ناشناخته اي پيش رو داريم که بايد با هم و همگام با ساير نيروها طي کنيم و به پرسش هاي مهم در عرصه تئوري، سياست و دمکراسي تشکيلاتي پاسخ مشترک بدهيم. اين سخن به معني ناديده گرفتن اهميت برنامه و اساسنامه براي تحقق امر وحدت نيست. اما از اصولي بودن ضرورت داشتن برنامه براي وحدت نبايد اين برداشت شود که هر حزب و سازمان ابتدا بايد برنامه جداگانه اي بنويسد و سپس دور ميز مذاکره به انطباق برنامه ها بپردازند. وحدت يک پروسه است و نه اقدام يکباره. پروسه اي که با دوران جنيني آغاز مي شود و به مرور به بلوغ مي رسد. با داشتن اراده وحدت و آمادگي براي کارمشترک برپايه يک آئيننامه سازماني دمکراتيک و پلاتفرم نظري و سياسي که بيانگر رئوس ديدگاهاي بنيادي و مشترک طرفين باشد، مي توان وارد پروسه وحدت شد و به موازات پراتيک سياسي به ايجاد ساختمان حزب پرداخت.»

* * *
وحدت سه سازمان فوق، آيا به راستي تاثيري در وضعيت جنبش چپ در ايران خواهد گذاشت و گشايشي را رقم خواهد زد؟

مجيد زربخش از شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران، مي گويد:
«جنبش چپ در ايران، باوجود خطاهاي بزرگ و نفوذ نقطه‌نظرهاي غيردموکراتيک در آن، از پرچمداران پي‌گير مبارزه براي آزادي، ترقي و عدالت اجتماعي در کشور ما به‌شمار مي‌رود. مبارزان چپ در ايران، طي چندين دهه، با انگيزه آرمان‌هاي ترقي‌خواهانه و عدالت‌جويانه و براي بهروزي زحمتکشان، به‌طور خستگي‌ناپذير تلاش کرده و در اين راه قرباني‌هاي بي‌شمار داده‌اند. چپ در ايران، به دليل اين مبارزات و به‌خاطر آرمان‌هاي عدالت‌‌خواهانه، ترقي‌خواهانه و دموکراتيک آن، از امکان و ظرفيتي قابل توجه براي جلب مردم، بويژه زحمتکشان، جوانان، زنان و روشنفکران برخوردار است. اما اين جنبش در صورتي قادر خواهد بود اين امکانات و ظرفيت را به فعل درآورد و نقشي موثر در تحولات کشور ما ايفا نمايد که از يک سو از سيستم فکري و عملکردي "سوسياليسم واقعا موحود" که طي چند دهه در شوروي و ساير کشورهاي "سوسياليستي" حاکم بود و اساس فکري مسلط در جنبش کمونيستي را تشکيل مي‌داد بگسلد و با خطاهاي گذشته خود مرزبندي کند و از سوي ديگر، با برنامه‌اي واقع‌بينانه و پروژه اجتماعي روشن، در صحنه سياسي ايران جضوري گسترده و سازمان‌يافته داشته باشد.»
او در پايان مي افزايد:
«قطعنامه مصوب کنگره يازدهم فدائيان (اکثريت) را مي‌توان گامي در اين راستا ارزيابي کرد.»

محمد اعظمي از سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران در مورد اهميت چنين وحدتي مي گويد:
«وحدت ما مي تواند انرژي توليد کند. مبنا قرار دادن نظر مهم است، اما به موازات آن ما نيازمنديم زبانمان مشترک شود و عواطف و احساساتمان را، که به هم نزديک هستند، دريابيم. شکي نيست که پروژه وحدت، بدون مشکل نخواهند بود. با ديدن اين مشکلات است که گام در اين راه نهاده ايم. مي دانيم که پس از وحدت، هم سطح مشکلات متفاوت خواهد شد و هم، کيفيت برخورد با آنها، افزايش مي يابد. وحدت به ما امکان مي دهد تا به يک استراتژي روشن دست يابيم، يک سازمان چپ باورمند به دموکراسي بسازيم، بخشي از کادرهاي پراکنده را جمع کنيم، امکانات مادي بيشتري بدست آوريم و با کيفيت و کميت جديدي در جهت دموکراسي و سوسياليسم حرکت کنيم. البته اگر با امر وحدت درست برخورد نشود، اگر عده اي از خود ما به شناسائي موانع و به ساختن سد از آن، مشغول شوند و تعداد ديگري نيز وظيفه خود را در برداشتن موانع ببينند، با وحدت هم ممکن است ره به جائي نبريم. اما بدون وحدت، ترديد نبايد کرد، که نه تنها گشايشي ايجاد نمي شود، بلکه ادامه کاري هر کدام از اين جزاير کوچک متعلق به چپ، دشوار و شايد ناممکن شود.»

علي مختاري از سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) وحدت سه سازمان را گامي براي ايجاد يک حزب چپ فراگير مي شناسد و مي گويد:
«قطعنامه وحدت کنگره يازدهم سازمان فدائيان خلق ايران- اکثريت گامي است در اين راستا. اين قطعنامه نه تنها بازدارنده نيست بلکه اقدامي است مشخص، راهگشا و بيان اراده جمعي اعضاي اين سازمان براي همگامي با سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران و شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران جهت برداشتن گام مشترک در راه وحدت جريان فدائي و تامين مشارکت دمکراتيک و همکاري ساير نيروهاي چپ کشور براي ايجاد يک حزب چپ بزرگ و باورمند به سوسياليسم ودمکراسي.»



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration