The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

ارزيابي انتخابات - نتايج و پيامدها

محمد اعظمي

درانتخابات سوم تيريکهزار و سيصد و هشتاد و چهار نام محمود احمدي نژاد متهم به قتل دکترکاظم سامي و دکتر عبدالرحمن قاسملو به عنوان رئيس جمهور از صندوق هاي راي بيرون کشيده شد. اينکه چگونه و به کمک چه کساني و با استفاده از کدام ابزارها به ناگهان محمود احمدي نژاد يکشبه از سربازي به سرداري رسيد سئوالي است که پاسخ دقيق بدان نيازمند اطلاعاتي است که فعلا هنوز به طور کامل به بيرون از مافياي قدرت درز نکرده است ، اما با داده هاي تا کنوني هم مي توان به بازنگري انتخابات نشست و از مکث بر واکنش ها و مواضع اپوزيسيون، مردم و حکومت درس هائي برگرفت و پيامدهاي آنرا براي اتخاذ سياست برشکافت.
ارزيابي نادرست بود!
ارزيابي نيروهاي چپ و دموکراتيک کشورمان تا پيش از 27 خرداد عموما اين بود که درصد مشارکت مردم در انتخابات پائين است و رفسنجاني از ميان کانديداها شانس بيشتري دارد. در باره آمار شرکت در انتخابات دوره نهم، اکثرا ميزان مشارکت را کمتر از 40 درصد ارزيابي مي نموديم. که اشتباه بود. اين را مي بايست با صراحت و بدون پرده پوشي و ابهام آفريني اعلام نمائيم. اينکه چرا چنين شد، به طور کلي به کم اطلاعي و در مواردي به اطلاعات غلط ما از وضعيت مردم وظرفيت حکومت بازمي گردد. اما به طور مشخص چند عامل در اين ارزيابي غلط، نقش آفرين بوده اند:
اول اينکه منبع اطلاعات بسياري از ما روشنفکران و اقشار متوسط جامعه بوده است. ما از طريق اين نيرو با جامعه پيوند مي خوريم وروانشناسي اين طيف است که به نظر ما سمت و سو مي دهد و تحليل ما را مي سازد. اين دريافت ها مربوط به بخشي از لايه هاي جامعه ايران است اما ما به نادرست آنرا به کل مردم کشور تعميم داديم. واکنش ما در قبال انتخابات، بيان روحيات اين نيروبود از اينرو سياست تحريم در ميان اين طيف پاسخ مثبتي گرفت و به صورت گسترده اي اجرا شد.
دوم اينکه تا کنون در باره خصلت استبدادي حکومت کم نگفته ايم. اما توجه نداشته ايم که يک حکومت استبدادي تا زمانيکه در آستانه سقوط قرار نگرفته باشد اگر عزم جزم کند حتما حدود 50 درصد مردم را مي تواند با ترفندهاي مختلف به پاي صندوق هاي راي بکشاند و يا حداقل راي آنها را از صندوق ها بيرون کشد. امروز برخي از ما سخن از تقلب، راي خواني و فشار به ميان مي آوريم. ادعاي نادرستي نيست. اما ارزيابي ما مي بايست اين اقدامات را در دل خود مفروض مي انگاشت. صحبت ما متوجه همين انتخابات با همين حکومت اسلامي بود. آن را به حضور ناظران بين المللي در يک انتخابات آزاد مشروط نکرده بوديم. البته ابعاد تقلبات بسيار گسترده تر از آن بود که پنداشته مي شد. اين نيزبازريشه در درک نادرست ما داشت که اختلافات درون جناح هاي حکومت را مانع تقلبات در نظر مي گرفتيم. بويژه گفته مي شد تسلط اصلاح طلبان بر وزارت کشوردست محافظه کاران را براي تقلب مي بندد. به ساير ترفندها نيز بهاي لازم داده نمي شد. با اينکه جريانات سياسي جسته و گريخته از انواع دخالت ها سخن به ميان آورده بودند اما به نظر مي رسد که اين مسائل در محاسبه ميزان مشارکت مردم چندان منظور نمي شد.
سوم اطلاعات ما از ابعاد اختلافات در درون جناح هاي رژِيم ناقص بود. افزون بر اين بر تناقضات و پيچيدگي هاي حکومت مکث کافي نکرديم. اين حکومت به دليل اختلافات شديد جناح ها با يکديگر و حتي در درون هر جناح، امکان يک حرکت با نقشه و يکپارچه را نداشت. اما احمدي نژاد را نقشه يک جناح از راست پيش انداخت. از سوي ديگر چنين به نظر مي رسد که تا چند روز پيش از انتخابات خامنه اي وتعدادي از دار و دسته اش هنوز براي پشتيباني از احمدي نژاد ترديد داشته اند. وجود چند کانديدا تا آخرين لحظات در ميان راست محافظه کاريکي از نشانه هاست. اما به نظر ميرسد که در لحظات آخر زير فشار و تحت تاثير شوراي نگهبان، بخشي از بسيج و سپاه وتعدادي از اخوندهاي فوق ارتجاعي مثل مصباح يزدي، خامنه اي نيز به اين بلوک ملحق شد. اين مجموعه بسيار ماهرانه عمل کرده و سازمانيافته نقشه خود را به اجرا نهادند. صحنه به گونه اي آراسته شد ونقشه توطئه به شکلي ريخته شد که حتي جناح هاي حکومتي را نيزغافلگير کرد. سازماندهي بسيج و سپاه براي دخالت در انتخابات به قدري گسترده و ناگهاني بود که تا روز راي گيري، خود کانديداها نيز متوجه نقشه توطئه گرانه اين مجموعه نشدند.
عوامل فوق سبب اين شد که درصد مشارکت را پائين تر از حدود واقعي آن ارزيابي کنيم و رفسنجاني را درغياب حضور مردم، برنده انتخابات فرض نمائيم. زيان اين ارزيابي به لحاظ تبليغي، تبديل يک برد مسلم مردم به يک باخت بوده است. در اين انتخابات که توسط جمهوري اسلامي برگزار شد، خود جناح هاي حکومتي نه اپوزيسيون آن، به تقلب و راي سازي اعتراض داشتند. بنا به نظر همين حکومت نزديک 40 در صد مردم در انتخابات شرکت نکرده اند. يعني آمار عدم مشارکت بيش از مجموعه نيروهاي محافظه کار به شمول شوراي نگهبان و شخص رهبر و به کمک تمامي رسانه هاي ارتباط جمعي و ابزارهاي تبليغي و اعمال فشارها و تقلبات و دخالتها ي پنهان و آشکاردر انتخابات بوده است. که رقم بزرگي است. افزون براين ثقل اصلي نيروي تحريم را آگاه ترين نيروهاي جامعه و اثر گذارترين آنها بر روند هاي سياسي مي سازد. ما چنان بد تبليغ کرده ايم که اين قوت ها همه در سايه قرار گرفت. نه تنها خودمان متناسب با بار و وزن نيروي تحريم سياست ورزي نمي کنيم، حتي آقاي تاج زاده را هم به اشتباه انداخته ايم به گونه ايکه اوهم باورش شده که سياست تحريم شکست خورده است!! او در حاليکه کانديداي شان کمتر از 9 درصد و جمع سه کانديداي اصلاح طلب با در اختيار داشتن دولت و برخي از رسانه هاي ارتباط جمعي ، حدود 22 درصد آرا را کسب کرده است، در سخنانش پيش از هر چيزدر بوق شکست سياست تحريم دميد.
علت مشارکت؟
براساس آمار وزارت کشور5/62 درصد واجدين شرايط در دور اول و 5/59 درصد در دور دوم، آرا خود را به صندوق ها ريخته اند. اگر آرا باطله را از اين آمار کم کنيم ميزان مشارکت موثر به ادعاي وزارت کشوردر دور اول حدود 60 در صد و در دور دوم حدود57 درصد خواهد بود. براي بررسي مشارکت مردم، آگاهانه از ادعاي کروبي، معين و رفسنجاني در ارتباط با تقلب هم در مي گذرم. به باور من با کسر تقلبات اين آمار نشان از مشارکت نسبي مردم دارد و بيش از حد انتظار ما بود. با توجه به مجموعه نارضايتي ها، بي اعتمادي ها و انزجاري که مردم از حکومت ابراز مي کنند علت اين مشارکت را چگونه بايد توضيح داد؟
سرنوشت و ابعاد مشارکت درانتخاباتي که اکنون توسط جمهوري اسلامي برگزار مي شود به تصميم نيروهاي بينابيني وابسته است. اين نيرو که من آنرا نيروي ترديد مي نامم حدود نيمي از دارندگان حق راي را تشکيل مي دهد و بسته به مجموعه اي از عوامل به اين يا آن سو مي تواند کشيده شود. در شرايطي که چشم اندازي از طرف نيروهاي دموکراتيک گشوده نمي شود به دنباله روي از حاکميت مي افتد. در اين دور با وجود هماهنگي بي سابقه اي که در سياست عدم مشارکت بين جريانات سياسي وجود داشت، اپوزيسيون آزاديخواه به شدت ناهماهنگ عمل کرد و نتوانست با اتخاذ راهکاري يگانه به سياست خود آنگونه که شايسته بود ماديت بخشد و اميد آفرين شود. از اينرو بر نيروي ترديد کمترين اثر را بجا گذاشتند. ترديد مردم را قدرت و اميد در هم مي شکند. حضور هماهنگ و نيرومند اپوزيسيون ترقي خواه و ارائه يک برنامه پاسخگو به نيازهاي جامعه مي توانست به مردم چشم انداز اميدوار کننده اي دهد وآنان را در نفي انتخابات و ايستادگي در برابر حکومت ديني ثابت قدم نمايد.
به همان اندازه که اپوزيسيون ضعيف و ناهماهنگ وارد کارزارانتخابات شد، جناح هاي حکومت به ويژه بلوک خامنه اي ، شوراي نگهبان و نظاميان، به صورت سازماندهي شده وارد اين معرکه شدند و از تمامي قدرت خود براي کشاندن مردم به پاي صندوق ها بهره گر فتند.
افزون براين اگر از اپوزيسيون ترقي خواه بگذريم، ساير گرايشات جامعه هر کدام نماينده اي در بين کانديداها داشتند. و تشکل هاي آنان از مجمع روحانيون مبارزگرفته تا جامعه روحانيت مبارز، از مجاهدين انقلاب اسلامي تا مشارکت ايران اسلامي همگي فعالانه براي کشاندن مردم به پاي صندوق هاي آرا کوشيدند. نهضت آزادي و جريان موسوم به ملي – مذهبي نيز پس از طرد شدنشان از انتخابات دروجود معين تحقق آرزوهاي خود را يافتند و به مشارکت فعال در انتخابات پرداختند .
عامل ديگري که در کشاندن بخشي از مردم به پاي صندوق ها موثر بوده است، فعاليت تشکل هائي نظير کميته امداد، بنياد شهيد و ..... بود که به دليل امکانات معيشتي و اقتصادي، حقوق بگيرانشان را مجبور به مشارکت در انتخابات نمودند. بخش ديگري از مردم را وعده هاي احمدي نژاد که بوي نان مي داد به پاي صندوق ها کشاند.
پراکندن شايعات براي اعمال فشار به ويژه روي جوانان بيش از15 سال و زير کنکوري ها، در مشارکت در انتخابات براي مهر شناسنامه ها موثر بوده است. اين مجموعه در شرايط نبود يک آلترناتيو نيرومند ، وضعي را پديد آورد که شاهد بوديم.
چرا احمدي نژاد؟
دلايل راهيابي احمدي نژاد به دور دوم انتخابات با پيروزي او در برابر رفسنجاني يکسان نيست. احمدي نژاد تا لحظات آخر - بر اساس شمارش آرا که توسط وزارت کشور به تدريج اعلام مي شد - چنين موقعيتي در ميان کانديداها نداشت. بالا آمدن احمدي نژاد يک کودتاي انتخاباتي بود. اگر کودتا را اقدامي غير قانوني، متکي به زور وبه صورت ناگهاني بدانيم که معمولا يا توسط نظاميان و يا به پشتيباني از آنها صورت مي گيرد، بالا آمدن احمدي نژاد تمامي اين خصوصيت را داشت.اين اقدام در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي غير قانوني و ناگهاني بود. کمتر کسي جزطراحان اين کودتا ازآن با خبر بودند و به خاطر هيچکدام از فعالان سياسي حتي حکومتي نيز خطور نکرد که او بتواند به دور بعدي انتخابات راه يابد. بالا کشاندن احمدي نژاد با توافق شخص خامنه اي وهدايت شوراي نگهبان و دخالت بسيج و سپاه و تسليم دولت و وزارت کشور به وقوع پيوست. پر کردن صندوق ها در لحظات آخر و درزمان تمديد وقت و شمردن آرا سفيد و بعضا تعويض آرا ديگران به نام او، منجر به بالا آوردن راي او و قرار گرفتن اش در رده دوم پس از هاشمي رفسنجاني شد.
در دور دوم وضع متفاوت شد. احمدي نژاد در برابر هاشمي رفسنجاني قرار گرفته بود. گرچه در پشت سر احمدي نژاد رهبر و شوراي نگهبان و سپاه و بسيج صف کشيده بودند اما براي بخشي از راي دهندگان نماينده رسمي حکومت هاشمي رفسنجاني بود نه احمدي نژاد. هاشمي رفسنجاني در مقام رئيس شوراي مصلحت نظام ، رئيس جمهور و رئيس مجلس، عضو شوراي انقلاب وجزو نزديک ترين ياران امام بوده است. از او در اين دور جامعه روحانيت مبارز و تعدادي از آيت اله هاي سنتي و نيرومند جمهوري اسلامي حمايت کرده بودند. در حاليکه از احمدي نژاد کمتر ارگان شناخته شده اي به صورت علني حمايت کرد. تعدادي از راي دهندگان نفرت از هاشمي آنها را به سوي احمدي نژاد کشاند. هاشمي رفسنجاني در اين 26 سال يکي از سمبل هاي حکومت و از مسئولان طراز اول آن بوده است. دزدي، رانت خواري و مال اندوزي يکي از مختصاتي است که با نام هاشمي گره خورده است. او با اينکه ادعا مي کند که حتي منزلي ندارد يکي از 50 ثروتمند دنياست. گرچه چهره اورا در سازماندهي بسياري از جنايات در ايران و در خارج کشوربرخي از اصلاح طلبان و حتي جريانات مدافع دموکراسي به سادگي به فراموشي سپردند و با طرح خطر فاشيسم راي خود را به نام او در صندوق ها انداختند، اما مردم عادي کوچه و خيابان چهره آميخته با جنايت و فساد او را فراموش نکرده اند. در مقابل احمدي نژاد براي بخش قابل توجهي از مردم ناشناخته بود . و در قياس با هاشمي با رژيم فاصله بيشتري داشت به ويژه آنکه نوک تيز حملات احمدي نژاد روي رانت خواري و مبارزه با فساد مالي متمرکز شده بود.
افزون براين احمدي نژاد در غياب يک نيروي دموکراتيک و آزاديخواه در نقش دفاع از خواسته هاي اقتصادي مردم ظاهر شد و اين ادعاها توسط رسانه هاي حکومتي تبليغ شد. در جريان انتخابات نيز بسيج و سپاه به شکل سازمانيافته زحمت کنترل صندوق ها را به دوش داشتند و در مواردي حتي نماينده وزارت کشور را نيز بازداشت کردند تا مزاحمتي براي دخالت در نتيجه انتخابات براي آنها ايجاد نکنند.
تحريم درست بود؟
در باره تحريم و عدم مشارکت پيش از اين دلايل و سخنان زيادي گفته شده است. نگاهي به چگونگي برگزاري و نتايج انتخابات مرا به صحت عدم مشارکت مردم در انتخابات بيشتر قانع نمود. اين موضوع را توضيح مي دهم.
آنچه که در ايران برگزار شد انتخابات به معني متعارف آن نبود. در ميان نيروهاي اپوزيسيون آزاديخواه نيز غير از اين سخن و ادعائي وجود نداشت. پس، از اين زاويه مشارکت در انتخابات منتفي بود. براي مشارکت اثربخشي آن به سود مردم مورد تاکيد بود. در دور نخست ادعا اين بود که با مشارکت و راي به معين مي توان مانع يکدست شدن حکومت شد. افزوده مي شد که معين برنامه اش از خاتمي راديکال تر و عزم اش راسخ تراز اوست. در دور دوم مشارکت کنندگان هميشگي در انتخابات، مساله خطر فاشيسم را برجسته کردند و فرانسه را شاهد آوردند که 80 درصد مردم دربرابر لوپن فاشيست به شيراک محافظه کار راي خود را به صندوق ها ريخته اند. با اين توجيهات مشارکت در انتخابات را توصيه کردند. ببينيم اين ادعاها چه حاصلي به بار آورد وبراي مردم و جريانات آزاديخواه چه دستاوردي داشت؟
اول اينکه براساس مجموعه اطلاعاتي که تا کنون به دست آمده است طيف محافظه کار حکومت زماني که نتوانستند روي يک کانديدا به توافق برسند، به شکل سازمانيافته و با تائيد رهبر جمهوري اسلامي براي بالا کشاندن احمدي نژاد دست بکار مي شوند و با قلدري آشکار او را به دور دوم انتخابات ميرسانند. دخالت و مشارکت مجموعه نيروهاي اپوزيسيون نمي توانست مردم را به پاي صندوق ها و راي به معين مجاب کند. به اين دليل ساده که اصلاح طلبان طي 8 سالي که سکان قوه مجريه را به دست داشتند، اعتماد مردم را به پشيزي نگرفتند. در اين فضا و با آن عملکرد هر درخواستي ازمردم براي شرکت در انتخابات بي پاسخ مي ماند. از سوي ديگر خامنه اي درست روز پيش از انتخابات اعلام نمود که هر راي که به صندوق ها ريخته شود يک راي به مشروعيت نظام است. از اينرو کساني که در انتخابات شرکت کرده اند، به دليل آن بي اعتمادي به معين و به دليل سازماندهي و تصميمي که براي بالا آوردن احمدي نژاد گرفته شده بود، نمي توانستند به هدف سياسي خود برسند، راي آنها در خدمت تثبيت موقعيت جناح مقابل و در تحکيم نظام اسلامي بکار مي افتاد همانگونه که افتاد.
دوم اينکه از زاويه ديگري نيز مي توان به ارزيابي انتخابات نشست. صحت تحريم را مي توان از دستاوردهاي نيروهائي که سياست مشارکت داشتند، سنجيد. ملي – مذهبي ها، نهضت آزادي و اصلاح طلبان با مشارکتشان چه به دست آوردند جز رسوائي براي خود و حيثيت براي خامنه اي و دار ودسته محافظه کارش . آنها پس از افتضاح دور اول باز مثل هميشه نخواستند بياموزند. وارد ميداني شدند که پيشاپيش سهم آنها در آن جز باخت چيز ديگري نمي توانست باشد.
اصلاح طلبان در تمامي دوره قدرت شان هرزمان مورد سئوال قرار گرفتند که چرا رئيس جمهور به شعارهاي خود وعده نمي کند، پاسخ مي دادند که رئيس جمهورکاره اي نيست. يک تدارکچي است. اما در تناقضي عجيب زماني که نوبت به احمدي نژاد مرتجع رسيد به يکباره او توان استقرار فاشيسم پيدا مي کند. اگر رئيس جمهور تدارکچي است، دربوق زدن خطر فاشيسم چه معني دارد. واقعيت اين است که اين نيرو باوري به خطر فاشيسم از جانب احمدي نژاد نداشت. احمدي نژاد به درستي از جانب اصلاح طلبان امربر( گماشنه ) خامنه اي معرفي شده است ازاينرو اين خطر اگر وجود داشته باشد نمي بايست به گماشته خامنه اي نسبت داده شود. مصلحت ديگري طرح اين خطر را در دستور آنها نهاده بود و آن مصلحت راي به رفسنجاني بود.
و سوم اينکه مقايسه فرانسه با ايران اگر شيادي در آن نباشد، مي تواند از بي اطلاعي و نا آگاهي سرچشمه گيرد. فرانسه کشوري است که انتخابات آن دموکراتيک است. هم شيراک وهم لوپن اين قاعده دموکراتيک را رعايت مي کنند. در چنين شرايطي اين دو به دور دوم کشيده شده بودند. بالا آمدن لوپن اشتباه خود مردم فرانسه بود. مردم مي دانستند در صورت شرکت راي آنها منظور مي شود. در انتخابات عليه لوپن مشارکت کردند واو را از رسيدن به قدرت محروم نمودند. در ايران انتخابات يک راي گيري غير دموکراتيک است براي انتخاب رئيس جمهور از ميان برگزيدگان شوراي نگهبان. در جريان راي گيري نيز، راي ها بنا به ميل مجري مي تواند به نام کس ديگري خوانده شود. و اگر نتايج آرا خوشايند مقامات نبود آن را به راحتي تغيير مي دهند. و کانديداهاي از فيلتر گذشته نيز اعتراض شان به طور قاعده و اگر اتفاق خاصي نيفتد در سرحدات مصالح نظام متوقف مي شود. کساني که مردم را دعوت به مشارکت در اين انتخابات کردند وظيفه دارند توضيح دهند که حاصل کارشان درخدمت مردم بوده يا به سود ارتجاع تمام شده است. بالا بردن مشارکت در انتخابات غير دموکراتيکي که پيروز آن احمدي نژاد بود به سود چه نيروئي تمام شد؟
و بالاخره اين همه گرد و خاک براي چه بود؟ اولا رئيس جمهوردر ايران تا چه اندازه منشاء اثر است و در ثاني تفاوت بين هاشمي و احمدي نژاد از زاويه منافع مردم چقدر است و ثالثا اگر هم تفاوتي هست مردم ايران در اين اوضاع و احوال جهان اجازه نمي دهند که اين حکومت در کليتش - نه فقط رئيس جمهورش - هرچه خواست انجام دهد. امروز هر که به قدرت برسد مردم او را مجبورمي کنند که حد و حدود خود را بشناسد. مردم ايران با اين تجارب و در اين اوضاع و احوال جهاني نمي گذارند احمدي نژادها آب خوش از گلوي شان پائين رود. آنها را به جائي مي کشانند که حتي گفتارشان را هم تا حدود زيادي با مردم هماهنگ کنند. اشتباه بزرگ کساني که در بوق خطر فاشيسم مي دمند در اين است که نمي دانند يا نمي خواهند بدانند که مردم نيروي اصلي تحول و تغيير در کشورند. براي اعمال اراده امثال احمدي نژاد زمينه اي لازم است که امروزنه تنها اين زمينه در ايران و در کل جهان آماده نيست، بلکه شرايط درست در نقطه مقابل يکه تازي احمدي نژاد و هم فکران اوست. امروزيکه تازي خامنه اي و به قدرت رسيدن احمدي نژاد را تنها با ضعف اپوزيسيون مي توان توضيح داد. به اين دليل که در ايران اکثريت مردم با اين رژيم مخالفند. اين را بيش از هر کسي خود حکومت مي داند. آزاد نبودن انتخابات، به راي نگذاشتن جمهوري اسلامي در يک رفراندم به اين خاطر است که حکومت مي داند که مردم اين حکومت را نمي خواهند. حکومتي که راي مردم را ندارد از راي آزاد آنها مي ترسد .

چشم انداز و پيامدها-
با تسخير کرسي رياست جمهوري توسط وابسته رهبر، تمامي ارگانهاي جمهوري اسلامي يکدست شده در اختيار ظاهرا يک جناح قرار گرفته است. اولين سئوال اين است که اين حکومت جامعه را به کدام سو مي کشاند؟ فضاي جامعه مسدود و انتقادات و اعتراضات سرکوب مي شود يا جامعه به سمت ديگري مي رود؟ من فکر مي کنم اين حکومت تمايل به باز گرداندن جامعه به عهد عتيق دارد. اما بسيار بعيد است که بتواند. اوضاع به گونه اي است که اتخاذ سياست در قبال حکومت چندان سهل نيست. در اين حکومت هر برنامه و هر طرح و هر پروژه اي ممکن است پيش از آغازمتوقف يا در جريان انجام به پايان نرسد. وضع حکومت بسيار سست و شکننده است. جمهوري اسلامي نه مردم را دارد و نه خود منسجم است و نه جهان با او همراه است. قدرت اودر نا تواني و پراکندگي و ضعف يک آلترناتيو دموکراتيک و آزاديخواه است. او با گذشت زمان ضعيف تر و بي رمق تر شده است. جناحي که امروز حاکم است گرچه در مقابل رفسنجاني متحد عمل کرد ولي مشکلاتش بيش از اين هاست. اين جناح در جريان انتخابات تلاش وافري نمود تا يک کانديدا معرفي کند. نتوانست. نه تنها محافظه کاران در سه جناح سنت گرا، اصول گرا و مصلحت گرا در برابرهم صف کشيدند، اصول گراياني که به قدرت رسيده اند نيز هر کدام ساز خود را در دستگاهي کوک کرده اند. اين حد از تشتت در بالا، امکان برگرداندن جامعه به سالهاي گذشته پيش از خرداد 76 را بسيار غير محتمل مي کند. به ويژه امروز جهان در فشار به جمهوري اسلامي و گرفتن حتي بهانه از او يکصدا تر و حساس تر شده است. شرايطي پيش آمده است که اگر فقط کروبي و معين در برابر تقلبات ايستادگي مي کردند معلوم نبود که انتخابات بهم نخورد. و يا حتي همين امروز اگراپوزيسيون به صورت يکپارچه و هماهنگ برطبل بطالت انتخابات بکوبد و انتخابات آزاد را تبليغ کند و آن را پي بگيرد معلوم نيست سپتامبرامسال احمدي نژاد بتواند به عنوان رئيس جمهورايران قسم بخورد. من پيش زمينه هاي تغيير را در جامعه با تمام وجودم حس مي کنم. براي تغيير ابتدا شکاف در بالا در بين حاکمان دهان مي گشايد. که گشوده است. دومين شرط تغيير، بهم خوردن روحيات و فرو ريزي ترس است. شما به سخنان همان کساني که خطر فاشيسم را پيش کشيده اند توجه کنيد ببيند که به همين جنابي که بناست فاشيسم را مستقر کند چه القابي مي دهند. شکاف در بالا و به هم خوردن روحيات مردم دو عاملي است که بر يکديگر اثر گذاشته مي تواند جنبش ها ي گسترده و سراسري از آن زاده شود. ودر صورت وجود يک آلترناتيو فاتحه قدرت خوانده مي شود. مشکل اصلي ما نبود اين آلترناتيو است. اين را مي بايست دريافت و به ساختن آن همت گماشت.
هدفم ازطرح و ترسيم اين وضعيت، بيشتر زدن تلنگوري است به خودمان. براي اين است که بگويم فروپاشي حکومت هم بدون يک آلترناتيو آزاديخواه الزاما به سود مردم تمام نمي شود. بدين خاطر است که ما اپوزيسيون چشم بگشائيم واز لاک خويش بدر آئيم و براي فشردن صفوف خود گامهامان را سنجيده اما پر شتاب برداريم. براي اين است که خود را عين حقيقت ندانيم و فرمايشات خويش را آيه آسماني نيانگاريم. براي اين است که به افرادي نظير کروبي و رفسنجاني بنگريم که آموخته اند که بدون سازمانيابي کاري از پيش نمي برند و در پي تشکيل احزاب خويش اند. توجه داشته باشيم که در پيروزي احمدي نژاد در دور دوم عوامل متعددي نقش داشت اما در ميان اين عوامل نقش سازمانگري براي کشاندن بخشي از ناراضيان بي نان به پاي صندوق ها برجستگي داشته است.
من فکر مي کنم تمامي فعالان سياسي و همه افراد ، محافل و جرياناتي که دلبسته آزاديند مي بايست به اين سئوال پاسخ دهند که آيا جمهوري اسلامي مردم ايران را با خود دارد يا نه. اگر ندارد چرا برجاست.
ما اپوزيسيون کم مشکل نداريم، اما چيرگي بر آنها دشوار نيست. يکي از مشکلات پيچيدن به دست و پاي يکديگر است. در فرداي انتخابات به جاي متمرکز کردن انرژي و زدن ضربه به ارتجاع تازه، مشغول مچ گيري از يکديگر شده ايم. ما به بررسي گذشته مان و به باز نگري عملکردمان نيازمنديم. در اين شکي نيست. اما نه براي تخريب، براي اينکه بتوانيم راه آينده را هموار کنيم . امروز کساني که در داخل و خارج برابر استبداد صف کشيده اند بسيارند. اينان از آگاه ترين و جسورترين افراد جامعه اند. اينان هم فکران ما، ياران ما، بخشي از ما و اغراق نيست اگر بگوئيم خود مائيم. مشکل اين است که اين تن واحد که ما باشيم پراکنده عمل مي کنيم. و اين پراکندگي، دارد تحليلمان مي برد و کهنه انديشان را کمک مي کند تا بر جان و هستي ما کماکان حکم رانند. براي ريشه کن کردن اين آفات و بهداشتي کردن جامعه به اتحاد نيازمنديم. پاسخ به اين نياز را به فردا نسپريم.
15 تير 1384

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration