The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

شرکت در انتخابات براي رأي دادن به گزينه هاي شوراي نگهبان را اصولأ وانتخابات کنوني را مشخصا بايد تحريم کرد

علي جلال

مردم ستم کشيده ايران اينک نزديک به 30 سال است که کشور ما، ايران زير سلطه رژيم جمهوري اسلامي راه انحطاط و از هم گسيختگي را مي پيمايد.
اقتصاد کشور در انحصار انواع و اقسام گروه هاي وابسته به حکومت به شکل بنيادهاي وابسته به مراکز ديني، بنيادهاي وابسته به سپاه پاسداران، آستان قدس و ... است که توليد و صنعت ملي را به نابودي برده اند، درآمدهاي افسانه اي ثروت ملي ايران، نفت در اختيار اين بنيادها قرار مي گيرد تا با واردات افسارگسيخته کالاهاي خارجي (80 ميليارد دلار در سال) اساس کار و توليد داخلي چه در زمينه صنعتي و چه در زمينه کشاورزي از هم بپاشند. کارخانه ها دسته دسته، يکي پس از ديگري تعطيل شده اند، کارگران انبوه، انبوه بيکار مي شوند، کشاورزان آواره بيغوله هاي اطراف شهرها مي گردند. اکثريت مردم ايران با اينهمه ثروت مادي و معنوي و سوق الجيشي، زير خط فقر زندگي مي کنند فساد و فحشا همه جا را فرا گرفته است. بيش از سه مليون از جوانان ما معتاد به مواد مخدر- شيميائي نابود کننده هستند، زنان و دختران ما را به تن فروشي کشانده اند. اين فسادها از سنين جواني و حتي نوجواني (17 سال و به پائين) دامن گير شده و مي شود.
نابودي فقط نابودي توليد و منابع زيرزميني نيست ، مشتي ايادي حکومت، وابستگان به قدرت، مغول وار به همه جاي اين ميهن مي تازند، محيط زيست، جنگل ها مراتع، رودخانه هاي بزرگ، درياچه ها همه و همه را نابود مي کنند حتي خاک کشاورزي ايران را از بين مي برند. بنيان هاي فرهنگي و ملي ما را هم نابود مي کنند، آنها نه تنها آثار باستاني را به غارت مي برند بلکه بخاطر ماهيت ايران ستيزشان، هر آنچه مربوط به ايران باستان است را تخريب مي کنند يا در معرض تخريب هاي عمدي قرار مي دهند.
سانسور، خفقان و سرکوب روزبروز بيشتر مي شود زنان، کارگران، روشنفکران، دانشجويان و نويسندگان و ... به کوچکترين بهانه اي به برترين بهانه اي به زندان افتاده مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار مي گيرند، اعدام در سطح گسترده (مقام اول در جهان به نسبت جمعيت) انجام مي شود. رژيم جمهوري اسلامي از آغاز برپائي خود از کشتن، شکنجه کردن آدم ها لذت مي برد، اگر کشتن سياسيون چندان دست ندهد، اعدام و شکنجه مردم عادي را افزايش مي دهد: سنگسار زنان، اعدام کودکان، در اين 30 سال حتي يکبار هم هيچيک از وابستگان رژيم به چنين اتهاماتي (دزدي، ناموسي و ...) متهم نشده اند.
جمهوري اسلامي همه رفتارهائي را که در تاريخ انسانيت نکوهيده و پست و ضد انساني شمرده مي شود از قبيل دروغ، ريا، فريب، حيله، تجاوز، آدم کشي، زجرکش کردن زنان (سنگسار) و ... را مقدس مي شمارد.
اين رژيم از نخستين روزهاي سلطه خود، کشور ما ايران را در معرض تهديدات مهلک خارجي قرار داده است، 8 سال جنگ که اقلأ 6 سال آن توسط رژيم به مردم ايران تحميل شده بود. اينک جمهوري اسلامي با فعاليت هاي اتمي مشکوک خود، دخالت در امور ديگر کشورها حتي تهديد رسمي و علني و مکرر کشوري عضو سازمان ملل متحد به نابودي (که از قضا اين کشور صاحب بمب اتمي و قوي ترين ارتش جهان است)، کشور ما را بيهوده و بدون هيچ دليلي در معرض خطرات بنيان کن (حتي تهديد با سلاح اتمي) قرار ميدهد. بخش مهمي از درآمدهاي نفتي کشور را با خريد تجهيزات اتمي و موشکي از بازارهاي قاچاق دنيا (با قيمتهاي نجومي) بر باد مي دهد.
اگر جمهوري اسلامي به سلاح اتمي دست يابد آنگاه تهديداتي که اين رژيم دائمأ عليه ميهن ما برانگيخته و بر مي انگيزاند به تهديدات اتمي به تهديد به حمله اتمي تبديل مي شود و اين يعني خطر نابودي ايران (آيا کسي مي تواند جواب دهد، چرا؟)
آري اين خلاصه اي بود از وضعيت اقتصادي، سياسي، فرهنگي، امنيتي و ايمني در کشور. دريک کلمه وقتي جمهوري اسلامي بر سر کار آمد، کشور ما از کره جنوبي از هر نظر جلوتر بود؛ اينک کره جنوبي هم ارز ژاپن است و ايران به حد کره شمالي از لحاظ توسعه، و بدتر و بسيار بدتر از آن ازساير لحاظ سقوط کرده است.

قانون
قانون در تاريخ بشريت با هدف تعيين حدود همه انسانها ابداع شده است. جمهوري اسلامي تنها رژيمي در تاريخ است که در آن طبق "قانون" يک فرد بالاتر از همه و بالاتر از هر "قانون" و بالاتر از قانون اساسي است. صد سال و اندي پيش، پيش از انقلاب مشروطه در ايران حکومت سلطنت مطلقه برپا بود، اينک حکومت ولايت مطلقه برپاست با اين تفاوت که ولي امر بالاتر از سلطان است (او خود را جانشين پيغمبر ميداند) و ثانيا در زمان حکومت سلطنت مطلقه در ايران قانون وجود نداشت. اما ولايت مطلقه فقيه بر 70 ميليون مردم ايران طبق "قانون"، قانون اساسي جمهوري اسلامي است. آري در جمهوري اسلامي ولي فقيه مي تواند اصول قانون اساسي را وارونه کند (تغيير اصل 44)، او مي تواند مصوبات مجلس را لغو کند (حکم حکومتي، قانون مطبوعات)، او شوراي نگهبان تعيين مي کند و اين شورا تنها به کساني که در عمل کاملا ثابت کرده باشند که مطلقا از ولي فقيه اطاعت مي کنند (احراز صلاحيت)، اجازه نامزد شدن در انتخابات (مجلس، رياست جمهوري و حتي شوراي شهر) را مي دهد.
سپاه پاسداران (و ارتش)، نيروهاي انتظامي (و پليس) و قوه قضائيه در کل تنها و تنها و مستقيم توسط ولي فقيه اداره مي شوند و همچنين راديو و تلويزيون.علاوه بر اين ولي فقيه دستگاه هائي درست کرده است مثل شوراي انقلاب فرهنگي، شوراي امنيت ملي، مجمع تشخيص مصلحت و ... که اعضاي آن ها مستقيما توسط خود او عزل و نصب مي شوند و مصوبات اين دستگاه ها که به امضاي خامنه اي مي رسد از تمام قوانين (مثل قوانين مصوبه مجلس) و تمام تصميمات (مثل تصميمات دولت و ...) بالاتر است.
اين دستگاه ها در اساسي ترين و بنيادي ترين امور اقتصادي، فرهنگي، آزادي ها و ... تا ساده ترين آنها قانون و دستورالعمل صادر مي کنند. بعلاوه به شدت تلاش دارند، خود را پنهان و در سايه نگه دارند.
تمام امور "امنيتي" و تحصيلي مربوط به دانشگاه ها، از طرح اسلامي و اسلامي تر کردن آن، گنجاندن مواد درسي حوزه علميه در آنجا، اخراج استادان، اخراج دانشجويان، کنترل دانشجويان، حمله به تجمعات (دانشجويان؛ محروم کردن دانشجويان، توطئه هاي ضد دانشجوئي (مثل داستان نشريه انجمن اسلامي دانشگاه پلي تکنيک)، امورات فرهنگي مثل سانسور کتاب و روزنامه و فرآورده هاي فرهنگي، مقابله با روشنفکران و نويسندگان و توطئه عليه آنها، امورات ضد فرهنگي مثل سانسور مطبوعات، کتاب، فراورده هاي فرهنگي، فيلم، موسيقي، تئاتر، تمام سياست هاي مربوط به "شبيخون فرهنگي" و توطئه عليه نويسندگان و روشنفکران همه اين موارد در شوراي انقلاب فرهنگي طراحي و تصميم گيري مي شود.
امورات مربوط به سرکوب مردم، کارگران، زنان، دانشجويان، اقوام و ... و سياست خارجي از جمله برنامه هاي اتمي و .... در شوراي امنيت ملي تصميم گيري مي شود.
اصلي ترين تصميم گيري هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ... در مجمع تشخيص مصلحت نظام گرفته
مي شود ولي فقيه افزون بر همه اين اختيارات و دستگاه هاي تصميم گيري کلان و خرد که در اختيار دارد، لشگري (گويا بيش از 1000 نفر) نيز زير عنوان مشاوران در اختيار دارد. مثل گروه مشاوران امنيت داخلي، گروه مشاوران سياست خارجي، گروه مشاوران امورات جنگي که در گروه هاي مشاورتي مختلف تقسيم شده اند و آشکارا نقش يک کابينه (البته کابينه اصلي و واقعي را در پشت کابينه دولت که ظاهري است بازي
مي کنند).
اما دامنه اختيارات و دخالت هاي رسمي رهبر! به همينجا ختم نمي شود. به هنگام تشکيل کابينه دولت، وزراي دفاع، کشور، خارجه، اطلاعات، ارشاد توسط او تعيين مي شوند مثلا هيچ دولتي اختيار نيروهاي انتظامي و پليس را در دست ندارد. در هر شهر و استاني امام جمعه در مقابل استاندار و يا فرماندار از قدرت بالائي برخوردار است. تمام اين امام جمعه ها مستقيم زير فرمان رهبر هستند و سرانجام در هر ارگان و اداره و مؤسسه دولتي نماينده رهبر موقعيت بالائي دارد که اين مجموعه نمايندگان هم زير نظر شخص رهبر هستند.
آري اين ها حقايق آشکاري است که مردم در زندگي روزمره مي بينند، بنابراين دولت حقيقي، حکومت واقعي، ولي مطلقه فقيه است که نه انتخابي است و نه به هيچ مرجعي پاسخگوست. او به معني واقعي سلطان مطلق العنان و بسيار بالاتر از آن (ولي امر مطلق مسلمين است). از اينرو پست هائي مثل "رياست جمهور"، "دولت و مجلس" پيش پرده رژيم در برابر مردم هستند تا به خيال خود مردم را با اين آدمک هاي بي اختيار مشغول کرده تا ولايت مطلقه فقيه با دم و دستگاه عظيم در پس پرده، همه تصميمات حکومت حقيقي در باره همه امور از کلي تا جزئي، از فعاليت هاي اتمي تا تعيين معاونت فلان وزارتخانه (وزارت جهانگردي) اوامر صادر کنند.
از اين رو شرکت در انتخابات هاي جمهوري اسلامي اساس به معني رأي دادن به خامنه است. راي مثبت دادن به وضع موجود است. پس بديهي است که تحريم انتخابات در برابر چنين رژيمي اصل است و انتخابات کنوني را هم بايد با صداي بلند و با تبليغ و دعوت از ديگران تحريم کرد.
البته در رژيم هاي ديکتاتوري غير ممکن نيست که در موارد استثنائي و مثلا بهنگامي که گويي امور از دست بالائي ها در رفته است و مردم فرصتي يافته و با استفادۀ تاکتيکي از انتخابات با شرکت در آن تعادل قوا را به ضرر کليت رژيم و به نفع تقويت صفوف مردم بهم بزنند
مثلا در خرداد 76 اکثريت بزرگي از دارندگان حق رأي در مخالفت با گزينه خامنه اي (يعني ناطق نوري) به محمد خاتمي رأي دادند.
خاتمي و ياران او به مردم وعده اصلاحات مي دادند اما مردم مي ديدند که نه تنها سپاه و وزارت دفاع در دست خاتمي نيست بلکه حتي نيروهاي انتظامي و پليس هم از اختيارات او خارج است و زير فرمان مستقيم رهبر به سرکوب کارگران، زنان و دانشجويان (18 تير) و در خيابان ها مزاحم مردم مي شوند. مردم
مي ديدند با اينکه با شرکت وسيع در انتخابات مجلس، نمايندگان مورد نظر خاتمي را با اکثريت قاطع به مجلس فرستادند اما مصوبات اين مجلس با حکم حکومتي ولي فقيه باطل مي شود (لايحه مطبوعات)، مردم مي ديدند که وزارت اطلاعات دولت خاتمي با هدايت بيت رهبري، نويسندگان کشور را مي دزدند و در خفا بطرز وحشيانه اي خفه مي کنند، به خانه فعالان سياسي ملي نيمه شب حمله مي کنند و خانمي بالاي 60 سال سن، در بستر بيماري،را 73 ضربه چاقو مي زنند (قتل فروهرها).
مردم مي ديدند که وزير ارشاد خاتمي را رهبر عوض مي کند و وزير کشور او را دستگير و به مدت 5 سال زنداني مي نمايد و قوه قضائيه جمهوري اسلامي که قانونا زير فرمان رهبر است به دستور او يک شبه اکثريت روزنامه را توقيف مي کند. اما مساله وخيم تر از اين بود. مردم مي ديدند که با اينکه طي دو دوره رياست جمهوري با آراي بالا به خاتمي رأي داده و رقباي او را طرد کرده بودند اما خاتمي با" کمال اختيار" هر بار وزراي خود را از ميان همان طرد شدگان مردم بر مي گزيد. مردم مي ديدند با اينکه اکثريت مجلس بطور قاطع با "اصلاح طلبان" است اما آنها حتي يک لايحه عليه انحصارات اقتصادي انواع و اقسام بنيادهاي نيمه دولتي ندادند. آنها مي ديدند که بدست دولت خاتمي بودجه انواع و اقسام سازمانها ي رانت خوار وابسته به مراکز ديني زير عنوان تبليغات حوزه علميه، تبليغات اسلامي و,,,,, 10 برابر شد اما باز هم بدتر و آن اينکه خاتمي بدون اجازه رهبر تصميمي نمي گرفت، مردم مي ديدند که او خود را در برابر رأي دهندگان پاسخگو نمي داند بلکه او خود را تنها در مقابل رهبر مسئول مي داند، چرا؟ زيرا با اينکه او با ناطق نوري تفاوت داشت ولي در يک نکته اساسي با او يکي بود و آن اطاعت بي چون و چرا در برابر رهبر و بهمين دليل هم از سد شوراي نگهبان گذشت. سرانجام در انتخابات مجلس هفتم شوراي نگهبان آشکارا و رو درروي مردم به ميدان آمد همه آنهائي را که مي پنداشت که مردم بيشتر به آنها رأي بدهند، حدود 2000 نفر، را رد صلاحيت کرد و در پايان کار به شهادت دست اندرکاران رژيم (کروبي و رفسنجاني)، سپاه پاسداران، بسيج و بيت رهبري دست در دست وزارت کشور دولت خاتمي، در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري آراي ريخته شده به صندوق ها را عوض کرده و احمدي نژاد را بلاي جان مردم کردند.

احمدي نژاد کيست؟
ايا او تافته جدا بافته است؟ نه! احمدي نژاد فرآورده نمونه جمهوري اسلامي است. 30 سال سرکوب دگرانديشان، 30 سال تبليغات ديني- دولتي،30سال آموزش عده اي خاص بنام بسيجي،30 سال انقلاب فرهنگي و سهميه بندي ورود به دانشگاهها، 30 سال تلاش براي تحت سيطره حوزه عليمه درآوردن دانشگاه ها و .... حاصلي جز احمدي نژاد و احمدي نژادها ندارد.
آري احمدي نژاد پرورش يافته و ساخته و پرداخته کل رژيم جمهوري اسلامي است. بديهي است که رفسنجاني ها، کروبي ها، خاتمي ها، ميرحسين موسوي ها و ... همچون خامنه اي در توليد احمدي نژادها دست داشته و دارند.
مردم همه جور جمهوري اسلامي را سنجيدند و سرانجام در 8 سال دوره "اصلاح طلبان" بسياري از مردم همه جور همراهي، مشکلات را تحمل کردند اما بيش از پيش و در تجريه زندگي ثابت شد که «جمهوري اسلامي اصلاح ناپذير است». اين تجربه اي گرانبها است که به قيمت به يغما رفتن زندگي مردم بدست آمد.
آري ضرورت تحريم يک انتخابات طي يک پروسه شکل مي گيرد. در ايران اين روند بويژه بعد از تجربه 8 ساله با "اصلاح طلبان"، از انتخابات مجلس هفتم، رياست جمهوري نهم و مجلس هشتم هر بار افزون تر از پيش رخ نمود. برخي نگران از گسترش روند تحريم مي کوشند تا با توجيهات روشنفکرانه تحريم را نفي کرده آن را عملي فردي، بدون ارتباط با مردم و گوئي از روي يأس جلوه دهند. در حاليکه آنچه پيش از اين گفتيم واقعيات روشن و آشکاري است که نا بينايان ايران نيز آن را طي 30 سال با گوشت و پوست خود لمس کرده اند و ديده اند که چگونه اندک اندک جمع تحريميان طي پروسه ها و تجربيات فراوان، رسيد ند.

حقيقت چيست؟ تحريم، دمکراسي، رفتار مدني
انديشمندان تاريخ دمکراسي را از جنبه برخوردشان به نيروي مستقل مبارزاتي مردم مي توان سه دسته نمود:
شمار اندکي از آنان چندان بهائي به نيروي مبارزاتي مردم نمي دهند، اما اکثريت آنان در تولد، استقرار و رشد دمکراسي نيروي مبارزاتي مردم را عامل مهمي مي دانند. که از آن ميان برخي اين نيروي مبارزاتي را در چارچوب جناح هاي حاکميت (حاکميت دمکراسي) تعريف مي کنند.
ولي شمار بزرگي از انديشمندان نيروي مبارزاتي مستقل مردم را عامل تعيين کننده در زايش، برپائي و پيشرفت دمکراسي مي دانند. همين امروز در دمکراسي هاي واقعا موجود جهان آنجا که نيروي مبارزاتي مستقل مردم حضور دارد، دمکراسي پيشرونده و تکامل يابنده است.
بنيادهاي اجتماعي مثل انجمن ها، اصناف، سنديکاها، سازمانهاي مردم نهاد (گروه هاي حقوق بشر، محيط زيست و ...)، احزاب و سازمان هاي سياسي و ... همه نمادهاي ذهني اين «نيروي مبارزاتي مستقل مردمي» هستند به نظر ما بويژه در کشورهاي در حال توسعه بدون حضور نيروي مستقل مبارزاتي مردم، يا دمکراسي بر پا نمي شود و يا ناپايدار خواهد بود. کساني که بهر دليل (دانسته يا از روي کم دانشي) در هر حرکت اجتماعي- سياسي به نيروي مبارزاتي مستقل مردم کم بها دهند و بدتر از آن، آن را ناديده انگاشته و يا خواهان حذف آن شوند، آنگاه يا دمکراسي را نفهميده اند يا در واقع مخالف دمکراسي هستند.
يکي ديگر از مسائل نظري حول دمکراسي اين نکته است که دمکراسي، خواهان آن است.
که افراد هم منفعت و يا هم مصلحت هر چه بيشتر يکديگر را يافته و با هم گروه اجتماعي متشکل و مجزائي از ديگر گروه هاي هم منفعت بوجود آورند. توجه به دو نکته هم "منفعت و "مجزا" بسيار اهميت دارد، از اينرو کساني که خلاف اين مسير را به جامعه توصيه مي کنند و همه را با هم و در صف متحده و بي شکل مي خواهند، دمکراسي را خوب نفهميده اند.
آري تنها گروه هاي هم منفعت و مجزا از يکديگر مي توانند با هم اتحادهاي روشن و پايدار بوجود آورده، وحدت اجتماعي يک ملت را شکل دهند.
از اين رو کساني که روشنفکر هستند و خيرخواه مردم (و گوئي از گسترش دامنه تحريم نگرانند) به جاي نفي تحريميان و اصرار به ادغام آنها در خود سعي کنند اولأ خود را بخوبي معرفي و بخوبي متشکل کنند و ثانيا به تحليل ديگران بپردازند.

تحريم بخشي از يک روند عيني اجتماعي است
که طي دوراني شکل مي گيرد. و نه يک حرکت خلق الساعه مرددي در آخرين ساعات تمديد زمان رأي گيري (که البته بجاي خود قابل فهم است و در صف تحريميان قرار دارد).
دمکراسي از جمله به معني حق «بله» گفتن و حق «نه» گفتن است. در دمکراسي هاي موجود جهان "نه" گفتن در انتخابات ها خود را بصورت تحريم نشان مي دهد، در پايان هر انتخاباتي، ميزان شرکت مردم، از شاخص هاي مهم، در ارزيابي موقعيت سيستم حکومتي است اگر در کشوري توسعه يافته ميزان شرکت کنندگان کم باشد آنرا به معني "تحريم" مي گيرند که بلافاصله براي همه (احزاب، حکومت، روشنفکران و ...) به يک بحث جدي و چاره جوئي بدل مي شود.
تحريم يک انتخابات يعني اينکه «شرکت در انتخابات مزبور در رابطه با مطالبات پايه اي ما، تغييري بوجود نمي آورد» که البته اين مطالبات پايه اي مي تواند حداقل خواست ها نيز باشد، که در کشور ما چنين است.

تحريم داراي پيام و پلاتفرم است
در طول حيات يک رژيم و در انتخابات ها، مردمي که براي خواست هاي کوچک و بزرگ خود جمع
مي شوند، انجمن، صنف، سنديکا و ... برپا مي کنند و يا کمتر از آن، با آرامي تمام از شهروندان مخالفِ يک قانون، امضا جمع مي کنند، تا آنرا به مراجع مربوطه ارائه کنند، خواست هاي خود را متمدنانه و بشکل مدني بيان مي کنند، اما مرتب و بطور سيستماتيک توسط نيروي انتظامي، وزرات اطلاعات و ... که مستقيما زير فرمان رهبر (خامنه اي) هستند مورد حمله، ضرب و شتم و دستگيري و زندان و شکنجه قرار مي گيرند آنگاه به هنگام انتخابات پيامشان روشن است:
«مانع اصلي در مقابل حق کمترين ابراز نظر شهروندان کليت رژيم جمهوي اسلامي،يعني حکومت واقعي که همانا به رهبري ولايت مطلقه فقيه است، مي باشد».

مطالبات؟!

در کشور ما وضع بسيار وخيم تر از اين است، اصلا بحث اصلي بر سر مطالبات نيست، بحث بر سر حق حيات و حق نفس کشيدن است.
دراويش گنابادي شيعه، فقط مي خواهند مراسم عبادي خود را که طي صدها سال انجام مي داده اند در چارديواري حسينيه خود (و نه در معابر عمومي) به آرامي انجام دهند، آيا آرام تر از درويش سراغ داريد؟!
آنها را مي زنند، حسينه شان را بر سرشان خراب مي کنند، دستگير و زنداني و شکنجه شان مي کنند، نه يک بار، نه دو بار. بطور سيستماتيک سرکوبشان مي کنند.
نيروهاي انتظامي، امنيتي، قوه قضائيه تنها و تنها زير فرمان خامنه اي هستند آنگاه هنگام انتخابات کساني به اين دروايش ميگويند: مطالبه خود را بگوييد!، کدام مطالبه؟! مطالبه حق حيات!؟
مي گويند تا آخرين روز انتخابات صبر کنيد ببينيد شايد کانديدي به مطالبه شما پاسخ گفت!! آيا مردم نمي دانند که سرکوب ها (بويژه) زير فرمان خامنه اي است، شما از مردم مي خواهيد به دست خود به خامنه اي رأي دهند؟!! آيا اين دمکراسي است؟ آيا اين تمرين دمکراسي است؟ آيا شما آمورش دمکراسي به مردم ميدهيد؟!
خير اين تحقير انسانيت است. اين براي همه ايرانيان شرم آور است، آخر ما 2500 سال پيش اعلاميه کوروش را داريم که مشهورترين بند آن حق آزادي مذاهب است. آري تحريم بخشي از يک روند اجتماعي است که گفتمانش، از جمله گفتمان همه مبارزات، متمدنانه، صلح آميز، صنفي، سنديکائي، فرهنگي، سياسي که جوابي جز سرکوب و شکنجه و زندان نداشته اند، مي باشد.

هنگامه انتخابات زمان وزن کشي است
بهنگام انتخابات براي ارائه گفتمان قدري دير است، اکنون زمان وزن کشي سياسي است، نتيجه انتخابات
مي تواند وزن نيروهاي اجتماعي و سياسي را نشان دهد. ميزان تحريم يقينا بازتاب دهنده بخشي از تنفر مردم از کليت رژيم است اين يک عامل مهم و ارزشمند براي ادامه مبارزه است. با معلوم شدن ميزان تحريم، سرکوب شدگان گوناگون،ميتوانند از آن براي ادامه مبارزات خود در دور آتي بهره گيرند همينطور ساير نيروهاي سياسي از يکديگر و از نيروي تحريميان، ارزيابي خواهند داشت. بويژه کليت رژيم جمهوري اسلامي (هر چند کودن) حساب کار خود را خواهد کرد.

مردم شريف ايران
نزديک به 30 سال تجربه جمهوري اسلامي نشان مي دهد که مجلس شوراي اسلامي و رياست جمهوري نمايندگان اصلي قدرت نيستند، قدرت اصلي در دست ولايت فقيه است و اوست که کليت رژيم جمهوري اسلامي را اداره مي کند.
همانطور که در صفحات پيش نشان داده شد ولي فقيه مطلق، طبق قانون اساسي رژيم مطلق العنان است، اختيارات او از خود قانون اساسي بالاتر است او دستگاه هاي عريض و طويل مثل شوراي امنيت ملي، شوراي انقلاب فرهنگي مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوه قضائيه شبکه امام جمعه هاي سراسر کشور، شبکه نمايندگان ولي فقيه در همه ارگان ها و ادارات که در اختيار دارد و همچنين سپاه، بسيج، نيروي انتظامي و پليس، وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد، وزرات کشور راديو و تلويزيون و ... که همه و همه مستقيما در اختيار او و فقط تحت فرمان او هستند، حکومت اصلي و واقعي او است، شرکت در انتخابات هيچ تغييري در اين حکومت واقعي (حکومت خامنه اي) ايجاد نمي کند، برعکس او (خامنه اي) ميزان آراي ريخته شده به صندوق را به معني تائيد خود (نظام) گرفته، دامنه سرکوب و غارتگري عليه مردم در داخل کشور و فتنه گري در خارج از ايران، و افزودن به تهديدات خارجي عليه ميهن ما، را بيش از پيش ادامه خواهد داد.
رژيم جمهوري اسلامي بيش از پيش در موضع ضعف قرار دارد.
از هم پاشيدگي نظام اداري، سقوط قيمت نفت، گسترش نارضايتي عمومي ، گسترش تضاد بين دستجات مختلف درون رژيم و ...
- کانديدهاي رياست جمهوري اسلامي،همه علاوه بر بي اختيار بودن، هدف اصلي شان بيرون بردن رژيم از اين وضعيت درماندگي است، هدف اصلي همه آنها فريب مردم، براي دادن فرصتي ديگر به رژيم است تا با بازسازي خود بار ديگر بدتر از احمدي نژادها را بلاي جان مردم کند.
در زمينه سياست خارجي، رژيم جمهوري اسلامي با دخالت هاي فتنه گرايانه در امور کشورهاي ديگر(وخواهان نابودي کشوري عضو سازمان ملل شدن)، با فعاليت هاي مشکوک اتمي و ... مردم ما را در معرض تهديدات مهلک خارجي قرار داده است.
30 سال تجربه نشان داده است که اين رژيم تنها در اثر فشار حاضر به عقب نشيني است، نيروئي که جمهوري اسلامي از آن بيش از هر چيز ديگري مي ترسد، نيروي مبارزاتي مردم است.
بدون مبارزه مردم، جمهوري اسلامي يک سانتي متر هم عقب نخواهد نشست، با تحريم هر چه وسيع تر انتخابات رژيم، اولا با ابراز تنفر عمومي از آن، آنرا وادار به عقب نشيني کنيم (يا اقلا مهارش کنيم) وثانيا در سطح جهاني نشان دهيم که فتنه گري هاي اين رژيم ربطي به مردم ايران ندارد و بدين ترتيب از دامنه خطرات عليه ايران بکاهيم.
هم ميهنان، هر روز حيات جمهوري اسلامي،هزينه هايي بيش از روز پيش بر دوش مردم ميگذارد، تحريم انتخابات نيز ممکن است هزينه اي داشته باشد، اما اين، سرمايه گذاري در راه سرنگوني اين رژيم است

30 ارديبهشت 1388(21 مه 2009)

.


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration