The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

انتخابات» و رنج انتخا ب

رضا اکرمي

دو سه هفته ايست به « کافه نادري » مجازي ( فيس بوک ) رفته ام و گوشه اي از آنرا ا انتخاب کرده ام که تنش بيشتر به سياست مي خورد .البته از سياست هم اين جا مي بايست درک متفاوتي بيابيم وهمين طور دوستاني جديد . چون از قديمي تر ها تقريبا خبري نيست يا به ندرت حضوري فعال دارند.بر عکس در ميان نسل جديد ، جوانان بسياري را مي بينيد که فرز و فعال با گرايشات گوناگون اجتماعي و سياسي در گردشند.
در چنين فضائي سر صحبت باز کردن ،بويژه اگر قرار باشد براي داخل و خارج از کشوريها به يکسان قابل تحمل باشد ،کار ساده اي نيست .اما چه کنم که نه مي توانم دست از عادت چهل ساله بشويم ونه اگر ما با سياست کاري نداشته باشيم سياست دست از سر ما برمي دارد . و از آنجا که اين روز ها بازار بحث انتخابات داغ است ،سر دردودل را در همين زمينه باز مي کنم و دوستاني محبت کرده به گفتگو مي پيوندند. هرچند اين تبادل نظر مخفي و محرمانه نيست ،شايد به رسم گذشته بهتر باشد از ذکر اسامي دوستان به پرهيزم . بويژه اينکه بازگوئي اش ، تصميمي است فردي و بي پرسش از آنها.

مي نويسم :« پيش شرط انتخابات آزاد و جود مطبوعات آزاد،آزادي احزاب سياسي، فقدان زنداني سياسي و...مي باشد انتخاباتي آزاد است که در فرآيند آن رژيم اجازه دستکاري نداشته باشد ونتايج آن به رسميت شناخته شود. پس مفاهيم و ارزشها را وارونه نسازيم . بگوئيد راهي جز انتخاب بين بد و بدتر نداريم و پا ها خسته و نفسها گرفته است تا لا اقل تا ابد بدور خود نچرخيم.
از اين انتخابات هم گذشت اما بدانيم از سالها پيش . بيش از دو دهه است که انتخابات آزاد رايج ترين وسيله کنار زدن رژيمهاي ديکتاتوري با ماهيت و ترکيبهاي متفاوت بوده است اما در هيچ يک از آنها انتخابات آزاد بي مبارزه و تلاش حاصل نشده است. در هيچ کجا حکومتها به دلخواه ميدان را بر مخالفين و منتقدين خود نخواهند گشود.»

دوست اول مي نويسد :اگر روي سخن شما با حکومتي هاست که هيچ ! اما در اين فضاي فيس بوک من نديدم کسي ادعا کند که انتخابات حاضر، آزاد و کاملا دمکراتيک است. حاميان اين و آن هم اتفاقا دعوايشان بر سر رفتن احمدي نژاد است. من كه راي نمي دهم را به دفاع از سيستم محكوم نكنيد، من مدافع واقع بيني هستم از همين الان مايي كه راي نمي دهيم پيشا پيش متهم شده ايم كه آمدن دوباره احمدي نژاد تقصير ماست. بگذريم مساله اين است كه. عرصه سياست عرصه تخيل نيست ، پرسش اين است كه در اين دور باطل راه حل چيست ؟
در جواب مي گويم «آقاي .... گرامي من نظرم متوجه شخص خاصي، آنهم شما که ارادت ويژه دارم نيست. البته در فيس بوک هستند کساني که از آزاد بودن اين انتخابات صحبت مي کنند و البته حق آنهاست از آنچه مي پسندند دفاع کنند . اما من يک درد مشترک را البته از فرسنگها دور از ميهنم فرياد مي کنم و آنهم اين است که انسانهاي دمکرات اعم از اينکه چه اعتقاد ايدئولوژيکي داشته باشند بايد نه گفتن راياد بگيرند و در دامهائي که بر سر راهشان مي گذارند و يکي هم همين است که چون در انتخابات پيشين شرکت نکرديد احمدي نژادآمد نترسند .شما و من بهتر ميدانيم احمدي نژاد چرا آمد.
دوست اول : ورود احمدي نژاد به قدرت اجرايي به طور قطع دليل شكست اصلاحات در ايران است . مصيبت اينجاست كه دوستان از ترس و لرزي كه به جانشان افتاده و كم كم احساس مي كنند كه موسوي ممكن است با اقبال توده ها مواجه نشود دست پيش را گرفته اندو مي گويند شما كه مخالف راي دادن هستيد و راي هم نمي دهيد سبب ابقاي احمدي نژاد مي شويد.
مي گويم :دقيقا .از قديم گفته اند طلب کار اگر ياد طلبش نکرد بده کار مي شود. اين آقايون به اصطلاح اصلاح طلب يک بار هم شده از حقوق بي حق تر از خودشان دفاع کنند که از شما ئي که خون دل خورده ايد تا اثري از مدنيت در فرهنگ سياسي امروز شکل بگير د مي خواهند که تنور انتخابا تشان را گرم کنيد منظورم ما و شماي نوعيست ؟ اميدوارم حوصله شما و ديگر عزيزان را سر نبرده باشم.

دوست دوم : اين سياست را آقاي ابراهيم نبوي در اتاقهاي گفتگويشان باب کردند و به همفکرانشان نيز دستور دادند دو کار را سرلوحه کار خود قرار دهيد . يک اينکه راي ندادن برابر است با انتخاب احمدي نژاد و ديگر انکه تا مي توانيد هياهو کنيد که موسوي کانديداي اصلاحات است. ايشان که از طنز نويسي به سردمداري باند موسوي در فيس بوک انتخاب شده اند مي خواهند با يک تير چند تا نشان بزنند.
دوست سوم: دوست عزيز من فکر مي کنم به جاي کنار زدن و يکي ديگر را آوردن که نياز به انقلاب دارد ، همين وضع موجود را کمي بهتر و قابل تحمل تر کنيم. به جاي بحث هاي کلي در مورد ماهيت دولت هاو حکومت ها هر جا که هستيم گامي کوچک ، حتي خيلي کوچک در جهت بهتر شدن امور برداريم. آدم ها و جريان ها با ايده هاي بزرگ اما غير عملي فراموش مي شوند و مردم از آنها عبور مي کنند.
دوست دوم درجواب ايشان : همان راهي که در 30 تير 1331 مردم پيش گرفتند. شاه قوام را نخست وزير کرد و مردم به خيابانها آمدند و مصدق را ابقا کردند اينکه ما عقب نشيني کنيم همان کاري که خاتمي از خرداد 76 آعاز کرد و شرايط را برا ي روي کار آوردن احمدي تژاد مهيا کرد را نبايد بار ديگر امتحان کرد. ما بايد اصرار کنيم که زير بار خواسته ولي فقيه نمي رويم . ما نبايد با التزام دادن به ولي فقيه عقب نشيني کنيم بلکه بايد با خواست منطقي خود کانديداي مورد نظر مردم را به حکومت تحميل کنيم و نه بر عکس بر ما تحميل کنند. اگر توجه کنيد حکومت و نه احمدي نژاد ،براي رأي دارد پول تقسيم مي کند و اين يعني اينکه مردم در موضع قدرت قرار گرفته اند.
ومن نيزدرتأ ئيد همين دوست در جواب دوست سوم مي نويسم :آقاي ..... گرامي مردم حق دارند از انقلاب زده شده باشند با توجه به آنچه ديدند. براي من هم نه تنها انقلاب مقدس نيست بلکه در شرايط فعلي که هنوز هزار دسته ايم، نه شدنيست و نه مطلوب . من از تمام تلاشهائي که در جنبش سياسي،اجتماعي و مدني مستقل مي شود جانبداري مي کنم و با اين هم موافقم که احمدي نژادبهتر سياست حاکم را تدارکات چي بود و بهتر است کمي ساز ناهمگون در بالا هم وجود داشته ياشد تا يک دفعه هم سر نرود و هم کلاه .که مملکت فلک زده ما باشد. اما حرفم اين است که گربه را به قول فرانسويها گربه بناميم و از آنجه در پيش است به نام انتخابات ياد نکنيم و به چشم مردم براي هميشه خاک نپاشيم.
فرصت ديا لوگ در اين ميدان مجازي محدود است و همزمان انبوهي از مباحث فلسفي،تاريخي ،سياسي،اجتماعي ،هنري و غيره و لو با نک زدني از پيش چشم شما رد مي شود .اما همين گفتگوي مختصر که در فضائي بسيار سالم و دوستانه شکل مي گيرد افکار مرا ساعتها به خود مشغول مي کند و از جمله مي بينم حتي يک نفر پيدا نمي شود صريح ،روشن و به قول معروف از ته دل مدافع اين انتخابات باشد و يا اينکه بدون لرزش دست ، بخواهد رأي خود را به نام يکي از چهار کانديداي گذشته از فيلتر «شوراي نگهبان»در 22 خرداد به صندوق بي اندازد . اما همگي بر اين نکته انگشت مي گذارند که ادامه روند موجود بن بست است و قرار گرفتن سر نوشت کشور در هاله اي از ابهام .
از اين فضاي مجازي بيرون مي آيم و همچون ماه هاي گذشته به سراغ مطبوعات و سيتهاي انتر نتي داخل و خارج مي روم مي بينم اين جا هم نويسندگان ،تحليل گران و مفسرين حرف متفاوتي ندارند .دسته بزرگي بعد از صغرا و کبرا هاي بسيار ،نهايتأ به انتخاب بد از بد تر مي انديشند .و در ميان دلايل آنها، باز هم پاي دولت چهار ساله محمود احمدي نژاد در ميان است و کمتر نشاني از اميد به تحول و دگرگوني در سياست و رفتار کل حاکميت جمهوري اسلامي و ارائه طريقي هدفمند جهت خروج از ساختار ضد دمکراتيک آن .
در اين جاست که بار ديگر سئوال دوست اول پيش رويم قرار مي گيرد که « عرصه سياست عرصه تخيل نيست ، پرسش اين است كه در اين دور باطل راه حل چيست ؟» و مي بينم که دست کم 12 سال است ،از دوم خرداد 76 تاکنون ،اين بخش از احزاب ،سازمان ها و فعالين سياسي دمکرات و مستقل و نيمه مستقل از خود و يا منتقدين خود کرده اند و باز در لحظه انتخاب يا کنار «بد» قرار گرفته اند و يا نظاره گر صحنه بوده اند .
آيا براي برون رفت از اين دوراهي بي سرانجام راهي جز گفتگوي جدي و مبتني بر شناخت عميق ارزشهاي دمکراتيک و راه تحقق آن در جامعه امروز ايران مي تواند وجود داشته باشد ؟ آيا سياست «برداشتن گامهاي کوچک»، نقش اپوزيسيون اين رژيم را روز بروز در تحول مورد نياز کوچکتر نکرده است ؟ آيا تکرار اين رفتار سياسي در اين دوره 12 ساله ،نمي رود به يک واقعيت رفتار اجتماعي و سياسي جا خوش کرده تبديل شود؟آيا اگر چنين انتخابي هدف استراتژيک گذار به دمکراسي در ايران است بهتر نيست لا اقل مدافعين آن کمر همت بالا زده و به جاي برخورد سلبي با آنچه نمي خواهند به اثبات حقانيت راه ،برنامه و کانديداي مورد پشتيباني خود برخيزند؟
آيا منتقدين اين هدف استرا تژيک ،(هرچند غير منسجم) نبايد سايه روشن مختصات استراتژي گذار مورد نظر خود را پيش بکشند و اگر امروز هم بار ديگر نظاره گر باشند فردائي با چشم اندازتر پيش روي خود و مردم بگشايند؟
من شخصأ معتقدم که طيف مدافع گذار و يا تحول دمکراتيک در ساختار سياسي بار ديگر فرصتي را از دست داد،فرصتي که قرار نبود به انقلاب بي انجامد اما مي توانست صداي سومي باشد در دفاع از پرنسيپهاي واقعي دمکراتيک ،در فهم و درک متقابل نيرو هاي دمکرات از همديگر. در مرجع شدن براي نيروهاي اجتماعي در طبقات و اقشار مختلف و بلاخره در بنيانگذاري اپوزيسيوني قابل رويت و محاسبه در فرداي اين انتخابات .
مي گويم از دست رفت براي اينکه بخش مهمي ازآنها يا به ستادهاي انتخاباتي دو کانديداي به اصطلاح اصلاح طلب پيوستند يا به احزاب و شخصيتهاي حامي آنها تبديل شدند و تأسف بار تر آن خواهد شد که به احتمال زياد از نتيجه اين «انتخابات» همان گام کوچک هم بيرون نخواهد آمد. چرا که تمام عناصر و شواهد گواه اين واقعيت است که نه تنها دوم خرداد ديگري در راه نيست بلکه استثناء يک دوره اي شدن رياست جمهوري احمدي نژاد هم در افق ديده نمي شود. چرا ؟
احمدي نژاد امروز از چهار سال پيش در ميان مردم شناخته شده تر است .پول نفت را بر سر سفره همگان نبرده است اما سبيل بسياري را چرب کرده است .حزب پادگاني، دست خوش گرفته و از تمام امکانات بازسازي و استحکام موقعيت خود برخودار شده است. غرور ي موهوم حول پيشرفتهاي هسته اي در ميان برخي از مردم شکل گرفته است و روشنگري پيرامون اين سياست در محدوده «امنيت ملي » است و جناح رقيب هم حرف متفاوتي در اين زمينه ندارد و بلاخره تمام فرآيند اين رأي گيري بصورت يکدست در کنترل همين جناح است ،هرگونه دست کاري در تعداد و نتايج انتخابات ممکن و هيچ نشاني از اينکه جناح بازنده بخواهد خارج از نظام در پي سازمان دادن مقاومت باشد ديده نمي شود .
ميزان آراء محسن رضائي هر گاه تا روز انتخابات کناره گيري نکند ،نمي تواند به مانعي در جهت ورود احمدي نژاد به دور دوم باشد.در دور دوم بخش مهمي از همين آراء به نفع رئيس جمهور فعلي به صندوق ريخته خواهد شد .
مهدي کروبي عليرغم پشتيباني سياسيترين و پراگماتيست ترين چهره هاي اصلاح طلب درون نظام در توده مردم شانس چنداني جهت صعود به دور دوم نخواهد داشت .مجموعه آراء وي به شمول شخصيتهاي پيش گفته يک جا به جيب مير حسين موسوي که احتمالا در دور دوم انتخابات حضور خواهد داشت ريخته نمي شود . در نتيجه فردي به رقابت با احمدي نژاد در دور دوم خواهد رفت که حذف «مهندسي» شده آن براي بيت رهبري و حزب پادگاني ساده تر است .
هر گاه چنين سناريوئي بسيار دور از واقعيت نباشد بايد گفت بازنده اصليش همان جنبش دمکراتيکي است که پيش تر نام بردم و متأسفانه تخم مرغهاي خود را در دو سبد کروبي و موسوي چيده است.
مي دانم که در شرايط دشواري قرار داريم .انتخاب راه پر رنج است اما بايد واقع بين بود و دانست که نکاشته را نمي توان درو کرد .اين موقعيتي است که براي هر کشوري مي تواند پيش بيايد .7 سال پيش در فرانسه شرايطي در دور دوم انتخابات پيش آمد که ژاک شيراک راستگرا در مقابل کانديداي راست افراطي قرار داشت نيروي چپ فرانسه بعد از قرني مي بايست يا صحنه را ترک کند يا از شيراک که رئيس جمهور وقت هم بود پشتيباني نمايد . مي دانيم که اکثريت قريب به اتفاق ،راه دوم را برگزيدند .شرايط دو رژِيم وکانديداها با ايران کاملا متفاوت بود اما بياد دارم يکي از رهبران چپ فرانسه ،آقاي ژان لوک ملانشون اين دشواري انتخاب را چنين خلاصه کرد که دستمالي به روي چشمهايم مي بندم و دستکش بدست مي کنم تا آلوده نشوم و رأي خودرا به نفع شيراک به صندوق مي اندازم . وي امروز براي پيش برد ايد ه هاي خود از حزب سوسياليست هم کناره گرفت تابه اتفاق يارانش حزب چپ فرانسه را بنياد گذارد.اما متأسفانه گويا در ميان فعالين سياسي ما اين استثنا ها دارند به قاعده تبديل مي شوند و پايداري بر ارزشهاي دمکراتيک استثاء. همه ما مي دانيم به ميزاني که در پائين و در ميان اقشار و طبقات مختلف اجتماعي به ساختن نهاد هاي سياسي ،سنديکائي ،صنفي فرهنگي ومدافع حقوق ملي ،شهروندي و حقوق بشر، که ستون اصلي و عمده دمکراسي هستند همت کنيم امکان دستيابي به حق حاکميت خود برسرنوشتمان فراهم تر مي گردد و چنانکه شاهديم رژيم نيز اين چشم اسفنديارخود را دريافته است و از هيچ کوششي در جهت ضربه زدن به اين جنبشها و سرکوب فعالين آنهاخودداري نمي کند باز بخش عمده اي از انرژي و توان محدود سياسي ما مصروف گرم کردن تنور انتخاباتيست که صحنه گردان آن صرفأ کارگزاران حکومتند.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration